This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه تعداد مهاجران افغان در ایران ۱۰ میلیون نفر باشه؛
با یک محاسبه سرانگشتی سالانه حدود ۱۳ میلیارد دلار، فقط از «منابع هیدروکربوری» کشور صرف این مهاجران میشه؛ عددی معادل ۲۰ درصد بودجه دولت.
اگر اتباع غیرقانونی افغان حضور نداشتند، همه یا بخش مهمی از ناترازیانرژی برطرف میشد.
با یک محاسبه سرانگشتی سالانه حدود ۱۳ میلیارد دلار، فقط از «منابع هیدروکربوری» کشور صرف این مهاجران میشه؛ عددی معادل ۲۰ درصد بودجه دولت.
اگر اتباع غیرقانونی افغان حضور نداشتند، همه یا بخش مهمی از ناترازیانرژی برطرف میشد.
💯8
Forwarded from ایرانِ بزرگِ فرهنگی
چرا شاهزاده رضا پهلوی «دوگل» نیست؟ (۱)
در مطالب پیشین، توجّه خوانندگان را به این نکتهٔ اساسی جلب کردیم که غیبت «روح مشروطیّت» و «تبارشناسی مشروعیت اتوریتهٔ دولت ملّی برآمده از مشروطه» در شاکله دفترچه دوران گذار، چگونه به سستی و فَشَل شدن نه تنها جزوه، که بعید شدن شانس پیروزی عملی خود پروژه گذار میانجامد. در یادداشتهای پیش رو، میکوشیم تا روشن کنیم که آنچه نوشته شده از طریق اتّصال به کدام تجربیات، الگوها و آدرسها، به زمینهٔ واقعی مبارزهٔ امروز ملت ایران و تجربه مشروطیّت بیاعتنایی میکند.
در سالیان پیش، اصرار بر این بود که شخصیت حقیقی ولیعهد را در قالب «گاندی» و «ماندلا» به تصویر بکشند. با مطالعهٔ دفترچهٔ گذار امروز امّا مشخّص میشود که قالب جدیدی الگوبرداری شده: «ژنرال شارل دوگل»
بهنظر میرسد که متنِ مرحلهٔ اضطراری از پروژهٔ شکوفایی ایران، بهطور مشخص، رونوشتی از «برنامه شورای ملّی مقاومت» و دولت موقّتِ تحت فرمان ژنرال دوگل است. این تقلید در قلمرو جزئیات، که منطقاً میبایست تابع مختصّات محلّی هر مبارزه باشد، موبهمو است، و در کلیّات، چون توانایی تشخیص تمایز میان زمینهٔ مبارزه در فرانسهٔ جنگ دوم جهانی و ایران امروز را ندارد، دچار تضادّ میان محتوا و روش مبارزه است.
علّت آن است که بسیاری از برنامهها و اقدامات دولت موقّت دوگل، علیرغم وجود چارچوبهای اولیّه، در مواجهه با «زمین سخت واقعیّت» و چالشهای عملی پس از آزادسازی شکل گرفتند. بنابراین انسجامِ آنچه که امروز بهعنوان «برنامهٔ دولت موقّت دوگل» میشناسیم، نتیجه تئوریزه کردنِ پسینیِ اقدامات آن دوره است. مورّخان و تحلیلگران با بررسی فرمانها، سیاستها، و نتایج دولت موقّت، آنها را در قالب برنامهای منسجم ارائه میدهند؛ اما در واقعیّت، دولت موقّت دوگل برنامهٔ جامع و مدوّنی نداشت و نمیتوانست هم داشته باشد، درنتیجه بسیاری از اقدامات آن بهصورت تدریجی و در پاسخ به نیازهای فوری شکل گرفتند.
این درحالی است که در جزوهٔ گذار سازمان نوفدی، که خود الگو گرفته از برنامهٔ دوگل است، از آغاز با جزئیاتی عمدتاً غیرضروری روبروییم که گویا قرار است بعداً به اجرا دربیایند. دربارهٔ آداب تقلیدِ درست از نمونههای تاریخی، در این مقال جای سخن گفتن نیست. پرسش اساسی امّا این است که بدون کادر میدانی، فرآیند تبدیل متن سازمان نوفدی به عمل انقلابی چگونه خواهد بود؟
با دقّت در جزوه، خواننده با مشاهدهٔ عنوان غریبِ «نهاد خیزش ملّی» اگر بهتزده نشود، هرقدر هم در حافظه تاریخی خود دنبال معادلی بگردد، چیزی نخواهد یافت. در مورد «نهاد اجرایی موقّت» نیز به همینترتیب. علّت آن است که هر دو نهاد رونوشتی از سازمانهای واقعی مبارزه در «دولتِ موقّت» ژنرال دوگل هستند:
"نهادِ خیزش ملّی" همان «شورای ملّی مقاومت» (CNR) است. "نهاد اجرایی موقّت" نیز همان «کابینه دولت موقّت» (Conseil des Ministres) که مسئول انجام فرمانهای اجرایی را در دولتِ موقّت دوگل داشت.
برای درک بهتر علل تناقض محتوای فنّی جزوه گذار با روش، باید دانست که اقدامات دولت موقّت شارل دوگل پس از سقوط رژیم ویشی، ترکیبی از فرمانهای اجرایی، تصمیمات شورای مقاومت ملّی، و مصوّبات تدریجی در چارچوب «بازسازی قانونی» بود. در آن زمان، به دلیل نفی قانون اساسی جمهوری سوم و وضعیّت اضطراری پس از جنگ، بسیاری از اقدامات از طریق فرمانها (Ordonnance) یا تصمیمات مستقیم دولت موقّت انجام میشد. دولت موقّت که تا زمان تصویب قانون اساسی جمهوری چهارم (اکتبر ۱۹۴۶) بهعنوان نهادی موقّت عمل میکرد، از نظر حقوقی بر پایه مشروعیّت مقاومت و حمایت متّفقین فعالیّت داشت.
مشروعیّت دوگل علاوهبر همکاری با جبهه مقاومت، در اصل وابسته به کاریزمای فرماندهی او در ارتشی بود که خود نهادی از جمهوری سوم فرانسه بهشمار میآمد. برخلاف دوگل، مشروعیّت شاهزاده رضا پهلوی از جایگاه سنّتی «ولایتعهدی» در نظام پادشاهی ایران مدرن ناشی میشود. مشروعیّت دیوانسالارانه وی نیز بههمینترتیب در قانون اساسی مشروطه توشیح شده! بهعبارت دیگر دوگل در وضعِ «گسست در پیوست»ی با جمهوری سوم فرانسه قرار داشت، درحالیکه ولیعهد ما منطقاً نمیتواند در چنان قالبی بگنجد. چون تنها راه ازالهٔ قطعی جمهوری اسلامی از مسیر قرار گرفتن ایشان در جایگاهی که پیشتر تاسیس شده، میگذرد. علّت آن است که مشروعیّت دوگل نه به واسطه میراثی که «متولّی»اش باشد، بلکه از طریق کارآمدی در میدان رهبری قیامی ملّی علیه سلطه بر کشورش ناشی میشد. بدون چنان پیروزیای، دوگل همچون تمام سرداران شکستخورده در لابلای صفحات تاریخ گم میشد. وارون این منطق اما، مشروعیّت شاهزاده رضا پهلوی ناشی از «پسرِ شاه بودن» در مقام «ولایتعهدی دولت ملی ایران» مبتنی بر سند ۱۹۰۶ است.
در مطالب پیشین، توجّه خوانندگان را به این نکتهٔ اساسی جلب کردیم که غیبت «روح مشروطیّت» و «تبارشناسی مشروعیت اتوریتهٔ دولت ملّی برآمده از مشروطه» در شاکله دفترچه دوران گذار، چگونه به سستی و فَشَل شدن نه تنها جزوه، که بعید شدن شانس پیروزی عملی خود پروژه گذار میانجامد. در یادداشتهای پیش رو، میکوشیم تا روشن کنیم که آنچه نوشته شده از طریق اتّصال به کدام تجربیات، الگوها و آدرسها، به زمینهٔ واقعی مبارزهٔ امروز ملت ایران و تجربه مشروطیّت بیاعتنایی میکند.
در سالیان پیش، اصرار بر این بود که شخصیت حقیقی ولیعهد را در قالب «گاندی» و «ماندلا» به تصویر بکشند. با مطالعهٔ دفترچهٔ گذار امروز امّا مشخّص میشود که قالب جدیدی الگوبرداری شده: «ژنرال شارل دوگل»
بهنظر میرسد که متنِ مرحلهٔ اضطراری از پروژهٔ شکوفایی ایران، بهطور مشخص، رونوشتی از «برنامه شورای ملّی مقاومت» و دولت موقّتِ تحت فرمان ژنرال دوگل است. این تقلید در قلمرو جزئیات، که منطقاً میبایست تابع مختصّات محلّی هر مبارزه باشد، موبهمو است، و در کلیّات، چون توانایی تشخیص تمایز میان زمینهٔ مبارزه در فرانسهٔ جنگ دوم جهانی و ایران امروز را ندارد، دچار تضادّ میان محتوا و روش مبارزه است.
علّت آن است که بسیاری از برنامهها و اقدامات دولت موقّت دوگل، علیرغم وجود چارچوبهای اولیّه، در مواجهه با «زمین سخت واقعیّت» و چالشهای عملی پس از آزادسازی شکل گرفتند. بنابراین انسجامِ آنچه که امروز بهعنوان «برنامهٔ دولت موقّت دوگل» میشناسیم، نتیجه تئوریزه کردنِ پسینیِ اقدامات آن دوره است. مورّخان و تحلیلگران با بررسی فرمانها، سیاستها، و نتایج دولت موقّت، آنها را در قالب برنامهای منسجم ارائه میدهند؛ اما در واقعیّت، دولت موقّت دوگل برنامهٔ جامع و مدوّنی نداشت و نمیتوانست هم داشته باشد، درنتیجه بسیاری از اقدامات آن بهصورت تدریجی و در پاسخ به نیازهای فوری شکل گرفتند.
این درحالی است که در جزوهٔ گذار سازمان نوفدی، که خود الگو گرفته از برنامهٔ دوگل است، از آغاز با جزئیاتی عمدتاً غیرضروری روبروییم که گویا قرار است بعداً به اجرا دربیایند. دربارهٔ آداب تقلیدِ درست از نمونههای تاریخی، در این مقال جای سخن گفتن نیست. پرسش اساسی امّا این است که بدون کادر میدانی، فرآیند تبدیل متن سازمان نوفدی به عمل انقلابی چگونه خواهد بود؟
با دقّت در جزوه، خواننده با مشاهدهٔ عنوان غریبِ «نهاد خیزش ملّی» اگر بهتزده نشود، هرقدر هم در حافظه تاریخی خود دنبال معادلی بگردد، چیزی نخواهد یافت. در مورد «نهاد اجرایی موقّت» نیز به همینترتیب. علّت آن است که هر دو نهاد رونوشتی از سازمانهای واقعی مبارزه در «دولتِ موقّت» ژنرال دوگل هستند:
"نهادِ خیزش ملّی" همان «شورای ملّی مقاومت» (CNR) است. "نهاد اجرایی موقّت" نیز همان «کابینه دولت موقّت» (Conseil des Ministres) که مسئول انجام فرمانهای اجرایی را در دولتِ موقّت دوگل داشت.
برای درک بهتر علل تناقض محتوای فنّی جزوه گذار با روش، باید دانست که اقدامات دولت موقّت شارل دوگل پس از سقوط رژیم ویشی، ترکیبی از فرمانهای اجرایی، تصمیمات شورای مقاومت ملّی، و مصوّبات تدریجی در چارچوب «بازسازی قانونی» بود. در آن زمان، به دلیل نفی قانون اساسی جمهوری سوم و وضعیّت اضطراری پس از جنگ، بسیاری از اقدامات از طریق فرمانها (Ordonnance) یا تصمیمات مستقیم دولت موقّت انجام میشد. دولت موقّت که تا زمان تصویب قانون اساسی جمهوری چهارم (اکتبر ۱۹۴۶) بهعنوان نهادی موقّت عمل میکرد، از نظر حقوقی بر پایه مشروعیّت مقاومت و حمایت متّفقین فعالیّت داشت.
مشروعیّت دوگل علاوهبر همکاری با جبهه مقاومت، در اصل وابسته به کاریزمای فرماندهی او در ارتشی بود که خود نهادی از جمهوری سوم فرانسه بهشمار میآمد. برخلاف دوگل، مشروعیّت شاهزاده رضا پهلوی از جایگاه سنّتی «ولایتعهدی» در نظام پادشاهی ایران مدرن ناشی میشود. مشروعیّت دیوانسالارانه وی نیز بههمینترتیب در قانون اساسی مشروطه توشیح شده! بهعبارت دیگر دوگل در وضعِ «گسست در پیوست»ی با جمهوری سوم فرانسه قرار داشت، درحالیکه ولیعهد ما منطقاً نمیتواند در چنان قالبی بگنجد. چون تنها راه ازالهٔ قطعی جمهوری اسلامی از مسیر قرار گرفتن ایشان در جایگاهی که پیشتر تاسیس شده، میگذرد. علّت آن است که مشروعیّت دوگل نه به واسطه میراثی که «متولّی»اش باشد، بلکه از طریق کارآمدی در میدان رهبری قیامی ملّی علیه سلطه بر کشورش ناشی میشد. بدون چنان پیروزیای، دوگل همچون تمام سرداران شکستخورده در لابلای صفحات تاریخ گم میشد. وارون این منطق اما، مشروعیّت شاهزاده رضا پهلوی ناشی از «پسرِ شاه بودن» در مقام «ولایتعهدی دولت ملی ایران» مبتنی بر سند ۱۹۰۶ است.
❤9👍1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادتونه روزی سر دخترانمان را به جدول میکوبیدید...
فکر نمیکردید اسرائیل نیز با شما چنین بکند؟
فکر نمیکردید اسرائیل نیز با شما چنین بکند؟
🤩7
Forwarded from 🕺سرزمینم،توآزادخواهی شد🕺 (rezayazdanpanah)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵رضاشاه دوم:مهم نیست من امروز چکاره ام
یا فردا چکاره ، من یک"هدف" دارم
آنهم #نجات_ایران است!
🔵رضایزدانپناه:نجات ایران مهم است امامهمترازنجات ایران آن است که ایران نجات داده شده رابه که وکدام طیف وگروه بسپاری.
🔵به کانال تازه تاسیس وپادشاهیخواه مابه ادرس زیرملحق شوید باتشکرازخوبان هم میهن،،مابه حضورشمادراین کانال نیازداریم تاکانالی بزرگ وازهمه مهمترباکیفیت و تاثیرگذاررادراینده نزدیک شاهدباشیم لطفا باماهمکاری کنید به مابپیوندید
@soghoot404
یا فردا چکاره ، من یک"هدف" دارم
آنهم #نجات_ایران است!
🔵رضایزدانپناه:نجات ایران مهم است امامهمترازنجات ایران آن است که ایران نجات داده شده رابه که وکدام طیف وگروه بسپاری.
🔵به کانال تازه تاسیس وپادشاهیخواه مابه ادرس زیرملحق شوید باتشکرازخوبان هم میهن،،مابه حضورشمادراین کانال نیازداریم تاکانالی بزرگ وازهمه مهمترباکیفیت و تاثیرگذاررادراینده نزدیک شاهدباشیم لطفا باماهمکاری کنید به مابپیوندید
@soghoot404
👍7❤3🫡2
اینروزها مذاکرات پنهان جواد ظریف با آمریکاییها برای جلوگیری از بازگشت پادشاهی به #افغانستان خیلی خواندنیتر است.
◾ جیمز دابینز، نماینده ویژه دولت وقت آمریکا در امور افغانستان در کتاب خویش سند جالبی را منتشر کرده است:
«خلیل زاد و من-جیمز دابینز- به اقامتگاه ایرانیان رفتیم. #جواد_ظریف رییس هیات ایرانی هنوز نرسیده بود؛ اما سه تن از همکارانش به شمول محمدابراهیم تهرانیان که در مقام سفیر ایران در #ائتلاف_شمال در چند سال گذشته خدمت میکرد، در آنجا حضور یافته و از ما استقبال کردند.
هر دو طرف خواهان برگزاری موفقیت آمیز کنفرانس همراه با توافق بر سر هویت دولت جدید افغانستان بودیم. به باور هیات ایرانی رئیس دولت جدید میبایست از جناحهای دیگری به جز ائتلاف شمال انتخاب شود. آنها مخالف رهبری #ظاهرشاه بودند.
حامد_کرزی تنها نامی بود که آنها آن را به عنوان نامزد پیشتاز برای احراز این سمت شنیده بودند. آنها برایم توضیح دادند که از حامد کرزی به عنوان یک چهرهی شناخته و مورد اطمینان در محافل سیاسی در تهران یاد میشود!
سپس دریافتم که سپردن هر نقشی به #ظاهرشاه ولو بسیار محدود مقاومت شدید دولت انقلابی ایران را در پی خواهد داشت چون مشروعیت خود آن دولت از سرنگون ساختن شاه آن کشور سرچشمه میگیرد.
از نقطه نظر دولت انقلابی جمهوری اسلامی ایران بازگرداندن یک شاه به قدرت در منطقه به مثابهی هموارسازی راه برای بازگشت شاههای دیگری تلقی میشد.»
منبع:دابینز.جیمز، ملت سازی در افغانستان پس از طالبان،مترجم عارف سحر،نشرمرکز مطالعات صلح و توسعه، کابل،۱۳۹۱.
ص ۱۳۶، ۱۳۷
#بازگشت_به_مشروطه
#جاویدشاه
◾ جیمز دابینز، نماینده ویژه دولت وقت آمریکا در امور افغانستان در کتاب خویش سند جالبی را منتشر کرده است:
«خلیل زاد و من-جیمز دابینز- به اقامتگاه ایرانیان رفتیم. #جواد_ظریف رییس هیات ایرانی هنوز نرسیده بود؛ اما سه تن از همکارانش به شمول محمدابراهیم تهرانیان که در مقام سفیر ایران در #ائتلاف_شمال در چند سال گذشته خدمت میکرد، در آنجا حضور یافته و از ما استقبال کردند.
هر دو طرف خواهان برگزاری موفقیت آمیز کنفرانس همراه با توافق بر سر هویت دولت جدید افغانستان بودیم. به باور هیات ایرانی رئیس دولت جدید میبایست از جناحهای دیگری به جز ائتلاف شمال انتخاب شود. آنها مخالف رهبری #ظاهرشاه بودند.
حامد_کرزی تنها نامی بود که آنها آن را به عنوان نامزد پیشتاز برای احراز این سمت شنیده بودند. آنها برایم توضیح دادند که از حامد کرزی به عنوان یک چهرهی شناخته و مورد اطمینان در محافل سیاسی در تهران یاد میشود!
سپس دریافتم که سپردن هر نقشی به #ظاهرشاه ولو بسیار محدود مقاومت شدید دولت انقلابی ایران را در پی خواهد داشت چون مشروعیت خود آن دولت از سرنگون ساختن شاه آن کشور سرچشمه میگیرد.
از نقطه نظر دولت انقلابی جمهوری اسلامی ایران بازگرداندن یک شاه به قدرت در منطقه به مثابهی هموارسازی راه برای بازگشت شاههای دیگری تلقی میشد.»
منبع:دابینز.جیمز، ملت سازی در افغانستان پس از طالبان،مترجم عارف سحر،نشرمرکز مطالعات صلح و توسعه، کابل،۱۳۹۱.
ص ۱۳۶، ۱۳۷
#بازگشت_به_مشروطه
#جاویدشاه
👍2😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد طاهری عزیز مقصر شمایید. شمایی که هر روز براساس وزش باد موضع عوض نکردید. شما که بیش از چهاردهه برای روشن ماندن چراغ پادشاهی در ذهن ایرانیان تلاش کردید.
در اپوزیسیونی که سگ میزند و گربه میرقصد و شارلاتانیسم سکه رایج این روزهاست اینها گناه کمینیست.
صادق هدایت در یکی از نامههایش به دوستش شهید نورایی این چنین میگوید. و این متن به شدت مرا یاد وضعیت خودمان میاندازد.
«در این محیط بوگندوی بیشرم باید پیه همه چیز را به تن مالید: از طرف دیگر حق کاملاً به جانب آنهاست هرچه بگویند و بکنند کم است. وقتی که آدم میان رجالهها و مادرقحبهها افتاد و با آنها همآهنگی در دزدی و سالوسی و تقلب و چاپلوسی و بیشرمی نداشت گناهکار است تا چشمش هم کور بشود.»
#امیر_طاهری
بمانید برایمان @AmirTaheri4
در اپوزیسیونی که سگ میزند و گربه میرقصد و شارلاتانیسم سکه رایج این روزهاست اینها گناه کمینیست.
صادق هدایت در یکی از نامههایش به دوستش شهید نورایی این چنین میگوید. و این متن به شدت مرا یاد وضعیت خودمان میاندازد.
«در این محیط بوگندوی بیشرم باید پیه همه چیز را به تن مالید: از طرف دیگر حق کاملاً به جانب آنهاست هرچه بگویند و بکنند کم است. وقتی که آدم میان رجالهها و مادرقحبهها افتاد و با آنها همآهنگی در دزدی و سالوسی و تقلب و چاپلوسی و بیشرمی نداشت گناهکار است تا چشمش هم کور بشود.»
#امیر_طاهری
بمانید برایمان @AmirTaheri4
👍12❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این چیزی که داریم تجربه میکنیم تازه شروع بحرانه! یعنی اینا در مقایسه با فجایعی که قراره تجربه کنیم هیچی نیست!
👌6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک چیزی که توی مصاحبهها با این خانواده کتلتشدگان جنگ ۱۲ روزه برام عجیبه، سطح بیاحساس بودنشون نسبت به عضو خانوادهاشونه که کشته شده.
👍10❤1
Forwarded from 👑کانال شهیاران 👑
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سلطنت_مشروطه
از منظر #شهریار_ایران....
دمکرات ترین شاهنشاه مشروطه سلطنتی ایران را هنوز بسیاری درک نکردند.....
با آگاهی کامل مینویسم که :
ایرانمان جانمان
مشروطه آرمانمان
پهلوی پادشاهمان
پاینده و جاوید ایرانمان
@shahyarran
از منظر #شهریار_ایران....
دمکرات ترین شاهنشاه مشروطه سلطنتی ایران را هنوز بسیاری درک نکردند.....
با آگاهی کامل مینویسم که :
ایرانمان جانمان
مشروطه آرمانمان
پهلوی پادشاهمان
پاینده و جاوید ایرانمان
@shahyarran
❤10🙏1
بدانگونه کهت هست بنمای روی!
«اصحابِ جزوه» رو به دوربین کرده و با سوگندهایی غلیظ اصرار میکنند که پیرو طریقتِ پادشاهیخواهیاند، درحالیکه جزوهشان مانیفستِ جمهوریطلبی است.
مرا یاد خوان چهارمِ رستم میاندازد. پیرزنی جادو با چهره مبدّلِ دختری زیبارو به نزد رستم میرود تا او را بفریبد:
بیاراست رُخ را بسانِ بهار
وگر چند زیبا نبودش نگار
برِ رستم آمد پر از رنگوبوی
بپرسید و بنشست نزدیکِ اوی
رستم ناآگاه از جادو بودنِ زن با وی نوشیدن آغاز میکند:
ندانست کاو جادویِ ریمَن است
نهفته به رنگ اندر، اهریمَن است
تا نام خدا را برای سپاس بر زبان میآورد، جادویِ پیرزن باطل میشود:
چو آواز داد از خداوندِ مهر
دگرگونهتر گشت جادو به چِهر
سیَه گشت چون نام یزدان شنید
تهمتن سبک چون در او بنگرید
بپرسید و گفتش چه چیزی بگوی
«بدانگونه کهت هست بنمای روی!»
ناظر به وضعِ ما این ایستادنِ بر موضع «مشروطهخواهی» معادل با نامِ خداست که روی جادوان جمهوریطلب را سیه میکند.
«اصحابِ جزوه» رو به دوربین کرده و با سوگندهایی غلیظ اصرار میکنند که پیرو طریقتِ پادشاهیخواهیاند، درحالیکه جزوهشان مانیفستِ جمهوریطلبی است.
مرا یاد خوان چهارمِ رستم میاندازد. پیرزنی جادو با چهره مبدّلِ دختری زیبارو به نزد رستم میرود تا او را بفریبد:
بیاراست رُخ را بسانِ بهار
وگر چند زیبا نبودش نگار
برِ رستم آمد پر از رنگوبوی
بپرسید و بنشست نزدیکِ اوی
رستم ناآگاه از جادو بودنِ زن با وی نوشیدن آغاز میکند:
ندانست کاو جادویِ ریمَن است
نهفته به رنگ اندر، اهریمَن است
تا نام خدا را برای سپاس بر زبان میآورد، جادویِ پیرزن باطل میشود:
چو آواز داد از خداوندِ مهر
دگرگونهتر گشت جادو به چِهر
سیَه گشت چون نام یزدان شنید
تهمتن سبک چون در او بنگرید
بپرسید و گفتش چه چیزی بگوی
«بدانگونه کهت هست بنمای روی!»
ناظر به وضعِ ما این ایستادنِ بر موضع «مشروطهخواهی» معادل با نامِ خداست که روی جادوان جمهوریطلب را سیه میکند.
👍4🤝1