زنان مشروطه خواه و پیشرو در انقلاب سفید شاه و مردم
1.52K subscribers
12.9K photos
6.77K videos
76 files
1.17K links
در این پیج سعی میکنم تمام روزمه خود را به دوستان معرفی. کنم.ودر ضمن همیشه خواهان براندازی بودم. و مشروطه خواه هستم یکبار هم سعی کردم گروه زنان مشروطه خواه را رقم بزنم ولی متاسفانه به بن بست رسیدم فعال مستقل هستم از دو واژه متنفرم دمکراسی و حقوق بشر
Download Telegram
‏میتونن به راحتی جنبش ملی ملت ایران رو هایجک کنن.
نه آقا از این خبرها نیست. ما قلم فساد رو خرد میکنیم. در هر شکل و هر اندازه ای که هست. ما از ملت ایران در برابر شما کفتارهای نقابدار دفاع میکنیم.
اون از تجربه فرشگرد که به ۱۲ ساعت هم نرسید
عکس ها رو سنجاق میکنم برای ثبت در توییتر👇🏻
2
‏اینم از این دفترچه اضمحلال ایران که به رغم حمایتهای فعالین باصطلاح سیاسی و پول‌پاشی‌های فرقه فاسد ایران نوین نتونست حتی دوستان خودشون رو هم ساکت کنه.
چرا؟
چون ملت ایران زیر بار طرح‌های بی‌ سرانجام نمیره.
🙏41
‏درباره این مسائل ( بسترهای حقوقی دوران گذار، نظم و قوانین مدنی و کیفری حاکم و قانون اساسی مشروطه و نیز رفراندوم) چندین ساعت با شاهزاده گفتگو داشته‌ام که در برخی از گفتگوها حقوقدان‌های برجسته‌ای نیز بودند. نگاه ایشان به مسائل به هیج وجه دگم نبود و هدفشان حل فنی مشکلات دوران گذار به شکل دموکراتیک بود. در آن گفتگوها ذهنشان به روی نگاهها گشوده بود و هیچ نگاه و نظری را تحمیل نمی‌کرد. یعنی گفتگوها بر پایه یک چارچوب فنی پیش می‌رفت. دغدغه ایشان این بود که دگرگونی‌ها به‌گونه درست و دموکراتیک پیش برود و رای مردم از راه رفراندوم پشتوانه هر شکل و فرم و تغییری باشد.
این دفترچه نوفدی که پر از حرفهای نامربوط است ( نویسندگان هیچ فهمی از نظامات سیاسی و حقوقی و مفهوم و مضمون اضطرار نداشته‌اند و نیز اصلا نمی‌دانند چه وظیفه‌ای بهشون محول شده یعنی با نفهمیدن «موضوع» جاهایی پرت و پلا نوشته‌اند) نه تنها نتوانسته دستورالعملی برای اداره موقت امور در شرایط اضطرار بنویسد بلکه پایش را از گلیم‌اش درازتر کرده و تمام اسناد حقوقی و مبانی استمرار پادشاهی را باطل کرده (یعنی دیگر نه شاه و ولیعهد داریم و نه قانون اساسی و نه سنت و سابقه تاریخی) و در پی آفرینش پادشاهی نوبنیادی‌ست که تمام جزئیات آن باید بعدا خلق شود! مساله رفراندوم نیست که حالا پادشاهی یا جمهوری بودن را مردم با رفراندوم برگزینند بلکه مساله تجاوز این جزوه به حدودی خارج از صلاحیت ذاتی‌اش است که در بیشتر امور از جمله نحوه استقرار نظام پادشاهی روی داده.
جزوه‌ای را که برای مدیریت«شرایط بحران» در شرایط امن و بدون اضطرار و اضطراب نوشته‌اند؛ درست ویراستاری نکرده‌اند که مثلا اصطلاح بحران‌زای دولت‌های محلی در آن نباشد بلکه بالعکس خود جزوه سرتاپا مین‌گذاری شده و بحران‌زاست آنگاه می‌خواهند در شرایط بحران این جزوه شفا دهد و‌کور نکند! اینگونه مشق‌ها را که دست‌اندکاران برپایه خاکساری گردآمده‌اند نمی‌شود جدی گرفت اما می‌توان به روزگاری که اپوزیسیون گرفتار شده افسوس خورد.
(پیشاپیش بگویم که حتا کاندیدای بودن در زیرکمیته‌ها هم نیستم تا تصور نشود که این حرفها از یک رقابت ناشی می‌شود)
#حجت_کلاشی
‏درباره این مسائل ( بسترهای حقوقی دوران گذار، نظم و قوانین مدنی و کیفری حاکم و قانون اساسی مشروطه و نیز رفراندوم) چندین ساعت با شاهزاده گفتگو داشته‌ام که در برخی از گفتگوها حقوقدان‌های برجسته‌ای نیز بودند. نگاه ایشان به مسائل به هیج وجه دگم نبود و هدفشان حل فنی مشکلات دوران گذار به شکل دموکراتیک بود. در آن گفتگوها ذهنشان به روی نگاهها گشوده بود و هیچ نگاه و نظری را تحمیل نمی‌کرد. یعنی گفتگوها بر پایه یک چارچوب فنی پیش می‌رفت. دغدغه ایشان این بود که دگرگونی‌ها به‌گونه درست و دموکراتیک پیش برود و رای مردم از راه رفراندوم پشتوانه هر شکل و فرم و تغییری باشد.
این دفترچه نوفدی که پر از حرفهای نامربوط است ( نویسندگان هیچ فهمی از نظامات سیاسی و حقوقی و مفهوم و مضمون اضطرار نداشته‌اند و نیز اصلا نمی‌دانند چه وظیفه‌ای بهشون محول شده یعنی با نفهمیدن «موضوع» جاهایی پرت و پلا نوشته‌اند) نه تنها نتوانسته دستورالعملی برای اداره موقت امور در شرایط اضطرار بنویسد بلکه پایش را از گلیم‌اش درازتر کرده و تمام اسناد حقوقی و مبانی استمرار پادشاهی را باطل کرده (یعنی دیگر نه شاه و ولیعهد داریم و نه قانون اساسی و نه سنت و سابقه تاریخی) و در پی آفرینش پادشاهی نوبنیادی‌ست که تمام جزئیات آن باید بعدا خلق شود! مساله رفراندوم نیست که حالا پادشاهی یا جمهوری بودن را مردم با رفراندوم برگزینند بلکه مساله تجاوز این جزوه به حدودی خارج از صلاحیت ذاتی‌اش است که در بیشتر امور از جمله نحوه استقرار نظام پادشاهی روی داده.
جزوه‌ای را که برای مدیریت«شرایط بحران» در شرایط امن و بدون اضطرار و اضطراب نوشته‌اند؛ درست ویراستاری نکرده‌اند که مثلا اصطلاح بحران‌زای دولت‌های محلی در آن نباشد بلکه بالعکس خود جزوه سرتاپا مین‌گذاری شده و بحران‌زاست آنگاه می‌خواهند در شرایط بحران این جزوه شفا دهد و‌کور نکند! اینگونه مشق‌ها را که دست‌اندکاران برپایه خاکساری گردآمده‌اند نمی‌شود جدی گرفت اما می‌توان به روزگاری که اپوزیسیون گرفتار شده افسوس خورد.
(پیشاپیش بگویم که حتا کاندیدای بودن در زیرکمیته‌ها هم نیستم تا تصور نشود که این حرفها از یک رقابت ناشی می‌شود)
#حجت_کلاشی
روحش شادسربازوفادار شاهنشاه🌹🖤💔🙏
بزرگ مرد آسمان ایران سپهبد نادر جهانبانی 🌹🌹🌹🌹
وفاداری و شرف را از وفاداران و با شرفان یاد بگیریم.🌹🌹🌹🌹
تا ابدروحت شاد بزرگ مردآسمانها🌹🙏
💔105
رویایی بود به نام ایران


باید از خاکستر بلندش کنیم

#پاینده_ایران
#جاوید_شاه

@shahyarran
.
7💔6👌1🤪1
تصویری هولناک از پسروی آب دریای خزر در میانکاله؛ فاصله درخت‌ها تا ساحل ۱۰ متر به ۱۰۰ متر رسید
2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏اگه تعداد مهاجران افغان در ایران ۱۰ میلیون نفر باشه؛
با یک محاسبه سرانگشتی سالانه حدود ۱۳ میلیارد دلار، فقط از «منابع هیدروکربوری» کشور صرف این مهاجران میشه؛ عددی معادل ۲۰ درصد بودجه دولت.
اگر اتباع غیرقانونی افغان حضور نداشتند، همه یا بخش مهمی از ‎ناترازی‌انرژی برطرف میشد.
💯8
چرا شاهزاده رضا پهلوی «دوگل» نیست؟ (۱)

در مطالب پیشین، توجّه خوانندگان را به این نکتهٔ اساسی جلب کردیم که غیبت «روح مشروطیّت» و «تبارشناسی مشروعیت اتوریتهٔ دولت ملّی برآمده از مشروطه» در شاکله دفترچه دوران گذار، چگونه به سستی و فَشَل شدن نه تنها جزوه، که بعید شدن شانس پیروزی عملی خود پروژه گذار می‌انجامد. در یادداشت‌های پیش رو، می‌کوشیم تا روشن کنیم که آن‌چه نوشته شده از طریق اتّصال به کدام تجربیات، الگوها و آدرس‌ها، به زمینهٔ واقعی مبارزهٔ امروز ملت ایران و تجربه مشروطیّت بی‌اعتنایی می‌کند.

در سالیان پیش، اصرار بر این بود که شخصیت حقیقی ولیعهد را در قالب «گاندی» و «ماندلا» به‌ تصویر بکشند. با مطالعهٔ دفترچهٔ گذار امروز امّا مشخّص می‌شود که قالب جدیدی الگوبرداری شده: «ژنرال شارل دوگل»

به‌نظر می‌رسد که متنِ مرحلهٔ اضطراری از پروژهٔ شکوفایی ایران، به‌طور مشخص، رونوشتی از «برنامه شورای ملّی مقاومت» و دولت موقّتِ تحت فرمان ژنرال دوگل است. این تقلید در قلمرو جزئیات، که منطقاً می‌بایست تابع مختصّات محلّی هر مبارزه باشد، موبه‌مو است، و در کلیّات، چون توانایی تشخیص تمایز میان زمینهٔ مبارزه در فرانسهٔ جنگ دوم جهانی و ایران امروز را ندارد، دچار تضادّ میان محتوا و روش مبارزه است.

علّت آن است که بسیاری از برنامه‌ها و اقدامات دولت موقّت دوگل، علی‌رغم وجود چارچوب‌های اولیّه، در مواجهه با «زمین سخت واقعیّت» و چالش‌های عملی پس از آزادسازی شکل گرفتند. بنابراین انسجامِ آنچه که امروز به‌عنوان «برنامهٔ دولت موقّت دوگل» می‌شناسیم، نتیجه تئوریزه کردنِ پسینیِ اقدامات آن دوره است. مورّخان و تحلیلگران با بررسی فرمان‌ها، سیاست‌ها، و نتایج دولت موقّت، آن‌ها را در قالب برنامه‌ای منسجم ارائه می‌دهند؛ اما در واقعیّت، دولت موقّت دوگل برنامهٔ جامع و مدوّنی نداشت و نمی‌توانست هم داشته باشد، درنتیجه بسیاری از اقدامات آن به‌صورت تدریجی و در پاسخ به نیازهای فوری شکل گرفتند.

این درحالی است که در جزوهٔ گذار سازمان نوفدی، که خود الگو گرفته از برنامهٔ دوگل است، از آغاز با جزئیاتی عمدتاً غیرضروری روبروییم که گویا قرار است بعداً به اجرا دربیایند. دربارهٔ آداب تقلیدِ درست از نمونه‌های تاریخی، در این مقال جای سخن گفتن نیست. پرسش اساسی امّا این است که بدون کادر میدانی، فرآیند تبدیل متن سازمان نوفدی به عمل انقلابی چگونه خواهد بود؟

با دقّت در جزوه، خواننده با مشاهدهٔ عنوان غریبِ «نهاد خیزش ملّی» اگر بهت‌زده نشود، هرقدر هم در حافظه تاریخی خود دنبال معادلی بگردد، چیزی نخواهد یافت. در مورد «نهاد اجرایی موقّت» نیز به همین‌ترتیب. علّت آن است که هر دو نهاد رونوشتی از سازمان‌های واقعی مبارزه در «دولتِ موقّت» ژنرال دوگل هستند:
"نهادِ خیزش ملّی" همان «شورای ملّی مقاومت» (CNR) است. "نهاد اجرایی موقّت" نیز همان «کابینه دولت موقّت» (Conseil des Ministres) که مسئول انجام فرمان‌های اجرایی را در دولتِ موقّت دوگل داشت.

برای درک بهتر علل تناقض محتوای فنّی جزوه گذار با روش، باید دانست که اقدامات دولت موقّت شارل دوگل پس از سقوط رژیم ویشی، ترکیبی از فرمان‌های اجرایی، تصمیمات شورای مقاومت ملّی، و مصوّبات تدریجی در چارچوب «بازسازی قانونی» بود. در آن زمان، به دلیل نفی قانون اساسی جمهوری سوم و وضعیّت اضطراری پس از جنگ، بسیاری از اقدامات از طریق فرمان‌ها (Ordonnance) یا تصمیمات مستقیم دولت موقّت انجام می‌شد. دولت موقّت که تا زمان تصویب قانون اساسی جمهوری چهارم (اکتبر ۱۹۴۶) به‌عنوان نهادی موقّت عمل می‌کرد، از نظر حقوقی بر پایه مشروعیّت مقاومت و حمایت متّفقین فعالیّت داشت.

مشروعیّت دوگل علاوه‌بر همکاری با جبهه مقاومت، در اصل وابسته به کاریزمای فرماندهی او در ارتشی بود که خود نهادی از جمهوری سوم فرانسه به‌شمار می‌آمد. برخلاف دوگل، مشروعیّت شاهزاده رضا پهلوی از جایگاه سنّتی «ولایت‌عهدی» در نظام پادشاهی ایران مدرن ناشی می‌شود. مشروعیّت دیوانسالارانه وی نیز به‌همین‌ترتیب در قانون اساسی مشروطه توشیح شده! به‌عبارت دیگر دوگل در وضعِ «گسست در پیوست»ی با جمهوری سوم فرانسه قرار داشت، درحالی‌که ولیعهد ما منطقاً نمی‌تواند در چنان قالبی بگنجد. چون تنها راه ازالهٔ قطعی جمهوری اسلامی از مسیر قرار گرفتن ایشان در جایگاهی که پیشتر تاسیس شده، می‌گذرد. علّت آن است که مشروعیّت دوگل نه به واسطه میراثی که «متولّی»اش باشد، بلکه از طریق کارآمدی در میدان رهبری قیامی ملّی علیه سلطه بر کشورش ناشی می‌شد. بدون چنان پیروزی‌ای، دوگل همچون تمام سرداران شکست‌خورده در لابلای صفحات تاریخ گم می‌شد. وارون این منطق اما، مشروعیّت شاهزاده رضا پهلوی ناشی از «پسرِ شاه بودن» در مقام «ولایت‌عهدی دولت ملی ایران» مبتنی بر سند ۱۹۰۶ است.
9👍1🙏1