زنان مشروطه خواه و پیشرو در انقلاب سفید شاه و مردم
1.5K subscribers
14.1K photos
7.36K videos
105 files
1.26K links
در این پیج سعی میکنم تمام روزمه خود را به دوستان معرفی. کنم.ودر ضمن همیشه خواهان براندازی بودم. و مشروطه خواه هستم یکبار هم سعی کردم گروه زنان مشروطه خواه را رقم بزنم ولی متاسفانه به بن بست رسیدم فعال مستقل هستم از دو واژه متنفرم دمکراسی و حقوق بشر
Download Telegram
Forwarded from پسر عاقل نوح
‏اینها رو گفتم تا برسم به باطبی،
احمد در سال ۷۷ که به زندان میوفته،مدتی در زندان بوده تا اینکه بخاطر بیماری درخواست مرخصی میکنه و جالب که وثیقه برای ازادی موقت رو کسی نمیگذاره جز لطف الله میثمی مجاهد خلق سابق و اصلاحطلب امروز!!

باطبی فورا توسط تجزیه طلبان از کشور خارج و نهایتا👇
Forwarded from پسر عاقل نوح
به امریکا میرسه!
جواب ایشون در باب چنین ارتباطی هم مشخص است:«به خودمون مربوطه!»
اما:
روال سند گذاشتن اینچنین هست که اگر کسی به زندان برنگرده،ملک و یا وثیقه ی مورد نظر توسط قوه ی قضاییه مصادره میشه و هیچ راهی برای ازادی سند یا مبلغ مورد نظر نیست اما تا این لحظه که مینویسیم،ملک میثمی پس از ۲۵ سال،مصادره نشده و میثمی نیز نسبت به این👇
Forwarded from پسر عاقل نوح
‏موضوع نه تنها اعتراضی نداشته که همچنان سکوت کرده!!
همانطور که در اینجا میبینید،میثمی سالهامقابل دوربین ها،صندلی خود را دارد و براحتی از ارتباطاتش با رجوی و بمب گذاری و سیمین صالحی و خرابکاری صحبت میکند و دهباشی و مهدی نصیری و سایر اصلاحطلب ها هم او را بسیار محبت دارند!!!
در اخر👇
👍5
Forwarded from پسر عاقل نوح
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ذات بد نیکو نگردد!
‏(این برنامه را از دست ندهید)

‏حالا که صحبت برومندها دوباره‌ ورد زبونها شده،یادی میکنم از اولین بازجو خبرنگار ایران!!!

‏کاری موفق از ⁦ @Radiomashrooteh
‏«بازنشر»
‏⁧ #پسرعاقل_نوح
👍14👎1
‏بوضوح داریم میبینیم
صدای پای پهلوی
ناقوس مرگ اجنبی
مردم داخل بسیار هوشیارن
#KingRezaPahlavi
#جاویدشاه
10
‏من همین الان مزخرفات این دلال حقوق بشر رو دیدم، رفتم سراغ وویسی که ⁧ #كيانوش_سنجرى ⁩ در مورد این خانم و بلاهایی که سرش آورده برای من گذاشته بود و مجددا گوشش دادم. بعد دیدم آخر وویس گفته:
‏جان مادرت اینا رو جایی بازگو نکن چون من حوصله‌ی درافتادن با این جماعت رو ندارم ☹️
‏من هنوز سر اون یکی وویس کیانوش که منتشر کردم دارم فحش میخورم، الان نمیدونم این‌ جان مادرت که گفته، الانم مصداق پیدا میکنه یا نه؟
‏ضمن اینکه مادر من الان ۶،۷ سالی هست که جان ندارد…
👍9
‏تصویری از اعدام‌ها دهه ۶۰
همین ها. الان در خاوران دفن شدند
#مرگ_بر_سه_فاسد_ملا_چپی_مجاهد
👍5
#چرخش_اظهارات_صادراتی
از وضعیت هشتاد بیست
به وضعیت بیست هشتاد
یعنی وظیفه اکنونی:
۲۰درصد نقد رژیم
#البته با تایید ۲۲بهمن شوم ۵۷
و #هشتاد_درصد_حمله_به_پهلوی به فرموده خامنه ای...

#سلیمانی_صادراتی با ادبیات حوزوی شیوه حکمرانی مشروطه سلطنتی را می خواهد لجن مالی کند !
در این شیوه حکمرانی
#توارث شرط لازم درون سلسله بوده اما شرط کافی برون سلسله و درون سلسله که احاطه بر شرط توارث دارد.
#اقبال_و_اعتماد_و_تداوم_آن به نهاد سلطنت و راس نهاد سلطنت یعنی شاه است
و از آنجا که #سلطنت به مفهوم.حق حاکمیت اختصاصا برای ملت ایران و شاه وکیل امین ملت دیده شده است
این بالاترین درجه دمکراسی در جهان است..
#بشکه_نوردی_حوزوی با دانش و پژوهش علمی
دو چیز مختلف است و با ادبیات حوزه نتوان این مفاهیم را درک یا توضیح داد
#نکته
جا دارد به نرینه پرستوی ارسالی رژیم سلیمانی امیری یادآور شویم که:
۱۷ ماه گذشت از: #تحدی_شهیاران
به تفسیر تحریفی او از مقالات توماس پین و حمله به هویت تاریخ فرهنگ و شاهنشاهی ایران
#سوال
#چرا_پرستوی_مدعی_توان_پاسخ_ندارد 👇
https://t.me/shahyarran/28841
هر زمان جنم پاسخ داشتی
آن زمان دوباره فک بزن
@shahyarran
👍5
اختلال شخصیت نمایشی یا هیستریونیڪ
یڪ اختلال روانی است ڪه در آن فرد
شدیدا به دنبال جلب توجه دیگران است
و رفتارهای نمایشی و اغراق‌آمیز از خود
نشان می‌دهد.

#حسین_ریقعنی
📌📍
👍12👎2
Forwarded from ســـــــــــــــــــــــــــــــورِنا
قابل توجه مبارزین واقعی فضای مجازی 《سوشیال میدیا 》
از ماحصل گفتمان ها و فضای مسموم شده توسط دشمنان ، وطن پرستی و ایرانگرایی و انسان ایرانی که توسط مزدوران متصل به اتاق فکر رژیم اشغالگر در ایران پمپاژ میشود لذا به جمع بندی‌هایی رسیده ایم که با شما مبارزین به اشتراک میگذاریم.
☑️نکته اول :
ما در حال فعالیت سیاسی و مبارزاتی هستیم و لذا می‌بایست تمامی دغدغه‌ها نابسامانی‌ها و حتی ناامیدی‌ها مطرح را با همفکری و تحلیل دقیق آسیب شناسی و انچه خیزش ۱۴۰۱ دچار مشکل و سرکوب کرد با راهکار مناسب ارائه گردد خصوصا در سوشیال مدیا و همچنین توسط رهبران میدانی و لیدر های فضای مجازی و خصوصا در جمع‌های خصوصی که مسئولیت ارائه راهبرد برای جنبش و خیزش‌ها را به عهده دارند و داریم و می‌بایست و مطمئناً همه ما از پختگی لازم در این زمینه برخوردار باشیم.
حال اگر عضوی از مبارزین آنچنان سرخورده و ناامید است که دچار اشفتگی ذهنی و یا مستهلک در ادامه کار شده است مبارزه که کاری سخت و عناصر مصمم و پایکار را می طلبد چنانچه دچار ناامیدی و لختی شده باشد می‌بایست مدتی استراحت کرده و به بازیابی خود بپردازد و بعد از انجام ریکاوری مجدد به صحنه بازگردد اما در مورد شرایط حساس امروز ایران بطور معمول مرکزیت اکثر جنبش‌ها و خیزش‌ها در دنیا حول محور دانشگاه و خصوصاً دانشجویان و قشر متوسط جامعه می‌باشدکه با توجه به نظر دوستان در کشور ما در حال حاضر این بخش کلیدی از گفتمان اصلی جنبش فاصله گرفته است ، انهم بدلیل نفوذ و حضور عناصر استمرار طلب و اساتید فشل و منافع طلب و دست نشانده و فیلتر شده و عناصر در اب نمک قرار داده شده رژیم اشغالگر در ایران ، اما نباید فراموش کنیم که با توجه به روند در طی سالیان گذشته از سال ۷۷ دانشگاه ها به تدریج محوریت خود را نیز از دست داده است و محوریت ان بدست اقشار جامعه و نسل شیک پاسارگادی و جوانان و نوجوانان افتاده است و اقشار دانشگاهی باید دنبال روی این قشر که دنبال روی ، تغییر و متصل شدن به دهکده جهانی و نظام پادشاهی هستند قرار بگیرند و پیروی نمایند به نحوی که در خیزش ۴۰۱ شاهد بودیم ۷۰ درصد بازداشتی‌ها نیروهای ملی‌گرا و طرفدار پادشاهی بودند و لذا می‌بینیم به تدریج در جامعه ما بر خلاف عرف عمومی جنبش‌ها نیروی محرکه و مرکزیت جنبش از دانشگاه‌ها به سمت عموم جامعه شیفت کرده است.
لذا اینکه بنا بر عرف عمومی خیزش ها حاصل کنش دانشگاه‌ها قرار بگیرد و با توجه به نگرش فعلی دانشگاه‌های ما به سیستم مشروطه سلطنتی همه مبارزان را در آن کانسپت به شماریم خطای محاسباتی است.
☑️نکته دوم:
اما باید اظهار داشت هنوز روحیه وطن پرستی و خشم جامعه فروکش نکرده و بایستی یک تنفس و شریان ان را تازه نفس و امید را به جامعه ایران تزریق نمود و سخت است اما شدنی پس در اینجا ما نیاز به جذب گروه‌های مبارزه جدید داریم و دادن اگاهی و پمپاژ امید و بایکوت عناصر وطن فروش و خبر ضد خبر های فیک و مبارزه با اتاق فکر رژیم که توسط مزدوران ان که با یک وحدت رویه وارد میدان شده اند .
اما در مسیر پیش رو دو فاکتور و پارامتر اساسی را باید در نظر بگیریم ؛
☑️پارامتر اول:
قدرت‌های جهانی که امروز از جمهوری اسلامی عبور کرده‌اند و مطمئناً در کنار ما مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی خواهند ایستاد و می‌دانیم بسیار مهم است و رضا شاه دوم پهلوی نیز بدان تاکید داشته‌اند در این مورد دو راهبرد اساسی باید داشته باشیم
اول : رساندن پیام واحد به گوش لابی‌های قدرت مبنی بر خواست و اتحاد ما بر سرنگونی خصوصاً با تاکید به رهبری رضا شاه دو پهلوی که تنها برگ برنده این مبارزه و نجات ایران و انسان ایرانی است .
دوم: تشریح و تبلیغ مکرر این موضوع در جامعه به جهت روحیه رسانی به مردم و ایجاد حس امیدواری و جایگزینی دوره گذار با رهبریت تمام قد ایشان با تمامی توان و امکانات محدود در فضای مجازی و وب سایت ها و سوشیال مدیا و زدودن حس تنبلی و سستی و تکثیر باور مندی به ضرورت سرنگونی رژیم اشغالگر ایران در تمامی ابعاد .
☑️پارامتر دوم :
مطمئناً خیزشی جدیدی در راه است
با توجه به اوضاع نابسامان اقتصادی پیش روی که متاثر بر شرایط اقتصادی و عدم امنیت جامعه برای معیشت و رکورد تورمی که روز به روز وخیم‌تر خواهد شد و در نتیجه‌ ، این وخامت اقتصادی همان اندک حاشیه امنیت اقتصادی و روانی قشر خاکستری را از بین خواهد برد و لذا مطمئناً بخش وسیعی از بین این قشر که اکثریت عوام هستند مستأصل شده و به مبارزان خواهند پیوست و لشگر مبارزین را تامین و تشکیل خواهند داد وجای خالی مبارزان قبلی را پر خواهند کرد پس وظیفه ما این است که تمرکز اصلی خود را بر این بخش قرار دهیم یعنی بر قشر خاکستری که فعلا تماشاگر هستند و پرداختن به مباحث نظری و فلسفی شرط کافی نیست و می تواند در مقابل عناصر رژیم و حجمه انان شرط لازم باشد .
۱-۳
@Andishvarzee_Group
Forwarded from ســـــــــــــــــــــــــــــــورِنا
شاهد مثال همین که اکثر مردم در مواجهه با ترهات امثال سلیمانی امیری ناسزا می‌نویسند ، به این معناست که اکثریت از این ژاژخایی‌ها گذشته‌اند و این گونه ایرادات نظری و فلسفی برای جامعه دیگر محلی برای نجات و حق و حقوق پایمال شده خود نمی بینند و نخ نما شده است .
و جامعه تمامی این نحله‌های دروغین را به دور افکنده و تقریباً با این مهندسی ذهن و رویا فروشی ها و خزعبلات ضد وطن پرستی با ایجاد آشفتگی‌هایی فکری و فلسفی دروغین و حتی دروغ درمانی دیگر جامعه ایران نیازی به ترمیم و باور ان نمی بینند و ارام ارام حول گفتمان پهلویسم و شهریار ایران اجماع خواهند داشت و لذا می‌بایست به جای تمرکز و وقت و زمان بر این گونه موارد نظری و فلسفی بیشتر به امور تبلیغی و رسانه‌ای و مبارزاتی و اتحاد جامعه علیه رژیم پرداخته شود.

(( راهبردهای پیش‌دستانه علیه ترفند های خیزش مصنوعی سازی و رهبر تراشی فیک با مبارزنماهای دستوری ))
راهبرد اول :
از هم اکنون می بایستی ، مراقب انحراف خیزش آینده باشیم و لذا تمرکز ما بایست بر اکثریت جامعه و اقشار خاکستری قرار گیرد و نه سعی در اقناع فعالین سیاسی فیک و مانع تراشان که با تفکرات مختلف و مهمل خود در این عرصه پای گذاشته‌اند و از بیسوادی سیاسی و رسانه ای وبصورت مازوخیسم های سیاسی و مزدوری بهره می برند و دز صدد تخریب مبارزه که ان را تبدیل به لختی و معطل این مباحث انحرافی نمایندکه هرچه تاکنون بوده‌اند از حالا به بعد نیز خواهند بود و وقت تلف کردن است.
راهبرد دوم :
رژیم اشغالگر در این شرایط حساس این قابلیت را دارد که با یک خیزش مصنوعی و کنترل شده و موقت و به اصطلاح سرکوب شده در صدد ایجاد انحراف خیزش اصلی و مهار ان باشد و با تاکتیک های میدانی و تولید ناامیدی و یاس برای ممانعت از ورود جامعه به خیزش اصلی شود و اهداف خود را در میدان باوری نماید ، اما اگر رژیم وارد رکب زنی و تاکتیک خیزش مصنوعی شد بایستی خیزش را در دست رژیمیان و عناصر انان خارج و هدایت نمود مانند خیزش کنترلی و مصنوعی سال ۹۶ که توسط علم الهدا در مشهد تولید شد اما دیری نپاید به ۱۰۰ شهر ایران سرایت و از کنترل رژیم خارج گردید و این اقدامات موثر میدانی باید توسط مبارزین واقعی انجام پذیرد با حفظ موارد امنیتی و دفاع مشروع و بایستی ایرانگرای واقعی حول محور پهلویسم خصوصاً حول محور رضا شاه دوم پهلوی و گفتمان ایشان قرارگیرد.
راهبرد سوم :
به هر نحو روحیه جامعه را باید بالا برده و با تشریح شرایط موجود و اجماع جهانی و ضعف رژیم و موارد اقتصادی و معیشتی با ایجاد امید به پیروزی شور و هیجان شرکت در اعتراضات و اعتصابات سراسری و نافرمانی های مدنی افزایش پذیرد.
در کنار این سه راهبرد اصلی هرجا لازم شد بر حسب ضرورت اولاً پاسخ برخی ژاژخایی ها که ممکن است تاثیر منفی داشته باشد بپردازیم و مساله دوم که مهمتر هم می‌باشد حذف افراد مدعی و قهرمان‌های ساختگی اتاق فکر رژیم و تحلیل گران شبکه های ماهوارهای مانند اینترنشنال و بی بی سی فارسی و صدای امریکا و رادیو فردا و ارتجاع غالب و مغلوب و چپ در بدر و مجاهد و رهبران پوشالی در قالب مبارز نما و غرامت گیران و فاند بگیران و خون شور ها که در صدد خنثی سازی رویا فروشی توسط باند ظریف و استمرار طلبان وطن فروش و جنبش ارواره و لابی های رژیم و عناصری از قبیل حسین رونقی ها و امثالهم که عروسک های رژیم هستند و همچنین با عروسک گردانان که جدیدا وارد میدان شده اند را افشا و خنثی سازی نماییم چرا که این افراد در شرایط حاد می‌توانند ضربات تاکتیکی به خیزش‌ وارد کرده مانند فایزه هاشمی که در خیزش ۸۸ ارام و خنثی سازی و فشار از پایین و چانه زنی از بالا را پیش گرفتند با انحراف و آشفتگی در خیزش موجب فروکش آن شدند .
نکته دیگر که باید مراقب باشیم این افراد خصوصا با تحریک مردم قبل از موعد و ایجاد شرایط ۱۰۰ درصدی خیزش و فراخوان های فیک مانند اعلامیه جوانان محلات مردم را به خیابان‌ها و اعتراض نکشانند که صرفا به منظور تخلیه هیجان و خشم مردم همچنین جلوگیری از خیزش اصلی می‌باشد.
جمع بندی :

رژیم اشغالگر ایران در این شرایط حساس با تمرکز و بسیج عناصر مبارزنما و فیک و همچنین با پمپاژ ساندویچی تحلیل های وارونه در تلویزیون های ماهواره ای و مباشران ریز و درشت و اعم از جیره خواران و ریز خواران و مزدوران صادراتی و رهبر تراشی با شعار رهبر منم ‘ رهبر تویی ‘ رهبر ماییم ‘در سوشیال میدیا و تحلیل گران نمایشی در این شبکه های فارسی زبان با کمک ارتجاع غالب و مغلوب و چپ در بدر و عناصر محلولالحال و غرض ورز و مازوخیسم های سیاسی و با تاکتیک های جنگ نرم و سرد سایبری و امکانات مالی و بهره گرفتن از تکنولوژی اینترنتی در صدد انحراف و مهندسی ذهن ان قشار از جامعه ایران هستند -
۲-۳
@Andishvarzee_Group
👍3
Forwarded from ســـــــــــــــــــــــــــــــورِنا
که فاقد سواد سیاسی و کنشگری و اصولا حس وطن پرستی خنثی و بی تفاوت هستند ،
دارند و خصوصا لایه های مذهبی جامعه و دهک پایین ، اما زهی خیال باطل ! و این تاکتیک ها نخ نما نمی تواند جامعه ایران را صددرصد مهندسی ذهن نماید جامعه ایران با اکثریت مطلق ابراز داشته اند امروز این رژیم را نمی خواهند و باید انان را به سمت ضرورت نجات ایران بصورت میدانی ،حول محوریت صدای واحد و یک وحدت رویه بر اساس ایرانگرایی و پس زدن تمامی این ویروس های اتاق فکر رژیم هدایت و سوق داد و امروز با فرصت های پیش امده در شرایط جهانی باید دنیای ازاد صدای ملت ایران را که مخابره میشود برای سرنگونی کلیت رژیم بشنوند به قول معروف این شتر بخت همیشگی و دائمی نخواهد بود لذا باید بر جذب نیروهای جدید تمرکز نماییم.
نیروهای جدید با توجه به شرایط اقتصادی جامعه در راه هستند.
باید از هم اکنون برای تمامی جامعه و خصوصاً نیروهای جدید گفتمان سازی نماییم.
گفتمان اکثریت این نیروها پهلوی و نجات ایران ‌باشد.
فقط وظیفه ما این است که این گفتمان را محکم‌تر کرده و از آن حراست نماییم.
برای جلوگیری از انحرافات مدعیان و قهرمانان ساختگی را تخریب و حذف نماییم.
مراقب تاکتیک های جنگ سرد و نرم سایبری رژیم برای تولید محتوای فیک در فضای مجازی و رهبر سازی و خیزش فیک سازی و ترور شخصیت های ملی و میهنی و اسطوره های ملی باشیم و با هوشمندی و استانه تحمل انان را خنثی و از ارام و عادی سازی ان جلوگیری نماییم و از الیت های ملی و میهنی و نخبگان سیاسی همسو مراقبت و نگذاریم انان را ترور شخصیتی نمایند ، راه سخت است اما شدنی و ارزش نجات ایران و انسان ایرانی را دارد .
تذکر اخر :
البته باید دقت شود که این امر بیشتر موجب آشفتگی و سرخوردگی جامعه نگردد بلکه بیشتر تمرکز ما باید ایجاد اتحاد پیرامون گفتمان پهلویسم و حول محور رضا شاه دوم پهلوی و طرح مبارزاتی ایشان باشد.
۳-۳

@Andishvarzee_Group
👍2
Forwarded from پسر عاقل نوح
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ذات بد نیکو نگردد!
‏(این برنامه را از دست ندهید)

‏حالا که صحبت برومندها دوباره‌ ورد زبونها شده،یادی میکنم از اولین بازجو خبرنگار ایران!!!

‏کاری موفق از ⁦ @Radiomashrooteh
‏«بازنشر»
‏⁧ #پسرعاقل_نوح
👌4
‏حجت کلاشی در بخشی از گفتگوی خود با علیرضا کیانی در فریدون، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا با برگذاری رفراندوم تا پیش از تشکیل حکومت قانون مخالف است.

علیرضا کیانی:
مسئله این است که پس از اینکه جمهوری اسلامی، فرو بپاشد، بالاخره بعضی‌ها هستند که تمایل به فرم جمهوری دارند. یعنی می‌گویند ما حرف شما را می‌پذیریم؛ می‌پذیریم که جمهوریت در درون پادشاهی مشروطه نیز مستقر است، ولی ما به فرم جمهوری تمایل داریم نه پادشاهی. استدلالی هم که معمولا می‌آوردند این است که فرم پادشاهی مشروطه در ایران، مستعد ایجاد دیکتاتوری است. خب این‌ها بالاخره افراد و گروه‌هایی هستند که لزوما مجاهد، کومله و حزب دموکرات نیستند و بخش‌هایی از مردم و ملت و مملکت ایران هستند. ایده بازگشت به مشروطه چگونه با آن‌ها می‌خواهد روبرو شود؟ کسانی که روی بازگشت به مشروطه تاکید می‌کنند، آیا ایده رفراندم را می‌پذیرند؟ اینکه رفراندوم برگزار شود و در این رفراندوم ملت بین فرم پادشاهی مشروطه و فرم جمهوری انتخاب کنند؟ چون اگر رفراندوم نخواهد برگزار شود دوباره با یک مدلی روبرو خواهیم شد که از درون این تضاد سیاسی‌ای که وجود دارد یک نوع تنازعی به وجود می‌آید و این قطعا به همان آشوبی می‌انجامد که از قضا شما تاکید می‌کنید که برای بازگشت به مشروطه باید از آن دوری کرد.

حجت کلاشی:
ببینید، این مباحث من تئوریک است. من معتقدم که امروز مواجهه و مقابله‌ی ما با جمهوری اسلامی قسمت‌های معیوب زیادی دارد. مبارزه ما یک نظریه منسجم ندارد. من نگران نیستم که مردم چه می‌گویند. این چیزی است که من آن را به لحاظ تئوریک فهمیده‌ام و می‌خواهم با ملتم صحبت کنم و فعلا تبلیغش کنم.

ایده مشروطه‌خواهی ایده جدی‌ای است. از همان ۵۷ هم از اولین روزهایش مشروطه‌خواهان ایستادند و با انقلاب مخالفت کردند. الان ما داریم همان مقاومت را توضیح می‌دهیم. حرف‌های ما هم صرفا با من آغاز نشده. اینگونه نیست که فکر کنید من درستش کرده‌ام. نه، همین مشروطه‌خواهانی که سال‌ها می‌گفتند که جمهوری اسلامی را باید برانداخت و قانون اساسی مشروطه هم معتبر و جاری است همین حرف را می‌زدند.

حالا من کمی نظری‌ترش می‌کنم، با تامل بیش‌تر. یا پیش از من مرحوم آدمیت بحث‌های بسیار جدی مطرح کرد؛ بسیار جدی. چون این مرد بزرگ داشت به مردم می‌گفت نکنید این کارها را. هشدار می‌داد که از این کاری که دارید انجام می‌دهید چیزی جز استبداد بیرون نمی‌آید. اگر در پی جمهوریت هستید در درون مشروطه درست کنید. این‌ها را من نگفتم، این‌ها را آدمیت خیلی هم بهتر از من گفت یا دکتر طباطبایی حرف‌های بسیار مهم و پر مغزی دارد.

می‌خواهم بگویم که باید در نظر بگیریم که این یک بحث فکری است. حالا حرف آدمیت را گوش نکردیم ولی ما می‌فهمیم که آدمیت درست فهمیده بود. من هم در این مرحله نظرم را می‌گویم.

تا این‌جا بحثمان تئوریک بود. من معتقدم همان‌طور که کمونیسم مبنای نظری داشت و جنبش‌های کمونیستی به آن نظریه کمونیستی مارکس تکیه می‌کردند، ما هم باید برای مبارزه خودمان یک نظریه داشته باشیم؛

نظریه موفق مبارزه با جمهوری اسلامی نظریه بازگشت به مشروطه است. غیر از آن ما نمی‌توانیم نظریه موفقی را بیاوریم که نیروهای مبارز علیه جمهوری اسلامی، نیروهای آن ایده باشند. از دیدگاه من هر نیرویی در میدان، نیروی یک ایده است. زمانی که بیش‌ترین نیروها متعلق به یک ایده باشند ایده توش و توان مادی پیدا می‌کند.

ایده به خودی خود که نمی‌تواند مبارزه کند؛ در قالب افراد می‌تواند مبارزه کند. هر ایده‌ای که بتواند در افراد بیش‌تری تجلی پیدا کند مادی می‌شود و تبدیل به زور و نیرو می‌شود.
خب تا این‌جا این‌ها را در بحث تئوریک ‌گفتم. قابل نقد و رد است.

اما وقتی به عنوان فعال سیاسی می‌خواهم صحبت کنم، به این دوستان می‌گویم ببینید، من که شاهزاده نیستم، پدرم که شاه نبود، این‌طور هم نبود که پدرم در دوره شاه، ارباب بوده یا در دربار بوده یا مثلا زمین‌هایی در شمیران داشته و الان می‌خواهم برگردم و آن خدم و حشم را بگیرم.

چنین چیزی نیست. بماند که اگر انتخابات ریاست جمهوری هم برپا شود آن دوستانی که می‌خواهند رئیس‌جمهور شوند که اصلا نمی‌توانند به گرد پای ما برسند. این‌طور نیست که مثلا اگر فرم جمهوری برپا شود آن‌ها لزوما رئیس جمهور شوند. ما در آنجا هم پرتوان‌تریم. این‌ها در همان ۵۷ نشان دادند که چطور به خمینی باختند.

۱/۵
‏اما حرف من چیست؟ من که اصلا با رفراندم مخالفتی ندارم. من می‌گویم برای مبارزه موفق با جمهوری اسلامی یک نظریه‌ لازم است که آن هم نظریه‌ی بازگشت به مشروطه است. آن‌ها فکر می‌کنند اینگونه نیست. خب، راه خودشان را بروند، من هم راه خودم را می‌روم. اما اگر ما پیروز شدیم، و پس از بازگشت به نظم مشروطه، خواهم گفت که مردم چند حق بنیادین دارند.

یک: تصمیم بگیرند که فرم پادشاهی بماند یا عوض شود. این را مردم تصمیم می‌گیرند. یعنی رفراندوم خواهد شد. قطعا باید رفراندوم برگزار شود. چون بالاخره مردم در یک برهه‌ای یک کارهایی کرده‌اند و الان با بازگشت به مشروطه حق دارند که تصمیم بگیرند فرم، پادشاهی باشد یا جمهوری. من البته به لحاظ نظری غلط می‌دانم ولی حق مردم است.

ضمن اینکه هرگاه بخواهند هم باید بتوانند پادشاهی را به جمهوری تبدیل کنند و هر وقت بخواهند هم باید بتوانند جمهوری را به پادشاهی تبدیل کنند. این امکان همیشه باید باشد. سخت می‌شود ولی این امکان باید باشد. این مدل ماست.

پادشاهی هم باید تایید مردمی داشته باشد. اتفاقا در پادشاهی مشروطه، پادشاهی هر روز تایید می‌شود و در این راه ما باید بتوانیم قوانین را شفاف‌تر کنیم. یعنی اصلاحاتی را در قالب متمم دوم - که باید به قانون اساسی مشروطه اضافه شود - اعمال کنیم. یک متمم اول زده‌ایم، حالا نوبت متمم دوم است. در آن متمم‌ باید یک سری چیزها را اصلاح کنیم، یک سری چیزها را به‌روز کنیم و یک چیزهایی را حذف کنیم. این هم با مردم است. مردم اگر قبول کردند که نظام پادشاهی مشروطه ادامه پیدا کند که ادامه پیدا می‌کند.

من حتی پیشنهاد می‌دهم که ماده‌ای گنجانده شود برای این‌که اگر این تعداد از مردم فلان شاه یا فلان خانواده  را نخواستند، پادشاه و یا خانواده‌ شاهی را عوض کنند. در سوئد هم همین است. می‌توانیم همه این‌ها را درون قانون اساسی مشروطه بگنجانیم.
یعنی دستاوردهای نوین بشری را بیاوریم در قالب متمم دوم قانون اساسی خودمان بگنجانیم. نه اینکه انقلابیون بیاورند، بلکه ما بیاوریم، مردم باید بیاورند.

قانون اساسی برای مردم است. ما که قیم مردم نیستیم. بازگشت به مشروطه یعنی ما قیم مردم نیستیم. گروه‌های سیاسی قیم‌ مردم نیستند. گروه‌های سیاسی می‌توانند پیشنهاد دهند، بحث کنند، ولی مردم باید تصمیم بگیرند. در درون مشروطه مردم اگر به فرض پادشاهی را هم قبول ندارند حق دارند فرم جمهوری برپا کنند اما در همان جمهوری‌ای که دارد درست می‌شود قانون اساسی کشور باید طوری نوشته شود که مردم اگر خواستند به پادشاهی برگردند، بتوانند به صورت قانونی بازگردند. مثل ۵۷ قانون ننویسند.

دموکراسی طبق چیزی که پوپر گفته یعنی حق انتخاب‌کردن و حق انتخاب‌نکردن و من می‌گویم حق انتخاب و تصحیح انتخاب. نمی‌شود این به ما تحمیل شود که چیزی را انتخاب کنیم که دیگر نتوانیم تصحیح‌اش کنیم.

مشروطه نظام ناکامل رو به تکامل است. تحولات هم با نظر مردم است. البته من در کنار همه این آزادی بصورت شخصی مدافع پادشاهی مشروطه خواهم ماند آنهم از نوع محافظه کار. سلیقه شخصی بحث دیگریست.

پس این تئوری من است که شفاف است. می‌گویم در درون مشروطه این حقوق باید باشد یا می تواند باشد اگر مردم بخواهند. این‌ها می‌گویند خب، این حرف را از کجا می‌آوری؟ دارم به آن‌ها امتیاز می‌دهم؟ اصلا، بلکه در زیربنا و در درون فلسفه سیاسی مشروطه این نهفته است. همان‌طور که ما خاندان قاجار را با پهلوی به صورت قانونی عوض کردیم.

مانند این‌که من می‌گویم زمین جاذبه دارد و اگر یک چیزی را رها کنم می‌افتد. این برمی‌گردد به ذات جاذبه. در مورد نظام پادشاهی مشروطه هم همین است. وقتی می‌گوییم در پادشاهی مشروطه جمهوریت است منظور همین است که رضایت مردم در اولویت است. این قانون را مردم وضع می‌کنند. مردم هستند که می‌توانند رضایت دهند چه قانونی مشروع است و چه قانونی نامشروع. پس این مردم هستند که تصمیم می‌گیرند فرم حکومت پادشاهی باشد یا جمهوری. چون حکومت برای مردم است.
۲/۵
‏علیرضا کیانی:
خب در صورت برافتادن سیستم کنونی، طبق ایده شما باید قانون اساسی مشروطه عملیاتی شود یعنی قانونی که پادشاهی در آن تعبیه شده است و حتی رفراندم را هم منوط به عملیاتی‌کردن آن قانون می‌دانید. درست است؟ یا اینکه بندهای مربوط به پادشاهی در قانون مشروطه مسکوت بمانند تا زمانی که رفراندم برگزار شود و ملت انتخاب نهایی را انجام دهند؟

حجت کلاشی:
ببینید من معتقدم بدون پادشاه نمی‌توانیم به این خواسته‌هایمان برسیم. مسئله من مسئله شخصی نیست. عرض کردم من که وابسته به خانواده سلطنت نیستم. اگر ریاست‌جمهوری هم باشد، فکر می‌کنم بتوانم آراء خیلی بالایی را به دست بیاورم . اصلا چرا راه دوری برویم؟ در همین جمهوری اسلامی هم می‌توانستم وزیر و وکیل باشم. پس مسئله جاه‌طلبی و این چیزها نیست بلکه بحث بر سر راه‌حلی است که واقعا کار کند.

آن دوستانی که فرم جمهوری می‌خواهند و می‌گویند ما می‌رویم رفراندوم برگزار می‌کنیم، من هرچه تصور می‌کنم فکر می‌کنم شوخی می‌کنند. چرا؟ به این علت که این‌ها می‌گویند ما جمهوری اسلامی را برمی‌اندازیم بعد می‌رویم رفراندوم برگزار می‌کنیم. خب رفراندوم یعنی چه؟ یعنی این‌که یک صندوق‌هایی در جایی گذاشته شود و از مردم نظرخواهی شود، و تلویزیون‌ها و روزنامه‌ها در اختیار مردم باشند، آزادانه سخن بگویند و نظرات مردم را منعکس کند.

در عین‌حال یک نهادی وجود داشته باشد که صحت انتخابات را تایید کند. یک نیروی قهریه و نظمیه هم می‌خواهد که امنیت برقرار کند تا در همه جا انتخابات برگزار شود. یک مرجعی هم در نهایت شکایات را بررسی کند. خب این چیز عریض و طویل را کجا درست کرده‌اند؟ یعنی اگر جمهوری اسلامی برافتاد و یک کمیته انقلابی آمد، این کمیته انقلاب مشروعیتش را از کجا می‌آورد که دستور دهد؟ اصلا چه کسی می‌خواهد دستور دهد؟ مشروعیتش را از کجا آورده؟

اگر تجربه خمینی را مثال بزنند، می‌گوییم مگر خمینی دنبال دموکراسی بود؟ معلوم است نبود. خمینی که تکلیفش مشخص است. این‌ها از کجا می‌خواهند مشروعیت بیاورند و صندوق بگذارند؟ مگر اینکه بگویند برای این‌که صندوق‌ها گذاشته شود ما نیاز به نیروهای مسلح داریم.

خب این کمیته انقلاب بر اساس چه مشروعیت حقوقی و قانونی می‌خواهند به نیروهای مسلح دستور دهد؟ اصلا نیروهای مسلح چرا باید از این‌ها تبعیت کنند؟ خب پس این جمهوری جدید می‌خواهد گارد جمهوری برای خود درست کند؟ اگر گارد جمهوری درست کرد، یعنی عملا دیگر آزادی‌ای وجود ندارد تا مردم نظر دهند.

اصلا من شهروند از کجا بفهمم این‌هایی که دارند رفراندوم برگزار می‌کنند، به شیوه درست است یا نه؟ از کجا بدانم صندوق‌ها و آراء درست بوده و واقعا رای مردم شمرده شده است؟ از کجا می‌توانم بفهمم این آقا که به نیروهای مسلح دستور می‌دهد بعدا حاضر خواهد شد کوتاه بیاید و ایران را به یک جمهوری از نوع جمهوری سوریه یا جمهوری عراق تبدیل نکند؟ چنانکه دیدیم جمهوری‌ها در منطقه خاورمیانه چه اندازه مستعد دیکتاتوری هستند.
عملا هیچ‌گاه جمهوری موفقی در خاورمیانه نه داشتیم و نه داریم.

اصلا شما افغانستان را نگاه کنید، در قانون اساسی افغانستان آمده که ما قرار است بر اساس حقوق بشر و میثاق‌های بین‌المللی حکومت کنیم. واقعا چنین چیزی امکان‌پذیر است و شد؟

این دوستان می‌گویند ما می‌آییم و قدرت را به دست می‌گیریم و رفراندوم برگزار می‌کنیم. بسیار خوب، اگر من نسبت به نوع برگزاری رفراندوم شما شکایت داشته باشم به کجا باید بروم؟ اگر گفتند بروید به دادگاه، می‌گویم دادگاه هم که زیر نظر شما دارد هدایت می‌شود.

یعنی شما یک حکومت انقلابی درست کردید و به قوه قضائیه، قوه مسلح و قوه مجریه دارید دستور می‌دهید، پارلمان هم که وجود ندارد و خودتان قانون هستید، چه آنکه قانون رفراندوم را شما تصویب کرده‌اید. پس شما که خودتان استبداد هستید. دادگاهی هم وجود ندارد که من بروم به آن مراجعه کنم. اگر منظور این است که قضات جمهوری اسلامی و دادگاه انقلاب مسئول رسیدگی هستند که نمی‌شود. اگر قضات جدید می‌خواهیم که این‌ها منصوبش می‌کنند. اصلا این وسط چه می‌ماند؟

بعد برای این‌که سر ما را شیره بمالند - ببخشید این اصطلاح را می‌گویم، آن قسمت کمی فنی و تئوریک بود، این قسمت دیگر باید خیلی سیاسی و به‌روز باشد - می‌گویند نهادهای بین‌المللی. می‌گوییم کدام نهادهای بین‌المللی؟ همان نهادهای بین‌المللی که چشم بستند روی طالبان، همان‌ که در کمیسیون زنانش در فلان بخش‌ها، ارتجاعی‌ترین حکومت‌ها می‌توانند بروند نظارت کنند؟
۳/۵
‏بعد اصلا از کی تا حالا سازمان ملل می‌تواند پای همه صندوق‌ها ناظر بفرستد. اصلا گیرم که ناظر بفرستد و ما فهمیدیم که شما تقلب کردید، نیروی مسلح که دست شماست، قوه قضائیه که دست شماست، قوه مجریه که دست شماست، من چه کار می‌توانم بکنم؟ این که نمی‌شود.
دقیقا، مسئله این است که نهادهای بین‌المللی قدرت ضمانت اجرا ندارند.

آخر این که نمی‌شود. اصلا نقض غرض است. به همین خاطر من می‌گویم که من نباید اثبات کنم که نظریه‌ام کامل است. مدل‌هایی که این‌ها دارند می‌گویند مدل‌های فاجعه‌ آفرینی است. حتی در آن حالت استبدادی هم نخواهند توانست نظم را برقرار کنند.

چرا نیروهای مسلح باید از چنین پروسه‌ای تبعیت کنند که ممکن است همه‌شان را به کشتن دهد؟ مگر نه این‌که ارتش در سال ۵۷ با یک جمهوری‌ای مصالحه کرد که افسران ارشدش را اعدام کرد و اگر جنگ نمی‌شد می‌خواست همه‌شان را تکه و پاره کند؟ نیروهای مسلح به این‌ها اعتماد نمی‌کنند.

به همین علت است که من سوال می‌پرسم و می‌گویم مدل شما چیست؟ مدل‌تان این است که ۵۷ را تکرار کنید، و به جای خمینی کسی دیگر را پیدا کنید بگذارید بالای سر ما و بعد او یک استبداد درست کند؟ به نام انقلاب همه را سرکوب کنید و هر کسی هم حرف زد بگویید ضدانقلاب است؟ هر کسی هم خواست حرف بزند می‌گویید این از عوامل جمهوری اسلامی است و بکشید بالای دار؟

حالا یک سری آدم‌ها هستند که می‌آیند تضمین می‌دهند که نه، ما بر اساس حقوق بشر پیش می‌رویم و اعدام نمی‌کنیم؛ ولی اطرافش را که نگاه می‌کنید، مانند شورای گذار، می‌بینید یک مشت چریک آورده. می‌گویم درست است تو که نمی‌توانی آدم بکشی. تو اصلا نمی‌توانی کارهای ساده‌تر از آن را انجام دهی. اصلا تو این کاره نیستی ولی آدم‌هایی که دارند با تو می‌آیند آدم‌های خطرناکی‌اند.

تو راه را باز می‌کنی و آن‌ها اسلحه‌شان را می‌کشند بیرون. من چطور اسلحه را از دست آن‌ها در بیاورم؟ من چطور می‌توانم در حالی که نیروهای مسلحی در کار نیست بنشینم با حزب دموکرات درباره دموکراسی صحبت کنم؟ او قلمرو خودش را تعیین کرده. می‌گوید اصلا حق نداری به ایالت من بیایی. کدام رفراندوم؟!

حالا من می‌خواهم بگویم که مدل ما یعنی بازگشت به مشروطه مدل بهتری است. چرا؟ چون در مدل ما، مشروطه یک حکومتی با عرض و طول و مناسبات مشخص است. یک نظام من‌درآوردی و خیالی که نیست. الگوهایی در همه دنیا دارد، پیشینه و تجربه‌ای داخل ایران دارد. بیرون از سنت ایرانی نیست.

ما وقتی می‌گوییم مشروطه، می‌توانیم بگوییم مثل این حکومت، مثل آن حکومت. وقتی می‌گوییم بازگشت به مشروطه معلوم است به چه برمی‌گردیم. نمی‌خواهیم نظام جدید ایجاد کنیم. می‌دانیم به چه می‌خواهیم برگردیم. شدنی هم هست.

چرا شدنی است؟ به خاطر این‌که بالاخره برای عبور از جمهوری اسلامی فقط مبارزه کافی نیست، ما باید مدلی ارائه دهیم که در آن مدل جا برای همه باشد، همه نقش خودشان را پیدا کنند، مثلا همین نیروهای مسلح. خب خیلی از نیروهای مسلح ما دارند از مملکت دفاع می‌کنند که اگر نبودند که امارات دو روزه جزایر را می‌گرفت.

آن سربازی که رفته در جزایر سه‌گانه دارد از مرز دفاع می‌کند که مجرم نیست. ما که نمی‌خواهیم بچه‌های این مملکت را چون یک یونیفرم پوشیده بکشیم پای دادگاه و اذیت کنیم.

ما می‌گوییم آقا این مملکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نمی‌خواهد؛ نیروهای مسلح ایران می‌خواهد. ایدئولوژی را از آن حذف می‌کنیم و نهاد را ادغام می‌کنیم و می‌شود نیروهای مسلح ایران. چون این بچه‌ها سربازهای مردم ایران هستند. مگر ما با قزاق این کار را نکردیم. قزاق چه بود؟ قزاق که اصلا فرماندهانش هم روسی بودند. بالاخره ادغام شدند و پایه‌های اصلی ارتش ملی ما گشتند. بالاخره ما تجربه داریم.

من می‌گویم در داخل جمهوری اسلامی مردم را داریم،  دیوان‌سالاری داریم، یعنی بوروکراسی، و همین‌طور نیروهای مسلح. ما باید بتوانیم از جایگاه مشخص تضمین‌های دقیق به این‌ها بدهیم که آسیب‌های انقلابی نخواهید دید. انقلاب پیامدهای ناپیدایی دارد. انقلاب را آغاز می‌کنند ولی با هیجان انقلاب، پتانسیل‌هایی آزاد می‌شود و بدون کنترل می‌رود جلو.
۴/۵
👍1
‏هیچ کشوری پس از انقلاب، آن کشوری نمی‌شود که پیشتر بود، همه چیز از درون طوفان انقلاب رد می‌شود و هویت نو می‌یابد. یعنی وارد دوره طوفانی می‌شود. دو نوع ملت با ماقبل خودشان فرق دارند؛ یک آن ملت‌هایی که وارد جنگ می‌شوند و دوم آن ملتی که وارد انقلاب می‌شود. این دو نوع ملت دیگر آن ملت و مردم قبلی نیستند.

یعنی ما نمی‌توانیم بر اساس قول و قرارها و وعده‌هایی که پیشاانقلاب داده می‌شود انقلاب را پیش‌بینی کنیم. انقلاب مجموعه‌ای از رخدادهای غیرقابل‌پیش‌بینی و تشدیدکننده است و طی آن، مخوف‌ترین و پنهان‌ترین زوایا و پتانسیل‌های انرژی یک ملت آزاد می‌شود و فوران می‌کند. خشم و انرژی فوران می‌کند.

ما می‌گوییم که نمی‌شود به وعده‌های چند نفری که حتی اتوریته و ابزارهای مادی کافی برای کنترل این انرژی و خشم ندارند، خوشبینانه نگاه کنیم. بلکه باید بتوانیم چیزی را ارائه دهیم که عرض و طول و ماهیتش مشخص باشد، و ماهیت ‌تخطی از آن هم روشن باشد.

آن چیست؟ می‌گوییم نیروهای مسلح و بخش بوروکراتیک کشور و مردم باید پیوند برقرار کنند با شاه. سپس شاه بر اساس مسئولیتی که در قانون اساسی مشروطه به او سپرده شده - که مسئول پیاده‌سازی مشروطه است و نباید بگذارد تعطیل شود - عهده‌دار امنیت، نظم و همه چیز شود. آنگاه بر اساس آن بتوانیم برویم به سمت موسسان، رفراندوم و مباحث دیگری که مطرح می‌شود. در غیر این صورت ما دچار یک آنارشی خواهیم شد. هر کس هم داخل آنارشیسم زورش بیش‌تر است بقیه را سرکوب می‌کند. یعنی در نهایت مردم هم همراهی نخواهند کرد.
۵/۵
👍1