انگار میخواهی از خاطرم بروی
با سایه خیالت پشت سرم
واژههایی را
که چون نامه ردوبدل کردیم
نگاه ندار
اما نور غروب را که در چشمانت پناه گرفته بود
را به خاطر بسپار
گاهی به یادت خواهم بود
وقتی سربرگردانم و تو هنوز
بیهیچ لبخندی در انتظار
به من بگویی: زمان همهچیز را حل میکند
صدایت را نمیشنوم
و آنگاه که گام برمیدارم
به سوی بازوانت
ناپیدا میشوی
بعدها این میشود
پارهای از یک شعر
اما تو همچنان پا میفشاری
عشق، ما را از میان زندگی ندا میدهد
وادارمان میکند چشم بربندیم به بیقراری روح
و قربانی کنیم تن را برای ساختن خاطره
نونو ژودیس | مترجم: احمد پوری
با سایه خیالت پشت سرم
واژههایی را
که چون نامه ردوبدل کردیم
نگاه ندار
اما نور غروب را که در چشمانت پناه گرفته بود
را به خاطر بسپار
گاهی به یادت خواهم بود
وقتی سربرگردانم و تو هنوز
بیهیچ لبخندی در انتظار
به من بگویی: زمان همهچیز را حل میکند
صدایت را نمیشنوم
و آنگاه که گام برمیدارم
به سوی بازوانت
ناپیدا میشوی
بعدها این میشود
پارهای از یک شعر
اما تو همچنان پا میفشاری
عشق، ما را از میان زندگی ندا میدهد
وادارمان میکند چشم بربندیم به بیقراری روح
و قربانی کنیم تن را برای ساختن خاطره
نونو ژودیس | مترجم: احمد پوری
❤5
تو بهار و شادمانیام هستی،
سرخوشیِ بیمرز ایامم
و آهنگِ نهانی که در تار و پود جانم نواخته میشود.
دوستت دارم،
افزونتر از سپیدهی دیروز، کمتر از طلوع فردا.
• علی آواری
سرخوشیِ بیمرز ایامم
و آهنگِ نهانی که در تار و پود جانم نواخته میشود.
دوستت دارم،
افزونتر از سپیدهی دیروز، کمتر از طلوع فردا.
• علی آواری
🔥7👍2
آدم گاهی مینشیند فکر میکند به گذشتهاش، به اینکه چه روزهایی را از سر گذرانده و بعد خودش هم از دوام آوردنش متعجب میشود.
👍6
کاش میتونستم دست همه آدمایی که دوسشون دارمو بگیرم بریم یه جا واقعا این حجم از نگرانی برای همشون داره دیوونم میکنه.
❤3😢3💔1
- جنگ بشه از کشور میری؟
+ وقتی جنگل آتش گرفت، درختان فرار نمیکنند؛ حیوانات فرار میکنند!
ما اینجا ریشه در خاکیم...
+ وقتی جنگل آتش گرفت، درختان فرار نمیکنند؛ حیوانات فرار میکنند!
ما اینجا ریشه در خاکیم...
❤8
آدم به خودش میاد میبینه چقدر عزیز داره که برای جونشون نگرانه، چقدر دلیل برای زنده بودن داره، چقدر میترسه.
❤8
چنگیزخان در نخستین یورش به ایران نتوانست بخارا را فتح کند.
برای گشودن شهر، در نامهای نوشت:
«آنکه با ما پیمان ببندد، در امان خواهد بود.»
مردم دو دسته شدند:
عدهای جنگیدند، عدهای برای حفظ جان به دشمن پیوستند
چنگیز بار دیگر نوشت:
«با همشهریانتان بجنگید؛ غنیمت و حکومت شهر مال شماست.»
خائنان، مدافعان را شکست دادند و دروازهها را گشودند.
اما با ورود مغول، چنگیز فرمان داد:
«همهی آنان که با ما صلح کردند، گردن زده شوند.
پرسیدند: «مگر با آنان پیمان نبستیم؟
گفت: «کسی که به خون خود خیانت میکند،
به بیگانه وفادار نخواهد ماند»...
@ayishak
برای گشودن شهر، در نامهای نوشت:
«آنکه با ما پیمان ببندد، در امان خواهد بود.»
مردم دو دسته شدند:
عدهای جنگیدند، عدهای برای حفظ جان به دشمن پیوستند
چنگیز بار دیگر نوشت:
«با همشهریانتان بجنگید؛ غنیمت و حکومت شهر مال شماست.»
خائنان، مدافعان را شکست دادند و دروازهها را گشودند.
اما با ورود مغول، چنگیز فرمان داد:
«همهی آنان که با ما صلح کردند، گردن زده شوند.
پرسیدند: «مگر با آنان پیمان نبستیم؟
گفت: «کسی که به خون خود خیانت میکند،
به بیگانه وفادار نخواهد ماند»...
@ayishak
❤7👏1
باید پناه برد به عاشقانههای هم،
آغوشِ هم، به هم، به دستها
و به شانههای هم
دنیا همیشه همین است، صلح و جنگ!
جز عشق راه گریزی نبود و نیست!
جز عشق کار عزیزی نبود و نیست!
با عشق سر کنید…
آغوشِ هم، به هم، به دستها
و به شانههای هم
دنیا همیشه همین است، صلح و جنگ!
جز عشق راه گریزی نبود و نیست!
جز عشق کار عزیزی نبود و نیست!
با عشق سر کنید…
❤5
هر بار که سطحتان بالا میرود، چیزی را از دست خواهید داد؛ یک عادت، یک دوستی، یک رابطه، یک نسخه از خودتان. این باخت نیست. این هزینه ورود است
👍4❤3
در وصف حضور بعضی از آدم ها،
میشه مثل احمد شاملو گفت:
«زندگی ترک کرده بود؛ زندگی آوردی.»
میشه مثل احمد شاملو گفت:
«زندگی ترک کرده بود؛ زندگی آوردی.»
❤5