درد یعنـی:
مـرور حـرف هایی که یه روز بـاورشـان داشتی
و امـروز به دروغ بودنشـان ایمـان آوردي ..💔
❤️🩹❤️🔥💔
مـرور حـرف هایی که یه روز بـاورشـان داشتی
و امـروز به دروغ بودنشـان ایمـان آوردي ..💔
❤️🩹❤️🔥💔
بهش گفتم چرا حس میکنی دیگه دوستت نداره؟ گفت چون آدمی که دوستت داره هر کاری میکنه که آرومت کنه، وقتی میتونست فقط با پنج دقیقه حرف زدن ناراحتیم رو حل کنه این کار رو نکرد بجاش ساعتها من رو توی ناراحتی و گریه تنها گذاشت رفت سراغ کارش و اصلا یادش رفت که من هم هستم، انگار نه انگار وجود دارم، دوست داشتن فقط گفتن دوست دارم نیست، یعنی بلد باش کی باید بمونی، کی باید گوش بدی و چطوری آرومش کنی، اگه کسی رو دوست داری باید یاد بگیری در لحظه کنارش باشی نه فقط وقتی که وقت اضافه داری.
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
خدا چقدر برای خلق کردن این آدمها وقت صرف کرده ؟
آدمهایی که وقتی حرف میزنند انگار با تمام وجود نوازشت میکنند.
میگویند سلام و سلامشان دست میکشد روی انگشتانت...
میگویند خوبی و خوبی گفتنشان، موهایت را نوازش میکند...
میگویند روزگار بر وفق مراد است، و روزگار مگر میشود با زمزمه آنها بر وفق مراد نباشد.
میگویند دلم... تا دلم بر زبانشان میآید، تمام قشنگترین حسهای دنیا جمع میشوند توی دلت... بالا و پایین میشوند و روحت غنج میرود برای کلامشان!
بماند که اگر این آدمها بگویند «دوستت دارم» چه بر سرمان خواهد آمد؟
#فاطمه_بهروز_
❤️🩹❤️🔥💔
آدمهایی که وقتی حرف میزنند انگار با تمام وجود نوازشت میکنند.
میگویند سلام و سلامشان دست میکشد روی انگشتانت...
میگویند خوبی و خوبی گفتنشان، موهایت را نوازش میکند...
میگویند روزگار بر وفق مراد است، و روزگار مگر میشود با زمزمه آنها بر وفق مراد نباشد.
میگویند دلم... تا دلم بر زبانشان میآید، تمام قشنگترین حسهای دنیا جمع میشوند توی دلت... بالا و پایین میشوند و روحت غنج میرود برای کلامشان!
بماند که اگر این آدمها بگویند «دوستت دارم» چه بر سرمان خواهد آمد؟
#فاطمه_بهروز_
❤️🩹❤️🔥💔
خیلی از آدما عاشق نمیشن
فقط میخوان یکیو داشته باشن
باید یکی حتما باشه..
فقط بودنه مهمه، کی باشه و چجوری اومده باشه و... مهم نیست...
عادت کردن به تنها نبودن، درحالی که در واقع تنهان..
این بدترین اعتیاد ممکنه که یه آدم میتونه داشته باشه، "اعتیاد به دوست داشتن"...
❤️🩹❤️🔥💔
فقط میخوان یکیو داشته باشن
باید یکی حتما باشه..
فقط بودنه مهمه، کی باشه و چجوری اومده باشه و... مهم نیست...
عادت کردن به تنها نبودن، درحالی که در واقع تنهان..
این بدترین اعتیاد ممکنه که یه آدم میتونه داشته باشه، "اعتیاد به دوست داشتن"...
❤️🩹❤️🔥💔
به تنهايي گرفتارند مشتي بي پناه اينجا
مسافرخانه رنج است يا تبعيدگاه اينجا
غرض رنجيدن ما بود از دنيا كه حاصل شد
مكن اي زندگي عمر مرا ديگر تباه اينجا
براي چرخش اين آسياب كهنه دلسنگ
به خون خويش ميغلطند خلقي بيگناه اينجا
نشان خانه ما را در اين صحراي سر در گم
بپرس از كاروان هايي كه گم كردند راه اينجا
اگر شادي سراغ از ما بگيرد جاي حيرت نيست
نشان ميجويد از من تا نيايد اشتباه اينجا
تو زيبايي و زيبايي در اينجا كم گناهي نيست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
#فاضل_نظری
❤️🩹❤️🔥💔
مسافرخانه رنج است يا تبعيدگاه اينجا
غرض رنجيدن ما بود از دنيا كه حاصل شد
مكن اي زندگي عمر مرا ديگر تباه اينجا
براي چرخش اين آسياب كهنه دلسنگ
به خون خويش ميغلطند خلقي بيگناه اينجا
نشان خانه ما را در اين صحراي سر در گم
بپرس از كاروان هايي كه گم كردند راه اينجا
اگر شادي سراغ از ما بگيرد جاي حيرت نيست
نشان ميجويد از من تا نيايد اشتباه اينجا
تو زيبايي و زيبايي در اينجا كم گناهي نيست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
#فاضل_نظری
❤️🩹❤️🔥💔
سـخـتـه
ولی باید پذیرفت
بعضی وقتها اونی که ما
دوستش داریم،جای دیگه خوشبختره
"لعنت به تموم بعضی وقتها💔
❤️🩹❤️🔥💔
ولی باید پذیرفت
بعضی وقتها اونی که ما
دوستش داریم،جای دیگه خوشبختره
"لعنت به تموم بعضی وقتها💔
❤️🩹❤️🔥💔
آدم هایی هستند که شاید کم بگویند دوستت دارم
یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را
بهشان خرده نگیرید
این آدم ها فهمیده اند دوستت دارم
حرمت دارد
مسئولیت دارد
ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی
دوست داشتن واقعی را می فهمی
می فهمی که همه کار می کند تا تو بخندی
تا تو شاد باشی
آزارت نمی دهد، دلت را نمی شکند
من این دوست داشتن را می ستایم...
#زویا_پیرزاد
❤️🩹❤️🔥💔
یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را
بهشان خرده نگیرید
این آدم ها فهمیده اند دوستت دارم
حرمت دارد
مسئولیت دارد
ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی
دوست داشتن واقعی را می فهمی
می فهمی که همه کار می کند تا تو بخندی
تا تو شاد باشی
آزارت نمی دهد، دلت را نمی شکند
من این دوست داشتن را می ستایم...
#زویا_پیرزاد
❤️🩹❤️🔥💔
وقتی غمگین هستید، دنیا شما را به سخره میگیرد.
وقتی خوشحالید،
دنیا به شما لبخند میزند.
اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید،
دنیا به شما تعظیم میکند.
#چارلی_چاپلين
❤️🩹❤️🔥💔
وقتی خوشحالید،
دنیا به شما لبخند میزند.
اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید،
دنیا به شما تعظیم میکند.
#چارلی_چاپلين
❤️🩹❤️🔥💔
این رابطه ها بیمارت میکنن:
- رابطه ای که برای دریافت عشق و توجه باید همه جوره سرویس بدی و هر لحظه تلاش کنی
- رابطه ای که همیشه تو مقصر شناخته میشی و فقط تو مجبوری و باید عذرخواهی کنی
- رابطه ای که راحت نمیتونی از اشتباهاتت بگی یا درددل کنی، چون بعدا توسط حرف های خودت کلی سرزنش و مسخره میشی
- رابطه ای که تو و احساساتت فهمیده نمیشید و مجبوری همه چی رو درون خودت بریزی
- رابطه ای که براحتی خط قرمزهای تورو زیر پا میذاره و تورو به حساسیت بیش از حد هم متهم میکنه
- رابطه ای که برای اینکه ناراحتش نکنی هیچوقت نتونستی درست از خواسته هات و نیاز هات بگی
❤️🩹❤️🔥💔
- رابطه ای که برای دریافت عشق و توجه باید همه جوره سرویس بدی و هر لحظه تلاش کنی
- رابطه ای که همیشه تو مقصر شناخته میشی و فقط تو مجبوری و باید عذرخواهی کنی
- رابطه ای که راحت نمیتونی از اشتباهاتت بگی یا درددل کنی، چون بعدا توسط حرف های خودت کلی سرزنش و مسخره میشی
- رابطه ای که تو و احساساتت فهمیده نمیشید و مجبوری همه چی رو درون خودت بریزی
- رابطه ای که براحتی خط قرمزهای تورو زیر پا میذاره و تورو به حساسیت بیش از حد هم متهم میکنه
- رابطه ای که برای اینکه ناراحتش نکنی هیچوقت نتونستی درست از خواسته هات و نیاز هات بگی
❤️🩹❤️🔥💔
❤️نیایش شبانہ با حضـــــرت عشق ❤️
خداے مهربان من🙏
میدانے ڪہ چقدر بہ رحمت تو امید بستہ ایم
و چقدر آرام میشویم از اینڪہ تو و مهربانی
و لطفتت را همیشہ
در جان لحظاتمان احساس مے ڪنیم
حس داشتنت ، حس بودنت ، حس حضورت
در تار و پود لحظاتمان
جاریست و چقدر با تو خوشبختیم
و چقدر با تو اے خداے مهربانم پر از آرامشیم
الهی🤲
این آرامش را برایمان ابدے گردان✨🙏
آمیـــن یا رَبَ العٰالَمیٖن 🙏
✨همیشہ امیدتون بہ خدا باشد
نہ بہ بندگانش✨
خدا بہ تنهایے براتون ڪافیست
در همہ حال بہ او اعتماد ڪنید ...
شبتون خوش و در پناہ پروردگار مهربان ✨
❤️🩹❤️🔥💔
خداے مهربان من🙏
میدانے ڪہ چقدر بہ رحمت تو امید بستہ ایم
و چقدر آرام میشویم از اینڪہ تو و مهربانی
و لطفتت را همیشہ
در جان لحظاتمان احساس مے ڪنیم
حس داشتنت ، حس بودنت ، حس حضورت
در تار و پود لحظاتمان
جاریست و چقدر با تو خوشبختیم
و چقدر با تو اے خداے مهربانم پر از آرامشیم
الهی🤲
این آرامش را برایمان ابدے گردان✨🙏
آمیـــن یا رَبَ العٰالَمیٖن 🙏
✨همیشہ امیدتون بہ خدا باشد
نہ بہ بندگانش✨
خدا بہ تنهایے براتون ڪافیست
در همہ حال بہ او اعتماد ڪنید ...
شبتون خوش و در پناہ پروردگار مهربان ✨
❤️🩹❤️🔥💔
#شعر
اگر مُردم نمیخواهم دلے غمبار باشد
نمیخواهم وداع آخرم دشوار باشد
اگر مردم نمیخواهم ڪسے مشڪے بپوشد
مبادا روز مرگم جامہ هاتان تار باشد
بہ جاے داد و شیون یڪ صدا شعرے بخوانید
بہ جاے گریہ زارے نغمہ ے گیتار باشد
پذیرایے: ڪتابے خواندنے و شاخہ اے گل
براے دوستان شاعرم سیگار باشد
بہ جاے سنگ قبرے بدتراش و تیرہ و تار
تماما روے خاڪم قطعہ اے گلزار باشد
تمام جسم و اعضاے مرا لطفا ببخشید
ڪہ حتے بعد مرگم زندگے پر بار باشد
بہ وقت بارش باران بہ دیدارم بیایید
ڪہ دلتنگے شاعر این زمان بسیار باشد
برایم شمعدانے هاے خوش رنگے بڪارید
ڪہ هرڪس دیدشان لبخندشان سرشار باشد
وصیت مے ڪنم در زندگے دیوانہ باشید
مبادا لحظہ ها قربانے تڪرار باشد
تمام زندگے عشق است و دیگر هیچ جز عشق
عزیرانم مبادا بینتان دیوار باشد
تماما زندگے را زندگے ڪردم؛ شما هم
پس از من راہ خوشبختے تان هموار باشد
#حمید_رضا_گلشن
❤️🩹❤️🔥💔
اگر مُردم نمیخواهم دلے غمبار باشد
نمیخواهم وداع آخرم دشوار باشد
اگر مردم نمیخواهم ڪسے مشڪے بپوشد
مبادا روز مرگم جامہ هاتان تار باشد
بہ جاے داد و شیون یڪ صدا شعرے بخوانید
بہ جاے گریہ زارے نغمہ ے گیتار باشد
پذیرایے: ڪتابے خواندنے و شاخہ اے گل
براے دوستان شاعرم سیگار باشد
بہ جاے سنگ قبرے بدتراش و تیرہ و تار
تماما روے خاڪم قطعہ اے گلزار باشد
تمام جسم و اعضاے مرا لطفا ببخشید
ڪہ حتے بعد مرگم زندگے پر بار باشد
بہ وقت بارش باران بہ دیدارم بیایید
ڪہ دلتنگے شاعر این زمان بسیار باشد
برایم شمعدانے هاے خوش رنگے بڪارید
ڪہ هرڪس دیدشان لبخندشان سرشار باشد
وصیت مے ڪنم در زندگے دیوانہ باشید
مبادا لحظہ ها قربانے تڪرار باشد
تمام زندگے عشق است و دیگر هیچ جز عشق
عزیرانم مبادا بینتان دیوار باشد
تماما زندگے را زندگے ڪردم؛ شما هم
پس از من راہ خوشبختے تان هموار باشد
#حمید_رضا_گلشن
❤️🩹❤️🔥💔
نیاز دارم مدتی نباشم ؛
سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم،
به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد.
دور باشم و رها، سبُک باشم و آزاد
آدم هایی را ببینم که هیچ تصور بدی از آنها ندارم؛
مسیرهایی را بروم که تا به حال نرفته ام؛
عطرهایی را بزنم که تا به حال نزده ام؛
و لباس هایی را بپوشم که تا به حال نپوشیده ام.
در مکان هایی بنشینم که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند؛
موسیقی هایی گوش کنم که مرا یاد کسی نمی اندازند.
و نوشیدنی هایی بنوشم که مرا بیخیال تر از همیشه کنند!
نه به کسی فکر کنم ، نه نگرانِ چیزی باشم
و نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم!
من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم
#نرگس_صرافیان..
❤️🩹❤️🔥💔
سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم،
به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد.
دور باشم و رها، سبُک باشم و آزاد
آدم هایی را ببینم که هیچ تصور بدی از آنها ندارم؛
مسیرهایی را بروم که تا به حال نرفته ام؛
عطرهایی را بزنم که تا به حال نزده ام؛
و لباس هایی را بپوشم که تا به حال نپوشیده ام.
در مکان هایی بنشینم که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند؛
موسیقی هایی گوش کنم که مرا یاد کسی نمی اندازند.
و نوشیدنی هایی بنوشم که مرا بیخیال تر از همیشه کنند!
نه به کسی فکر کنم ، نه نگرانِ چیزی باشم
و نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم!
من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم
#نرگس_صرافیان..
❤️🩹❤️🔥💔
«کیمیای ازلی»
در آن خیالِ ازلی
نه «هست» بود، نه «نیست».
باد...
فقط—
...باد.
و صوتهایش از کرانههای الفبا—
و من
بر سَکَنی سپید
سِحرت میآفریدم.
بینام.
تو:
در هزارتوهای نقش.
در طلسمِ «لیلا» پناه داشتی،
در نبضِ «شیرین» تَپیدی،
بر زبانِ «زهره»، غزلی.
امّا در این مُلکِ سکوت—
این کویرِ بیآغازِ من—
تو:
بینام.
پس
این عاشقانه را میسُرایم
نه برای نَفَس، که برای بانگَت.
برای آن نگاهِ سبز
که بر اوراقِ پارسی مینشیند،
تا زنانِ نسلِ رود
در آیینهی ابیات
خویش را ببینند—
و بازشناسانند.
#آرش_شاهری
❤️🩹❤️🔥💔
در آن خیالِ ازلی
نه «هست» بود، نه «نیست».
باد...
فقط—
...باد.
و صوتهایش از کرانههای الفبا—
و من
بر سَکَنی سپید
سِحرت میآفریدم.
بینام.
تو:
در هزارتوهای نقش.
در طلسمِ «لیلا» پناه داشتی،
در نبضِ «شیرین» تَپیدی،
بر زبانِ «زهره»، غزلی.
امّا در این مُلکِ سکوت—
این کویرِ بیآغازِ من—
تو:
بینام.
پس
این عاشقانه را میسُرایم
نه برای نَفَس، که برای بانگَت.
برای آن نگاهِ سبز
که بر اوراقِ پارسی مینشیند،
تا زنانِ نسلِ رود
در آیینهی ابیات
خویش را ببینند—
و بازشناسانند.
#آرش_شاهری
❤️🩹❤️🔥💔
❤2
روزهای پنج شنبه
عزیرانی که مارا ترک کردن
وغم انگیزی این روزها را به یادمان می اورند.
انهایی که دوستشان داشتیم
و داریم اما دستمان از داشتن شان کوتاه..
که حال در کنار مان نیستن
وچقدر دل تنگ شان می شویم
ونبودشان ازار دل تنگی را دوچندان می کند
نمی دانم با مرور این همه دل تنگی پناه بر کدامین سینه ی بی غم برم تا ارام کند بغض درد اور من را
واین خاک چه عزیزانی را که در اغوش خود ماوا نداده
تمام لحظه هایم خاطراتی ست که برایم رویا شدن وسکوتی که مرا به خاموشی این دل تنگی فرو می برد
ومرا غریبه ایی با تو می کند
ورهگذرانی که مدت هاست اسیر این دلتنگی ها هستن
وفریادی جز اشک سوزان وناله های بی قرار یک خواهر برای برادر..
یک دختر برای پدر...
یک مادر برای جگر گوشه اش...
یک پدر ک داغ جگر گوشه اش را در دل میپروراند..
یک رفیق ...
یک برادر ..
و هر عزیزی
.....که دگر ندارد عزیزجانش را..
روح هه عزیزان اسمانی شاد وقرین رحمت الاهی🙏🤲
❤️🩹❤️🔥💔
عزیرانی که مارا ترک کردن
وغم انگیزی این روزها را به یادمان می اورند.
انهایی که دوستشان داشتیم
و داریم اما دستمان از داشتن شان کوتاه..
که حال در کنار مان نیستن
وچقدر دل تنگ شان می شویم
ونبودشان ازار دل تنگی را دوچندان می کند
نمی دانم با مرور این همه دل تنگی پناه بر کدامین سینه ی بی غم برم تا ارام کند بغض درد اور من را
واین خاک چه عزیزانی را که در اغوش خود ماوا نداده
تمام لحظه هایم خاطراتی ست که برایم رویا شدن وسکوتی که مرا به خاموشی این دل تنگی فرو می برد
ومرا غریبه ایی با تو می کند
ورهگذرانی که مدت هاست اسیر این دلتنگی ها هستن
وفریادی جز اشک سوزان وناله های بی قرار یک خواهر برای برادر..
یک دختر برای پدر...
یک مادر برای جگر گوشه اش...
یک پدر ک داغ جگر گوشه اش را در دل میپروراند..
یک رفیق ...
یک برادر ..
و هر عزیزی
.....که دگر ندارد عزیزجانش را..
روح هه عزیزان اسمانی شاد وقرین رحمت الاهی🙏🤲
❤️🩹❤️🔥💔
بی تو
طوفان زدهِ دشت جنونم !
صید افتاده به خونم ،
تو چسان میڪَذری غافل از
اندوه درونم ؟
بی من از ڪوچه ڪَذر
ڪردی و رفتی ،
بی من از شهر سفر
ڪردی و رفتی ،
قطره ای اشڪ درخشید به
چشمان سیاهم ،
تا خم ڪوچه بدنبال تو
لغزید نڪَاهم ،
تو ندیدی !
نڪَهت هیچ نیفتاد براهی
ڪه ڪَذشتی ،
چون در خانه ببستم ،
دڪَر از پای نشستم ،
ڪَوئیا زلزله آمد ،
ڪَوئیا خانه فرو ریخت سر من ،
بی تو من در همه شهر غریبم ،
بی تو ڪس نشنود از
این دل بشڪسته صدائی ،
برنخیزد دڪَر از
مرغڪ پر بسته نوائی ،
تو همه بود و نبودی ،
تو همه شعر و سرودی ،
چه ڪَریزی ز بر من ؟
ڪه زڪویت نڪَریزم ،
ڪَر بمیرم ز غم دل ،
به تو هرڪَز نستیزم .
من و یڪ لحظه جدائی ؟
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم ....!!
هما میرافشار..
❤️🩹❤️🔥💔
طوفان زدهِ دشت جنونم !
صید افتاده به خونم ،
تو چسان میڪَذری غافل از
اندوه درونم ؟
بی من از ڪوچه ڪَذر
ڪردی و رفتی ،
بی من از شهر سفر
ڪردی و رفتی ،
قطره ای اشڪ درخشید به
چشمان سیاهم ،
تا خم ڪوچه بدنبال تو
لغزید نڪَاهم ،
تو ندیدی !
نڪَهت هیچ نیفتاد براهی
ڪه ڪَذشتی ،
چون در خانه ببستم ،
دڪَر از پای نشستم ،
ڪَوئیا زلزله آمد ،
ڪَوئیا خانه فرو ریخت سر من ،
بی تو من در همه شهر غریبم ،
بی تو ڪس نشنود از
این دل بشڪسته صدائی ،
برنخیزد دڪَر از
مرغڪ پر بسته نوائی ،
تو همه بود و نبودی ،
تو همه شعر و سرودی ،
چه ڪَریزی ز بر من ؟
ڪه زڪویت نڪَریزم ،
ڪَر بمیرم ز غم دل ،
به تو هرڪَز نستیزم .
من و یڪ لحظه جدائی ؟
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم ....!!
هما میرافشار..
❤️🩹❤️🔥💔
من پُرم از خاطرات و قصه های کودکی
این که روباهی چگونه می فریبد زاغکی !
قصّهٔ افتادنِ دندانِ شیری از هُما
لاک پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی !
قصّهٔ گاو حسن ، دارا و سارا و امین
روزٍ بارانی ، کتابٍ خیسٍ کُبری طِفلکی !
تیله بازی درحیاط و کوچه و فرشِ اتاق !
بر سرِ کبریت و سکه ، یا که درب تَشتکی !
چای والفجر و سماور نفتیِ کُنجِ اتاق
مادرم هرگز نیاورد استکان بی نعلبکی !
داستانِ نوک طلا با مخمل و مادر بزرگ !
در دهی زیبا که زخمی گشته بچّه لَک لَکی !
هاچ زنبور عَسل ، نِل در فراق مادرش !
یادٍ دوران اوشین و نقطه های برفکی !
هشت سال از دورهٔ شیرین امّا تلخِ ما
پر ز آژیرِ خطر با حمله های موشکی !
تا کجاها می برد این خاطره امشب مرا
کاش می رفتم به آن دورانِ خوبم ، دزدکی !
یاد آن دوره همیشه با من و در قلبٍ من
من به یاد و خاطراتت زنده ام ، ای کودکی !
دفترٍ مشقِ دبستانم ببین
پر ز مُهرِ آفرین ، صد آفرین !
راستی آن دفترِ کاهی کجاست ؟!
عکس حوض آبِ پُر ماهی کجاست ؟!
باز آیا ریز علی ها زنده اند ؟!
در حوادث جامه از تن کنده اند ؟!
کاش حالا خاله کوکب زنده بود !
عطرِ نانش خانه را آکنده بود !
ای معلّم خاطر و یادت به خیر
یادٍ درسِ آب بابایت به خیر !
هرکجا هستید ، هستی نوش تان !
کامیابی گرمیِ آغوشتان !
هم کلاسی های سالِ کودکم
دستهگلهایی ز یاس و میخکم !
باز از دل می کنم یادٍ شما
یادِ قلبِ سادهٔ شادِ شما
آدمی سر زنده از یاد است ، یاد !
رمزِ عمرِ آدمیزاد است یاد !
شادتان میخواهم و شادم کنید !
همکلاسی های من یادم کنید !
#ناشناس
❤️🩹❤️🔥💔
این که روباهی چگونه می فریبد زاغکی !
قصّهٔ افتادنِ دندانِ شیری از هُما
لاک پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی !
قصّهٔ گاو حسن ، دارا و سارا و امین
روزٍ بارانی ، کتابٍ خیسٍ کُبری طِفلکی !
تیله بازی درحیاط و کوچه و فرشِ اتاق !
بر سرِ کبریت و سکه ، یا که درب تَشتکی !
چای والفجر و سماور نفتیِ کُنجِ اتاق
مادرم هرگز نیاورد استکان بی نعلبکی !
داستانِ نوک طلا با مخمل و مادر بزرگ !
در دهی زیبا که زخمی گشته بچّه لَک لَکی !
هاچ زنبور عَسل ، نِل در فراق مادرش !
یادٍ دوران اوشین و نقطه های برفکی !
هشت سال از دورهٔ شیرین امّا تلخِ ما
پر ز آژیرِ خطر با حمله های موشکی !
تا کجاها می برد این خاطره امشب مرا
کاش می رفتم به آن دورانِ خوبم ، دزدکی !
یاد آن دوره همیشه با من و در قلبٍ من
من به یاد و خاطراتت زنده ام ، ای کودکی !
دفترٍ مشقِ دبستانم ببین
پر ز مُهرِ آفرین ، صد آفرین !
راستی آن دفترِ کاهی کجاست ؟!
عکس حوض آبِ پُر ماهی کجاست ؟!
باز آیا ریز علی ها زنده اند ؟!
در حوادث جامه از تن کنده اند ؟!
کاش حالا خاله کوکب زنده بود !
عطرِ نانش خانه را آکنده بود !
ای معلّم خاطر و یادت به خیر
یادٍ درسِ آب بابایت به خیر !
هرکجا هستید ، هستی نوش تان !
کامیابی گرمیِ آغوشتان !
هم کلاسی های سالِ کودکم
دستهگلهایی ز یاس و میخکم !
باز از دل می کنم یادٍ شما
یادِ قلبِ سادهٔ شادِ شما
آدمی سر زنده از یاد است ، یاد !
رمزِ عمرِ آدمیزاد است یاد !
شادتان میخواهم و شادم کنید !
همکلاسی های من یادم کنید !
#ناشناس
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز دختر مبارک تویی که
یه تنه برای رویاهات میجنگی
مبارک تویی که اونقدر
غرق کارو هدفاتی
که فرصت هیچ حاشیهای رو نداری
روز دختر مبارک تویی که
تو این جامعه با این همه محدودیت
با این همه خط قرمز
داری تلاش میکنی که موفق بشی...!
روزت مبارک قوی ترین دختر دنیا❤️
❤️🩹❤️🔥💔
یه تنه برای رویاهات میجنگی
مبارک تویی که اونقدر
غرق کارو هدفاتی
که فرصت هیچ حاشیهای رو نداری
روز دختر مبارک تویی که
تو این جامعه با این همه محدودیت
با این همه خط قرمز
داری تلاش میکنی که موفق بشی...!
روزت مبارک قوی ترین دختر دنیا❤️
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وارث زیبایی خدا روزت مبارک❤️💐🎉
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
در میان تاریکی یک شب،
میان فاصله نفسهایم
ناگهان چیزی درون من فرو ریخت،
خیلی آروم و بیصدا...
نه که از دلشکستگی باشه،
بلکه از درک ناگهانی یک حقیقت...
میفهمی که تمام آن عشق،
آن دلتنگی،
آن آشوب بیپایان،
نه اشتباه بوده است و نه دروغ...
فقط تمام شده بود،
و تمام شدن،
بدترین شکل فهمیده شدن است؛
زیرا که هیچ نشانهای ندارد...
ناگهان یک روز از خواب بلند میشوی
و به نامش فکر میکنی؛
ولی چیزی درون دلت نمیلرزد...
دیگر دلت نمیخواهد صدایش را بشنوی...
نه از نفرت،
بلکه از بینیازی...
میفهمی آرام آرام از کسی عبور کردی که
روزی خودت را در چشمانش دیدی...
و به جایی میرسی که
دیگر به دنبال مقصر نمیگردی،
دیگر نمیخواهی کسی را قانع کنی،
یا
بخواهی که خودش حتی برایت توضیح دهد...
تنها سکوت میکنی و میگذری؛
همانند نسیمی از میان خاکستر،
بیآنکه شعله ای را بیدار کنی...
شاید عشق همین است،
آتشی که روزی جانت را بسوزاند
و روز دیگر،
خاکستریست که با لبخند کنارش میزنی...
شاید رهایی همین باشد؛
لحظهای که میفهمی
هنوز هم میتوانی نفس بکشی،
بدون آنکه دلت بخواهد کسی را
دوباره ببینی...
به قول دافنه دو موریه:
"روزی با خود فکر میکردم
اگر او را با غریبه ای ببینم،
دنیا را به آتش میکشم"...
اما امروز حاضر نیستم
کبریتی روشن کنم تا
ببینم کجاست و چه میکند...
✍️ عباس حیدری
❤️🩹❤️🔥💔
میان فاصله نفسهایم
ناگهان چیزی درون من فرو ریخت،
خیلی آروم و بیصدا...
نه که از دلشکستگی باشه،
بلکه از درک ناگهانی یک حقیقت...
میفهمی که تمام آن عشق،
آن دلتنگی،
آن آشوب بیپایان،
نه اشتباه بوده است و نه دروغ...
فقط تمام شده بود،
و تمام شدن،
بدترین شکل فهمیده شدن است؛
زیرا که هیچ نشانهای ندارد...
ناگهان یک روز از خواب بلند میشوی
و به نامش فکر میکنی؛
ولی چیزی درون دلت نمیلرزد...
دیگر دلت نمیخواهد صدایش را بشنوی...
نه از نفرت،
بلکه از بینیازی...
میفهمی آرام آرام از کسی عبور کردی که
روزی خودت را در چشمانش دیدی...
و به جایی میرسی که
دیگر به دنبال مقصر نمیگردی،
دیگر نمیخواهی کسی را قانع کنی،
یا
بخواهی که خودش حتی برایت توضیح دهد...
تنها سکوت میکنی و میگذری؛
همانند نسیمی از میان خاکستر،
بیآنکه شعله ای را بیدار کنی...
شاید عشق همین است،
آتشی که روزی جانت را بسوزاند
و روز دیگر،
خاکستریست که با لبخند کنارش میزنی...
شاید رهایی همین باشد؛
لحظهای که میفهمی
هنوز هم میتوانی نفس بکشی،
بدون آنکه دلت بخواهد کسی را
دوباره ببینی...
به قول دافنه دو موریه:
"روزی با خود فکر میکردم
اگر او را با غریبه ای ببینم،
دنیا را به آتش میکشم"...
اما امروز حاضر نیستم
کبریتی روشن کنم تا
ببینم کجاست و چه میکند...
✍️ عباس حیدری
❤️🩹❤️🔥💔