𝗞𝖬🫐
Photo
"بگو عا"
با صدای بم کنارش چشم هاشو داخل حدقه گردوند رسما داشت حالت تهوع میگرفت از ادا اطوارای رفیقاش، کنترل چهرش دست خودش نبود شاید برای همین با برداشتن قهوه اش و گرفتن کاپ جلوی صورتش جلوی جمع شدن صورتشو گرفت
"این رفیقت کی میاد پس"
برای پرت کردن حواسش و البته جلب کردن توجه یونگی و تهیونگی که بدون توجه به محیط اطرافشون داخل دنیای خودشون غرق شده بودند گفت و بلاخره با دیدن نگاه کلافش به خودشون اومدن
"الانا دیگه باید بیاد"
یونگی با چک کردن ساعتش گفت و همون لحظه با دیدن فردی دستش رو بالا برد
جونگ کوک صرفا برای وقت پرکنی اومده بود قطعا! اون نیازی به یه دیت چهار نفره اونم با فردی که نمیدونست کیه و ندیدتش نداشت اما با رد شدن پسر از کنارش و پخش شدن بوی ادکلن سرد اما شیرینش ناخوداگاه نگاهش رو بالا برد
صبر کن. ها؟
"سلام"
اوه.. همون پسر بلوندی که یه دور تخریب شخصیتیش کرده بود؟ چه مظلوم به نظر میرسه، اون اینجا چیکار میکرد؟ چقدر از عکسش خوشگل تر بود نکنه اومده بود اینجا تا حضوری هم توبیخش کنه؟ چه واکنش هاش بامزس
شاید قبلا صرفا از دیدن ظاهرش اونم داخل عکسی که اشتباه براش فرستاده شده بود به بلوندی رو به روش جذب شده اما لعنتی قطعا این صدای مخملیش تو یه لول دیگه بود
نمیدونست نگاهش تا چه حد خیره مونده اما وقتی که مو بلوندی با چشم های درشتش به یه سمت نگاه کرد فرصت کرد خودش رو جمع و جور کنه
"اوه"
اوه؟ پسر احمق! داخل ذهنش به خودش فوش داد و بعد بدون توجه به اینکه سایه نحس اون زوج مزخرف از کنارش محو شدن سعی کرد لبخند بزنه
هرچند لبخندش برخلاف چیزی که میخواست- یه لبخند نرم و جنتل- به یه نیشخند شیطانی تبدیل شد
"خوشحالم میبینمت"
به ارومی زمزمه کرد و با دیدن گونه های رنگ گرفته پسر و نگاه نرمش تقریبا یه دور ضعف کرد
ممبرا میشه کارای این چنل رو به اسم خودتون تو چنلای تخمی تخیلیتون اپلود نکنید؟ خستم کردید اون از دلقکی که اومده استاکرو تو روبیکا اپلود کرده اینم از این