آسمانه
3.44K subscribers
2.9K photos
109 videos
334 files
2.95K links
آسمانه:
در تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر

* با این نشانی با ما تماس بگیرید:
asmanehchannel@gmail.com

* نقل مطالب آسمانه مشروط به ذکر نام این کانال و درج پیوند (لینک) آن مجاز است.
Download Telegram
آسمانه
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی» 🔸درس ۳۹: حاجی‌قاسمی و نوایی (۵) در سی‌وهشتمین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران پی گرفته شد. این جلسه در ادامه‌ی مباحث جلسات گذشته و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این…
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۴۰: حاجی‌قاسمی و نوایی (۶)

در چهلمین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران دنبال شد. این جلسه در ادامه‌ی مباحث جلسات پیشین و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این حوزه، آقایان کامبیز حاجی‌قاسمی و کامبیز نوایی، و مهم‌ترین اثر آنان، خشت و خیال، برگزار شد. در امتداد دو جلسه‌ی گذشته، در این جلسه فصل نخست کتاب با عنوان «لطیفۀ نهانی» نقادانه بررسی شد.
در آغاز جلسه، در اصطلاح «بیان فضایی خیال» بحث شد. نخست این پرسش مطرح شد که مقصود از بیان چیست و این واژه در زمان نگارش کتاب و در روزگار کنونی چه معانی‌ای دارد. همچنین بررسی شد که واژه‌ی بیان در حوزه‌ی معماری چه مفهومی می‌یابد. در معنای هنری، «بیان» به انتقال حالات و احوال درونیِ طراح به مخاطب اشاره دارد. اما هنگامی که این واژه در ترکیب با «خیال» قرار می‌گیرد، دو واژه در دستگاه‌های معنایی متفاوتی عمل می‌کنند و هم‌نشینی آن‌ها ناسازگار می‌شود.
نویسندگان کتاب بر این باورند که معماری اسلامی ایران واجد ذات یا ماهیتی واحد است؛ ذاتی که با وجود پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه، همچنان مبهم و ناشناخته مانده است. هدف آنان از نگارش خشت و خیال، بنا بر مدعای کتاب، روشن کردن همین ماهیت پنهان است.
نویسندگان بر این باورند که هرچه را می‌گویند از خود آثار معماری ایران به دست آورده‌اند. نیز معتقدند که فقط آن سخنانی درباره‌ی معماری اصیل و معمارانه است که از این طریق به دست آید. قوی‌ترین استدلالی که بارها در کتاب برای این نظر آورده‌اند این است که هیچ نوشته‌ای نمی‌تواند جانشین مواجهه با خود اثر و انس با آن شود. این رأی البته درست است؛ اما نکته اینجاست که این رأی درباره‌ی هر سخنی رواست. یعنی هیچ سخنی، از جمله سخن خود نویسندگان درباره‌ی خود آثار، نمی‌تواند جانشین مواجهه با اثر شود. بنابراین، مهم‌ترین استدلالی که در رد آراء دیگر آورده‌اند از بنیاد نادرست و سست است و اقوال خود ایشان را هم شامل می‌شود.
اصطلاح دیگری که در کتاب، در کنار مفاهیمی چون «تمامیت اثر»، «فضای معماری»، «باطن اثر» و «فضای مطلوب»، مطرح شده است «روح اثر» است. اما نویسندگان روشن نکرده‌اند که چه نسبتی میان این مفاهیم بنیادین کتاب برقرار است. به باور آنان، این «روح کلی» پدیده‌ای است که در نخستین لحظه‌ی مواجهه با اثر بر مخاطب تأثیر می‌گذارد؛ بی‌آن‌که نیازی به دانستن پیشینه‌ی تاریخی، علت شکل‌گیری، کارکرد یا شیوه‌ی ساخت آن باشد.
مقصود نویسندگان از «اثر معماری»، آثار فاخر معماری، یعنی «آبِده‌ها» (مونومان‌ها)ست. آنان به آثاری توجه دارند که قابلیت برانگیختن مخاطب را داشته باشند؛ حال آن‌که بسیاری از آثار معماری اساساً با چنین هدفی ساخته نمی‌شود. مثلاً، خانه‌های مردم عادی در این طرز نگاه، معماری به‌حساب نمی‌آید. اثر این نوع نگرش در کتاب کاملاً مشهود است و پیامدهای مهمی در حوزه‌های مختلفِ مطالعه‌ی معماری بر جای گذاشته است.
در بخش بعدی، «بیان اثر» به‌منزله‌ي تفاوت اصلی میان گونه‌های مختلف معماری معرفی شده و سپس «بیان» و «پیام» هم‌معنا گرفته‌ شده‌اند؛ در حالی‌که این دو هم‌معنا نیستند، و این موضوع ناشی از شلختگی ترمینولوژیک در متن است که موجب ابهام آن شده است.
نویسندگان پرسشی اساسی طرح می‌کنند: «آیا معمارِ خالق اثر نیز، همچون مخاطب، کیفیت اثر را در پایان کار درمی‌یابد؟» در این‌جا، آنان می‌کوشند موضوع بحث را از «اثر» به «معمار» منتقل کنند تا بتوانند مفهوم «خیال معمار» را توضیح دهند. به نظر ایشان، معمار بناهایش را ابتدا در عالم خیال می‌سازد و سپس می‌کوشد آن را در جهان بیرونی تحقق بخشد. بررسی این فصل در جلسه‌ی بعد ادامه خواهد یافت.

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢فراخوان مقاله برای بیست‌ویکمین همایش انجمن ارنست هرتسفلد: «تولید فرهنگ مادی در جهان اسلام: مراکز، استادکاران، فنون»
🔸میزبان: دانشگاه گوته فرانکفورت
🔸تاریخ برگزاری: ۲-۴ ژوئیه ۲۰۲۶
🔸مهلت ارسال چکیده: ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵|۴ آذر ۱۴۰۴

▪️EHG Colloquium: The production of material culture in the Islamic world: centers, craftsmen and techniques

The 21st Colloquium of the Ernst Herzfeld Society is taking place on July 2-4, 2026, at the Goethe University Frankfurt (Germany). It aims to bring together scholars of various disciplines to discuss the Islamic world from a materiality perspective. Shifting the focus from consumers and patrons to craftsmen, their workshops and their ‘know how’ allows to foreground social and economic dynamics that often go unnoticed. The interdisciplinary discussion would enable a better understanding of such dynamics as well as establishing a fuller historical narrative for craftsmen. We invite researchers from the fields of Islamic archaeology, Islamic architecture, Islamic art history and the contemporary arts as well as manuscript studies, museology, history, ethno-archaeology and archaeometry to submit a paper proposal by November 25, 2025.

🔸اطلاعات بیشتر درباره‌ی همایش:
https://ernst-herzfeld-gesellschaft.com/wp-content/uploads/2025/09/EHG2026.Frankfurt_CfP.pdf
#خبر
@asmaaneh
✏️بنیامین و بی‌خانگی مدرن؛ سه شخصیت در جست‌وجوی سکونت
علی طباطبایی

مسئله‌ی خانه‌کردن و سکونت در جهان مدرن، موضوع محوری یکی از مهم‌ترین بحث‌های والتر بنیامین درباره‌ی وضعیت انسان در عصر تازه و مواجهه‌اش با مدرنیته است؛ وضعیتی تازه و غریب که امروز هم آدمی با آن دست به گریبان است. این مفهوم مرکزی «بی‌خانگی» است که انسان پس از فروپاشی نظام کیهانی‌ای که خود را از طریقش در جهان معنا می‌کرد، با آن مواجه شده است. در دنیایی که شتاب مدرنیته، دگرگونی‌های سرمایه‌داری، و تحولات تکنولوژیک پیوسته بنیان‌ها را می‌لرزاند و استوارترین چیزها را دود می‌کند و به هوا می‌فرستد، خانه‌کردن در جهان دیگر مثل گذشته بدیهی نیست. در آثار والتر بنیامین، به‌ویژه در پروژه‌ی پاساژها و جستارها و مقالات پراکنده‌ی او درباره‌ی شخصیت‌های مدرنیته، سه فیگور به‌عنوان پاسخ‌های مختلفی به این بی‌خانگی مدرن رخ می‌نمایند: فلانور یا شخصیت پرسه‌زن، اتوییمن یا شخصیت جعبه‌ای و شخصیت ویرانگر. این سه فیگور از یک طرف با مرکزیت خانه و در جست‌وجوی سکونت به هم مرتبط می‌شوند و از طرف دیگر بنیامین از استعاره‌های مکانی مختلفی برای توضیحشان استفاده می‌کند. در این یادداشت بر این وجوه مرتبط با مکان در این سه شخصیت تمرکز می‌کنم و سعی می‌کنم از این طریق امکان‌های استفاده از آن‌ها برای نقد آثار معماری و فهم ساختن را روشن‌تر کنم.

فلانور پرسه‌زنی است که در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر خانه‌ی موقت خود را جست‌وجو می‌کند؛ اتوییمن، کلکسیونری است که در اشیای گذشته رد خانه را دنبال می‌کند؛ و شخصیت ویرانگر کسی است که تنها از طریق فروپاشی گذشته می‌تواند امکان سکونت نوینی را متصور شود. این سه نه صرفاً تیپ‌های روانی یا جامعه‌شناختی، بلکه شیوه‌های بودن و خانه‌کردن در جهان مدرن‌اند و چون سرنمون یا آرکیتایپی که از فرد، گروه افراد تا حتی یک اثر هنری و ساختمانی طراحی شده می‌توان آن‌ها را تشخیص داد. شیوه‌هایی از بودن که هنرمند و معمار هم خواه‌ناخواه، آن‌ها را در اثرش بازتاب می‌دهد و با تقویت یا مهار هر یک به شیوه‌ی خود با آن‌ها گفت‌وگو می‌کند. مخصوصاً اگر معماری بخواهد برای ساکنانی خانه بسازد.
معمار به‌عنوان طراح و سازنده‌ی امکان‌های فضای زندگی، چه در ساختن خانه و چه در طراحی دیگر فضاها در جهان پساسنتی، ناگزیر است به این سه شخصیت پاسخ دهد. او غالباً در جست‌وجوی تعادلی است که فضایی فراهم آورد که در آن پرسه‌زن، کلکسیونر و ویرانگر بتوانند با هم گفت‌وگو کنند. حال می‌توان پرسید اگر بی‌خانگی، وضعیت بنیادین انسان مدرن باشد، معماری چه نسبتی با سه شخصیت بنیامینی پیدا می‌کند؟ چگونه فضا می‌تواند هم‌زمان صحنه‌ی پرسه‌زنی، بایگانی خاطره، و امکان ویرانی و نوزایی را فراهم آورد؟ و آیا معماری‌ای که بتواند میان این سه نیرو تعادل برقرار کند، ممکن است بتواند شرایط بهتری برای خانه‌کردن در جهانی بی‌قرار فراهم آورد؟🔻

#یادداشت #علی_طباطبایی
@asmaaneh
✏️بنیامین و بی‌خانگی مدرن؛ سه شخصیت در جست‌وجوی سکونت [ص ۲ از ۴]

🔺فلانور و معماری سرگردانی
بنیامین فلانور یا پرسه‌زن را به‌مثابه‌ی چهره‌ی محوری درک مدرنیته معرفی می‌کند و بودلر را یکی از فیگورهای اصلی نماینده‌ی این شخصیت می‌‌بیند. او در خیابان یک‌طرفه نقلی از بودلر می‌آورد که نه فقط فلانوریِ مکانی، که پرسه‌زنی او در میان آدم‌ها، افکار، ایده‌ها و فرهنگ‌ها را هم نمایان می‌کند. جایی که بنیامین از بودلر نقل می‌کند: «من هرگز از کنار یک بت‌واره‌ی چوبی، یک بودای زراندود، یک بت مکزیکی نمی‌گذرم بدون آن که با خود بیندیشم: شاید خدای واقعی همان است »[۱]. او کسی است که بی‌هدف و در عین حال با چشمانی باز، در شهر و میان آدم‌ها پرسه می‌زند و به هیچ چیز دل نمی‌بندد. فلانور خانه‌ی ثابتی ندارد و البته مشکلی هم با ماندن جای پایش در گوشه و کنار ندارد و چون کولیان کوچ‌رو می‌تواند هر آن در جایی نو مدتی درنگ کند و ساکن شود. (برخلاف ویرانگر که رد حضورش را هم پاک می‌کند). هر گوشه‌ و کناری از شهر با خیابان‌ها و ویترین‌ها و ازدحامش خانه‌ی موقتی اوست. برای بنیامین این پرسه‌زنی شکلی از مقاومت خاموش در برابر منطق سود و سرعت سرمایه‌داری کلامحور است؛ نوعی واگذاشتن خویش به ریتمی دیگر، به تصادف و کشف جهان با تماشای جریان لحظه‌ها. سکونت برای فلانور همواره گریزنده و در میان چیزهاست. پاساژها، کافه‌ها، میدان‌ها، پلکان‌های عمومی، همه مکان‌هایی هستند که نه کاملاً خصوصی‌اند و نه تماماً عمومی. آن‌ها فضاهایی برای سرگردانی، مکث و مشاهده‌ی بی‌پایان پرسه‌زن فراهم می‌کنند. فلانور در جست‌وجوی جایی است که بتوان از نقشه‌ی صلب بیرون زد و به مسیرهای پیش‌بینی‌ناپذیر تن داد. فلانور با پرسه‌زدن جهان را لمس می‌کند: تماس ناگهانی با سنگ‌فرش، صدای پای رهگذران، بوی قهوه‌ی کافه‌ای در کوچه‌ای تنگ. این‌ها فضاهایی هستند که به او امکان بودن می‌دهند. در واقع بدن و حواس پرسه‌زن را به صحنه‌ی تجربه‌ی خانه بدل می‌کنند؛ هرچند موقتی و گذرا. فضاها و بناها گاهی چنین تجربه‌ای را تسهیل می‌کنند و گاهی هم محدود می‌سازند و معمار تعیین می‌کند که سرگردانی و کشف چقدر و چگونه باشد. معمار با طراحی فضاهای مناسب برای پرسه‌زن چون گوشه و کنارهای ناشناخته و مسیرهای طولانی و تو در تو عملاً نوعی امکان سکونت موقتی و جریان زندگی را در دل خانه، ساختمان و شهر پدید می‌آورد.

اتوییمن و معماری حافظه
در برابر سرگردانی فلانور، اتوییمن یا شخصیت جعبه‌ای بنیامین قرار می‌گیرد. کسی که در معنای تحت اللفظی خانه‌اش قوطی یا جعبه است و به صورتی افراطی و فتیشیستی گذشته‌ی ازدست‌رفته را دور خود جمع می‌کند و از این طریق و با سکنی گزیدن در چیزها آرامش می‌یابد. بنیامین او را به‌مثابه‌ی کلکسیونری معرفی می‌کند که اشیای گذشته را با وسواس گرد می‌آورد؛ در جعبه‌ها و قفسه‌ها انباشته می‌کند و از خلال آن‌ها هویت خود را بازمی‌یابد. هر چند این‌جا هم چون این گذشته دیگر در نسبت سابق خود با او و جهانش نیست، سکونت اتوییمن هم مانند فلانور موقتی است. اما با این تفاوت که برای اتوییمن، خانه یا شهر بیش از آنکه فضایی برای پرسه‌زنی باشد، پناهگاهی برای خاطره است. شخصیت جعبه‌ای گذشته را به‌منزله‌ی گنجینه‌ای ارزشمند حفظ می‌کند و آن را در برابر فراموشی محافظت می‌کند. هرچند این شیوه اگر افسارگسیخته شود، زندگی را به موزه‌ای خشک از اجساد گذشته بدل می‌کند و فرد یا جامعه به‌جای آفرینش در تارهای هزارتویی اشیا و فرم‌های کهنه محبوس می‌شوند؛ اما بنیامین در نوشته‌هایش نشان می‌دهد چگونه اتوییمن هم گاهی می‌تواند با گردآوری خاطراتی که کمتر در مرکز روایت تاریخی از گذشته قرار گرفته‌اند، دیدگاهی انتقادی به آن داشته باشد. مثال بارزش مقاله‌ی او درباره‌ی فوکس مجموعه‌دار است. کسی که با گردآوری تصاویر اروتیک گذشته، تاریخ دیگری از بدن را جست‌وجو می‌کند.[۲]

معمار نیز همواره برای ساخت خانه و ایجاد امکان حس سکونت در آن، با این پرسش درباره‌ی گذشته مواجه است. برخی عمارت‌ها و ساختمان‌ها صرفاً همچون مجموعه‌هایی گردآوری‌شده و کلاژهایی از فرم‌ها و خاطرات گذشته‌اند، بی‌آنکه به زندگی کنونی پاسخ بدهند. اما رجوع به گذشته می‌تواند هم حسی از ریشه‌داری و استمرار بسازد و هم ما را به دستگاه‌های انتقادی تازه‌ای درباره‌ی زندگی کنونی مجهز کند. نمونه‌ی معماری آن بناهایی است که گذشته را نه به موزه، بلکه به زمینه‌ای برای زندگی معاصر بدل می‌کنند. از پنجره‌ای که بنیامین با این سه شخصیت برای ما باز می‌کند، می‌توانیم بگوییم معمار در طراحی چنین فضاهایی، به اتوییمن پاسخ می‌دهد و امکان سکونت متکی بر خاطره و استمرار را فراهم می‌کند، بی‌آنکه جریان زندگی و تجربه‌ی کنونی دو شخصیت دیگر را مسدود سازد.🔻

#یادداشت #علی_طباطبایی
@asmaaneh
✏️بنیامین و بی‌خانگی مدرن؛ سه شخصیت در جست‌وجوی سکونت [ص ۳ از ۴]

🔺ویرانگر و معماری فراموشی
سومین شخصیت بنیامین، ویرانگر است؛ دشمن اتوییمن و کسی که با شعف و شادمانی رد گذشته را محو می‌کند. بنیامین در انتهای مقاله‌ی کوتاه «شخصیت ویرانگر» درباره‌ی او چنین می‌نویسد: «شخصیت ویرانگر هیچ چیز را دائمی نمی‌داند. اما درست به همین دلیل در همه‌جا راه‌هایی می‌یابد. آنجا که دیگران با دیوار یا کوه رویاروی می‌شوند، او راهی می‌بیند. اما چون همه‌جا راهی می‌بیند، همه‌جا باید مسیر این راه را بروبد و تمیز کند. البته نه همیشه به کمک زور حیوانی، بل گاهی به کمک ظریف‌ترین وسایل. چون همه‌جا راه‌هایی می‌یابد، همیشه در تقاطع راه‌ها می‌ایستد. در هیچ لحظه‌ای معلوم نیست که در لحظه‌ی بعد چه رخ خواهد داد. او آن‌چه هست را به مخروبه و ویرانه فرو می‌کاهد – البته نه به خاطر مخروبه، بل به خاطر راهی که از میان آن عبور می‌کند.»[۳]

در معماری رد ویرانگر را می‌توان علاوه بر هر پروژه‌ی بازسازی یا ساختمانی که مرحله‌ای از آن تخریب است، در گرایش‌های مدرنیستی و مینیمالیستی طراحی هم مشاهده کرد: پاک‌سازی تزئینات، انکار رجوع مستقیم به گذشته و جست‌وجوی دائمی برای فرمی نو. البته از این منظر این ویرانگری وجه سازنده و آزادکننده‌ای هم دارد: زدودن تا بتوان فضایی ساده و روشن برای زیستن یافت. شخصیت ویرانگر تخریب را نه پایان بلکه باز کردن امکان «شدن» می‌فهمد. برای او تخریب به معنای تولید تفاوت است: فضایی برای چیزی که هنوز نیامده. معمار هم بسیاری اوقات با اتخاذ تصمیمات کنترل‌شده‌ی ویرانگرانه، امکان نو شدن ساختمان و فضا را مهیا می‌کند. اگر این گرایش مطلق شود، اثر معماری بی‌ارتباط از بستر و غریبه برای دو شخصیت دیگر می‌شود؛ اما اگر به‌ترتیبی آگاهانه و اندیشیده با دو شخصیت دیگر گفت‌وگو کند، راه را برای زندگی، نوآوری و تعامل با گذشته باز می‌کند و از این رو حضورش ضروری است.

از این منظر گویا بنیامین سکونت مدرن را در تعاملی دائمی و پویا میان سه شخصیت فلانور، اتوییمن، و ویرانگر می‌بیند و راهکار مواجهه‌ی انسان مدرن با بی‌خانگی‌‌اش را چنین صورت‌بندی می‌کند. قطعاً نه می‌توان یک فرد را به یکی از این‌ها تقلیل داد و نه هیچ‌یک به‌تنهایی می‌توانند خانه‌ای برای زندگی آدمی بسازند. فلانور نیازمند فضاهای گشوده برای پرسه‌زدن است. اتوییمن به مکان‌هایی برای ذخیره و بازشناسی خاطره نیاز دارد و ویرانگر به امکان بریدن و آغاز کردن دوباره. اثر معماری‌ای‌ که بتواند هر سه را در خود جای دهد و با فضاهایش امکان زندگی‌ آن‌ها را فراهم کند، احتمالاً تجربه‌ی زنده‌تری از خانه پدید می‌آورد چرا که هیچ یک از آن‌ها را طرد نمی‌کند. چنین معماری‌ای نه صرفاً بازتولید گذشته است، نه حذف رادیکال آن، و نه‌تنها صحنه‌ی پرسه‌زنی؛ بلکه ترکیبی است اکسیرمانند که در آن ساکنان می‌توانند با هر سه وجه وجودی خود در گفت‌وگو باشند. معمار در طراحی هر اثر، چه خانه باشد چه کاربری‌ای دیگر، در بسیاری مواقع تلاش می‌کند میان این سه تعادل برقرار کند. اوست که تعیین می‌کند فضا چگونه با پرسه‌زن، کلکسیونر و ویرانگر سخن بگوید و چه سهمی به هرکدام بدهد. چه چیزی از گذشته نگاه داشته شود، چه چیزی از نو خلق شود و چگونه حرکت و سکون در فضا تجربه شود. هنر معمار است که این تعادل سکونت را به ترتیبی پدید آورد که پاسخ به هر یک در هماهنگی‌ای طبیعی با فضای دیگر شخصیت‌ها درک شود اما به هر حال تلاش برای ساختن امکان چنین سکونتی، بسیار متفاوت است با ساختن فرمی صرفاً زیبا.🔻

#یادداشت #علی_طباطبایی
@asmaaneh
✏️بنیامین و بی‌خانگی مدرن؛ سه شخصیت در جست‌وجوی سکونت [ص ۴ از ۴]

🔺بی‌خانگی مدرن در اندیشه‌ی بنیامین نه وضعیتی گذرا، بلکه حقیقتی بنیادین است. انسان معاصر خانه‌ی از پیش‌داده‌ای ندارد؛ او ناگزیر است خانه را در هر لحظه دوباره بیافریند. سه شخصیت بنیامین هر یک پاسخ متفاوتی به این وضعیت‌اند و در کنار هم می‌توانند چون بازیگران ناپیدای نمایشی که یک ساختمان رقم خواهد زد، قضاوتی تازه درباره‌ی آن را ممکن کنند. معمار به‌عنوان کسی که مستقیماً با خانه سر و کار دارد، می‌تواند این سه پاسخ را در اثر خود بازتاب دهد و از دریچه‌ای دیگر کارش را چون نویسنده و کارگردان نمایشنامه‌ای با حضور این شخصیت‌ها در صحنه‌ی ساختمان ببیند و سامان دهد. معماری‌ که صرفاً به یکی از آن‌ها پاسخ دهد و همه‌ی شرایط را تنها برای او ساماندهی کند، داستانش برای یک یا چند تن دیگر از این شخصیت‌ها یا سست و بی‌ریشه احساس می‌شود یا چون موزه‌ای بی‌جان و یا سرگردانی‌ای بی‌پایان. اما معمار می‌تواند میدان تجربه‌ی دیگری فراهم آورد و هر سه‌ی این شخصیت‌ها را به بازی بگیرد. برای چنین معماری بی‌خانگی وجودی مدرن نه صرفاً فقدان، بلکه شرایطی است که با وجود همه مصائبش قابلیت‌ها و امکانات تازه‌ای هم پیش روی او و فعالیت طراحی‌اش باز می‌کند.


🔸پی‌نوشت‌ها:

[۱] بنیامین، والتر. خیابان یک طرفه. ترجمه‌ی حمید فرازنده. تهران: نشر مرکز: ۱۳۸۰، ص ۱۲.
[۲] مقاله‌ی «ادوارد فوکس، مجموعه‌دار و مورخ» در کتاب والتر بنیامین، متافیزیک جوانی و چند مقالۀ دیگر. ترجمه‌ی محسن ملکی. تهران: انتشارات ناهید،۱۴۰۰. ص ۶۵.
[۳] همان. ص ۱۲۴.

#یادداشت #علی_طباطبایی
@asmaaneh
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی:

🔹معماری در تاریخ اساطیری ایران؛ از کیومرث تا آغاز دوران پهلوانی

🔹دانشجو: پرهام صفریان
🔹استاد راهنما: دکتر نیلوفر رضوی
🔹استاد مشاور: دکتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور
🔹داوران: دکتر زهرا اهری، دکتر حمیدرضا پیشوایی

🔸زمان: دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکده‌ی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع

#پرهام_صفریان #خبر
@asmaaneh
آسمانه
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی: 🔹معماری در تاریخ اساطیری ایران؛ از کیومرث تا آغاز دوران پهلوانی 🔹دانشجو: پرهام صفریان 🔹استاد راهنما: دکتر نیلوفر رضوی 🔹استاد مشاور: دکتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور 🔹داوران:…
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی:

🔹معماری در تاریخ اساطیری ایران؛ از کیومرث تا آغاز دوران پهلوانی
🔹دانشجو: پرهام صفریان
🔹استاد راهنما: دکتر نیلوفر رضوی
🔹استاد مشاور: دکتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور
🔹داوران: دکتر زهرا اهری، دکتر حمیدرضا پیشوایی

انگاره‌ای که مردمان ایران از سرگذشت خود داشته‌اند، درآمیخته با روایات اساطیری است. آنچه امروز از تاریخ کهن ایران می‌شناسیم، در سنت تاریخ‌نگاری ایرانیان، پیوسته به روایت‌های اساطیری پادشاهان پیشدادی و کیانی روایت شده است. در چنین طرحی از تاریخ، می‌توان شواهدی از آغاز و آفرینش معماری را در دوران نخستین پادشاهان اساطیری ایران بازجست. با این وجود، پژوهش‌های معماری در حوزه‌ی اساطیر ایران، غالباً، بر نقش مفاهیم اساطیری در نمادشناسی و تفسیر کالبد آثار معماری متمرکز بوده‌اند. معدود پژوهش‌هایی که به متون اساطیری پرداخته‌اند، بر تک‌روایت استوار بوده و انگاره‌ای از معماری در طرح تاریخ اساطیری ایران ارائه نداده‌اند.

پژوهش حاضر، کوشیده است تا با شناسایی شواهد معماری در بستر روایات اساطیری ایران، از ادبیات پیش و پس از اسلام، انگاره‌ای از معماری هر دوره‌ی پادشاهان اساطیری، از کیومرث تا منوچهر دوران پهلوانی، بازشناسد و معرفی کند.

یافته‌های پژوهش از معماری نخستین پادشاهان تاریخ اساطیری ایران نشان می‌دهد که کیومرث، با رها کردن زندگی غارنشینی و گردآوردن نخستین جوامع، اولین گام را در راه پیدایش تمدن برمی‌دارد. هوشنگ، با ساخت ابزار و پدید آوردن کار کشاورزی، ساخت استقرارهایی از چوب و زندگی یکجانشینی را برای مردمان میسر می‌سازد. تهمورث، با بهره‌گیری از جانوران پدیدآورنده‌ی شیوه‌های زندگی شکارگری،‌ شبانی و کوچ‌رو است؛ و جمشید، با پدید آوردن کار گل، جمعیت انبوه مردمان را از شهر و باروی خشتی سامان تازه‌ای می‌سازد. با آغاز جنگ‌های تاریخ اساطیر، ضحاک، در پی تثبیت سلطه‌ی جادوی خود، برپاکننده‌ی طلسم‌های شهری است. فریدون در پی بازسازی نظم شهرها، تدوین کننده‌ی قوانین مدنی است؛ و منوچهر، با تجهیز شهر به خندق و بارو و تبدیل شهر به بستری برای تولید و بازرگانی، در پی تثبیت استقلال شهر در میانه‌ی منازعات تاریخ اساطیری است.

🔸زمان: دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکده‌ی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع

#پرهام_صفریان #خبر
@asmaaneh
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی:

🔹قیصریه‌ی بازار کاشان: شکل‌گیری یک مرکز جدید شهری در نیمه‌ی دوم دوره‌ی قاجاریه

🔹دانشجو: یاسمن صفیان
🔹استاد راهنما: دکتر حمیدرضا جیحانی
🔹استاد مشاور: دکتر سید محمود سادات
🔹داوران: مهندس عادل فرهنگی، دکتر حمیدرضا پیشوایی

🔸زمان: چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۰
🔸مکان: دانشکده‌ی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع

#یاسمن_صفیان #خبر
@asmaaneh
آسمانه
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی: 🔹قیصریه‌ی بازار کاشان: شکل‌گیری یک مرکز جدید شهری در نیمه‌ی دوم دوره‌ی قاجاریه 🔹دانشجو: یاسمن صفیان 🔹استاد راهنما: دکتر حمیدرضا جیحانی 🔹استاد مشاور: دکتر سید محمود…
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی:

🔹قیصریه‌ی بازار کاشان: شکل‌گیری یک مرکز جدید شهری در نیمه‌ی دوم دوره‌ی قاجاریه

🔹دانشجو: یاسمن صفیان
🔹استاد راهنما: دکتر حمیدرضا جیحانی
🔹استاد مشاور: دکتر سید محمود سادات
🔹داوران: مهندس عادل فرهنگی، دکتر حمیدرضا پیشوایی

بازار کاشان گذری اصلی در این شهر است. باتوجه‌به جای‌گیری مسجدجامع و میدان کهنه، مسجد و میدان میرعماد و دولتخانه‌ی صفوی مشخص است که در کاشان، جهت توسعه‌ی مراکز اصلی مذهبی و سیاسی به سمت شمال شرقی بوده. بااین‌حال، در دوره‌ی قاجاریه این مجموعه‌ها رونق گذشته‌ را نداشتند و این بار بناهایی که می‌توانستند یک مرکز شهری ایجاد کنند به‌جای شمال شرقی در میانِ بازار و در محدوده‌ی قیصریه جای گرفتند. هدف پژوهش حاضر شناخت علل و عوامل ایجاد یک مرکز جدید شهری در بخش مرکزیِ بازار کاشان و شناخت خصوصیات و کارکردهایی است که این مرکز در شهر می‌یابد. به این منظور، با راهبردی تاریخی و بهره‌گیری از اسناد، متون، شواهد مادی، نقاشی‌ها، نقشه‌ها و منابع دست‌اولِ دیگرْ توسعه‌ی مراکز به سمت شمال شرقی بررسی شد، محل دقیق قیصریه و ویژگی‌های آن شناخته شد، خصوصیات و کارکردهای فضاهای محدوده و فعالیت اشخاصِ مرتبط با آن‌ها بررسی شد و جایگاه این فضاها در شهر مشخص شد. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد قیصریه‌ی کاشان بازاری مجلل بود که در دوره‌ی صفویه ساخته شد و در دوره‌ی قاجاریه عظمتِ پیشین را نداشت. اما موقعیت چهارسوی بازار قیصریه، در محل تلاقی دو شریان اصلی شهر کاشان، باعث شد محدوده‌ی بلافصل آن روزبه‌روز مهم‌تر شود. ابتدا در شمال غربیْ مدرسه‌ی میان‌چال مرمت و مسجد، سرا و بازارچه‌‌ای ساخته شد. در نیمه‌ی دوم دوره‌ی قاجاریه مدرسه‌ی میان‌چال به یک مرکز مذهبی، آیینی، اجتماعی و خدماتی تبدیل شد که علمای معتبری از یک خانواده اداره‌اش می‌کردند. با احداث سه تیمچه، محدوده به یک مرکز مهم تجاری، به‌ویژه برای دادوستد پارچه، تبدیل شد. مدرسه و تیمچه‌ها به بازار میان‌چال و بازار بزازها باز می‌شدند؛ لذا این راسته‌ها عظیم‌تر و منظم‌تر از سایرین بودند. محل اتصال این دو راسته در جنوب بازارِ قیصریه آن‌قدر پررفت‌وآمد بود که سه کتیبه، با محتوای فرمان شاهی و احکام حکومتی، بر دیوار بازار میان‌چال نصب شدند تا در دید عموم مردم باشند. کارکرد تیمچه‌ی امین‌الدوله به تجارت محدود نشد و این تیمچه در مراسم عزاداری مردم کاشان و نظم‌دادن به آن نقش داشت و یک مرکز آیینی نیز بود. به‌این‌ترتیب، برخلاف مجموعه‌های ساخته شده در شمال شرقی کاشان، قیصریه مجموعه‌ای نبود که یک نفر بانی آباد کردنش بوده باشد؛ بلکه اشخاصی با حرفه‌ها، افکار، اهداف و تجربیات گوناگون برای رسیدن به اهداف خود در این محدوده مداخله کردند و مجموع این مداخلات و جایگاه آن‌ها در زندگی مردم کاشان باعث شکل‌گیری یک مرکز جدید شهری در این محدوده شد.

🔸زمان: چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۰
🔸مکان: دانشکده‌ی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع

#یاسمن_صفیان #خبر
@asmaaneh
🖋مقاله‌ی تازه: «پژواک‌های امپراتوری: نقاشی‌های محمودخان ملک‌الشعرا در ایرانِ اواخر عهد قاجار (۱۸۶۰–۱۹۰۰)»
نگار حبیبی

Echoes of Empire: The Paintings of Mahmud Khan Malek al-Shuʿara ˉin Late Qajar Iran (1860-1900)


در این مقاله، نگار حبیبی بستر هنری عصر قاجاریه را، از طریق تحلیل انتقادی سبک بدیع و منحصربه‌فرد محمودخان ملک‌الشعرا (۱۸۱۳-۱۸۹۳) و در سیاق‌ آثار هم‌عصرانش، به‌ویژه نقاش مشهور آن دوره، کمال‌الملک (۱۸۵۹-۱۹۴۰)، بررسی می‌کند. از خلال تحلیل دقیق شماری از آثار محمودخان در این پژوهش، لایه‌های درهم‌تنیده‌ی زبان بصری محمودخان واکاوی و بر تعامل گسترده‌ی میان هنر قاجار و سنت‌های هنری اروپا تأکید می‌شود. نویسنده در پی خوانش هنر مدرن ایران نیست؛ بلکه بیشتر بر اهمیت لزوم بررسی نقادانه‌ی آثار محمودخان، در جایگاه بزنگاه مغفول در تاریخ هنر ایران و فرصتی نادیده‌انگاشته برای تداوم معنادار میراث زیبایی‌شناسی کلاسیک و بیان بصری مدرن هنر ایران، تأکید دارد.

◽️مشخصات مقاله:
Habibi N. Echoes of Empire: The Paintings of Mahmud Khan Malek al-Shuʿarā in Late Qajar Iran (1860–1900). Iranian Studies. Published online 2025:1-20. doi:10.1017/irn.2025.10085

◽️متن مقاله:
https://www.cambridge.org/core/journals/iranian-studies/article/echoes-of-empire-the-paintings-of-mahmud-khan-malek-alshuara-in-late-qajar-iran-18601900/1EB1010C8F9BEB7FA4EDA5F225316B0A

#مقاله‌ی_تازه
@asmaaneh
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از رساله‌ی دکتری معماری دانشگاه شهید بهشتی:
برنامه‌ی کتیبه‌نگاری مسجد جامع عباسی اصفهان

🔹پژوهشگر: محمدصادق اکرامی
🔹استاد راهنما: دکتر محمد غلامعلی فلاح
🔹داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر زهره تفضلی، دکتر هایده لاله، دکتر مهدی گلچین عارفی

🔸زمان: چهارشنبه ۳۰ مهرماه ساعت ۱۳
🔸مکان: دانشکده‌ی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن شهید دلبری

#خبر #محمدصادق_اکرامی
@asmaaneh
آسمانه
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از رساله‌ی دکتری معماری دانشگاه شهید بهشتی: برنامه‌ی کتیبه‌نگاری مسجد جامع عباسی اصفهان 🔹پژوهشگر: محمدصادق اکرامی 🔹استاد راهنما: دکتر محمد غلامعلی فلاح 🔹داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر زهره تفضلی، دکتر هایده لاله، دکتر مهدی گلچین عارفی…
📢برگزاری جلسه‌ی دفاع از رساله‌ی دکتری معماری دانشگاه شهید بهشتی:

🔸برنامه‌ی کتیبه‌نگاری مسجد جامع عباسی اصفهان

🔹پژوهشگر: محمدصادق اکرامی
🔹استاد راهنما: دکتر محمد غلامعلی فلاح
🔹داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر زهره تفضلی، دکتر هایده لاله، دکتر مهدی گلچین عارفی

در دهه‌های اخیر، اصطلاح «برنامه‌ی کتیبه‌نگاری» به‌گستردگی و در نوشتارگان متنوع در پژوهش‌های تاریخ هنر اسلامی به‌کار رفته است؛ بی‌آنکه تعریف روشنی از آن عرضه شود. این رساله برای جبران این خلاء، با دو هدف عمده شکل گرفته است. هدف نخست ایضاح اصطلاح «برنامه‌ی کتیبه‌نگاری» در نوشتارگان پژوهش تاریخ هنر اسلامی است به همراه روشن کردن شیوه‌ی مطالعه‌ای است که در برخی از این آثار ذیل این اصطلاح شکل گرفته است. بررسی این پژوهش‌ها نشان داد که مطالعه‌ی برنامه‌ی کتیبه‌نگاری نیازمند به تهمید مقدمات و طی مراحل دقیقی است تا نتایجِ نهایی معتبر باشد. هدف دوم این تحقیق، فراهم ساخت مقدمات مطالعه‌ی برنامه‌ی کتیبه‌نگاری برای کتیبه‌های مسجد جامع عباسی اصفهان است. نخستین پرسش تحقیق درباره‌ی چیستی «برنامه‌ی کتیبه‌نگاری» و چگونگی مطالعه‌ی آن، پیش‌نیازها و مراحل انجامِ آن و خاستگاه و تبار نظری آن در تاریخ‌نگاری هنر غرب است. دومین پرسش تحقیق بر کتیبه‌های مسجد جامع عباسی متمرکز است: کدام کتیبه‌ها در بنا وجود دارد، متن آن‌ها چیست، چه دگرگونی‌هایی در متن یا صورت داشته‌اند، کدام اصیل، ازدست‌رفته، یا افزوده در مداخلات معاصرند، و بر این اساس، کدام کتیبه‌ها با یکدیگر هم‌دوره‌اند. نخستین پرسش اصلی از مسیر تحلیل محتوای پژوهش‌های حاوی این اصطلاح نشان داد که پژوهشگران این اصطلاح را در دو معنای «غیرتأملی» و «تأملی» به‌کار برده‌اند؛ در معنای غیرتأملی، این اصطلاح تنها دلالت بر مجموعه‌ی کتیبه‌های بنایی معیّن می‌کند، اما در معنای تأملی، پیش‌طرحی است آگاهانه که به مجموعه‌ی تصمیم‌ها و ترجیح‌ها و انتخاب‌های ناظر به کتیبه‌های یک اثر، اعم از یک بنا، جهت می‌دهد؛ از تصمیم‌گیری درباره‌ی محتوا و مضمون و معنای مجموعه‌ی کتیبه‌ها و ابعاد و اندازه و شیوه‌ی تحریر و اجرا و جایگاهشان در بنا، تا ساماندهی و طرز قرارگیری و چینش مجموعه‌ی این کتیبه‌ها در اجزاء و کلیت فضای معماری یک بنا، در یک دوره‌ی تزیینی خاص. تصور غالب و مفروض چنین است که این پیش‌طرح آگاهانه موجب انسجام و پیوند معنایی میان صورت و محتوای مجموعه‌ی کتیبه‌های آن بنا، دست‌کم در یک دوره‌ی تزئینی معین، می‌شود و در نتیجه مجموعه‌ی آنها را به کلی واحد و یکپارچه، منعکس‌کننده‌ی معنایی خاص یا نمادین برای ناظران تاریخی هم‌عصر بنا بدل می‌کند.
سپس با نقد مخاطرات مفهومی و روش‌شناختیِ این شیوه، پیش‌نیازها (مستندنگاری، بررسی اصالت و تمایز کتیبه‌های هم‌دوره) و مراحل چنین تحلیلی (بررسی انسجام معنایی کتیبه‌ها، مقایسه با نمونه‌های مشابه در بناهای هم‌دوره یا پیشین و تحلیل زمینه‌ی تاریخی اجرای کتیبه‌ها) بازسازی شده‌است. افزون بر این، با بررسی تطبیقی این اصطلاح در تاریخ هنر غرب تبار نظری این اصطلاح شناسایی شده‌است که از رویکرد شمایل‌شناسی در تاریخ‌هنر غرب که با آثار پانوفسکی صورت‌بندی نهایی یافت، برخاسته و تحت تأثیر آثار و آراء گرابار وارد تاریخ‌نگاری هنر اسلامی شده‌است. در پاسخ به دومین پرسش، تمامی این پیش‌نیازها برای مطالعه‌ی کتیبه‌های مسجد جامع عباسی فراهم شده‌است: تمامی کتیبه‌های باقی‌مانده و از دست‌رفته‌ی بنا شناسایی، در قالب هشتادونه شناسنامه ثبت و تغییرات آنها بر پایه‌ی شواهد مختلف بررسی شده‌ است. آنگاه با تطبیق این شواهد با متون تاریخی، عکس‌های قدیمی، و تحلیل کالبدی، سیر تاریخی ساخت و تزیین مسجد بازسازی شده و از طریقِ آن کتیبه‌های هم‌دوره با تاریخ‌گذاری کتیبه‌های فاقد تاریخ شناسایی و کتیبه‌‌های هم‌دوره مشخص شده‌ است. نتایج این رساله بنیانی مستند برای مطالعه‌ی برنامه‌ی کتیبه‌نگاری مسجد جامع عباسی فراهم کرده و راه را برای تحلیل  این منبع مهم در تاریخ معماری دوران اسلامی هموار ساخته است.

🔸زمان: چهارشنبه ۳۰ مهرماه ساعت ۱۳
🔸مکان: دانشکده‌ی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن شهید دلبری

#خبر #محمدصادق_اکرامی
@asmaaneh
📘معرفی کتاب: بناهای آفریقا؛ معماری و جابجایی میراث فرهنگی

Africa's Buildings: Architecture and the Displacement of Cultural Heritage

ایتوهان اوسایموِسه (Itohan Osayimwese)
انتشارات دانشگاه پرینستون، ۲۰۲۴

🔹معرفی از: سیاوش گل‌محمدی


تاریخی پیشگام از میراث معماریِ به یغمارفته‌ی آفریقا؛ و پیشنهادی جسورانه برای بازگرداندن آثار فرهنگیِ به‌سرقت‌رفته‌‌ی آنجا.

از سده‌ی نوزدهم تا امروز، متصدیان استعمارگر، از مجموعه‌داران و انسان‌شناسان، بناهای آفریقایی را از هم گسستند و اجزای آن‌ها را به موزه‌های اروپا و ایالات متحده منتقل کردند. بیشترِ این مصنوعات در قالب اشیای هنریِ تزیینی دسته‌بندی شدند که این امر کارکرد مقرر اولیه‌شان را زدود. هم‌چنین گسست‌شان از بناها پیامدهای ویرانگری بر سازه‌های اصلی به بار آورد. «بناهای آفریقا» تاریخ گردآوری و توزیع اجزا و عناصر معماری آفریقایی را پی می‌گیرد، خشونتِ ساز و کارهای استعمارگرانه‌ای که ساختمان‌های آفریقا را تاراج کرد، مستند می‌کند و به پرسش‌های اخلاقی پیرامون نمایش این اشیا می‌پردازد.

ایتوهان اوسایموِسه سراسر قاره‌ی آفریقا را در می‌نوردد؛ از مصر در شمال قاره تا زیمبابوه در جنوب و سراسر مناطق غربی تا مرکزی و شرقی آن. او شرح می‌دهد که مجموعه‌داران برای جدا کردن عناصری چون ستون‌‌ها و تُنُکه‌های در از بناها به چه روش‌های خشونت‌آمیز دست می‌زدند و چگونه این روش‌ها مجموعه‌داری معماری را از مجموعه‌داری مرسوم متمایز می‌ساخت. او نشان می‌دهد که چطور مجموعه‌داران غربی اجزای ساختمان‌ها را به‌خطا «تزئینات» نامیدند و بدین‌سان هویت معمارانه‌ی آن‌ها را می‌زدودند و شواهد دستبردشان را پنهان می‌ساختند. اوسایموسه از این بحث می‌کند که چگونه عمل جابه‌جایی اجزای معماری، چون کاشی‌ کف‌ها و پرده‌ی بر دیوارها، خود به از دست رفتن آگاهی‌مان از کارکرد اصلی‌ این اجزا و عناصر انجامید و استدلال می‌کند که به دلیل این جابجایی‌ها، هنوز که هنوز است، دانشوران گوناگونی و شخصیت راستین معماری آفریقایی را به‌کمال درنیافته‌اند.

«بناهای آفریقا» با تصاویری غنی و چشم‌نواز، از طیف وسیعی از جابه‌جایی فرهنگی،‌ که غرب مسببش بود، پرده برمی‌دارد و در عین حال نقشی تازه در این تاریخ برای موزه‌ها پیش می‌نهد؛ نقشی که در آن موزه‌ها از بازگرداندن میراث معماری آفریقا و سپردنش به جوامع آفریقایی حمایت می‌کنند.

🔸اطلاعات بیشتر:
https://press.princeton.edu/books/hardcover/9780691251431/africas-buildings

#معرفی_کتاب #سیاوش_گل‌محمدی
@asmaaneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📢مدرسه‌ی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار می‌کند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

درس ۴۱: حاجی‌قاسمی و نوایی (۷)
درس ۴۲: حاجی‌قاسمی و نوایی (۸)

🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹 تدوین: فرزاد زره‌داران

🔹برای مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل درس‌های ۴۱ و ۴۲ به پیوندهای زیر مراجعه کنید:

https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-41-1402-07/

https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-42-1402-07/

http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi

#مهرداد_قیومی  #درس_گفتار
@asmaaneh
آسمانه
📢مدرسه‌ی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار می‌کند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی» درس ۴۱: حاجی‌قاسمی و نوایی (۷) درس ۴۲: حاجی‌قاسمی و نوایی (۸) 🔹مهرداد قیومی بیدهندی 🔹 تدوین: فرزاد زره‌داران 🔹برای مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل درس‌های ۴۱ و ۴۲ به…
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۴۱: حاجی‌قاسمی و نوایی (۷)

در چهل‌ویکمین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران دنبال شد. این جلسه در ادامه‌ی مباحث جلسات پیشین و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این حوزه، آقایان کامبیز حاجی‌قاسمی و کامبیز نوایی، و مهم‌ترین اثر آنان، خشت و خیال، برگزار شد. در امتداد سه جلسه‌ی گذشته، در این جلسه فصل نخست کتاب با عنوان «لطیفۀ نهانی» بررسی نقادانه شد.
در این جلسه، مبحث «خیال معمار» ادامه یافت. به نظر نویسندگان خشت و خیال، معمار، فضا را آن‌چنان که باید باشد، در خیال خود تصور می‌کند، نه آن‌گونه که هست. در خیال معمار، سیاق زمانی و مکانی جایی ندارد. در مسیر حرکت از خیال تا تحقق آن، مسائل متعددی پیشِ روی معمار قرار می‌گیرد و او می‌کوشد تا اثری را که می‌سازد هرچه بیشتر به خیال خود نزدیک کند. نویسندگان معتقدند کار محقق معماری این است که دریابد معمار تا چه اندازه در نزدیک کردن اثر به «فضای مطلوب ذهنی» خود موفق بوده است. به نظر ایشان، چنین کاری فقط از عهده‌ی معماران برمی‌آید و هدف کتاب نیز همین بوده است. اما آیا چنین کاری واقعاً ممکن است؟ این «خیال» چه صورتی دارد و چگونه می‌توان آن را شناخت؟ فرض کنیم فضای مطلوب ذهنی همان خیال معمار است و فرض کنیم مثلاً خیال معمار مسجد شیخ لطف‌الله صورت مثالیِ «چهارطاقی» است. فرض کنیم که اهمیتی ندارد که ما این فرض‌ها را از کجا آورده‌ایم و آنها را بدون استدلال بپذیریم. باز این پرسش پیش می‌آید که از برقرار کردن نسبتی میان مسجد شیخ لطف‌الله و صورت مثالی چهارطاقی چه چیزی از معماری مسجد شیخ لطف‌الله عاید ما می‌شود؟ چه چیزی از آن روشن می‌شود؟ اگر نویسندگان می‌توانستند نشان بدهند که معمار آن صورت‌های انتزاعی را چگونه در قالب واقعی مقید به زمان و مکان در آورده است سخنشان شایان تأمل بود. همچنین اگر می‌توانستند توضیح بدهند که معمار چگونه می‌تواند طرحی را تصور کند که بی‌زمان و بی‌مکان باشد.
خطای دیگر در این فصل، که بهترین گواه آن عنوان فصل، یعنی «لطیفۀ نهانی» است، برداشت نادرست از این تعبیر حافظ است. نویسندگان لطیفه‌ی نهانی را از حافظ برگرفته و به او استناد کرده‌اند؛ در حالی که در متن کتاب، این لطیفه را به خیال معمار نسبت داده‌اند، نه خود اثر. توجه کنیم که حافظ لطیفه‌ی نهانی را چیزی نه در عاشق، بلکه در معشوق می‌داند؛ اما نویسندگان لطیفه‌ی نهانی را با خیال معمار یکی گرفته‌اند.
در باب «اصالت خیال» نیز چنین به نظر می‌رسد که معمار در مواجهه با واقعیت، به‌سادگی نمی‌تواند خیال خود را به اثر عینی تبدیل کند. این پرسش از سوی خودِ نویسندگان مطرح شده است و پاسخی نیز بدان داده‌اند: به نظر آنان، معمارِ متبحر در لحظه‌ی تعیّن خیال، توانایی آن را دارد که مسائل مختلف را هم‌زمان ببیند و حل کند. اما این پاسخ بر مفروضاتی استوار است که جای نقد دارد. این مبحث بر «ذوالحدین جعلی» استوار است. در واقع، علاوه بر حالتی که نویسندگان طرح کرده‌اند، می‌توان وضع دیگری را نیز در نظر گرفت: ممکن است بر اساس بستر واقعیِ کار، و با توجه به کارکرد خاص بنا و تلقی ساکنان یا کاربران آن، تصوری از «فضای مطلوب» در ذهن معمار پدید آید که با آنچه نویسندگان از خیال معمار می‌گویند تفاوت دارد. نویسندگان وعده می‌دهند که در فصل‌های بعدی به نسبت میان واقعیت و خیال خواهند پرداخت تا سهم هر یک را در فرآیند آفرینش معماری روشن کنند. در این میان، مفروض اساسی آنان این است که خیال و واقعیت دو امر منفک‌اند؛ حال آن‌که از منظری دیگر می‌توان گفت خیال و واقعیت در هم تنیده‌اند و خیال خودْ از واقعیت برمی‌آید. این مبحث در جلسه‌ی آینده دنبال خواهد شد.

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
آسمانه
📢مدرسه‌ی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار می‌کند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی» درس ۴۱: حاجی‌قاسمی و نوایی (۷) درس ۴۲: حاجی‌قاسمی و نوایی (۸) 🔹مهرداد قیومی بیدهندی 🔹 تدوین: فرزاد زره‌داران 🔹برای مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل درس‌های ۴۱ و ۴۲ به…
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۴۲: حاجی‌قاسمی و نوایی (۸)

در چهل‌ودومین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران دنبال شد. این جلسه در ادامه‌ی مباحث جلسات پیشین و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این حوزه، آقایان کامبیز حاجی‌قاسمی و کامبیز نوایی، و مهم‌ترین اثر آنان، خشت و خیال، برگزار شد. در امتداد جلسات گذشته، در این جلسه بخش پایانی فصل نخست کتاب با عنوان «لطیفۀ نهانی» بررسی نقادانه شد.
در ادامه‌ی مباحث جلسه‌ی گذشته، به سهم معمار در پدید آمدن اثر و نسبت میان خواست کارفرما و طراح معمار پرداخته شد. در طول تاریخ مثال‌های متعددی وجود دارد که در آن‌ها پادشاه یا کارفرما، معمار را ملزم کرده است بنایی خاص بسازد و حتی جزئیات طرح را نیز خود تعیین کرده است. در چنان اوضاعی، آیا معمار می‌توانست اثری برخاسته از خیال خود و برخلاف میل و خواست کارفرما خلق کند؟ بااین‌حال، می‌توان چنین ادعا کرد که خواست کارفرما، مواد و مصالح، ذوق و سلیقه‌ی زمان و سایر عوامل، موادی بوده‌اند که معمار آن‌ها را سامان داده و با ترکیب و مدیریتشان اثری نو پدید آورده است. این دیدگاه با آن تصور که خیال و واقعیت دو امر کاملاً جدا از هم‌اند، تفاوت دارد؛ زیرا در اینجا هر دو در مسیری خلاقانه درهم‌تنیده‌اند.
نویسندگان در بخش دیگری از کتاب به موضوع «تغییر صورت مطلوب» اشاره می‌کنند. آنان مدعی‌اند که در دوره‌ی قاجاریه بسیاری از عوامل چون خواست کارفرما، مصالح، و وضعیت اقلیمی نسبت به گذشته تفاوتی نداشت؛ بنابراین، آنچه دگرگون شده، «صورت مطلوب» بوده است. اما آیا این صورت مطلوب صرفاً زاده‌ی خیال معمار است؟ آیا مواجهه‌ی اعیان قاجار با نمونه‌ها یا تصاویر بناهای فرنگی در این خیال اثر نداشته است؟  از سوی دیگر، این مثال درباره‌ي دوره‌ی قاجاریه اهمیت «سیاق» را، که نویسندگان در مباحث پیشین کم‌اهمیت دانسته بودند، برجسته می‌کند و ارزش آن را نشان می‌دهد. نویسندگان در ادامه ادعا می‌کنند که هرچند در متن کتاب به این واقعیت‌ها (سیاق) به‌تفصیل نپرداخته‌اند، در مسیر تحقیق به آن‌ها توجه کرده‌اند.
در باب بعدی این فصل، با عنوان «تقرب به خیال»، نکات مهمی مطرح شده است که در ادامه به آن‌ها پرداخته می‌شود. در این باب، بار دیگر بر لزوم توجه به اثر برای درک خیال معمار تأکید شده است. اما نویسندگانْ خودْ به این وعده عمل نکرده‌اند. در این باب، لحن متن بار دیگر رنگ عرفانی به خود می‌گیرد. این لحن در برخی موارد سبب شده است که بحث از محدوده‌ی معماری خارج شود، زیرا موضوع معماری دیگر به این‌صورت قابل شرح دادن نیست. افزون بر این، درحالی‌که در آغاز کتاب بر سادگی نثر تأکید شده بود، در این فصل مخاطب با پیچیدگی‌هایی مواجه می‌شود که فهم آن برای هر خواننده‌ای آسان نیست.
در ادامه‌ی جلسه، برای فهم بهتر مفهوم «قوه‌ی خیال» و «عالم خیال»، تفاوت میان این دو شرح داده شد. در میان حکمای مسلمان، به‌ویژه سهروردی، بحث خیال جایگاه مهمی دارد. از منظر آنان، خیال به دو معنا به‌کار می‌رود: «خیال متصل» و «خیال منفصل». خیال متصل یکی از قوای ادراکی انسان است که برخی آن را همان «وهم» یا «مخیله» دانسته‌اند. در کنار آن، عالمی مستقل با عنوان «عالم خیال» یا «عالم مثال» نیز وجود دارد که همان خیال منفصل است. راه پیوند انسان با این عالم، قوه‌ی خیال است. آنان این قوه را چنان نیرومند می‌دانستند که معتقد بودند حتی دریافت وحی از این مسیر ممکن می‌شود. بنابراین، میان قوه‌ی خیال و عالم خیال تفاوت وجود دارد و انسان از طریق قوه‌ی خیال می‌تواند به عالم خیال راه یابد. در کتاب خشت و خیال این دو مفهوم ــ خیال هنرمند یا معمار و عالم خیال ــ بارها با یکدیگر خلط شده‌اند و این امر موجب بروز ابهام‌ها و ناسازگاری‌های متعدد در استدلال نویسندگان شده است.
در مجموع، این کتاب کوشیده است آرمان‌های سنت‌گرایانه را با گرایش‌های فرمالیستی درآمیزد، بی‌آن‌که به مبانی نظری هر یک از این دو دستگاه فکری توجه کند. در این میان، آن‌ها خود مبانی‌نظری تازه‌ای را مطرح می‌کنند که برگرفته از این دستگاه‌های فکری مختلف است. از سوی دیگر، خود کتابْ معماری را پدیده‌ای فرهنگی می‌داند؛ و از آن‌جا که فرهنگ در پیوند با تاریخ و انسان معنا می‌یابد، نمی‌توان در تحلیل آن صرفاً از مبانی نظری سنت‌گرایان بهره گرفت، چراکه فرهنگ در عالم خیال وجود ندارد بلکه در عالم واقع جریان دارد. در پایان، با وجود همه‌ی نقدها و کاستی‌ها، بر این نکته تأکید شد که کتاب خشت و خیال همچنان از آثار مفید در زمینه‌ی معماری اسلامی ایران است؛ اثری که نباید به‌سادگی از کنار آن گذشت، بلکه باید آن را با دقت خواند و با نگاهی ناقدانه بررسی‌اش کرد.

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢برگزاری کارگاه «مادیت زیارت در جهان اسلام متقدم: مقابر، زیارتگاه‌ها، تجارب، سیاست‌ها»
🔸میزبان: موسسهٔ تاریخ هنر مکس پلانک در فلورانس
🔸تاریخ برگزاری: ۲۷-۲۹ اکتبر ۲۰۲۵| ۵-۷ آبان ۱۴۰۴

▪️The Materiality of Ziyāra in the Early Islamic World: Tombs, Shrines, Practices and Politics (ca. 650-1300 CE)

Workshop organized by Aila Santi and Sinem Casale
Supported by the ERC Horizon Starting Grant Project “Embodied Imamate: Mapping the Development of the Early Shi i Community 700-900 CE”, grant n. 101077946 and the Kunsthistorisches Institut in Florenz – Max-Planck-Institut

🔸فهرست عناوین سخنرانی‌ها:

Panel 1 – The Materiality of Ziyāra in the Shīʿī World
-The Early Ziyara of Twelfth Imam’s Envoys in Baghdad: A Ritual-Architectural Process of Canonizing Authority
-The Radiance of Resilience: Ziyarat and the Shrine of Imam Reza in Mongol-Ilkhanid Iran

Panel 2 – Building Remembrance (I): Concepts, Forms, and Materiality in Islamic Commemorative and Funerary Practice
-Rules and Models of Commemorative Buildings in the Dar al-Islam in the Early Centuries: A Reflection from the Case Study of the Aswan Necropolis
-Early Islamic Funerary Sites Along the Southern Indian Littorals: Materialities, Forms, and Ornaments

Panel 3 – Building Remembrance (II): Epigraphy, Ornaments, and Visuality in Islamic Commemorative and Funerary Practice
-Building Blocks of Memory: Early Islamic Tombstones and the Material Practice of Ziyara
-Carving Monuments: Funerary Innovations in the Eastern Persianate Worlds, XI-XIII Centuries

Panel 4 – The Materiality of Death and Commemoration in Islamic Archaeology: Reinterpreted Evidence and New Finds
-On the Road of Pain and Sorrow: Excavating the Mashhad al-Tirh in Balis, Syria
-Approaches to Early Islamic Funerary Practices: the Siraf Necropolis and Beyond
-Rediscovering Rasulid Funerary Culture: the Study of the Cemetery of al-Ribat (Dhofar, Sultanate of Oman)

Panel 5 – Landscapes of Memory (I): Inherited Sacred Geographies and the Emergence of Islamic Ziyāra
-Caliphs ad Sanctos?: Pre-Islamic Christian Saints and the Gravesites of the Umayyad Caliphs ‘Umar II (d. 101/720) and Hisham (d. 125/743)
-Before Muslim Saints. Arab Visitation and Almsgiving to Christian Holy Shrines (1st-2nd Century AH)

Panel 6 – Landscapes of Memory (II): Spiritual Topography, Place Making and Death in the Early Islamic world
-Entombing Identity: Landscape, Memory, and the Tomb of ‘Uqba ibn Nafi in Medieval North Africa
-“Do Not Skip Going to the Tombs of the Martyrs”: Early Pilgrimage to Uhud and Its Discontents
-Landmarks of Change: Tombs and Ritual in Early Islamic Egyptian Papyri

Panel 7 – Landscapes of Memory (III): Politics of Burial in the Medieval Islamic West
-Sanctity and Rawdas in Southeastern al-Andalus: Rituals, Visits, and Materiality
-Dynastic Forefathers in Medieval Morocco: Establishing Tombs, Commemoration, and Ziyara

🔸اطلاعات بیشتر درباره‌ی کارگاه:
https://www.khi.fi.it/en/aktuelles/veranstaltungen/2025/10/the-materiality-of-ziyara-in-the-early-islamic-world.php
🔸ثبت‌نام در جلسات مجازی:
https://eu02web.zoom.us/meeting/register/bMENDyMLQwu9wpEpe_bTDw#/registration
#خبر
@asmaaneh
📢نهصدمین شب از شب‌های بخارا: شب قنات (کاریز) در ایران؛ به مناسبت انتشار کتاب «پویایی فرهنگی آب در تمدن ایرانی» نوشته‌ی مجید لباف خانیکی، نشر نگارستان اندیشه

نیاکان ما سازگاری بالایی با محیط طبیعی خشن خود داشته‌اند، محیطی که در آن کم‌آبی بزرگترین مانع شکل‌گیری تمدن بوده است. بدین ترتیب، تلاش آنان برای سازگاری از یک مبارزه‌ی ساده فراتر رفت و تبدیل به سنگ بنای تمدن غنی‌تری شد. این تمدن غنی، حتی رشک کسانی را برانگیخت که در اقلیم‌های مساعدتری زندگی می‌کردند. کمبود منابع آب به تولید فرهنگ سازگاری انجامید که در همه‌ی جنبه‌های زندگی اجتماعی ایرانیان قابل مشاهده است. این کتاب، فرهنگ‌سازگاری ایرانیان را که در طی قرن‌ها مدیریت منابع آبی به دست آمده به خوانندگان معرفی می‌کند و مشتمل بر مجموعه‌ی مختصری از اطلاعات تاریخی و مردم‌شناسی است که به جلوه‌های گوناگون آب در فرهنگ و تمدن ایرانی اشاره دارد.

🔹زمان: دوشنبه، ۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷
🔹مکان: خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، بوستان هنرمندان، خانه‌ی هنرمندان ایران، تالار استاد جلیل شهناز

#خبر
@asmaaneh
Forwarded from مردم‌نامه (تاریخ مردم) (Parastoo Rahimi)
🔴 شمارۀ جدید فصلنامۀ مردم‌نامه منتشر شد.

مردم‌نامه (فصلنامۀ تاریخ مردم)
به‌سردبیری داریوش رحمانیان
مدیر داخلی: پرستو رحیمی
شمارۀ ۳۲ و ۳۳

در این شماره می‌خوانید:

🔸برخی از ویژگی‌های تاریخی زندگی شهری و سازمان‌های صنفی در دورۀ اسلامی/احمد اشرف
🔸جامعۀ طبقاتی در اندیشه و فرهنگ ایران دورۀ ساسانی/امین بابادی
🔸خسروانی/سید احمدرضا قائم‌مقامی
🔸بررسی تطبیقی شعر «حیدربابایا سلام» از شهریار و شعر «بوجه» از مرتضی فرهادی/سید احمد مرتضوی

🔷نظریه و روش: تاریخ خُرد
🔹خردتاریخ؛ رهیافتی روش‌شناختی به مطالعات تاریخی و میان‌رشته‌ای/جواد مرشدلو
🔹پنیر و کرم‌ها/سید هاشم آقاجری
🔹چرا یک آسیابان؟ اهمیت حیات مینوکیو نزد کارلو گینزبورگ/محمدجواد عبدالهی
🔹کارلو گینزبورگ و انسان‌شناسی تفسیری: خیلی دور، خیلی نزدیک/هادی آقاجانزاده
🔹خردتاریخ/کارل آپون/ترجمۀ ایلیا ارکیان
🔹خردتاریخ: اندک‌چیزی که از آن می‌دانم/کارلو گینزبورگ/ترجمۀ فروغ صمدی
🔹منابع تاریخ اجتماعی/مری لیندمان/ترجمۀ جواد مرشدلو


📕مردم‌نامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهم‌ترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردم‌نامه است. ماندگاری و بالندگی مردم‌نامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.

🔸می‌توانید نسخۀ کاغذی این شماره را از کتاب‌فروشی توس تهیه کنید.

پشتیبانی از پویش مردم‌نامه👇


📕https://zarinp.al/daryoshrahmanian

https://t.me/mardomnameh
✏️درباره‌ی نشریه‌ی مجازی رنوواتیو[۱] و دیدگاه به هنر اسلامی
الهام پورافضل

رنوواتیو یک نشریه‌ی مجازی اسلامي وابسته به کالج زیتونه[۲] است. این نشریه رویکرد خود را بینارشته‌ای[۳] بر مبنای استفاده از متون ماندگار سنن وحیانی و همچنین اندیشه‌های معاصر در حوزه‌های فلسفه، الهیات، اخلاق، تاریخ، سیاست، و علوم اجتماعی بیان کرده است. بخشی از این نشریه‌ی اسلامی به بیان دیدگاه های پژوهشگران این وبگاه به هنر اسلامی است که با رويكرد «نوسنت‌گرایی اسلامی»[۴] و «احیای سنت اسلامی» همراه است. در مقاله و سخنرانی تحت عنوان «الهیات خاموش هنر اسلامی»[۵] اولودامینی اوگونایکه[۶] پژوهشگر زمینه‌های مطالعات دینی به بیان دیدگاه خود در باب هنر اسلامی می پردازد.

سابقه‌ی پژوهش اوگونایکه نیز مطالعه بر روی سنت‌های عرفانی و معرفتی اسلامی در آفریقا بوده است. وی در کتاب شعر در ستایش کمال نبوی: مطالعه‌ای در باب شعر مدیح عربی غرب آفریقا و پیشینیان آن، از چگونگی ادغام آموزه‌های صوفیانه در ادبیات عبادی عامیانه مسلمانان غرب آفریقا می‌گوید. او نه‌تنها طبیعت غنایی غنی و همچنین مبانی آن را در قرآن، حدیث، اشعار پیش از اسلام و اوایل اسلام بررسی می‌کند، بلکه به پیوند جدایی‌ناپذیر آن با تصوف و آموزه‌های صوفیانه در باب کیهان‌شناسی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی نیز می‌پردازد. وی با تکیه بر سنت‌ها و اعمال صوفیانه، به تشریح روش‌های گوناگونی می‌پردازد که شعر مدیح غرب آفریقا از طریق آن‌ها، «انسان کامل» و دستیابی به «مقام محمود» را توصیف می‌کند.

اوگونایکه در کتاب دیگرش با عنوان معرفت عمیق: راه‌های شناخت در تصوف و ایفا، دو سنت فکری غرب آفریقا، مطالعه‌ای مقایسه‌ای و عمیق از دو سنت فکری و معنوی پرطرفدار و تأثیرگذار در غرب آفریقا یعنی تصوف «تیجانیه»[۷] و «ایفا»[۸] انجام می دهد. نویسنده در این کتاب استدلال می‌کند که این سنت‌ها دربردارنده‌ی نظریه‌های معرفتی پیچیده‌ای است که بینشی جامع از جهان و راهی برای ساختن یک زندگی معنادار را در اختیار پیروانشان قرار می‌دهد.

در مقاله‌ی «الهیات خاموش هنر اسلامی»، اوگونایکه ادعا دارد که اگر بخواهد اسلام را به مخاطبی معرفی کند که با این دین یا تمدن اسلامی آشنایی ندارد، لزوماً ترجمه‌ای از قرآن یا کتابی درباره‌ی فقه، فلسفه و کلام اسلامی را توصیه نمی‌کند، بلکه از او می‌خواهد که به یک تلاوت زیبا از قرآن در یک مَقام عربی گوش دهد یا بر یک مصحف مُذهَّب عثمانی با خطوط ثلث یا کوفی تأمل کند یا در غرق تماشای مساجد قرویین در فاس، شیخ لطف‌الله در اصفهان، یا ابن طولون در قاهره شود، یا به موسیقی اشعار حافظ، امیرخسرو، یا ابن فارض گوش فرا دهد. وقتی مخاطب وارد یک مسجد زیبا در مراکش یا مسجد آبی (سلطان احمد) در استانبول می‌شود، صرف نظر از پیشینه‌ی مذهبی یا هر موضوع دیگری، نوعی سکوتی مبهوت‌کننده بر مخاطب حاکم می‌شود؛ زیرا فرد با یک واقعیت فوق حسی و نمونه‌ی ازلی[۹] روبه‌رو است و یک تجربه‌ی مستقیم زیسته از امر مقدس به دست می‌آورد. آن شکل هنری می‌تواند آن حقیقت را به گونه‌ای منتقل کند که از میان عقاید، پیش‌داوری‌ها، فرضیات بگذرد و از طریق تجربه‌ی مستقیم زیبایی مستقیماً با روح سخن بگوید. به اعتقاد نگارنده این امر بیانگر یک پارادوکس است؛ چراکه ملموس‌ترین و ظاهری‌ترین جلوه‌های سنت اسلامی، لطیف‌ترین، درونی‌ترین، و اساسی‌ترین واقعیت‌های آن را بازنمایی می‌کند؛ در واقع بهتر است که نشان دهیم تا اینکه بگوییم. [...]

🔸برای مطالعه‌ی ادامه‌ی یادداشت به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://telegra.ph/%D8

#یادداشت #الهام_پورافضل
@asmaaneh