آسمانه
3.44K subscribers
2.9K photos
109 videos
334 files
2.95K links
آسمانه:
در تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر

* با این نشانی با ما تماس بگیرید:
asmanehchannel@gmail.com

* نقل مطالب آسمانه مشروط به ذکر نام این کانال و درج پیوند (لینک) آن مجاز است.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📢مدرسه‌ی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار می‌کند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

درس ۲۹: سنت‌گرایان (۱)
درس ۳۰: سنت‌گرایان (۲)
درس ۳۱: سنت‌گرایان (۳)

🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹 تدوین: فرزاد زره‌داران

🔹برای مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل درس‌های ۲۹ و ۳۰ و ۳۱ به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-29-1402-07/

https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-30-1402-07/

https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-31-1402-07/

#مهرداد_قیومی  #درس_گفتار
@asmaaneh
آسمانه
📢مدرسه‌ی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار می‌کند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی» درس ۲۹: سنت‌گرایان (۱) درس ۳۰: سنت‌گرایان (۲) درس ۳۱: سنت‌گرایان (۳) 🔹مهرداد قیومی بیدهندی 🔹 تدوین: فرزاد زره‌داران 🔹برای مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل درس‌های ۲۹…
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۲۹: سنت‌گرایان (۱)

در بیست‌ونهمین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مربوط به تاریخِ تاریخ معماری ایران ادامه یافت. تمرکز این جلسه و چند جلسه‌ی آتی بر یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین جریان‌های فکری در این حوزه، یعنی سنت‌گرایی، خواهد بود. این جلسه دو بخش اصلی داشت: در بخش نخست، معنای دقیق سنت‌گرایی و برخی برداشت‌های نادرست از آن تبیین شد و در بخش دوم، به سیاق تاریخی و اوضاع و احوالی پرداخته شد که این جریان در آن شکل گرفت.
بخش نخست این جلسه با طرح این موضوع آغاز شد که عنوان «سنت‌گرایی» در معانی گوناگونی به‌کار می‌رود که لزوماً با آن معنای خاصی که در این سلسله‌جلسات مدنظر است، منطبق نیست. گاهی سنت‌گرایی را به معنای هرگونه تمایلی به سنت‌های گذشته می‌گیرند. این تلقی بسیار رایج است. منظور ما در اینجا چنین معنای گسترده و مبهمی نیست؛ بلکه منظور جریانی است با عنوان سنت‌گرایی جدید یا حکمت خالده یا جاویدان خرد که به دست گنون در نیمه‌ی نخست سده‌ی بیستم پایه‌گذاری شد. در اینجا می‌خواهیم تصویری مقدماتی از این جریان به دست دهیم. متأسفانه این روزها هم اصحاب ایدئولوژی از سنت‌گرایی سوءاستفاده می‌کنند و هم، برعکس، مخالفت با این جریان باب روز و نشانه‌ی نواندیشی و روشن‌فکری شده است. ازاین‌رو، هم گفتن محاسن این جریان ممکن است شنونده را به خطا بیندازد و هم گفتن معایبش. مقدمه‌ی فهم و نقد آثار سنت‌گرایان آشنایی مقدماتی با مبانی اندیشه‌ی ایشان، به‌ویژه تصوف، است. در فرصت محدود این جلسات امکان پرداخت تفصیلی به آن وجود ندارد و تنها بارقه‌هایی از آن‌ها مطرح می‌شود.
در بخش دوم این جلسه، به علل پیدایش سنت‌گرایی در سیاق تاریخی آن پرداخته شد. همان‌گونه که در جلسات پیشین شرح داده شد، از قرن هجدهم و به‌ویژه قرن نوزدهم میلادی، برخی اندیشمندان مغرب‌زمین با معضلات ناشی از مدرنیته مواجه شدند. این مشکلات جنبه‌های مختلف زندگی انسانی را تحت‌تأثیر قرار می‌داد؛ از جمله پیوندهای انسانی، محبت‌ها، حمایت‌های اجتماعی، تأمل و آرامش، پاکیزگی محیط و احترام به طبیعت. وقوع دو جنگ جهانی این تردید را جدی‌تر کرد که آیا مدرنیته واقعاً توان هدایت انسان به سوی سعادت و کمال را دارد. در واکنش به این بحران‌ها، جنبش‌هایی برای مقابله با روند مدرنیته شکل گرفت؛ از جمله جنبش رمانتی‌سیسم و سنت‌گرایی. در کل، واکنش‌ها در مواجهه به مدرنیته را می‌توان در دو دسته‌ی اصلی جای داد: نخست واکنش‌هایی که درون چارچوب مدرنیته و با پذیرش مبانی آن شکل گرفت؛ دوم واکنش‌هایی که، بنا بر ادعا، بیرون از دایره‌ی مدرنیته و بدون پذیرش اصول آن مطرح شد. آغاز مخالفت بنیادی با مدرنیته، یعنی جریان دوم، با اندیشه‌های رُنه گنون (عبدالواحد یحیی)، متفکر و متألّه فرانسوی، آغاز شد. او در دهه‌ی سوم زندگی‌اش به پاریس مهاجرت کرد و در آنجا به اسلام و عرفان روی آورد و مسلمان شد. سپس به قاهره رفت و به یکی از طریقه‌های تصوف پیوست. گنون بر این باور بود که از دوره‌ی رنسانس، فردمداری جانشین خدامداری و جمع‌مداری شد. به نظر سنت‌گرایان، حقیقت مطلق و حق مطلق و خیر مطلق وجود دارد و بر خلاف باورهای مدرن، انسان در جست‌وجوی خیر مطلق است. به نظر آنان، در جهان پیشامدرن، کل‌نگری حاکم بود؛ اما در جهان مدرن جزءنگری و کمّی‌نگری چیره است. آن‌ها معتقد بودند که پیامدهای این تغییرات به‌عمد پنهان نگاه داشته می‌شود. از نگاه سنت‌گرایان، این معضلات شالوده‌ی بحران مدرنیته را تشکیل می‌دهد. در جلسه‌ی بعد، به برخی از اصول دستگاه فکری سنت‌گرایی پرداخته خواهد شد.

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
آسمانه
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی» 🔸درس ۲۹: سنت‌گرایان (۱) در بیست‌ونهمین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مربوط به تاریخِ تاریخ معماری ایران ادامه یافت. تمرکز این جلسه و چند جلسه‌ی آتی بر یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین جریان‌های فکری…
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۳۰: سنت‌گرایان (۲)

در سی‌امین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مربوط به تاریخِ تاریخ معماری ایران پی گرفته شد. این جلسه شامل دو بخش اصلی است: در بخش نخست، ادامه‌ی معضلاتی که از سوی سنت‌گرایان بر مدرنیته وارد شده بود شرح داده شد و در بخش دوم، به بزرگان این حوزه و آثار آنان پرداخته شد.
در بخش نخست این جلسه، در ادامه‌ی مباحث جلسه‌ی پیشین، به موارد دیگری اشاره شد که سنت‌گرایان آنها را معضلات جهان مدرن می‌شمارند. سومین مورد، جانشینی «تجربه‌مداری» به‌جای «فلسفه‌ی مَدرسی» بود. سنت‌گرایان بر این باور بودند که آنچه از دل سنت برآمده، بر تجربه‌ی کنونی ما اولویت دارد؛ حتی اگر مثال‌های نقضی در روزگار حاضر آن را زیر سؤال ببرد. در واقع، سنت‌گرایان در پی جهانی بی‌معضل بودند؛ جهانی که به باور آنان در دوران پیشامدرن وجود داشته است. در بسیاری از ادیان نیز چنین تصوری وجود دارد که با پایان جهان، وضعیت پرمعضل کنونی به پایان می‌رسد و جهانی آرام و بی‌معضل جانشین آن خواهد شد. این باور در دستگاه فکری سنت‌گرایان نیز حضوری قوی دارد. به نظر آنان، در فرهنگ مدرن، کمیت جانشین کیفیت شده است، که خود از نشانه‌های آخرالزمان است.
بخش دوم این جلسه بر معرفی بزرگان این دستگاه فکری تمرکز داشت. سنت‌گرایی جدید با رُنه گنون آغاز شد. از دیگر چهره‌های برجسته‌ی این جنبش می‌توان آناندا کنتیش کوماراسوامی، فریتیوف شوئون، و مارتین لینگز را نام برد. چهارمین شخصیت مهم این جریان، تیتوس بورکهارت است که در مطالعات هنر اسلامی جایگاهی ویژه دارد. او کتاب مهمی در این زمینه دارد که در ایران بسیار مشهور است. عنوان اصلی این اثر هنر اسلام: زبان و معنا بود که مترجم آن را به هنر اسلامی: زبان و بیان تغییر داد. این کتاب در آغاز انقلاب منتشر شد و موجی گسترده به‌دنبال داشت. اثر مهم دیگر او هنر مقدس در شرق و غرب است. پنجمین چهره‌ی برجسته سید حسین نصر است که آثار متعددی از او به فارسی ترجمه شده است. شناخته‌ترین کتاب او هنر و معنویت اسلامی است که چندین بار به فارسی ترجمه شده.

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
آسمانه
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی» 🔸درس ۳۰: سنت‌گرایان (۲) در سی‌امین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مربوط به تاریخِ تاریخ معماری ایران پی گرفته شد. این جلسه شامل دو بخش اصلی است: در بخش نخست، ادامه‌ی معضلاتی که از سوی سنت‌گرایان بر…
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۳۱: سنت‌گرایان (۳)

در سی‌ویکمین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مربوط به تاریخِ تاریخ معماری ایران پی گرفته شد. در این نشست، ادامه‌ی مباحث دو جلسه‌ی گذشته دنبال شد. در این جلسه تمرکز بر اصول اندیشه‌های سنت‌گرایان بود و دو اصل مهم آن بررسی شد.
اصل نخست، وحدت متعالی ادیان است. یکی از آورده‌های فکری سنت‌گرایان این است که همه‌ی ادیان بزرگ جوهری مشترک دارند که در قالب شریعت‌های گوناگون تجلی یافته است. ادیان بزرگ در آن گوهر مشترک‌اند و اختلافشان در شریعت و ظواهر است. حال این پرسش مطرح می‌شود که مقصود از «جوهر مشترک» چیست. در ادامه، به محورهای اصلی این جوهر مشترک پرداخته شد: نخست، هستی حقیقتی یگانه دارد؛ دوم، هستی پایگانی (دارای مراتب) است؛ سوم، همسانی انسان به‌عنوان «عالم اصغر» با جهان به‌عنوان «عالم اکبر»؛ چهارم، تأثیر معرفت در اخلاق انسان؛ و پنجم، تقسیم‌بندی انواع عقل به «عقل جزء‌نگر» و «عقل کل‌نگر» (شهودی). بر این اساس، سنت‌گرایان مباحث خود را بر محور این جوهر مشترک سامان می‌دهند و نه بر اختلافات و تفاوت‌های میان ادیان.
اصل دوم، رجوع به سنت است. پیش از پرداختن به این اصل، معانی گوناگون واژه‌ی «سنت» بررسی شد. واژه‌ی تردیشن/ترادیسیون tradition در آغاز به «فرادهش» ترجمه شد و بعدها سیدحسین نصر آن را به «سنت» برگرداند. این واژه، چه در زبان فارسی و چه انگلیسی معضلاتی دارد. در اسلام، «سنت» گاه به معنای شیوه‌ی زندگی پیامبر یا معصومان و امر مستحب به‌کار می‌رود؛ گاه به معنای روایت (قول و فعل و تقریر پیامبر یا معصوم) است. در قرآن نیز سه معنای متفاوت دارد: نخست، اعمال پایدار و ماندگاری که از انسان‌ها بر جای مانده است؛ دوم، سنت‌های پیامبران و اولیا؛ و سوم، «سنت‌الله» یا سنن الهی. در انسان‌شناسی، سنتْ عملی اجتماعی است که دست‌کم سه نسل تکرار شود. معنای دیگر در جهان دانشگاهیْ رسم و رویه‌ای است که در حوزه‌ی علمی معینی جریان و رواج یابد؛ مثلاً سنت جامعه‌شناسی یا سنت مدرنیته.
سنت‌گرایان واژه «سنت» را در معانی متعددی به‌کار می‌برند و معانی مختلف آن را به هم می‌آمیزند. این آمیختن و خلط زمینه‌ی کژتابی و گاهی مغالطه را مهیا می‌کند. نخستین معنا، «وحی» است؛ امری قدسی در جهان که از سوی خداوند به انسان‌ها رسیده است و در این دستگاه فکری، سنت نامیده می‌شود. سنت‌گرایان بر این باورند که در طول تاریخ عارفانی بودند که با عالم قدسی پیوند داشتند اما توان آشکار ساختن آن روی زمین را نداشتند؛ گروهی دیگر نیز افزون بر ارتباط با عالم قدسی، قدرت تجلی آن در جهان انسانی در قالبی نیکو را دارا بودند. این گروه «هنرمندان قدسی» نامیده می‌شوند. بدین‌سان، سنت الهی یا قدسی از طریق آنان به سنت انسانی بدل می‌شود. گروه دیگر هنرمندانی‌اند که خود به عالم قدسی پیوند ندارند؛ اما سنت‌های برآمده از این پیوندها را از هنرمندان قدسی می‌گیرند و تکرار می‌کنند. بیشتر هنرمندان سنتی از این قبیل‌اند.
پس از شرح معانی گوناگون واژه‌ی سنت، بار دیگر به اصل گوهر مشترک پرداخته شد. سنت‌گرایان آنچه را که گوهر متعالی ادیان می‌دانند، «حکمت خالده» یا «حکمت جاویدان» می‌خوانند. پرسش اساسی این است که اگر بخواهیم اثری هنری را از منظر سنت‌گرایی تفسیر کنیم، آیا تاریخچه و تحلیل‌های تاریخی ـ هنری می‌تواند نسبت آن اثر با امر قدسی را آشکار سازد؟ در نگاه سنت‌گرایان، پاسخ منفی است؛ زیرا شناخت تاریخ هنر به‌تنهایی حقیقت نهفته در پسِ اثر را برملا نمی‌کند. این دیدگاه به معنای نفی کار مورخان هنر نیست، بلکه بیانگر این محدودیت است که از رهگذر تاریخ‌نگاری نمی‌توان به حقیقت قدسی هنر دست یافت. هدف سنت‌گرایان آشکار ساختن حقیقتی است که در پسِ اثر هنری نهفته و از پیوند آن با عالم قدسی حکایت دارد. پرسش اساسی آن است که این پیوند چگونه می‌تواند شناخته شود، آن هم در وضعیتی که ما خود عارف نیستیم. جلسه‌ی آینده به همین پرسش اختصاص خواهد داشت: آیا اساساً می‌توان از رهگذر تجربه‌های انسانی و زمینی به امر قدسی دست یافت؟ نکته‌ای که در همین‌جا جریان سنت‌گرایی را در معرض نقدهای بنیادین قرار می‌دهد. 

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢 گروه باستان‌شناسی انسان‌شناختی ایران برگزار می‌کند:
سلسله‌ نشست‌های باستان‌شناسی انسان‌شناختی (۱۶)
: عیلام‌شناسی در پرتو انسان‌شناسی

🔹با حضور:
کامیار عبدی

🔹 دبیر نشست:
حمیدرضا قربانی

🔹دستیار دبیر:
سالار یزدان‌بخش

🔸زمان: چهارشنبه، ۲۳ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۸ تا ۲۰
🔸مکان: مجازی (اسکا‌ی‌روم)

برای شرکت در این نشست ثبت‌نام الزامی است. برای ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر به پیوند‌های زیر مراجعه کنید:
@AASI_ASI_2024
anthropological.archaeology@gmail.com
AnthropologicalArchaeology

#خبر
@asmaaneh
📢برگزاری کارگاه «خویدک و فهرج: بازخوانی روابط انسان و محیط در روستاهای تاریخی»

🔸بخش نظری: مرور تجارب – از ۳۰ مهر تا ۲ آبان ۱۴۰۴
🔸بخش عملی: حضور در روستا – از ۷ تا ۱۰ آبان ۱۴۰۴

🔸مهلت ثبت‌نام: ٧ مهر ۱۴۰۴

🔸برای ثبت‌نام به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://app.epoll.ir/71608625

#خبر
@asmaaneh
Spaces of Exchange-Programme.pdf
597.8 KB
📢کارگاه بین‌المللی «فضاهای تبادل: تعاملات از مدیترانه تا سند (از دوران باستان تا دوران اسلامی متقدم)»
Spaces Of Exchange; Interactions from the Mediterranean to the Indus (Antiquity to the Early Islamic Period)

🔸زمان برگزاری: ۲- ۳ اکتبر ۲۰۲۵ | ۱۰ - ۱۱ مهر ۱۴۰۴
🔸محل برگزاری: دانشگاه وین
🔸برگزارکننده: صفا محمودیان

🔸برای دریافت برنامه‌ی همایش و آشنایی با سخنرانان، فرسته‌ی پیوست را مشاهده کنید.

#خبر
@asmaaneh
📝واژه‌ی هفته: embrasure
🔸برگرفته از مصوبات کارگروه واژه‌گزینی نوروزگان

▪️embrasure 1
▫️مَزغَل

ـ تعریف: روزنی در بارو یا جان‌پناه که پهلوهایش مورب باشد، به‌طوری که سطح خارجی آن بزرگ‌تر از سطح داخلی‌اش باشد، به منظور کمین کردن و تیر انداختن
ـ مثال کاربرد واژه در جمله: مزغل سوراخی است که از آنجا می‌توانند تیر بیندازند بدون اینکه دشمن بتواند تیرانداز را ببیند.

▪️embrasure 2
▫️کاوِ پنجره

- تعریف: فرورفتگی پنجره در دیوار
- مثال کاربرد واژه در جمله: گاهی سطح کاوِ پنجره بزرگ‌تر از سطح خود پنجره است.

🔸برای اطلاعات بیشتر و مشاهده‌ی روابط زبانی این واژه به پیوند زیر در واژگار مراجعه کنید:
https://vazhgar.com/lexicon/word/6138

#واژه_هفته #واژگار #نوروزگان
@asmaaneh
📢فراخوان ارسال مقاله برای همایش «مادیت و خلق هنر»
🔸زمان برگزاری همایش: ۱۳-۱۴ فوریه ۲۰۲۵ | ۲۲- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
🔸محل برگزاری: دانشگاه رایس
🔸مهلت ارسال چکیده: ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵ | ۹ آبان ۱۴۰۴

"Materiality and the Making of Art - 2026 Graduate Art History Conference at Rice University"

We are pleased to announce the Call for Papers for the 2026 Graduate Art History Conference at Rice University, titled “Materiality and the Making of Art: An Interdisciplinary Graduate Conference”. The conference will take place February 13–14, 2026 in Houston, Texas, and is open to all.

This interdisciplinary event aims to bring together graduate students from disciplines such as art history, archaeology, anthropology, history of science, chemistry, physics, biology, contemporary art practices, and art conservation, to explore the processes of artistic creation and the role of materials in shaping visual culture. See our website for the full conference announcement: materialityandmaking2026.weebly.com.

🔸برای کسب اطلاعات بیشتر به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://networks.h-net.org/group/announcements/20125216/cfp-materiality-and-making-art-2026-graduate-art-history-conference

#خبر
@asmaaneh
پرسش‌های معماری (گفت‌وگوهایی درباره‌ی تاریخ، تئوری و نقد معماری)،…
مهرداد قیومی بیدهندی
📚پرسش‌های معماری: گفت‌وگوهایی درباره‌ی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت یازدهم:
از چه زمانی سه حوزه‌ی تاریخ، تئوری و نقد معماری از یکدیگر جدا شدند و دلایل این جداسازی چه بود؟


🔸با حضور مهرداد قیومی بیدهندی

🔸تهیه‌شده در مدرسه‌ی نوروزگان

🔸برای مشاهده‌ی نسخه‌ی تصویری گفت‌وگوی قسمت یازدهم، می‌توانید از طریق نشانی زیر به وب‌سایت رسانه‌ی چهارراه مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-archque-11-1404-07-09/

#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسش‌های_معماری
@asmaaneh
آسمانه
مهرداد قیومی بیدهندی – پرسش‌های معماری (گفت‌وگوهایی درباره‌ی تاریخ، تئوری و نقد معماری)،…
پرسش‌های_معماری_گفت‌وگوهایی_درباره‌ی_تاریخ،_تئوری_و_نقد_معماری،.pdf
512.7 KB
📚پرسش‌های معماری: گفت‌وگوهایی درباره‌ی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت یازدهم:
از چه زمانی سه حوزه‌ی تاریخ، تئوری و نقد معماری از یکدیگر جدا شدند و دلایل این جداسازی چه بود؟
(نسخه‌ی مکتوب)

#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسش‌های_معماری
@asmaaneh
📢فراخوان ارسال مقاله برای شرکت در نشست‌های همایش سالانه‌ی انجمن تاریخ هنر
🔸زمان برگزاری همایش: ۸- ۱۰ آوریل ۲۰۲۶
🔸میزبانان: انجمن تاریخ هنر با همکاری دپارتمان تاریخ هنر دانشگاه کمبریج
🔸مهلت ارسال: ۲ نوامبر ۲۰۲۵ | ۱۱ آبان ۱۴۰۴

ASSOCIATION FOR ART HISTORY 2026 ANNUAL CONFERENCE

The Association for Art History’s Annual Conference brings together international research and critical debate about art history and visual culture. A key annual event, the conference is an opportunity to keep up to date with new research, hear leading keynotes, broaden networks and exchange ideas.
The 2026 Annual Conference is open to all, members and non-members of the Association for Art History. Anyone can submit a paper. Speakers, delegates and conveners pay to attend.

We’ve had an unprecedented number of excellent session proposals. A complete list of Sessions to which to submit can be downloaded here including information on how to submit a paper directly to the Session Convenor, and contact details for all Session Convenors.
🔸برخی از نشست‌های همایش:
- Archiving the Women Artist: Historiographic Negotiations in the Global South
- Decolonising Art History – Continuing the Conversation
- Eco-art-histories: Plants and Paintings in the Arts of Asia
- Facing the Mongol Empire: The Role of Art History
- Intermedia Dialogues in Art and Architecture 
- Reclaiming Craft: Decolonial Perspectives on Heritage and Innovation in the Islamic World


🔸برای مشاهده‌ی فهرست کامل نشست‌های همایش به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://app.box.com/s/rsyr7tsfwxwvagukjguqaw0yqdpk0grc


🔸برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی همایش و ارسال مقاله به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://forarthistory.org.uk/events/cfp-association-for-art-history-2026-annual-conference/

#خبر
@asmaaneh
📜معرفی سند: «مسجد جامع قم در اسناد مطبوعاتی و اداری» یا « اهالی قم و اهتمام به حفظ مسجد جامع قم»
🔸محل نگهداری: سازمان اوقاف امور خیریه‌ی استان قم
🔸تاریخ اسناد: ۱۳۳۷/۱۰/۲۲ - ۱۳۳۷/۱۰/۲۷
🔸معرفی سند از امیرحسین محمدی

این مجموعه شامل دو سند مرتبط با حفاظت از مسجد جامع قم است که موضوع آن‌ها نگرانی نسبت به عبور و مرور وسایل نقلیه و آسیب‌های احتمالی وارد بر بنا، به‌ویژه در شبستان غربی است. سند نخست نامه‌ای است از اداره‌ی اوقاف شهرستان قم به شهرداری قم که در تاریخ ۱۳۳۷/۱۰/۲۲ نوشته شده است. در این نامه، اداره‌ی اوقاف به گزارش‌های شهرداری و نظر مهندس و سربازرس آن نهاد اشاره می‌کند که گفته است عبور وسایل نقلیه‌ی سبک، نظیر گاری، چهارچرخه و خودروهای کوچک‌تر از کامیون، برای مسجد آسیبی نخواهد داشت. با این حال، اداره‌ی اوقاف بر لزوم حفظ اماکن تاریخی تأکید کرده و نسبت به افزایش تدریجی تعداد وسایل نقلیه هشدار داده است. همچنین، اقدامات شهرداری در این زمینه با نفع گروهی از مردم بی‌اطلاع از ارزش واقعی بناها مقایسه شده و بر ضرورت پیشگیری از خسارت‌های احتمالی تأکید شده است.

سند دوم نامه‌ای است از سوی اهالی قم و روزنامه‌‌ی «پیکار مردان» خطاب به اداره‌ی اوقاف قم که چند روز پس از نامه‌ی اول تهیه شده است. در این نامه، با اشاره به عبور و مرور وسایل نقلیه از کوچه‌ی مجاور مسجد جامع (واقع در بخش غربی بنا) نسبت به آسیب‌هایی که احتمالاً به شبستان غربی وارد می‌شود هشدار داده است. شبستان مذکور در اوایل سلطنت ناصرالدین‌شاه و در زمان حکومت حسین‌خان نظام‌الدوله (ملقب به شهاب‌الملک) ساخته شد و از الحاقات مهم مسجد به شمار می‌آید. نویسندگان نامه ضمن تأکید بر نظر کارشناسان و شواهد موجود، از اداره‌ی اوقاف درخواست کرده‌اند که موضوع را به‌صورت جدی پیگیری و شهرداری را ملزم به جلوگیری از عبور وسایل نقلیه از مسیر مسجد نماید.

روزنامه‌ی پیکار مردان که نام آن در این اسناد دیده می‌شود، روزنامه‌ای منتقد و پیشرو در قمِ دهه‌ی سی بود که از تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۳۷ منتشر می‌شد. این نشریه به همت احمد رحیمی کاشانی با رویکردی سیاسی و اجتماعی پایه‌گذاری شد و طی هفت سال انتشار، در مجموع ۳۸۶ شماره از آن به چاپ رسید. این روزنامه، به دلیل لحن تند، رویکرد انتقادی و سازش‌ناپذیرش، دو بار توقیف شد، اما فعالیت آن تا سال ۱۳۳۷ ادامه یافت.

این اسناد علاوه بر روشن کردن جریان تاریخی مربوط به حفاظت از مسجد جامع قم، نشان‌دهنده‌ی توجه مردم، مطبوعات و برخی از نهادهای اداری به صیانت از بناهای تاریخی است.

متن اصلی اسناد:

سند اول:
ریاست محترم اداره‌ی اوقاف شهرستان قم
عطف به مرقومه‌ی شماره‌ی ۴۵۴۰-۱۳۳۷/۱۰/۲۲ اظهار می‌دارد- در پیرو جریانی که راجع به عبور وسائل نقلیه و خرابی مسجد جامع پیش آمد و منجر به منع عبور و مرور وسائل نقلیه گردید که آن ریاست محترم از چگونگی آن مستحضرند، اخیراً از طرف شهرداری قم به کلانتری نوشته شده که بر طبق نظر مهندس و سربازرسی شهرداری رفت‌و‌آمد وسائل نقلیه سبک از قبیل گاری و چهارچرخه و ماشین‌های کوچکتر از کامیون، برای مسجد ضرری نخواهد داشت. در حالی که اگر یک یا دو دستگاه عبور می‌کردند، ممکن بود خطر حاصله بیشتر سرایت نماید ولی معلوم نیست با چه منطقی این نظر داده شده که حرکت صد‌ها گاری و وسائل نقلیه‌ی دیگر که مسلماً روز به روز بر تعداد آن افزوده می‌شود برای جبران منع عبور کامیون‌ها وسیله و دستاویزی است اضافه خواهد شد بی‌ضرر است، به هرحال چون حفظ اماکن تاریخی و باستانی از وظایف اخلاقی و اداری آنجناب است، چگونگی به استحضار رسید تا فرصت باقی است اقدام لازم فرمائید که اداره‌ی محترم اوقاف و علاقه‌مندان بِه حفظ آثار مذهبی در اثر سماجت بی‌جای شهرداری و نفع یک مشت مردم بی خبر از ارزش واقعی این قبیل ساختمان‌ها در مقابل عمل انجام‌ شده قرار نگیرند که جبران آن با صرف مبالغ خطیری میسر نباشد. با تقدیم و احترام.🔻

#معرفی_اسناد #امیرحسین_محمدی #قم
@asmaaneh
📜معرفی سند: «مسجد جامع قم در اسناد مطبوعاتی و اداری» یا « اهالی قم و اهتمام به حفظ مسجد جامع قم» [ص ۲ از ۲]

🔺سند دوم:
«روزنامه پیکار مردان»
خواهشمند است شرح زیر را از طرف اهالی قم در آن نامه درج فرمائید. ما راضی نمی‌شویم غیر از سهل‌انگاری و عدم احاطه‌ی شهردار و شهرداری عنوان دیگری به عملیات و دستوری‌های صادره از آن دستگاه بدهیم. پرونده‌‌ای که پس از مدت‌ها در جریان رسیدگی بوده و آنچه لازمه‌ی دقت بوده در آن بنا رفته تا بالاخره متفق‌علیه تمام افراد بی‌نظر و واقع‌بین قرارگرفته که خرابی مسجد جامع و شکست‌ تاق‌ و پایه‌های شبستان آن در اثر رفت‌آمد غیرعادی وسائل تقلیه بوده و جلوگیری از خرابی بیشتر موقوف، به تغییر مسیر و منع عبور آنها به‌طور کلی است. بعد از آنکه این موضوع ثابت و تمام افراد ذی‌صلاحیت تاٰ‌یید نمودند، قرار شد شهربانی مانع از عبور کامیون و گاری و هر وسیله‌‌ای که احتمال ضرر برای مسجد داشته باشد بشود. این دستور عملی و چند روزی مجری شد. ناگهان آغاز مطلب تازه‌ای گردید و نامه‌ای از شهرداری شرف صدور یافت که گاری‌ها و دوچرخه‌ها باید عبور کنند و کارشناس فنی و بازرس شهرداری گفته زیانی به عبور گاری و دوچرخه به مسجد نخواهد رسید و آنها را به وسیله‌ی کلانتری آزاد کرد. در حالی که اگر این نظر صحیح بود و واقعیتی داشت باید کارشناس قبلی این استثنا را در نظر خود گنجانیده و فقط رفت‌ و آمد کامیون را مضر می‌دانستند. طرح این سوال بیجا نیست، اما اگر مسجدی بِاین صورت خراب شد، مسئول زیان حاصله‌ی آن کیست؟ و آیا یک نظر سطحی، کافی برای این ضرر خواهد بود؟ گرچه دفاع از این موضوع بِعهده اداره اوقاف که حافظ و نگاهدار این قبیل اماکن است می‌باشد و از اداره اوقاف نیز بنا به وظیفه‌ی وجدانی خود اقدام خواهد نمود لیکن گِله‌ی ما شهرداری قم این است که چطور این اندازه بی‌اعتنایی روا داشته و بنائی با این عظمت را فدای خواسته‌ی عده‌ی معدودی که صرفاً منافع بیشتری را خواستارند نموده، و با کمال سماجت در برابر دلیل و منطق و حسِ ایستادگی .... متوجهی ندارد که در اینگونه موارد دین و اخلاق و ایمان ...... نباید مانع نظر باشد ..... و توقع مشتی نفع‌طلب امید است. شهردار محترم قم از این تذکر معقول و صریح به اشتباه خود متوجه و جبران گذشته را بنماید تا به دست ایشان خانه خدا خراب نشود.

#معرفی_اسناد #امیرحسین_محمدی #قم
@asmaaneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📢مدرسه‌ی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار می‌کند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

درس ۳۲: سنت‌گرایان (۴)
درس ۳۳: سنت‌گرایان (۵)

🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹 تدوین: فرزاد زره‌داران

🔹برای مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل درس‌های ۳۲ و ۳۳ به پیوندهای زیر مراجعه کنید:

https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-32-1402-07/

https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-33-1402-07/

http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۳۲: سنت‌گرایان (۴) ـ بخش اول

در سی‌ودومین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مربوط به تاریخِ تاریخ معماری ایران پی گرفته شد. در این جلسه، ادامه‌ی مباحث سه جلسه‌ی گذشته با تمرکز بر دستگاه فکری سنت‌گرایان دنبال شد. این جلسه شامل سه بخش اصلی بود: در بخش نخست، مروری بر مباحث مطرح‌شده در جلسات پیشین صورت گرفت؛ در بخش دوم، به تبیین «هنر قدسی» و نسبت آن با هنرهای دینی و سنتی پرداخته شد؛ و در نهایت، چند نکته‌ی مهم درباره‌ی هنر قدسی از منظر سنت‌گرایان شرح داده شد.
بخش نخست این جلسه به مرور مباحث پیشین اختصاص داشت. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، دست‌کم دو معنا برای «سنت‌گرایان» متداول است. معنای نخست (عام) ــ که رایج‌تر و در عین‌حال نادقیق‌تر است ــ به همه‌ی کسانی اطلاق می‌شود که یا گرایشی به سنت دارند یا در پژوهش‌های خود از منابع سنتی بهره می‌گیرند. اما معنای دوم (خاص) با اندیشه‌های رنه گنون آغاز می‌شود و سپس به دست اندیشمندانی دیگر ادامه می‌یابد. در این معنا، هر گرایشی به سنت معادل سنت‌گرایی نیست؛ تا آنجا که این گروه ترجیح می‌دهند خود را «اصحاب خرد جاویدان» بنامند، نه سنت‌گرا. از منظر ایشان، سنت مبدأ غیرمادی دارد و به‌واسطه‌ی کسانی که با عالم قدسی ارتباط دارند، به صورت حکمت‌هایی آسمانی بر زمین فرود آمده و در قالب سنت‌های گوناگون ــ از جمله معماری و فرهنگ و شیوه‌های زیست ــ در میان انسان‌ها جریان یافته است. هنرمندی که بتواند این حقیقت قدسی را در عرصه‌ی مادی متجلی کند «هنرمند قدسی» خوانده می‌شود. نکته‌ی دیگر آن‌که ادیان، از نگاه سنت‌گرایان، دارای گوهر یا جوهره‌ای واحدند. جهان نیز در نظر آنان ساختاری لایه‌لایه دارد که در لایه‌های بالای آن زمان بی‌معناست و هر موجود زمینی، نظیری در مراتب بالاتر دارد. بر این اساس، برای درک معنای حقیقی آثار باید به نظایر آن‌ها در لایه‌های بالاتر رجوع کرد، که در آنها زمان و مکان وجود ندارد. بنابراین، از طریق تاریخ هنر، که اساساً معطوف به زمان و مکان است، نمی‌توان به حقیقت هنر پی برد.
در بخش دوم جلسه، موضوع «هنر قدسی» و نسبت آن با هنرهای سنتی و دینی بررسی شد. از نمونه‌های آثار هنری که سنت‌گرایان برای توضیح هنر قدسی به آن‌ها استناد می‌کنند آثار نقاشی دینی در اروپای قرون وسطاست که در آن‌ها، پیکر انسان‌ها جسمانیت‌زدوده است. از نظر سنت‌گرایان، برخی از آثار هنری موضوع دینی دارد؛ اما قدسی نیست. مثلاً بسیاری از نقاشی‌های رنسانس، مانند آثار میکلانژ، موضوع دینی دارد، اما فرمشان کاملاً جسمانی است. این آثار در زمره‌ی هنر دینی هست؛ اما هنر قدسی شمرده نمی‌شود. این آثار در امتداد سنت‌های هنر قدسی قرون وسطا نیست.
در بین سنت‌گرایان، دو دیدگاه درباره‌ی نسبت این سه نوع هنر ــ هنر قدسی، هنر دینی، هنر سنتی ــ وجود دارد: در دیدگاه اول، هنر سنتی هنری برآمده از سنت‌های هنری پیش از روزگار جدید است، مانند بنای عالی‌قاپو؛ هنر دینی که موضوعش دینی است و ممکن است فرم و شیوه‌ی اجرای آن برآمده از سنت‌های هنری قدیم باشد یا نباشد؛ هنر قدسی که فقط آن نوع از هنر دینی و هنر سنتی است که به عالم بالا متصل است. در دیدگاه دیگر، مثلاق در دیدگاه تیتوس بورکهارت، هنر دینی دایره‌ی عام را تشکیل می‌دهد. هنر سنتی نوعی از هنر دینی است که تابع سنت‌هاست؛ و هنر قدسی نوعی از  نوعی از هنر سنتی است که به وحی و مکاشفه و الهام متصل است.

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
آسمانه
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی» 🔸درس ۳۲: سنت‌گرایان (۴) ـ بخش اول در سی‌ودومین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مربوط به تاریخِ تاریخ معماری ایران پی گرفته شد. در این جلسه، ادامه‌ی مباحث سه جلسه‌ی گذشته با تمرکز بر دستگاه فکری سنت‌گرایان…
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۳۲: سنت‌گرایان (۴) ـ بخش دوم

در بخش سوم جلسه به چند نکته‌ی مهم درباره‌ی هنر قدسی در نزد سنت‌گرایان پرداخته شد.
۱. تقلید از هنر الهی: در این دستگاه فکری، خدا به‌منزله‌ی مهندس و هنرمند تلقی می‌شود و هنرمند قدسی آثار هنری خود را به تقلید از او می‌آفریند. در قرآن نام‌هایی چون «الصانع» و «المصور» بر خداوند اطلاق شده و در سنت مسیحی نیز اسامی مشابهی برای او به‌کار رفته است. بدین‌ترتیب، هنر قدسی در اصل تقلیدی است از عمل الهی.
۲. نفی خویشتن مجازی: هنرمند قدسی خویشتن حقیقی خود را که متصل به روح الهی است ارج می‌نهد، اما نفس یا خویشتن مجازی را که عامل جدایی انسان‌ها از یکدیگر است، نفی می‌کند. به همین دلیل، در گذشته ــ به‌ویژه در قرون وسطا ــ کمتر شاهد درج نام یا امضای هنرمند بر آثاریم و اگر هم وجود داشته، غالباً با نوعی فروتنی همراه بوده است.
۳. اهمیت مواد و ابزار: سنت‌گرایان بر این باورند که در عالم سنت همه‌چیز برخوردار از حرمت و شعور است. از این رو منشأ و کیفیت ساخت ابزار هنری اهمیت دارد. مثلاً، درباره‌ی قلم این پرسش مطرح می‌شود که چوب آن چگونه به‌دست آمده است؛ آیا از طریق حلال بوده یا با ذکر و یاد خدا ساخته شده است؟ ابزار ساخته با چنین نگاهی است که شایستگی خلق هنر قدسی را می‌یابد.
۴. یگانگی علم و هنر: در نگاه سنت‌گرایان در جهان نامدرن، هنر و علم یکی است.
۵. معبد، غلبه‌ی مکان بر زمان: اوج هنر قدسی در معبد متجلی است؛ جایی که انسان‌ها می‌توانند به کانون قداست پیوند یابند.

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
آسمانه
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی» 🔸درس ۳۲: سنت‌گرایان (۴) ـ بخش دوم در بخش سوم جلسه به چند نکته‌ی مهم درباره‌ی هنر قدسی در نزد سنت‌گرایان پرداخته شد. ۱. تقلید از هنر الهی: در این دستگاه فکری، خدا به‌منزله‌ی مهندس و هنرمند تلقی…
📢 درس‌گفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»

🔸درس ۳۳: سنت‌گرایان (۵)

در سی‌وسومین جلسه از درس‌گفتارها، مباحث مربوط به تاریخِ تاریخ معماری ایران ادامه یافت. این جلسه در پی مباحث جلسات گذشته با تمرکز بر دستگاه فکری سنت‌گرایان برگزار شد و دو بخش اصلی داشت: در بخش نخست، مقایسه‌ای کوتاه میان سنت‌گرایی و بنیادگرایی شرح داده شد و در بخش دوم، به خوانش انتقادی چند متن از سنت‌گرایان درباره‌ی هنر پرداخته شد.
ابتدا به‌اختصار شباهت‌ها و تفاوت‌های بنیادگرایی و سنت‌گرایی شرح داده شد. این دو دستگاه فکری در نگاه اول به‌‌هم شبیه‌اند: هر دو بر وجود سنت تأکید دارند، به حقایق قدسی معتقدند و هر دو از مخالفان مدرنیته‌اند. بااین‌حال، تفاوت‌های اساسی میان آن‌ها وجود دارد. مثلاً، بنیادگرایان بیشتر بر ظاهر ادیان متمرکزند و برخلاف سنت‌گرایان به جوهره‌ی مشترک ادیان و تکثر دینی باور ندارند. آنان به شریعت دینی خاصی پایبندند و تلقی آنان از سنت با تلقی سنت‌گرایان فرق دارد. در نزد بنیادگرایان، برخلاف سنت‌گرایان، دین به ایدئولوژی بدل می‌شود و پیوند با عرفان انکار می‌شود.
بخش دوم به خوانش انتقادی فقراتی از آثار سنت‌گرایان درباره‌ی هنر اختصاص داشت:
مورد اول، کوماراسوامی مجموعه‌ای از مقالات با عنوان هنر و نمادگرایی سنتی دارد. یکی از مقالات او با عنوان «سخنی در حکمت هنر ایرانی» (Note on the Persian Art)، تصویری روشن از نگاه سنت‌گرایان به هنر به دست می‌دهد. او به نقد دیدگاه کلیشه‌ای شرق‌شناسانه می‌پردازد که هنر شرقی را صرفاً تزیینی می‌پندارد. کوماراسوامی با ذکر نمونه‌هایی از شاهنامه و مثنوی گوی و چوگان، بر این نکته تأکید می‌کند که برای فهم هنر سنتی ایرانی، نباید به ظاهر بسنده کرد، بلکه باید معنای نهفته را با رجوع به منابع عمیق‌تر جست‌وجو کرد. او معتقد است غربی‌ها توان درک هنر ایرانی را ندارند، چراکه هنر خودشان بی‌معنا شده است. از نگاه او، همه‌ی سنت‌ها ــ ایرانی، هندی، یونانی و مسیحی ــ جوهر فکری مشترکی دارند.
مورد دوم، فقراتی از کتاب قله‌های خط و تذهیب قرآن مارتین لینگز است. این کتاب از نمونه‌های بارز حاوی دیدگاه سنت‌گرایان درباره‌ی هنر است. لینگز برای هنر مرتبه‌ی بسیار والایی قائل است و می‌گوید همان‌گونه که کلام الهی به زبان عربی نازل شد، اگر قرار بود به صورت نوشتاری متجلی شود، در قالب خط محقَّق ظهور می‌یافت.
مورد سوم نوشته‌ای دیگر از همین کتاب درباره‌ی خوشنویسی است که در آن، لینگز حرکت عمودی در خط را نماد وحدت و حرکت افقی را نمایانگر کثرت می‌داند.
آخرین مورد، مقاله‌ی «نقش و جهان‌شناسی» اثر کیت کریچلو است. او در این مقاله هنر اسلامی را با تکیه بر نجوم تفسیر می‌کند و نقوش اسلامی را بر مبنای عقاید نجومی مسلمانان شرح می‌دهد. در نگاه او، هر نقش هندسی حامل معنایی کیهانی است .

#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
✏️مستند کردن بناها در نظام وقف [۱]
ناصر رباط [۲]
ترجمه‌ی سیاوش گل‌محمدی

بناها شاخه‌ای خاص از دست‌ساخته‌های فرهنگی‌اند. برپا کردنشان هم زمان‌بر است و هم تاب‌وتوان می‌بَرد و نیازمند برنامه‌ریزی‌ پیچیده و پشتیبانی مالی و مجموعه‌‌ای از مهارت‌های متنوع است. بناها به‌مرور کارکردها و معانی و تداعی‌های گوناگون می‌پذیرند که گاه با مقاصد اولیه‌ی سازندگانش می‌خواند و گاه هم نمی‌خواند. بااین‌حال، بناها ویژگی مادی مشخصی دارند: آن‌ها عموماً در مکان خودشان مستقرند (جز سازه‌های موقت همچون غرفه‌های نمایشگاهی که برچیدنی‌اند). برای دیدن‌شان یا باید به محل استقرارشان رفت یا به تصاویر و توصیفات و بازنمایی‌های‌ آن‌ها رجوع کرد. ازاین‌رو ثبت و ضبط بناها همواره برای انتقال دانش معماری ضرورت داشت و این کار مستلزم بازبینی و پایشی مدام از بنا بود. همچنین تدابیری در شیوه‌های بازنمایی‌ آن‌ها به کار می‌بستند تا اطلاعات ضروری به بهترین شکل منتقل شوند.

به‌طورکلی، سه شیوه در مستندسازی یک بنا به کار می‌رود: زبانی[۳] و گرافیکی[۴] و بازنمایانه[۵]. نخستین شیوه هرگونه توصیف زبانی از یک بنا را در برمی‌گیرد؛ چه شفاهی و چه مکتوب. دومین شیوه مشتمل بر روش‌های ترسیمی در بازنمایی وجوه گوناگون یک بناست، ازجمله نقشه‌ها، نماها، برش‌ها و ترسیم‌های سه‌بعدی از بنا؛ اما نه تصویرپردازی مستقیم از آن. شیوه‌ی گرافیکی معمولاً همراه با نوعی تصویرنگاری قراردادی از برداشتی واقعی یا ساختگی از فضاست که هم در ترسیم و هم در خوانش به دانشی تخصصی نیاز دارد. سومین شیوه که آن را «بازنمایانه» می‌نامم، متشکل از هر روشی است که بنا را تا جای ممکن نزدیک به ظاهر واقعی‌اش نشان دهد. این دسته دربرگیرنده‌ی تمامی فنون مصور و پرسپکتیوی و عکاسانه است؛ از ساده‌ترین طرح‌واره‌‌های دستی گرفته تا پیچیده‌ترین فناوری‌های فتوگرامتری، عکاسی اصلاح‌شده براساس پرسپکتیو، سامانه‌های رسم رایانه‌ای و البته مدل‌سازی.

این سه شیوه‌ی مستندسازی معماری هرچند در تداومی تاریخی جای می‌گیرند اما از پیِ هم پدید نیامده‌اند و روشن نیست که هر شیوه دقیقاً کِی و کجا پیدا شد. با این‌حال گمان بر آن است که گونه‌ای از بازنمایی بصری، در سپیده‌دمان تاریخ و پیش ‌از هر توصیف زبانی، ابزاری برای ثبت بناها بود. دست‌کم در برخی غارنگاره‌ها با تصاویری به‌سان سازه‌های ‌چادری، چنین به نظر می‌رسد. این سه شیوه در برخی جاها و مکتب‌ها هم‌زمان به کار می‌رفتند، همان‌‌گونه که امروزه نیز هر سه رایج‌اند. بااین‌حال، همواره چنین نبود و گاه تنها یک یا دو شیوه از این سه به کار می‌رفت، گاه یکی جایگزین دیگری می‌شد و گاه یک شیوه پس از چندی دوباره رخ می‌نمود.

پیش‌از هرچیز، البته نه همیشه، انتخاب هریک از این شیوه‌های مستند کردن به مهارت‌های فنی و پیشرفت‌های فناورانه بستگی دارد. فرهنگ نیز در این گزینش مؤثر است؛ خاصه اگر مهارت‌های فنی به‌کارگیری هر سه شیوه را ممکن سازد. در این موارد، غلبه‌ی یک شیوه را می‌توان بازتابی از ترجیح یا نگرش فرهنگی برشمرد (و منظور از فرهنگ، هم فرهنگ معماری و هم فرهنگ به‌معنای عامش است). برخی فرهنگ‌ها سنت بصری را بر زبانی ترجیح می‌دادند؛ اما برخی دیگر ‌بی‌توجه به ظرفیت‌های فنیِ شیوه‌ی بصری، تنها بر سنت زبانی‌ تکیه می‌کردند. این انتخاب‌ها نمایانگر هر فرهنگ و مؤثر در آن بوده است.

برای نمونه، در سنت غربی ترسیم‌های برومینی[۶] یا برنینی[۷] را می‌توان اوج بیان گرافیکی معماری دانست؛ آثاری که قدرت بصری‌شان مستغنی از هرگونه شرح نوشتاری بود. در سوی مقابل، فرهنگ‌های اسلامیِ قرون میانی به‌طورکلی نظامی بسیار پیچیده برای توصیف زبانی بناها پروراندند و هم‌زمان از بازنمایی گرافیکی پرهیختند. توصیف زبانی در گستره‌ای وسیع از گونه‌های نوشتاری به ‌کار رفت؛ از قبیل رساله‌های جغرافیایی (مسالک و ممالک)، متون جغرافیای شهری (خطط)، ادبیات سفر و زیارت (کتب‌الزیارات)، دستورالعمل‌های دیوانی و مالیاتی (کتب‌الخراج) و نقشه‌نگاری (صورالارض). نگارش این متون از حدود سده‌ی سوم تا اوایل سده‌ی دهم هجری در جهان اسلام رونق داشت، تا آن‌که از حدود نیمه‌ی قرن دهم (حوالی سال ۹۴۰ هجری/۱۵۳۰ میلادی) تصاویری از کالبد شهری در متون دربار عثمانی پدیدار شد.🔻

#یادداشت #سیاوش_گل‌محمدی
@asmaaneh
آسمانه
✏️مستند کردن بناها در نظام وقف [۱] ناصر رباط [۲] ترجمه‌ی سیاوش گل‌محمدی بناها شاخه‌ای خاص از دست‌ساخته‌های فرهنگی‌اند. برپا کردنشان هم زمان‌بر است و هم تاب‌وتوان می‌بَرد و نیازمند برنامه‌ریزی‌ پیچیده و پشتیبانی مالی و مجموعه‌‌ای از مهارت‌های متنوع است. بناها…
✏️مستند کردن بناها در نظام وقف  [ص ۲ از ۳]

🔺وابستگی به زبان بیش ‌از هرجا خود را در حوزه‌ی حقوقی آشکار می‌کند؛ جایی که وقف‌نامه‌ها صرفاً با توصیف زبانی و بی‌هیچ‌‌گونه بازنمایی گرافیکی، یگانه ابزار ثبت ساختمان‌ها به‌منظور تملک و احصا به شمار می‌رفتند. نهادِ وقف نظامی دیرپا و فراگیر در حقوق و مالیات اسلامی بود که در سازمان‌دهی امور خیریه، خدمات اجتماعی، مدیریت و تولیت املاک و زمین‌های کشاورزی جاری بود. [۸] گفته‌اند که وقف برای نخستین بار در زمان پیامبر اسلام شکل گرفت؛ هنگامی که او باغی را در راه مسلمانان وقف کرد. بااین‌حال این اصطلاح و این عمل احتمالاً پیشینه‌ای پیشا‌اسلامی دارد؛ گرچه منابع موجود امکان چنین بررسی‌ای را نمی‌دهند. در دوران میانه، نظام وقف در سراسر جهان اسلام و حتی ورای آن گسترش یافت و زبان و رویه‌ای ویژه در مستندسازی بناها درانداخت که پاسخ‌گوی الزامات قراردادی و حقوقی بود، سویه‌های یکسره اجتماعی‌اقتصادیِ معماری را بازتاب ‌می‌داد و رویکردی خاص برای نقش بناها در فضای شهری معین می‌کرد. [۹]

وقف‌نامه سندی است مکتوب که مجموعه دارایی‌هایی را برمی‌شمرَد که بناست الی‌الابد در راستای هدفی خیر یا بر شخصی معین اهدا شوند. این سند دربردارنده‌ی شرحی است از ساخت و نگهداری بنایی دینی یا آموزشی، حمایت از گروهی با اعمالی معین یا اعمالی مرتبط با واقف و تأمین مایحتاجِ موسسه‌ای به‌خصوص.
مستند کردن یک بنا در وقف‌نامه معمولاً با ثبت همسایگی‌های آن آغاز می‌شود. همسایگی‌ها شامل ساختمان‌ها و خیابان‌ها و عناصر شهری مجاور یا مشرف به آن در هر چهار جهت اصلی است. این کار حدود بنا را تعیین می‌کند و آن را در بستر شهری‌ می‌نشانَد. پس‌از آن، از زاویه‌ی نگاه رهگذری از درون به وصف سلسله‌فضاهای متوالی درون بنا پرداخته می‌شود. معمولاً توصیف از ورودی آغاز می‌شود و در راستایی مشخص پیش می‌رود تا جنبه‌ها‌‌ و ویژگی‌‌ تک‌تک فضاها شمرده شود. غالباً توصیفات یک طبقه را به تمامی در برمی‌گیرد و پس‌از آن، طبقات بالاتر شرح داده می‌شوند. نویسنده‌ی وقف‌نامه معمولاً توجه بیشتری به تسلسل فضایی[۱۰] با تمرکز بر پنجره‌ها و درها و کارکرد معین هر ناحیه دارد تا به ظاهر فضاها. جز در مواردی که به مصالح ساختمانی گران‌بها اشاره شده یا به فنون منحصربه‌فرد تزئیناتِ جداره‌ها پرداخته شده، کیفیات مادی و فضایی در وقف‌نامه‌ها بازتاب نیافته‌ است.

با همه‌ی این‌ها، وقف‌نامه‌نویسان به مستندسازی بناها مشغول بودند. آن‌ها توصیف زبانی معماری را به اعلا درجه‌ای رساندند که حتی عبارت‌های معین نیز دلالتی ضمنی به خود گرفتند. لطف بلاغی وقف‌نامه‌ها نه‌تنها بر ارج و قرب ساختمانِ وصف‌شده افزود، بلکه هرآنچه را فرهنگ عمومی مهم می‌دانست، در واژگان گنجاند. وقف‌نامه‌ها سلایق و گرایش‌های معمارانه و شهری و اجتماعی‌‌فرهنگی نویسندگان را نیز آشکار ساخت. در نگاه ایشان، صورت بنا در کلیتی به‌چشم‌آمدنی و ایستا اهمیتی به مراتب کمتر از کیفیت تجربی یا تنوع کارکردی‌اش داشت؛ دو ویژگی‌ای که زبان در وصف و نقلش بسیار تواناست. افزون بر این، بنا را هرگز به چشم شیئی منفرد نمی‌نگریستند و آن را چون عنصری در سیاق شهر یا بخشی از منظر عمومی به جا می‌آورند. این شیوه‌ی بازنمایی شاید نمودی از الگوهای تودرتوی شهرسازی رایج بود. ازاین‌روست که در وقف‌نامه‌ها به‌ندرت می‌توان وصفی از نمای شهری یافت و تنها به حدود ورودی‌ها و موقعیت مناره‌ها اشاره شده است؛ عناصری که بر پیوند فضای عمومی خیابان با بنا تأکید می‌کردند. حتی فضاهای درونی بنا نیز در بستر ارتباطی و کارکردی‌شان در نظر گرفته شدند و هیچ‌گاه به‌سان آرایشی انتزاعی از فضاها یا حجم‌ها دیده نشدند. تقریباً هیچ‌گاه ذکری از خصایص معمارانه‌‌ی بنا در میان نبود؛ مگر آن که به راه‌های دسترسی بپردازند یا به فضاهای کاربردیِ توکار همچون رف‌ها و طاقچه‌ها و ایوانچه‌ها اشاره کنند.🔻

#یادداشت #سیاوش_گل‌محمدی
@asmaaneh
✏️مستند کردن بناها در نظام وقف [ص ۳ از ۳]

🔺عجالتاً یکی از پرسش‌ها این است که آیا طبع فرهنگی[۱۱] این فن مستندسازی (زبانی در برابر گرافیکی) را تحمیل ‌کرد یا محدودیت‌های فنی بود که فرهنگ را به شیوه‌ای خاص از مستند کردن واداشت؟ پاسخ روشن نیست و نمی‌توان به یقین چیزی گفت. بااین‌حال، فرهنگ‌های اسلامی در بسیاری زمینه‌ها همچون ریاضیات، داروشناسی، گیاه‌شناسی، جانورشناسی و حتی سرگرمی، ترسیماتِ گرافیکی را به کار می‌بستند. بنابراین، پرهیز از مستند کردن معماری به این شیوه احتمالاً از ناتوانی فنی نبود. به‌گمانم این انتخاب بیش‌از هرچیز به تقسیم کار در جوامع سلسله‌مراتبی قرون میانی و متقدم عصر مدرن برمی‌گشت؛ زمانی که ساختن و نوشتن از بنا، به دو حوزه از دو گروه اجتماعی بالمرّه جدا تعلق داشت؛ دو گروهی که با یکدیگر نسبت چندانی نداشتند. سازندگان در زمره‌ی طبقات فروتر اجتماعی به شمار می‌رفتند و پیشه‌های ساختمانی در قلمرویی صناعی[۱۲] جای می‌گرفت؛ قلمرویی که اندک گرایش تاریخی یا فکری در کارهایش دیده می‌شد. [۱۳] در این میان، شرح بناها به «اهل قلم» واگذار شد. ایشان که به طبقات فرازین جامعه تعلق داشتند، از سازندگان و زبان و شیوه‌های بازنمایی‌ آن‌ها ندرتاً مطلع بودند. «اهل قلم» هنگام مستند کردن بناها، چه در وقف‌نامه‌ها و چه در دیگر نوشته‌ها، بر واسطه‌ی[۱۴] بیانی آشنای خود تکیه‌ داشتند؛ واسطه‌ای بلاغی و نه گرافیکی (سنتی که نه دلیلی داشت در آن ورزیده باشند و نه با آدابش آشنا بودند). به‌گمانم تنها در مکان‌ها و دوره‌هایی که سازندگان خود در مقام گویندگان و مفسرانِ آثار برآمدند، شاهدِ غلبه‌ی شیوه‌ی گرافیکی بر شیوه‌ی زبانی در مستند کردن بناها هستیم.

پی‌نوشت‌ها:

۱-  برای دیدن اصل مقاله به این نشانی بروید:
https://www.academia.edu/47512970/Documenting_Buildings_in_the_Waqf_System?email_work_card=title

این مقاله در زمستان سال ۲۰۰۵ و در شماره‌ی ویژه‌ی نشریه‌ی تری‌شولد زیر نظر دانشگاه ام آی تی منتشر شد؛ شماره‌ای که ارج‌نامه‌ی هِنری. آ. میلون، مورخ شهیر هنر و معماری غربی بود (به این نشانی بنگرید: https://www.jstor.org/stable/i40159439).
رباط در این مقاله‌ی موجز شیوه‌ی بازنمایی و مستندسازی معماری را بهانه‌ای برای گفت‌وگوی سنت معماری اسلامی با معماران غربی دانسته است. از سجاد زلیکانی برای بازخوانی متنِ ترجمه و از مهسا پوراحمد بابت آماده کردن آن برای انتشار سپاسگزارم_م.
2-  Nasser Rabbat
3-  Verbal
4-  Graphic
5-  Representational
6-  Borromini
7-  Bernini

۸-  برای آشنایی با نظام وقف، بنگرید به:
Miriam Hoexter. "Waqf Studies in the Twentieth Century: The State of the Art," 41/4 (Nov. 1998): 474-95; Murat Cizakca. A History of Philanthropic Foundations: The Islamic World from the Seventh Century to the Present (Istanbul: Bogazici University Press. 2000.

۹-  بسیاری از پژوهشگران راه‌هایی برای کاربست وقف‌نامه‌ به‌مثابه‌ی اسناد تاریخی در تحلیل معماری پیش کشیده‌اند که این اثر پیشگام آن‌هاست؛  عبداللطیف ابراهیم. «الوثائق فی خدمة الآثار»، در: المؤتمر الثانی للآثار فی البلاد العربیة (قاهره، ۱۹۵۸)، صص. ۲۰۵–۲۸۸. همچنین بنگرید به:
Michael Rogers, "Waqfiyyas and Waqf-Registers: New Primary Sources for Islamic Architecture." Kunsl des Orients 11 (1976-77): 182-96; Leonor Fernandes. "Notes on a New Source for the Study of Religious Architecture during the Mamluk Period: the Waqfiya." Al-Abhath 33 (1985): 3-12; Randi Deguilheni and Andre Raymond. Le Waqfdans I'espace islamique: Outil de pouvoir socio-politique (Damas: Institut Francais de Damas. 1995); Richard van Leeuwen. Waqfs and Urban Structures: The Case of Ottoman Damascus (Leiden; Boston: Brill. 1999).
از بهترین پژوهش‌ها درباره‌ی ویژگی‌ معمارانه‌ی احکام و اصطلاحات وقف‌نامه‌‌‌ این اثر است:
Hazem Sayed. "The Rab' in Cairo: A Window on Mamluk Architecture and Urbanism." Ph.D. diss.. Massachusetts Institute of Technology. 1987.

10-  Circulation
11-  Cultural Proclivity
12-  Artisanal
۱۳-   برای آگاهی از بحثی در باب جایگاه هنرمندان و معماران در جامعه‌ی مملوکان، بنگرید به:
Nasser Rabhat. "Architects and Artists in Mamluk Society: The Perspective of the Sources." Journal ofArchitectural Education 52/1 (Sept. 1998): 30-37.
14-  Medium

#یادداشت #سیاوش_گل‌محمدی
@asmaaneh