Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: چگونه ازدواجی موفق داشته باشیم
• ترس و تردید جوانان نسبت به ازدواج
• تأخیر در ازدواج و تغییر مزاج و سلیقه
• نگرش جهنمی به ازدواج و نقش والدین
•عمر ۶۰ سالهی ازدواج و سه دورهی مختلف آن
🎙️ دکتر جاسم محمد المطوع
⏱️ مدت: ۵:۳۹ (بخش نهم)
📌 ترجمه و زیرنویس: کانال فانوس
#پادکست
• ترس و تردید جوانان نسبت به ازدواج
• تأخیر در ازدواج و تغییر مزاج و سلیقه
• نگرش جهنمی به ازدواج و نقش والدین
•عمر ۶۰ سالهی ازدواج و سه دورهی مختلف آن
🎙️ دکتر جاسم محمد المطوع
⏱️ مدت: ۵:۳۹ (بخش نهم)
📌 ترجمه و زیرنویس: کانال فانوس
#پادکست
#حدیث
🔹از حذیفه رضی الله عنه روایت است که پیامبر ﷺ فرمودند:
«كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ» [متفق علیه]
🔸«هر کار خیر صدقه محسوب میشود.»
🌻 توضیح:
برخی میپندارند که صدقه کردن فقط با کمک مالی به شخص مستمند، میسر است. در این حدیث، رسول خدا ﷺ این سوءتفاهم را برطرف میسازد و میدان صدقه را وسیعتر مینماید.
رسول خدا ﷺ هر کار نیک و شایستهای را که برای رضای خدا انجام گیرد، جزو صدقه به حساب میآورد، فرق نمیکند که در آن، مالی انفاق شود یا خیر؛ به عنوان مثال: امر به معروف و نهی از منکر نوعی صدقه و ایجاد صلح و آشتی میان مردم نوعی صدقه است. بار سنگین کسی را جابه جا کردن نیز صدقه است.
در حدیثی رسول خدا ﷺ فرمود: مردی به خاطر اینکه شاخه خارداری را از سر راه مردم برداشت، مورد مغفرت خداوند عزوجل قرار گرفت. و شخص دیگری به خاطر آسانگیری و مهلت دادن به بدهکاران، بخشیده شد؛ پس انجام هر کار خیر، توفیقی است از جانب خداوند عزوجل و برای شخص، صدقه محسوب میشود.
🔹از حذیفه رضی الله عنه روایت است که پیامبر ﷺ فرمودند:
«كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ» [متفق علیه]
🔸«هر کار خیر صدقه محسوب میشود.»
🌻 توضیح:
برخی میپندارند که صدقه کردن فقط با کمک مالی به شخص مستمند، میسر است. در این حدیث، رسول خدا ﷺ این سوءتفاهم را برطرف میسازد و میدان صدقه را وسیعتر مینماید.
رسول خدا ﷺ هر کار نیک و شایستهای را که برای رضای خدا انجام گیرد، جزو صدقه به حساب میآورد، فرق نمیکند که در آن، مالی انفاق شود یا خیر؛ به عنوان مثال: امر به معروف و نهی از منکر نوعی صدقه و ایجاد صلح و آشتی میان مردم نوعی صدقه است. بار سنگین کسی را جابه جا کردن نیز صدقه است.
در حدیثی رسول خدا ﷺ فرمود: مردی به خاطر اینکه شاخه خارداری را از سر راه مردم برداشت، مورد مغفرت خداوند عزوجل قرار گرفت. و شخص دیگری به خاطر آسانگیری و مهلت دادن به بدهکاران، بخشیده شد؛ پس انجام هر کار خیر، توفیقی است از جانب خداوند عزوجل و برای شخص، صدقه محسوب میشود.
۸ فایده از آیهی عظیم «وَ عَسىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»
•«عَسىٰ» (شاید) در ظاهر نشانهی شک است، اما وقتی از سوی خدا میآید، بیانگر قطعیت و یقین است، پس این "شاید"ها، برای ماست نه برای خدا؛ نزد او همهچیز روشن و قطعی است
•وقتی بدانی چیزی که دوستش نداری ممکن است باعث خیر شود، و آنچه دوستش داری ممکن است موجب شر گردد،دیگر نه از چیزی که دوست داری مطمئن میمانی، و نه از چیزی که از آن متنفری ناامید میشوی.به یاد آور سخن عمر بن خطاب رضی الله عنه که فرمود:«برایم مهم نیست صبح را در حالی آغاز کنم که در آن چیزی را دوست دارم یا از آن بیزارم؛ چون نمیدانم خیر در آن چیزیست که دوست دارم یا در آنچه از آن بیزارم»
•هیچ چیز برای تو سودمندتر از اطاعت امر پروردگارت و تسلیم بودن در برابر قضای او نیست؛ چراکه پایان کارِ او همیشه خیر، برکت و شادیست؛ هم در دنیا و هم در آخرت.
•یکی از بزرگترین آرامشها برای قلب، سپردن امور به کسی است که از عاقبت همه چیز آگاه است؛ این کار تو را از رنج فکر کردن به انتخابها راحت میکند، دلت را از خستگی تدبیر و برنامهریزی آزاد میسازد، و بعد از اینکه تلاشت را کردی، باعث میشود به آنچه خدا برایت انتخاب کرده، راضی باشی.
•انتخاب خودت را بر انتخاب پروردگارت فرض نکن، به حکم و قضای او اعتراض نکن، و پس از انتخاب او برای خودت انتخابی مجدد نکن؛ چراکه ممکن است نابودیات در همان انتخابی باشد که تو خود برگزیدهای و از آن بیخبری.
•در این آیه، تسلای بزرگی برای دلهای اندوهگین نهفته است؛ چراکه هر آنچه ناخوشایند است، لزوماً شری مطلق نیست، و هر آنچه خوشایند است، لزوماً خیری مطلق نیست.گاهی با سوارشدن بر مرکب چیزی که دوستش نداری، به سرزمینهای خیر میرسی،و گاهی با سوار شدن بر مرکب چیزی که دوست داری، به ورطهی نابودی میافتی، زیرا امور به پایانشان سنجیده میشود، و پایانها پشت پردهی غیب پنهاناند و غیب را جز خدا کسی نمیداند.
•«وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»
در این جمله، مفعول حذف شده تا نشان دهد که علم خدا همهچیز را دربرمیگیرد، و جهل ما نسبت به امور نیز بسیار وسیع و گسترده است؛ ما چیزی نمیدانیم، اما او همهچیز را میداند.
•در اجرای فرمانهای خدا شتاب کن؛ چراکه جز نفع و خیر برایت نخواسته،و به قضای او راضی باش؛ زیرا چیزی جز خوبی برایت مقدر نکرده و با تقدیرات شیرین و تلخ او همراه شو، چه خوشایندت باشد و چه ناخوشایند؛ چون تمام خیر در انتظارت توست
•خالد أبوشادی
•«عَسىٰ» (شاید) در ظاهر نشانهی شک است، اما وقتی از سوی خدا میآید، بیانگر قطعیت و یقین است، پس این "شاید"ها، برای ماست نه برای خدا؛ نزد او همهچیز روشن و قطعی است
•وقتی بدانی چیزی که دوستش نداری ممکن است باعث خیر شود، و آنچه دوستش داری ممکن است موجب شر گردد،دیگر نه از چیزی که دوست داری مطمئن میمانی، و نه از چیزی که از آن متنفری ناامید میشوی.به یاد آور سخن عمر بن خطاب رضی الله عنه که فرمود:«برایم مهم نیست صبح را در حالی آغاز کنم که در آن چیزی را دوست دارم یا از آن بیزارم؛ چون نمیدانم خیر در آن چیزیست که دوست دارم یا در آنچه از آن بیزارم»
•هیچ چیز برای تو سودمندتر از اطاعت امر پروردگارت و تسلیم بودن در برابر قضای او نیست؛ چراکه پایان کارِ او همیشه خیر، برکت و شادیست؛ هم در دنیا و هم در آخرت.
•یکی از بزرگترین آرامشها برای قلب، سپردن امور به کسی است که از عاقبت همه چیز آگاه است؛ این کار تو را از رنج فکر کردن به انتخابها راحت میکند، دلت را از خستگی تدبیر و برنامهریزی آزاد میسازد، و بعد از اینکه تلاشت را کردی، باعث میشود به آنچه خدا برایت انتخاب کرده، راضی باشی.
•انتخاب خودت را بر انتخاب پروردگارت فرض نکن، به حکم و قضای او اعتراض نکن، و پس از انتخاب او برای خودت انتخابی مجدد نکن؛ چراکه ممکن است نابودیات در همان انتخابی باشد که تو خود برگزیدهای و از آن بیخبری.
•در این آیه، تسلای بزرگی برای دلهای اندوهگین نهفته است؛ چراکه هر آنچه ناخوشایند است، لزوماً شری مطلق نیست، و هر آنچه خوشایند است، لزوماً خیری مطلق نیست.گاهی با سوارشدن بر مرکب چیزی که دوستش نداری، به سرزمینهای خیر میرسی،و گاهی با سوار شدن بر مرکب چیزی که دوست داری، به ورطهی نابودی میافتی، زیرا امور به پایانشان سنجیده میشود، و پایانها پشت پردهی غیب پنهاناند و غیب را جز خدا کسی نمیداند.
•«وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»
در این جمله، مفعول حذف شده تا نشان دهد که علم خدا همهچیز را دربرمیگیرد، و جهل ما نسبت به امور نیز بسیار وسیع و گسترده است؛ ما چیزی نمیدانیم، اما او همهچیز را میداند.
•در اجرای فرمانهای خدا شتاب کن؛ چراکه جز نفع و خیر برایت نخواسته،و به قضای او راضی باش؛ زیرا چیزی جز خوبی برایت مقدر نکرده و با تقدیرات شیرین و تلخ او همراه شو، چه خوشایندت باشد و چه ناخوشایند؛ چون تمام خیر در انتظارت توست
•خالد أبوشادی
کانال آموزش تجوید قرآن کریم
https://t.me/amozshqoran
جمع آوری صوتی سخنرانی های ارزشمند استاد پردل
ادمین
@khaterat2323
https://t.me/shikhpordil
https://t.me/amozshqoran
جمع آوری صوتی سخنرانی های ارزشمند استاد پردل
ادمین
@khaterat2323
https://t.me/shikhpordil
Telegram
آموزش تجوید قرآن کریم
تابحال فکر کردیم..که نمازی که با زحمت می خوانیم..اگه خللی در او باشد..چقدر ضررمی کنیم..
بخاطر اهمیت موضوع کانال تجوید را به خانواده ودوستان معرفی فرمائید
ادمین
@khaterat2323
بخاطر اهمیت موضوع کانال تجوید را به خانواده ودوستان معرفی فرمائید
ادمین
@khaterat2323
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹تعجب می کنم از کسی که می ترسد!!
🔸شیخ شعراوی
🌹حتما ببینید
🔸شیخ شعراوی
🌹حتما ببینید
#حدیث
🔹قَالَ رَسُولُ اللَّه ﷺ: «ثَلاثَةٌ لاَ يُكَلِّمُهُمْ اللَّه يوْمَ الْقِيَامةِ، وَلاَ يُزَكِّيهِمْ، وَلا ينْظُرُ إلَيْهِمْ، ولَهُمْ عذَابٌ أليمٌ: شَيْخٌ زَانٍ، ومَلِكٌ كَذَّابٌ، وَعَائِل مُسْتَكْبِرٌ»»
📚رواهُ مسلم ١٠٧«الْعَائِلُ»: الْفَقِيرُ.
🔸پیامبر ﷺ فرمودند: «سه نفر هستند که خداوند در روز قیامت با آنان صحبت نمیکند و آنها را از گناه پاک نمیسازد، و به آنها نظر (مرحمت) نمیاندازد و برای ایشان عذابی دردناک آماده است:
1⃣پیرمرد زناکار
2⃣پادشاه بسیار دروغگو
3⃣فقیر متکبر
🔹قَالَ رَسُولُ اللَّه ﷺ: «ثَلاثَةٌ لاَ يُكَلِّمُهُمْ اللَّه يوْمَ الْقِيَامةِ، وَلاَ يُزَكِّيهِمْ، وَلا ينْظُرُ إلَيْهِمْ، ولَهُمْ عذَابٌ أليمٌ: شَيْخٌ زَانٍ، ومَلِكٌ كَذَّابٌ، وَعَائِل مُسْتَكْبِرٌ»»
📚رواهُ مسلم ١٠٧«الْعَائِلُ»: الْفَقِيرُ.
🔸پیامبر ﷺ فرمودند: «سه نفر هستند که خداوند در روز قیامت با آنان صحبت نمیکند و آنها را از گناه پاک نمیسازد، و به آنها نظر (مرحمت) نمیاندازد و برای ایشان عذابی دردناک آماده است:
1⃣پیرمرد زناکار
2⃣پادشاه بسیار دروغگو
3⃣فقیر متکبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تنها غمت همین باشد🧡
عَنْ أَنَسٍ رضي الله عنه قَالَ:كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُكْثِرُ أَنْ يَقُولَ: «يَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ»، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، آمَنَّا بِكَ وَبِمَا جِئْتَ بِهِ فَهَلْ تَخَافُ عَلَيْنَا؟ قَالَ: «نَعَمْ، إِنَّ القُلُوبَ بَيْنَ أُصْبُعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ اللهِ يُقَلِّبُهَا كَيْفَ يَشَاءُ».
ترمذی(۲۱۴۰)ابنماجه(۳۸۳۴)
مسند احمد(۱۲۱۰۷)
از اَنَس رضی الله عنه روایت است که
رسول الله صلی الله علیه وسلم این دعا را زیاد میخواند: ای دگرگونکنندهی دلها، قلب مرا بر دین خود استوار بگردان. گفتم: یا رسول الله صلیاللهعلیهوسلم به شما و آنچه آوردید ایمان آوردیم، آیا بر ما بیم داری؟ فرمود: آری، قلبهای بندگان میان دو انگشت از انگشتان الله است که هرگونه میخواهد آنها را میگرداند.
شرحبیشتر⬇️
ترمذی(۲۱۴۰)ابنماجه(۳۸۳۴)
مسند احمد(۱۲۱۰۷)
از اَنَس رضی الله عنه روایت است که
رسول الله صلی الله علیه وسلم این دعا را زیاد میخواند: ای دگرگونکنندهی دلها، قلب مرا بر دین خود استوار بگردان. گفتم: یا رسول الله صلیاللهعلیهوسلم به شما و آنچه آوردید ایمان آوردیم، آیا بر ما بیم داری؟ فرمود: آری، قلبهای بندگان میان دو انگشت از انگشتان الله است که هرگونه میخواهد آنها را میگرداند.
شرحبیشتر⬇️
بیشترین دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم، درخواست پایداری بر دین و طاعت و دوری از انحراف و گمراهی بود. انس بن مالک رضی الله عنه از این که رسولالله صلی الله علیه وسلم این دعا را زیاد میخواند تعجب میکند که نبیاکرم صلی الله علیه وسلم به او خبر میدهد که قلبها میان دو انگشت از انگشتان الله متعال است که هرگونه بخواهد آن را میگرداند. زیرا قلب محل ایمان و کفر است و از این جهت «قلب» نامیده شده که بسیار منقلب (زیر و رو) میشود بلکه از دیگی جوشان هم زودتر و شدیدتر زیر و رو میشود، پس هرکه را الله بخواهد، قلبش را بر هدایت و بر دین ثابت و پایدار نگه میدارد و هرکه را الله بخواهد، دلش را از هدایت به سوی گمراهی دستخوش انحراف میگرداند.
🎀بانوي/مجاهد 🎀
#پست_جدید💫 به بدیها عادت کردیم و خوبیها را از یاد بردیم💔👌 #یاسر_الحزیمی
لحظههایی هستند
که هستیم
چه تنها، چه در جمع
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان میرود همانجا که میخواهد
بی صدا... بی هیاهو
همان لحظههایی که راننده میگوید رسیدیم
فروشنده میگوید باقی پول را نمیخواهی؟!
و مادر صدا میکند: حواست کجاست؟!
ساعتهایی که شنیدیم و نفهمیدیم خواندیم و نفهمیدیم
دیدیم و نفهمیدیم
و تلویزیون خودش خاموش شد
آهنگ بارها تکرار شد
هوا روشن شد
تاریک شد
چای سرد شد
غذا یخ کرد
در یخچال باز ماند
و در خانه را قفل نکردیم
و نفهمیدیم کی رسیدیم
و کی گریههایمان بند آمد و...
کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم...
و چطور یکباره آنقدر بزرگ شدیم و موهای سرمان سفید و از آرزوهایمان کی گذشتیم؟
و کِی دیگر او را برای همیشه فراموش کردیم
که هستیم
چه تنها، چه در جمع
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان میرود همانجا که میخواهد
بی صدا... بی هیاهو
همان لحظههایی که راننده میگوید رسیدیم
فروشنده میگوید باقی پول را نمیخواهی؟!
و مادر صدا میکند: حواست کجاست؟!
ساعتهایی که شنیدیم و نفهمیدیم خواندیم و نفهمیدیم
دیدیم و نفهمیدیم
و تلویزیون خودش خاموش شد
آهنگ بارها تکرار شد
هوا روشن شد
تاریک شد
چای سرد شد
غذا یخ کرد
در یخچال باز ماند
و در خانه را قفل نکردیم
و نفهمیدیم کی رسیدیم
و کی گریههایمان بند آمد و...
کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم...
و چطور یکباره آنقدر بزرگ شدیم و موهای سرمان سفید و از آرزوهایمان کی گذشتیم؟
و کِی دیگر او را برای همیشه فراموش کردیم
حدیثی که وجدانها را بیدار میکند
رسول گرامی اسلام ﷺ می فرماید:
«إنَّ اللهَ يُعذِّبُ الذين يُعذِّبونَ الناسَ في الدنيا»
(صحیح مسلم، 2613)
ترجمه:
همانا الله کسانی را عذاب میدهد که مردم را در دنیا عذاب میدهند.
این حدیث یک هشدار بسیار جدّی است؛ هر کسی که عمداً باعث آزار روحی، روانی یا جسمی دیگران شود، بداند که این رفتار بیپاسخ نمیماند.
مقصود از «عذاب» فقط شکنجه جسمی نیست؛ بلکه شامل هر نوع ظلم، تحقیر، فشار روانی، توهین، تهدید، بیعدالتی و سختگیری بیجا نیز میشود.
نمونههای عذاب دادن در جامعهی ما:
👈شوهری که با تحقیر، تهدید، بیمحبتی یا زورگویی، روح و روان همسرش را میشکند.
👈 زنی که با زبان تلخ، توهین و تحقیر، شوهر را از آرامش محروم میکند.
👈 پدر و مادری که با مقایسه، سرزنش و تحقیر، شخصیت فرزند را نابود میکنند.
👈 همسایهای که با مزاحمت، تهمت یا اذیت مداوم، آرامش همسایه را میگیرد.
👈فامیلی که بهجای حمایت، با حسادت و طعنه زخم میزند.
👈 دوستی که با تمسخر و بیوفایی، دل میشکند.
👈 مدیری که با زور، تهدید و بیانصافی کارمند را بی عزت و ضایع میکند.
این را باید بدانیم که اسلام فقط با ظلم فیزیکی مخالف نیست؛ بلکه شکستن دلها را نیز گناهی بزرگ میداند.
هر اشک مظلوم، هر دل شکسته، هر آه خاموش، نزد الله حساب دارد.
نرمی، انصاف و رحمت سبب رحمت الهی می شود و سختگیری و ظلم، انسان را در معرض عذاب خدا قرار میدهد.
اگر قدرت داریم، مهربان باشیم اگر حق داریم، عادل باشیم و اگر اختلاف داریم، انسان بمانیم
دل شکستن آسان است؛ اما جبران آن نزد الله بسیار سنگین است
دکتور فضل احمد مهاجر
رسول گرامی اسلام ﷺ می فرماید:
«إنَّ اللهَ يُعذِّبُ الذين يُعذِّبونَ الناسَ في الدنيا»
(صحیح مسلم، 2613)
ترجمه:
همانا الله کسانی را عذاب میدهد که مردم را در دنیا عذاب میدهند.
این حدیث یک هشدار بسیار جدّی است؛ هر کسی که عمداً باعث آزار روحی، روانی یا جسمی دیگران شود، بداند که این رفتار بیپاسخ نمیماند.
مقصود از «عذاب» فقط شکنجه جسمی نیست؛ بلکه شامل هر نوع ظلم، تحقیر، فشار روانی، توهین، تهدید، بیعدالتی و سختگیری بیجا نیز میشود.
نمونههای عذاب دادن در جامعهی ما:
👈شوهری که با تحقیر، تهدید، بیمحبتی یا زورگویی، روح و روان همسرش را میشکند.
👈 زنی که با زبان تلخ، توهین و تحقیر، شوهر را از آرامش محروم میکند.
👈 پدر و مادری که با مقایسه، سرزنش و تحقیر، شخصیت فرزند را نابود میکنند.
👈 همسایهای که با مزاحمت، تهمت یا اذیت مداوم، آرامش همسایه را میگیرد.
👈فامیلی که بهجای حمایت، با حسادت و طعنه زخم میزند.
👈 دوستی که با تمسخر و بیوفایی، دل میشکند.
👈 مدیری که با زور، تهدید و بیانصافی کارمند را بی عزت و ضایع میکند.
این را باید بدانیم که اسلام فقط با ظلم فیزیکی مخالف نیست؛ بلکه شکستن دلها را نیز گناهی بزرگ میداند.
هر اشک مظلوم، هر دل شکسته، هر آه خاموش، نزد الله حساب دارد.
نرمی، انصاف و رحمت سبب رحمت الهی می شود و سختگیری و ظلم، انسان را در معرض عذاب خدا قرار میدهد.
اگر قدرت داریم، مهربان باشیم اگر حق داریم، عادل باشیم و اگر اختلاف داریم، انسان بمانیم
دل شکستن آسان است؛ اما جبران آن نزد الله بسیار سنگین است
دکتور فضل احمد مهاجر
پروردگارا، نمیدانم در کدام ساعت جانم را میگیری و در کدامین روز، تنها، این دنیا را ترک خواهم کرد
خدایا، بر من رحم کن آنگاه که به سرنوشتی میرسم که مردگان به آن رسیدهاند.
و بر من رحم کن وقتی نامم فراموش میشود، و جسمم میپوسد،
و بر من رحم کن آنگاه که قبرم رها میشود
و نه زائری به دیدنم میآید
و نه یادکنندهای مرا یاد میکند
یا الله، مرا هنگام پرسش و در ظلمت و تنهایی قبر ثابتقدم بدار و با رحمت خویش مرا بیامرز
آنگاه که جز رحمت تو تمام درها به رویم بسته شدهاند
خدایا، بر من رحم کن آنگاه که به سرنوشتی میرسم که مردگان به آن رسیدهاند.
و بر من رحم کن وقتی نامم فراموش میشود، و جسمم میپوسد،
و بر من رحم کن آنگاه که قبرم رها میشود
و نه زائری به دیدنم میآید
و نه یادکنندهای مرا یاد میکند
یا الله، مرا هنگام پرسش و در ظلمت و تنهایی قبر ثابتقدم بدار و با رحمت خویش مرا بیامرز
آنگاه که جز رحمت تو تمام درها به رویم بسته شدهاند
📜 «دزد وارد شد و امیر بیرون آمد» 📜
با خود میگفت:
تنها دخترم را به چه کسی بسپارم؟
هر شب پادشاه بر تختش مینشست و در سکوت به آینده دخترش و به جوان شایستهای که او را برای دامادی انتخاب کند میاندیشید؛
شبی وزیرش را فراخواند و از او خواست شبانه به مسجد برود و ببیند آیا جوانی هست که دعا و مناجات را بر خواب ترجیح داده باشد یا نه.
اما بدشانسی درست همان شب رخ داد؛
دزدی تصمیم گرفت وارد مسجد شود تا هر چه میتواند بدزدد.
او پیش از وزیر و سربازان به مسجد رسید.
دزد دید درِ مسجد بسته است،
ولی توانست از دیوار بالا برود و به داخل بپرد.
در حالی که به دنبال چیزی باارزش میگشت،
صدایی شنید؛ انگار کسی در را باز میکند.
سردرگم شد و راهی نیافت جز اینکه تظاهر کند در حال نماز خواندن است.
سربازان رسیدند، در را گشودند
و با صحنهای شگفت روبهرو شدند: مردی در حال نماز.
وزیر گفت:
«سبحانالله! از شدت شوق به نماز این جوان،
شاید وقتی در را بسته دیده، از دیوار بالا رفته و وارد شده است.
صبر کنید تا نمازش تمام شود و او را نزد من بیاورید.»
دزد هم از ترس، نمازی را تمام میکرد و بیدرنگ نماز دیگری آغاز مینمود،
و سربازان با شگفتی به تقوا و عبادتش مینگریستند.
تا اینکه وزیر دستور داد
دستش را بگیرند پیش از آنکه رکعتی دیگر را آغاز کند.
او را به قصر پادشاه بردند.
وقتی پادشاه از نمازها و مناجاتهای پیدرپیاش شنید، گفت:
«گمان میکنم تو همان کسی هستی که مدتها در پیاش بودهام.
به سبب تقوا و ایمانت، تنها دخترم را به همسری تو درمیآورم تا امیر شوی.»
جوان مبهوت شد، گویی آنچه را که میشنید باور نمیکرد.
سرش را از شرم پایین انداخت و با خود گفت:
«خدایا، مرا امیر کردی
و دختر پادشاه را به همسریام درآوردی
به خاطر نمازی دروغین که تظاهرش را کردم…
پس اگر تو را با اخلاص و ایمان عبادت میکردم،
هدیهات چگونه میبود؟»
با خود میگفت:
تنها دخترم را به چه کسی بسپارم؟
هر شب پادشاه بر تختش مینشست و در سکوت به آینده دخترش و به جوان شایستهای که او را برای دامادی انتخاب کند میاندیشید؛
شبی وزیرش را فراخواند و از او خواست شبانه به مسجد برود و ببیند آیا جوانی هست که دعا و مناجات را بر خواب ترجیح داده باشد یا نه.
اما بدشانسی درست همان شب رخ داد؛
دزدی تصمیم گرفت وارد مسجد شود تا هر چه میتواند بدزدد.
او پیش از وزیر و سربازان به مسجد رسید.
دزد دید درِ مسجد بسته است،
ولی توانست از دیوار بالا برود و به داخل بپرد.
در حالی که به دنبال چیزی باارزش میگشت،
صدایی شنید؛ انگار کسی در را باز میکند.
سردرگم شد و راهی نیافت جز اینکه تظاهر کند در حال نماز خواندن است.
سربازان رسیدند، در را گشودند
و با صحنهای شگفت روبهرو شدند: مردی در حال نماز.
وزیر گفت:
«سبحانالله! از شدت شوق به نماز این جوان،
شاید وقتی در را بسته دیده، از دیوار بالا رفته و وارد شده است.
صبر کنید تا نمازش تمام شود و او را نزد من بیاورید.»
دزد هم از ترس، نمازی را تمام میکرد و بیدرنگ نماز دیگری آغاز مینمود،
و سربازان با شگفتی به تقوا و عبادتش مینگریستند.
تا اینکه وزیر دستور داد
دستش را بگیرند پیش از آنکه رکعتی دیگر را آغاز کند.
او را به قصر پادشاه بردند.
وقتی پادشاه از نمازها و مناجاتهای پیدرپیاش شنید، گفت:
«گمان میکنم تو همان کسی هستی که مدتها در پیاش بودهام.
به سبب تقوا و ایمانت، تنها دخترم را به همسری تو درمیآورم تا امیر شوی.»
جوان مبهوت شد، گویی آنچه را که میشنید باور نمیکرد.
سرش را از شرم پایین انداخت و با خود گفت:
«خدایا، مرا امیر کردی
و دختر پادشاه را به همسریام درآوردی
به خاطر نمازی دروغین که تظاهرش را کردم…
پس اگر تو را با اخلاص و ایمان عبادت میکردم،
هدیهات چگونه میبود؟»
چند روز دیگر، روال زندگیمان
به بزرگترین و والاترین روالِ ممکن دگرگون میشود!
شب را دوست خواهیم داشت
و گردهماییمان بعد از غروب خورشید خواهد بود
پیش از اذان فجر ...
با شتاب برای نوشیدن آب برمیخیزیم،
مساجد با صدای تراویح طنینانداز میشود،
و رگهایمان سرشار از جرعههای ایمان خواهد شد
خدایا، ما را به رمضان برسان؛
در حالی که دلهایمان آرام،
و حالمان در بهترین حالتها باشد؛
بدون حسد و کینه
دور از گناه
و سراسر اشتیاق
@fanus9 | فانوس
به بزرگترین و والاترین روالِ ممکن دگرگون میشود!
شب را دوست خواهیم داشت
و گردهماییمان بعد از غروب خورشید خواهد بود
پیش از اذان فجر ...
با شتاب برای نوشیدن آب برمیخیزیم،
مساجد با صدای تراویح طنینانداز میشود،
و رگهایمان سرشار از جرعههای ایمان خواهد شد
خدایا، ما را به رمضان برسان؛
در حالی که دلهایمان آرام،
و حالمان در بهترین حالتها باشد؛
بدون حسد و کینه
دور از گناه
و سراسر اشتیاق
@fanus9 | فانوس
گاهی با وجود روشن بودنِ پایان،
بر ماندن پافشاری میکنیم…
خود را به دستهایی میآویزیم
که به سوی ما دراز نمیشوند،
و به دلهایی دل میبندیم
که برای ما نمیتپند.
برای ماندن میجنگیم،
و برای آنکه همهچیز تمام نشود،
از لغزشهای تکراری چشمپوشی میکنیم
و به همان لحظههای شاد ،
با آن که اندکاند وفادار میمانیم…
راستش را بخواهی،
نمیدانم چرا با وجود تمامی اینها
باز هم با رضایتِ دل ادامه میدهیم،
تا جایی که همهچیز در درونمان میشکند،
و آنگاه میگوییم: « چرا ناامیدمان کردند؟»
در حالیکه خودمان بر نفس خویش رحم نکردیم
| فانوس
بر ماندن پافشاری میکنیم…
خود را به دستهایی میآویزیم
که به سوی ما دراز نمیشوند،
و به دلهایی دل میبندیم
که برای ما نمیتپند.
برای ماندن میجنگیم،
و برای آنکه همهچیز تمام نشود،
از لغزشهای تکراری چشمپوشی میکنیم
و به همان لحظههای شاد ،
با آن که اندکاند وفادار میمانیم…
راستش را بخواهی،
نمیدانم چرا با وجود تمامی اینها
باز هم با رضایتِ دل ادامه میدهیم،
تا جایی که همهچیز در درونمان میشکند،
و آنگاه میگوییم: « چرا ناامیدمان کردند؟»
در حالیکه خودمان بر نفس خویش رحم نکردیم
| فانوس
تا طلب بخششِ تو...
منطقی و واقعی باشد، ای دوست من
از خدا میخواهی که تو را ببخشد، در حالی که هنوز خطاهای آشکار و پنهان خود را در پیشگاه او نپذیرفتهای؟
میخواهی که تو را ببخشد، در حالی که نافرمانی والدینت را گناه نمیدانی؟
خواهان عفو او هستی، در حالی که کوتاهی و بیتوجهیات به همسایه گرسنهات را مصیبت نمیبینی؟
میخواهی خداوند تو را ببخشد، در حالی که هنوز به ترک حجابت بهعنوان معصیت اعتراف نکردهای؟
چگونه انتظار داری خداوند گناهی را که حتی آن را نمیبینی، ببخشد، چه از سر کبر و چه از روی بیتوجهی؟
آیا شرط اعتراف در این آیه برایت روشن نیست؟
«وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»
«اعترفوا بذنوبهم»؛ پاسخ الهی: «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ» است و «عسى» تحقق از جانب خداوند است.
و بزرگترین حدیث در باب مغفرت، که پیامبر ﷺ آن را «سید الاستغفار» نامید، میگوید:
«وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي» یعنی: به گناهم اعتراف میکنم
به گناهت اعتراف کن، حتی اگر هنوز به آن پایبند باشی؛ باشد که خدا تو را در ترک آن یاری دهد و ببخشد.
زیرا روبهروی خدا ایستادن با گناهی که به آن اعتراف کردهای و از آن پشیمان هستی، هزار برابر آسانتر از روبهرو شدن با خدا با گناهی است که در آن تکبر، لجاجت یا حتی فخر داری
دلِ شکسته و معترف به گناه، به خدا نزدیکتر است تا دل متکبر و مغرور که خود را ستایش میکند.
اعتراف به خطا و عذرخواهی در میان مردم فضیلت است؛ پس در پیشگاه پروردگار مردم چگونه خواهد بود؟!
پس به سوی خدا با قلبی شکسته وارد شو
تا شکستنهایت را جبران کند…
با اعتراف به ضعفِ خود پیش او برو
تا تو را توانمند سازد…
و با پذیرش ناتوانیات نزد او وارد شو
تا از قدرت او بهرهمند شوی.
در هم شکستن ضعف است؛
جز وقتی که در پیشگاه خدا باشد؛
در آن صورت، همان قدرت مطلق است!
و در آخر همه ما گناهکاریم.
باشد که اینگونه مورد عفو خداوند قرار گیریم
@fanus9 | فانوس
منطقی و واقعی باشد، ای دوست من
از خدا میخواهی که تو را ببخشد، در حالی که هنوز خطاهای آشکار و پنهان خود را در پیشگاه او نپذیرفتهای؟
میخواهی که تو را ببخشد، در حالی که نافرمانی والدینت را گناه نمیدانی؟
خواهان عفو او هستی، در حالی که کوتاهی و بیتوجهیات به همسایه گرسنهات را مصیبت نمیبینی؟
میخواهی خداوند تو را ببخشد، در حالی که هنوز به ترک حجابت بهعنوان معصیت اعتراف نکردهای؟
چگونه انتظار داری خداوند گناهی را که حتی آن را نمیبینی، ببخشد، چه از سر کبر و چه از روی بیتوجهی؟
آیا شرط اعتراف در این آیه برایت روشن نیست؟
«وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»
«اعترفوا بذنوبهم»؛ پاسخ الهی: «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ» است و «عسى» تحقق از جانب خداوند است.
و بزرگترین حدیث در باب مغفرت، که پیامبر ﷺ آن را «سید الاستغفار» نامید، میگوید:
«وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي» یعنی: به گناهم اعتراف میکنم
به گناهت اعتراف کن، حتی اگر هنوز به آن پایبند باشی؛ باشد که خدا تو را در ترک آن یاری دهد و ببخشد.
زیرا روبهروی خدا ایستادن با گناهی که به آن اعتراف کردهای و از آن پشیمان هستی، هزار برابر آسانتر از روبهرو شدن با خدا با گناهی است که در آن تکبر، لجاجت یا حتی فخر داری
دلِ شکسته و معترف به گناه، به خدا نزدیکتر است تا دل متکبر و مغرور که خود را ستایش میکند.
اعتراف به خطا و عذرخواهی در میان مردم فضیلت است؛ پس در پیشگاه پروردگار مردم چگونه خواهد بود؟!
پس به سوی خدا با قلبی شکسته وارد شو
تا شکستنهایت را جبران کند…
با اعتراف به ضعفِ خود پیش او برو
تا تو را توانمند سازد…
و با پذیرش ناتوانیات نزد او وارد شو
تا از قدرت او بهرهمند شوی.
در هم شکستن ضعف است؛
جز وقتی که در پیشگاه خدا باشد؛
در آن صورت، همان قدرت مطلق است!
و در آخر همه ما گناهکاریم.
باشد که اینگونه مورد عفو خداوند قرار گیریم
•دکتر ایمن خلیل البلوی
@fanus9 | فانوس
«ﻳَﺎ ﻋِﺒَﺎﺩِﻱ ﺇِﻧَّﻜُﻢْ ﺗُﺨْﻄِﺌُﻮﻥَ ﺑِﺎﻟﻠَّﻴْﻞِ ﻭَﺍﻟﻨَّﻬَﺎﺭِ، ﻭَﺃَﻧَﺎ ﺃَﻏْﻔِﺮُ ﺍﻟﺬُّﻧُﻮﺏَ ﺟَﻤِﻴﻌًﺎ، ﻓَﺎﺳْﺘَﻐْﻔِﺮُﻭﻧِﻲ ﺃَﻏْﻔِﺮْ لَكُمْ» رواه مسلم (حديث قدسي).
« ای ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﻦ، ﺷﻤﺎ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽﺷﻮﯾﺪ ﻭ من هستم ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺁﻣﺮﺯﻡ، ﻟﺬﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻃﻠﺐ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻛﻨﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ می بخشم.
آنچه از حدیث بدست می آید:
1. درگاه الهی، منبع امید و رحمت است: مفاد حدیث نشان میدهد که ناامیدی از رحمت الهی جایگاهی در نظام تربیتی اسلامی ندارد.
2. انتساب بندگی به انسان، نوعی شرافت است: تأکید حدیث بر اینکه انسان بنده خداست، بیانگر فضیلتی بزرگ برای انسان است که در ارتباط او با خالق معنا مییابد.
3. واقعیت گناه در طبیعت انسانی: حدیث به واقعگرایی دینی اشاره دارد؛ بدین معنا که انسان به سبب طبیعت خود، در معرض خطا و گناه است.
4. مرجعیت الهی در مغفرت: فقط خداوند است که توانایی مطلق در بخشش گناهان دارد و این ویژگی اختصاصی ذات الهی است.
5. تواضع، عامل رفعت در نزد خداوند: حدیث، پیوند میان فروتنی و ارتقای معنوی را بیان میدارد و این اصل، پایهای در اخلاق اسلامی است.
6. اخلاص در استغفار، شرط قبولی توبه: اگر طلب آمرزش با اخلاص همراه باشد، وعده الهی بر مغفرت تحقق مییابد.
7. گناه، زمینهساز بازگشت است نه یأس: گناه نباید منجر به قطع امید گردد، بلکه باید انگیزهای برای توبه و بازگشت باشد.
8. نیازمندی مستمر انسان به خدا: حدیث به وابستگی دائمی انسان به خالق اشاره دارد، در حالی که خداوند بینیاز مطلق است.
9. محوریت محبت الهی در رابطه با انسان: نگاه اسلام به خداوند، نگاه محبتآمیز است و خداوند در پی نابودی بندگان نیست، بلکه هدایت و آمرزش آنها را میخواهد.
10. فراهم بودن فرصت توبه در طول زندگی: خداوند همواره درهای توبه را باز نگه میدارد و این نشانهای از رحمت بیپایان اوست
الفقير إلى عفو ربه فضل احمد مهاجر
« ای ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﻦ، ﺷﻤﺎ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽﺷﻮﯾﺪ ﻭ من هستم ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺁﻣﺮﺯﻡ، ﻟﺬﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻃﻠﺐ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻛﻨﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ می بخشم.
آنچه از حدیث بدست می آید:
1. درگاه الهی، منبع امید و رحمت است: مفاد حدیث نشان میدهد که ناامیدی از رحمت الهی جایگاهی در نظام تربیتی اسلامی ندارد.
2. انتساب بندگی به انسان، نوعی شرافت است: تأکید حدیث بر اینکه انسان بنده خداست، بیانگر فضیلتی بزرگ برای انسان است که در ارتباط او با خالق معنا مییابد.
3. واقعیت گناه در طبیعت انسانی: حدیث به واقعگرایی دینی اشاره دارد؛ بدین معنا که انسان به سبب طبیعت خود، در معرض خطا و گناه است.
4. مرجعیت الهی در مغفرت: فقط خداوند است که توانایی مطلق در بخشش گناهان دارد و این ویژگی اختصاصی ذات الهی است.
5. تواضع، عامل رفعت در نزد خداوند: حدیث، پیوند میان فروتنی و ارتقای معنوی را بیان میدارد و این اصل، پایهای در اخلاق اسلامی است.
6. اخلاص در استغفار، شرط قبولی توبه: اگر طلب آمرزش با اخلاص همراه باشد، وعده الهی بر مغفرت تحقق مییابد.
7. گناه، زمینهساز بازگشت است نه یأس: گناه نباید منجر به قطع امید گردد، بلکه باید انگیزهای برای توبه و بازگشت باشد.
8. نیازمندی مستمر انسان به خدا: حدیث به وابستگی دائمی انسان به خالق اشاره دارد، در حالی که خداوند بینیاز مطلق است.
9. محوریت محبت الهی در رابطه با انسان: نگاه اسلام به خداوند، نگاه محبتآمیز است و خداوند در پی نابودی بندگان نیست، بلکه هدایت و آمرزش آنها را میخواهد.
10. فراهم بودن فرصت توبه در طول زندگی: خداوند همواره درهای توبه را باز نگه میدارد و این نشانهای از رحمت بیپایان اوست
الفقير إلى عفو ربه فضل احمد مهاجر
⚠️ چرا بعضی دلها تاریک میشوند؟
📜 قال رسول الله ﷺ:
«إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَخْطَأَ خَطِيئَةً، نُكِتَتْ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ… فَإِنْ تَابَ وَنَزَعَ وَاسْتَغْفَرَ صُقِلَ قَلْبُهُ، وَإِنْ عَادَ زِيدَ فِيهَا…»
🌱 هرگاه بنده گناهی انجام دهد، نقطهای سیاه در قلبش پدید میآید… اگر توبه کند و بازگردد، دلش پاک میشود؛ و اگر ادامه دهد، آن سیاهی بیشتر میشود.
این حدیث، یک واقعیت پنهان را آشکار میکند:
گناه فقط یک عمل نیست، یک اثر است.
هر گناه، اثری در دل میگذارد.
در ابتدا کوچک است،
اما اگر تکرار شود،
کمکم دل را میپوشاند.
اولین نشانهها چیست؟
سنگینی عبادت،
کمشدن لذت از ذکر،
بیتفاوتی نسبت به خطا،
و عادی شدن گناه.
خطر از جایی شروع میشود که
انسان دیگر از گناه ناراحت نشود.
اما درِ بازگشت همیشه باز است.
توبه، فقط پاک کردن یک گناه نیست؛
بازگرداندن نور به قلب است.
هر بار که انسان صادقانه برگردد،
دلش دوباره زنده میشود،
سبک میشود،
و نور میگیرد.
اما اگر ادامه دهد،
جایی میرسد که دیگر حق را نمیبیند.
دل، مثل آینه است؛
یا با گناه تیره میشود،
یا با توبه صیقل میخورد.
هر گناهی که ساده گرفته شود،
یک قدم به تاریکی نزدیکتر است.
📜 قال رسول الله ﷺ:
«إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَخْطَأَ خَطِيئَةً، نُكِتَتْ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ… فَإِنْ تَابَ وَنَزَعَ وَاسْتَغْفَرَ صُقِلَ قَلْبُهُ، وَإِنْ عَادَ زِيدَ فِيهَا…»
🌱 هرگاه بنده گناهی انجام دهد، نقطهای سیاه در قلبش پدید میآید… اگر توبه کند و بازگردد، دلش پاک میشود؛ و اگر ادامه دهد، آن سیاهی بیشتر میشود.
این حدیث، یک واقعیت پنهان را آشکار میکند:
گناه فقط یک عمل نیست، یک اثر است.
هر گناه، اثری در دل میگذارد.
در ابتدا کوچک است،
اما اگر تکرار شود،
کمکم دل را میپوشاند.
اولین نشانهها چیست؟
سنگینی عبادت،
کمشدن لذت از ذکر،
بیتفاوتی نسبت به خطا،
و عادی شدن گناه.
خطر از جایی شروع میشود که
انسان دیگر از گناه ناراحت نشود.
اما درِ بازگشت همیشه باز است.
توبه، فقط پاک کردن یک گناه نیست؛
بازگرداندن نور به قلب است.
هر بار که انسان صادقانه برگردد،
دلش دوباره زنده میشود،
سبک میشود،
و نور میگیرد.
اما اگر ادامه دهد،
جایی میرسد که دیگر حق را نمیبیند.
دل، مثل آینه است؛
یا با گناه تیره میشود،
یا با توبه صیقل میخورد.
هر گناهی که ساده گرفته شود،
یک قدم به تاریکی نزدیکتر است.