اندازه ی همين يکی دو سطر
فرصت داريم ...
از تيررس نگاه اين فرشته ها که دور شويم
بهشت که نه
نيمکتی را به تو نشان خواهم داد
که مثل يک گناهِ تازه
وسوسه انگيز است ...
🌿
فرصت داريم ...
از تيررس نگاه اين فرشته ها که دور شويم
بهشت که نه
نيمکتی را به تو نشان خواهم داد
که مثل يک گناهِ تازه
وسوسه انگيز است ...
🌿
بنی آدم ابزار یکدیگرند
گهی پیچ و مهره گهی واشرند
یکی دیگران را کند نردبان
یکی میکشد بار نامردمان
یکی اره شد ، نان مردم بِبُرد
یکی تیغ شد ، خون مردم بِخورد
خلاصه پر از نفرت و کین و آز
نه رحم و نه مهر و نه لطف و نه ناز
همه پر کلک ، پر ریا ،حقه باز !
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها پا گذارند فرار
🌿
گهی پیچ و مهره گهی واشرند
یکی دیگران را کند نردبان
یکی میکشد بار نامردمان
یکی اره شد ، نان مردم بِبُرد
یکی تیغ شد ، خون مردم بِخورد
خلاصه پر از نفرت و کین و آز
نه رحم و نه مهر و نه لطف و نه ناز
همه پر کلک ، پر ریا ،حقه باز !
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها پا گذارند فرار
🌿
جای هر دفتر شعری که در آن نامت نیست
توی تاریکترین گوشهی انباریهاست
نیمهی خالی لیوان مرا پُر نکنید
دل من عاشق اینگونه گرفتاریهاست !
🌿
توی تاریکترین گوشهی انباریهاست
نیمهی خالی لیوان مرا پُر نکنید
دل من عاشق اینگونه گرفتاریهاست !
🌿
گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیست
حتی گره اخم خدا ، واشدنی نیست
از حاصلضرب من و تو عشق بهپا شد
از خاطره ام عشق تو ، منها شدنی نیست
من با تو ، همیشه همه جا ، ما شدنی بود
من با تو شدن ، این دفعه گویا ، شدنی نیست
آغوش من و عشق تو و لحظه ی دیدار
رویای قشنگیست و اما شدنی نیست ...
از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیم
اندازه ی این عشق که معنا شدنی نیست
پایان کلامم ، من و تو ، آخر این شعر
با وصله و اصرار و دعا ، ماشدنی نیست
🌿
حتی گره اخم خدا ، واشدنی نیست
از حاصلضرب من و تو عشق بهپا شد
از خاطره ام عشق تو ، منها شدنی نیست
من با تو ، همیشه همه جا ، ما شدنی بود
من با تو شدن ، این دفعه گویا ، شدنی نیست
آغوش من و عشق تو و لحظه ی دیدار
رویای قشنگیست و اما شدنی نیست ...
از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیم
اندازه ی این عشق که معنا شدنی نیست
پایان کلامم ، من و تو ، آخر این شعر
با وصله و اصرار و دعا ، ماشدنی نیست
🌿
قدیمیها به عاشقپیشه ، خاطرخواه میگویند
به سیمینساقِ مشکیچشمِ دلبر ، ماه میگویند
چه فرقی میکند کشورگشایی یا که فتح دل؟
به امثال تو در تاریخ ، نادرشاه میگویند
نگاهم کن بفهمم دوستم داری ، همین کافیست
به زن ، تنها فقط یک جملهی کوتاه میگویند
🌿
به سیمینساقِ مشکیچشمِ دلبر ، ماه میگویند
چه فرقی میکند کشورگشایی یا که فتح دل؟
به امثال تو در تاریخ ، نادرشاه میگویند
نگاهم کن بفهمم دوستم داری ، همین کافیست
به زن ، تنها فقط یک جملهی کوتاه میگویند
🌿
قاصدک آمد و رفت
نه کلامی
نه پیامی…
در سکوت آمد و چرخی زد و رفت!
در اُفق پنهان شد
قاصدک آمد و رفت
لیک، ما همچنان منتظریم…
💠#پوران_فرخزاد
نه کلامی
نه پیامی…
در سکوت آمد و چرخی زد و رفت!
در اُفق پنهان شد
قاصدک آمد و رفت
لیک، ما همچنان منتظریم…
💠#پوران_فرخزاد
دهانت بوی عطر
غزل هایم را میدهد
اگر لب بگشایی و
دوستت دارم هایت را
میانشان ردیف و قافیه کنی
قول خواهم داد
زیباترین غزلم را
روی لبانت بسرایم...
#فریبا_دادگر👌❤️
🕊🤍
غزل هایم را میدهد
اگر لب بگشایی و
دوستت دارم هایت را
میانشان ردیف و قافیه کنی
قول خواهم داد
زیباترین غزلم را
روی لبانت بسرایم...
#فریبا_دادگر👌❤️
🕊🤍
یک فنجان حرف دم نکشیده ام
نشسته ام کنار حوصله ات
اما ...
حرفهای دم نکشیده مرا به دل نگیر
کافیست کمی مرا به جوش و خروش درآوری
آنقدر برایت شیرین می شوم
که فرهاد قصه هایم خواهی شد ...
#محمد_امین_امینی
نشسته ام کنار حوصله ات
اما ...
حرفهای دم نکشیده مرا به دل نگیر
کافیست کمی مرا به جوش و خروش درآوری
آنقدر برایت شیرین می شوم
که فرهاد قصه هایم خواهی شد ...
#محمد_امین_امینی
Forwarded from اشعار پارسی
تو از ایّوب می گویی که
صبرش آن چنان بودَست
پُر از بیتابیَم امّا
تو از من تاب می خواهی
کنارت هستم و عاشق،
نفسهایم همه اُمّید
مرا رفته، مرا مُرده،
مرا در قاب می خواهی ؟
@asharpars
صبرش آن چنان بودَست
پُر از بیتابیَم امّا
تو از من تاب می خواهی
کنارت هستم و عاشق،
نفسهایم همه اُمّید
مرا رفته، مرا مُرده،
مرا در قاب می خواهی ؟
@asharpars
Forwarded from اشعار پارسی
تو از ایّوب می گویی که
صبرش آن چنان بودَست
پُر از بیتابیَم امّا
تو از من تاب می خواهی
کنارت هستم و عاشق،
نفسهایم همه اُمّید
مرا رفته، مرا مُرده،
مرا در قاب می خواهی ؟
@asharpars
صبرش آن چنان بودَست
پُر از بیتابیَم امّا
تو از من تاب می خواهی
کنارت هستم و عاشق،
نفسهایم همه اُمّید
مرا رفته، مرا مُرده،
مرا در قاب می خواهی ؟
@asharpars
Forwarded from اشعار پارسی
💕زندگی دیکته ای نیست
که آن را به ما خواهند گفت!
زندگی انشایی است
که تنها باید خودمان بنگاریم؛
زندگی می چرخد...
چه برای آنکه میخندد،
چه برای آنکه میگرید...
زندگی دوختن شادی هاست...
زندگانی هنر هم نفسی با غم هاست...
زندگانی هنر هم سفری با رنج است...
زندگانی یافتن روزنه در تاریکی است...
@asharpars
که آن را به ما خواهند گفت!
زندگی انشایی است
که تنها باید خودمان بنگاریم؛
زندگی می چرخد...
چه برای آنکه میخندد،
چه برای آنکه میگرید...
زندگی دوختن شادی هاست...
زندگانی هنر هم نفسی با غم هاست...
زندگانی هنر هم سفری با رنج است...
زندگانی یافتن روزنه در تاریکی است...
@asharpars
Forwarded from اشعار پارسی
بیا ساقی!
بزن سازی!
برقصانم!
چونان چرخی! بگردانم ،
سرم غوغاست. ... بفهمانم!
دلم شیداست! ... مرنجانم!
من! آن جانم! ، که جانم ، می فروشم. ...!
پی الهامی از وحی و سروشم ، ...
سروش آمد ،... ، به جانم عشق درافتاد.
خروش آمد ،...، در این خم جوشش افتاد ،!
جوشش عشقی است ؛ که در دل می خروشد.
از خم وحدت! همی ، می می فروشد. ...
"فیض_کاشانی"
@asharpars
بزن سازی!
برقصانم!
چونان چرخی! بگردانم ،
سرم غوغاست. ... بفهمانم!
دلم شیداست! ... مرنجانم!
من! آن جانم! ، که جانم ، می فروشم. ...!
پی الهامی از وحی و سروشم ، ...
سروش آمد ،... ، به جانم عشق درافتاد.
خروش آمد ،...، در این خم جوشش افتاد ،!
جوشش عشقی است ؛ که در دل می خروشد.
از خم وحدت! همی ، می می فروشد. ...
"فیض_کاشانی"
@asharpars