بدنش حرف می زد؛
اما کسی گوش نمیداد.
دردش در پوست نبود؛
در خاطراتی بود که هیچ وقت گفته نشده بودند.
و حالا؛
هر زخم تازه، فقط تکرار همان گذشته و همان خاطرات بود....
•وقتی بدن نه میگويد
گبور مَته"
اما کسی گوش نمیداد.
دردش در پوست نبود؛
در خاطراتی بود که هیچ وقت گفته نشده بودند.
و حالا؛
هر زخم تازه، فقط تکرار همان گذشته و همان خاطرات بود....
•وقتی بدن نه میگويد
گبور مَته"
داستان از جایی غم انگیز تر میشه که گفتن این جمله :
از این بدتر نمیشه....
فایده نداره!
از این بدتر نمیشه....
فایده نداره!
قربونت برم اون قدیما بود که
گر تو با بد،بد کنی پس فرق چیست؟
الانا دیگه:با هرکی مثل خودش
گر تو با بد،بد کنی پس فرق چیست؟
الانا دیگه:با هرکی مثل خودش
امروز کارهای زیادی دارم؛ باید حافظهام را سلاخی کنم، روحام را منجمد کنم و سپس بیاموزم که دوباره زندگی کنم....
آنا آخماتووا"
آنا آخماتووا"