Forwarded from عارفان (Nayere)
📖 دانش تعبیر خواب ابن سیرین
@arefaan
ابن سیرین مى گوید در بازار به شغل بزازى اشتغال داشتم.
زنى زیبا براى خرید به مغازه ام آمد، در حالى که نمى دانستم به خاطر جوانى و زیبایی ام عاشق من است.
مقدارى پارچه از من خرید و در میان بغچه پیچید.
ناگهان گفت اى مرد بزاز، فراموش کرده ام پول همراه خود بیاورم.
این بغچه را به کمک من تا منزل من بیاور و آنجا پولش را دریافت کن.
من به ناچار تا کنار خانه او رفتم.
مرا به دهلیز خانه خواست.
چون قدم در آنجا گذاشتم، در را بست و پوشش از جمال خود برگرفت و اظهار کرد مدتى است شیفته جمال توام و راه رسیدن به وصالت را در این طریق دیدم.
اکنون در این خانه تویى و من.
باید کام مرا برآورى، وگرنه کارت را به رسوایى مى کشم.
به او گفتم از خدا بترس، دامن به زنا آلوده مکن، زنا از گناهان کبیره و موجب ورود به آتش جهنم است.
نصیحتم فایده نکرد، موعظه ام اثر نبخشید.
از او خواستم از رفتن من به دستشویى مانع نشود.
به خیال اینکه قضاى حاجت دارم، مرا آزاد گذاشت.
به دستشویى رفتم.
براى حفظ ایمان و آخرت و کرامت انسانى ام، سراپاى خود را به نجاست آلوده کردم.
چون با آن وضع از آن محل بیرون آمدم، درب منزل را گشود و مرا بیرون کرد.
خود را به آب رساندم، بدن و لباسم را شستم.
در عوضِ اینکه به خاطر دینم خود را ساعتى به بوى بد آلودم، خداوند بویم را هم چون بوى عطر قرار داد و دانش تعبیر خواب را به من مرحمت فرمود.
@arefaan
📚 منبع: سفينة البحار، جلد ۴، صفحه ۳۵۲
☘
@arefaan
ابن سیرین مى گوید در بازار به شغل بزازى اشتغال داشتم.
زنى زیبا براى خرید به مغازه ام آمد، در حالى که نمى دانستم به خاطر جوانى و زیبایی ام عاشق من است.
مقدارى پارچه از من خرید و در میان بغچه پیچید.
ناگهان گفت اى مرد بزاز، فراموش کرده ام پول همراه خود بیاورم.
این بغچه را به کمک من تا منزل من بیاور و آنجا پولش را دریافت کن.
من به ناچار تا کنار خانه او رفتم.
مرا به دهلیز خانه خواست.
چون قدم در آنجا گذاشتم، در را بست و پوشش از جمال خود برگرفت و اظهار کرد مدتى است شیفته جمال توام و راه رسیدن به وصالت را در این طریق دیدم.
اکنون در این خانه تویى و من.
باید کام مرا برآورى، وگرنه کارت را به رسوایى مى کشم.
به او گفتم از خدا بترس، دامن به زنا آلوده مکن، زنا از گناهان کبیره و موجب ورود به آتش جهنم است.
نصیحتم فایده نکرد، موعظه ام اثر نبخشید.
از او خواستم از رفتن من به دستشویى مانع نشود.
به خیال اینکه قضاى حاجت دارم، مرا آزاد گذاشت.
به دستشویى رفتم.
براى حفظ ایمان و آخرت و کرامت انسانى ام، سراپاى خود را به نجاست آلوده کردم.
چون با آن وضع از آن محل بیرون آمدم، درب منزل را گشود و مرا بیرون کرد.
خود را به آب رساندم، بدن و لباسم را شستم.
در عوضِ اینکه به خاطر دینم خود را ساعتى به بوى بد آلودم، خداوند بویم را هم چون بوى عطر قرار داد و دانش تعبیر خواب را به من مرحمت فرمود.
@arefaan
📚 منبع: سفينة البحار، جلد ۴، صفحه ۳۵۲
☘
فروغ فرخزاد میگه:
در حیرتم از خلقت آب...
اگر با درخت همنشین شود، آن را شکوفا میکند؛
اگر با آتش یکجا شود، آن را خاموش میکند؛
اگر با ناپاکی برخورد کند، آن را پاک میسازد؛
اگر با آرد درآمیزد، خمیر میشود و به نان بدل میگردد؛
و اگر با خورشید همراه شود، رنگینکمان میآفریند...
اما آب، اگر تنها بماند، رفتهرفته میگندد.
دل آدمی نیز شبیه آب است؛
از آنچه با او همنشین میشود، اثر میپذیرد و اثر میگذارد.
گاهی یک انسان، میتواند در زندگی ما همان نقشی را داشته باشد که آب برای یک درخت دارد؛
ما را دوباره سبز کند...
و گاهی یک همراهی نادرست، میتواند آرامآرام زلالی دل را بگیرد.
پس قدر باهم بودنها را بدانیم؛
قدر آدمهایی را که کنارشان دلمان زندهتر، آرامتر و روشنتر میشود.
چون انسان، در تنهایی شاید دوام بیاورد؛
اما برای شکوفا شدن، به همنشینی درست نیاز دارد.
💥@arefaan
در حیرتم از خلقت آب...
اگر با درخت همنشین شود، آن را شکوفا میکند؛
اگر با آتش یکجا شود، آن را خاموش میکند؛
اگر با ناپاکی برخورد کند، آن را پاک میسازد؛
اگر با آرد درآمیزد، خمیر میشود و به نان بدل میگردد؛
و اگر با خورشید همراه شود، رنگینکمان میآفریند...
اما آب، اگر تنها بماند، رفتهرفته میگندد.
دل آدمی نیز شبیه آب است؛
از آنچه با او همنشین میشود، اثر میپذیرد و اثر میگذارد.
گاهی یک انسان، میتواند در زندگی ما همان نقشی را داشته باشد که آب برای یک درخت دارد؛
ما را دوباره سبز کند...
و گاهی یک همراهی نادرست، میتواند آرامآرام زلالی دل را بگیرد.
پس قدر باهم بودنها را بدانیم؛
قدر آدمهایی را که کنارشان دلمان زندهتر، آرامتر و روشنتر میشود.
چون انسان، در تنهایی شاید دوام بیاورد؛
اما برای شکوفا شدن، به همنشینی درست نیاز دارد.
💥@arefaan
🍃🍂
هیچ کس نمی خواهد بمیرد ، حتی کسانی که می خواهند به بهشت بروند ولی با این حال ، مرگ ، مقصد مشترک و غیر قابل فرار است و باید باشد .
زیرا مرگ ، بهترین اختراع زندگی است ؛
قدیمی ها می روند و جدید ها می آیند .
امروز شما جدید هستید ، اما روزی که دور هم نیست شما نیز کهنه می شوید و باید بروید .
ناراحت کننده است اما کاملا حقیقت دارد .
زمان شما محدود است پس آن را با زندگی برای دیگران هدر ندهید و در تله عقاید و تفکرات دیگران نیفتید ؛ جستجو گر بمانید ، و نادان نمیرید .
#سخنرانی_استیو_جابز
#در_دانشگاه_استنفورد
💥 @arefaan 💥
هیچ کس نمی خواهد بمیرد ، حتی کسانی که می خواهند به بهشت بروند ولی با این حال ، مرگ ، مقصد مشترک و غیر قابل فرار است و باید باشد .
زیرا مرگ ، بهترین اختراع زندگی است ؛
قدیمی ها می روند و جدید ها می آیند .
امروز شما جدید هستید ، اما روزی که دور هم نیست شما نیز کهنه می شوید و باید بروید .
ناراحت کننده است اما کاملا حقیقت دارد .
زمان شما محدود است پس آن را با زندگی برای دیگران هدر ندهید و در تله عقاید و تفکرات دیگران نیفتید ؛ جستجو گر بمانید ، و نادان نمیرید .
#سخنرانی_استیو_جابز
#در_دانشگاه_استنفورد
💥 @arefaan 💥
❤1
Forwarded from عارفان (Nayere)
چرا عاقلان را نصیحت کنیم ؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عباداتمان عادت است
به بی عادتی کاش عادت کنیم....
@arefaan
#قیصر_امین_پور....
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عباداتمان عادت است
به بی عادتی کاش عادت کنیم....
@arefaan
#قیصر_امین_پور....
❤1
ـ🌸💕🌸💕
ـ💕🌸💕
ـ🌸💕
ـ💕
@arefaan
تا زماني كه خانه واقعي خود را پيدا نكرده ايم، بايد به جست و جو ادامه دهيم و شگفت انگيز اينكه خانه واقعي دور نيست.
ما خانه هاي زيادي مي سازيم، اما هرگز به خانه واقعي خود نگاه نمي كنيم.
خانه هاي كه ما مي سازيم واقعي نيستند، بلكه قصرهاي شني يا خانه هاي مقوايي اند، آنها فقط اسباب بازي هستند.
آنها خانه هاي واقعي نيستند؛
چون مرگ، همه آنها را نابود مي كند.
خانه واقعي جاودانه است.
فقط خدا جاودانه است و هر چيز ديگر موقت و گذراست.
بدن گذراست.
ذهن موقت است.
پول، قدرت و شهرت همگي گذرا هستند.
در اين خانه ها نمانيد.
از آنها استفاده كنيد، اما به ياد داشته باشيد كه همه آنها كاروان سرا هستند و فقط براي اقامت يك شبه مناسبند.
صبح روز بعد بايد آنها را ترك كنيد.
ما پيوسته خانه واقعي خود را گم مي كنيم؛
خانه بسيار نزديك است.
خانه حتي نزديك نيست؛
بلكه در درون ماست.
در درون بدنبال آن بگرديد.
همه كساني كه به درون رفته اند، آن را يافته اند.
@arefaan
-💕
-🌸💕
-💕🌸💕
-🌸💕🌸💕
ـ💕🌸💕
ـ🌸💕
ـ💕
@arefaan
تا زماني كه خانه واقعي خود را پيدا نكرده ايم، بايد به جست و جو ادامه دهيم و شگفت انگيز اينكه خانه واقعي دور نيست.
ما خانه هاي زيادي مي سازيم، اما هرگز به خانه واقعي خود نگاه نمي كنيم.
خانه هاي كه ما مي سازيم واقعي نيستند، بلكه قصرهاي شني يا خانه هاي مقوايي اند، آنها فقط اسباب بازي هستند.
آنها خانه هاي واقعي نيستند؛
چون مرگ، همه آنها را نابود مي كند.
خانه واقعي جاودانه است.
فقط خدا جاودانه است و هر چيز ديگر موقت و گذراست.
بدن گذراست.
ذهن موقت است.
پول، قدرت و شهرت همگي گذرا هستند.
در اين خانه ها نمانيد.
از آنها استفاده كنيد، اما به ياد داشته باشيد كه همه آنها كاروان سرا هستند و فقط براي اقامت يك شبه مناسبند.
صبح روز بعد بايد آنها را ترك كنيد.
ما پيوسته خانه واقعي خود را گم مي كنيم؛
خانه بسيار نزديك است.
خانه حتي نزديك نيست؛
بلكه در درون ماست.
در درون بدنبال آن بگرديد.
همه كساني كه به درون رفته اند، آن را يافته اند.
@arefaan
-💕
-🌸💕
-💕🌸💕
-🌸💕🌸💕
❤2
.
عمربن خطاب، زنی متهم را به دارالحکومه احضار کرد،
در راه زن دستگیر شده در اثر ترس، بچه در شکم خود را سقط کرد،
خبر به مولا علی (قاضی وقت مدینه) رسید، فرمود خلیفه ضامن است و باید دیه بدهد،
خلیفه گفت من فقط احضارش کردم و با اوکاری نداشتم،
امام فرمود از ترس تو بچه را از دست داد!
@arefaan
عمربن خطاب، زنی متهم را به دارالحکومه احضار کرد،
در راه زن دستگیر شده در اثر ترس، بچه در شکم خود را سقط کرد،
خبر به مولا علی (قاضی وقت مدینه) رسید، فرمود خلیفه ضامن است و باید دیه بدهد،
خلیفه گفت من فقط احضارش کردم و با اوکاری نداشتم،
امام فرمود از ترس تو بچه را از دست داد!
@arefaan
❤1
@arefaan
سمنون بن حمزه عارف نامدار، سوخته راه حق، روزی در منبر رفت، و از محبت خدا سخن گفت اشکی ریخت و کسی این راز محبت را نفهمید
. و همه در حیرت ماندند و دلشان بر حال سمنون سوخت.
و گمان کردند اشک برای حاجت میریزد.
سمنون گفت:
کاش میشد از بین شما کسی زبان محبت خدا را میدانست.
سر به سمت قندیلهای مسجد گرفت و گفت:
ای قندیلها محبت حبیب را که در دل دارم به شما میفرستم.
از جان من این عشق را که میفرستم بگیرید.
قندیلها لرزیدند و مردم در وحشت افتادند و تکهتکه شده از هم گسستند.
سمنون گفت:
حال ببینید آنچه من از محبت خدا در دل داشتم چه سنگین بود که قندیلها را طاقت آن نبود.
@arefaan
🍀🍀🍀🍀🍀🍀
و گفت:
چون محبت درست گردد شرط ادب بیفتد و گفت:
حق تعالی حرام گردانیده است محبت بر صاحب علاقت و گفت:
محبت افراط میل است بیمیل و گفت:
به محبت خدای به خدای نتوان رسید تا به جان خویش در راه او سخاوت نکنی و گفت:
انس یافتن به وعدهها و اعتماد کردن بر آن خلل است در سخاوت.
و گفت:
اهل انس در خلوت ومناجات چیزها گویند که نزدیک عام کفر نماید اگر عام آن را بشنوند ایشان را تکفیر کنند و ایشان در احوال خویش بر آن مزید یابند و هرچه گویند ایشان را احتمال کنند و لایق ایشان این بود.
@arefaan
عطار
(جنید بغدادی)
🍷🍷
سمنون بن حمزه عارف نامدار، سوخته راه حق، روزی در منبر رفت، و از محبت خدا سخن گفت اشکی ریخت و کسی این راز محبت را نفهمید
. و همه در حیرت ماندند و دلشان بر حال سمنون سوخت.
و گمان کردند اشک برای حاجت میریزد.
سمنون گفت:
کاش میشد از بین شما کسی زبان محبت خدا را میدانست.
سر به سمت قندیلهای مسجد گرفت و گفت:
ای قندیلها محبت حبیب را که در دل دارم به شما میفرستم.
از جان من این عشق را که میفرستم بگیرید.
قندیلها لرزیدند و مردم در وحشت افتادند و تکهتکه شده از هم گسستند.
سمنون گفت:
حال ببینید آنچه من از محبت خدا در دل داشتم چه سنگین بود که قندیلها را طاقت آن نبود.
@arefaan
🍀🍀🍀🍀🍀🍀
و گفت:
چون محبت درست گردد شرط ادب بیفتد و گفت:
حق تعالی حرام گردانیده است محبت بر صاحب علاقت و گفت:
محبت افراط میل است بیمیل و گفت:
به محبت خدای به خدای نتوان رسید تا به جان خویش در راه او سخاوت نکنی و گفت:
انس یافتن به وعدهها و اعتماد کردن بر آن خلل است در سخاوت.
و گفت:
اهل انس در خلوت ومناجات چیزها گویند که نزدیک عام کفر نماید اگر عام آن را بشنوند ایشان را تکفیر کنند و ایشان در احوال خویش بر آن مزید یابند و هرچه گویند ایشان را احتمال کنند و لایق ایشان این بود.
@arefaan
عطار
(جنید بغدادی)
🍷🍷
❤🔥1