چهار راه هنر و معماری
843 subscribers
4.53K photos
1.69K videos
29 files
338 links
روزمره‌ معماری و هنر
«چهارراه شلوغه، آدم‌های مختلفی داخلش‌اند، محل گذره، هرکی سمتی می‌ره اما بی‌مقصد نیست، آدم‌ها می‌رن و چهارراه نگاه می‌کنه»
-مبتلا به معماری یا هنریم
-سکولار نیستیم
-اسم هر نویسنده زیر مطلبش هست
-هرکس مسئول حرف خودشه
پیام: @kenchiikuka
Download Telegram
امروز چون جمعه بود دوتا غرفه هم الان میذارم:)
طراحی این غرفه با دفتر معماری جهت بود
ایده این غرفه تهران جدید/تهران قدیم
یا به تعبیر من «تهران/طهران» بود
دو مکعب واژگون در یک بستر آبی
که یکی تهران جدید (با صدا و نویز و شلوغ پلوغ) و دیگری طهران قدیم (با پخش تصاویری از تهران قدیم) به نمایش گذاشته شده بود
از بین شکاف ها میتونید تصاویر و نویزها رو ببنید
به نظرم کانسپت دست‌خورده و مستعملی بود و اشاره به رنج دورماندن از گذشته و نوستالژی دوره‌اش گذشته
هرچند این غرفه از لحاظ اجرایی خیلی تمیز اجرا شده بود
نمره بنده
۴/۱۰🟠
شما هم نمره بدید:)

@archintersect
💩4👎2🤡2
این غرفه اثر محمد خاوریان بود
اشاره کنایه‌ای به مفهوم تراکم

همه چی عالی
بهترین کانسپت
فوق‌العاده
بهتر از این نمیشد۱۰/۱۰ 🟢
(میترسم چیزی بگم بیاد یهو این پست رو هم ببینه شروع کنه به فحش دادن :))
🤣6💩4👎3💋1
این عزیز دل با اون چشمای مظلوم جاودانه در فیلم‌ خانه دوست کجاست اثر مرحوم کیارستمی به رحمت خدا رفت.

روحش شاد

#سینما
#بازیگر
💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوش گیری برای هر گوشی
گلیسیرین
#محصول
@archintersect
👍1
در ادامه‌ی دیدن ک دراما رسیدن به این سریال( my mister) تو ایران به اجوشی من گویا معروف بوده. در موردش نقدهای زیادی دارم ولی اول ببینم کسی این سریال رو دیده؟؟ باز منفی اینا ندید هنوز که چیزی نگفتم. یکم با‌جنبه باشید.
👍5👎2🤬1🤣1
نقد فراستیِ مناطق محروم واحد چهارراه هنر و معماری:خُب، می‌رسیم به واحد «نقد» این سریال. اول بگویم، همان‌طور که یکی از دوستان گفته بود، این سریال اصلاً شبیه آن کی‌دراماهای معمولی نیست که عاشقانه باشد، رنگی و دل‌چسب باشد و تبدیل شود به «فکتورِ فروختنِ دل». نه، نه! این یکی بی‌اعصاب است، پیچیده است و شاید بهتر باشد بگوییم یک سریال اجتماعی است؛ نقدی بر فضای حاکم بر محیط کاری کره، زندگی فردی و خانوادگی و نگاه کلان‌تر به کیفیت زندگی.

نکته‌ای که من را به دیدن آن ترغیب کرد این بود که بازیگر اصلی سریال بعدها در فیلم Parasite بازی کرد، ستاره شد و متأسفانه خودکشی کرد. این پیش‌زمینه برای من مثل یک «کُد ترغیب» بود؛ یعنی “ببین، اگر زندگی او این بوده، پس این سریال ممکن است آینه‌ای باشد برای چیزی که شاید ما تمایلی به دیدنش نداریم.”

فضای سریال از همان ابتدا خودش را نشان می‌دهد: سرد، پرتنش و همچون زندانی (بله، دقیقاً) که کارگردان برای شخصیت اصلی ساخته است. شخصیت اصلی اغلب لباس سیاه به تن دارد؛ این لباس نه برای زیبایی بلکه به عنوان نشانه‌ای بصری از حال درونی اوست: تیره، شکسته و درگیر. بیشتر اتفاقات در زمستان می‌گذرد؛ سرمای هوا و ظلمت روزهای کوتاه، همه به تشدید حس «فرار از چیزی» کمک می‌کنند.

این شخصیت از دل یک خانواده شکسته آمده است. برادران او در کار یا زندگی شخصی‌شان شکست خورده‌اند و آدم‌های اطرافش نیز کمابیش «شکسته‌خورده» به حساب می‌آیند. تقابل دو کاراکتر اصلی سریال نیز دقیقاً تأییدی است بر این باور که «دو شکست‌خورده بهتر حال هم را درک می‌کنند». عنصر تنهایی، شکست، غم و نبود راه درمان ــ و مهم‌تر از همه، نبود «خدا» یا بهتر بگویم فقدان یک نیروی معنوی رهاننده ــ در سراسر سریال جریان دارد.

نکته طنزآمیز اما تلخ این است که آدم‌ها در این سریال به جای «کافه‌های روشن عاشقانه»، به شراب‌خواری، گیجی، منگی و قدم‌زدن‌های بی‌هدف شبانه پناه می‌برند. انگار دارند امتحان می‌کنند که «اگر زندگی یخ زده، حداقل یک لیوان شراب می‌تواند کمی گرمش کند.»

در نهایت، پایان‌بندی سریال هیچ پاسخی به پرسش «راه خروج چیست؟» نمی‌دهد. نه، بلکه انگار می‌گوید: «شاید پیدا کردن یک قسمت جدید از سریال (یا زندگی) راهی باشد برای فرار از خودکشی و غم.» اما وقتی بازیگر نقش اصلی در واقعیت زیر فشار همین فضا جان خود را از دست می‌دهد، حس تلخ‌تری ایجاد می‌شود؛ انگار او واقعاً داشت زندگی خودش را بازی می‌کرد.
#جمعه
@archintersect
👍6
در مسجد منشور مشاهده شد:

کتیبه های که در زیر اتصال طاق به ستون های غایب جا خوش کرده‌اند.

اگر خلاقیت این نیست پس چیست؟

#مسجد
#معماری
6🌚51🤔1🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام اتصالات آب
@archintersect
1🙏1
Forwarded from دندون بی‌عقل
بسم‌الله...

«بر صدر اخبار جهان بنشسته خاکستر!
گویی زمین، گویا زمان پیوسته خاکستر!

رودی دگر در فکر پیوستن به دریا نیست
دیری است می‌جوشد ز خاک خسته خاکستر!

با دست شیطان خاک بیداری به یغما رفت
پاشیده شد بر پلک‌های بسته خاکستر!

موشک خبر آورده از مرگ پرستوها
گنجشک‌های لانه دسته‌دسته...خاکستر!*

زیتون‌های باغ غزه طعم خون دارند
در جانشان خوابیده جای هسته خاکستر!

ققنوس، اما وارث خون کبوترهاست
تا از گلوی سرخ یحیی جسته خاکستر!»


محمدهادی رمضان‌زاده


*: وام گرفته از « خاکستر گنجشک‌ها»ی حامد عسکری
1
چهار راه هنر و معماری
در مسجد منشور مشاهده شد: کتیبه های که در زیر اتصال طاق به ستون های غایب جا خوش کرده‌اند. اگر خلاقیت این نیست پس چیست؟ #مسجد #معماری
یا اباالفضل
آخرین باری که رفتم زیر اینها ستون بود!
(و چه ستون‌های خوب تهرانی)
@archintersect
خب بریم سراغ ادامه غرفه ها:)
غرفه بعدی، طراحی علی‌رضا امتیاز بود
حرفی برای گفتن ندارم
چرت محض:)
اینقدر چرت بود از راوی که کنارش ایستاده بود پرسیدم آقا این چیه
گفت این سفینه اس که از فضا اومده و میتونی هر پیامی که داده رو بخونی
انگار مهد کودکه:)))
نمره ای که من به غرفه میدم؟
۰/۱۰🟤
شما هم نمره بدید

@archintersect
💩5💊2😁1
این غرفه طراحی معین نیک‌آیین بود
ایده طراحی رو از دامنه های کوه دماوند و دشت شقایق گرفته بود
المان هایی که تداعی شقایق های دامنه کوه رو داشتند و با شیب خاصی به شکل قله دماوند قرار گرفته بودن
استفاده از آینه خیلی خلاقانه بود:)
در متن توضیحی هم نوشته بود این چیدمانیست جهت پاسخگو کردن فضا به چند پرسش… که خب من نفهمیدم ارتباطشو
نمره ای که من به این غرفه میدم؟
۳/۱۰🟠
شما هم نمره بدید

@archintersect
💩41