کیت بلانشت ۵۵ ساله تو کن یه لباس پوشیده که آسترش سبزه. حالا یه عده میگن این اقدام عظیم انقلابی حمایت از فلسطین هست.
خلاصه اینکه قبول باشه. زحمت شد! اگر استاد یه کلمه هم میگفت فکر کنم اسراییل گریه کنان از غزه خارج میشد.رحم کرد.
حالا جالبش اینکه در داخل ایران یه عده هنرمند که بتشون ایشونه همین هم انجام ندادن.
@archintersect
خلاصه اینکه قبول باشه. زحمت شد! اگر استاد یه کلمه هم میگفت فکر کنم اسراییل گریه کنان از غزه خارج میشد.رحم کرد.
حالا جالبش اینکه در داخل ایران یه عده هنرمند که بتشون ایشونه همین هم انجام ندادن.
@archintersect
👍13
«کسانی که آن زمان (دوره قبل از پهلوی) را به یاد دارند به خوبی میدانند که ساختمانهای این شهر بزرگ (#تهران) مانند طبقه نسوان که در زیر چادر سیاه مستور بودند با دیوارهای بلند کاهگلی و یکنواخت محصور و جز با یک در چوبی آن هم به اشکال مختلف که در روی آنها کوبه های آهنی بدقوارهای نصب شده بود وسیله ارتباط دیگری با دنیای خارج خود نداشتند. در آن عصر یعنی قبل از رفع #حجاب مگر کسی میتوانست آن حصار سیاه و غم انگیز را از گرد منزل مسکونی خود برداشته و از اتاق نشیمن، پنجرهای بر روی خیابان باز کند و یا بالکنی در جا و بنای خود احداث نماید؟ آن روزها همانگونه که زن در #خانه محبوس و به مثابه یک نفر زندانی زندگی میکرد ساختمانها و باغها و سایر اماکن پایتخت ما هم در میان دیوارهای بلند محصور و مستور مانده و باز چنانکه در چهره زن آن روز، جلوه تبسم و صفا دیده نمیشد قیافه ساختمانها نیز در پناه همین دیوارهای گلی سیاه و بعضاً سر به فلک کشیده، عبوس و غمگین به نظر می رسید".
وارطان هوانسیان
@archintersect
وارطان هوانسیان
@archintersect
🤔3❤1🤨1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفته میشه در برهه ای از تاریخ منطقه عثمانی وقتی از "شهر" صحبت میشد همه میفهمیدند درباره قسطنطنیه است.
ما هم تاریخی داریم که وقتی احمد کاظمی پشت بیسیم میگه آقا من تو شهرم کسی ازش نمیپرسه کجا؟ اهواز؟ بستان؟ شیراز؟
انگار ایران فقط یک شهر دارد! فقط یک شهر وجود دارد که آن هم دست ما نیست. خرمشهر. با جمعیتی ٣۶ میلیونی که داخلش جا نمیشوند!
حالا احمد با افتخار اعلام میکنه من تو شهرم. انسان انقلاب ۵٧ شهرش رو پس گرفته و با غرور اعلام میکنه من به شهر رسیدم. آیا این طلیعه شهرسازی جدید ما نبود؟
چطور ساختیم؟
خرمشهر، سوم خرداد ۱۳۶۱
@archintersect
ما هم تاریخی داریم که وقتی احمد کاظمی پشت بیسیم میگه آقا من تو شهرم کسی ازش نمیپرسه کجا؟ اهواز؟ بستان؟ شیراز؟
انگار ایران فقط یک شهر دارد! فقط یک شهر وجود دارد که آن هم دست ما نیست. خرمشهر. با جمعیتی ٣۶ میلیونی که داخلش جا نمیشوند!
حالا احمد با افتخار اعلام میکنه من تو شهرم. انسان انقلاب ۵٧ شهرش رو پس گرفته و با غرور اعلام میکنه من به شهر رسیدم. آیا این طلیعه شهرسازی جدید ما نبود؟
چطور ساختیم؟
خرمشهر، سوم خرداد ۱۳۶۱
@archintersect
❤19
Forwarded from علیرضا زادبر
تشییع جنازه رضاشاه
.
دیدم این تصویر از تشییع جنازه رضاشاه دست به دست میشود چند نکته را عرض میکنم:
۱. رضاشاه در غربت از دنیا رفت. پیش از اخراج از ایران با توافق سفارت انگلستان در تهران قرار بود به سمت قاره آمریکا برود. انگلیسی روی کشتی خلف وعده کردند و فریدون جم داماد و همراه شاه روایت میکند وقتی افسر انگلیسی مانع تغییر مسیر کشتی شد ناراحت شدم چون افسر حتی به شاه احترام نظامی نگذاشت!!!!
۲. مکانی که او را تبعید کرده بودند رطوبت شدیدی داشت و رضاشاه بخاطر مشکل تنفسی همیشگی از آن گلایه داشت.
۳. هنگام خروج او مردم جنگ زده ایران در شهرهای مختلف جشن برپا کردند. معروفترین آنها در تهران بود که در خیابان ها فرش آویزان کردند(طاق نصرت) که یک روش برپایی جشن بود.
۴. از همه بدتر هنگام انتقال جنازه یک ماه معطل ماند چون انگلستان هواپیما برای انتقال نداد. سند مهم زیر از حسین علا وزیر دربار شاهنشاهی در نامهای خطاب به تقیزاده سفیر ایران در لندن، عنوان کرد: «پس از فوت اعلیحضرت فقید قریب به یک ماه است که بر حسب امر مطاع مبارک با سفارت کبرای انگلیس مذاکره در میان است که وسیله حمل جنازه را با طیاره فراهم آورند. متأسفانه تا کنون نتیجه مثبتی حاصل نشده و مخصوصاً با علاقهای که بهسرعت حمل جنازه و تعیین تکلیف دفن و غیره دارند روش عادی که حضرات در قبال این موضوع اتخاذ کردهاند موجب تأسف میباشد، فعلاً تصمیم گرفته شد جنازه را با کشتی به اسکندریه و از آنجا با طیارههای ایرانی به تهران بیاورند، ولی در عین حال ضرورت دارد بهنحوی که مقتضی بدانید گلهمندی خاطر مبارک را از این عدم توجه به حضرات گوشزد فرمایید.»
۵. شش سال بعد از مرگ رضاشاه جنازه به ایران آورده شد و در آن مدت در مصر مومیایی شده بود. چرا؟ شدت نفرت و خشم مردم مانع بود.سال ۱۳۲۹ با تشریفات سخت وارد ایران شد.
۶. شاه یکی از وزرا را به دیدار مراجع فرستاد تا یک نفر نماز میت بخواند. آیت الله بروجرودی امتناع کرد. آیت الله حجت و کمره ای یکی با عصا نماینده شاه را بیرون و دیگری خودش را به کر بودن زد که صدایتان را نمیشنوم!!!!! فرستاده شاه فهمید که ایشان قصد دارد امنتاع کند و رفت.
۷. مردمی در کار نبودند. شاه از نیامدن مردم و نپذیرفتن مراجع برای نماز خواندن بر جنازه رضاشاه گلایه کرد.
#علیرضا_زادبر
منتشر کنید
.
دیدم این تصویر از تشییع جنازه رضاشاه دست به دست میشود چند نکته را عرض میکنم:
۱. رضاشاه در غربت از دنیا رفت. پیش از اخراج از ایران با توافق سفارت انگلستان در تهران قرار بود به سمت قاره آمریکا برود. انگلیسی روی کشتی خلف وعده کردند و فریدون جم داماد و همراه شاه روایت میکند وقتی افسر انگلیسی مانع تغییر مسیر کشتی شد ناراحت شدم چون افسر حتی به شاه احترام نظامی نگذاشت!!!!
۲. مکانی که او را تبعید کرده بودند رطوبت شدیدی داشت و رضاشاه بخاطر مشکل تنفسی همیشگی از آن گلایه داشت.
۳. هنگام خروج او مردم جنگ زده ایران در شهرهای مختلف جشن برپا کردند. معروفترین آنها در تهران بود که در خیابان ها فرش آویزان کردند(طاق نصرت) که یک روش برپایی جشن بود.
۴. از همه بدتر هنگام انتقال جنازه یک ماه معطل ماند چون انگلستان هواپیما برای انتقال نداد. سند مهم زیر از حسین علا وزیر دربار شاهنشاهی در نامهای خطاب به تقیزاده سفیر ایران در لندن، عنوان کرد: «پس از فوت اعلیحضرت فقید قریب به یک ماه است که بر حسب امر مطاع مبارک با سفارت کبرای انگلیس مذاکره در میان است که وسیله حمل جنازه را با طیاره فراهم آورند. متأسفانه تا کنون نتیجه مثبتی حاصل نشده و مخصوصاً با علاقهای که بهسرعت حمل جنازه و تعیین تکلیف دفن و غیره دارند روش عادی که حضرات در قبال این موضوع اتخاذ کردهاند موجب تأسف میباشد، فعلاً تصمیم گرفته شد جنازه را با کشتی به اسکندریه و از آنجا با طیارههای ایرانی به تهران بیاورند، ولی در عین حال ضرورت دارد بهنحوی که مقتضی بدانید گلهمندی خاطر مبارک را از این عدم توجه به حضرات گوشزد فرمایید.»
۵. شش سال بعد از مرگ رضاشاه جنازه به ایران آورده شد و در آن مدت در مصر مومیایی شده بود. چرا؟ شدت نفرت و خشم مردم مانع بود.سال ۱۳۲۹ با تشریفات سخت وارد ایران شد.
۶. شاه یکی از وزرا را به دیدار مراجع فرستاد تا یک نفر نماز میت بخواند. آیت الله بروجرودی امتناع کرد. آیت الله حجت و کمره ای یکی با عصا نماینده شاه را بیرون و دیگری خودش را به کر بودن زد که صدایتان را نمیشنوم!!!!! فرستاده شاه فهمید که ایشان قصد دارد امنتاع کند و رفت.
۷. مردمی در کار نبودند. شاه از نیامدن مردم و نپذیرفتن مراجع برای نماز خواندن بر جنازه رضاشاه گلایه کرد.
#علیرضا_زادبر
منتشر کنید
👍15🔥2🙏1
Forwarded from پرسفونه (Persephone)
جهان بر آب نهادهست و زندگی بر باد
#سعدیانه
▫️ابیاتی از #سعدی بر کاشیکاری تیموری، سردر «مدرسهی دو در» در حرم رضوی
🍀@perseph0neh
#سعدیانه
▫️ابیاتی از #سعدی بر کاشیکاری تیموری، سردر «مدرسهی دو در» در حرم رضوی
🍀@perseph0neh
👍7❤2
ای غم !
تو با این کاروانِ سوگواران تا کجا همراه می آیی؟
دیگر به یاد ِ کس نمی آید آغاز این راه هراس انگیز
چونان که خواهد رفت از یاد کسان افسانهی ما نیز
@archintersect
تو با این کاروانِ سوگواران تا کجا همراه می آیی؟
دیگر به یاد ِ کس نمی آید آغاز این راه هراس انگیز
چونان که خواهد رفت از یاد کسان افسانهی ما نیز
@archintersect
❤5
قفل مرحله جدیدی باز شد:
در حالی که گوشی در دستم بود ناگهان نگران نبودنش شدم و سراسیمه به دنبالش گشتم...
🧑🦽🧑🦽🧑🦽
#سلمان_طور
در حالی که گوشی در دستم بود ناگهان نگران نبودنش شدم و سراسیمه به دنبالش گشتم...
🧑🦽🧑🦽🧑🦽
#سلمان_طور
😁16😢1🤡1
این برج اداری در نروژ توسط Snøhetta طراحی شده که برق کشی برای گرمایش سرمایش نداره.
برق صرفا برای تامین روشنایی مصنوعی در صورت نیاز شبانه و لوازم کار شده.
راهکار این بوده که دیوارها و کف لوله گذاری شده و به سامانه گرمایش/سرمای دفنی وصل شده. اینطور که یک پمپ آب رو از عمق زمین که در تابستان خنک و در زمستان گرمست به ساختمان میفرستد و برعکس. ضمنا هیچ پنکه ای نیز وجود ندارد و یک مکنده مرکزی به صورت خودکار هوا را تعویض میکند. دریچه های روی نما و خود نما هم باعث فشار مثبت منفی شده و موجب جابجایی هوایند. نور هم که از پنجره های وسیع تامین شده.
البته فکر میکنم در این روش که به معماری گذشته هم نزدیکه حتما نیاز به مقداری "تحمل" هست.
@archintersect
برق صرفا برای تامین روشنایی مصنوعی در صورت نیاز شبانه و لوازم کار شده.
راهکار این بوده که دیوارها و کف لوله گذاری شده و به سامانه گرمایش/سرمای دفنی وصل شده. اینطور که یک پمپ آب رو از عمق زمین که در تابستان خنک و در زمستان گرمست به ساختمان میفرستد و برعکس. ضمنا هیچ پنکه ای نیز وجود ندارد و یک مکنده مرکزی به صورت خودکار هوا را تعویض میکند. دریچه های روی نما و خود نما هم باعث فشار مثبت منفی شده و موجب جابجایی هوایند. نور هم که از پنجره های وسیع تامین شده.
البته فکر میکنم در این روش که به معماری گذشته هم نزدیکه حتما نیاز به مقداری "تحمل" هست.
@archintersect
❤2
ای گل نه همین معرکه ٔ من بتو گرم است
هنگامه ٔ صد سوخته خرمن بتو گرم است
گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم
ای عشق دل افروز دل من به تو گرم است
سرحلقه ٔ ماتمزدگانی تو فصیحی
بخروش که هنگامه شیون بتو گرم
است
میرزا فصیحالدین هروی
هنگامه ٔ صد سوخته خرمن بتو گرم است
گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم
ای عشق دل افروز دل من به تو گرم است
سرحلقه ٔ ماتمزدگانی تو فصیحی
بخروش که هنگامه شیون بتو گرم
است
میرزا فصیحالدین هروی
👍3❤2
https://www.ddinstagram.com/reel/C6YmMi8odQQ/?igsh=MWQweDA0OGhrdnp2dg==
این ویدیو منو پرتاب کرد به روزهای ژوژمان . وقتی که برای طرح های افتضاح و بی قوارهی مان باید کلی آسمان و ریسمان میبافتیم و کم کم همان دری وری های گفته شده باورمان میشد . شکل و شمایل این طراح محترم و آن کلاه سیاه بافتنی که همین الان هم میشود رو سر هر ننه قمری دید هم حتما از نظر طراح فکر شده است و دارای معانی است. به ثانیه های آخر کلیپ نگاه کنید که چه با افتخار در باره رابطه خمش یک کاغذ و تبدیل آن به سیستم روشنایی اشاره میکند. حقیقتا بدجور این اینستالیشن رو در پاچهی دیور کرده است.دست مریزاد
#کلاس_طراحی_ایده
این ویدیو منو پرتاب کرد به روزهای ژوژمان . وقتی که برای طرح های افتضاح و بی قوارهی مان باید کلی آسمان و ریسمان میبافتیم و کم کم همان دری وری های گفته شده باورمان میشد . شکل و شمایل این طراح محترم و آن کلاه سیاه بافتنی که همین الان هم میشود رو سر هر ننه قمری دید هم حتما از نظر طراح فکر شده است و دارای معانی است. به ثانیه های آخر کلیپ نگاه کنید که چه با افتخار در باره رابطه خمش یک کاغذ و تبدیل آن به سیستم روشنایی اشاره میکند. حقیقتا بدجور این اینستالیشن رو در پاچهی دیور کرده است.دست مریزاد
#کلاس_طراحی_ایده
InstaFix
@paulcocksedge
‘BOURRASQUE’ @dior
by PAUL COCKSEDGE
“From paper to light, to hundreds of sheets suspended in Lyon. You’re left with a feeling of a natural force, a frozen moment in time and Dior had a connection. They saw this idea of Christian Dior’s sketches f...
by PAUL COCKSEDGE
“From paper to light, to hundreds of sheets suspended in Lyon. You’re left with a feeling of a natural force, a frozen moment in time and Dior had a connection. They saw this idea of Christian Dior’s sketches f...
❤8