شنبه ۸ ژوئیه در بروکسل ،
هم صدا با هم ؛
توماج صالحی آزاد باید گردد.
https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=pfbid0aTJCPSkwUPDw6qCJkyBk6uaTnfwsgoxhkhKbwQ8EfhoF6CXaDNQmRMNZvQDkgdqZl&id=100021762846045
هم صدا با هم ؛
توماج صالحی آزاد باید گردد.
https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=pfbid0aTJCPSkwUPDw6qCJkyBk6uaTnfwsgoxhkhKbwQ8EfhoF6CXaDNQmRMNZvQDkgdqZl&id=100021762846045
Facebook
Log in or sign up to view
See posts, photos and more on Facebook.
🩸هموطنان آزاده و مبارز;
شورای بر گزاری آکسیون های مشترک در هلند همراه با دیگر سازمان ها، نهادها، کولکتیو ها، تشکلها و افراد مبارز، آزادیخواه و دموکرات، در سالگرد قتل حکومتی ژینا ( مهسا امینی) که موجب آغاز انقلاب زن، زندگی، آزادی شد، در تاریخ 16 سپتامبر 2023 تظاهراتی پر شکوه در میدان دام آمستردام برگزار میکند.
این تظاهرات حرکتی فرا جناحی و فراحزبی است و متعلق به همه کسانی است که میخواهند در اولین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی با تمام شور و احساس مسئولیتشان بار دیگر به طور گسترده به میدان آمده و علیه جنایات رژیم جمهوری اسلامی شعار داده و پژواک صدای مردم ایران باشند.
سرنگون باد رژيم جمهوری اسلامی
پیروز باد انقلاب زن، زندگی، آزادی
🔺شورای بر گزاری آکسیون های مشترک در هلند.
Insta: council_nl
Email: shorayebargozari@gmail.com
شورای بر گزاری آکسیون های مشترک در هلند همراه با دیگر سازمان ها، نهادها، کولکتیو ها، تشکلها و افراد مبارز، آزادیخواه و دموکرات، در سالگرد قتل حکومتی ژینا ( مهسا امینی) که موجب آغاز انقلاب زن، زندگی، آزادی شد، در تاریخ 16 سپتامبر 2023 تظاهراتی پر شکوه در میدان دام آمستردام برگزار میکند.
این تظاهرات حرکتی فرا جناحی و فراحزبی است و متعلق به همه کسانی است که میخواهند در اولین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی با تمام شور و احساس مسئولیتشان بار دیگر به طور گسترده به میدان آمده و علیه جنایات رژیم جمهوری اسلامی شعار داده و پژواک صدای مردم ایران باشند.
سرنگون باد رژيم جمهوری اسلامی
پیروز باد انقلاب زن، زندگی، آزادی
🔺شورای بر گزاری آکسیون های مشترک در هلند.
Insta: council_nl
Email: shorayebargozari@gmail.com
🩸آیا وقایع فاجعه بار ، تراژدیک و جانگداز در غزه عامل بی اعتباری دموکراسی و حقوق بشر در غرب نمیشود.
عمق فاجعه در غزه، همزمان با انزجار از بنیادگرایی و تنفر از رژیم توتالیتر و استبدادی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی اش در جای جای دنیا ، منجر به بی اعتمادی و تنفر از جهان مدرن و بی اعتباری مرجعیت اومانیستی و حقوق بشری کشورهای جهان سرمایه داری بخاطر حمایت از آپارتاید و دد منشی های صهیونیزم بین المللی و جنایات نتانیاهو میشود.
آمریکا و اروپا به خاطر حمایت از اسراییل و سکوت در مقابل نسل کشی ناشی از آپارتاید در فلسطین، مرجعیت دموکراتیک و حقوق بشری خود را در میان شهروندان خود و در دنیا اگر از دست ندهند بسیار تضعیف و بی اعتبار خواهند کرد.
چون بخاطر ارتباطات گسترده جهانی و توسعه سوسیال میدیای مردمی و شهروند خبرنگار در سراسر جهان، مردم دنیا واقعیتهای تلخ و زهر آگین در غزه را عریان تر از گذشته میبنند و خود قضاوت میکنند.
بشریت امروز دیگر کمتر نیازمند رسانه های رسمی کشورهای مدرن و قدرتمند جهان ، جهت درک واقعیتهایی است که سانسور شده اش را میخواهند به خورد مردم بدهند.
زیرا در جهان امروز مردم عمدتا خود واقعیتها را همان گونه که اتفاق می افتد ، می بینند و قضاوت میکنند و تصمیم میگیرند.
به راستی در میان بیش از 12 هزار نفر از ساکنان غزه که تقریبا نیمی از آنها از کودکان معصوم هستند، چند نفر از کشته شدگان از نیروهای حماس و جهاد اسلامی و .... هستند.
گروگانهایی را که حماس به گروگان گرفته در کجا هستند که هنوز آزاد نشدند.
از 40 هزار عضو حماس چند نفر در جنگ کشته شدند.
عاقبت این جنگ نا برابر و ضد انسانی چه خواهد شد؟
همه این سوالات بیانگر آن هست که آمریکا و اروپا دیگر هیچ استراتژی روشنی جهت برون رفت از اوضاع نا بسامان جهان کنونی ندارند.
اگر طرح و برنامه و یا اتوریته ای داشتند، این گونه در قرن بیست و یکم و در سال 2023 به حمایت همه جانبه از یک فرد فاشیست و آدم کشی بنام نتانیاهو که خودش دارای یکسری پرونده های فساد در اسرائیل هست و شدیدا در پی محدود کردن مناسبات دموکراتیک در اسرائیل بوده و مخالفین چپ و دموکرات خود را تهدید میکتد، نمیپرداختند و با طناب پوسیده او به چاه نمیرفتند.
از سوی دیگر همزمان با این بی تدبیری، با رژیم جمهوری اسلامی نیز که یکی از عوامل اصلی بحران و جنگ آفرینی ها در منطقه و جهان و عامل اصلی کشتار و اذیت و آزار مردمش در خود ایران هست وارد مماشات نمیشدند.
وقتی اسرائیل و کشورهای جهان سرمایه داری موازین بین المللی را نادیده میگیرند و تصمیمات سازمان ملل را ناچیز و بی ارزش می شمارند ، چگونه میتوانند از رژیم جمهوری اسلامی بخواهند که به مصوبات سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری پایبندی نشان دهد.
با نگاهی ساده و بدون اغماض به روند تحولات در جهان این نتیجه حاصل میشود که نئولیبرالیسم بنیادگرایانه حامی آپارتاید در عرصه حقوق بشری و تقسیم انساتها به شمال و جنوب آن روی سکه بنیادگرایی مذهبی خاورمیانه ای متکی بر رژیم جمهوری اسلامی طرفدار آپارتاید جنسی ( نا برابری زنان و مردان در ایران و جهان) ، آپارتاید ملی و مذهبی ( شکاف عظیم مرکز و حاشیه و اقلیتهای قومی و مذهبی ) و، شکاف عظم طبقاتی ( طبقات دارا و طبقات ندار )؛ و نهایتا گسترش دیوانه وار بنیادگرایی شیعی و افزایش تضادهای مذهبی در منطقه و در جهان هست.
به نظر من ما بین دو تضاد ظاهری، بنیادگرایانه نئولیبرالیسم و صهیونیزم بین المللی با بنیادگرایی مذهبی که در عمل مدام آب به آسیاب همدیگر و خاک در چشم مردم میریزند، بار دیگر جریانات چپ بین المللی، منطقه ای و ایرانی و نیروهای مترقی و دموکرات باید بدور از هر گونه افراط و تفریط به گونه ای دموکراتیک و برابر حقوق در کتار هم قرار گرفته و به تقویت صدای سوم یعنی صدای برابری طلبانه، آزادیخواهانه و اومانیستی و حقوق بشری فرامرزی و محلی بپردازند.
جون در هر دو سمت تضاد ظاهری بنیادگرایی نیولیبرالیتیتی و صهیونیستی با بنیادگرایی مذهبی و بویژه بنیادگرایی اسلامی به سردمداری رژیم جمهوری اسلامی این سه شعار اساسی یعتی آزادی ، برابری و کرامت انسانی کاملا در حال نابودی میباشند.
متاسفانه در بسیاری از مخالفین سیاسی رژیم جمهوری اسلامی بخاطر عدم درک عمیق از مناسبات جهانی، منطقه ای و داخلی و هم چنین جایگزین کردن افراطی مسئله ای بنام منافع ملی و ناسیونالیستی فرا آزادی خواهانه، برابری طلبانه و متکی به کرامت انسانی و حقوق بشر بین المللی و ضدیت و یا همسویی یکسویه با بنیاد گرایی مذهبی و بنیادگرایی نئولیبرالیسم و صهیونیستی، عملا دچار نوعی سر در گمی شده و در پناه جویی به قطبی از این دو تضاد ظاهری که همواره آب به آسیاب همدیگر و خاک در چشمان مردم میریزند، عملا عمله آماتور این دو بلوک شده و درد و رنج
عمق فاجعه در غزه، همزمان با انزجار از بنیادگرایی و تنفر از رژیم توتالیتر و استبدادی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی اش در جای جای دنیا ، منجر به بی اعتمادی و تنفر از جهان مدرن و بی اعتباری مرجعیت اومانیستی و حقوق بشری کشورهای جهان سرمایه داری بخاطر حمایت از آپارتاید و دد منشی های صهیونیزم بین المللی و جنایات نتانیاهو میشود.
آمریکا و اروپا به خاطر حمایت از اسراییل و سکوت در مقابل نسل کشی ناشی از آپارتاید در فلسطین، مرجعیت دموکراتیک و حقوق بشری خود را در میان شهروندان خود و در دنیا اگر از دست ندهند بسیار تضعیف و بی اعتبار خواهند کرد.
چون بخاطر ارتباطات گسترده جهانی و توسعه سوسیال میدیای مردمی و شهروند خبرنگار در سراسر جهان، مردم دنیا واقعیتهای تلخ و زهر آگین در غزه را عریان تر از گذشته میبنند و خود قضاوت میکنند.
بشریت امروز دیگر کمتر نیازمند رسانه های رسمی کشورهای مدرن و قدرتمند جهان ، جهت درک واقعیتهایی است که سانسور شده اش را میخواهند به خورد مردم بدهند.
زیرا در جهان امروز مردم عمدتا خود واقعیتها را همان گونه که اتفاق می افتد ، می بینند و قضاوت میکنند و تصمیم میگیرند.
به راستی در میان بیش از 12 هزار نفر از ساکنان غزه که تقریبا نیمی از آنها از کودکان معصوم هستند، چند نفر از کشته شدگان از نیروهای حماس و جهاد اسلامی و .... هستند.
گروگانهایی را که حماس به گروگان گرفته در کجا هستند که هنوز آزاد نشدند.
از 40 هزار عضو حماس چند نفر در جنگ کشته شدند.
عاقبت این جنگ نا برابر و ضد انسانی چه خواهد شد؟
همه این سوالات بیانگر آن هست که آمریکا و اروپا دیگر هیچ استراتژی روشنی جهت برون رفت از اوضاع نا بسامان جهان کنونی ندارند.
اگر طرح و برنامه و یا اتوریته ای داشتند، این گونه در قرن بیست و یکم و در سال 2023 به حمایت همه جانبه از یک فرد فاشیست و آدم کشی بنام نتانیاهو که خودش دارای یکسری پرونده های فساد در اسرائیل هست و شدیدا در پی محدود کردن مناسبات دموکراتیک در اسرائیل بوده و مخالفین چپ و دموکرات خود را تهدید میکتد، نمیپرداختند و با طناب پوسیده او به چاه نمیرفتند.
از سوی دیگر همزمان با این بی تدبیری، با رژیم جمهوری اسلامی نیز که یکی از عوامل اصلی بحران و جنگ آفرینی ها در منطقه و جهان و عامل اصلی کشتار و اذیت و آزار مردمش در خود ایران هست وارد مماشات نمیشدند.
وقتی اسرائیل و کشورهای جهان سرمایه داری موازین بین المللی را نادیده میگیرند و تصمیمات سازمان ملل را ناچیز و بی ارزش می شمارند ، چگونه میتوانند از رژیم جمهوری اسلامی بخواهند که به مصوبات سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری پایبندی نشان دهد.
با نگاهی ساده و بدون اغماض به روند تحولات در جهان این نتیجه حاصل میشود که نئولیبرالیسم بنیادگرایانه حامی آپارتاید در عرصه حقوق بشری و تقسیم انساتها به شمال و جنوب آن روی سکه بنیادگرایی مذهبی خاورمیانه ای متکی بر رژیم جمهوری اسلامی طرفدار آپارتاید جنسی ( نا برابری زنان و مردان در ایران و جهان) ، آپارتاید ملی و مذهبی ( شکاف عظیم مرکز و حاشیه و اقلیتهای قومی و مذهبی ) و، شکاف عظم طبقاتی ( طبقات دارا و طبقات ندار )؛ و نهایتا گسترش دیوانه وار بنیادگرایی شیعی و افزایش تضادهای مذهبی در منطقه و در جهان هست.
به نظر من ما بین دو تضاد ظاهری، بنیادگرایانه نئولیبرالیسم و صهیونیزم بین المللی با بنیادگرایی مذهبی که در عمل مدام آب به آسیاب همدیگر و خاک در چشم مردم میریزند، بار دیگر جریانات چپ بین المللی، منطقه ای و ایرانی و نیروهای مترقی و دموکرات باید بدور از هر گونه افراط و تفریط به گونه ای دموکراتیک و برابر حقوق در کتار هم قرار گرفته و به تقویت صدای سوم یعنی صدای برابری طلبانه، آزادیخواهانه و اومانیستی و حقوق بشری فرامرزی و محلی بپردازند.
جون در هر دو سمت تضاد ظاهری بنیادگرایی نیولیبرالیتیتی و صهیونیستی با بنیادگرایی مذهبی و بویژه بنیادگرایی اسلامی به سردمداری رژیم جمهوری اسلامی این سه شعار اساسی یعتی آزادی ، برابری و کرامت انسانی کاملا در حال نابودی میباشند.
متاسفانه در بسیاری از مخالفین سیاسی رژیم جمهوری اسلامی بخاطر عدم درک عمیق از مناسبات جهانی، منطقه ای و داخلی و هم چنین جایگزین کردن افراطی مسئله ای بنام منافع ملی و ناسیونالیستی فرا آزادی خواهانه، برابری طلبانه و متکی به کرامت انسانی و حقوق بشر بین المللی و ضدیت و یا همسویی یکسویه با بنیاد گرایی مذهبی و بنیادگرایی نئولیبرالیسم و صهیونیستی، عملا دچار نوعی سر در گمی شده و در پناه جویی به قطبی از این دو تضاد ظاهری که همواره آب به آسیاب همدیگر و خاک در چشمان مردم میریزند، عملا عمله آماتور این دو بلوک شده و درد و رنج
جانگداز مردم را یا در غزه و فلسطین و یا در ایران به فراموشی میسپارند.
بخشی از این عمله آماتورها نابودی حماس بدست نتانیاهو فاشیست را یک فضیلت و افتخار میبینند و دسته دوم نابودی اسرائیل را توسط حماس و رژیم جمهوری اسلامی یک افتخار و فضیلت می بینند. در حالیکه هر دو نکاه نوعی نگاه رذیلانه در مقایسه با نگاه آنانی است که در سنگر مبارزه برای آزادی، برابری ، کرامت انسانی و حقوق بشر بین المللی و داخلی، جنایت حماس و رژیم جنهوری اسلامی را در کشتن و گروگانگیری اسرائیلی ها و هم جنایات ضد بشری و وو فاشیستی نتانیاهو و دولت اسرائیل و هم چنین حامیان بینالمللی اش در غزه را محکوم میکنند.
🔺آرش آذرخش
21 نوامبر 2023
بخشی از این عمله آماتورها نابودی حماس بدست نتانیاهو فاشیست را یک فضیلت و افتخار میبینند و دسته دوم نابودی اسرائیل را توسط حماس و رژیم جمهوری اسلامی یک افتخار و فضیلت می بینند. در حالیکه هر دو نکاه نوعی نگاه رذیلانه در مقایسه با نگاه آنانی است که در سنگر مبارزه برای آزادی، برابری ، کرامت انسانی و حقوق بشر بین المللی و داخلی، جنایت حماس و رژیم جنهوری اسلامی را در کشتن و گروگانگیری اسرائیلی ها و هم جنایات ضد بشری و وو فاشیستی نتانیاهو و دولت اسرائیل و هم چنین حامیان بینالمللی اش در غزه را محکوم میکنند.
🔺آرش آذرخش
21 نوامبر 2023
Forwarded from Iran International ایران اینترنشنال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تلاش برای همبستگی میان ایرانیان؛
مسعود حمیدیفر از لاهه تا وین را به نشانه همبستگی ایرانیان پیاده میرود
تهمینه رستمی، ایران اینترنشنال گزارش میدهد
@iranintltv
مسعود حمیدیفر از لاهه تا وین را به نشانه همبستگی ایرانیان پیاده میرود
تهمینه رستمی، ایران اینترنشنال گزارش میدهد
@iranintltv
کانال آرش آذرخش:
✅اهمیت ویژه، تعامل و همگرایی مابین فعالین اجتماعی - سیاسی(تشکل های اجتماعی) با فعالین سیاسی- حزبی( احزاب سیاسی)
🔺در سایه تغییر و تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در طول نزدیک به ۴۵ سال حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، موج وسیعی از فعالین اجتماعی - سیاسی به طور اعم در داخل کشور و بطور اخص در خارج از کشور از دل جنبش ها و خیزش های اجتماعی پای به عرصه عمومی(سیاست) نهادند.
این فعالین اجتماعی -سیاسی بنا به دو دلیل اساسی توان و اقبال مناسبی جهت ایجاد تعامل معنا دار با فعالین سیاسی- حزبی از خود نشان نداده و نمیدهند.
دو دلیل عمده ای که روند فعلی را صورت بندی کرده است عبارتند از 1- وجود استبداد مطلقه و سیستم چند لایه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی که در تضاد آشکار و بنیادی با فعالیت های حزبی و ساختاری در ایران هست و هم چنین سرکوبهای لجام گسیخته و کشتار وحشتناک فعالین سیاسی- حزبی در دهه 60 و بعد از دهه 60 تا کنون و نهایتا حساسیتهای ویژه و ایجاد بی اعتمادی توسط رژیم در رابطه با پیوستن فعالین اجتماعی- سیاسی بویژه نیروهای جوان به فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی در ایران. این دلیل عمده باعث کاهش توانمندی های لازم فعالین اجتماعی- سیاسی جهت تعامل و همگرایی و نهایتا پیوستن به فعالیتهای حزبی در ایران شد.
2- روش و شیوه فعالیتهای احزاب سیاسی مخالف رژیم جمهوری اسلامی.
شیوه های مبارزاتی احزاب و فعالین سیاسی- حزبی به خاطر خصلت های هویت گرایانه و تنزه طلبانه از یکسو و فقدان تجربه های لازم در فعالیتهای اجتماعی ، عملا نوع خاصی از رابطه واگریانه و غیر همدلانه را مابین فعالین اجتماعی- سیاسی با فعالین سیاسی- حزبی ایجاد کرد.
راس و بدنه فعالین اجتماعی - سیاسی مخالف رژیم جمهوری اسلامی عمدتا اقشار میانسال و جوانی هستند که هیچ تجربه مشترکی با فعالین سیاسی- حزبی شناسنامه دار، جهت ایجاد پلهای تعامل ، ارتباط، همگرایی و همکاری نداشته و هنوز هم ندارند.
خاستگاه حرکتی و نقطه عزیمت فعالیت های اجتماعی و سیاسی این نیروهای میانسال با بدنه جوان آن که عمدتا متولدین بعد از انقلاب بهمن 57 هستند ، بر آورده شدن نیاز ها و مطالبات مشخص زندگی انسانی شان میباشد که توسط رژیم جمهوری اسلامی به یغما رفته است.
این قشر از مبارزین و بدنه اجتماعی شان بر خلاف فعالین سیاسی- حزبی که رویکردشان به سیاست عمدتا آرمان گرایانه ، عدالت خواهانه و رهایی طلبانه بود، عمدتا رویکردی مطالبه محور ، آزادیخواهانه و حقوق بشری دارند.
در واقع زندگی کردن و آزادی خواهی و بدست آوردن حقوق های از دست رفته و نهایتا یک دموکراسی حداقلی، رفاه اجتماعی و امنیت عمومی جوهر حرکت این طیف از مخالفین سیاسی رژیم میباشد. این طیف چون آرمان گرا و تنزه طلب نیست عمدتا مطالبات و حقوق از دست رفته خود را طلب میکند. از آنجایی که تحقق این مطالبات را در چهار چوب حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی امکان پذیر نمیبیند، خواهان سرنگونی نظام و گذار از این رژیم هست.
این طیف از مخالفین سیاسی که هم در جنبش های اجتماعی و هم در خیزش های عمومی حضور دارند، بنا به دو دلیل عمده بر شمرده یعنی عدم توانمندی ناشی از سرکوب دهشتناک فعالیت های ساختاری و حزبی توسط استبداد مطلقه و نیز قبول نداشتن روش های مبارزاتی احزاب سیاسی شناسنامه دار و .... ، اقبال معنا داری به فعالیت های حزبی نشان نداده و نمیدهند.
نقد اساسی شان به احزاب سیاسی ایرانی مسئله هویت گرایی ، تنزه طلبی و واگرایی های ایدئولوژیک -سباسی و نهایتا قدرت طلبانه و انحصار طلبانه احزاب سیاسی ایرانی است.
رویکرد فعالین اجتماعی- سیاسی به سیاست رویکردی راهبردی با تکیه بر تاکتیکهای کاربردی و نتیجه بخش و عملی است.
فعالین اجتماعی- سیاسی بر این باورند که نیرو های سیاسی - حزبی و احزاب سیاسی باید دنبال مباحث راهبردی و کاربردی جهت گشودن میادین فعالیتها و هم چنین انجام پراتیک های بن بست شکنانه باشند نه سر گرم مباحث و فعالیتهای هویت گرایانه، تنزه طلبانه ،حق مدارنه و نهایتا انحصار طلبانه.
فعالین اجتماعی- سیاسی و بویژه بدنه اجتماعی آن که عمدتا جوانان هستند و غالبا در خیزشهای انقلابی به میدان مبارزه می آیند، اقبال چندانی به مباحث اصول گرایانه و چهارچوب های عمدتا دست و پا گیر نشان نمیدهند . چهارچوب هایی که عمدتا توسط احزاب سیاسی با سنت های فکری و تجارب سیاسی آنها به نگارش در می آیند و نیروی اجتماعی( یعنی فعالین اجتماعی- سیاسی و بدنه اجتماعی آن) در نگارش آنها نقش چندانی ندارند و یا اساسا نقشی نداشته و تنها باید پذیرا باشند.
✅اهمیت ویژه، تعامل و همگرایی مابین فعالین اجتماعی - سیاسی(تشکل های اجتماعی) با فعالین سیاسی- حزبی( احزاب سیاسی)
🔺در سایه تغییر و تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در طول نزدیک به ۴۵ سال حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، موج وسیعی از فعالین اجتماعی - سیاسی به طور اعم در داخل کشور و بطور اخص در خارج از کشور از دل جنبش ها و خیزش های اجتماعی پای به عرصه عمومی(سیاست) نهادند.
این فعالین اجتماعی -سیاسی بنا به دو دلیل اساسی توان و اقبال مناسبی جهت ایجاد تعامل معنا دار با فعالین سیاسی- حزبی از خود نشان نداده و نمیدهند.
دو دلیل عمده ای که روند فعلی را صورت بندی کرده است عبارتند از 1- وجود استبداد مطلقه و سیستم چند لایه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی که در تضاد آشکار و بنیادی با فعالیت های حزبی و ساختاری در ایران هست و هم چنین سرکوبهای لجام گسیخته و کشتار وحشتناک فعالین سیاسی- حزبی در دهه 60 و بعد از دهه 60 تا کنون و نهایتا حساسیتهای ویژه و ایجاد بی اعتمادی توسط رژیم در رابطه با پیوستن فعالین اجتماعی- سیاسی بویژه نیروهای جوان به فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی در ایران. این دلیل عمده باعث کاهش توانمندی های لازم فعالین اجتماعی- سیاسی جهت تعامل و همگرایی و نهایتا پیوستن به فعالیتهای حزبی در ایران شد.
2- روش و شیوه فعالیتهای احزاب سیاسی مخالف رژیم جمهوری اسلامی.
شیوه های مبارزاتی احزاب و فعالین سیاسی- حزبی به خاطر خصلت های هویت گرایانه و تنزه طلبانه از یکسو و فقدان تجربه های لازم در فعالیتهای اجتماعی ، عملا نوع خاصی از رابطه واگریانه و غیر همدلانه را مابین فعالین اجتماعی- سیاسی با فعالین سیاسی- حزبی ایجاد کرد.
راس و بدنه فعالین اجتماعی - سیاسی مخالف رژیم جمهوری اسلامی عمدتا اقشار میانسال و جوانی هستند که هیچ تجربه مشترکی با فعالین سیاسی- حزبی شناسنامه دار، جهت ایجاد پلهای تعامل ، ارتباط، همگرایی و همکاری نداشته و هنوز هم ندارند.
خاستگاه حرکتی و نقطه عزیمت فعالیت های اجتماعی و سیاسی این نیروهای میانسال با بدنه جوان آن که عمدتا متولدین بعد از انقلاب بهمن 57 هستند ، بر آورده شدن نیاز ها و مطالبات مشخص زندگی انسانی شان میباشد که توسط رژیم جمهوری اسلامی به یغما رفته است.
این قشر از مبارزین و بدنه اجتماعی شان بر خلاف فعالین سیاسی- حزبی که رویکردشان به سیاست عمدتا آرمان گرایانه ، عدالت خواهانه و رهایی طلبانه بود، عمدتا رویکردی مطالبه محور ، آزادیخواهانه و حقوق بشری دارند.
در واقع زندگی کردن و آزادی خواهی و بدست آوردن حقوق های از دست رفته و نهایتا یک دموکراسی حداقلی، رفاه اجتماعی و امنیت عمومی جوهر حرکت این طیف از مخالفین سیاسی رژیم میباشد. این طیف چون آرمان گرا و تنزه طلب نیست عمدتا مطالبات و حقوق از دست رفته خود را طلب میکند. از آنجایی که تحقق این مطالبات را در چهار چوب حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی امکان پذیر نمیبیند، خواهان سرنگونی نظام و گذار از این رژیم هست.
این طیف از مخالفین سیاسی که هم در جنبش های اجتماعی و هم در خیزش های عمومی حضور دارند، بنا به دو دلیل عمده بر شمرده یعنی عدم توانمندی ناشی از سرکوب دهشتناک فعالیت های ساختاری و حزبی توسط استبداد مطلقه و نیز قبول نداشتن روش های مبارزاتی احزاب سیاسی شناسنامه دار و .... ، اقبال معنا داری به فعالیت های حزبی نشان نداده و نمیدهند.
نقد اساسی شان به احزاب سیاسی ایرانی مسئله هویت گرایی ، تنزه طلبی و واگرایی های ایدئولوژیک -سباسی و نهایتا قدرت طلبانه و انحصار طلبانه احزاب سیاسی ایرانی است.
رویکرد فعالین اجتماعی- سیاسی به سیاست رویکردی راهبردی با تکیه بر تاکتیکهای کاربردی و نتیجه بخش و عملی است.
فعالین اجتماعی- سیاسی بر این باورند که نیرو های سیاسی - حزبی و احزاب سیاسی باید دنبال مباحث راهبردی و کاربردی جهت گشودن میادین فعالیتها و هم چنین انجام پراتیک های بن بست شکنانه باشند نه سر گرم مباحث و فعالیتهای هویت گرایانه، تنزه طلبانه ،حق مدارنه و نهایتا انحصار طلبانه.
فعالین اجتماعی- سیاسی و بویژه بدنه اجتماعی آن که عمدتا جوانان هستند و غالبا در خیزشهای انقلابی به میدان مبارزه می آیند، اقبال چندانی به مباحث اصول گرایانه و چهارچوب های عمدتا دست و پا گیر نشان نمیدهند . چهارچوب هایی که عمدتا توسط احزاب سیاسی با سنت های فکری و تجارب سیاسی آنها به نگارش در می آیند و نیروی اجتماعی( یعنی فعالین اجتماعی- سیاسی و بدنه اجتماعی آن) در نگارش آنها نقش چندانی ندارند و یا اساسا نقشی نداشته و تنها باید پذیرا باشند.
فعالین اجتماعی- سیاسی بر خلاف فعالین سیاسی- حزبی( که عمدتا عقیدتی- سیاسی یا ایدئولوژیک- سیاسی هستند) شیفته مباحث، راهبردی، راهگشیانه و بن بست شکنانه میباشند. زیرا سیاست را عمدتا یک امر راهبردی میدانند و نه هویتی.
نقطه عزیمت فعالیت های، فعالین اجتماعی- سیاسی جهت پیوستن به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، مطالبات و نیازهای عینی جامعه و پتانسیل عمدتا پر شور جوانی شان در راستای تغییر و تحولات اجتماعی میباشد. موتور محرک تمامی انقلابات دنیا همین جوانان پر شور و فعال هستند.
اگر نیروهای سیاسی- حزبی که به فعالیت های تحزب گرایانه باور دارند، نتوانند با این نیرو ها تعامل کنند و شکاف نسلی و نتایج طبیعی آنرا نبینند ، عملا به جای تعامل و گفتگو و همکاری های مشترک نا گزیر به تقابل و بعضا تضاد هستند و فکر میکنند، فعالین اجتماعی- سیاسی و بدنه اجتماعی عمدتا جوان و غیر ساختارمند آن، دارند میدان را از نیروهای سیاسی- حزبی با سابقه و شناسنامه دار میربایند.
اگر نیروهای سیاسی- حزبی به این درک برسند، که فعالین اجتماعی - سیاسی با تکیه بر بدنه اجتماعی غیر ساختاری خود ، خواهان دور زدن نیروی های سیاسی- حزبی هستند و فرصت تعامل، گفتگو و همکاری با آنها را از دست بدهند و یا اینکه نتوانند بر اساس موازین حقوقی مشخص و دموکراتیک با انعطاف های لازم، همکاری های برابر- حقوقی با آنها انجام دهند، باید بر توان سیاسی خود شک کرده و خود را به طور بنیادی وقانونمند توانمند سازتد .
این کار امکان پذیر نیست مگر اینکه احزاب و سازمانهای سیاسی در تعامل با جوانان و فعالین اجتماعی- سیاسی خودشان را بروز و کاملا اجتماعی کرده و از نقطه عزیمت فعالیتهای اجتماعی به سیاست نگاه کنند و نه از منظر آرمان های تنزه طلبانه و صرفا ایدئولوژیک و پیش کسوت منشانه.
با این رویکرد عمیق هست که هم نیروی های جوان و فعالین اجتماعی- سیاسی به سیاست و نیروهای سیاسی خوشبین میشوند و به سیاست علاقه پیدا میکنند و هم احزاب و سازمانهای سیاسی از تنزه طلبی و خود بر تر بینی نجات پیدا میکنند و دیگر صحبتی از ژنرال ها و سربازان گوش به فرمان در میان نیست، بلکه صحبت از انسانهایی که با حقوق برابر و سازوکارهای دموکراتیک ، مشترکا در امور همگانی ( سیاست ) مداخله سر نوشت ساز میکنند، در میان هست.
احزاب و سازمانهای سیاسی میتوانند در این رابطه نقشی بسزا و تاریخ ساز داشته باشند و در ایجاد خانواده بزرگ سیاسی سرنگون طلب، آزادیخواه و برابری طلب تلاش کنند. بدون ایجاد این خانواده بزرگ سیاسی به نظر من مبارزات مردم ایران دچار مصادره طلبی و انحصار طلبی فاجعه بار جریانات پوپولیستی ، فاشیست مآب و استبدادی خواهد شد و نیروها و احزاب سیاسی عدالت خواه ، برابری طلب و آزادیخواه هم تنها وتنها نقشی نقادانه و در بهترین حالت افشا گرانه پیدا میکنند و در تغییر و تحولات جامعه ما نمیتوانند نقش موثر و مسولانه ای ایفاء کنند.
آرش آذرخش
فرودین 1403
مارس 2024
نقطه عزیمت فعالیت های، فعالین اجتماعی- سیاسی جهت پیوستن به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، مطالبات و نیازهای عینی جامعه و پتانسیل عمدتا پر شور جوانی شان در راستای تغییر و تحولات اجتماعی میباشد. موتور محرک تمامی انقلابات دنیا همین جوانان پر شور و فعال هستند.
اگر نیروهای سیاسی- حزبی که به فعالیت های تحزب گرایانه باور دارند، نتوانند با این نیرو ها تعامل کنند و شکاف نسلی و نتایج طبیعی آنرا نبینند ، عملا به جای تعامل و گفتگو و همکاری های مشترک نا گزیر به تقابل و بعضا تضاد هستند و فکر میکنند، فعالین اجتماعی- سیاسی و بدنه اجتماعی عمدتا جوان و غیر ساختارمند آن، دارند میدان را از نیروهای سیاسی- حزبی با سابقه و شناسنامه دار میربایند.
اگر نیروهای سیاسی- حزبی به این درک برسند، که فعالین اجتماعی - سیاسی با تکیه بر بدنه اجتماعی غیر ساختاری خود ، خواهان دور زدن نیروی های سیاسی- حزبی هستند و فرصت تعامل، گفتگو و همکاری با آنها را از دست بدهند و یا اینکه نتوانند بر اساس موازین حقوقی مشخص و دموکراتیک با انعطاف های لازم، همکاری های برابر- حقوقی با آنها انجام دهند، باید بر توان سیاسی خود شک کرده و خود را به طور بنیادی وقانونمند توانمند سازتد .
این کار امکان پذیر نیست مگر اینکه احزاب و سازمانهای سیاسی در تعامل با جوانان و فعالین اجتماعی- سیاسی خودشان را بروز و کاملا اجتماعی کرده و از نقطه عزیمت فعالیتهای اجتماعی به سیاست نگاه کنند و نه از منظر آرمان های تنزه طلبانه و صرفا ایدئولوژیک و پیش کسوت منشانه.
با این رویکرد عمیق هست که هم نیروی های جوان و فعالین اجتماعی- سیاسی به سیاست و نیروهای سیاسی خوشبین میشوند و به سیاست علاقه پیدا میکنند و هم احزاب و سازمانهای سیاسی از تنزه طلبی و خود بر تر بینی نجات پیدا میکنند و دیگر صحبتی از ژنرال ها و سربازان گوش به فرمان در میان نیست، بلکه صحبت از انسانهایی که با حقوق برابر و سازوکارهای دموکراتیک ، مشترکا در امور همگانی ( سیاست ) مداخله سر نوشت ساز میکنند، در میان هست.
احزاب و سازمانهای سیاسی میتوانند در این رابطه نقشی بسزا و تاریخ ساز داشته باشند و در ایجاد خانواده بزرگ سیاسی سرنگون طلب، آزادیخواه و برابری طلب تلاش کنند. بدون ایجاد این خانواده بزرگ سیاسی به نظر من مبارزات مردم ایران دچار مصادره طلبی و انحصار طلبی فاجعه بار جریانات پوپولیستی ، فاشیست مآب و استبدادی خواهد شد و نیروها و احزاب سیاسی عدالت خواه ، برابری طلب و آزادیخواه هم تنها وتنها نقشی نقادانه و در بهترین حالت افشا گرانه پیدا میکنند و در تغییر و تحولات جامعه ما نمیتوانند نقش موثر و مسولانه ای ایفاء کنند.
آرش آذرخش
فرودین 1403
مارس 2024
Forwarded from باران
در صورت کاندیداتوریِ کدام یک از افراد زیر حتماً در انتخابات ریاستجمهوریِ پیشرو مشارکت خواهید کرد؟
Anonymous Poll
5%
۱. تفاوتی نمیکند، به عنوان وظیفهای میهنی و شرعی، همواره در انتخابات شرکت خواهم کرد.
7%
۲. محمود احمدینژاد
2%
۳. حسن روحانی
11%
۴. سید محمد خاتمی
6%
۵. مصطفی تاجزاده
2%
۶. علی لاریجانی
2%
۷. سعید جلیلی
1%
۸. محسن رضایی میرقائد
3%
۹. سایر کاندیداها
62%
۱۰. تحت هیچ شرایطی در انتخابات شرکت نخواهم جُست
Forwarded from کانال شورای برگزاری آکسیونهای مشترک در هلند (آرش آذرخش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۴ ایرانیان ساکن هلند در دومین سال از قتل حکومتی ژینا ( مهسا ) امینی در میدان بورس پلین آمستردام گرد هم آمدند
شعار " زن ، زندگی ، آزادی " را فریاد زدند و جنبشی را که ایرانیان تا روز پیروزی بر ستمکاران رژیم حاکم ادامه خواهند داد را همراهی کنند .
گزارشگر :
سام ویشکا
شعار " زن ، زندگی ، آزادی " را فریاد زدند و جنبشی را که ایرانیان تا روز پیروزی بر ستمکاران رژیم حاکم ادامه خواهند داد را همراهی کنند .
گزارشگر :
سام ویشکا
Forwarded from اخبار اعتراضات مردمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوش بدهید. بسیار زیباست* *چه شاهکاری شده این نسل جوان ایران...*✌🏻🔥
کانال آرش آذرخش:
✅صدای سوم در مواجهه با جنگ مابین اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی
🔺در سایه مبارزات بسیار پر هزینه مردم ایران، جامعه ما به دستاوردهای درخشانی در رابطه با گفتمان سازی و ارائه راهکارها در قالب شعارهای معین دست پیدا کرده است.
این شعار ها برخی سلبی و برخی ایجابی هستند.
شعارهای سلبی مردم ایران که تبدیل به گفتمان شد عبارت است از :
" نه به حجاب اجباری "
" نه به اعدام"
"نه به جمهوری اسلامی"
شعار ایجابی مردم ایران هم که دارای اهمیت بسیار ویژه است و در ایجاد همبستگی اجتماعی جهت بر جسته کردن صدای مردم ( به عنوان صدای سوم) نقش بسیار مهمی داشته است، شعار پر افتخار" زن زندگی، آزادی است.
رژیم جمهوری اسلامی به طرق مختلف در پی کم رنگ کردن و بی رمق کردن این شعارهای سلبی و ایجابی است.
یکی از این ابزار ها "جنگ" و نتیجه آن است که میتواند کارکردی دو گانه در رابطه با بقا و یا فنای رژیم جمهوری اسلامی داشته باشد.
ما به عنوان نیروهای مخالف رژیم جمهوری اسلامی که به سرنگونی محتوم این رژیم باور داریم و تداوم و بقای رژیم را کاملا با منافع مردم ایران، منافع ملی کشور و در نهایت با موجودیت کشور در تعارض میدانیم، در مقابل جنگ خارجی نمیتوانیم شعار " زنده باد جنگ" سر بدهیم، در واقع هیچ نیروی سیاسی ای حاضر نیست چنین ریسکی بکند و این شعار را سر بدهد، اما با شهامت کامل و شفافیت کامل، میتوانیم شعار " نه به جنگ" و "نه به جمهوری اسلامی" را همراه با شعار پیروز باد انقلاب " زن زندگی آزادی" سر بدهیم.
سر دادن این سه شعار سلبی و ایجابی منجر به تقویت صدای سوم یعنی صدای مردم میشود.
هیچ نیروی سیاسی ای حق ندارد از نقطه عزیمت، کسب قدرت سیاسی یا مشارکت خفت بار در قدرت، نقش عاملیت خود را در چالش و جنگی که مابین دو نظام کاملا متکی بر آپارتاید در حال بالفعل شدن است ، به اجراء در آورد.
نیروی سیاسی مردمی باید به تقویت صدای سوم و قدرتمند کردن سپهر عمومی و توانمند کردن هر چه بیشتر جنبش های اجتماعی و سیاسی، به نقش حساس و تاریخی خود عاملیت فعال ببخشد, نه اینکه تبدیل به دنبالچه های دو نظام متکی بر آپارتاید شود.
جبهه سوم یا صدای سوم باید در عمل و با شعارهای سلبی و ایجابی مشخص و در میدان مبارزه، یعنی شعار هایی همانند :
"نه به اعدام"
"نه به حجاب اجباری"
"نه به انتخابات فرمایشی"
و همچنین " نه به جنگ" و "نه به جمهوری اسلامی" و نهایتا "پیروز باد انقلاب" به رسالت تاریخی خود عمل کند
کدام انقلاب؟
انقلاب " زن, زندگی, آزادی" که همانند آتشی گداخته در زیر خاکستر است.
شاید رژیم اسلامی حاکم بر ایران بخواهد با توسل به جنگ خارجی و ساخت و پاخت های بین المللی، خاکستر بیشتری بر روی این آتش گداخته بپاشد، اما مخالفین واقعی نظام با تکیه بهینه بر قدرت لایزال مردم ایران نباید این اجازه را به رژیم جمهوری اسلامی بدهد.
شاید رژیم جنایتکار اسلامی برای فرافکنی از اوضاع اسفناکی که برای اقشار مختلف مردم ایران ایجاد کرده است، بخواهد ایران را وارد یک جنگ با کشوری خارجی سازد ، اما جهانیان می دانند که دشمن واقعی مردم ایران همین حکومتی است که به انحا مختلف شهروندان خود را سرکوب و شکنجه و اعدام می کند و کمترین مطالبات مردم را پاسخگو نیست الا با گلوله و چوبه های دار و زندانهای بلند مدت و .....
مردم ایران با سرفرازی سالهاست شعار می دهند: " دشمن ما همینجاست دروغ میگن آمریکاست" مرز خود را با حکومت کاملاً مشخص کرده اند و او را به وضوح دشمن خود خوانده اند. مصداق بارز این مرزبندی حضور کشاورزان اصفهانی در نماز جمعه و ایستادن شان در صفوفی منظم ولی پشت به تریبون امام جمعه با سر دادن شعار " رو به میهن، پشت به دشمن" بود!
اوج این شکوهِ و درایت، در انقلاب با شکوه زن، زندگی، آزادی متجلی شد آنجا که منشور مترقی دوازده ماده ای مطالبات حداقلی جنبش ژینا منتشر شد، آنجا که ایرانیان دیاسپورا در همایش های بزرگ خواستار محکومیت جنایات رژیم جمهوری در عرصه بینالمللی شده و به حمایت از انقلاب زن زندگی آزادی پرداختند. این مبارزات با شکوه و دیگر مبارزات جاری بازنشستگان ، کارگران، زنان ، معلمان و پرستاران و .... نشان از سرزندگی انقلاب پویا و پر افتخار زن زندگی آزادی دارند.
بدا به حال افراد و جریاناتی که از این دستاوردها و افتخارات که با قطره قطره خون شجاع دلان وطن به دست آمده است راحت می گذرند و امید دارند که آزادی ، عدالت، توسعه و برابری را با موشک و بمب و جنگ به ایران بیاورند. اینان آگاهانه یا نا آگاهانه خود را در زمره دشمنان ایران و مردم ستمدیده ایران قرار داده اند. به این امید که از این نمد برای خود کلاهی بسازند.
✅صدای سوم در مواجهه با جنگ مابین اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی
🔺در سایه مبارزات بسیار پر هزینه مردم ایران، جامعه ما به دستاوردهای درخشانی در رابطه با گفتمان سازی و ارائه راهکارها در قالب شعارهای معین دست پیدا کرده است.
این شعار ها برخی سلبی و برخی ایجابی هستند.
شعارهای سلبی مردم ایران که تبدیل به گفتمان شد عبارت است از :
" نه به حجاب اجباری "
" نه به اعدام"
"نه به جمهوری اسلامی"
شعار ایجابی مردم ایران هم که دارای اهمیت بسیار ویژه است و در ایجاد همبستگی اجتماعی جهت بر جسته کردن صدای مردم ( به عنوان صدای سوم) نقش بسیار مهمی داشته است، شعار پر افتخار" زن زندگی، آزادی است.
رژیم جمهوری اسلامی به طرق مختلف در پی کم رنگ کردن و بی رمق کردن این شعارهای سلبی و ایجابی است.
یکی از این ابزار ها "جنگ" و نتیجه آن است که میتواند کارکردی دو گانه در رابطه با بقا و یا فنای رژیم جمهوری اسلامی داشته باشد.
ما به عنوان نیروهای مخالف رژیم جمهوری اسلامی که به سرنگونی محتوم این رژیم باور داریم و تداوم و بقای رژیم را کاملا با منافع مردم ایران، منافع ملی کشور و در نهایت با موجودیت کشور در تعارض میدانیم، در مقابل جنگ خارجی نمیتوانیم شعار " زنده باد جنگ" سر بدهیم، در واقع هیچ نیروی سیاسی ای حاضر نیست چنین ریسکی بکند و این شعار را سر بدهد، اما با شهامت کامل و شفافیت کامل، میتوانیم شعار " نه به جنگ" و "نه به جمهوری اسلامی" را همراه با شعار پیروز باد انقلاب " زن زندگی آزادی" سر بدهیم.
سر دادن این سه شعار سلبی و ایجابی منجر به تقویت صدای سوم یعنی صدای مردم میشود.
هیچ نیروی سیاسی ای حق ندارد از نقطه عزیمت، کسب قدرت سیاسی یا مشارکت خفت بار در قدرت، نقش عاملیت خود را در چالش و جنگی که مابین دو نظام کاملا متکی بر آپارتاید در حال بالفعل شدن است ، به اجراء در آورد.
نیروی سیاسی مردمی باید به تقویت صدای سوم و قدرتمند کردن سپهر عمومی و توانمند کردن هر چه بیشتر جنبش های اجتماعی و سیاسی، به نقش حساس و تاریخی خود عاملیت فعال ببخشد, نه اینکه تبدیل به دنبالچه های دو نظام متکی بر آپارتاید شود.
جبهه سوم یا صدای سوم باید در عمل و با شعارهای سلبی و ایجابی مشخص و در میدان مبارزه، یعنی شعار هایی همانند :
"نه به اعدام"
"نه به حجاب اجباری"
"نه به انتخابات فرمایشی"
و همچنین " نه به جنگ" و "نه به جمهوری اسلامی" و نهایتا "پیروز باد انقلاب" به رسالت تاریخی خود عمل کند
کدام انقلاب؟
انقلاب " زن, زندگی, آزادی" که همانند آتشی گداخته در زیر خاکستر است.
شاید رژیم اسلامی حاکم بر ایران بخواهد با توسل به جنگ خارجی و ساخت و پاخت های بین المللی، خاکستر بیشتری بر روی این آتش گداخته بپاشد، اما مخالفین واقعی نظام با تکیه بهینه بر قدرت لایزال مردم ایران نباید این اجازه را به رژیم جمهوری اسلامی بدهد.
شاید رژیم جنایتکار اسلامی برای فرافکنی از اوضاع اسفناکی که برای اقشار مختلف مردم ایران ایجاد کرده است، بخواهد ایران را وارد یک جنگ با کشوری خارجی سازد ، اما جهانیان می دانند که دشمن واقعی مردم ایران همین حکومتی است که به انحا مختلف شهروندان خود را سرکوب و شکنجه و اعدام می کند و کمترین مطالبات مردم را پاسخگو نیست الا با گلوله و چوبه های دار و زندانهای بلند مدت و .....
مردم ایران با سرفرازی سالهاست شعار می دهند: " دشمن ما همینجاست دروغ میگن آمریکاست" مرز خود را با حکومت کاملاً مشخص کرده اند و او را به وضوح دشمن خود خوانده اند. مصداق بارز این مرزبندی حضور کشاورزان اصفهانی در نماز جمعه و ایستادن شان در صفوفی منظم ولی پشت به تریبون امام جمعه با سر دادن شعار " رو به میهن، پشت به دشمن" بود!
اوج این شکوهِ و درایت، در انقلاب با شکوه زن، زندگی، آزادی متجلی شد آنجا که منشور مترقی دوازده ماده ای مطالبات حداقلی جنبش ژینا منتشر شد، آنجا که ایرانیان دیاسپورا در همایش های بزرگ خواستار محکومیت جنایات رژیم جمهوری در عرصه بینالمللی شده و به حمایت از انقلاب زن زندگی آزادی پرداختند. این مبارزات با شکوه و دیگر مبارزات جاری بازنشستگان ، کارگران، زنان ، معلمان و پرستاران و .... نشان از سرزندگی انقلاب پویا و پر افتخار زن زندگی آزادی دارند.
بدا به حال افراد و جریاناتی که از این دستاوردها و افتخارات که با قطره قطره خون شجاع دلان وطن به دست آمده است راحت می گذرند و امید دارند که آزادی ، عدالت، توسعه و برابری را با موشک و بمب و جنگ به ایران بیاورند. اینان آگاهانه یا نا آگاهانه خود را در زمره دشمنان ایران و مردم ستمدیده ایران قرار داده اند. به این امید که از این نمد برای خود کلاهی بسازند.
دشمن ملت ایران، رژیم جمهوری اسلامی است . جنگ مردم ایران با رژیم جنایتکار اسلامی است و پیروزی انقلاب با شکوه زن، زندگی، آزادی نقطه ی پایانی بر تمام جنایات جمهوری اسلامی در ایران و سراسر دنیا خواهد بود.
پیروز باد انقلاب زن زندگی آزادی
🔺آرش آذرخش
14 اکتبر 2024
@arash1934
پیروز باد انقلاب زن زندگی آزادی
🔺آرش آذرخش
14 اکتبر 2024
@arash1934
Forwarded from شب نشيني هالو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍
به نام خدای آزادی
«مرگ یا قتل حکومتی
در انتظار محمد نوریزاد»
دو هفته قبل بخاطر آلودگی هوا، ملاقات تعطیل بود و از چهارشنبه پیش تا این هفته هم ماجراهایی پیش آمده که ما از چند و چون آن اطلاعی نداریم. فقط میدانیم که گستاخانه دست و پای آقای نوریزاد را بسته و به انفرادی انداخته اند! سه روز را با دست و پای بسته و اعتصاب غذای خشک سپری کرده اند.
پس از رهایی از انفرادی خبر اعتراضشان را نسبت به فعالیت مافیای مواد مخدر و بیگاری از زندانیان به ما دادند که بعد از آن تلفنشان را هم قطع کردند.
سه روز از وضعیتشان بی اطلاع بودیم تا دیشب (دوشنبه) که از طریق تلفن دوستی تماس گرفتند؛ به سختی سخن می گفتند، ولی خبر دادند که چهارشنبه به ملاقات برویم.
امروز (سهشنبه) خبردار شدیم که "ملاقات ممنوع" هستند!
سه هفته است که ایشان را ندیدهایم و نمیدانیم چه بر سر ایشان آمده که نای سخن گفتن ندارند.
لابدخوشحال میشوید که زندانیان را بجایی برسانید که جانشان را کف دستشان بگیرند تا مگر فریاد اعتراضشان شنیده شود؟!
آیا اینگونه رفتار با زندانی مرگ یا قتل حکومتی نیست؟
من فردا برای ملاقات میآیم و آقای نوریزاد هم باید بیایند؛ من حتما باید ایشان را ببینم و از حالشان باخبر شوم.
امیدوارم متوجه شرایط بحرانی ایشان باشید و با جانشان بازی نکنید.
فردا، اوین، ملاقات
فاطمه ملکی
۴ دی ۱۴۰۳.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
به نام خدای آزادی
«مرگ یا قتل حکومتی
در انتظار محمد نوریزاد»
دو هفته قبل بخاطر آلودگی هوا، ملاقات تعطیل بود و از چهارشنبه پیش تا این هفته هم ماجراهایی پیش آمده که ما از چند و چون آن اطلاعی نداریم. فقط میدانیم که گستاخانه دست و پای آقای نوریزاد را بسته و به انفرادی انداخته اند! سه روز را با دست و پای بسته و اعتصاب غذای خشک سپری کرده اند.
پس از رهایی از انفرادی خبر اعتراضشان را نسبت به فعالیت مافیای مواد مخدر و بیگاری از زندانیان به ما دادند که بعد از آن تلفنشان را هم قطع کردند.
سه روز از وضعیتشان بی اطلاع بودیم تا دیشب (دوشنبه) که از طریق تلفن دوستی تماس گرفتند؛ به سختی سخن می گفتند، ولی خبر دادند که چهارشنبه به ملاقات برویم.
امروز (سهشنبه) خبردار شدیم که "ملاقات ممنوع" هستند!
سه هفته است که ایشان را ندیدهایم و نمیدانیم چه بر سر ایشان آمده که نای سخن گفتن ندارند.
لابدخوشحال میشوید که زندانیان را بجایی برسانید که جانشان را کف دستشان بگیرند تا مگر فریاد اعتراضشان شنیده شود؟!
آیا اینگونه رفتار با زندانی مرگ یا قتل حکومتی نیست؟
من فردا برای ملاقات میآیم و آقای نوریزاد هم باید بیایند؛ من حتما باید ایشان را ببینم و از حالشان باخبر شوم.
امیدوارم متوجه شرایط بحرانی ایشان باشید و با جانشان بازی نکنید.
فردا، اوین، ملاقات
فاطمه ملکی
۴ دی ۱۴۰۳.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🩸 هموطنان آزاده :
بار دیگر هم صدا و هم پیمان با هم علیه اعدام، این پدیده به غایت ضد انسانی به میدان میآییم.
این بار حکم اعدام پخشان عزیزی که خود یکی از سمبل های مبارزه در دفاع از آزادی است صادر شد.
به قول سپیده قلیان:
"ما نمیتوانیم و نمیخواهیم ساکت بمانیم. اگر امروز صدایمان را بلند نکنیم، فردا نوبت قصهی دیگری خواهد بود. میخواهیم که این زنجیره را قویتر کنیم. نگذاریم قصهی #پخشان_عزیزی ، قصهای بیپایان از حسرت و سکوت باشد. صدای او باشیم. "
جهت محکوم کردن این حکم ظالمانه در روز یکشنبه19 ژانویه ساعت 13.00 الی 14.30 در میدان بورس پلاین آمستردام گرد هم میآییم و هم صدا با هم شعار "نه به اعدام" و "سرنگون باد جمهوری اسلامی" را سر میدهیم.
#بچه_های _اکباتان
#وریشه_مرادی
#مجاهد_کورکور
#مهدی_حسنی
#بهروز_احسانی
🔺شورای بر گزاری آکسیونها در هلند
بار دیگر هم صدا و هم پیمان با هم علیه اعدام، این پدیده به غایت ضد انسانی به میدان میآییم.
این بار حکم اعدام پخشان عزیزی که خود یکی از سمبل های مبارزه در دفاع از آزادی است صادر شد.
به قول سپیده قلیان:
"ما نمیتوانیم و نمیخواهیم ساکت بمانیم. اگر امروز صدایمان را بلند نکنیم، فردا نوبت قصهی دیگری خواهد بود. میخواهیم که این زنجیره را قویتر کنیم. نگذاریم قصهی #پخشان_عزیزی ، قصهای بیپایان از حسرت و سکوت باشد. صدای او باشیم. "
جهت محکوم کردن این حکم ظالمانه در روز یکشنبه19 ژانویه ساعت 13.00 الی 14.30 در میدان بورس پلاین آمستردام گرد هم میآییم و هم صدا با هم شعار "نه به اعدام" و "سرنگون باد جمهوری اسلامی" را سر میدهیم.
#بچه_های _اکباتان
#وریشه_مرادی
#مجاهد_کورکور
#مهدی_حسنی
#بهروز_احسانی
🔺شورای بر گزاری آکسیونها در هلند
Forwarded from کانال شورای برگزاری آکسیونهای مشترک در هلند (آرش آذرخش)
🩸هموطنان آزاده:
رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی در لوای مذاکره با امریکا و در سایه جنگ یا سازش و در هراس از ابر خیزش انقلابی مردم ایران، به اعدام و کشتار در ایران ابعاد گسترده تری داده است.
بر ماست که درکنار هم، همراه با کار زار سه شنبه های اعتراضی زندانیان سیاسی علیه اعدام ها، صدای اعتراض مان را بلند کنیم.
ما، شورای بر گزاری آکسیونها در هلند در کادر اقدام مشترک علیه اعدام ها، همگام با همرزمان مان در بیش از 10شهر در کشورهای اروپایی بار دیگر به میدان میآییم.
وعده ما : روز شنبه 31 می ساعت 14.00 در Beursplein آمستردام.
با امید به حضور شما هموطن مبارز و آزاده در این گردهمایی
🔺شورای بر گزاری آکسیونها در هلند.
رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی در لوای مذاکره با امریکا و در سایه جنگ یا سازش و در هراس از ابر خیزش انقلابی مردم ایران، به اعدام و کشتار در ایران ابعاد گسترده تری داده است.
بر ماست که درکنار هم، همراه با کار زار سه شنبه های اعتراضی زندانیان سیاسی علیه اعدام ها، صدای اعتراض مان را بلند کنیم.
ما، شورای بر گزاری آکسیونها در هلند در کادر اقدام مشترک علیه اعدام ها، همگام با همرزمان مان در بیش از 10شهر در کشورهای اروپایی بار دیگر به میدان میآییم.
وعده ما : روز شنبه 31 می ساعت 14.00 در Beursplein آمستردام.
با امید به حضور شما هموطن مبارز و آزاده در این گردهمایی
🔺شورای بر گزاری آکسیونها در هلند.