زیر سقف آسمان🗯
هر چه را به سمع و نظرم جالب آمد در این مکان درج می نمایم.
Download Telegram
بسم الله نبدا🌸
گاهی نداهایی در اعماق وجودم به وجود می آید و با پچ پچ و وسوسه هایش من را مجاب می کند که چرا کمی نمی نویسی تا شاید بار سنگین کلمات در انباری تولید حرف و کلمات و خیالات و .. کمی سبک تر شود و از این منفذ کمی این کارگاه پر از حرف های ناگفته و ننوشته بیرون انداخته شوند و به قول معروف گرد گیری و خانه تکانی ای کرده باشیم ،
و ما هم به مانند خدمتکاری مطیع و گوش به فرمان و شایدم کمی سمج در نهایت در نصف شب اومدیم کمی بنویسیم ، به عقیده ی من خانه و کاشانه ی درون هر آدمی در آستانه ی خواب شلوغ ترین و پر هیاهو ترین نقطه ی آدمی است ، به این فکر می کنم اگر پروردگار این قدرت و نیرو را به انسان می داد که بتوانند حرف های خیالی و ذهنی افراد دیگر رو بشنوند با قاطعیت می توانم بگویم دیوانه می شدیم ، هیچ اغراقی در این سخن نیست ، ولی دیگر این شکلی نشد .
حالا در این موقع کمر بر میان بسته ام تا چند خطی بنویسم :
همکنون تنها حادثه ای که ذهن من رو دگیر خود کرده ، صدای قطرات بارانی است که بادعزیز آن را به خشونت هر چه تمام تر به پنجره ی اتاق می کوباند و گاهی هم رعد و برق به مانند جناب اقای عکاس در حد چند ثانیه و چشم بر هم زدنی ، اتاق رو کاملا روشن می کند و تمام می شود و صدای بخاریی که با صدای یکنواختش زحمت گرم کردن اتاق را می کشد و چقدر صدای باران لذت بخش و دلنواز است و روح آدمی را جلا می دهد .
اگرچه امشب کم قلم فرسایی کردم ولی نمی دانم چرا چشمانم دیگر سوی دیدن نور صفحه ی گوشی رو نداره ،
باشد برای زمانی دیگر .


ا.ع

1402/10/22
هیچ باور میکنی رمضان رسيده و 9 روز هم از آن سپری شده و تنها 21 روز دیگر رمضان تمام می شود. ⬆️⬇️