احمد پورمندی
228 subscribers
16 photos
56 videos
2 files
165 links
در این کانال نوشته ها، گفتار های خودم و گفتگویی هایی را در آنها مشارکت داشتم، به اشتراک می گذارم
Download Telegram
خواب های طلایی !

خبر فوری!
بعد از چند دور مذاکرات فشرده میان هئت های نمایندگی طرفین، سرانجام متن توافق نامه نهایی به شرح زیر به امضای آقایان میر حسین موسوی و رضا پهلوی رسید
۱- پیرو خواست اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران، طرفین تشکیل جبهه نجات ملی بر اساس اصول آزادی، برابری شهروندان در مقابل قانون، در قانون و در استفاده از فرصت ها، تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور و پاسداری از حقوق اساسی شهروندان را اعلام نموده، همه توان خود را صرف گذار خشونت پرهیز، سامانمند و دموکراتیک از جمهوری اسلامی به حکومتی سکولار و دموکراتیک خواهند کرد.
۲- طرفین مخالفت خود را با بهره جویی از قدرت نظامی کشور های دیگر در روند گذار اعلام کرده، از همه دولت های جهان و بویژه از دولت ایالت متحده آمریکا می خواهند که ضمن خودداری از حمله نظامی به ایران، از مبارزات خشونت پرهیز مردم ایران، به رهبری « جبهه نجات ملی»و از طریق آن، حمایت کند.
۳- جبهه نجات ملی، آمادگی خود برای هدایت مبارزات مردم ایران، پایان دادن به جمهوری اسلامی، تشکیل دولت موقت و برگزاری انتخابات آزاد مجلس موسسان قانون اساسی، زیر نظر مراجع صلاحیت دار بین المللی را اعلام نموده، از همه دولت ها می خواهد که این جبهه را به عنوان آلترناتیو ج.ا. به رسمیت بشناسند.
۴- جبهه نجات ملی عمر دولت موقت را حداکثر ۶ ماه تعیین نموده، خود را به قانون اساسی نوین و کلیه تصمیمات مجلس موسسان پای بند می داند و دولت بر آماده از آن را ، به هر شکلی که باشد، دولت قانونی ایران دانسته، خواستار به رسمیت شناختن آن از سوی همه مردم ایران و همه دولت های جهان خواهد بود.
۵- رئوس کلی برنامه جبهه برای آینده ایران به قرار زیر است و دولت موقت نیز کشور را در چهارچوب این توافقات اصولی اداره خواهد کرد.
۵-۱ کشور براساس اصل تفکیک قوای مجریه، مقننه و قضاییه و استقلال رسانه ها اداره می شود.
۵-۲ در ساختار سیاسی کشور، همه مسولین سیاسی، انتخابی خواهند بود و حق عزل آنها بوسیله انتخاب کنندگان، در قانون اساسی تضمین خواهد شد. بر حسب صلاحدید مجلس موسسان، رئیس کشور که نماد وحدت، استمرار دولت و پاسداری از قانون اساسی است، می تواند رئیس جمهور یا پادشاه نامیده شود.
۵-۳ - ایران با حفظ تقسیمات استانی کنونی، به شکل فدرال اداره خواهد شد. ایران فدرال دارای ارتش و پول ملی واحد است، سیاست خارجی، مدیریت اقتصاد کلان و راه های ملی و نظایر آن در انحصار دولت مرکزی است.سایر امور کشور در حوزه اقتدار و مسولیت دولت های استانی قرار خواهد داشت. آموزش به زبان مادری آزاد است و فارسی زبان ارتباطی همه باشندگان کشور است. در ایران فدرال بودجه و سیاست های کلان اقتصادی بر اساس تبعیض مثبت به سود منطق و استان های محروم کشور تنظیم می شود و مجلس فدرال، مرکب از نمایندگان دولت های محلی، در کنار پارلمان، بخشی از قوه مقننه خواهد بود.
۵-۴ - نجات محیط زیست کشور و حفظ آن در صدر وظایف دولت و جامعه قرار می گیرد.
۵-۵ - دولت فدرال ایران با هیچ یک از دولت های جهان تخاصمی نخواهد داشت و آماده است که مناسبات سیاسی با دولت ایالات متحده آمریکا بر اساس احترام متقابل و رسیدگی عادلانه به دعاوی طرفین را از سر بگیرد. دولت همچنین از ترک مخاصمه با دولت اسرائیل و حرکت در جهت عادی سازی روابط دو دولت، استقبال می کند.
۵-۶- دولت فدرال ایران، پروژه هایی نظیر غنی سازی اورانیم را تعطیل می کند و نیرو های مسلح کشور را بر اساس دکترین « دفاع هوشمند» کوچک و بازسازی خواهد کرد.
۵-۷- دولت برآمده از انقلاب ملی ایرانیان، برای کاهش آلام خانواده های داغدار جانباختگان ، جلوگیری از تکرار جنایت و سرکوب، مجازات جانیان و گام برداشتن در جهت آشتی ملی، مجازات اعدام را لغو نموده، روند اعمال عدالت انتقالی را با کمک مراجع بین المللی فعال خواهد نمود.
۵-۸- از نگاه دولت ایران، حقوق زنان حقوق بشر است. دولت تمام قوانین ضد زن را به فوریت ملغی خواهد کرد و در همه شئونات جامعه، برای جبران ستم هایی که بر زنان و اقلیت های قومی، جنسی، دینی و اجتماعی رفته است، سیاست ها و قوانین ترجیحی به سود آسیب دیدگان و شکوفایی فرهنگ های متنوع ایرانی، وضع و اعمال خواهد کرد.
۵-۹- سیاست های اقتصادی کشور بر احترام به حقوق مالکیت، بازگشت به چرخه اقتصاد جهانی و توسعه دموکراتیک، محیط زیستی و دانش بنیاد و تامین عدالت اجتماعی بر اساس توانمند سازی شهروندان استوار است.

سوم اسفند ۱۴۰۴
میر حسین موسوی رضا پهلوی
👍6
یادداشت فوق را در فیس بوک به اشتراک گذاشتم . شماری از خوانندگان به آن واکنش نشان دادند و خطاب به آنها نوشتم :
دوستان عزیزی که کامنت گذاشتید، بعضا طعنه زدید و مسخرگی کردید. من نه خواب دیده ام و نه دچار توهم هستم. برای مطرح کردن یک اندیشه که اصلا هم تاره نیست، زبان رویاپردازی را انتخاب کردم تا شاید گوش های شنوای بیشتری بیابد. دیگر بعد از شعار های دیروز در دانشگاه های امیر کبیر و شریف، باید قبول کنید که پهلوی فقط در خارج مطرح نیست و با پدیده پهلویسم نمی توان با مسخره بازی برخورد کرد. پهلویسم، به همین شکل که در دفترچه اضطرار و مانور های رضا پهلوی مطرح شده، نماینده راست مدرن ایران است که برای کسب همه قدرت خیز برداشته است. من هم مطمئن هستم که این زیاده خواهی قابل تحقق نیست و این جریان، یا باید با روحانیت سنتی قم که جریانی کم اثر و بسیار مرتجع تر از همه نیروهای دیگر است و محافل افراطی دیگری در درون حکومت ، ائتلاف کند و یا با میانه جمهوریخواهی که تجلی آن در داخل کشور ۲۶ نفر امضا کننده بیانیه های ۱۷ نفره بعلاوه زوج موسوی- رهنورد است، وارد ائتلاف شود. من گزینه دیگری جز شکستی بزرگ نمی بینم. شما می بینید؟ سیاست با بکارت پرستی و « مرگ بر همه» میانه ای ندارد و ارتدکس هایی که با ایدئولوژی ها طلسم شده اند، نباید مشکل فکری خود را به فضای سیاسی کشور تزریق کنند. سعی من این بود که با تدوین یک سند، نقاط مشترک این دو جریان کلان اجتماعی و ظرفیت های بالقوه ائتلاف را نشان بدهم. اگر راست مدرن از اقتدارگرایی فعلی فاصله بگیرد و میانه متکی بر طبقه متوسط هم چسپندگی نامعاصر به سنن عقب مانده و ورشکسته را کنار بگذارد، آنگاه شاهد همپوشانی بزرگی خواهیم بود که در این سند به نمایش در آمده است. سند بر پایه این دو پیرایش تدوین شده است. خوشحال می شوم اگر وارد بحث جدی تر شوید و نشان بدهید که برای پل زدن میان واشنگتن و کوچه اختر در تهران، چه کار باید کرد و از چه کارهایی باید پرهیز نمود. مجاهدین هم اگر عاقل باشند، باید بجای بازی خراب کنی، جریان ۲۶ بعلاوه ۲ را تقویت کنند و وارد وزن کشی در مجلس موسسان شوند. در آخر، پهلویسم اگر تسلیم جریان متوهم، اقتدارگرا و انحصار طلب دفترچه اضطرار شود، شکست سنگینی را به خود و دشواری های مضاعفی را به خیزش مردم ایران تحمیل خواهد کرد. تاسیس یک نهاد نیرومند جمهوریخواه در خارج از کشور، به روند پیرایش جریان میانه از سنت های دست و پا گیر و پیرایش جریان پهلویسم از اقتدارگرایی و ایجاد پل ها کمک خواهد کرد. شما هم ایده هایتان را به اشتراک بگذارید.
3👍1
با آقای کوروش پارسا قرار گذاشته ایم که برای رسانه اینترنتی سیمای جمهوری ، برنامه ای با عنوان « زنگ هفتم» تهیه کنیم. زنگ هفتم ، استعاره ایست برای زمان گفتگوی آزاد ، بدون محدودیت و عمومی ، پس از پایان وقت های اداری!
در این گفتار های کوتاه که قرار نیست بیشتر از ۵-۶ دقیقه باشد، هر بار در مورد یکی از موضوعات روز، نکاتی را مطرح می کنم، با این امید که واکنش مخاطبان در فضای مجازی، سبب باز شدن باب گفتگو بشود.
مخاطب این برنامه ها آن بخش از شهروندانی هستند که حوصله بیشتر از ۵ دقیقه را ندارند!
عنوان برنامه زنگ هفتم امروز این است :
جان هر انسان مهم است

https://www.youtube.com/live/9bUJpZj1_Ow?si=9NuzG48VXOWIQZJk
👍4
با شروع جنگ ، جلوگیری از تنش در میان نیروهایی که علیه ج.ا. مبارزه می کنند، بیش از پیش اهمیت یافته است. طرح فدرالیسم قومی که بویژه از سوی احزاب کردی پیگیری می شود، می تواند به درگیری های خونین میان مردم و وضعیتی نظیر یوگسلاوی سابق منجر شود. آقایان می خواهند چه بلایی بر سر شهرهایی نظیر اورمینه بیاورند؟ ایران می تواند با یک "فدرالیسم تعاونی" بر پایه تقسیمات کشوری کنونی و به رسمیت شناختن آموزش به زبان مادری ، حقوق همه اقوام را به خوبی تامین کند. کسانی که بر فدرالیسم قومی پافشاری می کنند، آینده تیره ایران را تیره تر خواهند کرد. به این نکات در گفتار زیر پرداخته ام

https://www.youtube.com/live/TP_XowDGNj8?si=DPiAb2wWb9IJNgO2
1👍1
آیا امید رستگاری هست؟
در این روز های دشوار، که خامنه ای «شهادت در مقابل دشمنان اسلام » را به پیروانش هدیه کرده است، نگرانی راه شادی را می بندد. امید هنوز کورسویی است که در معرض تندباد ها، جان سختی می کند و « نمی دانم ها» از در و دیوار بر سرمان آوار می شوند.
آیا ققنوس ایران، از خاکستر، بار دیگر به سلامت سر بر می آورد؟
آیا گسل ها و چندپارگی ها ، جایی برای خوش بینی باقی می گذارد؟
در حالی که غرش بمب ها و‌ موشک ها ادامه دارد، در سویی رقص و پایکوبی است و در سوی دیگر، حامیان نظام به عزا نشسته اند.
فاصله عمیق، راه تسلای ناشی از رواداری ایرانی را بسته است.
صدای مصلحانی که به آشتی ملی می اندیشند، خاموش شده یا پژواکی ندارد.
عصبیت زهری است که بر پیکر رنجور ایران تزریق می شود. آیا خدای عقلانیت مرده است؟ این سرزمین به کدامین گناه باید چنین ناجوانمردانه مجازات شود؟
در دلم غوغایی است و برای ایستادن، محکوم به امیدم . امیدی که از تاریخ طولانی این سرزمین، زمین خوردن ها و برخاستن های بسیارش ناشی می شود . این امید شاید بی پایه نباشد و در روز های دشوار میهن، سبب تساهل، عقلانیت و پایداری ملی شود.
4
در این گفتار کوشش کردم نشان بدهم که این جنگ نه رهایی بخش است و نه میهنی . هیچ تهدید معتبری علیه منافع آمریکا و امنیت اسراییل وجود نداشت و هیچ خطری متوجه ایران نمی شد اگر ج.ا. از پافشاری بر آرمان های بنیادگرایی شیعه و برنامه های ضد ملی، نظیر غنی سازی اورانیوم دست می کشید.
از منظر مردم ایران، حکومت بر سر کار، موظف بود که از صلح و امنیت کشور ، به هر قیمت دفاع کند و باید به عنوان مسول اصلی کشاندن کشور به جنگ در مقابل مردم، نسل های آینده و تاریخ پاسخگو باشد.
آنها که این جنگ را رهایی بخش میدانستند و از زبان رضا پهلوی، از ترامپ به خطر آغاز جنگ تشکر کردند، در تک-تک جنایت های جنگی و ویرانی هایی که به بار می آید، با مهاجمان آمریکایی و اسراییلی مسولیت مشترک دارند.
در این گفتار همچنین بر شجاعت پذیرش خطا از سوی نیرو های دموکرات و جمهوریخواه و تلاش در راستای همیاری در متن جامعه و ایتلاف گسترده برای تشکیل مجلس موسسان تاکید کرده ام

https://www.youtube.com/live/CzSxjj1glzg?si=mJce9GBu5OXUS-lS
6
زنگ تنفس!
گزارش اجلاسیه مجلس خبرگان برای گزینش رهبر جدید.
به گزارش منابع مطلع و اظهارات سه تن از مقامات عالیه نظام که نخواستند نامشان فاش شود، ، اجلاسیه خبرگان با شرکت ۸۱ تن از علما و مراجع، با تلاوت ایاتی از قرآن مجید و قرائت حمد و سوره برای امام شهید، پشت در های بسته و در طبقه هفتم زیر زمین بیت امام ، برگزار شد .
در ابتدا، حضرت آیت الله موحدی کرمانی ، ریاست محترم مجلس، با ویلچر به جایگاه ریاست برده شدند. ایشان در حالی که اشک های خود را پاک می کردند ، به صندلی خالی مقابل جایگاه اشاره فرمودند و اظهار داشتند که امام شهیدمان ۳۷ سال بر این صندلی جلوس می کردند. جای ایشان هرگز پر نخواهد شد، اما به حسب وظیفه شرعی و قانونی، امروز بر ذمه ماست که این صندلی رهبری نظام مقدس را به سرعت پر کنیم تا خدای نکرده، دشمن به فکر سو استفاده نیفتد. از آنجایی که همه حضرات، از نور چشمی ایشان جناب حاج آق مجتبی تا حضرت علامه، جناب حاج حسن آقا خمینی، یادگار امام بزرگوار و سایر علما، همگی از عبادالصالحین هستند و آرزویی جز شهادت و پیوستن به امام شهید را ندارند، برای رعایت عدالت و انصاف، در هیت رئیسه محترم تصمیم گرفته ایم که ۸۱ عدد چشم بند را که برادران اطلاعات آماده کرده اند، در اختیار سروران قرار بدهیم و همه ، بی حصر و استثنا، پس از بستن چشم بند ها، صندلی خالی ولایت را جستجو کنیم و انکه زود تر از همه بر آن جلوس کرد، ولی امر مسلمین جهان باشد.
برادران اطلاعات چشم بند های علما را بستند و آقایان عصا زنان به جستجوی صندلی خالی قدرت پرداختند، زمان گذشت و حضرات آیات، بعد از دو ساعت جستجو، یکی پس از دیگری خسته و فرسوده در گوشه ای فرود آمدند، اما امداد غیبی نصیب هیچ کس نشد و هیچ خبره ای به صندلی شهید بزرگوار نزدیک نشد!
در وقت تنفس ، برادران حراست، چشم بند ها را باز کردند، آب و گلاب بر چهره علما پاشیدند و با قندداغ ،خاکشیر و یخ در بهشت و مقادیری تلخی و نجسی، علما را سر حال آوردند تا مجددا بر صندلی های خود جلوس بفرمایند.
ریاست محترم مجلس که از ناحیه بیضتین تحت فشار نخ برادران سپاه بود، خطاب به علما گفت اکنون که با بازی چشم بند، دم به تله ندادید، مسیر « حاج آقا شما بفرمایید» را با چشم باز و به یاری حضرت امام زمان مهدی عج طی می کنیم تا شاید این چیز های بنده هم از فشار برادران رها شود.
علما با تن فرسوده و پا های خسته، چرخیدن به دور صندلی خالی را شروع کردند. هر بار که در استانه نشستن بر آن بودند، چشمشان به تصاویر برادر هنیه و امام شهید،. بر دیوار مقابل می افتاد، جستی چالاک می زدند و خطاب به عالم روحانی بعدی، با لبخندی زیبا می گفتند : حاج آقا! حضرت عالی اعلمیت دارید، شما بفرمایید!
در حالی که برادران سپاه جوش آورده بودند و کم مانده بود که بیضتین جناب موحدی را جاکن کنند، مسول حراست زنگ پایان جلسه را به صدا در آورد و علما همگی نفسی به راحتی کشیدند.
حراست برق های تالار را خاموش کرد . ترق- ترق پوتین روی تخته های کف تالار پیچید و صدای خشک و خشن سردار در گوش علما طنین انداخت: تخم حروم ها! اگه لازم باشه ، با همین دستها، گوش تان را می پیچانم و از شما ۸۱ رهبر در می آرم. الان برید به خونه هاتون. بعد از تدفین حضرت آقا، جمع تون می کنیم تا در بیست دقیقه، دود سفید بدید بیرون!
وقتی برق ها روشن شدند، دیگر نشانی از سردار نبود. برادران حراست، ویلچر ها و عصا ها را آوردند تا علما را به آسانسور برسانند. از چشمان همه، نگرانی و وحشت می بارید. گویا سردار برای مجازات ، به آنها گفته بود که در هنگام اقامه نماز میت بر پیکر امام شهید، در فضای باز مصلای تهران ، باید همگی در صف اول نمازگزاران اقامه ببندند!
احمد پورمندی
2
عمو ترامپ، عمو بی بی! از اینکه دعوت شاهزاده عزیز، رهپر انقلاب شیر و خورشید را قبول کردید و پالایشگاه و انبار نفت را زدید، مچکریم! پول اون سه تا هواپیمایی که کویتی ها انداختند را هم بزارید به حساب ما! به جون عمو ، قابل نداره! بچه بزرگ نکردیم که بره خیابون کشته بشه! دندش نرم، باید کل پول میز رو حساب کنه ! ما ملت کبیریم، ایرانو پس می گیریم، مگه نه عمو؟
ضمنا برای تشکر از کودک- سردارانی که هنوز شربت ننوشیده اند و دنبال زدن انبار های برادران عرب هستند، میز جداگانه ای در نظر گرفته شده است. از عمو‌ها خواهشمندیم که این اطفال را به همراه نیاورند!

https://www.bbc.com/persian/live/cp814rkpz1rt
😭1
مجتبی، لوح سفید!

شاید این نخستین و تنها باری باشد که پس از مرگ یک دیکتاتور، کسی را به جایش نشانده‌اند که عملاً مثل یک صفحه کاغذ سفید است.

مجتبی خامنه‌ای، که اکنون ۵۶ سال دارد، در دو دههٔ گذشته همچون سایه‌ای در بیت پدرش حضور داشت، اما در عرصهٔ سیاست ایران و جهان هیچ حضور علنی جدی از او دیده نشد.

گاه از نقش تعیین‌کننده، اما پنهان او در این یا آن انتخابات سخن گفته شد و زمانی قصه‌هایی دربارهٔ دخالت او در کنترل صداوسیما و مدیریت «دولت پنهان» روایت شد؛ با این همه، «آقازاده» – که به گفتهٔ پدر، حالا دیگر «آقا» شده بود – تا وقتی دیکتاتور زنده بود، پرده‌نشین باقی ماند.

این می‌تواند بخشی از نقشه‌ای باشد که از ذهن حیله‌گر و شیطانی خامنه‌ای تراویده بود:

● پسر، تا زمانی که پدر در قید حیات است، پرده‌نشین، دست‌بوس و تابع مطلق بماند، در هیچ‌جا حرفی نزند و کاری نکند که پدر را ناگزیر از تشر و تقابل کند و به اعتبار هر دو خدشه‌ای وارد آید.

● مسئولیت جانشینی پسر به جای پدر و احیای نوعی سلطنت را از گردن خود بردارد و در روندی به‌دقت مهندسی‌شده، آن را به «انتخاب اصلح» از سوی «خبرگان ملت» تبدیل کند.

● به‌عنوان بخش اصلی میراث خود، لوحی سفید را بر تخت ولایت بنشاند تا پسر و همهٔ میراث‌داران نظام شیعه‌محور جمهوری اسلامی، فرصت داشته باشند مشق خود را بر آن بنویسند.

از ایام جنبش سبز به بعد، بخش‌هایی از این نقشه رو شد و معلوم شد که طرحی جدی برای برکشیدن مجتبی به مقام رهبری وجود دارد؛ با این حال، همه چیز قابل پیش‌بینی نبود.

جنگ و کشته شدن دیکتاتور، در زمان‌بندی برنامه تغییراتی را ضروری کرد، اما در نهایت، کلیت سناریو مطابق طرح پیش رفت و حالا ما شاهد جلوس کسی بر تخت ولایت هستیم که هیچ سو یا حسن‌سابقهٔ علنی‌ای ندارد و مردم ایران نه صدای او را شنیده‌اند و نه خطی از او خوانده‌اند.

این واقعیت، فرصت بی‌نظیری در اختیار ائتلاف حاکم به رهبری سرداران سپاه قرار می‌دهد تا بر انتهای تاریخ گذشته نقطه بگذارند و «از سرِ خط» شروع کنند.

قابل پیش‌بینی نیست که با توجه به تهدیدهای نتانیاهو و ترامپ، این «لوح سفید» تا چه زمان بر تخت باقی خواهد ماند و سردارانِ بدخط و کم‌سواد چه انشایی بر آن خواهند نوشت.

در کوتاه‌مدت، کمابیش روشن است که ادامهٔ وضعیت موجود و پیشبرد راه‌حل جنگی، بستن کامل فضا در داخل و تداوم بازی پرریسک، در دستور کار خواهد بود و سرداران، شانس تغییر استراتژی در پرتو تغییر رهبری را خواهند سوزاند.

سرنوشت این بازی خطرناک هر چه باشد، پیروزی جمهوری اسلامی نخواهد بود و می‌تواند تا فروپاشی حکومت ادامه یابد.

اما اگر در دقایق آخر این بازی، نوعی «عقلانیت اجباری» غلبه کند، فرصتی طلایی در اختیار مجتبی قرار خواهد گرفت تا «کشتیبان تازه»‌ی کشتی رو به سقوط نظام شود و با دستاورد بزرگِ «نجات نظام از ورطهٔ سقوط» کارش را آغاز کند.

در چنین حالتی، می‌توان تصور کرد که برای جامعهٔ سیاسی و مدنی نیز فرصت‌هایی برای نقش‌آفرینی در جهت بازگشت از فضای تنش حداکثری به فضایی نسبتاً «نرمال» و قابل تحمل فراهم آید.

گرچه تا لحظهٔ نگارش این یادداشت، مجتبی خامنه‌ای هنوز گویا باور نکرده که رهبر شده است و باید بر ایوان بیت ظاهر شود و با «امت» سخن بگوید، اما این سکوت و بهت دیری نخواهد پایید.

سرانجام او نخستین خط را – چه به فرموده و چه به ارادهٔ خود – بر این لوح سفید خواهد نوشت و آن‌گاه خواهیم توانست دربارهٔ سمت‌وسوی ولیعهد بداقبالی که زیر تعقیب قاتلان پدر و مادر و همسرش و در میان آتش و خون بر تخت نشسته است، روشن‌تر داوری کنیم.
احمد پورمندی
👍3
جمهوریخواهان همراه ثابت جنبش های اجتماعی و مبارزات مطالباتی مردم ایران هستند.
اینکه میدان مبارزه در ایران فقط یک پهلوان دارد، یک دروغ ساخته دستگاه پروپاگاندای سلطنت طلبان است.
به نقش جمهوریخواهان در این گفتار پرداخته ام.

https://www.youtube.com/live/oUuWsCYXNMo?si=WnPTV7r4Z3XrxMf_
فروم صلح ایران -اسرائیل که در سال ۲۰۲۴ با صدور بیانیه ای موجودیت خود را اعلام کرد، بوسیله شماری از روشنفکران اسراییلی و ایرانی تشکیل شده است تا در راه تقویت صلح و دوستی میان دو ملت تلاش کند.
از سوی طرف ایرانی شخصیت هایی نظیر خانم ها مهر انگیز کار و الهه امانی و آقایان بهروز بیات، تورج اتابکی، منصور فرهنگ، مهرزاد بروجردی، هادی زمانی، رضا علیجانی ، داریوش مجلسی، کاظم کردوانی، سعید پیوندی، احمد پورمندی و آرش عزیزی در تاسیس این نهاد مشارکت داشته اند.
در فوریه امسال نخستین سمینار مشترک این فروم ، در بنیاد کرایسکی وین برگزار و گزارش کامل آن در رسانه ها منتشر شد.
اینک فروم صلح در مورد حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران بیانیه زیر را صادر کرده است

https://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/more/126469/
👍2
https://www.youtube.com/live/JvgD59edDU0?si=bJvNgvRWhQwmM7XW

جمهوری فدرال تعاونی ، یک ضرورت فردای ایران !

ایران دموکراتیک به یک « فدرالیسم تعاونی-استانی» شبیه آلمان، با تامین حق آموزش به زبان مادری ، پذیرش فارسی به مثابه زبان ارتباطی، تقسیم قدرت میان دولت های محلی و دولت فدرال، نظام مالیاتی عادلانه و مکانیسم باز توزیع در آمد ها به سود استان های کمتر توسعه یافته، نیاز دارد.
ایران بزرگ و پرجمعیت است و ساختار غیر متمرکز برای آن یک ضرورت است. هر نوع پافشاری بر « فدرالیسم قومی» و باز تعریف مرز های موجود بین استانها ، بدون تفاهم ملی، قبل از استقرار کامل دموکراسی و ثبات از یک سو و و هر نوع مقابله با عدم تمرکز و فدرالیسم از سوی تمرکز گرایان، می تواند کشور را دچار آشوب های بزرگ و درد سر های نا لازم کند.
در فدرالیسم تعاونی- استانی، مالیات ها به شکلی عادلانه و توسعه محور، میان دولت فدرال، دولت های استانی و شهرداری ها توزیع می شود و به جز

سیاست خارجی و دیپلماسی

ارتش و دفاع

تابعیت و مهاجرت

سیاست پولی و بانک مرکزی

قوانین اصلی اقتصاد و تجاری

و حمل‌ونقل سراسری (راه‌آهن و بزرگراه‌های ملی)
بقیه امور در اختیار دولت های استانی خواهد بود.
داشتن یک مجلس مرکب از نمایندگان دولت های استانی در کنار پارلمان سراسری، می تواند توازن میان قدرت مرکزی و قدرت استان ها و در عین حال تمامیت ارضی و اعمال حق مالکیت مشاع همه شهروندان را تضمین کند.
در گفتار زیر این موارد را کمی بسط داده ام.
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوروز پناهگاه ماست . آنگاه که از زمین و آسمان بلا بر سرمان آوار می شود، نوروز فراخوان ایستادگی و امید است. فراخوان همیاری و غم گساری است . فراخوان برخاستن ققنوس بهار از خاکستر زمستان است .
نوروزتان مبارک !
3
در این گفتگو با آقای کرمی، بویژه از این نظر که ایشان مدافع همراهی با سرداران در شرایط جنگی بودند، کوشش کردم چند نکته را مورد تاکید مکرر قرار بدهم.
اول - این جنگ نه آنگونه که دستگاه پروپاگاندای حکومت و محور مقاومتی ها مطرح می کنند « میهنی » است و نه آنگونه که سلطنت طلبان عنوان می کنند « رهایی بخش» .
این جنگ‌، جنگ مردم ایران نیست. مردم نقشی در شروع و تداوم آن نداشته اند و از این پس هم مسول حفظ موجودیت و آبروی حکومت بنیادگرایان نیستند.
دوم- هر روز تداوم این جنگ تحمیلی ، فقط به قیمت ویرانی بیشتر ایران و تباه شدن زندگی ‌و جان مردمان تمام خواهد شد.
حکومت حق ندارد بیش از این از جیب ملت ایران، برای بقا بر سر اهداف و آرمان های بنیادگرایانی خود هزینه کند. این جنگ باید تمام شود.
سوم- چه آنها که به امید فروپاشی رژیم خواستار تداوم‌جنگ هستند و چه آنها که جنگ را مقاومت در مقابل تجاوز به میهن می دانند، از کره مریخ نیامده اند. هر دو جناح، بخشی از مردم ایران هستند. شیطان سازی از یکی و قدیس سازی از دیگری، به گسترش شکاف در جامعه منجر خواهد شد. تنها گفتگوی همدلانه می تواند در خدمت تفاهم و همبستگی ملی قرار بگیرد.

https://youtu.be/DHpkM2Sfrps
2