اگرقصد رفتن دارید
به بدترین شکل ممکن
دلش رابشکنید بروید
شاید برنجد
درد بکشد
گریه کند
امادیگر دلتنگتان نمیشود
باورکنید دلتنگی
از هر درد بی درمان دیگری بدتر است
یعقوبه من کجایی.........
به بدترین شکل ممکن
دلش رابشکنید بروید
شاید برنجد
درد بکشد
گریه کند
امادیگر دلتنگتان نمیشود
باورکنید دلتنگی
از هر درد بی درمان دیگری بدتر است
یعقوبه من کجایی.........
یعقوب،
در میان شورِ ساز و آوازِ عروسی،
چشمم به نگاهت افتاد،
مثل آینهای که گذشته را نشان میدهد.
یاد روزهایی که شاگردت بودم،
کنار دستانت که هنر میآفرید،
موها جان میگرفتند،
و من از تو یاد میگرفتم صبر و زیبایی.
اکنون،
تو نیستی و جای خالیات
مثل سایهای بر دل من نشسته،
هر خندهی امشب،
بیتو نیمهکاره است.
ای کاش دوباره
در میان شلوغیِ روزها،
راهی به سوی تو باز شود،
تا دلتنگیام را
به دستهای آشنا بسپارم.
در میان شورِ ساز و آوازِ عروسی،
چشمم به نگاهت افتاد،
مثل آینهای که گذشته را نشان میدهد.
یاد روزهایی که شاگردت بودم،
کنار دستانت که هنر میآفرید،
موها جان میگرفتند،
و من از تو یاد میگرفتم صبر و زیبایی.
اکنون،
تو نیستی و جای خالیات
مثل سایهای بر دل من نشسته،
هر خندهی امشب،
بیتو نیمهکاره است.
ای کاش دوباره
در میان شلوغیِ روزها،
راهی به سوی تو باز شود،
تا دلتنگیام را
به دستهای آشنا بسپارم.
کدام یک دوتا زن داشتند
Anonymous Quiz
50%
شری (شهرزاد)
0%
جلال ( پدرزن احمد)
50%
سعید ( باجناق ایمان)
0%
ممدرضا ( پسر محمود)