Anarchonomy
همین شماها نبودید بعد از برنده شدن بایدن گفتید حاجی اینا در عرض یک هفته برجام رو احیاء میکنند؟ و من به تمسخر گفتم «برای تیم مذاکره کننده ایرانی آرزوی موفقیت میکنم» و خندیدید؟ الان بیش از یکسال گذشته و هیچی امضاء نشده و بلکه همهچی رو هواست.
از یک طرف با چپستیزهایی طرفیم که نمیدانند چپ چیست، و از یکطرف با واشنگتندیسی ستیزهایی که نمیدانند واشنگتندیسی چطور کار میکند.
مهمل شماره نه: «دم باغچهم دشمن رو نمیبینم».
«هروقت روسیه اومد تبریز رو بگیره خودم اسلحه دست میگیرم میرم برای دفاع، ولی هنوز با ایران کاری نداره، پس جنگ به من مربوط نیست».
«من یه مزرعه تو کنتاکی دارم، با اوکراین و تایوان هم کاری ندارم و اصلا نمیدونم چی به چیه اونجاها. هروقت روسها و چینیها حمله کردن به کنتاکی حسابشون رو میرسم».
یکی ازین جملهها رو یک ایرانی تیپیکال میگه، و اون یکی رو یک آمریکایی تیپیکال. هر دو به یک اندازه از واقعیت پرتند، و فکر میکنند دنیایی که توش زندگی میکنند همون دنیای قرن شونزدهمه، که تهدید وقتی واقعیه که پیادهنظام دشمن رو پشت دروازههای شهرت ببینی!
اون ایرانیه متوجه نیست که همون نظام اسلامی که گروگانش گرفته، اگر حمایت روسیه خلافکار رو نداشت، تا الان فرو ریخته بود. و حالا بگذریم از جزییات، مثل فرامین استعماری درباره استخراج گاز (که هرچند تحت سلطنت ولایت فقیه قرار نیست از درآمد نفت و گاز کشور سهم چندانی داشته باشه، اما همون سهم بالقوهای که داره رو هم همون روسها مسدود کردهاند).
اون آمریکاییه هم فکر میکنه بره یه گوشه سیبزمینیش رو بکاره دیگه به پست خلافکارهای جهانی نمیخوره و میتونه راحت زندگی کنه. حواسش نیست که حتی انحصار تولید بذر هم در اختیار شرکتهای چندملیتی قرار گرفته، و حزب کمونیست چین قصد داره، و اراده داره، و برنامه داره، تحت کنترل بگیردش. حالا بگذریم از جزییات، مثل نفوذ تفکرات فاشیستی که میتونه آینده بچههاش رو نابود کنه (احمق فکر میکنه بچههاش از بچگی کار با اسلحه رو یاد بگیرن کافیه).
«هروقت روسیه اومد تبریز رو بگیره خودم اسلحه دست میگیرم میرم برای دفاع، ولی هنوز با ایران کاری نداره، پس جنگ به من مربوط نیست».
«من یه مزرعه تو کنتاکی دارم، با اوکراین و تایوان هم کاری ندارم و اصلا نمیدونم چی به چیه اونجاها. هروقت روسها و چینیها حمله کردن به کنتاکی حسابشون رو میرسم».
یکی ازین جملهها رو یک ایرانی تیپیکال میگه، و اون یکی رو یک آمریکایی تیپیکال. هر دو به یک اندازه از واقعیت پرتند، و فکر میکنند دنیایی که توش زندگی میکنند همون دنیای قرن شونزدهمه، که تهدید وقتی واقعیه که پیادهنظام دشمن رو پشت دروازههای شهرت ببینی!
اون ایرانیه متوجه نیست که همون نظام اسلامی که گروگانش گرفته، اگر حمایت روسیه خلافکار رو نداشت، تا الان فرو ریخته بود. و حالا بگذریم از جزییات، مثل فرامین استعماری درباره استخراج گاز (که هرچند تحت سلطنت ولایت فقیه قرار نیست از درآمد نفت و گاز کشور سهم چندانی داشته باشه، اما همون سهم بالقوهای که داره رو هم همون روسها مسدود کردهاند).
اون آمریکاییه هم فکر میکنه بره یه گوشه سیبزمینیش رو بکاره دیگه به پست خلافکارهای جهانی نمیخوره و میتونه راحت زندگی کنه. حواسش نیست که حتی انحصار تولید بذر هم در اختیار شرکتهای چندملیتی قرار گرفته، و حزب کمونیست چین قصد داره، و اراده داره، و برنامه داره، تحت کنترل بگیردش. حالا بگذریم از جزییات، مثل نفوذ تفکرات فاشیستی که میتونه آینده بچههاش رو نابود کنه (احمق فکر میکنه بچههاش از بچگی کار با اسلحه رو یاد بگیرن کافیه).
❤1
«داری وقتت رو تلف میکنی. خودت یکبار نوشته بودی درستش اینه که احمق هزینه حماقتش رو بده. باید مردم دنیا چوب این خریت که آمریکا رو با روسیه یکی میگیرند و میگن انگلیس با عربستان فرقی نداره رو بخورند. باید توسط اینایی که بشون میگی خلافکار، بگای سگ برن تا بفهمن غرب چی بود».
هزینه حماقت رو باید خود احمق بده، و درستش هم اینه. اما خود احمق. نه بقیه. هزینه خیلی از خریتها، روی دوش دیگران در حال حاضر، و دیگران در آیندهست. شما هنوز متوجه نیستید. من نگران افول دولت غربی نیستم، نگران قدرتمندتر شدنش هستم. وقتی خلافکارها عرصه برای قلدری و گروگانگیری پیدا کنند (که ربطی به رییسجمهور فعلی و قبلی آمریکا نداره و یک روند طولانیمدته)، علاوه بر اینکه خطرات مختص خودش رو خواهد داشت؛ متعاقبا در یک واکنش طبیعی، دولت غربی هم بزرگتر، و متمرکزتر و قدرتمندتر میشه. و شده آلردی.
این منگلهایی که طرف خلافکارها رو میگیرند به این امید پوچ که نظم جهانی تغییر کنه و غرب کارهای نباشه، دارند به عنوان ابلهان مفید، دولت غربی رو تقویت میکنند. و اون وقت کار برای کسانی که میخوان دنیای جدیدی بسازند که شر دولتها محدود بشه، سختتر خواهد شد. موج ترامپیسم در ۲۰۱۶ و بعد ازون کرونا در ۲۰۱۹ دو فرصت ایدهآل بود برای اینکه جامعه بفهمه که باید از نظام سنتی عبور کرد، چون بیشتر نهادهای موجود، درست کار نمیکنند. اما به جای اینکه نتیجه بگیرند باید عبور کرد و به سیستم مترقیتری رسید، دنده عقب گرفتهاند و پریدهاند بغل یک مشت خلافکار دوزاری که هیچ محتوای فکری و نرمافزاری ندارند و تنها هنرشون شر درست کردنه و تاریخ بارها ثابت کرده که نهایتا میفتن تو جوب.
اینه داستان، و گرنه شخصا هیچ مشکلی ندارم اونی که فکر میکنه انگلیس با عربستان فرقی نداره، تو عربستان خفت بشه و همون در محل، گردنش رو بزنند. عیدی اجراکننده حکم رو هم من میدم.
هزینه حماقت رو باید خود احمق بده، و درستش هم اینه. اما خود احمق. نه بقیه. هزینه خیلی از خریتها، روی دوش دیگران در حال حاضر، و دیگران در آیندهست. شما هنوز متوجه نیستید. من نگران افول دولت غربی نیستم، نگران قدرتمندتر شدنش هستم. وقتی خلافکارها عرصه برای قلدری و گروگانگیری پیدا کنند (که ربطی به رییسجمهور فعلی و قبلی آمریکا نداره و یک روند طولانیمدته)، علاوه بر اینکه خطرات مختص خودش رو خواهد داشت؛ متعاقبا در یک واکنش طبیعی، دولت غربی هم بزرگتر، و متمرکزتر و قدرتمندتر میشه. و شده آلردی.
این منگلهایی که طرف خلافکارها رو میگیرند به این امید پوچ که نظم جهانی تغییر کنه و غرب کارهای نباشه، دارند به عنوان ابلهان مفید، دولت غربی رو تقویت میکنند. و اون وقت کار برای کسانی که میخوان دنیای جدیدی بسازند که شر دولتها محدود بشه، سختتر خواهد شد. موج ترامپیسم در ۲۰۱۶ و بعد ازون کرونا در ۲۰۱۹ دو فرصت ایدهآل بود برای اینکه جامعه بفهمه که باید از نظام سنتی عبور کرد، چون بیشتر نهادهای موجود، درست کار نمیکنند. اما به جای اینکه نتیجه بگیرند باید عبور کرد و به سیستم مترقیتری رسید، دنده عقب گرفتهاند و پریدهاند بغل یک مشت خلافکار دوزاری که هیچ محتوای فکری و نرمافزاری ندارند و تنها هنرشون شر درست کردنه و تاریخ بارها ثابت کرده که نهایتا میفتن تو جوب.
اینه داستان، و گرنه شخصا هیچ مشکلی ندارم اونی که فکر میکنه انگلیس با عربستان فرقی نداره، تو عربستان خفت بشه و همون در محل، گردنش رو بزنند. عیدی اجراکننده حکم رو هم من میدم.
میگه منظور خامنهای از پیچ تاریخی چیه؟
عزیز.. این همونیه که حجت عبدالملکی میاد جلوش میگه دو سه تا کار هست اینارو انجام بدیم اقتصاد دوم دنیا میشیم. اون یکی مشاورش ولایتیه که لجستیک تأمین مواد تهران رو مختل کرده با تقاضای بالاش.
شما قابلیت ایجاد شر رو با قابلیت فهم اشتباه میگیرید. یه بچه عقبافتاده میتونه یه پمپ بنزین رو بفرسته هوا. ولی فهم یه موضوع دیگهست.
عزیز.. این همونیه که حجت عبدالملکی میاد جلوش میگه دو سه تا کار هست اینارو انجام بدیم اقتصاد دوم دنیا میشیم. اون یکی مشاورش ولایتیه که لجستیک تأمین مواد تهران رو مختل کرده با تقاضای بالاش.
شما قابلیت ایجاد شر رو با قابلیت فهم اشتباه میگیرید. یه بچه عقبافتاده میتونه یه پمپ بنزین رو بفرسته هوا. ولی فهم یه موضوع دیگهست.
❤2
وقتی بیگناهترین کسی که میشناختم در شرق اوکراین زندگی میکرد، خیلی از مردها نیمی از سال رو برای کار به روسیه میرفتند. طوری که در اون نیمه، بعضی از محلات خلوتتر میشدند، و زنها تنها میموندند. چون اونجا کار نبود. چشم من ایرانی عادت کرده بود که فلاکت رو با خشکی مترادف ببینه. باورش سخت بود جایی که بارون میاد، زمین خیس میشه و خیس میمونه، و علفها از همه جا سر درمیارن هم ممکنه کار پیدا نشه. اون موقع هنوز برادر به روی برادر اسلحه نکشیده بود، و وضعیت بلاتکلیف برای خیلیها دیگه بخشی از زندگی بود. اما بالاخره خستگی خودش رو نشون میده. روسها ازینها به عنوان کارگری که نیاز به بیمه نداره و دستمزد پایینتری میخواد و همزمان «از خودمونن» استفاده میکردند. هیچوقت برنامه این نبود که زندگی بهتری پیدا کنند. قرار بود خسته بشن، و این خستگی به یک سرمایه استراتژیک برای مسکو تبدیل بشه. اما خودشون این رو نمیفهمیدند. زیاد پیش میاد که فلکزدهها نفهمند که بازیچهاند. و احساساتشون سرمایه دیگرانه. مردهای عصبانی، که بچه نمیخواستند، و با زنشون سرد بودند، و هرچقدر کار میکردند چیزی تغییر نمیکرد؛ مثل یک خوکچه آزمایشگاهی در قفسی مصنوعی قرار داده شدند که فقط و فقط نتیجه بگیرند «اگه ارتش روسیه بیاد اینجا ازین وضعیت درمیاییم». و حالا به آرزوشون رسیدند. و باید منتظر بشینند تا روزهای خوب بیاد. تا تزار از کیسه دلاریهای گازی و نفتیش، مدتی برای آسفالت کردن خیابانها و رنگآمیزی کودکستانی آپارتمانهای نیهیلیستی دوران شوروی خرج کنه تا به رسانهها ثابت بشه روزهای خوب فرا رسیدند.
از همون موقعی که به بیگناهترین آدمی که میشناختم جفا کردند، سرنوشتشون اهمیتی برام نداشت. خیلی قبلتر ازینکه روی سر همدیگه بمب خلاء بریزند. اما به چپ قلابی و راست اینستاگرامی، که هیچ درکی از پیچیدگیهای فلاکت ندارند، و به خلافکارهایی که آدمها براشون آبجکتهای بازی هستند، دخیل میبندند؛ فحش خواهم داد. فردا ممکنه موضوع عوض بشه، اما این کودنها همچنان هستند. ما هم باید باشیم و به فحاشی ادامه بدیم.
از همون موقعی که به بیگناهترین آدمی که میشناختم جفا کردند، سرنوشتشون اهمیتی برام نداشت. خیلی قبلتر ازینکه روی سر همدیگه بمب خلاء بریزند. اما به چپ قلابی و راست اینستاگرامی، که هیچ درکی از پیچیدگیهای فلاکت ندارند، و به خلافکارهایی که آدمها براشون آبجکتهای بازی هستند، دخیل میبندند؛ فحش خواهم داد. فردا ممکنه موضوع عوض بشه، اما این کودنها همچنان هستند. ما هم باید باشیم و به فحاشی ادامه بدیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرکت اوکراین هلیکوپترز، نتونست در نمایشگاه هلیاکسپو آمریکا شرکت کنه. و احتمالا این آخرین باریه که یک غرفه با این پرچم دیده میشه.
شرکتهای خصوصی کوچک، میتونند برای کشور آبرو و اعتبار ایجاد کنند. دنیای امروز، دنیای رابطه و همکاری و لینک شدن به بقیهست. وقتی تعداد و در همتنیدگی این لینکها زیاد شد، ذخیرهای از اعتبار ایجاد میشه که بعد ازون دیگه لازم نیست کشورت رو تبلیغ کنی، خود خارجیها کشورت رو تبلیغ میکنند.
شرکتهای خصوصی کوچک، میتونند برای کشور آبرو و اعتبار ایجاد کنند. دنیای امروز، دنیای رابطه و همکاری و لینک شدن به بقیهست. وقتی تعداد و در همتنیدگی این لینکها زیاد شد، ذخیرهای از اعتبار ایجاد میشه که بعد ازون دیگه لازم نیست کشورت رو تبلیغ کنی، خود خارجیها کشورت رو تبلیغ میکنند.
در کشور ما هنوز اهمیت لینک شدن به دنیا فهمیده نشده، و هدف صنعت روی پوززنی! متمرکز میشه. بعضی از شرکتهایی که تلهکابین میسازند، در جنگ جهانی دوم تأسیس شدند! یکیشون کارش رو از اواخر قرن نوزده شروع کرده، و یکی دیگه از دویست سال پیش! بعد مهندس ما میخواد تو یک سال پوز اونها رو بزنه! (و افه «نیازی به دولت ندارم» هم میاد، در حالی که هیچ مشتریای غیر از همون دولت نخواهد داشت).
سرپا نگه داشتن بیزینس سخت است، و گاهی بدون همکاری خارجی، غیرممکن. همین چندسال پیش بود که دو شرکت باسابقه ایتالیایی و سوئیسی سازنده کابین (که بالای یک قرن تجربه دارند!) مجبور شدند با همدیگه کار کنند تا بتونند از قطعات مشترک استفاده کنند که هزینه کاهش پیدا کنه.
سرپا نگه داشتن بیزینس سخت است، و گاهی بدون همکاری خارجی، غیرممکن. همین چندسال پیش بود که دو شرکت باسابقه ایتالیایی و سوئیسی سازنده کابین (که بالای یک قرن تجربه دارند!) مجبور شدند با همدیگه کار کنند تا بتونند از قطعات مشترک استفاده کنند که هزینه کاهش پیدا کنه.
برخلاف اهل تسنن که گاهی در نماز بعد از حمد، چند آیه از یک سوره بزرگ مثل بقره رو میخونند؛ شیعیان مجاز نیستند یک تکه از یک سوره رو جدا کنند و بخونند. باید حتما یک سوره کامل باشه. دستور شفافی از جانب ائمه ارائه نشده، و حتی متناقض هم هستند. اما برداشت کلی شیعه این بوده که قرآنی که در نماز خونده میشه، ذکر نیست، خود قرآنه (البته ذکر به معنای عبادی، نه عرفانی. چون از لحاظ عرفانی کل قرآن یک ذکره). و از همین جهته که شیعیان بعد از آیاتی که مضمون دعا داره، آمین نمیگن.
اما نماز امام زمان، که در جمکران میخونند؛ به طور استثنایی ناقض فاحش این قاعدهست، چون در قرائت حمد، وقتی به آیه ایاک نعبد میرسند، باید صدبار تکرارش کنند. یعنی درست به مثابه یک ذکر! در این نماز دیگه آیه قرآن، وحی نیست؛ یه وِرده! و نشون میده اونی که این نماز رو ابداع کرده، خیلی تو کارش وارد نبوده؛ یا.. اینکه نشون میده از یه جایی به بعد، کسانی وارد سطح اتوریته شیعی شدند که تیپ فکری متفاوتی داشتند. ما تو زندگی خودمون این شیفت پیدا کردن اتوریته توسط جایگزین شدن افرادی با تیپ دیگهای از افراد رو دیدیم. اینطور نیست؟ اینکه یهو یه نفر بلند شده باشه از خودش یه نماز جدید دربیاره، برای ما آشناست، چون ما هم دیدیم که یهو یه دختری به نام رقیه پیداش شد و کل کارناوال محرم رو در بر گرفت! چون طی یک سری تحولات سیاسی، آخوندهایی متفاوت از آخوندهای قدیم، اتوریته مذهبی رو به دست گرفتند.
رسول جعفریان نوشته همین مونده بود که ارتش روسیه رو وصل کنند به امام زمان که اینم انجام شد، چه چیزهایی در این چهل و اندی سال دیدیم!.. اما با این که سر خودش دائم در کتابهای تاریخ شیعهست، فکر میکنه داره چیزهای جدیدی میبینه. اما این شیفتها بارها اتفاق افتاده قبلا. بارها و بارها، آخوندهایی متفاوت از آخوندهای قبلی اومدن و با انگیزههای سیاسی، مالی، و حتی قومی، انگولکهای گستردهای انجام دادن.
اینکه تشیعی که به ما رسیده، از دست علیبنابیطالب به دست ما رسیده، یک افسانهست.
اما نماز امام زمان، که در جمکران میخونند؛ به طور استثنایی ناقض فاحش این قاعدهست، چون در قرائت حمد، وقتی به آیه ایاک نعبد میرسند، باید صدبار تکرارش کنند. یعنی درست به مثابه یک ذکر! در این نماز دیگه آیه قرآن، وحی نیست؛ یه وِرده! و نشون میده اونی که این نماز رو ابداع کرده، خیلی تو کارش وارد نبوده؛ یا.. اینکه نشون میده از یه جایی به بعد، کسانی وارد سطح اتوریته شیعی شدند که تیپ فکری متفاوتی داشتند. ما تو زندگی خودمون این شیفت پیدا کردن اتوریته توسط جایگزین شدن افرادی با تیپ دیگهای از افراد رو دیدیم. اینطور نیست؟ اینکه یهو یه نفر بلند شده باشه از خودش یه نماز جدید دربیاره، برای ما آشناست، چون ما هم دیدیم که یهو یه دختری به نام رقیه پیداش شد و کل کارناوال محرم رو در بر گرفت! چون طی یک سری تحولات سیاسی، آخوندهایی متفاوت از آخوندهای قدیم، اتوریته مذهبی رو به دست گرفتند.
رسول جعفریان نوشته همین مونده بود که ارتش روسیه رو وصل کنند به امام زمان که اینم انجام شد، چه چیزهایی در این چهل و اندی سال دیدیم!.. اما با این که سر خودش دائم در کتابهای تاریخ شیعهست، فکر میکنه داره چیزهای جدیدی میبینه. اما این شیفتها بارها اتفاق افتاده قبلا. بارها و بارها، آخوندهایی متفاوت از آخوندهای قبلی اومدن و با انگیزههای سیاسی، مالی، و حتی قومی، انگولکهای گستردهای انجام دادن.
اینکه تشیعی که به ما رسیده، از دست علیبنابیطالب به دست ما رسیده، یک افسانهست.
❤3
یک نمونه دیگه از تحلیلهای «چلتیکهبافی».
کشور مذکور در زمان رییسجمهور قبلی آمریکا، یک شخصیت شناختهشده رو به پنجاه قسمت تقسیم کرد و گذاشت تو ساک آورد بیرون و معلوم نشد کجا انداخت، بعد میگه به خاطر آمریکا محتاط بودند، اما الان روسیه شاخ شده، دیگه دلیلی نمیبینند محتاط باشند!
درست در همون زمان بلوای بیمعنی آمریکاییها درباره خاشوقچی نوشتم بنسلمان این واکنش هیستریک غربیها به قتل یک اخوانی تروریست رو فراموش نخواهد کرد. اینکه سناتورها نوبتی میاومدن میگفتند ولیعهد باید عزل بشه رو فراموش نخواهد کرد. نادان فکر میکنه تا الان چیزی دست و پاش رو بسته بوده و الان یهو باز شده.
کشور مذکور در زمان رییسجمهور قبلی آمریکا، یک شخصیت شناختهشده رو به پنجاه قسمت تقسیم کرد و گذاشت تو ساک آورد بیرون و معلوم نشد کجا انداخت، بعد میگه به خاطر آمریکا محتاط بودند، اما الان روسیه شاخ شده، دیگه دلیلی نمیبینند محتاط باشند!
درست در همون زمان بلوای بیمعنی آمریکاییها درباره خاشوقچی نوشتم بنسلمان این واکنش هیستریک غربیها به قتل یک اخوانی تروریست رو فراموش نخواهد کرد. اینکه سناتورها نوبتی میاومدن میگفتند ولیعهد باید عزل بشه رو فراموش نخواهد کرد. نادان فکر میکنه تا الان چیزی دست و پاش رو بسته بوده و الان یهو باز شده.
Anarchonomy
یک نمونه دیگه از تحلیلهای «چلتیکهبافی». کشور مذکور در زمان رییسجمهور قبلی آمریکا، یک شخصیت شناختهشده رو به پنجاه قسمت تقسیم کرد و گذاشت تو ساک آورد بیرون و معلوم نشد کجا انداخت، بعد میگه به خاطر آمریکا محتاط بودند، اما الان روسیه شاخ شده، دیگه دلیلی نمیبینند…
تصور عوام، که البته خیلی از صاحب نظران هم همون عوامند ولی وراجتر؛ اینه که هرچه یک سیستم سازمانیافتگی قویتری داشته باشه، امکان خطای محاسباتیش کمتره، چون «سازمان» هرچی آدم «زرنگ» هست رو جمع میکنه و بعیده اونها خطاهای فاحش داشته باشند. در صورتی که خطای محاسباتی، به قرص بودن استراکچر بستگی نداره، به شفاف بودنش بستگی داره. سازمانی که به نظر میاد زیاد قرص نیست، ولی شفافه، خطای به مراتب کمتری داره، یا خیلی سریع برمیگرده تو لاین.
در نظامهای استبدادی، سازمان محکمه، اما پوشیدهست، و کسانی که درونش قرار دارند این پوشیدگی رو حفظ میکنند، تا خطاهاشون دیده نشه. الان کسی در دستگاه امنیتی روسیه جرئت داره به پوتین بگه «برگرد»؟ بهیچوجه. کسی در آلسعود جرئت داره بگه «نباید اعدامها انجام میشد»؟ بهیچوجه. چون هر نوع بازبینی که منجر به این بشه که باید مسیر رو تغییر داد، معنیش اینه که اگه تا اینجا اومدیم حاصل خطای محاسباتی عدهای بوده. و کی حاضره بپذیره خطا داشته؟ مطلقا هیچکس. بنابراین سیستم بسته انقدر پیش میره و ادامه میده، تا راه بازگشت وجود نداشته باشه.
بدون اینکه فهمی ازین مکانیزم داشته باشند هی ورژنهای مختلفی از «این ازون میترسید، اون ازین نمیترسه» رو بلغور میکنند.
در نظامهای استبدادی، سازمان محکمه، اما پوشیدهست، و کسانی که درونش قرار دارند این پوشیدگی رو حفظ میکنند، تا خطاهاشون دیده نشه. الان کسی در دستگاه امنیتی روسیه جرئت داره به پوتین بگه «برگرد»؟ بهیچوجه. کسی در آلسعود جرئت داره بگه «نباید اعدامها انجام میشد»؟ بهیچوجه. چون هر نوع بازبینی که منجر به این بشه که باید مسیر رو تغییر داد، معنیش اینه که اگه تا اینجا اومدیم حاصل خطای محاسباتی عدهای بوده. و کی حاضره بپذیره خطا داشته؟ مطلقا هیچکس. بنابراین سیستم بسته انقدر پیش میره و ادامه میده، تا راه بازگشت وجود نداشته باشه.
بدون اینکه فهمی ازین مکانیزم داشته باشند هی ورژنهای مختلفی از «این ازون میترسید، اون ازین نمیترسه» رو بلغور میکنند.
رونالدو از رکورد ۸۰۵ گل جوزف بیکان هم عبور کرد. بیکان در اوج دوران حرفهایش ۳ برابر یک کارگر میانگین اروپایی درآمد داشت. امروز درآمد رونالدو ۹۰۰ برابر یک کارگره.
نوشته این یعنی نابرابری بیشتر شده!
صنعت فوتبال، صنعت آلودهایه و میشه گفت تقریبا هیچ آدم سالمی توش نیست و اگه دست آمریکا بود تا الان کلش رو منحل کرده بود (منحل به روش آمریکایی یعنی بگذاریم ورشکست شود). اما اروپا برای اینکه به مردم مستعمرات قدیمی خودش نشون بده که غرب فقط آمریکا نیست، به این صنعت نیاز داره. با وجود این (که «با وجود این» بزرگی است) این صنعت با چیزی که در زمان جوانی بیکان بود، قابل مقایسه نیست. و شاید بشه گفت اون موقع فوتبالی وجود نداشت. بنابراین مقایسه درآمد این دونفر چیزی رو ثابت نمیکنه، چون مقایسه دو شغل متفاوته، با اینکه برای طرفدار فوتبال، هر دو فوتبال هستند. پس شغل رونالدو یک شغل جدیده که قبلا وجود نداشته، و این شغل جدید درآمدش اینه که الان است. ساختن ویدئو برای یوتیوب که میلیونها بیننده داره هم یک شغل جدیده که میتونه درآمد میلیونی داشته باشه. آیا میتونیم بگیم چرا یک سلبریتی یوتیوبی ۹۰۰ برابر یک کارگر درآمد داره؟
نوشته این یعنی نابرابری بیشتر شده!
صنعت فوتبال، صنعت آلودهایه و میشه گفت تقریبا هیچ آدم سالمی توش نیست و اگه دست آمریکا بود تا الان کلش رو منحل کرده بود (منحل به روش آمریکایی یعنی بگذاریم ورشکست شود). اما اروپا برای اینکه به مردم مستعمرات قدیمی خودش نشون بده که غرب فقط آمریکا نیست، به این صنعت نیاز داره. با وجود این (که «با وجود این» بزرگی است) این صنعت با چیزی که در زمان جوانی بیکان بود، قابل مقایسه نیست. و شاید بشه گفت اون موقع فوتبالی وجود نداشت. بنابراین مقایسه درآمد این دونفر چیزی رو ثابت نمیکنه، چون مقایسه دو شغل متفاوته، با اینکه برای طرفدار فوتبال، هر دو فوتبال هستند. پس شغل رونالدو یک شغل جدیده که قبلا وجود نداشته، و این شغل جدید درآمدش اینه که الان است. ساختن ویدئو برای یوتیوب که میلیونها بیننده داره هم یک شغل جدیده که میتونه درآمد میلیونی داشته باشه. آیا میتونیم بگیم چرا یک سلبریتی یوتیوبی ۹۰۰ برابر یک کارگر درآمد داره؟
Anarchonomy
رونالدو از رکورد ۸۰۵ گل جوزف بیکان هم عبور کرد. بیکان در اوج دوران حرفهایش ۳ برابر یک کارگر میانگین اروپایی درآمد داشت. امروز درآمد رونالدو ۹۰۰ برابر یک کارگره. نوشته این یعنی نابرابری بیشتر شده! صنعت فوتبال، صنعت آلودهایه و میشه گفت تقریبا هیچ آدم سالمی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Anarchonomy
«به دیکتاتوری تکحزبی پایان دهید» تو چین یک و نیم میلیارد نفری فقط چندتا مرد هست... که اونا هم زن هستند.
قرن بیستم عرصهای بود برای بلعیدن مردسالاری غربی که به جنون دچار شده بود، توسط زنان غربی.
قرن بیست و یکم، دوران زنان آسیاست، که مردسالاری شرقی که به جنون دچار شده رو ببلعند.
قرن بیست و یکم، دوران زنان آسیاست، که مردسالاری شرقی که به جنون دچار شده رو ببلعند.
نمیتونه همیشه همین بوده باشه، چون مردم همیشه یک جور نمیمونند. پونصدسال پیش یک مرد خجالت میکشید که کار نکنه اما درآمد داشته باشه. الان در پنجاه و اندی سالگی بازنشسته میشن و تا بیست و پنج سال بعد بدون اینکه کار کنند حقوق میگیرند و حس بدی هم ندارند. پونصدسال پیش یه مرد ترجیح میداد با سربازی که هنوز زن نگرفته جنگ تن به تن نداشته باشه. الان میکشن و از جنازهش فیلم میگیرن.
نه کاملا مشابه، ولی در همین ژانر پاسکاری، بین داخلیها و صادراتیها، از امارات هم دیده شد.
رویترز یه مطلب زد درباره نارضایتی شیوخ خلیج از رفتار آمریکا (بابت جدیت نداشتن در برابر ایران و حوثیها) که میگفت آمریکا الان نمیتونه از اعراب انتظار همکاری (در تولید بیشتر نفت) داشته باشه. نمیشه بیمحلی کنه و هروقت کارش لنگ شد بیاد سراغ ما.
حالا مطلب رو کی نوشته بود؟ یه سعودی که تو آمریکاست.
بعد اینا لینک مطلب رو هی دست به دست میکنند و میگن «بفرما.. ما نمیگیم، رویترز داره میگه!».
سطح سیاست: رده سنی ب.
https://t.me/mamlekate/65056
رویترز یه مطلب زد درباره نارضایتی شیوخ خلیج از رفتار آمریکا (بابت جدیت نداشتن در برابر ایران و حوثیها) که میگفت آمریکا الان نمیتونه از اعراب انتظار همکاری (در تولید بیشتر نفت) داشته باشه. نمیشه بیمحلی کنه و هروقت کارش لنگ شد بیاد سراغ ما.
حالا مطلب رو کی نوشته بود؟ یه سعودی که تو آمریکاست.
بعد اینا لینک مطلب رو هی دست به دست میکنند و میگن «بفرما.. ما نمیگیم، رویترز داره میگه!».
سطح سیاست: رده سنی ب.
https://t.me/mamlekate/65056
Telegram
مملکته
واشنگتن پست یه مقاله مینویسه و توش به ادعاهای خبرگزاری فارس اشاره میکنه، بعد خبرگزاری فارس میره به اون مقاله استناد میکنه و میگه واشنگتن پس هم نوشته موساد در اون ویلا بوده :)
حالا اینکه نقل قول و «گمان» رو از ترجمه حذف کرده.
چرا؟! چون میدونه عرزشی نمیره…
حالا اینکه نقل قول و «گمان» رو از ترجمه حذف کرده.
چرا؟! چون میدونه عرزشی نمیره…
هنگکنگ به بالاترین نرخ فوت کرونا به ازای هر یک میلیون نفر، از ابتدای شیوع تا الان رسیده. شمال ایتالیا یادتونه چه وضعی بود؟ از اون هم بالاتر.
وقتی برنامهریزیت اینه که تعداد کیسهای جدید به صفر برسه، بعد مملکت رو ایزوله میکنی، و خیلیها میگن خب کیس جدید صفر شد، ماسک هم که داریم، پس اوکیه، واکسن هم نزدیم نزدیم؛ میشه وضع الان.
وقتی برنامهریزیت اینه که تعداد کیسهای جدید به صفر برسه، بعد مملکت رو ایزوله میکنی، و خیلیها میگن خب کیس جدید صفر شد، ماسک هم که داریم، پس اوکیه، واکسن هم نزدیم نزدیم؛ میشه وضع الان.
بعد از کشتار دانشجویان در تیانآنمن، مشاور امنیت ملی آمریکا سوار یه هواپیمای ترابری نظامی میشه و مستقیم تا پکن میره تا به مقامات این کشور بگه مواضعی که علیه این سرکوب اتخاذ کردن از روی ناچاری و تحت فشار افکار عمومی آمریکاست و فکر نکنند تغییری در سیاستهای کلی رخ داده و روابط حسنه حفظ خواهد شد.
چرا؟ چون دانشجوهایی که کشته شدند کمونیست بودند و به اصلاحات اقتصادی اعتراض داشتند. چین داشت اقتصادش رو بازتر میکرد، و معنی نداشت روابط رو به خاطر یه مشت کمونیست که دلواپس آرمانهای انقلابند خراب کرد. اما در داخل آمریکا چارهای نبود جز اینکه برای دانشجویان دلسوزی بشه، چون دموکراسیخواه معرفی شده بودند و جهان آزاد موظفه از دموکراسی در هرجایی دفاع کنه.
گنگ کسینجر، فکر میکردند اقتصاد لیبرالی به حاکمیت لیبرال منتهی میشه. برای همین گفتند دموکراسی برای چین زوده فعلا، بذارید اقتصادش باز بشه، خود به خود دموکراسی میاد!
ولی نیومد.
چرا؟ چون دانشجوهایی که کشته شدند کمونیست بودند و به اصلاحات اقتصادی اعتراض داشتند. چین داشت اقتصادش رو بازتر میکرد، و معنی نداشت روابط رو به خاطر یه مشت کمونیست که دلواپس آرمانهای انقلابند خراب کرد. اما در داخل آمریکا چارهای نبود جز اینکه برای دانشجویان دلسوزی بشه، چون دموکراسیخواه معرفی شده بودند و جهان آزاد موظفه از دموکراسی در هرجایی دفاع کنه.
گنگ کسینجر، فکر میکردند اقتصاد لیبرالی به حاکمیت لیبرال منتهی میشه. برای همین گفتند دموکراسی برای چین زوده فعلا، بذارید اقتصادش باز بشه، خود به خود دموکراسی میاد!
ولی نیومد.
Anarchonomy
بعد از کشتار دانشجویان در تیانآنمن، مشاور امنیت ملی آمریکا سوار یه هواپیمای ترابری نظامی میشه و مستقیم تا پکن میره تا به مقامات این کشور بگه مواضعی که علیه این سرکوب اتخاذ کردن از روی ناچاری و تحت فشار افکار عمومی آمریکاست و فکر نکنند تغییری در سیاستهای…
بعد یه مشت پرت و پلاگو میگن دموکراتها ضعیفند به خلافکارها رو میدن! تمام این «روابط حسنه» با چین کمونیست، در دوران جمهوریخواهها شکل گرفت.
کاش مردم استانهای حاشیهای ایران که جریانات تجزیهطلب در اونها وجود داره، با دقت به دونتسک و بقیه سکونتگاههای روسنشین اوکراین که با حمایت ماشین کشتار روسیه، «خودمختار» شدهاند نگاه کنند. اگه حوصله ندارند نگاه کنند میتونم خیلی خلاصه براشون توصیف کنم: «چنان خفقان امنیتی برپاست که حتی روسها هم در این مناطق جرئت حرف زدن ندارند!».