Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«به نظرت اون هاشور مشکی که کشیدی درباره نیوامریکا، یکم رویایی نیست؟».


مسئله شانس موفقیتش نیست. مسئله در اختیار داشتن محتواست. اینکه چه موجودی متولد خواهد شد، بعدا معلوم میشه. وقتی داره پارادایم شیفت رخ میده، بهتره یه چیزی تو دستت داشته باشی. انقلاب فرانسه همه‌چیز رو تغییر داد، و چون جوامع شرقی دست‌شون از محتوا خالی بود، به محض ورود به این دنیای جدید زیر پاشون خالی شد، و هنوز دارن چوب این سقوط رو میخورن. یه سری‌شون مثل ما و بقیه مسلمین، در گل فرو‌رفتیم؛ و یه سری‌شون مثل روس‌ها و چینی‌ها که قدرت سخت دارند، تصمیم گرفتند به عقب برگردند. به زمانی که هنوز دنیا تغییر نکرده بود. البته جریان عقبگرد، در خود فرانسه هم با بناپارتیسم شکل گرفت. اما اون‌ها وقتی دیدند جواب نمیده ازش عبور کردند. خلافکارهای شرقی پیش خودشون اینطور محاسبه کردند که بناپارتیسم جواب نداد چون عوض شدن مردم فرانسه از قبل از انقلاب شروع شده بود و کار از کار گذشته بود، اما مردم ما همون گوسفندان امپراتورپرست قدیم هستند، پس در مملکت ما جواب میده.
اما چیزی که محکوم به fail شدنه، fail خواهد شد. مهم نیست چقدر داد و هوار و آتش‌بازی راه بندازه و این و اون رو گاز بگیره. دیگه نه تزار زنده خواهد شد، نه امپراتورهای چینی.

اما در سمت غربی هم بوی الرحمن خیلی از نهادهای سنتی بلند شده. مثلا اینکه لات و الوات بوکسور هم درباره پول بی‌پشتوانه حرف بزنند، یعنی عوض شدن مردم شروع شده. اینکه این نهادها چقدر دوام بیارند رو کسی نمیدونه، اما نباید وقتی که فرو ریختند، دست‌مون خالی باشه.
«ارتش روسیه آخرین دژ باقی‌مانده در برابر نظمِ نوینِ جهانیِ شیطانی است». اینو تو هندبوکی که میدن دست سربازان روس نوشتن.

همون مهملاتی که به بسیجی‌ها درباره «محور مقاومت» میگن. و پسر جوان تحت تأثیر همین جملات پوچ و بی‌معنی، میره جلو و یا یک قاتل میشه، یا یک مقتول.
در حالی که نه دژی وجود داره، نه مقاومتی. صرفا یک گروگانگیری وجود داره، تا حق ملت‌ها برای تصمیم گرفتن برای جامعه خودشون رو، چه درست باشه چه غلط، ازشون بگیرند.
Anarchonomy
«ارتش روسیه آخرین دژ باقی‌مانده در برابر نظمِ نوینِ جهانیِ شیطانی است». اینو تو هندبوکی که میدن دست سربازان روس نوشتن. همون مهملاتی که به بسیجی‌ها درباره «محور مقاومت» میگن. و پسر جوان تحت تأثیر همین جملات پوچ و بی‌معنی، میره جلو و یا یک قاتل میشه، یا یک…
اینکه لبنان از میدان گازی Karish سهمی داشته باشه یا نه، بستگی به این داره که مسئله مرز دریاییش با اسراییل رو حل کنه، چون با اون مرزی که اسراییل قائله، میدان میفته بیرونش.‌ اما با مرزی که لبنان قائله، از وسطش رد میشه. اگه حتی ادعای لبنان پذیرفته بشه، باید برای استخراج یک شرکت مشترک بزنند. که آخوند شیعه تا الان اجازه‌ش رو نداده. در حالی که مردم لبنان تو بی‌برقی گرفتارند. دیروز نماینده حزب‌الله گفت ترجیح میدیم گاز زیر زمین بمونه، تا اینکه با اسراییل شریک بشیم!
محور مقاومت اینه.. حبس کردن مردم، برای اینکه نتونند خودشون تصمیم بگیرند، و خودشون معامله کنند.
دوستان می‌گفتند با وضعی که پیش اومده، باید سبزهای آلمان رو از تیر برق آویزان کرد که نذاشتن این کشور برق هسته‌ای رو توسعه بده و الان انقدر وابسته به گاز روسیه نباشه.
این عزیزان دقیقا به همون شکلی که طرز فکر روس‌ها رو درک نمی‌کنند (و تصوراتی همچون «نمیخوان کل اوکراین رو بگیرن» یا «ممکنه تو روسیه علیه حکومت تظاهرات شکل بگیره» محصول همین عدم درک بود)، طرز فکر آلمانی‌ها رو هم درک نمی‌کنند. این کشور امروز اعلام کرد واردات گازش از روسیه رو کاهش میده، اما نیروگاه‌های هسته‌ای رو فعال نخواهد کرد، بلکه ذغال‌سنگ بیشتری استفاده خواهد کرد!

به جای اینکه بفهمند آلمانی‌ها چطور فکر می‌کنند، به جای آلمانی‌ها فکر می‌کنند! و این اشتباه رو درباره مردم هرجایی مرتکب میشن.
گردن‌کلفت‌های مکه مسلمان‌ها رو عملا بیرون انداخته بودند. محمد تصمیم گرفت با غارت کاروان‌های اون‌ها جبران کنه. در یکی ازین غارتگری‌ها، آدمی که فرستاده بود یک نفر از کاروان رو کشت. قاعده این بود که قصاص بشه. و قاعده این بود که خودشون قاتل رو تحویل بدن. اما محمد تحویلش نداد. این توهین بزرگی بود. گردن‌کلفت‌های قریش مصمم شدند که حساب مسلمان‌ها رو برسند. و تهدید شدن کاروان ابوسفیان بهانه خوبی بود. محمد با هدف غارت اون کاروان از شهر خارج شد، اهالی مکه هم برای دفاع ازون کاروان خارج شدند. اما ابوسفیان که مارمولک اعظم کل شبه‌جزیره بود، فهمید و یه راه دیگه رو انتخاب کرد و قسر در رفت. اما سران قریش برنگشتند، چون دفاع از ابوسفیان بهانه بود، خود محمد رو می‌خواستند. و جنگ بدر شکل گرفت، و شد آنچه شد.
اگه محمد قاتل رو تحویل می‌داد، عصبانیت دشمن به اوج نمی‌رسید. میخواست عصبانی بشن تا بهترین‌هاشون رو بفرستند. و کشتن بهترین‌های دشمن، بهتر از تصاحب باارزش‌ترین کالاهاشونه. چون از دست دادن بهتریناشون، بیشتر از ازدست دادن کالاهاشون، فقیرشون می‌کنه.

بازی منصفانه، خویشتن‌داری، آرام کردن اوضاع، فراهم کردن شرایط صلح، و این‌جور عبارات که موقع جنگ رواج پیدا می‌کنه، همیشه استراتژی درستی نیستند. گاهی در برابر شر، استراتژی درست مثل کله‌خرها رفتارکردنه. گاهی، اتفاقا، باید دشمن خطرناک رو، عصبانی کرد. که البته طراحی و دقت بالایی میخواد. خیلی‌ها این رو نمیفهمند، و فکر می‌کنند در برابر هیولاهای خطرناک‌تر، باید مودب‌تر و‌ محتاط‌تر بود.
2
درست همزمان با دریوزگی بچه‌شیعه‌ها برای روسیه متجاوز، جلوی چشم رادارهای روسیه، اسراییل دو سرهنگ سپاهی رو به جمع کتلت‌های منطقه فرستاد.
چنان جان نیروها براشون بی‌اهمیته، که به عنوان یک خبر حاشیه‌ای منتشر میشه.. انگار از خیابون رد میشدن موتوری زده بشون. و چنان جان حاشیه‌نشینان براشون بی‌اهمیت‌تره، که اگه این دو تا سرهنگ رو چند جوان ایرانی ترور می‌کردند، به عنوان مجازات هشت نفر اعدام می‌شدند.
اینکه میگن اسراییل یک نظام آپارتایده رو فقط در صورتی می‌پذیرم که ما و اون‌ها رو تبعه یک کشور بدونیم، و بله در اون صورت اسراییلی‌ها شهروند درجه یک هستند، و ما شهروند درجه سه. چون اون‌ها حق گوشمالی دادن به سپاهی‌ها رو دارند، ولی ما نداریم.
یه نوع عقب‌مانده ذهنی هم داریم که فکر می‌کنه دولت‌های جهان انقدر زرنگند که انقدر به همه‌چیز مسلط شده‌اند که هرچیزی که ما فیلم و تصویرش رو می‌بینیم و خبرش رو می‌شنویم صحنه‌سازی کرده‌اند، اما خودش انقدر باهوشه که میفهمه دروغند.
پشت کردن زیادی اغراق‌آمیزه. خلافکارها پشت همدیگه رو خالی نمی‌کنند.
اما این یک نمونه دیگه‌ست ازینکه تحریم، به صورت کلی، کار می‌کند. شواهدی که نشون میده کار می‌کند، خیلی بیشتر از شواهد کار نکردنشه. اونایی که میگن کار نمی‌کند رو باید عمله‌های صادراتی کشور تحریم‌شده در نظر گرفت.
مقام رسمی دولت روسیه، به نخبگان مهندس این کشور که قصد فرار دارند، توهین می‌کنه.
این اون چیزیه که نسیم طالب درباره‌ش حرف میزد: میشه ناپلئون‌بازی درآورد، اما استیبل نیست. سیستم دموکراتیک که حتی فشل باشه، همچنان از بقیه سیستم‌ها جذاب‌تر و در دراز مدت، استیبل‌تر خواهد بود.
عزیزان تایوانی، آمریکا پدافند عراق رو یه شبه به چوخ داد، روس‌ها دو هفته‌ست تا کمر اوکراین نفوذ کردن اما هنوز پدافندش رو به طور کامل نتونستند از بین ببرند. یک وقت خدای نکرده ارتش چین رو با این‌ بی‌عرضه‌های فاسد مقایسه نکنید. چینی‌ها در جنگ سرد دفن نشده‌اند، و تا اون‌جایی که میشده به‌روز شدن.
راه عقلانی پیش روی شما، که کمترین تلفات رو داشته باشه؛ تسلیم شدنه. اما انسان‌ها ممکنه به خاطر ارزش‌هاشون راه منطقی رو انتخاب نکنند، که قابل احترامه. اما اگه راه غیرمنطقی رو انتخاب کردید، به فکر شکست دادن ارتش چین نباشید. چون حتی با کمک ژاپن و کره‌جنوبی، براتون مقدور نیست. به فکر فلج کردن شهرک‌های صنعتیش باشید.‌ یا مقاومت نکنید، یا تا تهش برید.

البته کی به من گوش میده 😄
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استفراغات_معماران
تضاد نظام فکری مبتنی بر ایمان به خدای یگانه، با نیهیلیسم؛ در همه ابعاد زندگی بروز پیدا می‌کنه.
معمار مومن خودش رو فانی می‌بینه، اما ساختمان رو طوری میسازه که انگار قراره هزار سال عمر کنه.
معمار نیهیلیست، فکر می‌کنه عقایدش تا هزار سال بعد زنده خواهد بود، اما ساختمان رو طوری میسازه که انگار قراره هفته بعد جمعش کنند.
برای درک وضعیت یمن، باید ذات نیروهای درگیر در اونجا رو شناخت‌.

کشورهای خلافکار رو میشه به دو گروه تقسیم کرد:

کمپ آ: مردمِ خود به فاک‌دهنده
حاکمیت این کشورها به ابرقدرت‌های جهانی، قدرت‌های منطقه‌ای، سازمان‌های بین‌المللی، و افکار عمومی میگن بذارید مردم خودمون رو پاره کنیم و کاری به کارمون نداشته باشید. این‌ها کاری ندارند دنیا چطور اداره میشه. اگه کسی کاری به کارشون نداشته باشه، مزاحمت چندانی برای بقیه ایجاد نمی‌کنند. مثل کره شمالی، ونزوئلا، مصر و عربستان.

کمپ ب: کل دنیا به فاک‌دهنده.
حاکمیت این کشورها به پاره کردن مردم خودشون بسنده نمی‌کنند، و معمولا یا روی یک ایدئولوژی سوارند که عوض کردن دنیا جزء اهدافشه، یا کاملا تهی هستند و بسط قدرت‌شون رو بدون گروگان‌گیری جهانی میسر نمی‌بینند. روسیه، چین و ایران در این دسته هستند.

در یمن، هیچ‌کس دنبال دموکراسی نیست، بلکه همه به شدت مخالفش هستند. ایران که بوضوح مخالفه. عربستان هم همینطور. حوثی‌ها هم همینطور. حتی اون دولتی که ساقط شد هم همینطور، چون میدونه که ممکنه رأی نیاره، القاعده هم که تکلیفش مشخصه، و همچنین تمام قبایلی که موضع‌شون رو بین این‌ها جابجا می‌کنند. پس برای پایان یافتن جنگ، باید یکی از نیروهایی که به دموکراسی هیچ اعتقادی نداره، برنده بشه. اگه دموکراسی مطرح نباشه، باید برای اینکه تشخیص بدیم بهتره کی برنده بشه، به شاخص دوم مراجعه کنیم: تو کدوم کمپ قرار داره؟
شهروند جهانی این اولویت‌بندی رو نمیفهمه، و خیلی سریع میپره روی شاخه «پس اون چی؟». برای همین وقتی بش میگی جمهوری اسلامی خطرناکه، میگه خب عربستان هم سر زندانیان رو قطع می‌کنه! اما اولویت اینه که اجازه ندیم وحشی‌هایی که میخوان‌ دنیا رو پاره کنند، برنده بشن؛ بعد برسیم به وحشی‌هایی که صرفا میخوان مردم خودشون رو پاره کنند.
مسئله مهم همینه که اگه بخوای جنگ تموم بشه، باید یکی رو برنده کنی، و برای اینکه یکی رو برنده کنی، باید با بقیه همکاری کنی. شهروند جهانی میخواد بدون کثیف کردن خودش، جنگ رو تموم کنه، و هشتگ میزنه و آب‌معدنی میفرسته. اما جنگ‌ها با فرستادن آب‌معدنی‌ها تموم نمیشن. تازه نمیشه به مدت دو سه دهه آب معدنی یک کشور بزرگ که نود درصد مردمش له و لوردن، تأمین کرد.‌ با نجات دادن افراد، نمیشه یک کشور رو نجات داد، اما با نجات دادن یک کشور، میشه افراد رو هم نجات داد.

اگه تصمیم این باشه که دخالت نکنیم تا هرکی زورش بیشتر بود، برنده بشه؛ باید دخالت در حد صفر باشه. یعنی آب‌معدنی هم نباید بفرستیم. ازونجایی که جنگ به خاطر متغیرهای بیشمارش، غیرقابل پیش‌بینیه؛ هر نوع دخالتی، حتی از نوع انسان‌دوستانه، روی متغیرها تأثیر میذاره. ممکنه آنتی‌بیوتیک بفرستی که به بچه‌ها تزریق کنند، اما وسط راه یکی از طرف‌های درگیر مصادره‌ش کنه برای درمان جنگجویان مجروح خودش. و اینجوری شانس برنده شدنش رو بالاتر ببری.
بنابراین اونی که میخواد سلاح نفرستیم، ولی دارو بفرستیم؛ نه تنها اولویت‌ تهدیدها و ریسک رو درک نمی‌کنه، بلکه میخواد بدون کثیف شدن روی جنگ اثر بداره. بنابراین یه بیشعوره، نه یک آدم اخلاقمدار.
بر و بچه‌ها در تفکیک حرف‌هایی که اینجا می‌زنم کمی مشکل دارند. مثلا براشون عجیبه که یک‌بند به دولت‌ها فحش میدم، و همزمان میگم همه در برابر غرب، تعطیلند!
دیروز وزارت دفاع اسراییل فیلم هدف قراردادن پهپادهای سپاه با اف۳۵ رو منتشر کرد. که واقعا روش خیلی گرونی برای انجام این کاره، ولی خیلی خوب کار می‌کنه (اینکه «اف۳۵ رو در اصل برای اسراییل ساختن» هم جزء حرف‌های اینجانب بود که تو کت خیلی‌ها نمیرفت، ولی الان دارند به شکل رسمی و آفیشیال می‌بینند).
به همین مناسبت بد نیست این پست دوباره در این مکان نصب شود:

https://t.me/anarchonomy/841
اول گفتن روس‌تبارها دارن شکنجه میشن
بعد گفتن اوکراین اصلا سرزمین تاریخی ماست
بعد گفتن سرداران‌مون اونجا شهید شدن
بعد گفتن ناتو آقا.. ناتو!
بعد گفتن اوکراین داره بمب اتم میسازه
بعد گفتن آقا سلاح میکروبی!
احتمالا فردا میگن یأجوج و مأجوج تو کیف پنهان شدن، دیگه‌ای چاره‌ای جز اشغال نبود.

بعد یه مشت کندذهن که اغلب جانور آکادمیک هستند هم می‌گفتند «تقصیر ما شد که روس‌ها رو تحریک کردیم». انگار این زباله‌های چشم‌روشن اهمیتی به تحریکات طرف مقابل میدن.
8
Anarchonomy
اول گفتن روس‌تبارها دارن شکنجه میشن بعد گفتن اوکراین اصلا سرزمین تاریخی ماست بعد گفتن سرداران‌مون اونجا شهید شدن بعد گفتن ناتو آقا.. ناتو! بعد گفتن اوکراین داره بمب اتم میسازه بعد گفتن آقا سلاح میکروبی! احتمالا فردا میگن یأجوج و مأجوج تو کیف پنهان شدن، دیگه‌ای…
همونطور که قبلا گفتم، با همت همه‌جانبه خلافکارها، هرکس که هویت مستقل برای مملکت خودش قائل باشه، بهرحال برچسب نازی و افراطی میخوره.
پس اگه دغدغه ملی و میهنی دارید، خودتون رو از قبل نازی فرض کنید و با خیال راحت‌تر ادامه بدید. هروقت بتون گفتن نازی، بگید اره، نازی‌ام.
11
«تو اقوال نوشتی خدا نیست و نابودشون کنه، که به شوخی بود. اما میخواستم بدونم به کارمای جمعی هم اعتقاد داری؟ که مثلا یک ملت چوب یه کاری رو بخوره».

به شوخی نگفتم.
اعتقادات من به درد شما نمیخوره.

اما..

فکر کنم جزء اولین کسانی بودم که گفتم ما تاوان سکوت‌ جمعی‌مون در برابر کارهایی که سپاهی‌ها در عراق و سوریه کردند، پرداخت خواهیم کرد.

چطور پرداخت خواهیم کرد؟ نمی‌دونم. و قرار نیست بدونم. موضوع، بلایی که سر جامعه میاد نیست. موضوع مسیریه که از باور داشتن به اینکه بلایی در کار هست، یا باور نداشتن به اینکه بلایی در کار هست؛ انتخاب می‌کنند.

خود مسیر انتخاب شده‌ست که بلاست، و تاوانه.
یه آیه مهلکی هست در قرآن.. میگه اقوامی خیلی گنده‌تر از شماها که امکانات‌شون بیشتر بود رو نابود کردیم. ظاهرش اینه که یعنی «شما که عددی نیستید». ولی این یه تهدید نیست. یه خبره. که یه عده بودند، که به نظر می‌رسید باقی میمونند. ولی نموندند.

اجتماعات انسانی ممکنه بیفتن تو مسیری که باقی نمونند.‌ نه صرفا با تار و مار شدن. بلکه با پنبه شدن هرچه که بافته بودند.‌ شما چی می‌بافید؟ زبان. رسم. عادت. فرهنگ. دین. عرف. هنر. فلسفه. و حتی احساسات.‌

هیچ‌کس نمیتونه بگه دقیقا چرا همه‌ش به باد رفت. اقلیم‌شناس میگه دیگه باران نبارید. اقتصاددان میگه اعتبار پول از بین رفت. زیست‌شناس میگه حصبه فراگیر شد.‌ زمین‌شناس میگه زلزله اومد. جمعیت‌شناس میگه مهاجرت زیاد شد‌. اما اینجوری نیست. اگه هر کدوم این‌ها رو یک سم بدونیم، آدم می‌کشند، ولی همه‌چیز رو پنبه نمی‌کنند. اون چیزی که همه‌چیز رو به باد میده، دوز کمی از سم، در مدت طولانیه. و این دوز کم اما دراز مدت، همون مسیریه که انتخاب شده. همون سکوت‌هاست. همون کاری نکردن‌ها. همون بی‌تفاوتی‌ها. همون ترسیدن‌ها.


ما در مسیر بدی هستیم؟ آف‌کورس.
همه‌ چیز ما به باد خواهد رفت؟ هاندرد پر سنت.
12
ولی این حتی کاملا مشابه مسئله غزه هم نیست. در غزه حماس هیچ ساختمونی رو تخلیه نمی‌کنه (مگر اینکه خود وزارت دفاع اسراییل به مالکش زنگ بزنه و بگه برید بیرون)، و برای پرتاب راکت نیازی به استفاده از ساختمون‌های مسکونی نداره. چون قراره چندکیلومتر اونورتر روی هر چیزی فرود بیان. اما در اوکراین به ارتفاع ساختمان‌ها نیاز دارند، تا به تانک‌ها و نفربرها اشراف داشته باشند. و قبلش تخلیه‌ش می‌کنند، درست مثل سوریه. در غزه، تلفات غیرنظامی فلسطینی‌ها برای اسراییل، یک فشار رسانه‌ای سنگین داره و هیچ کاربرد جنگی براش نداره. اما در اوکراین، خود کشته شدن مردم عادی، بخشی از برنامه‌ست. چون این روش ثابت روس‌هاست.
منظورم اینه که دلخوش نباشید که موقعیت مشابهی ایجاد شده که بی‌بنیان بودن اخلاقیات بچه شیعه ثابت بشه. هنوز موقعیت مشابه ایجاد نشده. این‌ها دارند در موقعیتی به مراتب بدتر و بیشرمانه‌تر، بی‌بنیان بودن اخلاقیات‌شون رو اثبات می‌کنند.
2
Anarchonomy
ولی این حتی کاملا مشابه مسئله غزه هم نیست. در غزه حماس هیچ ساختمونی رو تخلیه نمی‌کنه (مگر اینکه خود وزارت دفاع اسراییل به مالکش زنگ بزنه و بگه برید بیرون)، و برای پرتاب راکت نیازی به استفاده از ساختمون‌های مسکونی نداره. چون قراره چندکیلومتر اونورتر روی هر…
اینکه کشتن مردم و ویران کردن شهرها جزیی از برنامه روس‌هاست، برداشت تحلیلی افراد نیست. پیام رسمی پوتین به مقامات فرانسوی و اسراییلی بوده.
در اسراییل مذهبی‌های افراطی خاصی وجود دارند که معتقدند کار درست اینه که غزه با خاک یکسان بشه و همه ساکنانش همونجا دفن بشن. اما دولت اسراییل، یه جور دیگه عمل می‌کنه. حتی جمهوری اسلامی هم تا حدی همینطوره. تا جایی که نظام حاضر شد خفت انتقامی که «سخت» نبود رو بپذیره، اما به آرزوهای دیوانه‌های داخلی عمل نکنه. در روسیه اینطور نیست. دولت، دقیقا همونجوری که افراطی‌های اون کشور آرزو دارند، عمل می‌کنه.
Anarchonomy
«تو اقوال نوشتی خدا نیست و نابودشون کنه، که به شوخی بود. اما میخواستم بدونم به کارمای جمعی هم اعتقاد داری؟ که مثلا یک ملت چوب یه کاری رو بخوره». به شوخی نگفتم. اعتقادات من به درد شما نمیخوره. اما.. فکر کنم جزء اولین کسانی بودم که گفتم ما تاوان سکوت‌ جمعی‌مون…
یه اسیر جنگی که دستش رو با طناب بسته بودن به یه اسیر دیگه گفت خدا اگه وجود داشت یه کاری برای ما می‌کرد الان. اون یکی گفت کار مدنظرت چیه مثلا؟ طناب دور دست‌مون رو موریانه بخوره؟ اگه طناب‌ها انقدر راحت خورده میشدند، طناب‌هایی که ما به دست اونا میزدیم هم راحت خورده میشدن، بعد دستاشون باز می‌شد، و نصف شب می‌اومدن خفه‌مون میکردن.

تا اونجایی که من می‌دونم، اینکه دنیا اینجوری کار نمی‌کنه که طناب‌ها یهو خورده بشن، ثابت نمی‌کنه که صاحب نداره. اینجوری کار نمی‌کنه چون نباید اینجوری کار کنه.

آدم‌ها خیلی خودشون رو جدی می‌گیرند. فکر می‌کنند مبلغ جریمه جنایات دیگران، باید به حساب خودشون واریز بشه. اما موجوداتی با حداکثر هفتاد سال طول عمر هستند که به زودی فراموش خواهند شد.
مسئله دنیا تسویه حساب‌های شخصی نیست. برای همین گفتند به جای قصاص، عفو کنید.
مسائل دنیا خیلی مهم‌ترند.
پسره در آستانه بلوغ بود، و مثل هر پسری در اون سن، تند و عصبی. سر موضوعی با پدرش مشاجره کرد و حرف ناجوری زد. بعد سوار تاکسی شد. وسط راه شیشه رو داد پایین تا یکم هوا بخوره و عصبانیتش فروکش کنه. اما به جای هوای تازه، یک تکه گل که بوی لجن میداد پاشیده شد رو صورتش. که اصلا نفهمید از کجا اومد. شاید یه موتوری از کنار ماشین رد شده بوده. بهرحال انقدر سریع و ناگهانی بود که انگار تو هوا ایجاد شده بود. از نظر کسی مثل من، این یک اتفاق رندومه. اما اون تصمیم گرفت که رندوم حسابش نکنه. تصمیم گرفت فکر کنه که یکی بش گفته «حرف نامربوط بزنی دهنت با گل پر میشه». و ازون به بعد حتی صداش هم در برابر والدینش بلند نکرد، چه برسه به اینکه حرف نامربوط بزنه. بعدها اون کسی شد که همه دوست داشتند پسر خودشون باشه، اما هیچ‌کس داوطلب نیست که من پسرش باشم.

دنیا اینجوری کار می‌کنه.
6
«گروکشی روسیه با نفت و گاز باید مایه عبرتی باشه برای دولت‌ها تا وابستگی‌شون به سوخت فسیلی رو پایان بدن».

بحران نفتی ۱۹۷۳ هم که عربستان ایجاد کرد، همه گفتن وای چی میشه حالا؟ اما ازون موقع خرید نفت کاهش که پیدا نکرد هیچ، افزایش چشمگیری هم پیدا کرد. استفاده از نفت و گاز به عنوان سلاح، همون موقع کار نکرد، الان هم کار نمی‌کنه. چون شکل و استخراجش به شکلیه که نمیشه برای مدت طولانی متوقفش کرد. یا باید همین الان بدی بره، یا برای همیشه باش خداحافظی کنی. از طرفی کشور صادرکننده هم به شدت محتاج پولشه. یکم متناقض به نظر میرسه، اما فروشنده نفت آسیب‌پذیرتر از اوناییه که قراره ازش بخرند. گروگان گرفتن دنیا با نفت و گاز، مثل گروگان‌گیری در بانکه، که گروگانگیر تقاضای یک ماشین می‌کنه تا بتونه با گروگان فرار کنه. اما فرض کنیم ماشین رو هم بش دادیم، تا کجا میخواد بره؟ سرقت مسلحانه گلادباک آلمان در سال ۱۹۸۸ رو در ویکیپدیا بخونید.

اما همونطور که شروع‌کننده جنگ، به خاطر بیشمار بودن متغیرهای موثر بر اتفاقات جنگ، نمیتونه پیش‌بینی کنه که چه خواهد شد؛ گروگانگیر نفتی هم ناخواسته زنجیره‌ای از اتفاقات رو کلید میزنه که خارج از کنترل خودش خواهد بود. بحران نفتی که عربستان ایجاد کرد، تگزاس رو زیر و رو کرد، چون ترغیب شدند نفت استخراج کنند. از ایالتی که بوی پهن گاو میداد، فواره‌های پول بیرون زد. که رسید به امروز که اقتصادش اندازه اقتصاد فرانسه‌ست. بحران نفتی که انقلاب ایران ایجاد کرد، خودروسازی ژاپن رو به مارکت‌های غربی کشوند، ماشین‌های کامپکت و کم‌مصرف و سپس هیبرید وارد شدند و این صنعت برای همیشه تغییر کرد.‌