Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این ویدئو واسه درست ۳۰ سال پیشه. یک نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا برنامه‌ش رو با نمودارهای احمدی‌نژادی به مردم توضیح میده. و مهم‌ترین دغدغه‌ش افزایش مخارج دولت و بدهی‌هاست. که اگه اعداد امروز رو اون زمان بش نشون میدادن، خودش هم باور نمی‌کرد، چه برسه اونایی که میخواستن بش رأی بدن.
بهرحال.‌. مهم‌ترین راهکارش افزایش مالیات و مخصوصا مالیات بر بنزین بوده. در دقیقه ۱۲ درباره بنزین صحبت می‌کنه.
کسانی که امروز میگن قوانین محیط‌زیستی بهانه‌ای هستند برای اخذ مالیات از سوخت، به این واقعیت توجه ندارند که دولت‌ها خیلی خیلی قبل‌تر از مطرح شدن دغدغه‌های محیط‌زیستی هم دنبال افزایش مالیات از سوخت بودند، و لذا این روند بهرصورت پیش می‌رفت، چه با تبلیغات سبز، چه بدون تبلیغات سبز.

https://m.youtube.com/watch?v=mPIVI0CbCmg
«این وراج‌هایی که دارن درباره افول رهبری آمریکا روضه میخونند، دوزاری‌شون کجه. غرب در واکنش‌هایی که نشون میده غیرمتمرکزتر ولی هماهنگ‌ عمل می‌کنه. که همین خیلی باثبات‌ترش کرده. جهان آزاد نباید متکی به رهبر باشه، همونطور که آمریکا نباید متکی به رییس‌جمهور باشه، و نیست».

سفیر سابق روسیه در آمریکا یه زمانی گفته بود شاعران ما به زبان‌های اروپایی حرف می‌زدند، معنی نداره که بین ما و اروپا دعوا باشه، بعد ما بریم بچسبیم به چین!
جناب سفیر هم متوجه نبود. حتی بعضی ساختمون‌های روسیه اروپایی‌تر از ساختمون‌های اروپا هستند، اما موضوع این نیست. موضوع اینه که روسیه نمی‌تونه مثل غرب اداره بشه. و به جای اعتراف به این ناتوانی، مشکل رو تقلیل میده به اشتباهات سیاست خارجی افرادی که در کاخ‌سفید بودند.
به جای تبریک روز زن، که عملیست بی‌فایده و جلف، چند توصیه به زنان می‌کنم شاید بدردشون خورد. این مسخره‌بازی که «مرسی که زن هستی» و «مرسی که مرد هستی»، علاوه بر اینکه بی‌معنیه، شأن خود فعل تشکر و قدردانی رو هم پایین میاره.

و اما نصایح اینجانب به جماعت نسوان


۱- از اشغال اوکراین و نابود کردنش توسط روسیه عبرت بگیرید و مطابق با این عبرت عمل کنید. این عملیات نظامی، جلوه‌ای کامل از خودتخریبی مردانه‌ست‌، حتی اگه زن سرباز و زن فرمانده هم توش مشارکت داشته باشه. این «مرض حفاظت» که در خوی مردانه وجود داره، انسان‌ رو به سمت نابودی چیزهایی که فکر می‌کنه برای خودش ارزشمنده می‌کشونه. همه اونایی که در ارتش متجاوزند، به این باور دارند که اومدن از چیزهایی حفاظت کنند.
می‌تونید حفاظت مردانه رو پس نزنید، اما اصلا دنبالش نباشید. اگه عقل محکم نباشه، فقط در حد یک بیماری خواهد بود. و بیشتر مردم عقل محکم ندارند.

۲- حتی اگه جذابید، فرض رو بر این بذارید که هیچ جذابیتی ندارید. همین تکنیک، شما رو چند قدم فیلی جلو میندازه، و در دراز مدت رفتارتون رو هم تغییر میده. بعضی تونل‌ها انقدر تنگ و کثیفند که اگه آدم به تمیزی لباسش فکر کنه، هیچ‌وقت واردشون نمیشه. فرض جذاب نبودن به آدم جرئت و فرصت فرو رفتن در تنگناهایی رو میده که تا ازون طرفش در نیومده نمیفهمه چه منافعی داشته.

۳- نود و نه درصد محتویاتی که درباره زنان در کتاب‌ها ‌و مجلات و فضای اینترنتی می‌بینید و می‌خونید، مهمل محضند. بهترین کاری که می‌تونید برای خودتون بکنید و اثر سریع داشته باشه، دور ریختن همه این‌هاست. حجم مهملی که خیلی از شما در اون فرو رفتید به قدری بالاست که باید با سیم بکسل کشیدتون بیرون. این چرت و پرت‌های زن این است زن فلان است زن به این نیاز دارد زن اینطور است.. رو بذارید کنار. این‌ها مثل تفنگ‌های آبپاش هستند که به جای آب‌صابون، توش کلمات ریخته شده، و فقط حباب میسازه. اگه کسی پستی فرستاد که نوشته بود هر زن نیاز دارد روزانه بیست بار بوسیده شود، طرف رو بدون هیچ توضیحی بلاک کنید.

۴- از زنانی که سن‌شون از شما بیشتره سوال نپرسید. به زندگی‌شون دقت کنید تا جواب‌تون رو بگیرید. این تعداد نجومی از زنان سرپرست خانوار در ایران که لنگ کمیته و موسسات خیریه هستند چه پیامی داره؟ پیامش اینه که اینا حاضرند تنهایی کار کنند و گاهی به گدایی بیفتند ولی دیگه شوهر نکنند. این پیام این معنی رو نمیده که لزوما باید از مردان فرار کرد. بلکه نشون میده در چه محیطی زندگی می‌کنید.

۵- مادربزرگ من در آستانه صدسالگی وقتی به عنوان تنبیه مشت میزد بم، با اینکه فقط قصد داشت جنبه هشدار داشته باشه، حس می‌کردم نوک کلنگ خورده بم! نه باشگاه می‌رفت، نه نصف درآمدش رو صرف خرید پودر پروتئین می‌کرد. فقط راه میرفت و هیچ‌وقت یکجا بند نمی‌شد، و غذا رو، هرچه که بود، یه جوری میخورد انگار همین الان از سنگر فرانسوی‌ها در جنگ جهانی اول اومده بیرون. آدم بی‌علاقه به غذا، و بی‌علاقه به تحرک، بی‌علاقه به بقا خواهد شد. و سلول‌ها هم این رو می‌فهمند. شما بهرحال ریخت خودتون رو از دست خواهید داد. پس روی استقامت بدن‌تون سرمایه‌گذاری کنید، نه روی عامه‌پسندیش.
9
یه عبارت «صنایع تبدیلی» یاد گرفتن، هی میمالنش اینور اونور. یکی بشون گفته کره جنوبی ماده خام رو می‌گیره باش جنس میسازه سی درصد سود می‌کنه، میگه عه چه خوب، ما هم همین کارو بکنیم! فکر می‌کنه فرق کالایی که تکنولوژی در ساختش به کار رفته، با خام فروشی، در تعداد سوله‌هاییه که لازم دارند! فکر می‌کنه اگه هر ماده خامی رو تبدیل کنیم، مشتری جهانی هم میگه عه چه خوب، محصول تبدیلیتو بده!
اینکه مقعد بچه‌شیعه و آخوندهای بالاسرش، در اختیار خلافکارهای روس و چینی باشه، دیگه جزء حقایق مملکت ماست و نباید روش وقت گذاشت. این‌ها از حسین بن علی، منحرف نشده‌اند. این‌ها از حسین متنفرند. اون چیزی که مردم باید بش توجه کنند اینه که حتی سر و وضع آوارگان اوکراینی، چه شهری باشند و چه روستایی، از سر و وضع ایرانی میانگین دو لِول بالاتره! در حالی که بیست و پنج سال پیش اینطور نبود. و هیچ اقدام و برنامه‌ای که این روند رو متوقف کنه وجود نداره، پس بیست و پنج سال بعد، مردم ایران رو باید در لول یمن امروز و مناطق پرت پاکستان در نظر گرفت.
نه هنوز گوش ندادن. اینجا داره به آلمان و فرانسه میگه افزایش قیمت‌‌های انرژی ما رو فلج کنه، شما رو هم فلج خواهد کرد. پس یه کاری کنید زودتر فیصله پیدا کنه.

اینکه یه فرصت طلایی براشون فراهمه معنیش این نیست که می‌تونند حداکثر استفاده رو ازش ببرند. چون سیستم برمبنای عقلانیت محض نیست. اینا نمی‌تونند خارج از باکسی که توش قرار دارند فکر کنند.‌
«به نظرت اون هاشور مشکی که کشیدی درباره نیوامریکا، یکم رویایی نیست؟».


مسئله شانس موفقیتش نیست. مسئله در اختیار داشتن محتواست. اینکه چه موجودی متولد خواهد شد، بعدا معلوم میشه. وقتی داره پارادایم شیفت رخ میده، بهتره یه چیزی تو دستت داشته باشی. انقلاب فرانسه همه‌چیز رو تغییر داد، و چون جوامع شرقی دست‌شون از محتوا خالی بود، به محض ورود به این دنیای جدید زیر پاشون خالی شد، و هنوز دارن چوب این سقوط رو میخورن. یه سری‌شون مثل ما و بقیه مسلمین، در گل فرو‌رفتیم؛ و یه سری‌شون مثل روس‌ها و چینی‌ها که قدرت سخت دارند، تصمیم گرفتند به عقب برگردند. به زمانی که هنوز دنیا تغییر نکرده بود. البته جریان عقبگرد، در خود فرانسه هم با بناپارتیسم شکل گرفت. اما اون‌ها وقتی دیدند جواب نمیده ازش عبور کردند. خلافکارهای شرقی پیش خودشون اینطور محاسبه کردند که بناپارتیسم جواب نداد چون عوض شدن مردم فرانسه از قبل از انقلاب شروع شده بود و کار از کار گذشته بود، اما مردم ما همون گوسفندان امپراتورپرست قدیم هستند، پس در مملکت ما جواب میده.
اما چیزی که محکوم به fail شدنه، fail خواهد شد. مهم نیست چقدر داد و هوار و آتش‌بازی راه بندازه و این و اون رو گاز بگیره. دیگه نه تزار زنده خواهد شد، نه امپراتورهای چینی.

اما در سمت غربی هم بوی الرحمن خیلی از نهادهای سنتی بلند شده. مثلا اینکه لات و الوات بوکسور هم درباره پول بی‌پشتوانه حرف بزنند، یعنی عوض شدن مردم شروع شده. اینکه این نهادها چقدر دوام بیارند رو کسی نمیدونه، اما نباید وقتی که فرو ریختند، دست‌مون خالی باشه.
«ارتش روسیه آخرین دژ باقی‌مانده در برابر نظمِ نوینِ جهانیِ شیطانی است». اینو تو هندبوکی که میدن دست سربازان روس نوشتن.

همون مهملاتی که به بسیجی‌ها درباره «محور مقاومت» میگن. و پسر جوان تحت تأثیر همین جملات پوچ و بی‌معنی، میره جلو و یا یک قاتل میشه، یا یک مقتول.
در حالی که نه دژی وجود داره، نه مقاومتی. صرفا یک گروگانگیری وجود داره، تا حق ملت‌ها برای تصمیم گرفتن برای جامعه خودشون رو، چه درست باشه چه غلط، ازشون بگیرند.
Anarchonomy
«ارتش روسیه آخرین دژ باقی‌مانده در برابر نظمِ نوینِ جهانیِ شیطانی است». اینو تو هندبوکی که میدن دست سربازان روس نوشتن. همون مهملاتی که به بسیجی‌ها درباره «محور مقاومت» میگن. و پسر جوان تحت تأثیر همین جملات پوچ و بی‌معنی، میره جلو و یا یک قاتل میشه، یا یک…
اینکه لبنان از میدان گازی Karish سهمی داشته باشه یا نه، بستگی به این داره که مسئله مرز دریاییش با اسراییل رو حل کنه، چون با اون مرزی که اسراییل قائله، میدان میفته بیرونش.‌ اما با مرزی که لبنان قائله، از وسطش رد میشه. اگه حتی ادعای لبنان پذیرفته بشه، باید برای استخراج یک شرکت مشترک بزنند. که آخوند شیعه تا الان اجازه‌ش رو نداده. در حالی که مردم لبنان تو بی‌برقی گرفتارند. دیروز نماینده حزب‌الله گفت ترجیح میدیم گاز زیر زمین بمونه، تا اینکه با اسراییل شریک بشیم!
محور مقاومت اینه.. حبس کردن مردم، برای اینکه نتونند خودشون تصمیم بگیرند، و خودشون معامله کنند.
دوستان می‌گفتند با وضعی که پیش اومده، باید سبزهای آلمان رو از تیر برق آویزان کرد که نذاشتن این کشور برق هسته‌ای رو توسعه بده و الان انقدر وابسته به گاز روسیه نباشه.
این عزیزان دقیقا به همون شکلی که طرز فکر روس‌ها رو درک نمی‌کنند (و تصوراتی همچون «نمیخوان کل اوکراین رو بگیرن» یا «ممکنه تو روسیه علیه حکومت تظاهرات شکل بگیره» محصول همین عدم درک بود)، طرز فکر آلمانی‌ها رو هم درک نمی‌کنند. این کشور امروز اعلام کرد واردات گازش از روسیه رو کاهش میده، اما نیروگاه‌های هسته‌ای رو فعال نخواهد کرد، بلکه ذغال‌سنگ بیشتری استفاده خواهد کرد!

به جای اینکه بفهمند آلمانی‌ها چطور فکر می‌کنند، به جای آلمانی‌ها فکر می‌کنند! و این اشتباه رو درباره مردم هرجایی مرتکب میشن.
گردن‌کلفت‌های مکه مسلمان‌ها رو عملا بیرون انداخته بودند. محمد تصمیم گرفت با غارت کاروان‌های اون‌ها جبران کنه. در یکی ازین غارتگری‌ها، آدمی که فرستاده بود یک نفر از کاروان رو کشت. قاعده این بود که قصاص بشه. و قاعده این بود که خودشون قاتل رو تحویل بدن. اما محمد تحویلش نداد. این توهین بزرگی بود. گردن‌کلفت‌های قریش مصمم شدند که حساب مسلمان‌ها رو برسند. و تهدید شدن کاروان ابوسفیان بهانه خوبی بود. محمد با هدف غارت اون کاروان از شهر خارج شد، اهالی مکه هم برای دفاع ازون کاروان خارج شدند. اما ابوسفیان که مارمولک اعظم کل شبه‌جزیره بود، فهمید و یه راه دیگه رو انتخاب کرد و قسر در رفت. اما سران قریش برنگشتند، چون دفاع از ابوسفیان بهانه بود، خود محمد رو می‌خواستند. و جنگ بدر شکل گرفت، و شد آنچه شد.
اگه محمد قاتل رو تحویل می‌داد، عصبانیت دشمن به اوج نمی‌رسید. میخواست عصبانی بشن تا بهترین‌هاشون رو بفرستند. و کشتن بهترین‌های دشمن، بهتر از تصاحب باارزش‌ترین کالاهاشونه. چون از دست دادن بهتریناشون، بیشتر از ازدست دادن کالاهاشون، فقیرشون می‌کنه.

بازی منصفانه، خویشتن‌داری، آرام کردن اوضاع، فراهم کردن شرایط صلح، و این‌جور عبارات که موقع جنگ رواج پیدا می‌کنه، همیشه استراتژی درستی نیستند. گاهی در برابر شر، استراتژی درست مثل کله‌خرها رفتارکردنه. گاهی، اتفاقا، باید دشمن خطرناک رو، عصبانی کرد. که البته طراحی و دقت بالایی میخواد. خیلی‌ها این رو نمیفهمند، و فکر می‌کنند در برابر هیولاهای خطرناک‌تر، باید مودب‌تر و‌ محتاط‌تر بود.
2
درست همزمان با دریوزگی بچه‌شیعه‌ها برای روسیه متجاوز، جلوی چشم رادارهای روسیه، اسراییل دو سرهنگ سپاهی رو به جمع کتلت‌های منطقه فرستاد.
چنان جان نیروها براشون بی‌اهمیته، که به عنوان یک خبر حاشیه‌ای منتشر میشه.. انگار از خیابون رد میشدن موتوری زده بشون. و چنان جان حاشیه‌نشینان براشون بی‌اهمیت‌تره، که اگه این دو تا سرهنگ رو چند جوان ایرانی ترور می‌کردند، به عنوان مجازات هشت نفر اعدام می‌شدند.
اینکه میگن اسراییل یک نظام آپارتایده رو فقط در صورتی می‌پذیرم که ما و اون‌ها رو تبعه یک کشور بدونیم، و بله در اون صورت اسراییلی‌ها شهروند درجه یک هستند، و ما شهروند درجه سه. چون اون‌ها حق گوشمالی دادن به سپاهی‌ها رو دارند، ولی ما نداریم.
یه نوع عقب‌مانده ذهنی هم داریم که فکر می‌کنه دولت‌های جهان انقدر زرنگند که انقدر به همه‌چیز مسلط شده‌اند که هرچیزی که ما فیلم و تصویرش رو می‌بینیم و خبرش رو می‌شنویم صحنه‌سازی کرده‌اند، اما خودش انقدر باهوشه که میفهمه دروغند.
پشت کردن زیادی اغراق‌آمیزه. خلافکارها پشت همدیگه رو خالی نمی‌کنند.
اما این یک نمونه دیگه‌ست ازینکه تحریم، به صورت کلی، کار می‌کند. شواهدی که نشون میده کار می‌کند، خیلی بیشتر از شواهد کار نکردنشه. اونایی که میگن کار نمی‌کند رو باید عمله‌های صادراتی کشور تحریم‌شده در نظر گرفت.
مقام رسمی دولت روسیه، به نخبگان مهندس این کشور که قصد فرار دارند، توهین می‌کنه.
این اون چیزیه که نسیم طالب درباره‌ش حرف میزد: میشه ناپلئون‌بازی درآورد، اما استیبل نیست. سیستم دموکراتیک که حتی فشل باشه، همچنان از بقیه سیستم‌ها جذاب‌تر و در دراز مدت، استیبل‌تر خواهد بود.
عزیزان تایوانی، آمریکا پدافند عراق رو یه شبه به چوخ داد، روس‌ها دو هفته‌ست تا کمر اوکراین نفوذ کردن اما هنوز پدافندش رو به طور کامل نتونستند از بین ببرند. یک وقت خدای نکرده ارتش چین رو با این‌ بی‌عرضه‌های فاسد مقایسه نکنید. چینی‌ها در جنگ سرد دفن نشده‌اند، و تا اون‌جایی که میشده به‌روز شدن.
راه عقلانی پیش روی شما، که کمترین تلفات رو داشته باشه؛ تسلیم شدنه. اما انسان‌ها ممکنه به خاطر ارزش‌هاشون راه منطقی رو انتخاب نکنند، که قابل احترامه. اما اگه راه غیرمنطقی رو انتخاب کردید، به فکر شکست دادن ارتش چین نباشید. چون حتی با کمک ژاپن و کره‌جنوبی، براتون مقدور نیست. به فکر فلج کردن شهرک‌های صنعتیش باشید.‌ یا مقاومت نکنید، یا تا تهش برید.

البته کی به من گوش میده 😄
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استفراغات_معماران
تضاد نظام فکری مبتنی بر ایمان به خدای یگانه، با نیهیلیسم؛ در همه ابعاد زندگی بروز پیدا می‌کنه.
معمار مومن خودش رو فانی می‌بینه، اما ساختمان رو طوری میسازه که انگار قراره هزار سال عمر کنه.
معمار نیهیلیست، فکر می‌کنه عقایدش تا هزار سال بعد زنده خواهد بود، اما ساختمان رو طوری میسازه که انگار قراره هفته بعد جمعش کنند.
برای درک وضعیت یمن، باید ذات نیروهای درگیر در اونجا رو شناخت‌.

کشورهای خلافکار رو میشه به دو گروه تقسیم کرد:

کمپ آ: مردمِ خود به فاک‌دهنده
حاکمیت این کشورها به ابرقدرت‌های جهانی، قدرت‌های منطقه‌ای، سازمان‌های بین‌المللی، و افکار عمومی میگن بذارید مردم خودمون رو پاره کنیم و کاری به کارمون نداشته باشید. این‌ها کاری ندارند دنیا چطور اداره میشه. اگه کسی کاری به کارشون نداشته باشه، مزاحمت چندانی برای بقیه ایجاد نمی‌کنند. مثل کره شمالی، ونزوئلا، مصر و عربستان.

کمپ ب: کل دنیا به فاک‌دهنده.
حاکمیت این کشورها به پاره کردن مردم خودشون بسنده نمی‌کنند، و معمولا یا روی یک ایدئولوژی سوارند که عوض کردن دنیا جزء اهدافشه، یا کاملا تهی هستند و بسط قدرت‌شون رو بدون گروگان‌گیری جهانی میسر نمی‌بینند. روسیه، چین و ایران در این دسته هستند.

در یمن، هیچ‌کس دنبال دموکراسی نیست، بلکه همه به شدت مخالفش هستند. ایران که بوضوح مخالفه. عربستان هم همینطور. حوثی‌ها هم همینطور. حتی اون دولتی که ساقط شد هم همینطور، چون میدونه که ممکنه رأی نیاره، القاعده هم که تکلیفش مشخصه، و همچنین تمام قبایلی که موضع‌شون رو بین این‌ها جابجا می‌کنند. پس برای پایان یافتن جنگ، باید یکی از نیروهایی که به دموکراسی هیچ اعتقادی نداره، برنده بشه. اگه دموکراسی مطرح نباشه، باید برای اینکه تشخیص بدیم بهتره کی برنده بشه، به شاخص دوم مراجعه کنیم: تو کدوم کمپ قرار داره؟
شهروند جهانی این اولویت‌بندی رو نمیفهمه، و خیلی سریع میپره روی شاخه «پس اون چی؟». برای همین وقتی بش میگی جمهوری اسلامی خطرناکه، میگه خب عربستان هم سر زندانیان رو قطع می‌کنه! اما اولویت اینه که اجازه ندیم وحشی‌هایی که میخوان‌ دنیا رو پاره کنند، برنده بشن؛ بعد برسیم به وحشی‌هایی که صرفا میخوان مردم خودشون رو پاره کنند.
مسئله مهم همینه که اگه بخوای جنگ تموم بشه، باید یکی رو برنده کنی، و برای اینکه یکی رو برنده کنی، باید با بقیه همکاری کنی. شهروند جهانی میخواد بدون کثیف کردن خودش، جنگ رو تموم کنه، و هشتگ میزنه و آب‌معدنی میفرسته. اما جنگ‌ها با فرستادن آب‌معدنی‌ها تموم نمیشن. تازه نمیشه به مدت دو سه دهه آب معدنی یک کشور بزرگ که نود درصد مردمش له و لوردن، تأمین کرد.‌ با نجات دادن افراد، نمیشه یک کشور رو نجات داد، اما با نجات دادن یک کشور، میشه افراد رو هم نجات داد.

اگه تصمیم این باشه که دخالت نکنیم تا هرکی زورش بیشتر بود، برنده بشه؛ باید دخالت در حد صفر باشه. یعنی آب‌معدنی هم نباید بفرستیم. ازونجایی که جنگ به خاطر متغیرهای بیشمارش، غیرقابل پیش‌بینیه؛ هر نوع دخالتی، حتی از نوع انسان‌دوستانه، روی متغیرها تأثیر میذاره. ممکنه آنتی‌بیوتیک بفرستی که به بچه‌ها تزریق کنند، اما وسط راه یکی از طرف‌های درگیر مصادره‌ش کنه برای درمان جنگجویان مجروح خودش. و اینجوری شانس برنده شدنش رو بالاتر ببری.
بنابراین اونی که میخواد سلاح نفرستیم، ولی دارو بفرستیم؛ نه تنها اولویت‌ تهدیدها و ریسک رو درک نمی‌کنه، بلکه میخواد بدون کثیف شدن روی جنگ اثر بداره. بنابراین یه بیشعوره، نه یک آدم اخلاقمدار.
بر و بچه‌ها در تفکیک حرف‌هایی که اینجا می‌زنم کمی مشکل دارند. مثلا براشون عجیبه که یک‌بند به دولت‌ها فحش میدم، و همزمان میگم همه در برابر غرب، تعطیلند!
دیروز وزارت دفاع اسراییل فیلم هدف قراردادن پهپادهای سپاه با اف۳۵ رو منتشر کرد. که واقعا روش خیلی گرونی برای انجام این کاره، ولی خیلی خوب کار می‌کنه (اینکه «اف۳۵ رو در اصل برای اسراییل ساختن» هم جزء حرف‌های اینجانب بود که تو کت خیلی‌ها نمیرفت، ولی الان دارند به شکل رسمی و آفیشیال می‌بینند).
به همین مناسبت بد نیست این پست دوباره در این مکان نصب شود:

https://t.me/anarchonomy/841
اول گفتن روس‌تبارها دارن شکنجه میشن
بعد گفتن اوکراین اصلا سرزمین تاریخی ماست
بعد گفتن سرداران‌مون اونجا شهید شدن
بعد گفتن ناتو آقا.. ناتو!
بعد گفتن اوکراین داره بمب اتم میسازه
بعد گفتن آقا سلاح میکروبی!
احتمالا فردا میگن یأجوج و مأجوج تو کیف پنهان شدن، دیگه‌ای چاره‌ای جز اشغال نبود.

بعد یه مشت کندذهن که اغلب جانور آکادمیک هستند هم می‌گفتند «تقصیر ما شد که روس‌ها رو تحریک کردیم». انگار این زباله‌های چشم‌روشن اهمیتی به تحریکات طرف مقابل میدن.
8
Anarchonomy
اول گفتن روس‌تبارها دارن شکنجه میشن بعد گفتن اوکراین اصلا سرزمین تاریخی ماست بعد گفتن سرداران‌مون اونجا شهید شدن بعد گفتن ناتو آقا.. ناتو! بعد گفتن اوکراین داره بمب اتم میسازه بعد گفتن آقا سلاح میکروبی! احتمالا فردا میگن یأجوج و مأجوج تو کیف پنهان شدن، دیگه‌ای…
همونطور که قبلا گفتم، با همت همه‌جانبه خلافکارها، هرکس که هویت مستقل برای مملکت خودش قائل باشه، بهرحال برچسب نازی و افراطی میخوره.
پس اگه دغدغه ملی و میهنی دارید، خودتون رو از قبل نازی فرض کنید و با خیال راحت‌تر ادامه بدید. هروقت بتون گفتن نازی، بگید اره، نازی‌ام.
11