Anarchonomy
«تصمیمی که که تقریبا ۳ میلیارد نفر (چین و هند و روسیه) رو هل داد به این سمت که تجارتشون رو با ارزی غیر از دلار انجام بدن، به عنوان یکی از کوتهبینانهترین سیاستهای تاریخ آمریکا ثبت خواهد شد». اون بیرون پر از این احمقهایی که چنین بیانیههایی صادر میکنند.…
اگه شرکتهای آمریکایی از بازار دیکتاتور خارج بشن، میگه «ای بیعرضهها. هلشون دادید به سمت آلترناتیوهای بومی». اگه از بازار دیکتاتور خارج نشن، میگه «ای بیشرفها، دست همهتون با گلوبالیستها تو یه کاسهست».
مغز اینا فانکشن نداره. فقط جمله میسازند. و خودشون از جملههایی که ساختن خوششون میاد. و فکر میکنند اندیشه نویی به جهان عرضه کردند.
مغز اینا فانکشن نداره. فقط جمله میسازند. و خودشون از جملههایی که ساختن خوششون میاد. و فکر میکنند اندیشه نویی به جهان عرضه کردند.
دوستی میگفت اینها ترجمه عینیِ نداشتن توفیقند. قرآن بلد بودن سادهست، ولی توفیق میخواد، که دشواره.
گفتم چیزی که با تمرین مستمر به دست بیاد، توفیق نیست. آدمکش قرآنبلد، کم نداریم. این اینجوریه. و رئیسی، و اژهای، و ازین قبیل. اینها ترجمه عینی «آدم بیکیفیت» هستند.
https://t.me/AnimalsQuotes/3847
گفتم چیزی که با تمرین مستمر به دست بیاد، توفیق نیست. آدمکش قرآنبلد، کم نداریم. این اینجوریه. و رئیسی، و اژهای، و ازین قبیل. اینها ترجمه عینی «آدم بیکیفیت» هستند.
https://t.me/AnimalsQuotes/3847
Telegram
اقوال الانعام
سراجالدین حقانی هستم.
برای قرآن آدم میکشم.
دمدستترین آیه قرآن رو هم حفظ نیستم.
#گاو_خارجی
برای قرآن آدم میکشم.
دمدستترین آیه قرآن رو هم حفظ نیستم.
#گاو_خارجی
یه نمونه وطنی از جملهسازی. واژه کلیدی: جنگ زرگری!
باید ازینها پرسید چه جنگی از نظر شما جنگ زرگری نیست؟ مشخصات و مختصاتش رو بنویسید بمون بدید که حواسمون باشه وقتی اتفاق افتاد جدی بگیریمش. اما چیزی ندارند بنویسند. چون مغزشون فانکشن نداره.
وقتی در اوج کرونا مصرف سوخت خودروها اومد پایین، چون کسی سر کار نمیرفت، قیمت نفت رسید به ۳۵ دلار. یه مشت احمق مشابه اومدن گفتن این کرونا بازی چینه تا قیمت نفت رو پایین نگه داره تا هزینه تمام شده صادراتش بیاد پایین!
البته این مهملگوییها مختص عوام و مهمونیهای خانوادگی و بازنشستههای بانک سپه نیست. کلام رایج اعضای هیئت علمی دانشگاههای دوزاری ایران هم میباشد.
باید ازینها پرسید چه جنگی از نظر شما جنگ زرگری نیست؟ مشخصات و مختصاتش رو بنویسید بمون بدید که حواسمون باشه وقتی اتفاق افتاد جدی بگیریمش. اما چیزی ندارند بنویسند. چون مغزشون فانکشن نداره.
وقتی در اوج کرونا مصرف سوخت خودروها اومد پایین، چون کسی سر کار نمیرفت، قیمت نفت رسید به ۳۵ دلار. یه مشت احمق مشابه اومدن گفتن این کرونا بازی چینه تا قیمت نفت رو پایین نگه داره تا هزینه تمام شده صادراتش بیاد پایین!
البته این مهملگوییها مختص عوام و مهمونیهای خانوادگی و بازنشستههای بانک سپه نیست. کلام رایج اعضای هیئت علمی دانشگاههای دوزاری ایران هم میباشد.
❤1
توفیق، جهش کیفیت تو نیست. جهش آگاهی دیگران از کیفیت توعه. وقتی کسی توفیق کشف اشتباهش رو پیدا میکنه، در قدرت کشف نادرستیها، جهش نکرده. ذخیرهای از عقل داشته که به دردش خورده و ما ازش بیخبر بودیم. جهش، در باخبر شدن ما از پتانسیل عقلش، اتفاق میفته. که البته معکوسش هم وجود داره. اگه سلیمانی پای اون نامه درباره سرکوب دانشجویان رو امضاء نمیکرد، خیلیها هیچوقت نمیفهمیدند موضع سیاسیش چی بوده. اما ذخیرهای نداشت که مانع امضاء کردنش بشه. گاهی آگاهی ما از اینکه فرد چقدر پره، جهش میکنه، و گاهی از اینکه چقدر خالیه.
داستانهای کهنه تاریخ به بقای خودشون ادامه میدن، چون ما بچههای بابامون هستیم. خیلی چیزها عوض شده اما تو مسیر اجدادمون هستیم. و شاید حتی بشه گفت ما هموناییم!
پونصدسال پیش اگه ایران صفوی و ترکیه عثمانی با هم یکی میشدند، هیچ احدی نمیتونست جلوش قد علم کنه. اما نشد. هیچ بیگانهای در جدا شدن و جدا ماندن ما دخالت نکرد. خودمون خواستیم. به دلایل مذهبی، زبانی، قومیتی. که هیچکدوم مهمتر از آینده نبود. ولی اون واقعیت هنوز هم برقراره. اگه امروز هم ایران و ترکیه یک کشور بودند، باز هیچ قدرتی نمیتونست تسلیم یا تضعیفش کنه. اما یکی نیستند. چون خودمون نمیخوایم. به همون دلایل پونصد سال پیش. پس ما همون آدمهاییم. فقط لباسهامون عوض شده، و وسایل نقلیهمون، و موبایل دستمونه.
اما قضیه به همین ختم نمیشه. در مواردی ما نسبت به اجدادمون احمقتریم. پونصدسال پیش، که بین ما دعوا بود، تاجرها آزادانه جنس رو از قسطنطنیه میاوردن اصفهان، و دستمزد این جابجایی رو میگرفتند. انگار هیچ مرز و محدودهای وجود نداشت. فقط سختی راه وجود داشت. چون تکنولوژی نبود. الان بین ما و اونها، تعرفه هست، و عوارض، و مالیات، و آزار و اذیت گمرکی؛ و غیر از دستمزد جابجایی، یک نوع باج پرداخت میکنیم به قاچاقچی، تا همه اون موانع رو دور بزنه و بیاره اینجا بمون تحویل بده. و راضی هم هستیم، چون با همه باجهای پرداخت شده، باز ازینجا ارزونتر درمیاد! اگه حتی اداره این دو کشور به ملانصرالدین و زنش سپرده میشد، این وضعیت مضحک ایجاد نمیشد.
صد در صد ما از اجدادمون احمقتریم.
پونصدسال پیش اگه ایران صفوی و ترکیه عثمانی با هم یکی میشدند، هیچ احدی نمیتونست جلوش قد علم کنه. اما نشد. هیچ بیگانهای در جدا شدن و جدا ماندن ما دخالت نکرد. خودمون خواستیم. به دلایل مذهبی، زبانی، قومیتی. که هیچکدوم مهمتر از آینده نبود. ولی اون واقعیت هنوز هم برقراره. اگه امروز هم ایران و ترکیه یک کشور بودند، باز هیچ قدرتی نمیتونست تسلیم یا تضعیفش کنه. اما یکی نیستند. چون خودمون نمیخوایم. به همون دلایل پونصد سال پیش. پس ما همون آدمهاییم. فقط لباسهامون عوض شده، و وسایل نقلیهمون، و موبایل دستمونه.
اما قضیه به همین ختم نمیشه. در مواردی ما نسبت به اجدادمون احمقتریم. پونصدسال پیش، که بین ما دعوا بود، تاجرها آزادانه جنس رو از قسطنطنیه میاوردن اصفهان، و دستمزد این جابجایی رو میگرفتند. انگار هیچ مرز و محدودهای وجود نداشت. فقط سختی راه وجود داشت. چون تکنولوژی نبود. الان بین ما و اونها، تعرفه هست، و عوارض، و مالیات، و آزار و اذیت گمرکی؛ و غیر از دستمزد جابجایی، یک نوع باج پرداخت میکنیم به قاچاقچی، تا همه اون موانع رو دور بزنه و بیاره اینجا بمون تحویل بده. و راضی هم هستیم، چون با همه باجهای پرداخت شده، باز ازینجا ارزونتر درمیاد! اگه حتی اداره این دو کشور به ملانصرالدین و زنش سپرده میشد، این وضعیت مضحک ایجاد نمیشد.
صد در صد ما از اجدادمون احمقتریم.
دولت پاکستان یک و نیم میلیارد دلار اختصاص داده به سوبسید سوخت، تا قیمت بنزین و گازوییل تا چهار ماه آینده ثابت بمونه. اینا با دویست میلیون دلار، بیست و شش کیلومتر خط اتوبوس بیآرتی ساختن. حالا اینکه چرا تو کشوری که ارزش کارگر از شاش گاو کمتره هر کیلومتر بیآرتی بیشتر از هفت میلیون دلار آب میخوره، بماند؛ ولی با همین پول میتونستند هفت هشت تا پروژه با همین ابعاد انجام بدن. ولی الان این پول رو میدن به خانوادههایی که دو تا ماشین خارجی دارند. فقط چون جناب نخستوزیر میترسه انتخابات آتی رو برینه. تازه اگه باخت، و رقیب زیر فشار هزینههای سوبسید، زایمان کرد و مجبور شد قیمتها رو دوباره آزاد کنه، میتونه بپره وسط بگه «دیدید به آدم اشتباهی رأی دادید؟».
داشتم فکر میکردم احتمالا اگه در ایران هم دموکراسی برقرار میشد، وضعیت یارانه و افتضاحات مرتبط، باز به همین شکل در میاومد که الان میبینیم.
داشتم فکر میکردم احتمالا اگه در ایران هم دموکراسی برقرار میشد، وضعیت یارانه و افتضاحات مرتبط، باز به همین شکل در میاومد که الان میبینیم.
این ویدئو واسه درست ۳۰ سال پیشه. یک نامزد انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا برنامهش رو با نمودارهای احمدینژادی به مردم توضیح میده. و مهمترین دغدغهش افزایش مخارج دولت و بدهیهاست. که اگه اعداد امروز رو اون زمان بش نشون میدادن، خودش هم باور نمیکرد، چه برسه اونایی که میخواستن بش رأی بدن.
بهرحال.. مهمترین راهکارش افزایش مالیات و مخصوصا مالیات بر بنزین بوده. در دقیقه ۱۲ درباره بنزین صحبت میکنه.
کسانی که امروز میگن قوانین محیطزیستی بهانهای هستند برای اخذ مالیات از سوخت، به این واقعیت توجه ندارند که دولتها خیلی خیلی قبلتر از مطرح شدن دغدغههای محیطزیستی هم دنبال افزایش مالیات از سوخت بودند، و لذا این روند بهرصورت پیش میرفت، چه با تبلیغات سبز، چه بدون تبلیغات سبز.
https://m.youtube.com/watch?v=mPIVI0CbCmg
بهرحال.. مهمترین راهکارش افزایش مالیات و مخصوصا مالیات بر بنزین بوده. در دقیقه ۱۲ درباره بنزین صحبت میکنه.
کسانی که امروز میگن قوانین محیطزیستی بهانهای هستند برای اخذ مالیات از سوخت، به این واقعیت توجه ندارند که دولتها خیلی خیلی قبلتر از مطرح شدن دغدغههای محیطزیستی هم دنبال افزایش مالیات از سوخت بودند، و لذا این روند بهرصورت پیش میرفت، چه با تبلیغات سبز، چه بدون تبلیغات سبز.
https://m.youtube.com/watch?v=mPIVI0CbCmg
YouTube
Ross Perot 1992 - Balancing the Budget & Reforming Government
One of several Ross Perot Infomercials that ran during the 1992 General Election campaign.
«این وراجهایی که دارن درباره افول رهبری آمریکا روضه میخونند، دوزاریشون کجه. غرب در واکنشهایی که نشون میده غیرمتمرکزتر ولی هماهنگ عمل میکنه. که همین خیلی باثباتترش کرده. جهان آزاد نباید متکی به رهبر باشه، همونطور که آمریکا نباید متکی به رییسجمهور باشه، و نیست».
سفیر سابق روسیه در آمریکا یه زمانی گفته بود شاعران ما به زبانهای اروپایی حرف میزدند، معنی نداره که بین ما و اروپا دعوا باشه، بعد ما بریم بچسبیم به چین!
جناب سفیر هم متوجه نبود. حتی بعضی ساختمونهای روسیه اروپاییتر از ساختمونهای اروپا هستند، اما موضوع این نیست. موضوع اینه که روسیه نمیتونه مثل غرب اداره بشه. و به جای اعتراف به این ناتوانی، مشکل رو تقلیل میده به اشتباهات سیاست خارجی افرادی که در کاخسفید بودند.
سفیر سابق روسیه در آمریکا یه زمانی گفته بود شاعران ما به زبانهای اروپایی حرف میزدند، معنی نداره که بین ما و اروپا دعوا باشه، بعد ما بریم بچسبیم به چین!
جناب سفیر هم متوجه نبود. حتی بعضی ساختمونهای روسیه اروپاییتر از ساختمونهای اروپا هستند، اما موضوع این نیست. موضوع اینه که روسیه نمیتونه مثل غرب اداره بشه. و به جای اعتراف به این ناتوانی، مشکل رو تقلیل میده به اشتباهات سیاست خارجی افرادی که در کاخسفید بودند.
به جای تبریک روز زن، که عملیست بیفایده و جلف، چند توصیه به زنان میکنم شاید بدردشون خورد. این مسخرهبازی که «مرسی که زن هستی» و «مرسی که مرد هستی»، علاوه بر اینکه بیمعنیه، شأن خود فعل تشکر و قدردانی رو هم پایین میاره.
و اما نصایح اینجانب به جماعت نسوان
۱- از اشغال اوکراین و نابود کردنش توسط روسیه عبرت بگیرید و مطابق با این عبرت عمل کنید. این عملیات نظامی، جلوهای کامل از خودتخریبی مردانهست، حتی اگه زن سرباز و زن فرمانده هم توش مشارکت داشته باشه. این «مرض حفاظت» که در خوی مردانه وجود داره، انسان رو به سمت نابودی چیزهایی که فکر میکنه برای خودش ارزشمنده میکشونه. همه اونایی که در ارتش متجاوزند، به این باور دارند که اومدن از چیزهایی حفاظت کنند.
میتونید حفاظت مردانه رو پس نزنید، اما اصلا دنبالش نباشید. اگه عقل محکم نباشه، فقط در حد یک بیماری خواهد بود. و بیشتر مردم عقل محکم ندارند.
۲- حتی اگه جذابید، فرض رو بر این بذارید که هیچ جذابیتی ندارید. همین تکنیک، شما رو چند قدم فیلی جلو میندازه، و در دراز مدت رفتارتون رو هم تغییر میده. بعضی تونلها انقدر تنگ و کثیفند که اگه آدم به تمیزی لباسش فکر کنه، هیچوقت واردشون نمیشه. فرض جذاب نبودن به آدم جرئت و فرصت فرو رفتن در تنگناهایی رو میده که تا ازون طرفش در نیومده نمیفهمه چه منافعی داشته.
۳- نود و نه درصد محتویاتی که درباره زنان در کتابها و مجلات و فضای اینترنتی میبینید و میخونید، مهمل محضند. بهترین کاری که میتونید برای خودتون بکنید و اثر سریع داشته باشه، دور ریختن همه اینهاست. حجم مهملی که خیلی از شما در اون فرو رفتید به قدری بالاست که باید با سیم بکسل کشیدتون بیرون. این چرت و پرتهای زن این است زن فلان است زن به این نیاز دارد زن اینطور است.. رو بذارید کنار. اینها مثل تفنگهای آبپاش هستند که به جای آبصابون، توش کلمات ریخته شده، و فقط حباب میسازه. اگه کسی پستی فرستاد که نوشته بود هر زن نیاز دارد روزانه بیست بار بوسیده شود، طرف رو بدون هیچ توضیحی بلاک کنید.
۴- از زنانی که سنشون از شما بیشتره سوال نپرسید. به زندگیشون دقت کنید تا جوابتون رو بگیرید. این تعداد نجومی از زنان سرپرست خانوار در ایران که لنگ کمیته و موسسات خیریه هستند چه پیامی داره؟ پیامش اینه که اینا حاضرند تنهایی کار کنند و گاهی به گدایی بیفتند ولی دیگه شوهر نکنند. این پیام این معنی رو نمیده که لزوما باید از مردان فرار کرد. بلکه نشون میده در چه محیطی زندگی میکنید.
۵- مادربزرگ من در آستانه صدسالگی وقتی به عنوان تنبیه مشت میزد بم، با اینکه فقط قصد داشت جنبه هشدار داشته باشه، حس میکردم نوک کلنگ خورده بم! نه باشگاه میرفت، نه نصف درآمدش رو صرف خرید پودر پروتئین میکرد. فقط راه میرفت و هیچوقت یکجا بند نمیشد، و غذا رو، هرچه که بود، یه جوری میخورد انگار همین الان از سنگر فرانسویها در جنگ جهانی اول اومده بیرون. آدم بیعلاقه به غذا، و بیعلاقه به تحرک، بیعلاقه به بقا خواهد شد. و سلولها هم این رو میفهمند. شما بهرحال ریخت خودتون رو از دست خواهید داد. پس روی استقامت بدنتون سرمایهگذاری کنید، نه روی عامهپسندیش.
و اما نصایح اینجانب به جماعت نسوان
۱- از اشغال اوکراین و نابود کردنش توسط روسیه عبرت بگیرید و مطابق با این عبرت عمل کنید. این عملیات نظامی، جلوهای کامل از خودتخریبی مردانهست، حتی اگه زن سرباز و زن فرمانده هم توش مشارکت داشته باشه. این «مرض حفاظت» که در خوی مردانه وجود داره، انسان رو به سمت نابودی چیزهایی که فکر میکنه برای خودش ارزشمنده میکشونه. همه اونایی که در ارتش متجاوزند، به این باور دارند که اومدن از چیزهایی حفاظت کنند.
میتونید حفاظت مردانه رو پس نزنید، اما اصلا دنبالش نباشید. اگه عقل محکم نباشه، فقط در حد یک بیماری خواهد بود. و بیشتر مردم عقل محکم ندارند.
۲- حتی اگه جذابید، فرض رو بر این بذارید که هیچ جذابیتی ندارید. همین تکنیک، شما رو چند قدم فیلی جلو میندازه، و در دراز مدت رفتارتون رو هم تغییر میده. بعضی تونلها انقدر تنگ و کثیفند که اگه آدم به تمیزی لباسش فکر کنه، هیچوقت واردشون نمیشه. فرض جذاب نبودن به آدم جرئت و فرصت فرو رفتن در تنگناهایی رو میده که تا ازون طرفش در نیومده نمیفهمه چه منافعی داشته.
۳- نود و نه درصد محتویاتی که درباره زنان در کتابها و مجلات و فضای اینترنتی میبینید و میخونید، مهمل محضند. بهترین کاری که میتونید برای خودتون بکنید و اثر سریع داشته باشه، دور ریختن همه اینهاست. حجم مهملی که خیلی از شما در اون فرو رفتید به قدری بالاست که باید با سیم بکسل کشیدتون بیرون. این چرت و پرتهای زن این است زن فلان است زن به این نیاز دارد زن اینطور است.. رو بذارید کنار. اینها مثل تفنگهای آبپاش هستند که به جای آبصابون، توش کلمات ریخته شده، و فقط حباب میسازه. اگه کسی پستی فرستاد که نوشته بود هر زن نیاز دارد روزانه بیست بار بوسیده شود، طرف رو بدون هیچ توضیحی بلاک کنید.
۴- از زنانی که سنشون از شما بیشتره سوال نپرسید. به زندگیشون دقت کنید تا جوابتون رو بگیرید. این تعداد نجومی از زنان سرپرست خانوار در ایران که لنگ کمیته و موسسات خیریه هستند چه پیامی داره؟ پیامش اینه که اینا حاضرند تنهایی کار کنند و گاهی به گدایی بیفتند ولی دیگه شوهر نکنند. این پیام این معنی رو نمیده که لزوما باید از مردان فرار کرد. بلکه نشون میده در چه محیطی زندگی میکنید.
۵- مادربزرگ من در آستانه صدسالگی وقتی به عنوان تنبیه مشت میزد بم، با اینکه فقط قصد داشت جنبه هشدار داشته باشه، حس میکردم نوک کلنگ خورده بم! نه باشگاه میرفت، نه نصف درآمدش رو صرف خرید پودر پروتئین میکرد. فقط راه میرفت و هیچوقت یکجا بند نمیشد، و غذا رو، هرچه که بود، یه جوری میخورد انگار همین الان از سنگر فرانسویها در جنگ جهانی اول اومده بیرون. آدم بیعلاقه به غذا، و بیعلاقه به تحرک، بیعلاقه به بقا خواهد شد. و سلولها هم این رو میفهمند. شما بهرحال ریخت خودتون رو از دست خواهید داد. پس روی استقامت بدنتون سرمایهگذاری کنید، نه روی عامهپسندیش.
❤9
یه عبارت «صنایع تبدیلی» یاد گرفتن، هی میمالنش اینور اونور. یکی بشون گفته کره جنوبی ماده خام رو میگیره باش جنس میسازه سی درصد سود میکنه، میگه عه چه خوب، ما هم همین کارو بکنیم! فکر میکنه فرق کالایی که تکنولوژی در ساختش به کار رفته، با خام فروشی، در تعداد سولههاییه که لازم دارند! فکر میکنه اگه هر ماده خامی رو تبدیل کنیم، مشتری جهانی هم میگه عه چه خوب، محصول تبدیلیتو بده!
اینکه مقعد بچهشیعه و آخوندهای بالاسرش، در اختیار خلافکارهای روس و چینی باشه، دیگه جزء حقایق مملکت ماست و نباید روش وقت گذاشت. اینها از حسین بن علی، منحرف نشدهاند. اینها از حسین متنفرند. اون چیزی که مردم باید بش توجه کنند اینه که حتی سر و وضع آوارگان اوکراینی، چه شهری باشند و چه روستایی، از سر و وضع ایرانی میانگین دو لِول بالاتره! در حالی که بیست و پنج سال پیش اینطور نبود. و هیچ اقدام و برنامهای که این روند رو متوقف کنه وجود نداره، پس بیست و پنج سال بعد، مردم ایران رو باید در لول یمن امروز و مناطق پرت پاکستان در نظر گرفت.
نه هنوز گوش ندادن. اینجا داره به آلمان و فرانسه میگه افزایش قیمتهای انرژی ما رو فلج کنه، شما رو هم فلج خواهد کرد. پس یه کاری کنید زودتر فیصله پیدا کنه.
اینکه یه فرصت طلایی براشون فراهمه معنیش این نیست که میتونند حداکثر استفاده رو ازش ببرند. چون سیستم برمبنای عقلانیت محض نیست. اینا نمیتونند خارج از باکسی که توش قرار دارند فکر کنند.
اینکه یه فرصت طلایی براشون فراهمه معنیش این نیست که میتونند حداکثر استفاده رو ازش ببرند. چون سیستم برمبنای عقلانیت محض نیست. اینا نمیتونند خارج از باکسی که توش قرار دارند فکر کنند.
«به نظرت اون هاشور مشکی که کشیدی درباره نیوامریکا، یکم رویایی نیست؟».
مسئله شانس موفقیتش نیست. مسئله در اختیار داشتن محتواست. اینکه چه موجودی متولد خواهد شد، بعدا معلوم میشه. وقتی داره پارادایم شیفت رخ میده، بهتره یه چیزی تو دستت داشته باشی. انقلاب فرانسه همهچیز رو تغییر داد، و چون جوامع شرقی دستشون از محتوا خالی بود، به محض ورود به این دنیای جدید زیر پاشون خالی شد، و هنوز دارن چوب این سقوط رو میخورن. یه سریشون مثل ما و بقیه مسلمین، در گل فرورفتیم؛ و یه سریشون مثل روسها و چینیها که قدرت سخت دارند، تصمیم گرفتند به عقب برگردند. به زمانی که هنوز دنیا تغییر نکرده بود. البته جریان عقبگرد، در خود فرانسه هم با بناپارتیسم شکل گرفت. اما اونها وقتی دیدند جواب نمیده ازش عبور کردند. خلافکارهای شرقی پیش خودشون اینطور محاسبه کردند که بناپارتیسم جواب نداد چون عوض شدن مردم فرانسه از قبل از انقلاب شروع شده بود و کار از کار گذشته بود، اما مردم ما همون گوسفندان امپراتورپرست قدیم هستند، پس در مملکت ما جواب میده.
اما چیزی که محکوم به fail شدنه، fail خواهد شد. مهم نیست چقدر داد و هوار و آتشبازی راه بندازه و این و اون رو گاز بگیره. دیگه نه تزار زنده خواهد شد، نه امپراتورهای چینی.
اما در سمت غربی هم بوی الرحمن خیلی از نهادهای سنتی بلند شده. مثلا اینکه لات و الوات بوکسور هم درباره پول بیپشتوانه حرف بزنند، یعنی عوض شدن مردم شروع شده. اینکه این نهادها چقدر دوام بیارند رو کسی نمیدونه، اما نباید وقتی که فرو ریختند، دستمون خالی باشه.
مسئله شانس موفقیتش نیست. مسئله در اختیار داشتن محتواست. اینکه چه موجودی متولد خواهد شد، بعدا معلوم میشه. وقتی داره پارادایم شیفت رخ میده، بهتره یه چیزی تو دستت داشته باشی. انقلاب فرانسه همهچیز رو تغییر داد، و چون جوامع شرقی دستشون از محتوا خالی بود، به محض ورود به این دنیای جدید زیر پاشون خالی شد، و هنوز دارن چوب این سقوط رو میخورن. یه سریشون مثل ما و بقیه مسلمین، در گل فرورفتیم؛ و یه سریشون مثل روسها و چینیها که قدرت سخت دارند، تصمیم گرفتند به عقب برگردند. به زمانی که هنوز دنیا تغییر نکرده بود. البته جریان عقبگرد، در خود فرانسه هم با بناپارتیسم شکل گرفت. اما اونها وقتی دیدند جواب نمیده ازش عبور کردند. خلافکارهای شرقی پیش خودشون اینطور محاسبه کردند که بناپارتیسم جواب نداد چون عوض شدن مردم فرانسه از قبل از انقلاب شروع شده بود و کار از کار گذشته بود، اما مردم ما همون گوسفندان امپراتورپرست قدیم هستند، پس در مملکت ما جواب میده.
اما چیزی که محکوم به fail شدنه، fail خواهد شد. مهم نیست چقدر داد و هوار و آتشبازی راه بندازه و این و اون رو گاز بگیره. دیگه نه تزار زنده خواهد شد، نه امپراتورهای چینی.
اما در سمت غربی هم بوی الرحمن خیلی از نهادهای سنتی بلند شده. مثلا اینکه لات و الوات بوکسور هم درباره پول بیپشتوانه حرف بزنند، یعنی عوض شدن مردم شروع شده. اینکه این نهادها چقدر دوام بیارند رو کسی نمیدونه، اما نباید وقتی که فرو ریختند، دستمون خالی باشه.
«ارتش روسیه آخرین دژ باقیمانده در برابر نظمِ نوینِ جهانیِ شیطانی است». اینو تو هندبوکی که میدن دست سربازان روس نوشتن.
همون مهملاتی که به بسیجیها درباره «محور مقاومت» میگن. و پسر جوان تحت تأثیر همین جملات پوچ و بیمعنی، میره جلو و یا یک قاتل میشه، یا یک مقتول.
در حالی که نه دژی وجود داره، نه مقاومتی. صرفا یک گروگانگیری وجود داره، تا حق ملتها برای تصمیم گرفتن برای جامعه خودشون رو، چه درست باشه چه غلط، ازشون بگیرند.
همون مهملاتی که به بسیجیها درباره «محور مقاومت» میگن. و پسر جوان تحت تأثیر همین جملات پوچ و بیمعنی، میره جلو و یا یک قاتل میشه، یا یک مقتول.
در حالی که نه دژی وجود داره، نه مقاومتی. صرفا یک گروگانگیری وجود داره، تا حق ملتها برای تصمیم گرفتن برای جامعه خودشون رو، چه درست باشه چه غلط، ازشون بگیرند.
Anarchonomy
«ارتش روسیه آخرین دژ باقیمانده در برابر نظمِ نوینِ جهانیِ شیطانی است». اینو تو هندبوکی که میدن دست سربازان روس نوشتن. همون مهملاتی که به بسیجیها درباره «محور مقاومت» میگن. و پسر جوان تحت تأثیر همین جملات پوچ و بیمعنی، میره جلو و یا یک قاتل میشه، یا یک…
اینکه لبنان از میدان گازی Karish سهمی داشته باشه یا نه، بستگی به این داره که مسئله مرز دریاییش با اسراییل رو حل کنه، چون با اون مرزی که اسراییل قائله، میدان میفته بیرونش. اما با مرزی که لبنان قائله، از وسطش رد میشه. اگه حتی ادعای لبنان پذیرفته بشه، باید برای استخراج یک شرکت مشترک بزنند. که آخوند شیعه تا الان اجازهش رو نداده. در حالی که مردم لبنان تو بیبرقی گرفتارند. دیروز نماینده حزبالله گفت ترجیح میدیم گاز زیر زمین بمونه، تا اینکه با اسراییل شریک بشیم!
محور مقاومت اینه.. حبس کردن مردم، برای اینکه نتونند خودشون تصمیم بگیرند، و خودشون معامله کنند.
محور مقاومت اینه.. حبس کردن مردم، برای اینکه نتونند خودشون تصمیم بگیرند، و خودشون معامله کنند.
دوستان میگفتند با وضعی که پیش اومده، باید سبزهای آلمان رو از تیر برق آویزان کرد که نذاشتن این کشور برق هستهای رو توسعه بده و الان انقدر وابسته به گاز روسیه نباشه.
این عزیزان دقیقا به همون شکلی که طرز فکر روسها رو درک نمیکنند (و تصوراتی همچون «نمیخوان کل اوکراین رو بگیرن» یا «ممکنه تو روسیه علیه حکومت تظاهرات شکل بگیره» محصول همین عدم درک بود)، طرز فکر آلمانیها رو هم درک نمیکنند. این کشور امروز اعلام کرد واردات گازش از روسیه رو کاهش میده، اما نیروگاههای هستهای رو فعال نخواهد کرد، بلکه ذغالسنگ بیشتری استفاده خواهد کرد!
به جای اینکه بفهمند آلمانیها چطور فکر میکنند، به جای آلمانیها فکر میکنند! و این اشتباه رو درباره مردم هرجایی مرتکب میشن.
این عزیزان دقیقا به همون شکلی که طرز فکر روسها رو درک نمیکنند (و تصوراتی همچون «نمیخوان کل اوکراین رو بگیرن» یا «ممکنه تو روسیه علیه حکومت تظاهرات شکل بگیره» محصول همین عدم درک بود)، طرز فکر آلمانیها رو هم درک نمیکنند. این کشور امروز اعلام کرد واردات گازش از روسیه رو کاهش میده، اما نیروگاههای هستهای رو فعال نخواهد کرد، بلکه ذغالسنگ بیشتری استفاده خواهد کرد!
به جای اینکه بفهمند آلمانیها چطور فکر میکنند، به جای آلمانیها فکر میکنند! و این اشتباه رو درباره مردم هرجایی مرتکب میشن.
گردنکلفتهای مکه مسلمانها رو عملا بیرون انداخته بودند. محمد تصمیم گرفت با غارت کاروانهای اونها جبران کنه. در یکی ازین غارتگریها، آدمی که فرستاده بود یک نفر از کاروان رو کشت. قاعده این بود که قصاص بشه. و قاعده این بود که خودشون قاتل رو تحویل بدن. اما محمد تحویلش نداد. این توهین بزرگی بود. گردنکلفتهای قریش مصمم شدند که حساب مسلمانها رو برسند. و تهدید شدن کاروان ابوسفیان بهانه خوبی بود. محمد با هدف غارت اون کاروان از شهر خارج شد، اهالی مکه هم برای دفاع ازون کاروان خارج شدند. اما ابوسفیان که مارمولک اعظم کل شبهجزیره بود، فهمید و یه راه دیگه رو انتخاب کرد و قسر در رفت. اما سران قریش برنگشتند، چون دفاع از ابوسفیان بهانه بود، خود محمد رو میخواستند. و جنگ بدر شکل گرفت، و شد آنچه شد.
اگه محمد قاتل رو تحویل میداد، عصبانیت دشمن به اوج نمیرسید. میخواست عصبانی بشن تا بهترینهاشون رو بفرستند. و کشتن بهترینهای دشمن، بهتر از تصاحب باارزشترین کالاهاشونه. چون از دست دادن بهتریناشون، بیشتر از ازدست دادن کالاهاشون، فقیرشون میکنه.
بازی منصفانه، خویشتنداری، آرام کردن اوضاع، فراهم کردن شرایط صلح، و اینجور عبارات که موقع جنگ رواج پیدا میکنه، همیشه استراتژی درستی نیستند. گاهی در برابر شر، استراتژی درست مثل کلهخرها رفتارکردنه. گاهی، اتفاقا، باید دشمن خطرناک رو، عصبانی کرد. که البته طراحی و دقت بالایی میخواد. خیلیها این رو نمیفهمند، و فکر میکنند در برابر هیولاهای خطرناکتر، باید مودبتر و محتاطتر بود.
اگه محمد قاتل رو تحویل میداد، عصبانیت دشمن به اوج نمیرسید. میخواست عصبانی بشن تا بهترینهاشون رو بفرستند. و کشتن بهترینهای دشمن، بهتر از تصاحب باارزشترین کالاهاشونه. چون از دست دادن بهتریناشون، بیشتر از ازدست دادن کالاهاشون، فقیرشون میکنه.
بازی منصفانه، خویشتنداری، آرام کردن اوضاع، فراهم کردن شرایط صلح، و اینجور عبارات که موقع جنگ رواج پیدا میکنه، همیشه استراتژی درستی نیستند. گاهی در برابر شر، استراتژی درست مثل کلهخرها رفتارکردنه. گاهی، اتفاقا، باید دشمن خطرناک رو، عصبانی کرد. که البته طراحی و دقت بالایی میخواد. خیلیها این رو نمیفهمند، و فکر میکنند در برابر هیولاهای خطرناکتر، باید مودبتر و محتاطتر بود.
❤2
درست همزمان با دریوزگی بچهشیعهها برای روسیه متجاوز، جلوی چشم رادارهای روسیه، اسراییل دو سرهنگ سپاهی رو به جمع کتلتهای منطقه فرستاد.
چنان جان نیروها براشون بیاهمیته، که به عنوان یک خبر حاشیهای منتشر میشه.. انگار از خیابون رد میشدن موتوری زده بشون. و چنان جان حاشیهنشینان براشون بیاهمیتتره، که اگه این دو تا سرهنگ رو چند جوان ایرانی ترور میکردند، به عنوان مجازات هشت نفر اعدام میشدند.
اینکه میگن اسراییل یک نظام آپارتایده رو فقط در صورتی میپذیرم که ما و اونها رو تبعه یک کشور بدونیم، و بله در اون صورت اسراییلیها شهروند درجه یک هستند، و ما شهروند درجه سه. چون اونها حق گوشمالی دادن به سپاهیها رو دارند، ولی ما نداریم.
چنان جان نیروها براشون بیاهمیته، که به عنوان یک خبر حاشیهای منتشر میشه.. انگار از خیابون رد میشدن موتوری زده بشون. و چنان جان حاشیهنشینان براشون بیاهمیتتره، که اگه این دو تا سرهنگ رو چند جوان ایرانی ترور میکردند، به عنوان مجازات هشت نفر اعدام میشدند.
اینکه میگن اسراییل یک نظام آپارتایده رو فقط در صورتی میپذیرم که ما و اونها رو تبعه یک کشور بدونیم، و بله در اون صورت اسراییلیها شهروند درجه یک هستند، و ما شهروند درجه سه. چون اونها حق گوشمالی دادن به سپاهیها رو دارند، ولی ما نداریم.
یه نوع عقبمانده ذهنی هم داریم که فکر میکنه دولتهای جهان انقدر زرنگند که انقدر به همهچیز مسلط شدهاند که هرچیزی که ما فیلم و تصویرش رو میبینیم و خبرش رو میشنویم صحنهسازی کردهاند، اما خودش انقدر باهوشه که میفهمه دروغند.