جوردن پیترسن نوشته بود اگه برای کامنت ژتون میفروختن، و اگه اون ژتون رو نداشتی نمیتونستی کامنت بذاری، همه کامنتدونیها خیلی خلوتتر میشد، و بساط فحش و فحشکاری هم جمع میشد. چون بیشتر مردم حاضر نیستند پول بدن تا چرت و پرت بنویسند.
راه حل جناب متفکر با راه حل پیرمردهای بازنشسته ارتش که وجود «کنتور» رو برای هرچیزی ضروری میدیدند فرقی نداره!
به صورت کلی، پولی شدن اظهار نظر، یعنی ایجاد انحصار اظهارنظر برای پولدارها. اگه هدف اینه که فقط پولدارها اظهارنظر کنند، بهتره به باشگاههای گلف خودشون مراجعه کنند که خیلی وقته وجود داره، و اتفاقا پولدارها بیشتر حرفهاشون رو همونجا به دوستانشون میزنند.
اما به صورت خاص، مسئلهای وجود داره که ایشون بش فکر نکرده چون هیچوقت یک بیزینس رو اداره نکرده. اگه قیمت ژتون رو بالا تعیین کنی، هیچکس کامنت نمیذاره، حتی مودبها و کارشناسها، چون به نظرشون نمیارزه. و این با بستن کامنت فرقی نداره. و اگه قیمت ژتون رو پایین تعیین کنی، خیلیها ممکنه فکر کنند که میارزه، چون خیلیها حاضرند اون مبلغ رو بدن تا لیچاری بار کسی کنند و خنک بشن. و در نتیجه تغییری در کیفیت کامنتها ایجاد نمیشه، بلکه فقط یک منبع درآمد ایجاد میشه. در نتیجه تعیین یک قیمت متعادل، که همزمان هم برای مودبها و کارشناسها بیارزه، و هم برای عصبانیها و جوشیها نیارزه، نزدیک به غیرممکنه.
راه حل جناب متفکر با راه حل پیرمردهای بازنشسته ارتش که وجود «کنتور» رو برای هرچیزی ضروری میدیدند فرقی نداره!
به صورت کلی، پولی شدن اظهار نظر، یعنی ایجاد انحصار اظهارنظر برای پولدارها. اگه هدف اینه که فقط پولدارها اظهارنظر کنند، بهتره به باشگاههای گلف خودشون مراجعه کنند که خیلی وقته وجود داره، و اتفاقا پولدارها بیشتر حرفهاشون رو همونجا به دوستانشون میزنند.
اما به صورت خاص، مسئلهای وجود داره که ایشون بش فکر نکرده چون هیچوقت یک بیزینس رو اداره نکرده. اگه قیمت ژتون رو بالا تعیین کنی، هیچکس کامنت نمیذاره، حتی مودبها و کارشناسها، چون به نظرشون نمیارزه. و این با بستن کامنت فرقی نداره. و اگه قیمت ژتون رو پایین تعیین کنی، خیلیها ممکنه فکر کنند که میارزه، چون خیلیها حاضرند اون مبلغ رو بدن تا لیچاری بار کسی کنند و خنک بشن. و در نتیجه تغییری در کیفیت کامنتها ایجاد نمیشه، بلکه فقط یک منبع درآمد ایجاد میشه. در نتیجه تعیین یک قیمت متعادل، که همزمان هم برای مودبها و کارشناسها بیارزه، و هم برای عصبانیها و جوشیها نیارزه، نزدیک به غیرممکنه.
🤔1
اینجا همیشه یک مسابقه در جریان بوده، برای پیدا کردن نمونههای نقض «ثبات رأی» در نوشتههای من، که البته فقط خودم توش برنده میشم. چون چیزی که شرکتکنندگان در مسابقه پیدا میکنند، اغلب کجفهمی خودشونه، و چیزی که خودم پیدا میکنم ارزش توجه داره. به عنوان کسی که نزدیک ده هزار پست نوشته، ثباتی که تا الان داشتم برای خودم هم پشمریزانه. آدم باید لنگری داشته باشه که با جزر و مد از جاش درنیاد. اما نباید یک عمود ثابت باشه، که اگه مزیتی در اون بود، مترسکهای مزرعه ثابتترینند. اونی که بم تذکر میده خودم هستم و باید خودم باشم.
بعد از تجاوز به اوکراین، وظیفه عقلانیم حکم میکنه که موضعم رو درباره اسراییل اصلاح کنم. روسیه استفاده از کلمه «حمله به اوکراین» رو ممنوع کرد، تا فقط روایت رسمی «داریم سرزمین تاریخیمان را از دست نازیها آزاد میکنیم» اجازه انتشار داشته باشه (که البته همین نشون میده هیچی از جنگ رسانهای نمیفهمند). ابتدا کشور بودن یک کشور رو انکار میکنند، و سپس ادعا میکنند چون کشور نیست پس تعرض به آن هم تجاوز نیست، چون باید کشور میبود تا اسمش تجاوز باشد! و خب این دقیقا روایتی بود که اسراییل در مورد کرانه باختری به کار برد. ابتدا گفت اینها کشور نیستند، سپس گفت ملت هم نیستند، پس تصاحب خاکشون تجاوز نیست، آزادسازیه!
سادهانگاری این بود که مناقشه فلسطین رو یک استثنای جغرافیایی در نظر گرفتیم، که هست واقعا، و هر اتفاقی که در این مناقشه افتاد رو به اون استثنایی بودن ربط دادیم. ولی نباید ربط میدادیم.
انکار هویت یک جامعه انسانی، که داوطلبانه روی اون به توافق جمعی رسیدهاند، که اهمیتی نداره چقدر نوظهور باشه، با استناد به کتابهای تاریخی، و ازون بدتر، با استناد به متون دینی، شرارتیه که باید در همون نطفه خفهش کرد؛ و گرنه زنجیرهای از شر درست میکنه. همونطور که مهم نیست روسها به استناد اتفاقاتی که قرنها پیش رخ داده، چه اعتباری برای هویت اوکراین که فقط بیست و اندی سال قدمت داره قائلند، نباید مهم باشه که اسراییلیها به استناد اتفاقاتی که قرنها پیش رخ داده، چه اعتباری برای هویت فلسطینی که فقط هفتاد سال قدمت داره قائلند. تنها چیزی که مهمه اینه که الان این هویت وجود داره، و هرکس بخواد با مشت آهنین سرکوبش کنه، شریه که برخورد تند باش باید اولویت باشه. و همونطور که فساد سیستماتیک و بیعرضگی دولت اوکراین در وسط این شرارت بزرگ، اولویت نیست؛ فساد، خریت، توحش، و ارتجاع دولت خودگران فلسطینی هم نباید اولویت باشه. و همچنین، همونطور که نباید انقدر ابله بود که از ترکیب عوضیهایی که در مقابل روسیه متجاوز قرار گرفتهاند (از رسانههای جمعی تا جانوران آکادمیک)، نتیجه گرفت که متجاوز شر اصلی نیست؛ نباید انقدر ابله بود که از ترکیب عوضیهایی که در مقابل اسراییل متجاوز قرار گرفتهاند (از چپها تا وحوش مسلمان تا جانوران آکادمیک) نتیجه گرفت که متجاوز شر اصلی نیست.
این چیزی بود که باید در مورد این کانال کالیبره میشد، تا همچنان دقیق باشه. مابقی محتویات در مورد اسراییل، از جمله اینکه در اداره کشور «خیلی خوبند لعنتیها»، نیاز به اصلاح نداره.
بعد از تجاوز به اوکراین، وظیفه عقلانیم حکم میکنه که موضعم رو درباره اسراییل اصلاح کنم. روسیه استفاده از کلمه «حمله به اوکراین» رو ممنوع کرد، تا فقط روایت رسمی «داریم سرزمین تاریخیمان را از دست نازیها آزاد میکنیم» اجازه انتشار داشته باشه (که البته همین نشون میده هیچی از جنگ رسانهای نمیفهمند). ابتدا کشور بودن یک کشور رو انکار میکنند، و سپس ادعا میکنند چون کشور نیست پس تعرض به آن هم تجاوز نیست، چون باید کشور میبود تا اسمش تجاوز باشد! و خب این دقیقا روایتی بود که اسراییل در مورد کرانه باختری به کار برد. ابتدا گفت اینها کشور نیستند، سپس گفت ملت هم نیستند، پس تصاحب خاکشون تجاوز نیست، آزادسازیه!
سادهانگاری این بود که مناقشه فلسطین رو یک استثنای جغرافیایی در نظر گرفتیم، که هست واقعا، و هر اتفاقی که در این مناقشه افتاد رو به اون استثنایی بودن ربط دادیم. ولی نباید ربط میدادیم.
انکار هویت یک جامعه انسانی، که داوطلبانه روی اون به توافق جمعی رسیدهاند، که اهمیتی نداره چقدر نوظهور باشه، با استناد به کتابهای تاریخی، و ازون بدتر، با استناد به متون دینی، شرارتیه که باید در همون نطفه خفهش کرد؛ و گرنه زنجیرهای از شر درست میکنه. همونطور که مهم نیست روسها به استناد اتفاقاتی که قرنها پیش رخ داده، چه اعتباری برای هویت اوکراین که فقط بیست و اندی سال قدمت داره قائلند، نباید مهم باشه که اسراییلیها به استناد اتفاقاتی که قرنها پیش رخ داده، چه اعتباری برای هویت فلسطینی که فقط هفتاد سال قدمت داره قائلند. تنها چیزی که مهمه اینه که الان این هویت وجود داره، و هرکس بخواد با مشت آهنین سرکوبش کنه، شریه که برخورد تند باش باید اولویت باشه. و همونطور که فساد سیستماتیک و بیعرضگی دولت اوکراین در وسط این شرارت بزرگ، اولویت نیست؛ فساد، خریت، توحش، و ارتجاع دولت خودگران فلسطینی هم نباید اولویت باشه. و همچنین، همونطور که نباید انقدر ابله بود که از ترکیب عوضیهایی که در مقابل روسیه متجاوز قرار گرفتهاند (از رسانههای جمعی تا جانوران آکادمیک)، نتیجه گرفت که متجاوز شر اصلی نیست؛ نباید انقدر ابله بود که از ترکیب عوضیهایی که در مقابل اسراییل متجاوز قرار گرفتهاند (از چپها تا وحوش مسلمان تا جانوران آکادمیک) نتیجه گرفت که متجاوز شر اصلی نیست.
این چیزی بود که باید در مورد این کانال کالیبره میشد، تا همچنان دقیق باشه. مابقی محتویات در مورد اسراییل، از جمله اینکه در اداره کشور «خیلی خوبند لعنتیها»، نیاز به اصلاح نداره.
«مقایسه پوتین با هیتلر اشتباه است».
مهمل شماره شش: همه را باید با انتهای کار شخصیتهای تاریخی مقایسه کرد، و گرنه اغراق است!
هیلتر ۱۹۴۵، هیتلر ۱۹۴۲ نبود، و هیتلر ۱۹۴۲ هم هیتلر ۱۹۳۸ نبود، و هیتلر ۱۹۳۸ هیتلر ۱۹۳۲ نبود. نه به این دلیل که متحول شد. بلکه به این دلیل که کارهایی انجام داد که قبلتر ازون انجام نداده بود، و کسی فکر نمیکرد انجام بده.
بله، «فعلا» پوتین همان هیتلر ۱۹۴۵ نیست. ولی برای اینکه چیزی مشابه هولوکاست و بقیه اتفاقات دیگه رخ نده، باید فرض کنی که است.
سال ۱۳۶۴ خامنهای کسی بود که پودر اورانیوم رو در خیابانهای اطراف تهران پراکنده کنه؟ در جریان افتضاح تورقوزآباد، این کار رو کرد.
مهمل شماره شش: همه را باید با انتهای کار شخصیتهای تاریخی مقایسه کرد، و گرنه اغراق است!
هیلتر ۱۹۴۵، هیتلر ۱۹۴۲ نبود، و هیتلر ۱۹۴۲ هم هیتلر ۱۹۳۸ نبود، و هیتلر ۱۹۳۸ هیتلر ۱۹۳۲ نبود. نه به این دلیل که متحول شد. بلکه به این دلیل که کارهایی انجام داد که قبلتر ازون انجام نداده بود، و کسی فکر نمیکرد انجام بده.
بله، «فعلا» پوتین همان هیتلر ۱۹۴۵ نیست. ولی برای اینکه چیزی مشابه هولوکاست و بقیه اتفاقات دیگه رخ نده، باید فرض کنی که است.
سال ۱۳۶۴ خامنهای کسی بود که پودر اورانیوم رو در خیابانهای اطراف تهران پراکنده کنه؟ در جریان افتضاح تورقوزآباد، این کار رو کرد.
❤2
حتی سایت عکاسی که دنبال میکردم هاستش رو به روی کاربران روسیه بست. نوع جدیدی از تحریم بوجود اومده که کاملا مستقل از دولته، و شخصیتهای حقیقی و با ابزاری که در اختیار خودشونه انجامش میدن. ممکنه مخالفانی هم داشته باشه، ولی اهمیت نمیدن. «سایت خودمه، دلم نمیخواد روسها ازش استفاده کنند». شاید بایکوت شهرکهای اسراییلی توسط چپها و بایکوت محصولاتی که سرمایهگذار یهودی دارند توسط مسلمانهای دو آتشه، مثال زده بشه در رد اینکه «نوع جدید» نیست. اما اون بایکوتها درباره تحت فشار قرار دادن میلیاردرها بودند. این درباره مرزبندی با مردم اون کشور متجاوزه.
تحریم رو هم به لیست کارهایی که برای انجامش لازم نیست دولت دخالت کنه، اضافه کنید.
تحریم رو هم به لیست کارهایی که برای انجامش لازم نیست دولت دخالت کنه، اضافه کنید.
Anarchonomy
حتی سایت عکاسی که دنبال میکردم هاستش رو به روی کاربران روسیه بست. نوع جدیدی از تحریم بوجود اومده که کاملا مستقل از دولته، و شخصیتهای حقیقی و با ابزاری که در اختیار خودشونه انجامش میدن. ممکنه مخالفانی هم داشته باشه، ولی اهمیت نمیدن. «سایت خودمه، دلم نمیخواد…
اگه ماسک جماعت «فلان کار رو فقط دولت میتونه انجام بده» رو از صورتشون بر داریم، کسانی رو میبینیم که یا قابلیتهای مردم رو نمیشناسند، یا عمد دارند تا اون قابلیتها زنده به گور بشه.
مولانا دو داستان داره که درست نقطه مقابل همدیگه هستند.
یکی داستان خرسیه که یک پهلوان از چنگ یک اژدها نجاتش میده، و ازون به بعد اون خرس بابت خدمتی که پهلوان بش کرده بود، باش رفیق میشه. یک روز که پهلوان خوابیده بوده، یک مگس میشینه روی پیشانی پهلوان. خرس برای اینکه خوبی کرده باشه و مگس رو از صورت رفیقش دور کنه، یه تخته سنگ برمیداره و میکوبه رو پیشونی اون بدبخت و تو خواب میکشدش.
اون یکی داستان مرد فرزانهایه که داشته از جایی رد میشده و میبینه یک نفر زیر درخت با دهان باز دراز کشیده و خوابش برده، و یک مار داره میره تو دهنش. یه درخت سیب اونجا بوده و چندتا سیب افتاده بوده پای اون درخت و همونجا گندیده بوده. چندتا ازون سیبهای گندیده رو برمیداره، یه چوب هم پیدا میکنه و میره سراغ طرف. بیمقدمه با چوب میزندش، و تا اون مرد بیدار میشه میگه این سیبها رو بخور، اگه نخوری میزنم. وقتی یکم ازش خورد، میگه بلند شو بدو، و گرنه میزنم.. طرف که خیلی شوکه شده بوده میپرسه چته تو چه مرضی داری که با من اینجوری میکنی؟ اما جوابی نمیگیره. و این سیب فاسد خوردن و دویدن ادامه پیدا میکنه تا اینکه بالا میاره و اون مار هم میاد بیرون. و میفهمه همه این کارها برای نجات دادنش بوده. اگه از خواب بیدارش میکرد و میگفت مار رفت تو شکمت، دچار پنیک میشد و همونجا تموم میکرد.
اولی رو در توصیف احمقها به کار میبره، که خوبی کردنشون هم شره؛ و دومی رو درباره پیامبران، که انسان رو به سختی میندازن، اما هدفشون نجات دادنه. ازونجایی که فهممون نمیرسه چه هیولایی درونمون قرار گرفته، توضیح دادن دربارهش بیفایدهست، گاهی باید بزنند تو گوشمون.
برای راوی سوم شخص، تفاوت مرد فرزانه و خرس ابله، کاملا واضحه. اما در هر دو مورد، یک نفر در خواب بوده. اونی که در جایگاه آدم خوابیدهست، فرقشون رو چطور باید تشخیص بده؟ ما آدمهای به خواب رفتهای هستیم که در دنیایی که در اون قرار گرفتهایم، هم داره سنگ میفته رو صورتمون، هم داره سیب فاسد به خوردمون داده میشه. چون هر دو برامون ناخوشایند هستند، فکر میکنیم از یک جنس هستند و برامون قابل تفکیک نیست. بنابراین همه رو با هم پس میزنیم. در حالی که توش بالا آوردنهایی بوده که لازم بوده از سر بگذرونیم تا سالم بمونیم. و آدمهایی که قابلیت تفکیک کردن ندارند، طعمه مار میشن.
خرسهای ابله، پیشونی سفیدند. از جهیدنشون روی گزینههای اکستریم، میشه شناختشون. اینها مغزهای شاخکی دارند. هرچه که شاخکهاشون حس کنه، رفتارشون رو تعیین میکنه. پردازشی در کار نیست. فقط واکنش هستند. اما برای پیدا کردن مرد فرزانه باید کمی دقت کرد: کی از همه جدیتره ولی از جدیتش برای رسیدن به اکستریم استفاده نمیکنه؟ اگه بیهوش شده باشید و بیدار بشید و ببینید یک نفر داره با تیغ برشهایی روی پاتون میزنه، چه نتیجهای میگیرید؟ قطعا قصد کشتن شما رو نداشته، چون با همون تیغ میتونست گلوتون رو ببره. اونی که گلو رو ول کرده داره با پاهاتون ور میره قاتل نیست. پزشک اورژانسه.
مرد فرزانه اونیه که بت گیر میده، ولی نه یه جوری که از کار بندازتت. اگه مثل یک سگ داشت پاچه شلوارت رو میگرفت، ولی ساق پات رو نمیدرید، یعنی میخواد بکشونتت به جایی.
یکی داستان خرسیه که یک پهلوان از چنگ یک اژدها نجاتش میده، و ازون به بعد اون خرس بابت خدمتی که پهلوان بش کرده بود، باش رفیق میشه. یک روز که پهلوان خوابیده بوده، یک مگس میشینه روی پیشانی پهلوان. خرس برای اینکه خوبی کرده باشه و مگس رو از صورت رفیقش دور کنه، یه تخته سنگ برمیداره و میکوبه رو پیشونی اون بدبخت و تو خواب میکشدش.
اون یکی داستان مرد فرزانهایه که داشته از جایی رد میشده و میبینه یک نفر زیر درخت با دهان باز دراز کشیده و خوابش برده، و یک مار داره میره تو دهنش. یه درخت سیب اونجا بوده و چندتا سیب افتاده بوده پای اون درخت و همونجا گندیده بوده. چندتا ازون سیبهای گندیده رو برمیداره، یه چوب هم پیدا میکنه و میره سراغ طرف. بیمقدمه با چوب میزندش، و تا اون مرد بیدار میشه میگه این سیبها رو بخور، اگه نخوری میزنم. وقتی یکم ازش خورد، میگه بلند شو بدو، و گرنه میزنم.. طرف که خیلی شوکه شده بوده میپرسه چته تو چه مرضی داری که با من اینجوری میکنی؟ اما جوابی نمیگیره. و این سیب فاسد خوردن و دویدن ادامه پیدا میکنه تا اینکه بالا میاره و اون مار هم میاد بیرون. و میفهمه همه این کارها برای نجات دادنش بوده. اگه از خواب بیدارش میکرد و میگفت مار رفت تو شکمت، دچار پنیک میشد و همونجا تموم میکرد.
اولی رو در توصیف احمقها به کار میبره، که خوبی کردنشون هم شره؛ و دومی رو درباره پیامبران، که انسان رو به سختی میندازن، اما هدفشون نجات دادنه. ازونجایی که فهممون نمیرسه چه هیولایی درونمون قرار گرفته، توضیح دادن دربارهش بیفایدهست، گاهی باید بزنند تو گوشمون.
برای راوی سوم شخص، تفاوت مرد فرزانه و خرس ابله، کاملا واضحه. اما در هر دو مورد، یک نفر در خواب بوده. اونی که در جایگاه آدم خوابیدهست، فرقشون رو چطور باید تشخیص بده؟ ما آدمهای به خواب رفتهای هستیم که در دنیایی که در اون قرار گرفتهایم، هم داره سنگ میفته رو صورتمون، هم داره سیب فاسد به خوردمون داده میشه. چون هر دو برامون ناخوشایند هستند، فکر میکنیم از یک جنس هستند و برامون قابل تفکیک نیست. بنابراین همه رو با هم پس میزنیم. در حالی که توش بالا آوردنهایی بوده که لازم بوده از سر بگذرونیم تا سالم بمونیم. و آدمهایی که قابلیت تفکیک کردن ندارند، طعمه مار میشن.
خرسهای ابله، پیشونی سفیدند. از جهیدنشون روی گزینههای اکستریم، میشه شناختشون. اینها مغزهای شاخکی دارند. هرچه که شاخکهاشون حس کنه، رفتارشون رو تعیین میکنه. پردازشی در کار نیست. فقط واکنش هستند. اما برای پیدا کردن مرد فرزانه باید کمی دقت کرد: کی از همه جدیتره ولی از جدیتش برای رسیدن به اکستریم استفاده نمیکنه؟ اگه بیهوش شده باشید و بیدار بشید و ببینید یک نفر داره با تیغ برشهایی روی پاتون میزنه، چه نتیجهای میگیرید؟ قطعا قصد کشتن شما رو نداشته، چون با همون تیغ میتونست گلوتون رو ببره. اونی که گلو رو ول کرده داره با پاهاتون ور میره قاتل نیست. پزشک اورژانسه.
مرد فرزانه اونیه که بت گیر میده، ولی نه یه جوری که از کار بندازتت. اگه مثل یک سگ داشت پاچه شلوارت رو میگرفت، ولی ساق پات رو نمیدرید، یعنی میخواد بکشونتت به جایی.
❤17
خردمند بودن، نیازی به زور زدن نداره. اگه کسی زور میزنه خردمند باشه، باش فاصله زیادی داره. نمونه کسانی که زور میزنند رو در جنگ فعلی میبینیم، در جنگ سوریه دیدیم، در کرونا هم دیدیم.
در مورد سوریه همه علیه اسد بودند. وقتی حمله شیمیایی رخ داد، اینها میگفتند «باور نکنید، این اتهامات پروپاگاندای تروریستهاست، برای کشاندن پای آمریکا به سوریه. شما از واقعیت بیخبرید، شما فقط اخبار رو نگاه میکنید». (با ذکر این مثال، میتونید نمونههای کروناییش رو پیدا کنید؟).
خردمند، پروپاگاندا رو تشخیص میده، چون قبلا مشق شبش رو انجام داده. مشقش این بوده که میدان بازی و قواعدش و بازیگرانش و سوابقشون و روابطشون با همدیگه رو بشناسه.
چون آدم خردمند ممکنه در برابر عوام زودباور قرار بگیره، کسی که زور میزنه خردمند باشه فکر میکنه باید در برابر عوام قرار گرفت تا به خردمندی رسید!
این رو یه جایی تو ذهنتون داشته باشید.
در مورد سوریه همه علیه اسد بودند. وقتی حمله شیمیایی رخ داد، اینها میگفتند «باور نکنید، این اتهامات پروپاگاندای تروریستهاست، برای کشاندن پای آمریکا به سوریه. شما از واقعیت بیخبرید، شما فقط اخبار رو نگاه میکنید». (با ذکر این مثال، میتونید نمونههای کروناییش رو پیدا کنید؟).
خردمند، پروپاگاندا رو تشخیص میده، چون قبلا مشق شبش رو انجام داده. مشقش این بوده که میدان بازی و قواعدش و بازیگرانش و سوابقشون و روابطشون با همدیگه رو بشناسه.
چون آدم خردمند ممکنه در برابر عوام زودباور قرار بگیره، کسی که زور میزنه خردمند باشه فکر میکنه باید در برابر عوام قرار گرفت تا به خردمندی رسید!
این رو یه جایی تو ذهنتون داشته باشید.
❤7
بعد از نزدیک به ده سال، روی لثهم هم آفت زد. هیچجایی از فضای دهانم نمونده که آفت رو تجربه نکرده باشه، حتی دیواره گلو و زبان کوچک. به قول دلاوران فیلمهای وسترن: من چیزهای زیادی دیدهام! اما سالها پیش لثه به طور ناگهانی از لیست قربانیان خارج شد، و حالا دوباره برگشته. انگار ژنت یه سگ درونی داره که گاهی میخوابه، و وقتی یادت رفت که وجود داره، دوباره بیدار میشه و بت میگه «هستم هنوز.. بسوز.. فشار بخور».
اما چرا لثه مهمه؟ چون نمیشه کاریش کرد. با بقیه گلاویز میشدم. ازونجایی که اعصابم رو بهم میریخت، باشون لج میکردم و روشون رو مسواک میکشیدم. نوک تیز شانه مسواک آفت سفید رنگ رو به آتشفشانی از خون تبدیل میکرد. دردش طوری بود که اتوماتیک چشمانم پر از اشک میشد. انگار غدد اشک یه سوئیچ دارن که مستقیم به دهان وصله. البته برای این مازوخیسم یک تئوری هم داشتم: خونریزی باعث افزایش مساحت ناحیه آفت میشه، و افزایش مساحت دوره زخم رو کوتاهتر میکنه. البته تئوریم خیلی علمی نبود، و نتونستم مقالهای در این باره در لنست چاپ کنم. آخه همه درمانها، که درمان نبودند، در جهت تسکین درد بودند. حتی چینیها یک ماده پودری درست کرده بودند که وقتی میپاشیدی روی زخم، به مدت چند ثانیه بیحس میشد. میگفتن از کپک هندوانه ساخته شده، ولی به نظر میرسید از بازمانده جنازههای تجزیه شده زندانیان سیاسی جمعآوریش کرده بودند. عقلشون هم نمیرسید که وقتی دهانت رو ببندی بزاق دهان پودر رو میشوره میبره و دیگه روی آفت نیست که اثرش حفظ بشه. بهرحال رویکرد من کاملا متفاوت بود. من با آفتهام که همیشه با من بودند، حرف میزدم، و بشون میگفتن منتظر تسکیندهندهاید؟ کور خوندید. یه بابایی ازتون در بیارم. گاهی علاوه بر مسواک، نمک رو مستقیم میذاشتم روش. این یکی تحت تأثیر سریال در برابر باد بود که یه جا انگلیسیها جاناتان گرت رو شلاق زدند و وقتی آوردنش خونه، روی زخمهای پشتش نمک ریختن و اونم از درد داشت دستمال لای دندوناش رو فشار میداد.
یه آدم تحصیلکردهای بود که وقتی فهمید اینکاروها رو میکنم به شدت بام برخورد کرد و بر حذرم داشت. گفتم ایرادش چیه؟ گفت چون دهان نزدیک مغزه، درد در اون ناحیه به مغز آسیب بیشتری میزنه!
بعضی از دانشگاهها رفتهها یه چیزایی رو خیلی جدی به زبان میارن که قاعدتا باید از استندآپ کمدینها شنید. خواستم بگم اگه رو زخم پام نمک بپاشم آسیبش کمتره چون صد و هفتاد سانت از مغزم دورتره؟ درد بریدن انگشت پات بیشتره یا بریده شدن لاله گوشت؟ ولی نگفتم. چون ممکن بود در ادامه بگم میدونی فیشر مقعدی چه حسی داره بیعقل؟ و کار به جاهای باریک بکشه.
یه فرقی بین آفت، و آدم تحصیلکرده وجود داره. آفت رو فقط ده روز باید تحمل کنی.
اما چرا لثه مهمه؟ چون نمیشه کاریش کرد. با بقیه گلاویز میشدم. ازونجایی که اعصابم رو بهم میریخت، باشون لج میکردم و روشون رو مسواک میکشیدم. نوک تیز شانه مسواک آفت سفید رنگ رو به آتشفشانی از خون تبدیل میکرد. دردش طوری بود که اتوماتیک چشمانم پر از اشک میشد. انگار غدد اشک یه سوئیچ دارن که مستقیم به دهان وصله. البته برای این مازوخیسم یک تئوری هم داشتم: خونریزی باعث افزایش مساحت ناحیه آفت میشه، و افزایش مساحت دوره زخم رو کوتاهتر میکنه. البته تئوریم خیلی علمی نبود، و نتونستم مقالهای در این باره در لنست چاپ کنم. آخه همه درمانها، که درمان نبودند، در جهت تسکین درد بودند. حتی چینیها یک ماده پودری درست کرده بودند که وقتی میپاشیدی روی زخم، به مدت چند ثانیه بیحس میشد. میگفتن از کپک هندوانه ساخته شده، ولی به نظر میرسید از بازمانده جنازههای تجزیه شده زندانیان سیاسی جمعآوریش کرده بودند. عقلشون هم نمیرسید که وقتی دهانت رو ببندی بزاق دهان پودر رو میشوره میبره و دیگه روی آفت نیست که اثرش حفظ بشه. بهرحال رویکرد من کاملا متفاوت بود. من با آفتهام که همیشه با من بودند، حرف میزدم، و بشون میگفتن منتظر تسکیندهندهاید؟ کور خوندید. یه بابایی ازتون در بیارم. گاهی علاوه بر مسواک، نمک رو مستقیم میذاشتم روش. این یکی تحت تأثیر سریال در برابر باد بود که یه جا انگلیسیها جاناتان گرت رو شلاق زدند و وقتی آوردنش خونه، روی زخمهای پشتش نمک ریختن و اونم از درد داشت دستمال لای دندوناش رو فشار میداد.
یه آدم تحصیلکردهای بود که وقتی فهمید اینکاروها رو میکنم به شدت بام برخورد کرد و بر حذرم داشت. گفتم ایرادش چیه؟ گفت چون دهان نزدیک مغزه، درد در اون ناحیه به مغز آسیب بیشتری میزنه!
بعضی از دانشگاهها رفتهها یه چیزایی رو خیلی جدی به زبان میارن که قاعدتا باید از استندآپ کمدینها شنید. خواستم بگم اگه رو زخم پام نمک بپاشم آسیبش کمتره چون صد و هفتاد سانت از مغزم دورتره؟ درد بریدن انگشت پات بیشتره یا بریده شدن لاله گوشت؟ ولی نگفتم. چون ممکن بود در ادامه بگم میدونی فیشر مقعدی چه حسی داره بیعقل؟ و کار به جاهای باریک بکشه.
یه فرقی بین آفت، و آدم تحصیلکرده وجود داره. آفت رو فقط ده روز باید تحمل کنی.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- چرا مُردی؟
- گفتن برو نترس ما دومین ارتش بزرگ جهانیم، اونام یه مشت گی هستن ما رو ببینن فرار میکنند.
- گفتن برو نترس ما دومین ارتش بزرگ جهانیم، اونام یه مشت گی هستن ما رو ببینن فرار میکنند.
وقتتون رو صرف تحلیلگران چلتیکهباف نکنید. خیلیها هیچ پردازشی ندارند، بلکه تکههایی از برداشتهای رایج رو جمعآوری میکنند و بهم میچسبونند، و آخرش یه لحاف چلتیکه درمیاد، که ظاهر توریستپسندی داره.
اوریجینال بودن سرمایهگذاری میخواد که همه انجامش نمیدن.
اوریجینال بودن سرمایهگذاری میخواد که همه انجامش نمیدن.
Anarchonomy
وقتتون رو صرف تحلیلگران چلتیکهباف نکنید. خیلیها هیچ پردازشی ندارند، بلکه تکههایی از برداشتهای رایج رو جمعآوری میکنند و بهم میچسبونند، و آخرش یه لحاف چلتیکه درمیاد، که ظاهر توریستپسندی داره. اوریجینال بودن سرمایهگذاری میخواد که همه انجامش نمیدن.
(آقایان تریدری که پستهای من رو میدزدید.. اینو دست نزنید. این درباره بورس نیست)
مرد آلفا باید در برابر هر حرف زور بیمنطقی بایسته، نه فقط اونایی که پرستیژ ایجاد میکنه. اونی که در برابر اجبار واکسن خودش رو یک مبارز سلحشور میدید اما الان میگه «وای جنگ بده صلح کنید، ناتو هم بیتقصیر نیست، با پوتین کنار بیایید، آخ گریه کودکان»، از اول آلفا نبوده. یه بتای درون صورتی بوده که موقعیت کرونا رو گیر آورده بود به عنوان فرصتی برای مانور یکدندگی قبیلهپسند. زلینسکی که یه زمانی با کفش زنانه میرقصید، حتی با کسر پروپاگاندای غربیها دربارهش، تا الان تخم سنگینتری به جهان عرضه کرده تا اون داداشیهای پروتئینی که وقتی بشون میگفتند کرونا شدیده باشگاهتون رو ببندین میگفتن «نه پس آرمانهای توماس جفرسون چی میشه؟ میمیرم ذلت نمیپذیرم!».
هیچی مثل عقل، سکسی نیست.
هیچی مثل عقل، سکسی نیست.
Anarchonomy
- چرا مُردی؟ - گفتن برو نترس ما دومین ارتش بزرگ جهانیم، اونام یه مشت گی هستن ما رو ببینن فرار میکنند.
فکر میکنند پستهای چرا مُردی رو به عنوان طنز مینویسم.
نه عزیزم.
من به هر مرگی که رخ میده فکر میکنم. یه ویدئو هست از یه صحنهای که گلوله صاف میخوره تو گردن یه آشغال داعشی، که تو بوکمال بود فکر کنم. تا مدتها بش فکر میکردم. توصیه میکنم شما هم همین کارو بکنید.
نه. شما این کارو نکنید. سخته.
نه عزیزم.
من به هر مرگی که رخ میده فکر میکنم. یه ویدئو هست از یه صحنهای که گلوله صاف میخوره تو گردن یه آشغال داعشی، که تو بوکمال بود فکر کنم. تا مدتها بش فکر میکردم. توصیه میکنم شما هم همین کارو بکنید.
نه. شما این کارو نکنید. سخته.
❤2
یه مطلب منتشر شده که میگن یکی از کارکنان امنیتی روسیه درباره وضعیت جنگ نوشته. معمولا این نوشتهها فیک هستند، و اوکراینیها قبلا هم ازین مطالب فیک به اسم «اعترافات افسر امنیتی روس» منتشر کردن. اما این یک جمله توش داشت که برای قرار گرفتن در یک متن فیک، زیادی قابل تأمله. و در اون جمله اسم سلیمانی اومده. میگه ما مدتهاست داریم به جای حل مشکلات، هر مشکل رو با مشکل بعدی میپوشونیم؛ تو سوریه هم همونجوری گیر کردیم که قراره تو اوکراین گیر کنیم. وقتی تسخیر شد باید دائم بالاسرش باشیم، و گرنه دوباره وضع برمیگرده. همونطور که تو سوریه حکومت دست ماست، ولی اگه بیاییم بیرون فرو میریزه. در حالی که سوریه مشکل ما نبود، اون سلیمانی با اطلاعات غلطی که بمون داد ما رو کشوند اونجا تا مشکلات خودش رو حل کنه.
بهرحال فیک یا غیرفیک، حرف بیراهی نیست. بنیه روسیه در حدی نیست که این سلسله مشکلسازیها رو بتونه هندل کنه. قدرتی که نمیتونه آمریکا باشه، باید سفره دردسرهاش رو کوچک نگه داره.
بهرحال فیک یا غیرفیک، حرف بیراهی نیست. بنیه روسیه در حدی نیست که این سلسله مشکلسازیها رو بتونه هندل کنه. قدرتی که نمیتونه آمریکا باشه، باید سفره دردسرهاش رو کوچک نگه داره.
زیدآبادی نگرانه ایران مستعمره روسیه بشه. پارسال این موقع نگران بود مستعمره چین بشه. ولی جفتش با هم ممکن نیست. یکیش رو انتخاب کنید.
یه اشل تحلیلی برای خودتون طراحی کنید که بتونه کلیات تحولات رو توضیح بده. عیب نداره اگه اشتباه باشه، مهم اینه که بتونه همهچیز رو با هم توضیح بده. اینی که میبینیم اینه که با توجه به اخبار، هر هفته یه اشل جدید عرضه میکنند!
یه اشل تحلیلی برای خودتون طراحی کنید که بتونه کلیات تحولات رو توضیح بده. عیب نداره اگه اشتباه باشه، مهم اینه که بتونه همهچیز رو با هم توضیح بده. اینی که میبینیم اینه که با توجه به اخبار، هر هفته یه اشل جدید عرضه میکنند!
ازین دختر حزباللهیها بود که روسری لبنانی میفروخت و مشتریانش هم اغلب زن و بچه سپاهیها یا به شدت مذهبیها بودند. از وقتی برنامه تشکیل پرونده مالیاتی برای هر دستگاه کارتخوان شروع شده، دیگه کارت قبول نمیکنه. فقط نقد!
قبل ازینکه وارد بیزینس بشه مردم رو موظف میدونست با «نظام اسلامی» هماهنگ باشن. اما حالا که وارد شده، سر مالیات بر یک روسری هم نمیخواد با نظام هماهنگ باشه.
درگیر شدن با شرارت حکومتی، میتونه راهگشای یک توافق اجتماعی باشه: شما از مالیات روسری تمرد کنید، ما هم از سر کردنش.
قبل ازینکه وارد بیزینس بشه مردم رو موظف میدونست با «نظام اسلامی» هماهنگ باشن. اما حالا که وارد شده، سر مالیات بر یک روسری هم نمیخواد با نظام هماهنگ باشه.
درگیر شدن با شرارت حکومتی، میتونه راهگشای یک توافق اجتماعی باشه: شما از مالیات روسری تمرد کنید، ما هم از سر کردنش.
❤5
اجازه دارم کمی غر بزنم؟
اوکی
آغاز غر
کدخدا از اینکه هند به قطعنامه محکومیت تجاوز روسیه رأی ممتنع داده، کمی دلخور شد. برخی از ناسیونالیستهای هندی با عصبانیت گفتند «کسی نمیتونه برای کشور باعظمت هند تکلیف تعیین کند!».
یکی باید بگه آخه چاقال... آمریکا نبود که تا الان چین صدبار کونتون گذاشته بود. چینیها ازتون لوله میساختن، بعد اون لوله رو میکردن تو واژن گاوی که میپرستید. یه ذره تولید ناخالص ملیتون رشد کرد، راست کردید؟ سیاست به کنار، آمریکاییها از شما آدمترند. اونجا یه موادفروش مفنگی اشتباهی تیر میخوره، پیرهن عثمان درست میکنند و ازش شهید میسازن، شما چندصدهزار نفر از اقلیت خودتون رو پاره میکنید، یه لیوان هم روش آب میخورید، انگار یه چیز روتین تو مملکتداریه! تنها دلیلی که مسلموناتون در نمیرن چیست؟ این است که پاکستان تخمیتر است!. حالا اخلاق و فرهنگ هم به کنار، اول تنبونتون رو از آمریکا جدا کنید، بعد دم در بیارید. امید جووناتون بعد از کریشنا، ویزای کاری کالیفرنیاست. بعد زبونتون هم درازه؟ ما زمانی که ارتش نداشتیم و همه تو ایران چوپون بودن، با هر دوز و کلکی بود امپراتوری روس و بریتانیا رو از خاکمون دور کردیم، شما حتی وقتی ارتش هم داشتید زیرخواب امپراتوریها بودید، و الان باز آلت خلافکارها و دیکتاتورها به دهنتون مزه کرده! شما تاریختون رو هم نمیخونید که ببینید چه گهی رو قبلا خوردید که دوباره نخورید. معلومه که آمریکا باید برای چنین جامعه گوزویی تکلیف تعیین کنه.
البته همهتون اینجوری نیستید. این قدقدها بیشتر از دهن جندههای حزب حاکم درمیاد که دوبار رأی آوردن فکر کردن عن خاصی هستند. اما جمعیتتون انقدر زیاده که جندههاتون هم چندصدمیلیوننفرند.
پایان غر.
اوکی
آغاز غر
کدخدا از اینکه هند به قطعنامه محکومیت تجاوز روسیه رأی ممتنع داده، کمی دلخور شد. برخی از ناسیونالیستهای هندی با عصبانیت گفتند «کسی نمیتونه برای کشور باعظمت هند تکلیف تعیین کند!».
یکی باید بگه آخه چاقال... آمریکا نبود که تا الان چین صدبار کونتون گذاشته بود. چینیها ازتون لوله میساختن، بعد اون لوله رو میکردن تو واژن گاوی که میپرستید. یه ذره تولید ناخالص ملیتون رشد کرد، راست کردید؟ سیاست به کنار، آمریکاییها از شما آدمترند. اونجا یه موادفروش مفنگی اشتباهی تیر میخوره، پیرهن عثمان درست میکنند و ازش شهید میسازن، شما چندصدهزار نفر از اقلیت خودتون رو پاره میکنید، یه لیوان هم روش آب میخورید، انگار یه چیز روتین تو مملکتداریه! تنها دلیلی که مسلموناتون در نمیرن چیست؟ این است که پاکستان تخمیتر است!. حالا اخلاق و فرهنگ هم به کنار، اول تنبونتون رو از آمریکا جدا کنید، بعد دم در بیارید. امید جووناتون بعد از کریشنا، ویزای کاری کالیفرنیاست. بعد زبونتون هم درازه؟ ما زمانی که ارتش نداشتیم و همه تو ایران چوپون بودن، با هر دوز و کلکی بود امپراتوری روس و بریتانیا رو از خاکمون دور کردیم، شما حتی وقتی ارتش هم داشتید زیرخواب امپراتوریها بودید، و الان باز آلت خلافکارها و دیکتاتورها به دهنتون مزه کرده! شما تاریختون رو هم نمیخونید که ببینید چه گهی رو قبلا خوردید که دوباره نخورید. معلومه که آمریکا باید برای چنین جامعه گوزویی تکلیف تعیین کنه.
البته همهتون اینجوری نیستید. این قدقدها بیشتر از دهن جندههای حزب حاکم درمیاد که دوبار رأی آوردن فکر کردن عن خاصی هستند. اما جمعیتتون انقدر زیاده که جندههاتون هم چندصدمیلیوننفرند.
پایان غر.
1👍15
ناصرخان، بذار یه قصه مختصر برات تعریف کنم.
اطراف کرج یه جاهایی هست که زمین خالی تبدیل به سکونتگاه شهری بزرگ شده، بدون اینکه یک کاغذ اداری مهر خورده باشه. آب، برق، گاز؛ به ترتیب آب امام، برق امام و گاز امام هستند. البته از لحاظ وضعیت معیشت، فضا آکنده از گوز امامه.
یکبار که دولت عوض شد و مسئولان محلی هم تغییر کردند، مدیر جدید شرکت گاز، که اتفاقا از نیروهای خدوم انقلاب هم بود، وقتی اومد و فایلهای اکسل رو نگاه کرد گفت «این چه وضعیه؟». داریم معادل یک شهر اروپایی گاز میدیم، یک قرون نیومده به حسابمون. برید اینارو قطع کنید. مأمورها چند روزی رفتند و مشغول قطع کردن گاز شدند. هفته بعدش بسیجیها رفتند راپورت دادند به امام جمعه، که این اینجوری ادامه بده ملت شورش میکنند (این واسه قبل از آبان نود و هشته و هنوز تیربار در خیابان استفاده نمیشد). امام جمعه هم فرداش اومد گفت «این چه وضعیه؟»، این مردم شهید دادهاند. مستضعفان. میراثداران واقعی انقلاب. فلان. اون مدیره هم دید داره جدی میشه به مأمورها گفت «برگردید، برگردید».
تا اونجایی که به امنیت نظام مربوطه، زور خلیفه به هرکسی میچربه. ولی جایی که تهدیدی برای امنیت نظام نیست، زور سیبزمینیهای نظام هم به خلیفه میچربه. نابود شدن پرندگان مهاجر که از سیبری آمدهاند تهدیدی برای امنیت نظام است، یا مستضعفین شکارچی که فریاد خواهند زد «پس نون زن و بچه ما رو کی میده؟».
از شما استاد گرامی انتظار دارم با این مکانیزم آشنا باشید.
https://t.me/nasserkaramii/3729
اطراف کرج یه جاهایی هست که زمین خالی تبدیل به سکونتگاه شهری بزرگ شده، بدون اینکه یک کاغذ اداری مهر خورده باشه. آب، برق، گاز؛ به ترتیب آب امام، برق امام و گاز امام هستند. البته از لحاظ وضعیت معیشت، فضا آکنده از گوز امامه.
یکبار که دولت عوض شد و مسئولان محلی هم تغییر کردند، مدیر جدید شرکت گاز، که اتفاقا از نیروهای خدوم انقلاب هم بود، وقتی اومد و فایلهای اکسل رو نگاه کرد گفت «این چه وضعیه؟». داریم معادل یک شهر اروپایی گاز میدیم، یک قرون نیومده به حسابمون. برید اینارو قطع کنید. مأمورها چند روزی رفتند و مشغول قطع کردن گاز شدند. هفته بعدش بسیجیها رفتند راپورت دادند به امام جمعه، که این اینجوری ادامه بده ملت شورش میکنند (این واسه قبل از آبان نود و هشته و هنوز تیربار در خیابان استفاده نمیشد). امام جمعه هم فرداش اومد گفت «این چه وضعیه؟»، این مردم شهید دادهاند. مستضعفان. میراثداران واقعی انقلاب. فلان. اون مدیره هم دید داره جدی میشه به مأمورها گفت «برگردید، برگردید».
تا اونجایی که به امنیت نظام مربوطه، زور خلیفه به هرکسی میچربه. ولی جایی که تهدیدی برای امنیت نظام نیست، زور سیبزمینیهای نظام هم به خلیفه میچربه. نابود شدن پرندگان مهاجر که از سیبری آمدهاند تهدیدی برای امنیت نظام است، یا مستضعفین شکارچی که فریاد خواهند زد «پس نون زن و بچه ما رو کی میده؟».
از شما استاد گرامی انتظار دارم با این مکانیزم آشنا باشید.
https://t.me/nasserkaramii/3729
Telegram
ناصر کرمی
طبق این گفته امروز رهبر جمهوری اسلامی صدور پروانه شکار مطلقا خلاف و حرام است. چون هرگز پروانه شکار به قصد رفع گرسنگی انجام نمیشود و هدف فقط تفریح و خوشگذرانی است. آیا بر این مبنا باید سازمان محیطزیست بساط صدور پروانه شکار را برچیده و کلا شکار در ایران را…
اتحادیه اروپا خواستار میانجیگری چین در دعوای روسیه با اروپاست.
نابود شدن کامل اوکراین، که تا چند روز آینده به اوج خودش میرسه (چون روسیه همونطور که در سوریه نشون داد، یک ارتش کارآمد نداره و فقط با تخریب میتونه به اهدافش برسه) که فقط شامل تخریب فیزیکی نیست، بلکه شامل تخلیه جمعیتی هم میشه؛ برای اروپا مهم نیست (حتی بدشون نمیاد کمبود نیروی کارشون رو به جای مهاجران جهانسومی، با اوکراینیها که خودی هستند، جبران کنند). اون چیزی که برای اروپا اهمیت داره اینه که کشورگشایی روسها، از اوکراین فراتر میره یا نه. و به نظرشون تنها قدرتی که میتونه بشون این تضمین رو بده که فراتر نخواهد رفت، چینه. چون اگر ساپورت چین از پشتسر نباشه، سر روسیه در برابر فشار جهانی زیر آب خواهد رفت.
این بهترین و کلیدیترین فرصت برای چینه که غرب رو مدیون خودش کنه، و از درگاه این دین بزرگ، بسیاری از مشکلات دولت آمریکا با حزب کمونیست رو برای همیشه فیصله بده.
نابود شدن کامل اوکراین، که تا چند روز آینده به اوج خودش میرسه (چون روسیه همونطور که در سوریه نشون داد، یک ارتش کارآمد نداره و فقط با تخریب میتونه به اهدافش برسه) که فقط شامل تخریب فیزیکی نیست، بلکه شامل تخلیه جمعیتی هم میشه؛ برای اروپا مهم نیست (حتی بدشون نمیاد کمبود نیروی کارشون رو به جای مهاجران جهانسومی، با اوکراینیها که خودی هستند، جبران کنند). اون چیزی که برای اروپا اهمیت داره اینه که کشورگشایی روسها، از اوکراین فراتر میره یا نه. و به نظرشون تنها قدرتی که میتونه بشون این تضمین رو بده که فراتر نخواهد رفت، چینه. چون اگر ساپورت چین از پشتسر نباشه، سر روسیه در برابر فشار جهانی زیر آب خواهد رفت.
این بهترین و کلیدیترین فرصت برای چینه که غرب رو مدیون خودش کنه، و از درگاه این دین بزرگ، بسیاری از مشکلات دولت آمریکا با حزب کمونیست رو برای همیشه فیصله بده.