«اینجور که پیداست الان ناتو میتونه قسمت متعارف ارتش روسیه رو به کلی نابود کنه. فقط قسمت نامتعارفش یا همون بمبهای اتمیه که باعث میشه دخالت نکنند. من از خامنهای تعجب میکنم که داره این واقعیت رو میبینه و باز در حال مذاکرهست».
این خلاصه حرف خیلی از بسیجیهاست که دارند در لفافه بهمدیگه میگن. بعضیهاشون هنوز نمیدونند که آخوند شیعه وطن نداره. اینکه کسی جرئت نکنه به ایران حمله کنه براشون کافی نیست. هدف اینها با هدف ناسیونالیستها و حتی با هدف امپریالیستها متفاوته. اینها میخوان در یک جهاد دائمی باشند. جهادی که از لحاظ هزینه منجر به نابودی تشیع سیاسی نشه، اما هیچوقت تمام هم نشه.
لازمه همه در ایران این رو بفهمند. از بقال چقال گرفته تا فعالین بورس تا دانشجویان تا رفتگران تا شاعران تا زنان خانهدار.
این خلاصه حرف خیلی از بسیجیهاست که دارند در لفافه بهمدیگه میگن. بعضیهاشون هنوز نمیدونند که آخوند شیعه وطن نداره. اینکه کسی جرئت نکنه به ایران حمله کنه براشون کافی نیست. هدف اینها با هدف ناسیونالیستها و حتی با هدف امپریالیستها متفاوته. اینها میخوان در یک جهاد دائمی باشند. جهادی که از لحاظ هزینه منجر به نابودی تشیع سیاسی نشه، اما هیچوقت تمام هم نشه.
لازمه همه در ایران این رو بفهمند. از بقال چقال گرفته تا فعالین بورس تا دانشجویان تا رفتگران تا شاعران تا زنان خانهدار.
جاسوس اسراییلی از لحاظ زیبایی ظاهری حتی میانگین هم نیست، اما بین تختخواب مسئولان نظام در رفتآمد بوده.
این فقط یکی دیگه از نشانههای بیکفایتی سیستماتیک نیست. جنبههای روانشناختی هم داره. آقایان حکومتی از خانوادههایی سنتی هستند که هیچوقت خودشون درباره همسرشون تصمیم نگرفتهاند. بنابراین پارتنر جنسیشون کسی نبوده که میخواستند. تصور آدم پاپتی از قدرت اینه که وقتی بش دست پیدا کردم گزینههای زیادی برای انتخاب دارم. اما وقتی به قدرت رسید میبینه خبر چندانی نیست. حتی پسران ولگرد دارند جواهرات باکیفیتتری تور میکنند. اما انسان به سختی میپذیره که تصوراتش سادهلوحانه بوده. برای اینکه برای خودش اثبات کنه که اینطور نیست و جایگاهش، گزینههاش رو بیشتر کرده، به هرکسی چنگ میزنه. حتی به معمولیترین زنها.
این فقط یکی دیگه از نشانههای بیکفایتی سیستماتیک نیست. جنبههای روانشناختی هم داره. آقایان حکومتی از خانوادههایی سنتی هستند که هیچوقت خودشون درباره همسرشون تصمیم نگرفتهاند. بنابراین پارتنر جنسیشون کسی نبوده که میخواستند. تصور آدم پاپتی از قدرت اینه که وقتی بش دست پیدا کردم گزینههای زیادی برای انتخاب دارم. اما وقتی به قدرت رسید میبینه خبر چندانی نیست. حتی پسران ولگرد دارند جواهرات باکیفیتتری تور میکنند. اما انسان به سختی میپذیره که تصوراتش سادهلوحانه بوده. برای اینکه برای خودش اثبات کنه که اینطور نیست و جایگاهش، گزینههاش رو بیشتر کرده، به هرکسی چنگ میزنه. حتی به معمولیترین زنها.
اینکه سوریه رو شخم زدن چون حاضر نشد گاز قطر رو به اروپا برسونه یه تئوری از طرف یکی از تحلیلگران قسمت زیرزمینی اینترنت بود، که البته بعدها فهمیدیم اسگلی بیش نیست. الان این تئوری اومده تو فضای رسمی، چون غربستیزها خوششون میاد ازین چیزها بشنوند.
زیدآبادی هم «علتسازی بعد از واقعه» رو جدی میگیره، اما اگه ارزشیها یا راستهای افراطی آمریکا جدی بگیرند مسخرهشون میکنه. مثلا وقتی اونها بگن علت خروج پنتاگون از افغانستان این بوده که «گلوبالیستها» منابع لیتیوم رو تقدیم چین کنند! بشون میخنده و میشینه توضیح میده که بابا کلی زمینه فرهنگی قومیتی امنیتی نظامی سیاسی داشته این خروج، لیتیوم چیه؟
اما اینجا یهو یادش رفت جنگ سوریه کلی زمینه فرهنگی قومیتی مذهبی تاریخی سیاسی داشت، لوله گاز چیه؟
زیدآبادی هم «علتسازی بعد از واقعه» رو جدی میگیره، اما اگه ارزشیها یا راستهای افراطی آمریکا جدی بگیرند مسخرهشون میکنه. مثلا وقتی اونها بگن علت خروج پنتاگون از افغانستان این بوده که «گلوبالیستها» منابع لیتیوم رو تقدیم چین کنند! بشون میخنده و میشینه توضیح میده که بابا کلی زمینه فرهنگی قومیتی امنیتی نظامی سیاسی داشته این خروج، لیتیوم چیه؟
اما اینجا یهو یادش رفت جنگ سوریه کلی زمینه فرهنگی قومیتی مذهبی تاریخی سیاسی داشت، لوله گاز چیه؟
«گفته بودی تا چند روز آینده اوکراین به یکی از استانهای روسیه تبدیل میشه. ولی الان شرطی که پوتین برای آتشبس اعلام کرده اینه که اون دوتا استان شرقی رو بدن، اوکراین هم غیرنظامی بشه. یعنی نمیخواد همهش رو بگیره».
موضع رسمی پوتین هیچوقت مهم نبوده. اول میگفتن گسترش ناتو، بعد گفتن مبارزه با نازیسم! بعد گفتند سرداران تاریخیمون اونجا شهید شدن نمیشه ولش کنیم! موضع رسمی اینها رو باید از زبان روسپیهای سیاسیشون در نشریات وابسته به دولت شنید. اونا هم حسین شریعتمداریهای خودشون رو دارند که «منویات رهبری» رو مینویسند. و منویات همونیه که گفتم. واسه امروز دیروز هم نیست. درباره هر موضوعی، شرط و شروط، مذاکرات، دیپلماسی و این چیزها برای روسها فقط یک کاربرد داره که همیشه درباره زمانه: خرید زمان، یا وقتکشی.
اوکراین غیرنظامی یک شرط بیمعنیه. کشور به این بزرگی و با این موقعیت استراتژیک رو مگه میشه مثل واتیکان اداره کرد؟ اوکراین غیرنظامی یعنی تصاحب کلش به جای ۲۰۲۱، در ۲۰۲۴ انجام بشه.
اوکراین بیطرف هم بیمعنیه، اون هم درست در زمانی که حتی سوئیس هم دیگه بیطرف نیست.
شاید توافقی رو امضاء کنند، شاید هم نکنند. در هرصورت اهمیتی نداره. کاری که شریعتمداریهاشون سال هاست دارن میگن انجام خواهد شد.
موضع رسمی پوتین هیچوقت مهم نبوده. اول میگفتن گسترش ناتو، بعد گفتن مبارزه با نازیسم! بعد گفتند سرداران تاریخیمون اونجا شهید شدن نمیشه ولش کنیم! موضع رسمی اینها رو باید از زبان روسپیهای سیاسیشون در نشریات وابسته به دولت شنید. اونا هم حسین شریعتمداریهای خودشون رو دارند که «منویات رهبری» رو مینویسند. و منویات همونیه که گفتم. واسه امروز دیروز هم نیست. درباره هر موضوعی، شرط و شروط، مذاکرات، دیپلماسی و این چیزها برای روسها فقط یک کاربرد داره که همیشه درباره زمانه: خرید زمان، یا وقتکشی.
اوکراین غیرنظامی یک شرط بیمعنیه. کشور به این بزرگی و با این موقعیت استراتژیک رو مگه میشه مثل واتیکان اداره کرد؟ اوکراین غیرنظامی یعنی تصاحب کلش به جای ۲۰۲۱، در ۲۰۲۴ انجام بشه.
اوکراین بیطرف هم بیمعنیه، اون هم درست در زمانی که حتی سوئیس هم دیگه بیطرف نیست.
شاید توافقی رو امضاء کنند، شاید هم نکنند. در هرصورت اهمیتی نداره. کاری که شریعتمداریهاشون سال هاست دارن میگن انجام خواهد شد.
«این رو قبول دارم که ارتش روسیه اون چیزی که فکر میکردیم نیست، اما این ارتش بزرگ رو نباید دست کمش گرفت».
گویندگان چنین جملاتی پیش خودشون فکر میکنند دارند جانب عقل رو میگیرند، ولی در واقع این حاصل نوعی از بلاهته (که فکر میکنم نسیم طالب مطالبی دربارهش داره).
سطح واقعی سیستم، با کف قابلیتش تعیین نمیشه، با میانگین عملگردش هم تعیین نمیشه. با سقفش تعیین میشه. کف قابلیت سپاه اینه که یک شب هفتصد هشتصدنفر از ماهشهریهای معترض رو قتل عام کنه. اما مدلسازی این توانایی اهمیتی نداره. کافیه بدونی یک تیربار چند گلوله در دقیقه شلیک میکنه و اگر جلوش تعدادی انسان بیدفاع قرار بدی که در نیزار پنهان شدن، چند درصدشون میفتن. سقف توانایی سپاه، سطحش رو تعیین میکنه، و چون نمیدونی سقفش کجاست، در وسط معرکه کشف میکنی، یعنی جایی که طرف مقابل مجهز به لجستیک، تکنولوژی، و اطلاعاته، و سنگرش نیزار نیست.. و سپس تعجب میکنی.
گویندگان چنین جملاتی پیش خودشون فکر میکنند دارند جانب عقل رو میگیرند، ولی در واقع این حاصل نوعی از بلاهته (که فکر میکنم نسیم طالب مطالبی دربارهش داره).
سطح واقعی سیستم، با کف قابلیتش تعیین نمیشه، با میانگین عملگردش هم تعیین نمیشه. با سقفش تعیین میشه. کف قابلیت سپاه اینه که یک شب هفتصد هشتصدنفر از ماهشهریهای معترض رو قتل عام کنه. اما مدلسازی این توانایی اهمیتی نداره. کافیه بدونی یک تیربار چند گلوله در دقیقه شلیک میکنه و اگر جلوش تعدادی انسان بیدفاع قرار بدی که در نیزار پنهان شدن، چند درصدشون میفتن. سقف توانایی سپاه، سطحش رو تعیین میکنه، و چون نمیدونی سقفش کجاست، در وسط معرکه کشف میکنی، یعنی جایی که طرف مقابل مجهز به لجستیک، تکنولوژی، و اطلاعاته، و سنگرش نیزار نیست.. و سپس تعجب میکنی.
Anarchonomy
«این رو قبول دارم که ارتش روسیه اون چیزی که فکر میکردیم نیست، اما این ارتش بزرگ رو نباید دست کمش گرفت». گویندگان چنین جملاتی پیش خودشون فکر میکنند دارند جانب عقل رو میگیرند، ولی در واقع این حاصل نوعی از بلاهته (که فکر میکنم نسیم طالب مطالبی دربارهش داره).…
«دکتر فلانی رو خیلی تعریف میکنند.. هرکی رو عمل کرده راضی بوده».
خیلیها دچار این بلاهتند، و وقتی عمل خودشون خوب انجام نمیشه، فکر میکنند دیگه بدشانسی خودشون بوده.
شما نمیدونی چالش جراحی بقیه در چه سطحی بوده، تا بدونی به چه سطحی از توانایی جراح، نیاز بوده. شاید پنجاه عمل، که دشواری کمی داشته رو پشت سرهم انجام داده. اما عمل شما هوشمندی بالاتری لازم داشته. سطح یک جراح، با کف تواناییش، که میتونه به کرات ازش استفاده کنه، به دست نمیاد. سطحش، مثلا، با نجات دادن یک عضو حیاتیت در شرایطی که به نظر میرسه قابل نجات نیست، بدست میاد.
البته این یک مثاله.. یهو اعتمادتون به پزشکتون رو پودر نکنید.
خیلیها دچار این بلاهتند، و وقتی عمل خودشون خوب انجام نمیشه، فکر میکنند دیگه بدشانسی خودشون بوده.
شما نمیدونی چالش جراحی بقیه در چه سطحی بوده، تا بدونی به چه سطحی از توانایی جراح، نیاز بوده. شاید پنجاه عمل، که دشواری کمی داشته رو پشت سرهم انجام داده. اما عمل شما هوشمندی بالاتری لازم داشته. سطح یک جراح، با کف تواناییش، که میتونه به کرات ازش استفاده کنه، به دست نمیاد. سطحش، مثلا، با نجات دادن یک عضو حیاتیت در شرایطی که به نظر میرسه قابل نجات نیست، بدست میاد.
البته این یک مثاله.. یهو اعتمادتون به پزشکتون رو پودر نکنید.
«غربیها هنوز دارند از سیاست تفرقه بنداز و حکومت کن استفاده میکنند. پدرسوختهها کاری کردند اسلاوها دارند سرزمین مادری و تاریخی خودشون رو نابود میکنند و جالب اینه که فکر میکنند دارند کار درستی انجام میدن».
متأسفم که این واقعیت رو بتون میگم ولی این ایده تفرقه بنداز و فلان، حتی در همون دوره استعمار انگلیسیها هم اونقدری که به شما گفتهاند کاربرد نداشت. چون در موارد بسیاری تا استعمارگر از کشتیش پیاده میشد با جامعهای مواجه میشد که آلردی چنان متفرق بودند که خود استعمارگر میگرخید، و در موارد بسیاری حتی اگر مردمی که استعمارگر خفتشان کرده بود، متحد میشدند هم باز نمیتونستند غلط خاصی بکنند.
درباره اتحاد باید سه نکته رو همیشه در ذهن داشت:
- هر تفرقهای لزوما به علت تعصب طرفین نیست، و لزوما نیازی به دخالت یا توطئه نیروهای بیرونی نداره. بلکه میتونه به این علت باشه که «جور دیگهای، جور درنمیاد». مخصوصا وقتی سوژه اختلاف تعیین میکنه که چه کسی هستی. این آرزو که همه همیشه متحد باشند، دقیقا به این معنیه که آرزو کنیم همیشه همه انسانها یک مسیر رو انتخاب کنند. که یک فانتزیه. ما حرفی که کاملا بچهگانهست رو پشت شعار اتحاد پنهان میکنیم تا انساندوستانه به نظر برسه.
- اتحاد پتانسیلهای بالقوه جامعه رو میتونه فعال کنه. اما پتانسیلی رو که وجود نداره نمیتونه از هیچ بوجود بیاره، یا مرزهای فیزیک رو جابجا کنه. اگه هر قبیله ده اسب اهدا میکرد، میشد قشون بزرگی تشکیل داد؛ اما خشکسالی رخ میداد و وسط راه به فاک عظما میرفتند. کارهای زیادی بود که سرخپوستها میتونستند به کمک هم انجام بدن و ندادند؛ اما اگر هم انجام میدادند کمی از مقدار تلفات رو کم میکرد. تسلط استعمارگرهایی که نیروی دریایی داشتند رو متوقف نمیکرد.
- تفرقه هزینه ایجاد کنه، اما اندازه هزینهها لزوما به خود اون تفرقه مربوط نیست. به کرمی که طرفین میریزند مربوطه. میشه تقابل رو طوری پیش برد، که همهچیز خیلی زشت نشه. ما ایرانیها یکجور با اعراب برخورد کردیم، و اسپانیاییها یکجور دیگه. در نهایت هر دو، عربها رو فرستادیم خونهشون. اما تفاوت صحنههایی که اینجا بوجود اومد، و صحنههایی که اونجا بوجود اومد؛ بیشتر حاوی اطلاعاتی بود درباره اینکه ما ایرانیها چه تیپ آدمهایی بودیم و اسپانیاییها چه تیپ آدمهایی بودند؛ تا اینکه اعراب چه تیپ آدمهایی بودند.
متأسفم که این واقعیت رو بتون میگم ولی این ایده تفرقه بنداز و فلان، حتی در همون دوره استعمار انگلیسیها هم اونقدری که به شما گفتهاند کاربرد نداشت. چون در موارد بسیاری تا استعمارگر از کشتیش پیاده میشد با جامعهای مواجه میشد که آلردی چنان متفرق بودند که خود استعمارگر میگرخید، و در موارد بسیاری حتی اگر مردمی که استعمارگر خفتشان کرده بود، متحد میشدند هم باز نمیتونستند غلط خاصی بکنند.
درباره اتحاد باید سه نکته رو همیشه در ذهن داشت:
- هر تفرقهای لزوما به علت تعصب طرفین نیست، و لزوما نیازی به دخالت یا توطئه نیروهای بیرونی نداره. بلکه میتونه به این علت باشه که «جور دیگهای، جور درنمیاد». مخصوصا وقتی سوژه اختلاف تعیین میکنه که چه کسی هستی. این آرزو که همه همیشه متحد باشند، دقیقا به این معنیه که آرزو کنیم همیشه همه انسانها یک مسیر رو انتخاب کنند. که یک فانتزیه. ما حرفی که کاملا بچهگانهست رو پشت شعار اتحاد پنهان میکنیم تا انساندوستانه به نظر برسه.
- اتحاد پتانسیلهای بالقوه جامعه رو میتونه فعال کنه. اما پتانسیلی رو که وجود نداره نمیتونه از هیچ بوجود بیاره، یا مرزهای فیزیک رو جابجا کنه. اگه هر قبیله ده اسب اهدا میکرد، میشد قشون بزرگی تشکیل داد؛ اما خشکسالی رخ میداد و وسط راه به فاک عظما میرفتند. کارهای زیادی بود که سرخپوستها میتونستند به کمک هم انجام بدن و ندادند؛ اما اگر هم انجام میدادند کمی از مقدار تلفات رو کم میکرد. تسلط استعمارگرهایی که نیروی دریایی داشتند رو متوقف نمیکرد.
- تفرقه هزینه ایجاد کنه، اما اندازه هزینهها لزوما به خود اون تفرقه مربوط نیست. به کرمی که طرفین میریزند مربوطه. میشه تقابل رو طوری پیش برد، که همهچیز خیلی زشت نشه. ما ایرانیها یکجور با اعراب برخورد کردیم، و اسپانیاییها یکجور دیگه. در نهایت هر دو، عربها رو فرستادیم خونهشون. اما تفاوت صحنههایی که اینجا بوجود اومد، و صحنههایی که اونجا بوجود اومد؛ بیشتر حاوی اطلاعاتی بود درباره اینکه ما ایرانیها چه تیپ آدمهایی بودیم و اسپانیاییها چه تیپ آدمهایی بودند؛ تا اینکه اعراب چه تیپ آدمهایی بودند.
همه به اون خوک بیریخت که کرهشمالی رو اداره میکنه میخندند، اما اون از پوتین و خامنهای هم زیرکتر بود، چون میدونست وقتی قراره دربرابر غرب قدقد کنه، نباید اجازه بده طبقه متوسط شکل بگیره، و این اجازه رو نداد. روسیه و جمهوری اسلامی، با پول نفت و گاز اجازه دادند طبقهای شکل بگیره که مزه مصرف رو بچشه، بعد وارد مرحلهای شدند که اون مصرف از مردم دریغ شد. طبقه مرفه مسکونشین فکرش رو هم نمیکردند که شرکتهای خصوصی خارجی هم به کمپین تحریم بپیوندند، و حالا دارند چیزی رو از دست میدن که قبلا خیلی راحت در اختیارشون بود. تلخی خاصی که مدتیه طبقه مرفه تهراننشین داره میچشه.
ملت محرومی که از ابتدا محروم بودند رو راحت میشه مدیریت کرد. اما مدیریت ملت محرومی که یه مدت مزه محروم نبودن رو چشیده.. یکم داستان میشه.
ملت محرومی که از ابتدا محروم بودند رو راحت میشه مدیریت کرد. اما مدیریت ملت محرومی که یه مدت مزه محروم نبودن رو چشیده.. یکم داستان میشه.
- بیا یکم چیزای خالهزنکی بت بگم
- بفرما
- یه زن و شوهر ژاپنی بودن، خب؟
- خب
- بعد اینا بچهدار نمیشدن. هرکاری هم کردن فایده نداشته، شوهره کلا تعطیل بوده.
- خب
- بعد زنه گفته بذار من برم با یه پسر جوونتر از خودم بخوابم ازون بچهدار بشم
- چه شیک
- آره، بعد شوهره هم قبول کرده.. فکر کن
- خب
- بعد رفتن یه پسری رو پیدا کردن و رفته با اون. انگار چند بار هم باش خوابیده بوده، یه بار نه
- مثل اینا که وقتی میرسن به ضریح امام رضا دیگه ول نمیکنند چون به نظرشون حیفه زود بیان عقب
- اره، البته الان کروناعه اونجوری نیست
- مثال زدم
- فهمیدم. بعد اینا بچهدار شدن واقعا.. اما معلوم شده پسره ژاپنی نبوده، چینی بوده!
- عه خداروشکر.. دیگه نمیتونند بگن خارجیها ما چشم بادومیها رو از همدیگه تشخیص نمیدن، چون خودشونم هم رو از همدیگه تشخیص نمیدن.
- آره، حالا چجوری شده نمیدونم ولی نفهمیدن چینیه. بعد که فهمیدن بچه رو بردن انداختن تو پرورشگاه.. فکر کن!
- خیلی دیگه به کیفیت مید این جاپان اهمیت میدن دیگه
- بعد از پسره هم شکایت کرده زنه، گفته بم آسیب روحی وارد کردی، ادعای خسارت و اینا کرده.
- پسره شوهره رو میکشت به زنه تجاوز میکرد ارزونتر در میاومد فکر کنم
- فکر کردی همهجا کرجه؟
- بده ما مسائلمون رو خیلی سریع حل میکنیم؟
- مسخره نباش.. میخواستم بگم خبرو خوندم تو شوک بودم
- هر کس از انسان تعجب کند، انسان را نشناخته است.
- باز فاز جمله عمیق برداشت. اصلا بدرد غیبت کردن نمیخوری.
- بفرما
- یه زن و شوهر ژاپنی بودن، خب؟
- خب
- بعد اینا بچهدار نمیشدن. هرکاری هم کردن فایده نداشته، شوهره کلا تعطیل بوده.
- خب
- بعد زنه گفته بذار من برم با یه پسر جوونتر از خودم بخوابم ازون بچهدار بشم
- چه شیک
- آره، بعد شوهره هم قبول کرده.. فکر کن
- خب
- بعد رفتن یه پسری رو پیدا کردن و رفته با اون. انگار چند بار هم باش خوابیده بوده، یه بار نه
- مثل اینا که وقتی میرسن به ضریح امام رضا دیگه ول نمیکنند چون به نظرشون حیفه زود بیان عقب
- اره، البته الان کروناعه اونجوری نیست
- مثال زدم
- فهمیدم. بعد اینا بچهدار شدن واقعا.. اما معلوم شده پسره ژاپنی نبوده، چینی بوده!
- عه خداروشکر.. دیگه نمیتونند بگن خارجیها ما چشم بادومیها رو از همدیگه تشخیص نمیدن، چون خودشونم هم رو از همدیگه تشخیص نمیدن.
- آره، حالا چجوری شده نمیدونم ولی نفهمیدن چینیه. بعد که فهمیدن بچه رو بردن انداختن تو پرورشگاه.. فکر کن!
- خیلی دیگه به کیفیت مید این جاپان اهمیت میدن دیگه
- بعد از پسره هم شکایت کرده زنه، گفته بم آسیب روحی وارد کردی، ادعای خسارت و اینا کرده.
- پسره شوهره رو میکشت به زنه تجاوز میکرد ارزونتر در میاومد فکر کنم
- فکر کردی همهجا کرجه؟
- بده ما مسائلمون رو خیلی سریع حل میکنیم؟
- مسخره نباش.. میخواستم بگم خبرو خوندم تو شوک بودم
- هر کس از انسان تعجب کند، انسان را نشناخته است.
- باز فاز جمله عمیق برداشت. اصلا بدرد غیبت کردن نمیخوری.
حتی تو لوهانسک، که روستبارها اونجان و بیشتر دعوا سر جدا کردن اونجاست، مردم محلی میرن وایمیسن جلوی تانکهای روسیه. همین سی سال پیش هموطن همدیگه بودند. بعد یه عده از مصرفکنندگان داخلی مواد مرغوب، چندی پیش میگفتند نظام ایران اگه عرضه داشت باید بحرین و اذربایجان رو به خاک کشور ضمیمه میکرد! لابد مردمشون هم ما رو میدیدن میگفتن صل علی محمد، لشکر ایران خوش آمد!
چی بگه آدم.
چی بگه آدم.
❤5
«یه درسی که وقتی بچه بودم تو هرج مرج جنگ داخلی لبنان یاد گرفتم: اگه میری تو یه جمعی، با خودت اسلحه نبر، یا بهتر اینکه مطمئن شو مطمئن باشند اسلحه همرات نیست. اگه پیش اومد که اسلحه ببری، هیچوقت تهدید نکن که ازش استفاده میکنی. بمب اتم هم اینجوریه».
تو جنگ داخلی لبنان، کسی که اسلحهش رو نشون میداد، معنیش این بود که اومده ازش استفاده کنه.
پوتین با تهدید اتمی، میخواست جدیت خودش رو به ناسیونالیستهای روس ثابت کنه، اما برای طرف مقابل و اروپا این یک جدیت دیده نمیشه، یک تعرض دیده میشه.
کسانی که نمیتونند در برابر تحریک محیط مقاومت کنند، دست به اشتباهات استراتژیک میزنند.
تو جنگ داخلی لبنان، کسی که اسلحهش رو نشون میداد، معنیش این بود که اومده ازش استفاده کنه.
پوتین با تهدید اتمی، میخواست جدیت خودش رو به ناسیونالیستهای روس ثابت کنه، اما برای طرف مقابل و اروپا این یک جدیت دیده نمیشه، یک تعرض دیده میشه.
کسانی که نمیتونند در برابر تحریک محیط مقاومت کنند، دست به اشتباهات استراتژیک میزنند.
رابطه زبان و احساس یکطرفه نیست. اینطور نیست که احساس درونی رو به زبان ترجمه کنیم، و بیان کنیم یا بنویسیم، و به دیگران منتقل بشه. زبان هم میتونه روی احساس افکت داشته باشه.
ممکنه از چیزی ناراحت بشی، ولی برای ابرازش بگی «دلم شکست». معلوم نیست این عبارت دقیقا چه معنی داره، ولی برای ناراحتیای که داشتی، زیادی سنگینه. اما ازش استفاده میکنی. و چیزی که خودت استفاده میکنی خودت هم مصرف میکنی. و فکر میکنی واقعا دلت شکسته، که معلوم نیست دقیقا چه معنی داره ولی سنگینه. کلمهای که استفاده کردی، سنگینی ناراحتیت رو بیشتر کرد. و اینجوری آدم در تله ادبیات خودش میفته.
این رو همهجا میشه دید، اما زنها بیشتر در این تله میفتند. اگه به هر بهانهای بگی «خرد شدم» باورت میشه که اتفاق خیلی بدی برات رخ داده. و وقتی توجهات متناسب با این اتفاق خیلی بد رو دریافت نمیکنی، از توصیفات سنگینتری برای بیتوجهی دیگران استفاده میکنی، و باور میکنی که یک اتفاق خیلی بدتری افتاده. و این لوپ شتابدهنده احساساته. هرچه مدت زمان بیشتری داخلش باشی، کنترل کمتری روش خواهی داشت. تا جایی که ممکنه به یک روانپریش تبدیل بشی، و البته روانپریشها شاخ ندارند.
کلمات اسباببازی نیستند.
ممکنه از چیزی ناراحت بشی، ولی برای ابرازش بگی «دلم شکست». معلوم نیست این عبارت دقیقا چه معنی داره، ولی برای ناراحتیای که داشتی، زیادی سنگینه. اما ازش استفاده میکنی. و چیزی که خودت استفاده میکنی خودت هم مصرف میکنی. و فکر میکنی واقعا دلت شکسته، که معلوم نیست دقیقا چه معنی داره ولی سنگینه. کلمهای که استفاده کردی، سنگینی ناراحتیت رو بیشتر کرد. و اینجوری آدم در تله ادبیات خودش میفته.
این رو همهجا میشه دید، اما زنها بیشتر در این تله میفتند. اگه به هر بهانهای بگی «خرد شدم» باورت میشه که اتفاق خیلی بدی برات رخ داده. و وقتی توجهات متناسب با این اتفاق خیلی بد رو دریافت نمیکنی، از توصیفات سنگینتری برای بیتوجهی دیگران استفاده میکنی، و باور میکنی که یک اتفاق خیلی بدتری افتاده. و این لوپ شتابدهنده احساساته. هرچه مدت زمان بیشتری داخلش باشی، کنترل کمتری روش خواهی داشت. تا جایی که ممکنه به یک روانپریش تبدیل بشی، و البته روانپریشها شاخ ندارند.
کلمات اسباببازی نیستند.
❤4
سلبریتی روس وضع ترحمبرانگیزی داره. ابتدا در صفحه شبکه اجتماعیش بنر مشکی زد و گفت من طرفدار صلحم! اما کرملین به این قانع نشد و بشون گفت باید حمایت قاطع کنید. حالا متنهای سفارشی مینویسند که «ببخشید ولی من از موضع کشورم روسیه دفاع میکنم».
وقتی به دوستان میگفتم در یک کشور ثروتمند فقیر باشی بهتر ازینه که در کشور فقیر، ثروتمند باشی؛ میگفتند طعم فقر رو نچشیدی پس! و میگفتم اتقاقا چشیدم و این رو میگم. این شمایید که بلد نیستید به ساختار فکر کنید.
به همون ترتیب، در کشور آزاد و دموکراتیک، گمنام باشی بهتر ازینه که در کشور استبدادی یک سلبریتی با چند میلیون فالوعر. وقتی میپرسند اگه میتونستی مهاجرت کنی کجا میرفتی، میگم اگه آستین تگزاس نشد، پرث استرالیا. و شاخ درمیارن: تو که به خاطر کرونا آبرو نذاشتی برای استرالیا و فحش کشیدی به همشون!
خب الان هم میکشم، و دوستانی که ساکن اونجا هستند هم باید بکشند. کشوری که توش آزادی، دموکراسی، قانون معنا دارند، باید به هر قیمتی حفظ کرد؛ و دقیقا به همین دلیل باید نسبت به هر نوع قلدری خزنده، سرکوب فردگرایی، دور زدن پروسه دموکراتیک، و وهن قانون و بسط جرم، حساسیت نشون داد. باید در کشور آزاد بیشتر فحاشی کرد، تا به بقیه طویلههایی که توسط مستبدان خلافکار اداره میشه، تبدیل نشن.
وقتی به دوستان میگفتم در یک کشور ثروتمند فقیر باشی بهتر ازینه که در کشور فقیر، ثروتمند باشی؛ میگفتند طعم فقر رو نچشیدی پس! و میگفتم اتقاقا چشیدم و این رو میگم. این شمایید که بلد نیستید به ساختار فکر کنید.
به همون ترتیب، در کشور آزاد و دموکراتیک، گمنام باشی بهتر ازینه که در کشور استبدادی یک سلبریتی با چند میلیون فالوعر. وقتی میپرسند اگه میتونستی مهاجرت کنی کجا میرفتی، میگم اگه آستین تگزاس نشد، پرث استرالیا. و شاخ درمیارن: تو که به خاطر کرونا آبرو نذاشتی برای استرالیا و فحش کشیدی به همشون!
خب الان هم میکشم، و دوستانی که ساکن اونجا هستند هم باید بکشند. کشوری که توش آزادی، دموکراسی، قانون معنا دارند، باید به هر قیمتی حفظ کرد؛ و دقیقا به همین دلیل باید نسبت به هر نوع قلدری خزنده، سرکوب فردگرایی، دور زدن پروسه دموکراتیک، و وهن قانون و بسط جرم، حساسیت نشون داد. باید در کشور آزاد بیشتر فحاشی کرد، تا به بقیه طویلههایی که توسط مستبدان خلافکار اداره میشه، تبدیل نشن.
❤7
اگه با آب و هواش میتونید کنار بیایید، انگلیس بهتر از آلمانه. کلا سطح سیاست در انگلیس خیلی بالاتره، و اتفاقا به همین دلیله که الان یک دلقک نخستوزیره. مردم فکر میکنند وقتی سطح سیاست بالا باشه، پروفسورها و فیلسوفها رئیس کابینه میشن، ولی لزوما اینجوری نیست. جایی که یک نادان هم شانس این رو داره که نخستوزیر بشه، شانس شما هم برای اینکه مثلا سبزگراهای افراطی رو مهار کنید بیشتره.
❤5
«من متولد ۱۳۲۴ام، خیلی چیزا میدونم..».
میخواد بگه حقیقت آماری دست دولت نیست، این منم که آمارم. تجربه منه که گزارش اقتصادیه.
https://t.me/IranintlTV/114497
میخواد بگه حقیقت آماری دست دولت نیست، این منم که آمارم. تجربه منه که گزارش اقتصادیه.
https://t.me/IranintlTV/114497
Telegram
Iran International ایران اینترنشنال
در ویدیویی که به دست اینترنشنال رسیده یک شهروند با چسباندن چند اسکناس روی سطل زباله شهری و اشاره به کاهش ارزش پول ایران میگوید جای پول فاقد ارزش در سطل زباله است.
@iranintltv
@iranintltv
«تحریم کردن همه مردم روسیه اخلاقی نیست».
این رو رئیس یکی از صرافیها گفته. تا اونجایی که یادمه چنین جمله مشفقانهای رو درباره ما ایرانیها نزدند. نقل و انتقال پول برای ما با چنان موانعی مواجه بوده که انگار تک تکمون عضو سپاه قدس هستیم!
ولی من با اینکه روسها رو خودی بپندارند و ما رو غریبه، مشکل زیادی ندارم. چون باز یک پله از مردمان منطقه خودمون جلوترند، که تا تبعیضی میبینند فتوا میدهند که «امیدوارم اروپا به گای سگ بره!». شاید اروپاییها انقدر من رو آدم حساب نکرده باشند که یادشون رفته باشه وجود دارم، اما خاورمیانهایها به دلیل اقامت طولانی مدت در بنبستهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، به درجهای از نیهیلیسم دچارند که ممکنه آرزو کنند هیچکس وجود نداشته باشه!
جای من پیش کدومشون امنتره؟
این رو رئیس یکی از صرافیها گفته. تا اونجایی که یادمه چنین جمله مشفقانهای رو درباره ما ایرانیها نزدند. نقل و انتقال پول برای ما با چنان موانعی مواجه بوده که انگار تک تکمون عضو سپاه قدس هستیم!
ولی من با اینکه روسها رو خودی بپندارند و ما رو غریبه، مشکل زیادی ندارم. چون باز یک پله از مردمان منطقه خودمون جلوترند، که تا تبعیضی میبینند فتوا میدهند که «امیدوارم اروپا به گای سگ بره!». شاید اروپاییها انقدر من رو آدم حساب نکرده باشند که یادشون رفته باشه وجود دارم، اما خاورمیانهایها به دلیل اقامت طولانی مدت در بنبستهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، به درجهای از نیهیلیسم دچارند که ممکنه آرزو کنند هیچکس وجود نداشته باشه!
جای من پیش کدومشون امنتره؟
نسیم وضعیت جالبی رو در بین مردم تجربه کرد: یک: احمقهایی که همواره احمقند. دو: احمقهایی که شانسی عاقل به نظر میرسند.
زمان کرونا خودش رو کشت تا به ملت بفهمونه در برابر تهدید ناشناخته که میتونه تشدیدشونده باشه، مثل ویروس؛ رفتار متعادل، عاقلانه نیست، بلکه خودکشیه! عاقلانه اینه که دقیقا شورش رو دربیاری، چون همون شورش رو درآوردنه که نجاتت میده. اما میلیونها احمق این رو نمیفهمیدند. و بعضیها هم به نظر میرسید که میفهمند.
حالا درباره جنون نظامی پوتین داره راه حل مشابهی میده، چون مسئله دفاع از اوکراین نیست (هرچند که دفاع از غیرنظامیانی که هرروز دارند سلاخی میشن مهمه)، بلکه مقابله با خطر پوتینه، که تبعات خطرناکی برای کل دنیا داره. اما همونایی که در مورد کرونا نمیفهمیدند باید در برابر تهدید، تند و خشن برخورد کرد؛ الان هم نمیفهمند باید در برابر پوتین تند برخورد کرد؛ و ابلهانه شعار ضدجنگ میدن! همچنین تعدادی از همونایی که در مورد کرونا میفهمیدند که باید در برابر تهدید، تند و خشن برخورد کرد، الان دیگه نمیفهمند باید در برابر پوتین تند برخورد کرد، و شعار ضدجنگ میدن! که نشون میده در مورد کرونا هم عقلشون نمیرسیده، فقط شانسی بین عاقلان بُر خورده بودند.
«عدم تمایل احمقها به مواجه شدن با کرونا، ویروس رو از کشتنشون منصرف نکرد». این جمله که نوشتم کل داستان مرگ خیلیها بود. همین جمله رو در برابر احمقهایی که تمایلی به مواجه شدن با پوتین ندارند میشه نوشت. خلافکارها، هرگز قدردان خویشتنداری قربانیان نیستند. فقط دامنه بلندپروازی و جرئتشون رو بیشتر میکنند.
اوباش جهان، روسپی اجارهای زیاد دارند، و الان به وفور در سطح اینترنت میشه پیداشون کرد. اما این روسپیها بخش کوچکی از ارتش اوباش رو تشکیل میکرد. بخش بزرگترش، ابلهان هستند.
تو این کانال که خارجیها نیستند و خودمون هستیم، پس بذارید بیتعاریف باشیم. اعضای فعال بسیج بیشتر به جمهوری اسلامی خدمت کردند، یا میلیونها احمقی که تزشون این بود که اگه نظام رو تحریک نکنیم کاری به کارمون نداره؟ قشنگ یادمه بعد از شهادت ستار بهشتی میگفتند «خب اونجور که اون تند مینوشت بالاخره یه بلایی سرش میاومد».. اما بعدها دیدند که لازم نیست تند بنویسی تا بلایی سرت بیاد. کافیه وجود داشته باشی.
فرق من و نسیم هم از همینجا شروع میشه که اون میتونه احمقها و سیر در تله افتادنشون رو ببینه، و زندگیش رو بگذرونه و ورزشش رو هم انجام بده و نهایتا عمر خوبی هم بکنه. اما من فقط به حجم نفرتی که درونم جمع شده اضافه میکنم.
زمان کرونا خودش رو کشت تا به ملت بفهمونه در برابر تهدید ناشناخته که میتونه تشدیدشونده باشه، مثل ویروس؛ رفتار متعادل، عاقلانه نیست، بلکه خودکشیه! عاقلانه اینه که دقیقا شورش رو دربیاری، چون همون شورش رو درآوردنه که نجاتت میده. اما میلیونها احمق این رو نمیفهمیدند. و بعضیها هم به نظر میرسید که میفهمند.
حالا درباره جنون نظامی پوتین داره راه حل مشابهی میده، چون مسئله دفاع از اوکراین نیست (هرچند که دفاع از غیرنظامیانی که هرروز دارند سلاخی میشن مهمه)، بلکه مقابله با خطر پوتینه، که تبعات خطرناکی برای کل دنیا داره. اما همونایی که در مورد کرونا نمیفهمیدند باید در برابر تهدید، تند و خشن برخورد کرد؛ الان هم نمیفهمند باید در برابر پوتین تند برخورد کرد؛ و ابلهانه شعار ضدجنگ میدن! همچنین تعدادی از همونایی که در مورد کرونا میفهمیدند که باید در برابر تهدید، تند و خشن برخورد کرد، الان دیگه نمیفهمند باید در برابر پوتین تند برخورد کرد، و شعار ضدجنگ میدن! که نشون میده در مورد کرونا هم عقلشون نمیرسیده، فقط شانسی بین عاقلان بُر خورده بودند.
«عدم تمایل احمقها به مواجه شدن با کرونا، ویروس رو از کشتنشون منصرف نکرد». این جمله که نوشتم کل داستان مرگ خیلیها بود. همین جمله رو در برابر احمقهایی که تمایلی به مواجه شدن با پوتین ندارند میشه نوشت. خلافکارها، هرگز قدردان خویشتنداری قربانیان نیستند. فقط دامنه بلندپروازی و جرئتشون رو بیشتر میکنند.
اوباش جهان، روسپی اجارهای زیاد دارند، و الان به وفور در سطح اینترنت میشه پیداشون کرد. اما این روسپیها بخش کوچکی از ارتش اوباش رو تشکیل میکرد. بخش بزرگترش، ابلهان هستند.
تو این کانال که خارجیها نیستند و خودمون هستیم، پس بذارید بیتعاریف باشیم. اعضای فعال بسیج بیشتر به جمهوری اسلامی خدمت کردند، یا میلیونها احمقی که تزشون این بود که اگه نظام رو تحریک نکنیم کاری به کارمون نداره؟ قشنگ یادمه بعد از شهادت ستار بهشتی میگفتند «خب اونجور که اون تند مینوشت بالاخره یه بلایی سرش میاومد».. اما بعدها دیدند که لازم نیست تند بنویسی تا بلایی سرت بیاد. کافیه وجود داشته باشی.
فرق من و نسیم هم از همینجا شروع میشه که اون میتونه احمقها و سیر در تله افتادنشون رو ببینه، و زندگیش رو بگذرونه و ورزشش رو هم انجام بده و نهایتا عمر خوبی هم بکنه. اما من فقط به حجم نفرتی که درونم جمع شده اضافه میکنم.
جوردن پیترسن نوشته بود اگه برای کامنت ژتون میفروختن، و اگه اون ژتون رو نداشتی نمیتونستی کامنت بذاری، همه کامنتدونیها خیلی خلوتتر میشد، و بساط فحش و فحشکاری هم جمع میشد. چون بیشتر مردم حاضر نیستند پول بدن تا چرت و پرت بنویسند.
راه حل جناب متفکر با راه حل پیرمردهای بازنشسته ارتش که وجود «کنتور» رو برای هرچیزی ضروری میدیدند فرقی نداره!
به صورت کلی، پولی شدن اظهار نظر، یعنی ایجاد انحصار اظهارنظر برای پولدارها. اگه هدف اینه که فقط پولدارها اظهارنظر کنند، بهتره به باشگاههای گلف خودشون مراجعه کنند که خیلی وقته وجود داره، و اتفاقا پولدارها بیشتر حرفهاشون رو همونجا به دوستانشون میزنند.
اما به صورت خاص، مسئلهای وجود داره که ایشون بش فکر نکرده چون هیچوقت یک بیزینس رو اداره نکرده. اگه قیمت ژتون رو بالا تعیین کنی، هیچکس کامنت نمیذاره، حتی مودبها و کارشناسها، چون به نظرشون نمیارزه. و این با بستن کامنت فرقی نداره. و اگه قیمت ژتون رو پایین تعیین کنی، خیلیها ممکنه فکر کنند که میارزه، چون خیلیها حاضرند اون مبلغ رو بدن تا لیچاری بار کسی کنند و خنک بشن. و در نتیجه تغییری در کیفیت کامنتها ایجاد نمیشه، بلکه فقط یک منبع درآمد ایجاد میشه. در نتیجه تعیین یک قیمت متعادل، که همزمان هم برای مودبها و کارشناسها بیارزه، و هم برای عصبانیها و جوشیها نیارزه، نزدیک به غیرممکنه.
راه حل جناب متفکر با راه حل پیرمردهای بازنشسته ارتش که وجود «کنتور» رو برای هرچیزی ضروری میدیدند فرقی نداره!
به صورت کلی، پولی شدن اظهار نظر، یعنی ایجاد انحصار اظهارنظر برای پولدارها. اگه هدف اینه که فقط پولدارها اظهارنظر کنند، بهتره به باشگاههای گلف خودشون مراجعه کنند که خیلی وقته وجود داره، و اتفاقا پولدارها بیشتر حرفهاشون رو همونجا به دوستانشون میزنند.
اما به صورت خاص، مسئلهای وجود داره که ایشون بش فکر نکرده چون هیچوقت یک بیزینس رو اداره نکرده. اگه قیمت ژتون رو بالا تعیین کنی، هیچکس کامنت نمیذاره، حتی مودبها و کارشناسها، چون به نظرشون نمیارزه. و این با بستن کامنت فرقی نداره. و اگه قیمت ژتون رو پایین تعیین کنی، خیلیها ممکنه فکر کنند که میارزه، چون خیلیها حاضرند اون مبلغ رو بدن تا لیچاری بار کسی کنند و خنک بشن. و در نتیجه تغییری در کیفیت کامنتها ایجاد نمیشه، بلکه فقط یک منبع درآمد ایجاد میشه. در نتیجه تعیین یک قیمت متعادل، که همزمان هم برای مودبها و کارشناسها بیارزه، و هم برای عصبانیها و جوشیها نیارزه، نزدیک به غیرممکنه.
🤔1