ویدئو گذاشتن از استایل روزانه تا چمدون بستن از ترس جنگ، حداکثر کنتراست نیست.
حداکثر کنتراست و پرت شدن از یک دنیا به دنیایی دیگه، میتونه این باشه که امروز معلم باشی و بری سر کلاس و بچهها شوخی کنند، و فردا جلوی یه ساختمون دولتی به خاطر فقر خودسوزی کنی.
شما این معلم که تو کشور خودتونه رو نمیبینید، حتی به عنوان یک رهگذر بیربط، اما اون دختر جذاب خارجی رو میبینید.
الان در حال ملامت شما هستم؟ نه.
دارم یادآوری میکنم به طرز کارکرد مغزتون دقت کنید.
حداکثر کنتراست و پرت شدن از یک دنیا به دنیایی دیگه، میتونه این باشه که امروز معلم باشی و بری سر کلاس و بچهها شوخی کنند، و فردا جلوی یه ساختمون دولتی به خاطر فقر خودسوزی کنی.
شما این معلم که تو کشور خودتونه رو نمیبینید، حتی به عنوان یک رهگذر بیربط، اما اون دختر جذاب خارجی رو میبینید.
الان در حال ملامت شما هستم؟ نه.
دارم یادآوری میکنم به طرز کارکرد مغزتون دقت کنید.
❤1
اگه مشکلی برای ایران پیش بیاد و مردم آواره بشن، اون شکلی که الان مرز لهستان داره پیش نمیاد. اون شکلی که برای ما پیش میاد اینه که مرزبانی کشور همسایه میزبان ما رو با تیر میزنه اگه ببینه جمعیت زیاده. اما اینکه بدونی ما خاورمیانهایها برای کسی مهم نیستیم و فحش بدی به نظم جهانی، کافی نیست. باید این دانستن منجر به این بشه که نتیجه بگیری، یا باید سعی کنیم تو ایران مشکلی پیش نیاد، یا اگه تصمیم گرفتیم تن به مشکل بدیم، با علم به این باشه که جایی برای پناه گرفتن نداریم.
تو ایران، همهچیز ضریب داره. اگه زیر بار زور بری، چند برابر بیشتر ذلت میبینی. اگه برای آزادی بجنگی، چند برابر بیشتر آزار میبینی، و اگه پیروز بشی، چند برابر بیشتر اهمیت پیدا میکنه. این ضریب داشتن نباید منجر به بیعملی بشه. اما باید خیلی حواست جمع باشه که داری چیکار میکنی.
تو ایران، همهچیز ضریب داره. اگه زیر بار زور بری، چند برابر بیشتر ذلت میبینی. اگه برای آزادی بجنگی، چند برابر بیشتر آزار میبینی، و اگه پیروز بشی، چند برابر بیشتر اهمیت پیدا میکنه. این ضریب داشتن نباید منجر به بیعملی بشه. اما باید خیلی حواست جمع باشه که داری چیکار میکنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنگره میتونه مصوب کنه که به خانواده یک سرباز که در عراق کشته شده تسلیت بگن. این جور مصوبات به دردت نمیخوره آقای جمهوری اسلامی. شما «چالش تمدنی» دارید با دو حزب آمریکا 😄
اون موجودات داخل غار، حداقل سیگنالهای داخل غار رو دقیق دریافت میکنند. اینها از داخل هم بیخبرند، یا قابلیت دریافتش رو ندارند، یا اهمیتی براشون نداره (از هر سه نوع در نظام وجود داره). اون روزی که نیروهای صدام به نزدیکیهای اهواز رسیده بودند، وضع کلی مملکت به مراتب بهتر از امروز بود. شخصا ازین میترسم که در آینده معلوم بشه کلیدیترین زمانی که باید کاری انجام میشد، همین لحظهای بوده که الان در اون هستیم ولی متوجه نیستیم.
جواب یک مهمل رایج رو میدی، چهارتا مهمل رایج دیگه از کنارش سبز میشه.
درباره مهمل رییسجمهوران آمریکا حکم خوانین مغول رو دارند! قبلا نوشته بودم. اما یکی دوتا مهمل دیگه هم وجود داره:
- مهمل «دلیلی نداره». این رو درباره بشار اسد هم به کار میبردند، و میگفتند وقتی ارتش اسد در موقعیت برتر قرار گرفته دلیلی نداره از بمب شیمیایی استفاده کنه! انگار یک جانور وحشی برای توحش حتما نیاز به دلایل منطقی و محکم داره، یا حتما لازمه تحت تهدید جدی قرار بگیره! حالا هم میگن اگه ناتو روسیه رو «تحریک» نمیکرد، این اتفاقات هم نمیفتاد. انگار یک مشت آدم فاضل و جوانمرد نشستن تو کرملین و تا کسی اذیتشون نکنه، دست به اقدامی نمیزنند. انگار اینها به خودی خود هیچ برنامه بلندمدتی ندارند، یا به خودی خود قصد تجاوز و تسلط ندارند. کسانی که چنین نگاهی دارند، از سه حالت خارج نیستند. یا به شدت کودن هستند، یا دارند از دولت کشوری که دست به توحش میزنه پول میگیرند. که میتونند فعالان معمولی شبکههای اجتماعی باشند، و میتونند استاد هاروارد باشند. حالت سوم مردانی با سطح تستوسترون پایین هستند که چون زنشون تبعه کشوریه که دست به توحش زده، و هیچوقت اجازه نداشتهاند علیه کشور متبوع زنشون چیزی بگن، براشون به یک باور درونی تبدیل شده که هیچ چیز تقصیر اون کشور نیست.
- مهمل «تقصیر فمنیستهاست». عکس نظامیان زن رو میذارن و میگن پوتین اینها رو دید و جرئت پیدا کرد!.. یکی نیست بگه احمق، بشار اسد که جنگجویان جهادی در مقابلش دید که کوه جنگاوری مردانه بودند، اون چرا جرئت پیدا کرد پس؟ تو سوریه که سربازی با لاک ناخن پیدا نمیشد. از جنایات رخ داده استفاده میکنند برای اینکه ثابت کنند حق داشتن که درباره چیزهایی که ازشون خوششون نمیاد، غر میزدند! تحلیل و استدلال، باید مربوط به واقعیات روی زمین باشه، نه درباره اینکه ما از چی خوشمون نمیاد. از تغییرات، فارغ ازینکه درست هستند یا غلط، خوشش نمیاد؛ وانمود میکنه هر اتفاق ناجوری که میفته به خاطر اینه که کاری که خوشش نمیاومد رو انجام دادن!
ما باید در ایران تور توریستی «گاوشناسی» برگزار کنیم. اینایی که خیلی پرت هستند از واقعیت رو از خارج بیاریم اینجا یه مدت با مقامات و تشکیلات حکومتی و مخصوصا فرماندهان سپاه آشناشون کنیم تا بفهمند انواع نژادهای گاو چطوری عمل میکنند. دیگه لازم نیست جای دیگه برن. چون هر گاوی در هر گوشه دنیا مشغول فعالیت باشه، ما اینجا یه نمونه با مقیاس یک به یک ازش داریم. چیزی که باعث تأسف منه اینه که چرا برخی هموطنان خودمون در تله این مهملات میفتند. اینا که اینجان و باید بدونند مغز امثال پوتین و اسد چجوری کار میکنه. ما که اینا واسمون خاطرهست.
درباره مهمل رییسجمهوران آمریکا حکم خوانین مغول رو دارند! قبلا نوشته بودم. اما یکی دوتا مهمل دیگه هم وجود داره:
- مهمل «دلیلی نداره». این رو درباره بشار اسد هم به کار میبردند، و میگفتند وقتی ارتش اسد در موقعیت برتر قرار گرفته دلیلی نداره از بمب شیمیایی استفاده کنه! انگار یک جانور وحشی برای توحش حتما نیاز به دلایل منطقی و محکم داره، یا حتما لازمه تحت تهدید جدی قرار بگیره! حالا هم میگن اگه ناتو روسیه رو «تحریک» نمیکرد، این اتفاقات هم نمیفتاد. انگار یک مشت آدم فاضل و جوانمرد نشستن تو کرملین و تا کسی اذیتشون نکنه، دست به اقدامی نمیزنند. انگار اینها به خودی خود هیچ برنامه بلندمدتی ندارند، یا به خودی خود قصد تجاوز و تسلط ندارند. کسانی که چنین نگاهی دارند، از سه حالت خارج نیستند. یا به شدت کودن هستند، یا دارند از دولت کشوری که دست به توحش میزنه پول میگیرند. که میتونند فعالان معمولی شبکههای اجتماعی باشند، و میتونند استاد هاروارد باشند. حالت سوم مردانی با سطح تستوسترون پایین هستند که چون زنشون تبعه کشوریه که دست به توحش زده، و هیچوقت اجازه نداشتهاند علیه کشور متبوع زنشون چیزی بگن، براشون به یک باور درونی تبدیل شده که هیچ چیز تقصیر اون کشور نیست.
- مهمل «تقصیر فمنیستهاست». عکس نظامیان زن رو میذارن و میگن پوتین اینها رو دید و جرئت پیدا کرد!.. یکی نیست بگه احمق، بشار اسد که جنگجویان جهادی در مقابلش دید که کوه جنگاوری مردانه بودند، اون چرا جرئت پیدا کرد پس؟ تو سوریه که سربازی با لاک ناخن پیدا نمیشد. از جنایات رخ داده استفاده میکنند برای اینکه ثابت کنند حق داشتن که درباره چیزهایی که ازشون خوششون نمیاد، غر میزدند! تحلیل و استدلال، باید مربوط به واقعیات روی زمین باشه، نه درباره اینکه ما از چی خوشمون نمیاد. از تغییرات، فارغ ازینکه درست هستند یا غلط، خوشش نمیاد؛ وانمود میکنه هر اتفاق ناجوری که میفته به خاطر اینه که کاری که خوشش نمیاومد رو انجام دادن!
ما باید در ایران تور توریستی «گاوشناسی» برگزار کنیم. اینایی که خیلی پرت هستند از واقعیت رو از خارج بیاریم اینجا یه مدت با مقامات و تشکیلات حکومتی و مخصوصا فرماندهان سپاه آشناشون کنیم تا بفهمند انواع نژادهای گاو چطوری عمل میکنند. دیگه لازم نیست جای دیگه برن. چون هر گاوی در هر گوشه دنیا مشغول فعالیت باشه، ما اینجا یه نمونه با مقیاس یک به یک ازش داریم. چیزی که باعث تأسف منه اینه که چرا برخی هموطنان خودمون در تله این مهملات میفتند. اینا که اینجان و باید بدونند مغز امثال پوتین و اسد چجوری کار میکنه. ما که اینا واسمون خاطرهست.
Telegram
Anarchonomy
خیلی جدی یه عده زیادی اون بیرون هستند که خیلی جدی فکر میکنند رییسجمهورهای آمریکا مثل خانهای مغول هستند.. یه وقت یه خان ضعیف میاد، یه وقت یه خان قوی! بعد بسته به اینکه کدومشون بیاد، دنیا ازین رو به اون رو میشه!
هیچوقت به خودشون این تلنگر رو نمیدن که…
هیچوقت به خودشون این تلنگر رو نمیدن که…
Anarchonomy
وقتی میگم امروز در دنیا فقط آمریکا و چین صاحب ارتش هستند و بقیه با نخودچی کشمش سرگرمند، بد بم نگاه میکنند.
این «قدرت هستهای» فقط هستهایه. این فاکتورهای حیرتانگیز رو در نظر بگیرید و با ماشین جنگی آمریکا مقایسه کنید: برای اشغال کشوری که فشلترین و یکی از فاسدترین دولتهای دنیا رو داشت، یه کمدین رئیسجمهورشه و الیگارشهای دزد منابعش رو سالهاست هدر دادن، کمترین مقدار سرمایه ممکن رو برای نظامیگری خرج کرده بوده، و همه میترسن بش کمک کنند، و بیشتر مردمش آمادگی جنگ رو ندارند؛ برای اشغال کشوری که همهجاش رو عین کف دست میشناسند، و بیخ گوششونه و لازم نیست جای دور برن، و یک کشور همزبانه.. تلفات سنگین میدن و وسط راه مجبور میشن تغییر تاکتیک بدن!
بعد یه عده که تحت تأثیر سایبریهای هفتتومنی صادره از مسکو هستند میگن این بزمجهها توان طراحی دوباره نظم جهانی رو دارند! با لحن دکتر سکویی: خفه بمیرید بیسوادا.
بعد یه عده که تحت تأثیر سایبریهای هفتتومنی صادره از مسکو هستند میگن این بزمجهها توان طراحی دوباره نظم جهانی رو دارند! با لحن دکتر سکویی: خفه بمیرید بیسوادا.
❤5
عزیزم کمدین بودنش برای من که مهم نیست. از نظر من آنارشیست همه دولتمردان جهان، دلقکند. من دارم به تضاد روایتی که به خورد مردم دادهاند با چیزی که واقعیه، اشاره میکنم. اینها نه تنها نتونستند لخت بودن پادشاه رو از لحاظ نظامی مخفی کنند، بلکه روایتهای رسانهایشون درباره «رهبر شیردل» هم رنگ باخت. چون فعلا اونی که شیردله، همون کمدینهست که یونیفرم پوشیده و اسلحه به دست تو خیابونه؛ و اون «پیشوا»یی که با خرس عکس مینداخت، الان تو سنگرش قایم شده.
نصف کار من تو این کانال، شده اینکه تذکر بدم نصف چیزهایی که درباره هرچیزی میدونید، فیکه!
متاسفانه هنوز دیده میشه برای یادگیری انگلیسی توصیه میکنند فیلم و سریال با زیرنویس زبان اصلی ببینید! اما این یک توصیه نادرسته. به دو دلیل:
اول اینکه نسبتِ زمانِ صرف شده به محتوای زبانی، در فیلم و سریال، خیلی پایینه. زبان اصلی سینما، تصویره. بقیه چیزها از صدا و موسیقی و متن، نیروهای کمکیش هستند. شما بدون استفاده از همه اون نیروهای کمکی هم میتونی فیلم بسازی. بیشتر زمان فیلم هم متعاقبا صرف تصویر میشه.
دوم اینکه فیلم و سریال تصور نادرست از فهمیدن زبان، و تصور نادرست از نفهمیدن زبان، ایجاد میکنه. تصور نادرست از فهمیدن وقتی ایجاد میشه که گول تقلیلگرایی متن فیلم رو میخوریم. متن فیلمها، زبان مورد استفاده توسط مردم رو تقلیل میده. یعنی بسته به ژانر و نوع داستان، روی فقط بخشی ازون زبان تمرکز ایجاد میشه. اگه اون بخش رو بتونی بفهمی، این تصور غلط رو ایجاد میکنه که داری بخش کاربردی این زبان رو میفهمی (حتی پکیجهاش هم در هالیوود آمادهست، مثلا فیلم درباره انگلستان زمان ویکتوریا یک پکیج از لغات داره، و فیلم درباره انگلستان در جنگ جهانی دوم، یک پکیج دیگه). تصور نادرست از نفهمیدن هم وقتی ایجاد میشه که هدف فیلمساز نمایش نوع خاصی از حرف زدنه، و چون خوب متوجه نمیشی، این تصور غلط رو ایجاد میکنه که بخش کاربردی این زبان رو هم نمیفهمی. اگه قرار باشه به کسی فارسی یاد بدیم، مکالمه دو کشاورز رشتی رو براش پخش نمیکنیم. خیلی از انگلیسیزبانها هم برای بعضی از فیلمها از زیرنویس استفاده میکنند. علاوه بر نوع حرف زدن، نوع صدابرداری هم تعیینکنندهست. چندسال پیش کمپینی اعتراضی راه افتاد، اون هم توسط خود انگلیسیزبانها، که صدای بازیگران یه جوری ضبط شده که نمیفهمیم چی میگن.. نکنید اینجوری!
از لحاظ واقعی بودن و بهروز بودن محتوا، و همچنین نسبت زمان صرف شده به محتوا، پادکستها و یوتیوب به مراتب بهتر از فیلم و سریال هستند. مردم انگلستان و آمریکا و استرالیا، دارند در زندگی روزمره همونجوری حرف میزنند که در پادکستها و یوتیوب میبینید.
به اینکه زبان خود من خوب نیست زیاد توجه نکنید، چون من در یادگیری ضعیفم و معیار خوبی نیستم. باید به منطق توصیهای که میکنم توجه کنید.
دیروز جو روگن میگفت «بیل گیتس شکم آورده و سینههاش آویزون شده، و این یعنی جسم سالمی نداره، و کسی که جسم سالمی نداره بیخود میکنه میاد درباره سیاستهای بهداشت و سلامت تز میده».
در اینکه پزشکان و کسانی که با مردم سر و کار دارند و یا قراره درباره موضوعات سلامت متقاعدشون کنند، باید دکور استانداردی داشته باشند؛ دیگه نباید تردیدی باقی مونده باشه. اما این نباید چنان به یک قاعده کلی تبدیل بشه که گرفتار کلیشه «عکس با شورت ورزشی» بشیم. موتور ذهن خیلیها برای درک پیچیدگیها نیاز به هندل زدن داره. گاهی به افرادی نیاز داریم که میتونند این هندل رو براشون بزنند. اگه منطق کمکی که میتونند بدن درسته، به کارنامه شخصیشون نباید توجه کرد.
اول اینکه نسبتِ زمانِ صرف شده به محتوای زبانی، در فیلم و سریال، خیلی پایینه. زبان اصلی سینما، تصویره. بقیه چیزها از صدا و موسیقی و متن، نیروهای کمکیش هستند. شما بدون استفاده از همه اون نیروهای کمکی هم میتونی فیلم بسازی. بیشتر زمان فیلم هم متعاقبا صرف تصویر میشه.
دوم اینکه فیلم و سریال تصور نادرست از فهمیدن زبان، و تصور نادرست از نفهمیدن زبان، ایجاد میکنه. تصور نادرست از فهمیدن وقتی ایجاد میشه که گول تقلیلگرایی متن فیلم رو میخوریم. متن فیلمها، زبان مورد استفاده توسط مردم رو تقلیل میده. یعنی بسته به ژانر و نوع داستان، روی فقط بخشی ازون زبان تمرکز ایجاد میشه. اگه اون بخش رو بتونی بفهمی، این تصور غلط رو ایجاد میکنه که داری بخش کاربردی این زبان رو میفهمی (حتی پکیجهاش هم در هالیوود آمادهست، مثلا فیلم درباره انگلستان زمان ویکتوریا یک پکیج از لغات داره، و فیلم درباره انگلستان در جنگ جهانی دوم، یک پکیج دیگه). تصور نادرست از نفهمیدن هم وقتی ایجاد میشه که هدف فیلمساز نمایش نوع خاصی از حرف زدنه، و چون خوب متوجه نمیشی، این تصور غلط رو ایجاد میکنه که بخش کاربردی این زبان رو هم نمیفهمی. اگه قرار باشه به کسی فارسی یاد بدیم، مکالمه دو کشاورز رشتی رو براش پخش نمیکنیم. خیلی از انگلیسیزبانها هم برای بعضی از فیلمها از زیرنویس استفاده میکنند. علاوه بر نوع حرف زدن، نوع صدابرداری هم تعیینکنندهست. چندسال پیش کمپینی اعتراضی راه افتاد، اون هم توسط خود انگلیسیزبانها، که صدای بازیگران یه جوری ضبط شده که نمیفهمیم چی میگن.. نکنید اینجوری!
از لحاظ واقعی بودن و بهروز بودن محتوا، و همچنین نسبت زمان صرف شده به محتوا، پادکستها و یوتیوب به مراتب بهتر از فیلم و سریال هستند. مردم انگلستان و آمریکا و استرالیا، دارند در زندگی روزمره همونجوری حرف میزنند که در پادکستها و یوتیوب میبینید.
به اینکه زبان خود من خوب نیست زیاد توجه نکنید، چون من در یادگیری ضعیفم و معیار خوبی نیستم. باید به منطق توصیهای که میکنم توجه کنید.
دیروز جو روگن میگفت «بیل گیتس شکم آورده و سینههاش آویزون شده، و این یعنی جسم سالمی نداره، و کسی که جسم سالمی نداره بیخود میکنه میاد درباره سیاستهای بهداشت و سلامت تز میده».
در اینکه پزشکان و کسانی که با مردم سر و کار دارند و یا قراره درباره موضوعات سلامت متقاعدشون کنند، باید دکور استانداردی داشته باشند؛ دیگه نباید تردیدی باقی مونده باشه. اما این نباید چنان به یک قاعده کلی تبدیل بشه که گرفتار کلیشه «عکس با شورت ورزشی» بشیم. موتور ذهن خیلیها برای درک پیچیدگیها نیاز به هندل زدن داره. گاهی به افرادی نیاز داریم که میتونند این هندل رو براشون بزنند. اگه منطق کمکی که میتونند بدن درسته، به کارنامه شخصیشون نباید توجه کرد.
❤9
کاش میتونستم یه مدت تحت یک مأموریت تحقیقاتی ساکن اسراییل بشم، تا بتونم ایرادات دولتش رو به صورت مستند در یک کتاب جمعآوری کنم. چون از دور انقدر کم ایراده که داره اذیت میکنه. میدونم نسبت به اسراییل بایاس دارم، ولی اینی که میگم فراتر از بایاسهای شخصی خودمه. حتما ایرادات زیادی وجود داره در این ساختار حکومتی، ولی از دور نمیشه خوب درک کرد. باید نزدیک بود و اثر شرارت رو بر زندگی مردم دید (طبیعتا منظور شرارت بر شهروندان خودشه، نه فلسطینیها که خارجی محسوب میشن).
وگرنه از دور، خیلی خوبند. لعنتیها خیلی خوبند. مخصوصا وقتی با بقیه مقایسه میشه. از هندل کردن نفرت سازمانیافتهای که علیهشون وجود داره گرفته، تا مدیریت همه دشمنهایی که دورهشون کردن و متحدانی که زیاد قابل اعتماد نیستند، تا مدیریت کرونا تا واکسیناسیون تا سیاست تا ارتش تا آموزش تا بیزینس تا دستگاه اطلاعاتی. اینها حتی یک بلالفروش رندوم رو از خیابون بردارند بیارن تو کابینه دولت، در عرض سه ماه به کاراکتری باکیفیتتر از همه بروکراتهای غرب و شرق دنیا تبدیل میشه. اروپا یک هفته روسیه رو به تحریم تهدید کرد، که اونهم فعلا در حد حرفه، مقامات روسیه گفتند ما دیگه نیازی به غرب نداریم! باید چقدر الاغ باشی که اینو بگی؟ اینها رو مقایسه کنید با مقامات اسراییل.. با اینکه اگه بخوان میتونند کشور کوچکشون رو در شرایط ایزوله و تنگنای شدید هم اداره کنند، دست به هر کاری میزنند تا هیچکس نتونه بایکوت و تحریمشون کنه. هرکاری. از باج دادن گرفته، تا چربزبانی دیپلماتیک تا مانورهای سیاسی، تا نفوذ امنیتی تا حتی ترور! حتی بایکوت یک برند شکلات رو به یک رویداد ملی تبدیل میکنند! اصلا قابل مقایسه نیست. و این یعنی این دولت داره به طرز غیرقابل توضیحی خوب کار میکنه. چه در طراحی سیاست، چه در اجرا، و چه در تربیت کسانی که طراحی و اجراش کنند. حداقل از دور اینجوریه.
وگرنه از دور، خیلی خوبند. لعنتیها خیلی خوبند. مخصوصا وقتی با بقیه مقایسه میشه. از هندل کردن نفرت سازمانیافتهای که علیهشون وجود داره گرفته، تا مدیریت همه دشمنهایی که دورهشون کردن و متحدانی که زیاد قابل اعتماد نیستند، تا مدیریت کرونا تا واکسیناسیون تا سیاست تا ارتش تا آموزش تا بیزینس تا دستگاه اطلاعاتی. اینها حتی یک بلالفروش رندوم رو از خیابون بردارند بیارن تو کابینه دولت، در عرض سه ماه به کاراکتری باکیفیتتر از همه بروکراتهای غرب و شرق دنیا تبدیل میشه. اروپا یک هفته روسیه رو به تحریم تهدید کرد، که اونهم فعلا در حد حرفه، مقامات روسیه گفتند ما دیگه نیازی به غرب نداریم! باید چقدر الاغ باشی که اینو بگی؟ اینها رو مقایسه کنید با مقامات اسراییل.. با اینکه اگه بخوان میتونند کشور کوچکشون رو در شرایط ایزوله و تنگنای شدید هم اداره کنند، دست به هر کاری میزنند تا هیچکس نتونه بایکوت و تحریمشون کنه. هرکاری. از باج دادن گرفته، تا چربزبانی دیپلماتیک تا مانورهای سیاسی، تا نفوذ امنیتی تا حتی ترور! حتی بایکوت یک برند شکلات رو به یک رویداد ملی تبدیل میکنند! اصلا قابل مقایسه نیست. و این یعنی این دولت داره به طرز غیرقابل توضیحی خوب کار میکنه. چه در طراحی سیاست، چه در اجرا، و چه در تربیت کسانی که طراحی و اجراش کنند. حداقل از دور اینجوریه.
❤8
میگه چرا نگران اینی که به زور بخش خصوصی رو وادار کنند به افزایش مثلا سه برابری دستمزد وقتی خود این بخش خصوصی تا گردن فرو رفته تو رانت حکومتی؟
منظورش اینه که اونی که رانت داره، خودش دزده. لذا جریمه کردن دزد، با مالیات یا مجبور کردنش به پرداخت دستمزد بیشتر، ظلم نیست که؛ پس گرفتن بخشی از پولیه که از ما دزدیده بوده!
خب این نگاه، که بلشویکها هم بش مبتلا بودند، دو تا مشکل داره.
اول اینکه برگشت پولی که ازم دزدیدن، دو تا شرط داره. یک اینکه به جای پولی که ازم زدن، پول برگرده، نه معادل غیرسرمایهایش. مثلا بگن پای طرف رو شکوندیم! خب که چی؟ پای شکسته طرف برای من پول میشه؟ برفرض رانتی که یه شرکت خصوصی داره، خسارتی به کشور وارد میکنه که سهم من ازون خسارت صد دلاره. اگه انقدر چوب بکنند تو اونجای این شرکت که جمع کنه بره، اون صد دلار من برمیگرده؟ خیر. دو اینکه باید به خودم برگرده، نه دیگران. مثلا بگن پولی که ازت دزدیده بود رو پس گرفتیم دادیم به فقرا! خب شاید من نمیخواستم پولمو بدم به فقرا. فرض کنیم سهم من از خسارت، همون صد دلاره. اینو چرا باید پرداخت کنند به کارگر همون شرکت؟ مگه پول من نیست؟
بلشویکها دنبال جبران خسارت نبودند. میخواستن از عطش مردم برای جبران خسارت استفاده کنند. مردم همیشه ازینکه به نظر برسه دزدها چوب خوردند، استقبال میکنند. اینکه واقعا نفعی براشون داره یا نه، حاشیهست.
دوم اینکه خود دولت یه دزده، و هیچوقت یک دزد برای منافع من کار نمیکنه. حتی اگه یک شرکت خصوصی از رانت استفاده میکنه، پس گرفتن بخشی از منافع اون رانت در قالب «دستمزد دستوری»، یک رویه درست میکنه، که اون رویه بر شرکت من که رانت ندارد هم اعمال خواهد شد. بیشتر قوانین و مقررات تحمیلی که ضد تجارت و ضد تولید ثروت هستند، زمانی که تصویب شدند، به این بهانه تصویب شدند که جلوی سوء استفاده یه عده گرفته بشه. اون یه عده الان یا مردن، یا وارد یه بیزینس دیگه شدن، اما من که دستم به هیچجا بند نیست باید همشون رو مو به مو اجرا کنم.
کسی که فکر میکنه دولت حقش رو از کسی پس خواهد گرفت، یک عقبافتادهست. این مسئله دقیقا در مورد کارتخوانها اتفاق افتاد. مردم فکر کردند اگه زور دولت به دکترها برسه، بخشی از، به زعم خودشون، طلبی که از جامعه پزشکی دارند، وصول میشه! اما دولت به وسیله همین کارتخوان، وانتیهای گوجهفروش رو هم مجبور کرد مالیات بدن!
تنها و تنها راه پس گرفتن حق من از رانتخوار، اینه که رانتش متوقف بشه. هرکس آلترناتیوی براش تعیین کرد، صرفا یه شرخره که حقوق من به اونجاش هم نیست.
منظورش اینه که اونی که رانت داره، خودش دزده. لذا جریمه کردن دزد، با مالیات یا مجبور کردنش به پرداخت دستمزد بیشتر، ظلم نیست که؛ پس گرفتن بخشی از پولیه که از ما دزدیده بوده!
خب این نگاه، که بلشویکها هم بش مبتلا بودند، دو تا مشکل داره.
اول اینکه برگشت پولی که ازم دزدیدن، دو تا شرط داره. یک اینکه به جای پولی که ازم زدن، پول برگرده، نه معادل غیرسرمایهایش. مثلا بگن پای طرف رو شکوندیم! خب که چی؟ پای شکسته طرف برای من پول میشه؟ برفرض رانتی که یه شرکت خصوصی داره، خسارتی به کشور وارد میکنه که سهم من ازون خسارت صد دلاره. اگه انقدر چوب بکنند تو اونجای این شرکت که جمع کنه بره، اون صد دلار من برمیگرده؟ خیر. دو اینکه باید به خودم برگرده، نه دیگران. مثلا بگن پولی که ازت دزدیده بود رو پس گرفتیم دادیم به فقرا! خب شاید من نمیخواستم پولمو بدم به فقرا. فرض کنیم سهم من از خسارت، همون صد دلاره. اینو چرا باید پرداخت کنند به کارگر همون شرکت؟ مگه پول من نیست؟
بلشویکها دنبال جبران خسارت نبودند. میخواستن از عطش مردم برای جبران خسارت استفاده کنند. مردم همیشه ازینکه به نظر برسه دزدها چوب خوردند، استقبال میکنند. اینکه واقعا نفعی براشون داره یا نه، حاشیهست.
دوم اینکه خود دولت یه دزده، و هیچوقت یک دزد برای منافع من کار نمیکنه. حتی اگه یک شرکت خصوصی از رانت استفاده میکنه، پس گرفتن بخشی از منافع اون رانت در قالب «دستمزد دستوری»، یک رویه درست میکنه، که اون رویه بر شرکت من که رانت ندارد هم اعمال خواهد شد. بیشتر قوانین و مقررات تحمیلی که ضد تجارت و ضد تولید ثروت هستند، زمانی که تصویب شدند، به این بهانه تصویب شدند که جلوی سوء استفاده یه عده گرفته بشه. اون یه عده الان یا مردن، یا وارد یه بیزینس دیگه شدن، اما من که دستم به هیچجا بند نیست باید همشون رو مو به مو اجرا کنم.
کسی که فکر میکنه دولت حقش رو از کسی پس خواهد گرفت، یک عقبافتادهست. این مسئله دقیقا در مورد کارتخوانها اتفاق افتاد. مردم فکر کردند اگه زور دولت به دکترها برسه، بخشی از، به زعم خودشون، طلبی که از جامعه پزشکی دارند، وصول میشه! اما دولت به وسیله همین کارتخوان، وانتیهای گوجهفروش رو هم مجبور کرد مالیات بدن!
تنها و تنها راه پس گرفتن حق من از رانتخوار، اینه که رانتش متوقف بشه. هرکس آلترناتیوی براش تعیین کرد، صرفا یه شرخره که حقوق من به اونجاش هم نیست.
Anarchonomy
میگه چرا نگران اینی که به زور بخش خصوصی رو وادار کنند به افزایش مثلا سه برابری دستمزد وقتی خود این بخش خصوصی تا گردن فرو رفته تو رانت حکومتی؟ منظورش اینه که اونی که رانت داره، خودش دزده. لذا جریمه کردن دزد، با مالیات یا مجبور کردنش به پرداخت دستمزد بیشتر،…
اون حاجی مثلا اقتصاددان، میگه شرکت داره دروغ میگه به شما، علت مماس شدنش با ضرردهی، مقدار دستمزد شما نیست، دلایل دیگهای داره. اما چون یا نمیخوان به اون دلایل بپردازند، یا نمیتونند که بپردازند، سر شما خالی میکنند.
مشکل اینه که نمیاد اینو عملی نشون بده. بیاد یه شرکت بزنه، حتی با همین رانتهایی که میتونه بدست بیاره، و بعد نزدیک بشه به ضرردهی، اما لازم نشه دستمزد رو پایین نگه داره یا کسی رو اخراج کنه. بعد روش کارش رو مستند کنه و به بقیه نشون بده که باید چجوری انجامش داد. چه خدمتی بزرگتر ازین؟
مشکل اینه که نمیاد اینو عملی نشون بده. بیاد یه شرکت بزنه، حتی با همین رانتهایی که میتونه بدست بیاره، و بعد نزدیک بشه به ضرردهی، اما لازم نشه دستمزد رو پایین نگه داره یا کسی رو اخراج کنه. بعد روش کارش رو مستند کنه و به بقیه نشون بده که باید چجوری انجامش داد. چه خدمتی بزرگتر ازین؟
روسیه وقتی شهرهای سوریه رو بمباران میکرد به مردم خودش و دنیا میگفت هر کی تو این خونهها قایم شده تروریسته داعشه فلانه! الانم میگه هرکی تو شهرهای اوکراین مونده و فرار نکرده، نئونازیه!
اما اندفعه فرقش اینه که مردم در شبکههای اجتماعی تصمیم میگیرند که کسانی که موندن رو نئونازی در نظر بگیرند یا مردم عادی بیدفاع که نمیخوان خونهشون رو ول کنن. جنگهای امروزی، بدون رسانههای جمعی بیمعنیاند، و اگه برنامهای برای متقاعد کردن کاربران اینترنت نداشته باشی، جنگ رو میبازی، حتی اگه به اهداف فیزیکی دست پیدا کنی. اگه زمان جنگ ما با صدام، اینترنت و شبکههای اجتماعی وجود داشتند، وضعیت خیلی افتضاحی برای هر دو طرف بوجود میاومد. کمترینش اینکه شاید عبارت «دفاع مقدس» هیچوقت اجازه پیدا نمیکرد شکل بگیره. اینترنت میتونست بخش قداستش رو به کلی نابود کنه.
تبعات باختن به کاربران اینترنت، تا بعد از جنگ فیزیکی هم ادامه پیدا میکنه. چون اینترنت، برداشتها از واقعیت رو تنظیم میکنه، و این تنظیمات به دنیای فیزیکی منتقل میشه. عوامل آلسعود با کشتن خاشوقچی کاری فراتر از اتفاقات روتین خاورمیانه انجام ندادند، اما به کاربران اینترنت باختند، و برداشت جهانی از حکومت آلسعود با غلظت زیاد به ضررشون تنظیم شد، و دولتها هم وادار میشن خودشون رو با برداشت مردمشون هماهنگ کنند.
آدمهای متعلق به گذشته، نمیتونند ابعاد غیرفیزیکی دنیا رو درک کنند، و نمیتونند براش برنامهای داشته باشند (نه اینکه نخوان، یا پولی براش خرج نکنند). حکومت ما هم در آبان ۹۸ به اهداف فیزیکی خودش رسید، اما جنگ رو به کاربران اینترنت باخت، که این خسارت در برابر اون اهداف فیزیکی خیلی بزرگتر و عمیقتر از آب دراومدند، طوری که خارج از کنترل و حتی پیشبینی مخالفان نظام بود. اما اوج باختن به کاربران اینترنت، تهدید خود اینترنته. ولی این رو نباید به نظام توضیح داد. وقتی سرداران سپاه نمیفهمند که بازی امروز چه قواعدی داره، بهتره بذاری به نفهمی خودشون ادامه بدن. باید بگی بله، بله، شما موفق شدید.
اما اندفعه فرقش اینه که مردم در شبکههای اجتماعی تصمیم میگیرند که کسانی که موندن رو نئونازی در نظر بگیرند یا مردم عادی بیدفاع که نمیخوان خونهشون رو ول کنن. جنگهای امروزی، بدون رسانههای جمعی بیمعنیاند، و اگه برنامهای برای متقاعد کردن کاربران اینترنت نداشته باشی، جنگ رو میبازی، حتی اگه به اهداف فیزیکی دست پیدا کنی. اگه زمان جنگ ما با صدام، اینترنت و شبکههای اجتماعی وجود داشتند، وضعیت خیلی افتضاحی برای هر دو طرف بوجود میاومد. کمترینش اینکه شاید عبارت «دفاع مقدس» هیچوقت اجازه پیدا نمیکرد شکل بگیره. اینترنت میتونست بخش قداستش رو به کلی نابود کنه.
تبعات باختن به کاربران اینترنت، تا بعد از جنگ فیزیکی هم ادامه پیدا میکنه. چون اینترنت، برداشتها از واقعیت رو تنظیم میکنه، و این تنظیمات به دنیای فیزیکی منتقل میشه. عوامل آلسعود با کشتن خاشوقچی کاری فراتر از اتفاقات روتین خاورمیانه انجام ندادند، اما به کاربران اینترنت باختند، و برداشت جهانی از حکومت آلسعود با غلظت زیاد به ضررشون تنظیم شد، و دولتها هم وادار میشن خودشون رو با برداشت مردمشون هماهنگ کنند.
آدمهای متعلق به گذشته، نمیتونند ابعاد غیرفیزیکی دنیا رو درک کنند، و نمیتونند براش برنامهای داشته باشند (نه اینکه نخوان، یا پولی براش خرج نکنند). حکومت ما هم در آبان ۹۸ به اهداف فیزیکی خودش رسید، اما جنگ رو به کاربران اینترنت باخت، که این خسارت در برابر اون اهداف فیزیکی خیلی بزرگتر و عمیقتر از آب دراومدند، طوری که خارج از کنترل و حتی پیشبینی مخالفان نظام بود. اما اوج باختن به کاربران اینترنت، تهدید خود اینترنته. ولی این رو نباید به نظام توضیح داد. وقتی سرداران سپاه نمیفهمند که بازی امروز چه قواعدی داره، بهتره بذاری به نفهمی خودشون ادامه بدن. باید بگی بله، بله، شما موفق شدید.
❤4
نوشته «من زیاد اهل دنبال کردن اخبار سیاسی نیستم میشه یکی توضیح بده این چین و روسیه چرا انقدر علاقه دارن همزبونای خودشون رو به گایش بدن؟ اون با هنگکنگ و تایوان اونجوری میکنه، این با اوکراین اینجوری میکنه. چشونه؟ آمریکا همزبونای خودش رو نیشگون هم نمیگیره».
تو پادگان ما زیارت عاشورا اجباری بود، حتی برای بچههای اهل سنت. اجباری بودنش دستور مستقیم سپاه بود. رفتم بشون گفتم اینایی که اینجان نمیدونند زیارت عاشورا چیه، ولی من میدونم، من حفظم. بچههای سنی نباید اینجا باشن. گفت دستوره. گفتم پس ما جدا میشینیم. گفت برو هرجا دلت میخواد بتمرگ. رفتیم ته سالن، جدا نشستیم. تنها بچه تهرونی که کنار سنیها بود شدم. اونا از چهارده سالگی کار کرده بودن و کف دستشون مثل کف پاشون بود. دستهای من مثل دست دخترها. اما ازون به بعد یه جوری بم نگاه میکردند انگار لیدر یه گنگ هستم. کار خیلی شاقی نبود، فقط میخواستم ببینند. زبالههای امنیتی درباره مذهب زر زیاد میزنند، اما نمیدونند چجوری کار میکنه. درباره ملیت زر زیاد میزنند اما نمیدونند چجوری کار میکنه. درباره اتحاد ملی هم زر زیاد میزنند اما نمیدونند چجوری کار میکنه. و هیچوقت هم نمیفهمند. اونها همهچیز رو میریزن توی چاه فاضلابی از مسائل استراتژیک. میخواستم اون بچهها ببینند که تنها مسئله استراتژیک ما، رابطه ما با همدیگهست. شاید یادشون موند، و یه روز بدرد خورد.
تو پادگان ما زیارت عاشورا اجباری بود، حتی برای بچههای اهل سنت. اجباری بودنش دستور مستقیم سپاه بود. رفتم بشون گفتم اینایی که اینجان نمیدونند زیارت عاشورا چیه، ولی من میدونم، من حفظم. بچههای سنی نباید اینجا باشن. گفت دستوره. گفتم پس ما جدا میشینیم. گفت برو هرجا دلت میخواد بتمرگ. رفتیم ته سالن، جدا نشستیم. تنها بچه تهرونی که کنار سنیها بود شدم. اونا از چهارده سالگی کار کرده بودن و کف دستشون مثل کف پاشون بود. دستهای من مثل دست دخترها. اما ازون به بعد یه جوری بم نگاه میکردند انگار لیدر یه گنگ هستم. کار خیلی شاقی نبود، فقط میخواستم ببینند. زبالههای امنیتی درباره مذهب زر زیاد میزنند، اما نمیدونند چجوری کار میکنه. درباره ملیت زر زیاد میزنند اما نمیدونند چجوری کار میکنه. درباره اتحاد ملی هم زر زیاد میزنند اما نمیدونند چجوری کار میکنه. و هیچوقت هم نمیفهمند. اونها همهچیز رو میریزن توی چاه فاضلابی از مسائل استراتژیک. میخواستم اون بچهها ببینند که تنها مسئله استراتژیک ما، رابطه ما با همدیگهست. شاید یادشون موند، و یه روز بدرد خورد.
چیزهایی که قوه تخیلشون رو صرفش میکنند، نشون میده چه ارزشی برای خودشون و دیگران قائلند. با دستگاه پیچیده مغز که هرچیز انتزاعی رو میتونه خلق کنه، عدل فضایی رو خلق میکنند که آرزوی راهزنها و قلدرها و خرابکارهاست. باید چقدر دریوزه بود که حتی بخش تخیل مغز خود را به اوباش اجاره داد؟
https://t.me/AnimalsQuotes/3748
https://t.me/AnimalsQuotes/3748
Telegram
اقوال الانعام
رقابت نفسگیری بین ساقیان مطرح کشور ایجاد شده.
Anarchonomy
چیزهایی که قوه تخیلشون رو صرفش میکنند، نشون میده چه ارزشی برای خودشون و دیگران قائلند. با دستگاه پیچیده مغز که هرچیز انتزاعی رو میتونه خلق کنه، عدل فضایی رو خلق میکنند که آرزوی راهزنها و قلدرها و خرابکارهاست. باید چقدر دریوزه بود که حتی بخش تخیل مغز خود…
به یکی گفتم یه آرزو کن برای ایران. گفت یه گوشه ایران دختر دوازده ساله رو میفروشن، یه گوشه دیگهش زن متأهل دوستپسر داره. آرزو میکنم این تضاد شدید تا به جاهای باریک کشیده نشده، از بین بره.
حتی در حال تخیل هم قصد شخم زدن جامعه و سپس صاف کردنش رو دارند. صاف و مسطح و یکدست.
حتی در حال تخیل هم قصد شخم زدن جامعه و سپس صاف کردنش رو دارند. صاف و مسطح و یکدست.
❤2
- ما تصمیم گرفتیم نظم جهانی رو بازتعریف کنیم
- اوکی، از سوئیفت خارج شو اون بیرون با دوستات راحت بازتعریف کن
- اگه بیرونم کنید از سلاح هستهای استفاده میکنم
- اوکی، از سوئیفت خارج شو اون بیرون با دوستات راحت بازتعریف کن
- اگه بیرونم کنید از سلاح هستهای استفاده میکنم