اینجوری نباید استدلال کنی آقای نصیری.
باید بگی حتی اگر بمب اتمی داشته باشیم، نمیتونه ما رو از تجاوز همسایگان مصون نگه داره. مثلا اگر یک روز، بر فرض، ترکیه و جمهوری آذربایجان بخوان خریتی کرده و آذربایجان ما رو اشغال کنند، جواب تانک رو باید با تانک بدیم و جواب موشک رو با پدافند. بمب اتم جلوی نیروهای اونها رو نمیگیره.
پوتین و گنگ همراهش برای اینکه اوکراین دست اروپا نیفته، حاضرند با خاک یکسانش کنند، با اینکه مردم اونجا پسرعموهای خودشون هستند. دنیا به ابرقدرتها اجازه این کار رو میده، همونطور که قبلا به آمریکا این اجازه رو داد. اما به ما نمیده، و ما هم اهلش نیستیم. شما باید به افسران سایبری بگی بدون آدمهای جنگجو به هیچ نتیجه مطلوبی نمیشه رسید. اگه نگران تجاوز دشمن هستید یه کاری کنید مردم مایل باشند برای دفاع از دولت مرکزی بمیرند. در حال حاضر اصلا مایل نیستند.
باید بگی حتی اگر بمب اتمی داشته باشیم، نمیتونه ما رو از تجاوز همسایگان مصون نگه داره. مثلا اگر یک روز، بر فرض، ترکیه و جمهوری آذربایجان بخوان خریتی کرده و آذربایجان ما رو اشغال کنند، جواب تانک رو باید با تانک بدیم و جواب موشک رو با پدافند. بمب اتم جلوی نیروهای اونها رو نمیگیره.
پوتین و گنگ همراهش برای اینکه اوکراین دست اروپا نیفته، حاضرند با خاک یکسانش کنند، با اینکه مردم اونجا پسرعموهای خودشون هستند. دنیا به ابرقدرتها اجازه این کار رو میده، همونطور که قبلا به آمریکا این اجازه رو داد. اما به ما نمیده، و ما هم اهلش نیستیم. شما باید به افسران سایبری بگی بدون آدمهای جنگجو به هیچ نتیجه مطلوبی نمیشه رسید. اگه نگران تجاوز دشمن هستید یه کاری کنید مردم مایل باشند برای دفاع از دولت مرکزی بمیرند. در حال حاضر اصلا مایل نیستند.
- چرا مُردی؟
- چون یه زباله امنیتی هوس این رو داشت که در قرن بیست و یکم، یه تزار باشه، و من اومدم با جونم بش کمک کنم که به آرزوش برسه.
- بفرمایید جهنم.
- صبر کن آقا.. ما میخواستیم جلوی به ابتذال کشیده شدن مسیحیت رو بگیریم و کلیسای ارتودکس رو از دست گیهای غربگرا نجات بدیم. اینم لحاظ کن لطفا.
- نه دیگه، مهر زدم.
- چون یه زباله امنیتی هوس این رو داشت که در قرن بیست و یکم، یه تزار باشه، و من اومدم با جونم بش کمک کنم که به آرزوش برسه.
- بفرمایید جهنم.
- صبر کن آقا.. ما میخواستیم جلوی به ابتذال کشیده شدن مسیحیت رو بگیریم و کلیسای ارتودکس رو از دست گیهای غربگرا نجات بدیم. اینم لحاظ کن لطفا.
- نه دیگه، مهر زدم.
یکی از پروژههای مسجدی که در دوران بچگی بم محول شد، حفظ کردن کتاب سیاحت غرب بود. همونی که یه آدمی که نیاز به درمان روانپزشکی داشته، درباره تجربه پس از مرگ نوشته.
الان فکر میکنم باید ازون خاطره، دو نتیجه بگیرم:
۱- اگه اون انقدر اعتماد به نفس داشته که کتاب بنویسه، خیلی زشته که من یا شما ننویسیم. بعضیها بدون اینکه قصدش رو داشته باشند الگو میشن. اگه آدمهایی که بشون میاد زبر و زرنگ باشند، وزن کم کنند؛ خیلی در دیگران انگیزه ایجاد نمیکنه. اما وقتی یک تنبل که تمام عمرش از لایف استایل لاکپشت پیروی میکرده، وزن کم کنه؛ بقیه میتونند بگن اگه این میتونه زشته من نتونم (از همین رو به مربیان فیتنس توصیه میکنم تو پیج تون اگه میخواید کلیپ بذارید و یه حرکت رو آموزش بدید، لباس ورزشی تنتون نباشه و تو باشگاه هم نباشه. لباس معمولی بپوشید و اگه وسیله خاصی نمیخواد، تو آپارتمان باشه. وقتی لباسی که خودش میپوشه و محیطی که خودش توش زندگی میکنه رو ببینه، میگه عه این عین منه، و یکی عین من داره این حرکت رو انجام میده، پس منم میتونم).
۲- انحصار نوشتن درباره حیات پس از مرگ رو باید از دست مذهبیها درآورد. این سوژه نباید فقط دست اونها باشه. ما هنوز اینکه آخرتی وجود داره رو لازم داریم. میگفتند الان قرن هجدهم نیست که هرچیزی رو باور کنیم، ولی مثل اینکه هنوز خیلی چیزها مثل قرن هجدهمه و یهو یک کشور متجاوز نیرو جمع میکنه پشت مرزت و مجبور میشی مثل قرن هجده زن و بچه و اینترنت رو ول کنی و اسلحه برداری بری تو برهوت خیلی گرم یا خیلی سرد در برابرش قرار بگیری. و مثل اینکه هنوز خیلی از ویروسها مثل قرن هجدهم میتونند میلیونی آدم بکشند. این شوکه شدن از حوادث اخیر، خبر خوبی نیست. چون آدم فاضل، هیچوقت شوکه نمیشه. اما میشه این شوک رو در جهت درستی استفاده کرد. جهت درست هم اینه که اون شل شدن «الان قرن بیست و یکمه» رو، یک مقدارش رو، صرف بازنگری درباره برداشتتون از ایمان کنید.
الان فکر میکنم باید ازون خاطره، دو نتیجه بگیرم:
۱- اگه اون انقدر اعتماد به نفس داشته که کتاب بنویسه، خیلی زشته که من یا شما ننویسیم. بعضیها بدون اینکه قصدش رو داشته باشند الگو میشن. اگه آدمهایی که بشون میاد زبر و زرنگ باشند، وزن کم کنند؛ خیلی در دیگران انگیزه ایجاد نمیکنه. اما وقتی یک تنبل که تمام عمرش از لایف استایل لاکپشت پیروی میکرده، وزن کم کنه؛ بقیه میتونند بگن اگه این میتونه زشته من نتونم (از همین رو به مربیان فیتنس توصیه میکنم تو پیج تون اگه میخواید کلیپ بذارید و یه حرکت رو آموزش بدید، لباس ورزشی تنتون نباشه و تو باشگاه هم نباشه. لباس معمولی بپوشید و اگه وسیله خاصی نمیخواد، تو آپارتمان باشه. وقتی لباسی که خودش میپوشه و محیطی که خودش توش زندگی میکنه رو ببینه، میگه عه این عین منه، و یکی عین من داره این حرکت رو انجام میده، پس منم میتونم).
۲- انحصار نوشتن درباره حیات پس از مرگ رو باید از دست مذهبیها درآورد. این سوژه نباید فقط دست اونها باشه. ما هنوز اینکه آخرتی وجود داره رو لازم داریم. میگفتند الان قرن هجدهم نیست که هرچیزی رو باور کنیم، ولی مثل اینکه هنوز خیلی چیزها مثل قرن هجدهمه و یهو یک کشور متجاوز نیرو جمع میکنه پشت مرزت و مجبور میشی مثل قرن هجده زن و بچه و اینترنت رو ول کنی و اسلحه برداری بری تو برهوت خیلی گرم یا خیلی سرد در برابرش قرار بگیری. و مثل اینکه هنوز خیلی از ویروسها مثل قرن هجدهم میتونند میلیونی آدم بکشند. این شوکه شدن از حوادث اخیر، خبر خوبی نیست. چون آدم فاضل، هیچوقت شوکه نمیشه. اما میشه این شوک رو در جهت درستی استفاده کرد. جهت درست هم اینه که اون شل شدن «الان قرن بیست و یکمه» رو، یک مقدارش رو، صرف بازنگری درباره برداشتتون از ایمان کنید.
امکان نداره بتونه پاراگراف دومی رو اول بگه.
این ممکن نبودن رو، از قرنها پیش گفتند به ما. چه در متون مذهبی، چه در ادبیات. کل حرفشون این بود که به دفاع از خودت در برابر حق فکر هم نکن. چون نمیتونی دفاع کنی. چون اول حقیقت از دهانت خارج میشه، بعد دفاعت. و این ترتیب، خارج از کنترل خودته. میخواستند بمون بگن که حرف اولت رو با تصمیمی که میگیری میزنی. هر حرکتی بعد ازون، حرف دومته.
«اومدم تو نیروی انتظامی داعش چون کار پیدا نکردم» پاراگراف اولته، «نمیذارم همکارها تو پاسگاه کار مردم رو راه ننداخته برن خونه» پاراگراف دومته.
این ممکن نبودن رو، از قرنها پیش گفتند به ما. چه در متون مذهبی، چه در ادبیات. کل حرفشون این بود که به دفاع از خودت در برابر حق فکر هم نکن. چون نمیتونی دفاع کنی. چون اول حقیقت از دهانت خارج میشه، بعد دفاعت. و این ترتیب، خارج از کنترل خودته. میخواستند بمون بگن که حرف اولت رو با تصمیمی که میگیری میزنی. هر حرکتی بعد ازون، حرف دومته.
«اومدم تو نیروی انتظامی داعش چون کار پیدا نکردم» پاراگراف اولته، «نمیذارم همکارها تو پاسگاه کار مردم رو راه ننداخته برن خونه» پاراگراف دومته.
ویدئو گذاشتن از استایل روزانه تا چمدون بستن از ترس جنگ، حداکثر کنتراست نیست.
حداکثر کنتراست و پرت شدن از یک دنیا به دنیایی دیگه، میتونه این باشه که امروز معلم باشی و بری سر کلاس و بچهها شوخی کنند، و فردا جلوی یه ساختمون دولتی به خاطر فقر خودسوزی کنی.
شما این معلم که تو کشور خودتونه رو نمیبینید، حتی به عنوان یک رهگذر بیربط، اما اون دختر جذاب خارجی رو میبینید.
الان در حال ملامت شما هستم؟ نه.
دارم یادآوری میکنم به طرز کارکرد مغزتون دقت کنید.
حداکثر کنتراست و پرت شدن از یک دنیا به دنیایی دیگه، میتونه این باشه که امروز معلم باشی و بری سر کلاس و بچهها شوخی کنند، و فردا جلوی یه ساختمون دولتی به خاطر فقر خودسوزی کنی.
شما این معلم که تو کشور خودتونه رو نمیبینید، حتی به عنوان یک رهگذر بیربط، اما اون دختر جذاب خارجی رو میبینید.
الان در حال ملامت شما هستم؟ نه.
دارم یادآوری میکنم به طرز کارکرد مغزتون دقت کنید.
❤1
اگه مشکلی برای ایران پیش بیاد و مردم آواره بشن، اون شکلی که الان مرز لهستان داره پیش نمیاد. اون شکلی که برای ما پیش میاد اینه که مرزبانی کشور همسایه میزبان ما رو با تیر میزنه اگه ببینه جمعیت زیاده. اما اینکه بدونی ما خاورمیانهایها برای کسی مهم نیستیم و فحش بدی به نظم جهانی، کافی نیست. باید این دانستن منجر به این بشه که نتیجه بگیری، یا باید سعی کنیم تو ایران مشکلی پیش نیاد، یا اگه تصمیم گرفتیم تن به مشکل بدیم، با علم به این باشه که جایی برای پناه گرفتن نداریم.
تو ایران، همهچیز ضریب داره. اگه زیر بار زور بری، چند برابر بیشتر ذلت میبینی. اگه برای آزادی بجنگی، چند برابر بیشتر آزار میبینی، و اگه پیروز بشی، چند برابر بیشتر اهمیت پیدا میکنه. این ضریب داشتن نباید منجر به بیعملی بشه. اما باید خیلی حواست جمع باشه که داری چیکار میکنی.
تو ایران، همهچیز ضریب داره. اگه زیر بار زور بری، چند برابر بیشتر ذلت میبینی. اگه برای آزادی بجنگی، چند برابر بیشتر آزار میبینی، و اگه پیروز بشی، چند برابر بیشتر اهمیت پیدا میکنه. این ضریب داشتن نباید منجر به بیعملی بشه. اما باید خیلی حواست جمع باشه که داری چیکار میکنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنگره میتونه مصوب کنه که به خانواده یک سرباز که در عراق کشته شده تسلیت بگن. این جور مصوبات به دردت نمیخوره آقای جمهوری اسلامی. شما «چالش تمدنی» دارید با دو حزب آمریکا 😄
اون موجودات داخل غار، حداقل سیگنالهای داخل غار رو دقیق دریافت میکنند. اینها از داخل هم بیخبرند، یا قابلیت دریافتش رو ندارند، یا اهمیتی براشون نداره (از هر سه نوع در نظام وجود داره). اون روزی که نیروهای صدام به نزدیکیهای اهواز رسیده بودند، وضع کلی مملکت به مراتب بهتر از امروز بود. شخصا ازین میترسم که در آینده معلوم بشه کلیدیترین زمانی که باید کاری انجام میشد، همین لحظهای بوده که الان در اون هستیم ولی متوجه نیستیم.
جواب یک مهمل رایج رو میدی، چهارتا مهمل رایج دیگه از کنارش سبز میشه.
درباره مهمل رییسجمهوران آمریکا حکم خوانین مغول رو دارند! قبلا نوشته بودم. اما یکی دوتا مهمل دیگه هم وجود داره:
- مهمل «دلیلی نداره». این رو درباره بشار اسد هم به کار میبردند، و میگفتند وقتی ارتش اسد در موقعیت برتر قرار گرفته دلیلی نداره از بمب شیمیایی استفاده کنه! انگار یک جانور وحشی برای توحش حتما نیاز به دلایل منطقی و محکم داره، یا حتما لازمه تحت تهدید جدی قرار بگیره! حالا هم میگن اگه ناتو روسیه رو «تحریک» نمیکرد، این اتفاقات هم نمیفتاد. انگار یک مشت آدم فاضل و جوانمرد نشستن تو کرملین و تا کسی اذیتشون نکنه، دست به اقدامی نمیزنند. انگار اینها به خودی خود هیچ برنامه بلندمدتی ندارند، یا به خودی خود قصد تجاوز و تسلط ندارند. کسانی که چنین نگاهی دارند، از سه حالت خارج نیستند. یا به شدت کودن هستند، یا دارند از دولت کشوری که دست به توحش میزنه پول میگیرند. که میتونند فعالان معمولی شبکههای اجتماعی باشند، و میتونند استاد هاروارد باشند. حالت سوم مردانی با سطح تستوسترون پایین هستند که چون زنشون تبعه کشوریه که دست به توحش زده، و هیچوقت اجازه نداشتهاند علیه کشور متبوع زنشون چیزی بگن، براشون به یک باور درونی تبدیل شده که هیچ چیز تقصیر اون کشور نیست.
- مهمل «تقصیر فمنیستهاست». عکس نظامیان زن رو میذارن و میگن پوتین اینها رو دید و جرئت پیدا کرد!.. یکی نیست بگه احمق، بشار اسد که جنگجویان جهادی در مقابلش دید که کوه جنگاوری مردانه بودند، اون چرا جرئت پیدا کرد پس؟ تو سوریه که سربازی با لاک ناخن پیدا نمیشد. از جنایات رخ داده استفاده میکنند برای اینکه ثابت کنند حق داشتن که درباره چیزهایی که ازشون خوششون نمیاد، غر میزدند! تحلیل و استدلال، باید مربوط به واقعیات روی زمین باشه، نه درباره اینکه ما از چی خوشمون نمیاد. از تغییرات، فارغ ازینکه درست هستند یا غلط، خوشش نمیاد؛ وانمود میکنه هر اتفاق ناجوری که میفته به خاطر اینه که کاری که خوشش نمیاومد رو انجام دادن!
ما باید در ایران تور توریستی «گاوشناسی» برگزار کنیم. اینایی که خیلی پرت هستند از واقعیت رو از خارج بیاریم اینجا یه مدت با مقامات و تشکیلات حکومتی و مخصوصا فرماندهان سپاه آشناشون کنیم تا بفهمند انواع نژادهای گاو چطوری عمل میکنند. دیگه لازم نیست جای دیگه برن. چون هر گاوی در هر گوشه دنیا مشغول فعالیت باشه، ما اینجا یه نمونه با مقیاس یک به یک ازش داریم. چیزی که باعث تأسف منه اینه که چرا برخی هموطنان خودمون در تله این مهملات میفتند. اینا که اینجان و باید بدونند مغز امثال پوتین و اسد چجوری کار میکنه. ما که اینا واسمون خاطرهست.
درباره مهمل رییسجمهوران آمریکا حکم خوانین مغول رو دارند! قبلا نوشته بودم. اما یکی دوتا مهمل دیگه هم وجود داره:
- مهمل «دلیلی نداره». این رو درباره بشار اسد هم به کار میبردند، و میگفتند وقتی ارتش اسد در موقعیت برتر قرار گرفته دلیلی نداره از بمب شیمیایی استفاده کنه! انگار یک جانور وحشی برای توحش حتما نیاز به دلایل منطقی و محکم داره، یا حتما لازمه تحت تهدید جدی قرار بگیره! حالا هم میگن اگه ناتو روسیه رو «تحریک» نمیکرد، این اتفاقات هم نمیفتاد. انگار یک مشت آدم فاضل و جوانمرد نشستن تو کرملین و تا کسی اذیتشون نکنه، دست به اقدامی نمیزنند. انگار اینها به خودی خود هیچ برنامه بلندمدتی ندارند، یا به خودی خود قصد تجاوز و تسلط ندارند. کسانی که چنین نگاهی دارند، از سه حالت خارج نیستند. یا به شدت کودن هستند، یا دارند از دولت کشوری که دست به توحش میزنه پول میگیرند. که میتونند فعالان معمولی شبکههای اجتماعی باشند، و میتونند استاد هاروارد باشند. حالت سوم مردانی با سطح تستوسترون پایین هستند که چون زنشون تبعه کشوریه که دست به توحش زده، و هیچوقت اجازه نداشتهاند علیه کشور متبوع زنشون چیزی بگن، براشون به یک باور درونی تبدیل شده که هیچ چیز تقصیر اون کشور نیست.
- مهمل «تقصیر فمنیستهاست». عکس نظامیان زن رو میذارن و میگن پوتین اینها رو دید و جرئت پیدا کرد!.. یکی نیست بگه احمق، بشار اسد که جنگجویان جهادی در مقابلش دید که کوه جنگاوری مردانه بودند، اون چرا جرئت پیدا کرد پس؟ تو سوریه که سربازی با لاک ناخن پیدا نمیشد. از جنایات رخ داده استفاده میکنند برای اینکه ثابت کنند حق داشتن که درباره چیزهایی که ازشون خوششون نمیاد، غر میزدند! تحلیل و استدلال، باید مربوط به واقعیات روی زمین باشه، نه درباره اینکه ما از چی خوشمون نمیاد. از تغییرات، فارغ ازینکه درست هستند یا غلط، خوشش نمیاد؛ وانمود میکنه هر اتفاق ناجوری که میفته به خاطر اینه که کاری که خوشش نمیاومد رو انجام دادن!
ما باید در ایران تور توریستی «گاوشناسی» برگزار کنیم. اینایی که خیلی پرت هستند از واقعیت رو از خارج بیاریم اینجا یه مدت با مقامات و تشکیلات حکومتی و مخصوصا فرماندهان سپاه آشناشون کنیم تا بفهمند انواع نژادهای گاو چطوری عمل میکنند. دیگه لازم نیست جای دیگه برن. چون هر گاوی در هر گوشه دنیا مشغول فعالیت باشه، ما اینجا یه نمونه با مقیاس یک به یک ازش داریم. چیزی که باعث تأسف منه اینه که چرا برخی هموطنان خودمون در تله این مهملات میفتند. اینا که اینجان و باید بدونند مغز امثال پوتین و اسد چجوری کار میکنه. ما که اینا واسمون خاطرهست.
Telegram
Anarchonomy
خیلی جدی یه عده زیادی اون بیرون هستند که خیلی جدی فکر میکنند رییسجمهورهای آمریکا مثل خانهای مغول هستند.. یه وقت یه خان ضعیف میاد، یه وقت یه خان قوی! بعد بسته به اینکه کدومشون بیاد، دنیا ازین رو به اون رو میشه!
هیچوقت به خودشون این تلنگر رو نمیدن که…
هیچوقت به خودشون این تلنگر رو نمیدن که…
Anarchonomy
وقتی میگم امروز در دنیا فقط آمریکا و چین صاحب ارتش هستند و بقیه با نخودچی کشمش سرگرمند، بد بم نگاه میکنند.
این «قدرت هستهای» فقط هستهایه. این فاکتورهای حیرتانگیز رو در نظر بگیرید و با ماشین جنگی آمریکا مقایسه کنید: برای اشغال کشوری که فشلترین و یکی از فاسدترین دولتهای دنیا رو داشت، یه کمدین رئیسجمهورشه و الیگارشهای دزد منابعش رو سالهاست هدر دادن، کمترین مقدار سرمایه ممکن رو برای نظامیگری خرج کرده بوده، و همه میترسن بش کمک کنند، و بیشتر مردمش آمادگی جنگ رو ندارند؛ برای اشغال کشوری که همهجاش رو عین کف دست میشناسند، و بیخ گوششونه و لازم نیست جای دور برن، و یک کشور همزبانه.. تلفات سنگین میدن و وسط راه مجبور میشن تغییر تاکتیک بدن!
بعد یه عده که تحت تأثیر سایبریهای هفتتومنی صادره از مسکو هستند میگن این بزمجهها توان طراحی دوباره نظم جهانی رو دارند! با لحن دکتر سکویی: خفه بمیرید بیسوادا.
بعد یه عده که تحت تأثیر سایبریهای هفتتومنی صادره از مسکو هستند میگن این بزمجهها توان طراحی دوباره نظم جهانی رو دارند! با لحن دکتر سکویی: خفه بمیرید بیسوادا.
❤5
عزیزم کمدین بودنش برای من که مهم نیست. از نظر من آنارشیست همه دولتمردان جهان، دلقکند. من دارم به تضاد روایتی که به خورد مردم دادهاند با چیزی که واقعیه، اشاره میکنم. اینها نه تنها نتونستند لخت بودن پادشاه رو از لحاظ نظامی مخفی کنند، بلکه روایتهای رسانهایشون درباره «رهبر شیردل» هم رنگ باخت. چون فعلا اونی که شیردله، همون کمدینهست که یونیفرم پوشیده و اسلحه به دست تو خیابونه؛ و اون «پیشوا»یی که با خرس عکس مینداخت، الان تو سنگرش قایم شده.
نصف کار من تو این کانال، شده اینکه تذکر بدم نصف چیزهایی که درباره هرچیزی میدونید، فیکه!
متاسفانه هنوز دیده میشه برای یادگیری انگلیسی توصیه میکنند فیلم و سریال با زیرنویس زبان اصلی ببینید! اما این یک توصیه نادرسته. به دو دلیل:
اول اینکه نسبتِ زمانِ صرف شده به محتوای زبانی، در فیلم و سریال، خیلی پایینه. زبان اصلی سینما، تصویره. بقیه چیزها از صدا و موسیقی و متن، نیروهای کمکیش هستند. شما بدون استفاده از همه اون نیروهای کمکی هم میتونی فیلم بسازی. بیشتر زمان فیلم هم متعاقبا صرف تصویر میشه.
دوم اینکه فیلم و سریال تصور نادرست از فهمیدن زبان، و تصور نادرست از نفهمیدن زبان، ایجاد میکنه. تصور نادرست از فهمیدن وقتی ایجاد میشه که گول تقلیلگرایی متن فیلم رو میخوریم. متن فیلمها، زبان مورد استفاده توسط مردم رو تقلیل میده. یعنی بسته به ژانر و نوع داستان، روی فقط بخشی ازون زبان تمرکز ایجاد میشه. اگه اون بخش رو بتونی بفهمی، این تصور غلط رو ایجاد میکنه که داری بخش کاربردی این زبان رو میفهمی (حتی پکیجهاش هم در هالیوود آمادهست، مثلا فیلم درباره انگلستان زمان ویکتوریا یک پکیج از لغات داره، و فیلم درباره انگلستان در جنگ جهانی دوم، یک پکیج دیگه). تصور نادرست از نفهمیدن هم وقتی ایجاد میشه که هدف فیلمساز نمایش نوع خاصی از حرف زدنه، و چون خوب متوجه نمیشی، این تصور غلط رو ایجاد میکنه که بخش کاربردی این زبان رو هم نمیفهمی. اگه قرار باشه به کسی فارسی یاد بدیم، مکالمه دو کشاورز رشتی رو براش پخش نمیکنیم. خیلی از انگلیسیزبانها هم برای بعضی از فیلمها از زیرنویس استفاده میکنند. علاوه بر نوع حرف زدن، نوع صدابرداری هم تعیینکنندهست. چندسال پیش کمپینی اعتراضی راه افتاد، اون هم توسط خود انگلیسیزبانها، که صدای بازیگران یه جوری ضبط شده که نمیفهمیم چی میگن.. نکنید اینجوری!
از لحاظ واقعی بودن و بهروز بودن محتوا، و همچنین نسبت زمان صرف شده به محتوا، پادکستها و یوتیوب به مراتب بهتر از فیلم و سریال هستند. مردم انگلستان و آمریکا و استرالیا، دارند در زندگی روزمره همونجوری حرف میزنند که در پادکستها و یوتیوب میبینید.
به اینکه زبان خود من خوب نیست زیاد توجه نکنید، چون من در یادگیری ضعیفم و معیار خوبی نیستم. باید به منطق توصیهای که میکنم توجه کنید.
دیروز جو روگن میگفت «بیل گیتس شکم آورده و سینههاش آویزون شده، و این یعنی جسم سالمی نداره، و کسی که جسم سالمی نداره بیخود میکنه میاد درباره سیاستهای بهداشت و سلامت تز میده».
در اینکه پزشکان و کسانی که با مردم سر و کار دارند و یا قراره درباره موضوعات سلامت متقاعدشون کنند، باید دکور استانداردی داشته باشند؛ دیگه نباید تردیدی باقی مونده باشه. اما این نباید چنان به یک قاعده کلی تبدیل بشه که گرفتار کلیشه «عکس با شورت ورزشی» بشیم. موتور ذهن خیلیها برای درک پیچیدگیها نیاز به هندل زدن داره. گاهی به افرادی نیاز داریم که میتونند این هندل رو براشون بزنند. اگه منطق کمکی که میتونند بدن درسته، به کارنامه شخصیشون نباید توجه کرد.
اول اینکه نسبتِ زمانِ صرف شده به محتوای زبانی، در فیلم و سریال، خیلی پایینه. زبان اصلی سینما، تصویره. بقیه چیزها از صدا و موسیقی و متن، نیروهای کمکیش هستند. شما بدون استفاده از همه اون نیروهای کمکی هم میتونی فیلم بسازی. بیشتر زمان فیلم هم متعاقبا صرف تصویر میشه.
دوم اینکه فیلم و سریال تصور نادرست از فهمیدن زبان، و تصور نادرست از نفهمیدن زبان، ایجاد میکنه. تصور نادرست از فهمیدن وقتی ایجاد میشه که گول تقلیلگرایی متن فیلم رو میخوریم. متن فیلمها، زبان مورد استفاده توسط مردم رو تقلیل میده. یعنی بسته به ژانر و نوع داستان، روی فقط بخشی ازون زبان تمرکز ایجاد میشه. اگه اون بخش رو بتونی بفهمی، این تصور غلط رو ایجاد میکنه که داری بخش کاربردی این زبان رو میفهمی (حتی پکیجهاش هم در هالیوود آمادهست، مثلا فیلم درباره انگلستان زمان ویکتوریا یک پکیج از لغات داره، و فیلم درباره انگلستان در جنگ جهانی دوم، یک پکیج دیگه). تصور نادرست از نفهمیدن هم وقتی ایجاد میشه که هدف فیلمساز نمایش نوع خاصی از حرف زدنه، و چون خوب متوجه نمیشی، این تصور غلط رو ایجاد میکنه که بخش کاربردی این زبان رو هم نمیفهمی. اگه قرار باشه به کسی فارسی یاد بدیم، مکالمه دو کشاورز رشتی رو براش پخش نمیکنیم. خیلی از انگلیسیزبانها هم برای بعضی از فیلمها از زیرنویس استفاده میکنند. علاوه بر نوع حرف زدن، نوع صدابرداری هم تعیینکنندهست. چندسال پیش کمپینی اعتراضی راه افتاد، اون هم توسط خود انگلیسیزبانها، که صدای بازیگران یه جوری ضبط شده که نمیفهمیم چی میگن.. نکنید اینجوری!
از لحاظ واقعی بودن و بهروز بودن محتوا، و همچنین نسبت زمان صرف شده به محتوا، پادکستها و یوتیوب به مراتب بهتر از فیلم و سریال هستند. مردم انگلستان و آمریکا و استرالیا، دارند در زندگی روزمره همونجوری حرف میزنند که در پادکستها و یوتیوب میبینید.
به اینکه زبان خود من خوب نیست زیاد توجه نکنید، چون من در یادگیری ضعیفم و معیار خوبی نیستم. باید به منطق توصیهای که میکنم توجه کنید.
دیروز جو روگن میگفت «بیل گیتس شکم آورده و سینههاش آویزون شده، و این یعنی جسم سالمی نداره، و کسی که جسم سالمی نداره بیخود میکنه میاد درباره سیاستهای بهداشت و سلامت تز میده».
در اینکه پزشکان و کسانی که با مردم سر و کار دارند و یا قراره درباره موضوعات سلامت متقاعدشون کنند، باید دکور استانداردی داشته باشند؛ دیگه نباید تردیدی باقی مونده باشه. اما این نباید چنان به یک قاعده کلی تبدیل بشه که گرفتار کلیشه «عکس با شورت ورزشی» بشیم. موتور ذهن خیلیها برای درک پیچیدگیها نیاز به هندل زدن داره. گاهی به افرادی نیاز داریم که میتونند این هندل رو براشون بزنند. اگه منطق کمکی که میتونند بدن درسته، به کارنامه شخصیشون نباید توجه کرد.
❤9
کاش میتونستم یه مدت تحت یک مأموریت تحقیقاتی ساکن اسراییل بشم، تا بتونم ایرادات دولتش رو به صورت مستند در یک کتاب جمعآوری کنم. چون از دور انقدر کم ایراده که داره اذیت میکنه. میدونم نسبت به اسراییل بایاس دارم، ولی اینی که میگم فراتر از بایاسهای شخصی خودمه. حتما ایرادات زیادی وجود داره در این ساختار حکومتی، ولی از دور نمیشه خوب درک کرد. باید نزدیک بود و اثر شرارت رو بر زندگی مردم دید (طبیعتا منظور شرارت بر شهروندان خودشه، نه فلسطینیها که خارجی محسوب میشن).
وگرنه از دور، خیلی خوبند. لعنتیها خیلی خوبند. مخصوصا وقتی با بقیه مقایسه میشه. از هندل کردن نفرت سازمانیافتهای که علیهشون وجود داره گرفته، تا مدیریت همه دشمنهایی که دورهشون کردن و متحدانی که زیاد قابل اعتماد نیستند، تا مدیریت کرونا تا واکسیناسیون تا سیاست تا ارتش تا آموزش تا بیزینس تا دستگاه اطلاعاتی. اینها حتی یک بلالفروش رندوم رو از خیابون بردارند بیارن تو کابینه دولت، در عرض سه ماه به کاراکتری باکیفیتتر از همه بروکراتهای غرب و شرق دنیا تبدیل میشه. اروپا یک هفته روسیه رو به تحریم تهدید کرد، که اونهم فعلا در حد حرفه، مقامات روسیه گفتند ما دیگه نیازی به غرب نداریم! باید چقدر الاغ باشی که اینو بگی؟ اینها رو مقایسه کنید با مقامات اسراییل.. با اینکه اگه بخوان میتونند کشور کوچکشون رو در شرایط ایزوله و تنگنای شدید هم اداره کنند، دست به هر کاری میزنند تا هیچکس نتونه بایکوت و تحریمشون کنه. هرکاری. از باج دادن گرفته، تا چربزبانی دیپلماتیک تا مانورهای سیاسی، تا نفوذ امنیتی تا حتی ترور! حتی بایکوت یک برند شکلات رو به یک رویداد ملی تبدیل میکنند! اصلا قابل مقایسه نیست. و این یعنی این دولت داره به طرز غیرقابل توضیحی خوب کار میکنه. چه در طراحی سیاست، چه در اجرا، و چه در تربیت کسانی که طراحی و اجراش کنند. حداقل از دور اینجوریه.
وگرنه از دور، خیلی خوبند. لعنتیها خیلی خوبند. مخصوصا وقتی با بقیه مقایسه میشه. از هندل کردن نفرت سازمانیافتهای که علیهشون وجود داره گرفته، تا مدیریت همه دشمنهایی که دورهشون کردن و متحدانی که زیاد قابل اعتماد نیستند، تا مدیریت کرونا تا واکسیناسیون تا سیاست تا ارتش تا آموزش تا بیزینس تا دستگاه اطلاعاتی. اینها حتی یک بلالفروش رندوم رو از خیابون بردارند بیارن تو کابینه دولت، در عرض سه ماه به کاراکتری باکیفیتتر از همه بروکراتهای غرب و شرق دنیا تبدیل میشه. اروپا یک هفته روسیه رو به تحریم تهدید کرد، که اونهم فعلا در حد حرفه، مقامات روسیه گفتند ما دیگه نیازی به غرب نداریم! باید چقدر الاغ باشی که اینو بگی؟ اینها رو مقایسه کنید با مقامات اسراییل.. با اینکه اگه بخوان میتونند کشور کوچکشون رو در شرایط ایزوله و تنگنای شدید هم اداره کنند، دست به هر کاری میزنند تا هیچکس نتونه بایکوت و تحریمشون کنه. هرکاری. از باج دادن گرفته، تا چربزبانی دیپلماتیک تا مانورهای سیاسی، تا نفوذ امنیتی تا حتی ترور! حتی بایکوت یک برند شکلات رو به یک رویداد ملی تبدیل میکنند! اصلا قابل مقایسه نیست. و این یعنی این دولت داره به طرز غیرقابل توضیحی خوب کار میکنه. چه در طراحی سیاست، چه در اجرا، و چه در تربیت کسانی که طراحی و اجراش کنند. حداقل از دور اینجوریه.
❤8
میگه چرا نگران اینی که به زور بخش خصوصی رو وادار کنند به افزایش مثلا سه برابری دستمزد وقتی خود این بخش خصوصی تا گردن فرو رفته تو رانت حکومتی؟
منظورش اینه که اونی که رانت داره، خودش دزده. لذا جریمه کردن دزد، با مالیات یا مجبور کردنش به پرداخت دستمزد بیشتر، ظلم نیست که؛ پس گرفتن بخشی از پولیه که از ما دزدیده بوده!
خب این نگاه، که بلشویکها هم بش مبتلا بودند، دو تا مشکل داره.
اول اینکه برگشت پولی که ازم دزدیدن، دو تا شرط داره. یک اینکه به جای پولی که ازم زدن، پول برگرده، نه معادل غیرسرمایهایش. مثلا بگن پای طرف رو شکوندیم! خب که چی؟ پای شکسته طرف برای من پول میشه؟ برفرض رانتی که یه شرکت خصوصی داره، خسارتی به کشور وارد میکنه که سهم من ازون خسارت صد دلاره. اگه انقدر چوب بکنند تو اونجای این شرکت که جمع کنه بره، اون صد دلار من برمیگرده؟ خیر. دو اینکه باید به خودم برگرده، نه دیگران. مثلا بگن پولی که ازت دزدیده بود رو پس گرفتیم دادیم به فقرا! خب شاید من نمیخواستم پولمو بدم به فقرا. فرض کنیم سهم من از خسارت، همون صد دلاره. اینو چرا باید پرداخت کنند به کارگر همون شرکت؟ مگه پول من نیست؟
بلشویکها دنبال جبران خسارت نبودند. میخواستن از عطش مردم برای جبران خسارت استفاده کنند. مردم همیشه ازینکه به نظر برسه دزدها چوب خوردند، استقبال میکنند. اینکه واقعا نفعی براشون داره یا نه، حاشیهست.
دوم اینکه خود دولت یه دزده، و هیچوقت یک دزد برای منافع من کار نمیکنه. حتی اگه یک شرکت خصوصی از رانت استفاده میکنه، پس گرفتن بخشی از منافع اون رانت در قالب «دستمزد دستوری»، یک رویه درست میکنه، که اون رویه بر شرکت من که رانت ندارد هم اعمال خواهد شد. بیشتر قوانین و مقررات تحمیلی که ضد تجارت و ضد تولید ثروت هستند، زمانی که تصویب شدند، به این بهانه تصویب شدند که جلوی سوء استفاده یه عده گرفته بشه. اون یه عده الان یا مردن، یا وارد یه بیزینس دیگه شدن، اما من که دستم به هیچجا بند نیست باید همشون رو مو به مو اجرا کنم.
کسی که فکر میکنه دولت حقش رو از کسی پس خواهد گرفت، یک عقبافتادهست. این مسئله دقیقا در مورد کارتخوانها اتفاق افتاد. مردم فکر کردند اگه زور دولت به دکترها برسه، بخشی از، به زعم خودشون، طلبی که از جامعه پزشکی دارند، وصول میشه! اما دولت به وسیله همین کارتخوان، وانتیهای گوجهفروش رو هم مجبور کرد مالیات بدن!
تنها و تنها راه پس گرفتن حق من از رانتخوار، اینه که رانتش متوقف بشه. هرکس آلترناتیوی براش تعیین کرد، صرفا یه شرخره که حقوق من به اونجاش هم نیست.
منظورش اینه که اونی که رانت داره، خودش دزده. لذا جریمه کردن دزد، با مالیات یا مجبور کردنش به پرداخت دستمزد بیشتر، ظلم نیست که؛ پس گرفتن بخشی از پولیه که از ما دزدیده بوده!
خب این نگاه، که بلشویکها هم بش مبتلا بودند، دو تا مشکل داره.
اول اینکه برگشت پولی که ازم دزدیدن، دو تا شرط داره. یک اینکه به جای پولی که ازم زدن، پول برگرده، نه معادل غیرسرمایهایش. مثلا بگن پای طرف رو شکوندیم! خب که چی؟ پای شکسته طرف برای من پول میشه؟ برفرض رانتی که یه شرکت خصوصی داره، خسارتی به کشور وارد میکنه که سهم من ازون خسارت صد دلاره. اگه انقدر چوب بکنند تو اونجای این شرکت که جمع کنه بره، اون صد دلار من برمیگرده؟ خیر. دو اینکه باید به خودم برگرده، نه دیگران. مثلا بگن پولی که ازت دزدیده بود رو پس گرفتیم دادیم به فقرا! خب شاید من نمیخواستم پولمو بدم به فقرا. فرض کنیم سهم من از خسارت، همون صد دلاره. اینو چرا باید پرداخت کنند به کارگر همون شرکت؟ مگه پول من نیست؟
بلشویکها دنبال جبران خسارت نبودند. میخواستن از عطش مردم برای جبران خسارت استفاده کنند. مردم همیشه ازینکه به نظر برسه دزدها چوب خوردند، استقبال میکنند. اینکه واقعا نفعی براشون داره یا نه، حاشیهست.
دوم اینکه خود دولت یه دزده، و هیچوقت یک دزد برای منافع من کار نمیکنه. حتی اگه یک شرکت خصوصی از رانت استفاده میکنه، پس گرفتن بخشی از منافع اون رانت در قالب «دستمزد دستوری»، یک رویه درست میکنه، که اون رویه بر شرکت من که رانت ندارد هم اعمال خواهد شد. بیشتر قوانین و مقررات تحمیلی که ضد تجارت و ضد تولید ثروت هستند، زمانی که تصویب شدند، به این بهانه تصویب شدند که جلوی سوء استفاده یه عده گرفته بشه. اون یه عده الان یا مردن، یا وارد یه بیزینس دیگه شدن، اما من که دستم به هیچجا بند نیست باید همشون رو مو به مو اجرا کنم.
کسی که فکر میکنه دولت حقش رو از کسی پس خواهد گرفت، یک عقبافتادهست. این مسئله دقیقا در مورد کارتخوانها اتفاق افتاد. مردم فکر کردند اگه زور دولت به دکترها برسه، بخشی از، به زعم خودشون، طلبی که از جامعه پزشکی دارند، وصول میشه! اما دولت به وسیله همین کارتخوان، وانتیهای گوجهفروش رو هم مجبور کرد مالیات بدن!
تنها و تنها راه پس گرفتن حق من از رانتخوار، اینه که رانتش متوقف بشه. هرکس آلترناتیوی براش تعیین کرد، صرفا یه شرخره که حقوق من به اونجاش هم نیست.
Anarchonomy
میگه چرا نگران اینی که به زور بخش خصوصی رو وادار کنند به افزایش مثلا سه برابری دستمزد وقتی خود این بخش خصوصی تا گردن فرو رفته تو رانت حکومتی؟ منظورش اینه که اونی که رانت داره، خودش دزده. لذا جریمه کردن دزد، با مالیات یا مجبور کردنش به پرداخت دستمزد بیشتر،…
اون حاجی مثلا اقتصاددان، میگه شرکت داره دروغ میگه به شما، علت مماس شدنش با ضرردهی، مقدار دستمزد شما نیست، دلایل دیگهای داره. اما چون یا نمیخوان به اون دلایل بپردازند، یا نمیتونند که بپردازند، سر شما خالی میکنند.
مشکل اینه که نمیاد اینو عملی نشون بده. بیاد یه شرکت بزنه، حتی با همین رانتهایی که میتونه بدست بیاره، و بعد نزدیک بشه به ضرردهی، اما لازم نشه دستمزد رو پایین نگه داره یا کسی رو اخراج کنه. بعد روش کارش رو مستند کنه و به بقیه نشون بده که باید چجوری انجامش داد. چه خدمتی بزرگتر ازین؟
مشکل اینه که نمیاد اینو عملی نشون بده. بیاد یه شرکت بزنه، حتی با همین رانتهایی که میتونه بدست بیاره، و بعد نزدیک بشه به ضرردهی، اما لازم نشه دستمزد رو پایین نگه داره یا کسی رو اخراج کنه. بعد روش کارش رو مستند کنه و به بقیه نشون بده که باید چجوری انجامش داد. چه خدمتی بزرگتر ازین؟