This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یارو از لوئیزیانا پا شده اومده سانفرانسیسکو کارتنخواب شده. چرا؟ چون دولت محلی ماهی ۸۰۰ دلار بش میده! چرا نیاد؟ ازش میپرسه گرفتن این پول چقدر سخته؟ میگه کافیه یه زنگ بزنم! فاکینگ فون کال براو! 😄
بعد کساخیل داخلی هرروز میان میگن کاپیتالیسم شکست خورده آمریکا انقدر میلیون کارتنخواب داره!
بعد کساخیل داخلی هرروز میان میگن کاپیتالیسم شکست خورده آمریکا انقدر میلیون کارتنخواب داره!
تمام دلیلی که هنوز خودروساز ایرانی امکان قفل کردن موتور از راه دور که در اختیار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار بگیره رو هنوز اضافه نکرده اینه که، نمیتونه! و نمیتونه چون در الکترونیک خیلی ضعیفه (مردم ما متوجه نیستند که کشوری که در الکترونیک ضعیفه، نمیتونه در خودروسازی قوی باشه، و فکر میکنند مشکل فقط از فساد مدیران و استخدام افراد با پارتیه!). ولی اگه یه روز، احیانا، بعد از رفع تحریمها، تونستن این تکنولوژی رو وارد کنند، یه عده باید دهانشون رو ببندند. مثلا اونایی که وقتی به شرارت ذاتی دولت اشاره میکنی، میگن «یعنی میخوای بگی آسمون همهجا همین رنگه و دولت اتریش با جمهوری اسلامی فرقی نداره؟». بعد از سالها بگو مگو با انواع و اقسام روسپی سیاسی، از عمله سایبری که سر مزار شهید گمنام دیت میره، تا صادراتیها که تو خونهشون تو لندن پرچم زرد حزبالله رو دارن، میتونم بگم سر و کله زدن با این رنگآسمونیها از همه جانفرساتره. چون به منی که وسط جهنم میز صندلی گذاشتم و نشستم دارم دما رو اندازه میگیرم میخوان توضیح بدن که جهنم چیست!
اگه تا قبل ازین، گرفتن زیرساخت و لجستیک از دست کارگرانی که با دولت کنار نمیان، مثل راننده کامیونها، بوسیله تکنولوژی شرکتهای چندملیتی که با دولت کنار میان، یک ایده قانونی بود؛ الان دیگه برای دولت غربی یک ضرورته! و چیزی که هیچوقت وارداتش به ایران متوقف نمیشه، توتالیتریسم و ابزارآلاتشه.
اگه تا قبل ازین، گرفتن زیرساخت و لجستیک از دست کارگرانی که با دولت کنار نمیان، مثل راننده کامیونها، بوسیله تکنولوژی شرکتهای چندملیتی که با دولت کنار میان، یک ایده قانونی بود؛ الان دیگه برای دولت غربی یک ضرورته! و چیزی که هیچوقت وارداتش به ایران متوقف نمیشه، توتالیتریسم و ابزارآلاتشه.
اینکه خیابون با طرفداران تاریکی پر نشه، خبر خوبیه. اما امیدوارکننده نیست، اگه از گرسنگی باشه. هروقت از روی آگاهی و نفرت تحت دیسیپلین بود، میشه گفت اتفاق جالبی رخ داده.
محلهای که همهجاش معتاد نشسته که لنگ پولی هستند که تو کیفته، اما جون ندارن ازت بگیرنش.. یه محله امن نیست.
محلهای که همهجاش معتاد نشسته که لنگ پولی هستند که تو کیفته، اما جون ندارن ازت بگیرنش.. یه محله امن نیست.
❤21
برخلاف تصور عموم که خودم رو همهچیزدان میدونم، دائم در حال سوال کردنم. اعتراف به ندانستن فضیلتی نداره. باید با پرسشگری ثابت کرد که ندانستن داره اذیتمون میکنه. و من رو خیلی اذیت میکنه. یک نمونهش معنی کلمه «نئولیبرال» بود. از هیچ فرصتی دریغ نکردم که بپرسم: آقایان.. من دانشگاه نرفتم، سوادم در حد سیکله. میشه شما که درس خوندید بم بگید نئولیبرال چیه؟ لیبرال رو تا حدی بلدم، اون نئوش از کجا اومد؟ این چیه که این روزها انقدر استفاده میکنید؟
جوابهای متنوعی جمعآوری کردم، که صادقانه بیشترشون پرت و پلا بودند؛ طوری که انگار هدف ابتدایی این بوده که یک فحش روشنفکرانه اختراع بشه، و بعد از استعمال بشینیم معنیش رو تعریف کنیم!
آدمیزادیترین تعریفی که دیدم، که البته همینش هم خیلیها قبول ندارند، این بود که نئولیبرال کسی است که چنان روی بازار آزاد تعصب دارد که حاضر است ماتحت مردم در اختیار دولت قرار بگیرد اما آزادی بازار حفظ شود!
اما این هم کافی نبود. مخصوصا اینکه پیدا کردن مصادیق شفافش راحت نیست. لذا مجبور شدم خودم تعریف دقیقی براش تعیین کنم که مردم با اتفاقات روزمره بتونند بسنجند.
در ایامالله اعتراضات به قتل جورج فلوید، مغازههای زیادی غارت و یا حتی به آتش کشیده شد. با اینکه همهشون چپ بودند و باید به دریا ریخته شوند، موضع من در مورد دو اصل، ثابت باقی موند: ۱- اعتراض به شرارت، بدون ایجاد دردسر و سر و صدا، یه اعتراض جدی نیست. اگه میخوای به شر اعتراض کنی، باید شر به پا کنی. ۲- اونایی که بیشتر از همه در اعتراضات شر به پا میکنند، امنیتیها و اطلاعاتیها هستند. نباید احتمال داد شر سازمانیافتهشون رو به شر مشروع معترضین اضافه میکنند. باید همیشه مطمئن بود و براش برنامه داشت.
اما عدهای از همه اون اتفاقات، چیزهای دیگهای بیرون کشیدند. از جمله ورژن عجیبی از اخلاقیات! که خلاصهش این بود: ما امروز صنعت بیمه رو داریم، که میتونه خسارت غارت و آتشسوزی رو پرداخت کنه. پس وقتی با امکانات نظام سرمایه میشه این مسائل رو جبران کرد، باید قباحت سنتی دزدی و آتشافروزی رو کاهش داد!
با اینکه در حباب خودشون از زندگی یک مغازهدار بیخبر بودند و اهمیتی نمیدادند که واقعا «امکانات نظام سرمایهداری» همهچیزش رو جبران نمیکنه، و بعضی وقتها اصلا جبران نمیکنه، کاری نداریم. مهم نوع استدلال بود.
گذشت و گذشت تا رسید به اعتراضات کامیونداران کانادا به واکسن اجباری و ممنوعیتهای کرونایی، که انقدر گسترده شد که تونستند مرز رو مسدود کنند! حالا همونهایی که اون تزهای اخلاقی رو درباره غارت مغازهها ارائه میکردند، موضع کاملا متفاوتی گرفتهاند، که به فارسی سخت میشه اینکه راننده تریلی رو مفسد فیالارض میدونند!
همینطور که واضحه، مسئله بیمه نبود و نیست. موضوع اینه: نابود شدن زندگی و بیزینس یک مغازهدار، خدشهای به تجارت جهانی وارد نمیکرد. پس مشکلی نداشت. اما مسدود کردن مرز، به تجارت جهانی خدشه وارد میکنه. پس گناه کبیرهست!
نئولیبرال، موجودیست که تجارت جهانی را به عنوان یک بت، یک الهه، یک رب، میپرسته. اگه مردم زیر چرخ قدرت له بشن اما به این بت آسیبی نرسه، ککشون نمیگزه؛ اما اگه چیزی این بت رو به خطر بندازه حاضرند خودشون مردم رو زیر بگیرند.
برای اینکه استحکام این تعریف رو تست کنم، در موقعیتهای مختلفی که کلمه نئولیبرال استفاده میشه جاگذاریش کردم، و خیلی خوب جواب داد. شاید بعدها آپدیتش کردم، ولی فعلا کار رو راه میندازه.
جوابهای متنوعی جمعآوری کردم، که صادقانه بیشترشون پرت و پلا بودند؛ طوری که انگار هدف ابتدایی این بوده که یک فحش روشنفکرانه اختراع بشه، و بعد از استعمال بشینیم معنیش رو تعریف کنیم!
آدمیزادیترین تعریفی که دیدم، که البته همینش هم خیلیها قبول ندارند، این بود که نئولیبرال کسی است که چنان روی بازار آزاد تعصب دارد که حاضر است ماتحت مردم در اختیار دولت قرار بگیرد اما آزادی بازار حفظ شود!
اما این هم کافی نبود. مخصوصا اینکه پیدا کردن مصادیق شفافش راحت نیست. لذا مجبور شدم خودم تعریف دقیقی براش تعیین کنم که مردم با اتفاقات روزمره بتونند بسنجند.
در ایامالله اعتراضات به قتل جورج فلوید، مغازههای زیادی غارت و یا حتی به آتش کشیده شد. با اینکه همهشون چپ بودند و باید به دریا ریخته شوند، موضع من در مورد دو اصل، ثابت باقی موند: ۱- اعتراض به شرارت، بدون ایجاد دردسر و سر و صدا، یه اعتراض جدی نیست. اگه میخوای به شر اعتراض کنی، باید شر به پا کنی. ۲- اونایی که بیشتر از همه در اعتراضات شر به پا میکنند، امنیتیها و اطلاعاتیها هستند. نباید احتمال داد شر سازمانیافتهشون رو به شر مشروع معترضین اضافه میکنند. باید همیشه مطمئن بود و براش برنامه داشت.
اما عدهای از همه اون اتفاقات، چیزهای دیگهای بیرون کشیدند. از جمله ورژن عجیبی از اخلاقیات! که خلاصهش این بود: ما امروز صنعت بیمه رو داریم، که میتونه خسارت غارت و آتشسوزی رو پرداخت کنه. پس وقتی با امکانات نظام سرمایه میشه این مسائل رو جبران کرد، باید قباحت سنتی دزدی و آتشافروزی رو کاهش داد!
با اینکه در حباب خودشون از زندگی یک مغازهدار بیخبر بودند و اهمیتی نمیدادند که واقعا «امکانات نظام سرمایهداری» همهچیزش رو جبران نمیکنه، و بعضی وقتها اصلا جبران نمیکنه، کاری نداریم. مهم نوع استدلال بود.
گذشت و گذشت تا رسید به اعتراضات کامیونداران کانادا به واکسن اجباری و ممنوعیتهای کرونایی، که انقدر گسترده شد که تونستند مرز رو مسدود کنند! حالا همونهایی که اون تزهای اخلاقی رو درباره غارت مغازهها ارائه میکردند، موضع کاملا متفاوتی گرفتهاند، که به فارسی سخت میشه اینکه راننده تریلی رو مفسد فیالارض میدونند!
همینطور که واضحه، مسئله بیمه نبود و نیست. موضوع اینه: نابود شدن زندگی و بیزینس یک مغازهدار، خدشهای به تجارت جهانی وارد نمیکرد. پس مشکلی نداشت. اما مسدود کردن مرز، به تجارت جهانی خدشه وارد میکنه. پس گناه کبیرهست!
نئولیبرال، موجودیست که تجارت جهانی را به عنوان یک بت، یک الهه، یک رب، میپرسته. اگه مردم زیر چرخ قدرت له بشن اما به این بت آسیبی نرسه، ککشون نمیگزه؛ اما اگه چیزی این بت رو به خطر بندازه حاضرند خودشون مردم رو زیر بگیرند.
برای اینکه استحکام این تعریف رو تست کنم، در موقعیتهای مختلفی که کلمه نئولیبرال استفاده میشه جاگذاریش کردم، و خیلی خوب جواب داد. شاید بعدها آپدیتش کردم، ولی فعلا کار رو راه میندازه.
❤14
چیزی که رو هر جعبه نوشته شده بدخط بود، من براتون خواناش میکنم:
۱- مخارج آزادسازی قدس
۲- مخارج کنترل بابالمندب
۳- مخارج هلال شیعی
۴- مخارج کلاهک هستهای
۵- مخارج تولههای نظام در خارج
۶- مخارج تولههای نظام در داخل
۷- مخارج بتنریزیهای قرارگاه خاتم
۸- مخارج مافیای واردات
۹- مخارج تولیدکنندگان گروگانگیر
۱۰- مخارج دورزنندگان تحریم
۱۱- مخارج طلاب و بسیجیان
۱۲- مخارج جنون تمرکزگرایی
۱- مخارج آزادسازی قدس
۲- مخارج کنترل بابالمندب
۳- مخارج هلال شیعی
۴- مخارج کلاهک هستهای
۵- مخارج تولههای نظام در خارج
۶- مخارج تولههای نظام در داخل
۷- مخارج بتنریزیهای قرارگاه خاتم
۸- مخارج مافیای واردات
۹- مخارج تولیدکنندگان گروگانگیر
۱۰- مخارج دورزنندگان تحریم
۱۱- مخارج طلاب و بسیجیان
۱۲- مخارج جنون تمرکزگرایی
❤13
یکتاپرستی، یعنی هرکس دیگهای، عددی نیست. و همزمان یعنی همه مهمند.
هیچکس عددی نیست، اگه بخواد واسه ما خدایی کنه. و همه مهمند، چون خدا واسطه ما با اونهاست. از طبیعت بیجان، تا حیوانات، تا مردم غریبه، تا خانواده.
تسلیم در برابر خدای واحد، یعنی پذیرفتن اینکه به طرز خردکنندهای تنهاییم. و همزمان یعنی به تنهایی ارزشی نداریم. این تسلیم بدون جنگیدن مفهومی نداره. جنگیدن «با» خدایان قلابی، و «برای» مردمی که نمیخوان اسیرشون باشند. میگه زاهدی، واسه خودتی. درگیریت کجاست؟
یا خودتو درگیر میکنی، یا به حساب نمیای. حالت وسطی وجود نداره.
هیچکس عددی نیست، اگه بخواد واسه ما خدایی کنه. و همه مهمند، چون خدا واسطه ما با اونهاست. از طبیعت بیجان، تا حیوانات، تا مردم غریبه، تا خانواده.
تسلیم در برابر خدای واحد، یعنی پذیرفتن اینکه به طرز خردکنندهای تنهاییم. و همزمان یعنی به تنهایی ارزشی نداریم. این تسلیم بدون جنگیدن مفهومی نداره. جنگیدن «با» خدایان قلابی، و «برای» مردمی که نمیخوان اسیرشون باشند. میگه زاهدی، واسه خودتی. درگیریت کجاست؟
یا خودتو درگیر میکنی، یا به حساب نمیای. حالت وسطی وجود نداره.
❤6
Anarchonomy
یکتاپرستی، یعنی هرکس دیگهای، عددی نیست. و همزمان یعنی همه مهمند. هیچکس عددی نیست، اگه بخواد واسه ما خدایی کنه. و همه مهمند، چون خدا واسطه ما با اونهاست. از طبیعت بیجان، تا حیوانات، تا مردم غریبه، تا خانواده. تسلیم در برابر خدای واحد، یعنی پذیرفتن اینکه…
یوم الحساب یعنی روزی که معلوم میشه چه کسانی به حساب میان، و چه کسانی رو باید نادیده گرفت. مهم نیست چقدر زجر کشیدی تا زندگیت رو بچرخونی. مهم اینه که درگیر جنگ شدی یا نه. اگه نشده باشی، باید اینطور حساب کرد که هیچوقت وجود نداشتی.
❤7
برای کشوری که رفته زیر آب، نرخ تورم و شاخص بورس و آمار بیکاری و این چیزها، اهمیتی نداره. به اینها شاید بیست سال پیش باید توجه میشد. الان دیگه کار از کار گذشته. تنها دادهای که امروز مهمه اینه که مردم دیگه نمیتونند بهمدیگه کمک کنند.
این یک مرز خطرناکه که ازش داریم عبور میکنیم.
اینکه شغل و تخصص عدهای ایجاب میکنه که با اعداد و ارقام کلنجار برن، قابل درکه؛ اما باید بپذیرند که دارند روی عرشه تایتانیک، نقشه رسم میکنند. وقتی حاکمیت، از لحاظ کارایی کاملا فروریخته، تنها چیزی که هر فرد خواهد داشت، بقیه شهروندانی هستند که بش کمک کنند. به هرروشی که از عهدهش بربیان. اما الان این دیگه ممکن نیست. خلاء هر نوع حمایت، تعداد زیادی گرگ تنها ایجاد میکنه.
این یک مرز خطرناکه که ازش داریم عبور میکنیم.
اینکه شغل و تخصص عدهای ایجاب میکنه که با اعداد و ارقام کلنجار برن، قابل درکه؛ اما باید بپذیرند که دارند روی عرشه تایتانیک، نقشه رسم میکنند. وقتی حاکمیت، از لحاظ کارایی کاملا فروریخته، تنها چیزی که هر فرد خواهد داشت، بقیه شهروندانی هستند که بش کمک کنند. به هرروشی که از عهدهش بربیان. اما الان این دیگه ممکن نیست. خلاء هر نوع حمایت، تعداد زیادی گرگ تنها ایجاد میکنه.
❤8
نه تنها آئودی برای مدلهای برقی از پلتفرم مدلهای بنزینی استفاده میکنه هنوز (چون اینجوری ارزونتر درمیاد فعلا)، که سنگینند و آیرودینامیک جالبی هم ندارند، بلکه از بهترین نوع موتور و بهترین نوع باتری هم استفاده نمیکنه، و مجموع اینها باعث شده در بازدهی خیلی عقبتر از تسلا باشه. اما فارغ از میزان بازدهی، مقایسه هم باید درست انجام بشه. شاسیبلند برقی رو نباید با سواری گازوییلی مقایسه کرد. چون فیزیک، فیزیکه. ماشینی که خوابیده رو زمین مقامت کمتری در برابر هوا داره تا یه وانت که یه باکس فلزی گندهست. ازین هم که بگذریم، منابع تولید برق رو میشه تغییر داد. مثلا میشه از نیروگاههای هستهای استفاده کرد که آلایندگی ندارند. اما گازوییل همیشه گازوییله.
آیا این یعنی خوبه که خودروی بنزینی گازوییلی رو ممنوع کنند؟ بهیچوجه. وقتی میخوای مخالفت کنی با شرارت، لازم نیست در حوضچهای از مغلطهها و اطلاعات غلط غوطهور بشی. مثل احمقهایی که گفتند تو واکسن چیپ هست که به شبکه ۵جی متصل میشه! برقی شدن خودروها، هوای شهرها رو تمیز نگه میداره و جلوی مرگ زودرس میلیونها نفر گرفته میشه. اما آجیل مشکلگشای محیطزیست نیست. چون فیزیک، فیزیکه.
آیا این یعنی خوبه که خودروی بنزینی گازوییلی رو ممنوع کنند؟ بهیچوجه. وقتی میخوای مخالفت کنی با شرارت، لازم نیست در حوضچهای از مغلطهها و اطلاعات غلط غوطهور بشی. مثل احمقهایی که گفتند تو واکسن چیپ هست که به شبکه ۵جی متصل میشه! برقی شدن خودروها، هوای شهرها رو تمیز نگه میداره و جلوی مرگ زودرس میلیونها نفر گرفته میشه. اما آجیل مشکلگشای محیطزیست نیست. چون فیزیک، فیزیکه.
Anarchonomy
نه تنها آئودی برای مدلهای برقی از پلتفرم مدلهای بنزینی استفاده میکنه هنوز (چون اینجوری ارزونتر درمیاد فعلا)، که سنگینند و آیرودینامیک جالبی هم ندارند، بلکه از بهترین نوع موتور و بهترین نوع باتری هم استفاده نمیکنه، و مجموع اینها باعث شده در بازدهی خیلی…
ناصرخان کرمی یک بار فرمودند اگر هم قراره از خودروسازی داخلی دفاع کنید، از خودروسازی که خودروی برقی میسازه دفاع کنید.
اتفاقا برقیسازی حمل و نقل، این مزیت رو برای کشورهای در حال توسعه داره، که حجم انبوهی از دانش فنی که خودروی بنزینی لازم داشت و کشورهای صنعتی در اختیار داشتند رو لازم نداره. و دلیل اینکه چین انقدر سریع در صنعت خودروی برقی جهش کرد، در حالی که در بنزینی داشت دست و پا میزد، همینه.
اما ناصرخان به بخش لجستیک قضیه توجهی ندارند. برفرض که دانش ساخت خودروی برقی رو هم داریم الان، تحریمی هم وجود نداره، جمهوری اسلامی هم کرم نمیریزه. یعنی یک وضعیت ایدهآل برای استارت. آیا باتری لیتیوم گیر ما میاد؟ نه متأسفانه. تا تکنولوژی باتری تغییر بنیادین نکنه، همچنان باتری گران خواهد بود، و متریال گران رو به هر ننهقمری نخواهند داد. یا اینکه باید انقدر هزینه کنیم که ۹۹ درصد مردم توان خرید چنان ماشینی رو نخواهند داشت. باور کنید یا نه، سوخت فسیلی هدیه الهی به فقرا بوده تا اینجا.
اتفاقا برقیسازی حمل و نقل، این مزیت رو برای کشورهای در حال توسعه داره، که حجم انبوهی از دانش فنی که خودروی بنزینی لازم داشت و کشورهای صنعتی در اختیار داشتند رو لازم نداره. و دلیل اینکه چین انقدر سریع در صنعت خودروی برقی جهش کرد، در حالی که در بنزینی داشت دست و پا میزد، همینه.
اما ناصرخان به بخش لجستیک قضیه توجهی ندارند. برفرض که دانش ساخت خودروی برقی رو هم داریم الان، تحریمی هم وجود نداره، جمهوری اسلامی هم کرم نمیریزه. یعنی یک وضعیت ایدهآل برای استارت. آیا باتری لیتیوم گیر ما میاد؟ نه متأسفانه. تا تکنولوژی باتری تغییر بنیادین نکنه، همچنان باتری گران خواهد بود، و متریال گران رو به هر ننهقمری نخواهند داد. یا اینکه باید انقدر هزینه کنیم که ۹۹ درصد مردم توان خرید چنان ماشینی رو نخواهند داشت. باور کنید یا نه، سوخت فسیلی هدیه الهی به فقرا بوده تا اینجا.
ازین سه جماعت فاصله بگیرید
اونایی که فکر میکنند اونایی که در واشنگتندیسی نشستن میدونند دارن چیکار میکنند.
اونایی که فکر میکنند اونایی که در واشنگتندیسی نشستن نمیدونند چیکار میکنند و اگه افراد دیگهای جاشون میذاشتیم الان اوضاع فرق میکرد.
اونایی که فکر میکنند دو مورد قبلی ربطی به اینکه الان فائوچی مسئول کنترل کروناست، نداره.
اونایی که فکر میکنند اونایی که در واشنگتندیسی نشستن میدونند دارن چیکار میکنند.
اونایی که فکر میکنند اونایی که در واشنگتندیسی نشستن نمیدونند چیکار میکنند و اگه افراد دیگهای جاشون میذاشتیم الان اوضاع فرق میکرد.
اونایی که فکر میکنند دو مورد قبلی ربطی به اینکه الان فائوچی مسئول کنترل کروناست، نداره.
Anarchonomy
ازین سه جماعت فاصله بگیرید اونایی که فکر میکنند اونایی که در واشنگتندیسی نشستن میدونند دارن چیکار میکنند. اونایی که فکر میکنند اونایی که در واشنگتندیسی نشستن نمیدونند چیکار میکنند و اگه افراد دیگهای جاشون میذاشتیم الان اوضاع فرق میکرد. اونایی…
یکی از دلایلی که از جو روگن بدشون میاد، اینه که طیف وسیعی از آدمها رو میزبانی میکنه.. و وقتی آدمهای دولتی میان اینطرف میزش مینشینند، مخاطبهای روگن، که میلیونها نفرند، و بیشتر از مخاطبهای تلویزیون؛ تفاوت فاحش دولتیها و بقیه آدمهای موفق رو به صورت زنده میبینند. هر دولتی و ساختاری ازینکه کهنه بودنش تابلو بشه بدش میاد.
Anarchonomy
یکی از دلایلی که از جو روگن بدشون میاد، اینه که طیف وسیعی از آدمها رو میزبانی میکنه.. و وقتی آدمهای دولتی میان اینطرف میزش مینشینند، مخاطبهای روگن، که میلیونها نفرند، و بیشتر از مخاطبهای تلویزیون؛ تفاوت فاحش دولتیها و بقیه آدمهای موفق رو به صورت زنده…
جو یه ضدترامپ طرفدار برنیسندرز بود که اگه تو یوافسی نبود بیشتر رفقاش دموکرات کلینتونی میبودند. اونا هم این رو میدونند. و از همین عصبانیاند که کسی که از قبیله خودشونه، داره خواسته یاناخواسته باعث برملا شدن این کهنگی میشه.
ساختار کهنه، خیلی علاقه داره مردم فکر کنند همه اجزای دولت دارند مثل ناسا کار میکنند. چون قبلا موفق شده در ذهن مردم تثبیت کنه که ناسا داره عالی کار میکنه. حکم کلیشون این بود: ناسا رو میبینید؟ افبیآی هم همونجوریه! سیا هم همونجوریه! قوه قضائیه هم همونجوریه!
ساختار کهنه، خیلی علاقه داره مردم فکر کنند همه اجزای دولت دارند مثل ناسا کار میکنند. چون قبلا موفق شده در ذهن مردم تثبیت کنه که ناسا داره عالی کار میکنه. حکم کلیشون این بود: ناسا رو میبینید؟ افبیآی هم همونجوریه! سیا هم همونجوریه! قوه قضائیه هم همونجوریه!
Anarchonomy
جو یه ضدترامپ طرفدار برنیسندرز بود که اگه تو یوافسی نبود بیشتر رفقاش دموکرات کلینتونی میبودند. اونا هم این رو میدونند. و از همین عصبانیاند که کسی که از قبیله خودشونه، داره خواسته یاناخواسته باعث برملا شدن این کهنگی میشه. ساختار کهنه، خیلی علاقه داره…
ستیز با ساختار کهنه، قاعدتا نباید تفریح جانبی مردم باشه که هروقت گرفتاریهای روزانهشون رو سر و سامان دادن بش بپردازند. این تعویض شیشه پنجرهای که خیلی وقته ترک خورده و وقت نمیشه عوضش کنیم نیست. آدمهای دولت، و همه مورچههای کارگری که براش کار میکنند؛ همه ابعاد جدی زندگی ما رو به تفریحات خودشون تبدیل میکنند. خبرنگار، تحلیلگر، کارشناس اندیشکده، ژنرال بازنشسته، مامور سابق سیا که پادکست داره، ستوننویس نیویورکتایمز، مجری فاکسنیوز، نماینده کنگرهای که نیم قرنه نماینده کنگرهست، مشاور امنیت ملی، معاون سابق رییسجمهور.. همه اینها، جنگ رو مثل یک تفریح تخصصی میبینند. از دنبال کردنش لذت میبرند. حتی از صحنههای غمانگیزی که ایجاد میکنه هم لذت میبرند. نه به شکل یک سایکوپت. بلکه درست شبیه کسی که درگیر تراژدیه. مثل کسی که دوست داره تو نقشش تو تئاتر مدرسه، گریه هم باشه. از ترکیب همه اتفاقاتی که در جنگ هست، خوشش میاد. چه غرور باشه، چه حس شکست، چه خنده، چه گریه، چه صحنههای حماسی. اون پسر هجده ساله که قراره قطعات تیز و داغ انفجار بمب و راکت، شکمش رو پاره کنه؛ یه اسباببازیه.
اگه بچه چندماههت رو بگیرن و ببرند بیرون روی پوستش وایتکس بریزند، تا سرگرم بشن، باشون چیکار میکنی؟ اگه هیچکاری هم از دستت برنیاد، یه جوری بشون نگاه میکنی که انگار آمادهای گلوشون رو ببری. قطعا بشون نمیگی «ژنرال»، «پروفسور»، «ژورنالیست». هرچقدر هم که آدمهای موجهی باشند.
مردم باید بفهمند دشمنانشون، آدمهای معمولیاند. مرخصی کمی بشون داده میشه. و درآمدشون خیلی بالا نیست. و نمیتونند چیزی بیشتر از تویوتا راو۴ سوار بشن.
اگه بچه چندماههت رو بگیرن و ببرند بیرون روی پوستش وایتکس بریزند، تا سرگرم بشن، باشون چیکار میکنی؟ اگه هیچکاری هم از دستت برنیاد، یه جوری بشون نگاه میکنی که انگار آمادهای گلوشون رو ببری. قطعا بشون نمیگی «ژنرال»، «پروفسور»، «ژورنالیست». هرچقدر هم که آدمهای موجهی باشند.
مردم باید بفهمند دشمنانشون، آدمهای معمولیاند. مرخصی کمی بشون داده میشه. و درآمدشون خیلی بالا نیست. و نمیتونند چیزی بیشتر از تویوتا راو۴ سوار بشن.
Anarchonomy
ستیز با ساختار کهنه، قاعدتا نباید تفریح جانبی مردم باشه که هروقت گرفتاریهای روزانهشون رو سر و سامان دادن بش بپردازند. این تعویض شیشه پنجرهای که خیلی وقته ترک خورده و وقت نمیشه عوضش کنیم نیست. آدمهای دولت، و همه مورچههای کارگری که براش کار میکنند؛ همه…
تو ایران هم ازین سادهپنداریها چوب زیادی خوردیم. ما آدمهای بینوایی بودیم که سرمون تو کار خودمون بود و مواظب بودیم پامون به پاسگاه باز نشه. غافل ازینکه «چون خودمون میخوایم ساده زندگی کنیم دلیل نمیشه دیگران هم با ما ساده برخورد کنند». وقتی میرحسین «احساس خطر» کرد، مردم ساده چه مفهومی به ذهنشون میرسید، و خودش چه مفهومی تو ذهنش بود؟ اونها با یک فرمول دیگه بازی میکنند، و ما با یه فرمول دیگه شریک بازی میشیم. و گاهی قربانی.
ما چه گوسفند باشیم چه سگ، ساختار حاکم فقط گرگ میسازه. پس بهتره سگ باشیم.
ما چه گوسفند باشیم چه سگ، ساختار حاکم فقط گرگ میسازه. پس بهتره سگ باشیم.
❤5