پاک کردن خبر، لزوما درست بودنش رو تأیید نمیکنه. شخصا قبول ندارم که حمله به نفتکش دستور مستقیم ایران بوده. از خود این نقل قول هم پیداست، هم میگه دستور دادیم بزنند هم سریع میگه البته ما نمیخوایم با عربستان بجنگیم! خب کسی که نمیخواد بجنگه دستور حمله به نفتکشش هم نمیده. این حداکثر شهوت یه فرمانده بیسواد در پز دادن با چیزیه که خودش سهمی توش نداشته. ازین پزها زیاد دادند تا حالا.
اما نکته در همون بیسوادیه.. یک درجهدار نظامی انقدر شعور نداره که جملاتش رو طوری بیان کنه که کشور رو رسما به عنوان یک متجاوز نشون نده. قاعدتا باید میگفت «دشمن هم آنطور که وانمود میکند از آسیبپذیری در امان نیست، وقتی حوثیهای آموزش ندیده بتوانند عبور و مرور نفتکشها را مختل کنند، نیروهای مقتدر و مجرب ما حتما قادر به خلق اتفاقات بزرگتری خواهند بود». وقتی که تکرار این خریتها از یه حدی بیشتر میشه، دیگه طرف مقابل قبول نمیکنه که اینها همش از بیسوادی و نفهمیه. حق داره نتیجه بگیره که اینا میخارن برای جنگ! و بر همون مبنا هم تصمیمگیری میکنه. و وقتی تصمیمگیری کردند، هزینهش رو مردم ایران خواهند داد.
زمانی که حرف از حمله نظامی میشه، عدهای سادهلوح موقعیت رو استثنایی قلمداد کرده، و پشت سر همین بیسوادهای نفهم سنگر میگیرند! که نمونهش رو در هشتگ #من_سپاهیام دیدیم. غافل ازینکه اینها خود دشمن هستند. اونهایی که ایران رو در معرض آتش قرار دادند دقیقا همینها بودند (نه تجزیهطلبها، نه تحریمیها، نه براندازها). برای مقابله با آتش، نمیشه پشت آتشافروز پناه گرفت.
https://twitter.com/hafezeh_tarikhi/status/1026771867737251841?s=19
اما نکته در همون بیسوادیه.. یک درجهدار نظامی انقدر شعور نداره که جملاتش رو طوری بیان کنه که کشور رو رسما به عنوان یک متجاوز نشون نده. قاعدتا باید میگفت «دشمن هم آنطور که وانمود میکند از آسیبپذیری در امان نیست، وقتی حوثیهای آموزش ندیده بتوانند عبور و مرور نفتکشها را مختل کنند، نیروهای مقتدر و مجرب ما حتما قادر به خلق اتفاقات بزرگتری خواهند بود». وقتی که تکرار این خریتها از یه حدی بیشتر میشه، دیگه طرف مقابل قبول نمیکنه که اینها همش از بیسوادی و نفهمیه. حق داره نتیجه بگیره که اینا میخارن برای جنگ! و بر همون مبنا هم تصمیمگیری میکنه. و وقتی تصمیمگیری کردند، هزینهش رو مردم ایران خواهند داد.
زمانی که حرف از حمله نظامی میشه، عدهای سادهلوح موقعیت رو استثنایی قلمداد کرده، و پشت سر همین بیسوادهای نفهم سنگر میگیرند! که نمونهش رو در هشتگ #من_سپاهیام دیدیم. غافل ازینکه اینها خود دشمن هستند. اونهایی که ایران رو در معرض آتش قرار دادند دقیقا همینها بودند (نه تجزیهطلبها، نه تحریمیها، نه براندازها). برای مقابله با آتش، نمیشه پشت آتشافروز پناه گرفت.
https://twitter.com/hafezeh_tarikhi/status/1026771867737251841?s=19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجب خط مدهوشکنندهای! خانهت آباد.
در ماههای اخیر، کسانی که بیشترین فحش رو از همه طبقات اجتماعی خوردند، «مردم ایران» بودند. اون هم به خاطر کارهای سادهای مثل تبدیل پولشون به دلار یا طلا یا هرچیزی. انبوهی از «از ماست که برماست» و «خودمون هم به خودمون رحم نمیکنیم» نثار این ملت بیچاره شده. ملتی که به معنی واقعی کلمه بیچارهست، چون آپشنهای زیادی نداره که به عنوان «چاره» انتخاب کنه. و در عین حال رفتار مردم ترکیه و مردم آلمان رو در مواجهه با تلاطم اقتصادی رو چکش میکنند و به سرش میکوبند! یعنی کشورهایی که بدترین روزهاشون از بهترین روزهای ما آرومتره، و شرایطشون مطلقا ارتباطی با شرایط غیرعادیترین کشور جهان یعنی ایران، نداره. این واقعیت تلخ برای من خیلی جالب بود که عدهای از ایرانیان، هموطنان خودشون رو سرزنش میکنند، اما یه استاد اقتصاد مثل استیو هانکه، که یک خارجی بیگانهست، هی توضیح میده که خیلی طبیعیه که مردم ایران در تلاش باشند تا ریالشون رو به چیزی غیر از ریال تبدیل کنند تا سرمایه اندکشون حفظ بشه، چون بدرستی تشخیص میدن که ریال آینده تاریکی داره. و به این اشاره میکنه که این مردم باهوش هستند که سریع تشخیص میدند داره چه اتفاقاتی میفته و متناسب باش تصمیم میگیرند!
اما این تنها مصداق مردمستیزی نیست. به یک انگلیسی بگم مردم ما نجیبتر از مردم شما هستند، چون با وجود اینکه زندگی در اینجا فوقالعاده سخته و در مقایسه با زندگی روزمره شما ما داریم داخل یک تونل وحشت زندگی میکنیم، اونم وسط باغوحشی به نام خاورمیانه، آمار جرم و جنایات باید خیلی بیشتر ازینی بود که هست و آمار شما باید خیلی کمتری ازین که هست میبود، طرف راحتتر قانع میشد تا همینو بخوام به یک ایرانی که میخواد مهاجرت کنه به انگلیس بفهمونم!
قطعا ما مردم ایران ایراد زیاد داریم. ولی ایرادهامون اینایی نیست که دارند بولد میکنند، و اون ایرادهایی که هست بیشترش بمون تحمیل شده. یک سیستم حاکمیتی نرمال بذارید در رأس این کشور، بعد به مردم نمره بدید. تا زمانی که اون اتفاق نیفتاده، هر نمرهای فقط یه برچسبه.
اما این تنها مصداق مردمستیزی نیست. به یک انگلیسی بگم مردم ما نجیبتر از مردم شما هستند، چون با وجود اینکه زندگی در اینجا فوقالعاده سخته و در مقایسه با زندگی روزمره شما ما داریم داخل یک تونل وحشت زندگی میکنیم، اونم وسط باغوحشی به نام خاورمیانه، آمار جرم و جنایات باید خیلی بیشتر ازینی بود که هست و آمار شما باید خیلی کمتری ازین که هست میبود، طرف راحتتر قانع میشد تا همینو بخوام به یک ایرانی که میخواد مهاجرت کنه به انگلیس بفهمونم!
قطعا ما مردم ایران ایراد زیاد داریم. ولی ایرادهامون اینایی نیست که دارند بولد میکنند، و اون ایرادهایی که هست بیشترش بمون تحمیل شده. یک سیستم حاکمیتی نرمال بذارید در رأس این کشور، بعد به مردم نمره بدید. تا زمانی که اون اتفاق نیفتاده، هر نمرهای فقط یه برچسبه.
Anarchonomy
Photo
لیندزی گراهام، که با اینکه یه جمهوریخواه وفاداره، هرگز از ترامپ حمایت نکرد. در واقع جزء ضدترامپیها بود. اما به ایران که میرسه، به اروپاییها میگه چتونه که دارید به خیال خودتون آخوندها رو از مخمصه نجات میدید؟ بیاید پشت سر ترامپ بایستید تا کار اینا رو یکسره کنیم!
در سند استراتژی دفاعی پنتاگون، کلا چهار تا قدرت تهدیدکننده تعریف شده. روسیه و چین. کرهشمالی و ایران. به اون دوتای اولی میگه قدرتهای برانداز! یعنی چین و روسیه قدرتهایی هستند که میخوان نظم و عرف جهانی رو از چیزی که هست تغییر بدن و یه نظم دیگه برقرار کنند، که مثلا تو اون نظم جدید قلدری عیب نداشته باشه، ضمیمه کردن زوری خاک همسایه به خاک خودت عیب نداشته باشه، هواپیمای مسافری رو با موشک زدن عیب نداشته باشه، شکنجه کردن شهروندان خودت عیب نداشته باشه، انداختن دموکراسی تو سطل آشغال عیب نداشته باشه، حقوق بشر کشک باشه، و خلاصه برگردیم به دوره سلسله مینگ! این دوتا نمیخوان جای ما (آمریکا) رو تو دنیا بگیرن، بلکه میخوان جای ما خالی باشه! ( تفاوت اساسیای بین این دو حالت هست که تحلیلگران ما متأسفانه هنوز بش واقف نیستند و فکر میکنند قصد چین و روسیه رقابته!). اما به دوتای دومی میگه قدرتهای یاغی! یعنی کره و شمالی و ایران، انقدری قدرت و ظرفیت ندارند که بخوان بساط دنیا رو بهم بریزند. مهم نیست چه نظمی حاکم باشه، اینا فقط شر درست میکنند. یاغی نه برنامهای داره که کدخدای حاکم رو کنار بزنه، نه پتانسیلش رو داره. فقط موی دماغه. بنابراین برای اینکه بتونیم جلوی قدرتهای برانداز رو بگیریم، اول باید این یاغیها رو بشونیم سرجاشون. ضمن اینکه سرکوب یاغیها به براندازها نشون میده که با کی طرفند.
هشدار لیندزی گراهام به اروپا هم در همین راستاست. تو یکی از توعیتهاش میگه «به نظر میآید در مقابله با اهریمنها، یک ژن مماشات در سیاست اروپاییها وجود دارد که در طول تاریخ منجر به مرگ میلیونها نفر شده است». اگه گفتن چنین حرف سنگینی به اروپا بیسابقه نباشه، حتما کمسابقهست. آلمان در دقیقه ۹۰ از انتقال ۴۰۰ میلیون دلار پول نقد به ایران جلوگیری کرد، کاری که انتظار نمیرفت انجام بده (معمولا به بهانه بروکراسی از زیر بار اقدامات فوری در میرن). اما این برای آمریکا کافی نیست. اونها میگن سختگرفتن به یاغی مشکلی رو حل نمیکنه. یاغی رو باید نابود کرد.
هرچند کره شمالی به این راحتیها دست از یاغیگری اتمی برنمیداره، اما به نظر میاد دیگه شاخش برای متحدان آمریکا یعنی ژاپن و کره جنوبی تیز نیست. فقط ایران مونده که شاخش همچنان متحدان رو اذیت میکنه، و اونها این شاخ رو رها نخواهند کرد تا بالاخره از جا کنده شه.
چون دنیا کارهای مهمتری داره که انجام بده. مثل این که تصمیم بگیره میخواد با چه نظمی زندگی کنه.
در سند استراتژی دفاعی پنتاگون، کلا چهار تا قدرت تهدیدکننده تعریف شده. روسیه و چین. کرهشمالی و ایران. به اون دوتای اولی میگه قدرتهای برانداز! یعنی چین و روسیه قدرتهایی هستند که میخوان نظم و عرف جهانی رو از چیزی که هست تغییر بدن و یه نظم دیگه برقرار کنند، که مثلا تو اون نظم جدید قلدری عیب نداشته باشه، ضمیمه کردن زوری خاک همسایه به خاک خودت عیب نداشته باشه، هواپیمای مسافری رو با موشک زدن عیب نداشته باشه، شکنجه کردن شهروندان خودت عیب نداشته باشه، انداختن دموکراسی تو سطل آشغال عیب نداشته باشه، حقوق بشر کشک باشه، و خلاصه برگردیم به دوره سلسله مینگ! این دوتا نمیخوان جای ما (آمریکا) رو تو دنیا بگیرن، بلکه میخوان جای ما خالی باشه! ( تفاوت اساسیای بین این دو حالت هست که تحلیلگران ما متأسفانه هنوز بش واقف نیستند و فکر میکنند قصد چین و روسیه رقابته!). اما به دوتای دومی میگه قدرتهای یاغی! یعنی کره و شمالی و ایران، انقدری قدرت و ظرفیت ندارند که بخوان بساط دنیا رو بهم بریزند. مهم نیست چه نظمی حاکم باشه، اینا فقط شر درست میکنند. یاغی نه برنامهای داره که کدخدای حاکم رو کنار بزنه، نه پتانسیلش رو داره. فقط موی دماغه. بنابراین برای اینکه بتونیم جلوی قدرتهای برانداز رو بگیریم، اول باید این یاغیها رو بشونیم سرجاشون. ضمن اینکه سرکوب یاغیها به براندازها نشون میده که با کی طرفند.
هشدار لیندزی گراهام به اروپا هم در همین راستاست. تو یکی از توعیتهاش میگه «به نظر میآید در مقابله با اهریمنها، یک ژن مماشات در سیاست اروپاییها وجود دارد که در طول تاریخ منجر به مرگ میلیونها نفر شده است». اگه گفتن چنین حرف سنگینی به اروپا بیسابقه نباشه، حتما کمسابقهست. آلمان در دقیقه ۹۰ از انتقال ۴۰۰ میلیون دلار پول نقد به ایران جلوگیری کرد، کاری که انتظار نمیرفت انجام بده (معمولا به بهانه بروکراسی از زیر بار اقدامات فوری در میرن). اما این برای آمریکا کافی نیست. اونها میگن سختگرفتن به یاغی مشکلی رو حل نمیکنه. یاغی رو باید نابود کرد.
هرچند کره شمالی به این راحتیها دست از یاغیگری اتمی برنمیداره، اما به نظر میاد دیگه شاخش برای متحدان آمریکا یعنی ژاپن و کره جنوبی تیز نیست. فقط ایران مونده که شاخش همچنان متحدان رو اذیت میکنه، و اونها این شاخ رو رها نخواهند کرد تا بالاخره از جا کنده شه.
چون دنیا کارهای مهمتری داره که انجام بده. مثل این که تصمیم بگیره میخواد با چه نظمی زندگی کنه.
وزیر دفاع اسراییل گفته سوریه داره ارتش رو بازسازی میکنه تا به ارتشی بزرگتر از ارتش ماقبل جنگ تبدیل شه! (امثال لیبرمن استاد اضافه کردن به حجم پیازداغ هستند البته).
بعد یه خبرنگار نوشته ارتشی که حتی ماشین لباسشویی مردم رو غارت میکنه! اسراییل بهتره نگران چنین ارتشی نباشه.
یه بار یه پست درباره معنی گسترده کلمه «لاکشری» نوشته بودم، که مثلا نداشتن بیماری، خودش یه لاکشریه. داشتن پدر تحصیلکرده یه لاکشریه. شاید فقر نقطه ماکزیمم بیچارگی به حساب بیاد برای خیلیها، اما میشه فقیر بود و در امان بود. یعنی ممکنه اسباب منزلت خیلی ارزونقیمت و ساده باشند، اما اینکه از بیرون بیای درو باز کنی ببینی همون وسایل سرجاشه، یه جور لاکشریه. در سوریه، یک خانواده فقیر حتی ازون هم محرومه. میگن جنگ داخلی سوریه رو نابود کرد. اما این «مردمستیزی» بود که سوریه رو نابود کرد.
بعد یه خبرنگار نوشته ارتشی که حتی ماشین لباسشویی مردم رو غارت میکنه! اسراییل بهتره نگران چنین ارتشی نباشه.
یه بار یه پست درباره معنی گسترده کلمه «لاکشری» نوشته بودم، که مثلا نداشتن بیماری، خودش یه لاکشریه. داشتن پدر تحصیلکرده یه لاکشریه. شاید فقر نقطه ماکزیمم بیچارگی به حساب بیاد برای خیلیها، اما میشه فقیر بود و در امان بود. یعنی ممکنه اسباب منزلت خیلی ارزونقیمت و ساده باشند، اما اینکه از بیرون بیای درو باز کنی ببینی همون وسایل سرجاشه، یه جور لاکشریه. در سوریه، یک خانواده فقیر حتی ازون هم محرومه. میگن جنگ داخلی سوریه رو نابود کرد. اما این «مردمستیزی» بود که سوریه رو نابود کرد.
این صحنههایی از حملههای هواپیماهای کامیکازی ژاپن به ناوهای آمریکاست. برخلاف تصور عموم مردم، ژاپنیها فقط با هواپیما اینکارو نمیکردند. ماشین انتحاری داشتند، قایق انتحاری داشتند، تانک انتحاری هم داشتند، حتی زیردریایی انتحاری هم داشتند. اینو باید به سپاهیا نشون داد.. دچار این خیال هستند که قایقی که سرنشینش قصد خودکشی داره برای آمریکاییها یه داستان تازهست! تو همین فیلم کوتاه هم نشون میده که در عرض چند هفته ناوهای غولپیکر که به خاطر این حملات مورد آسیب جدی قرار میگرفتن رو وسط آب و با چه سرعتی و با چه لجستیک خیرهکنندهای تعمیر میکردند و دوباره میفرستادن برای عملیات، بدون اینکه شناور رو برگردونن به خونه!
https://youtu.be/ypLuXx6SKgU
https://youtu.be/ypLuXx6SKgU
YouTube
Footage of Kamikaze Attack on US Ships
Footage of Kamikaze Attack on US Ships [HD]. Great footage. A gun battle ensues in the Pacific Ocean where gunners bring down Japanese planes. Footage of Kamikaze planes crashing in to the sea and one plane is hit but it crashes on U.S.S. 'Bunker Hill' and…
Anarchonomy
این صحنههایی از حملههای هواپیماهای کامیکازی ژاپن به ناوهای آمریکاست. برخلاف تصور عموم مردم، ژاپنیها فقط با هواپیما اینکارو نمیکردند. ماشین انتحاری داشتند، قایق انتحاری داشتند، تانک انتحاری هم داشتند، حتی زیردریایی انتحاری هم داشتند. اینو باید به سپاهیا…
میخواستم برای این پست تیتر بزنم: آمریکا برای آن که آقای جهان شود، رنج دوران برده است!
بعد دیدم رنج کلمه درستی نیست. رنج رو خیلیها کشیدن. صرف اذیت شدن آدمو به جایی نمیرسونه. نیمه اول قرن بیستم، آمریکا هیچ فرقی با یه کشور جهانسوم نداشت. اما رهبری هوشمندانه، اتحاد مردمی، و تعریف دقیق و شفاف از منافع ملی، مهاجرپذیری و استفاده از استعداد همه مردم، خودانتقادی و اصلاح سریع خطاها، و البته جرئت و اعتماد به نفس، دست به دست هم داد تا یک غول بیرقیب بسازه.
بعد دیدم رنج کلمه درستی نیست. رنج رو خیلیها کشیدن. صرف اذیت شدن آدمو به جایی نمیرسونه. نیمه اول قرن بیستم، آمریکا هیچ فرقی با یه کشور جهانسوم نداشت. اما رهبری هوشمندانه، اتحاد مردمی، و تعریف دقیق و شفاف از منافع ملی، مهاجرپذیری و استفاده از استعداد همه مردم، خودانتقادی و اصلاح سریع خطاها، و البته جرئت و اعتماد به نفس، دست به دست هم داد تا یک غول بیرقیب بسازه.
نکته جالب این جمله «هیچکس هیچ غلطی نمیتواند بکند» خود جمله نیست، بلکه شأن نزولشه. باید نگاه کنید که این رو در جواب به چه چیزی داده. عدهای از مالهکشان برونمرزی نظام رو جمع کردند، و اونها هم نسبت به سرنوشت نظام ابراز نگرانی کردند، و حضرت هم این جواب رو داده! در واقع سوال اونا اینه که برنامهتون چیه؟ و این به جای اینکه بگه برنامهم اینه، گفته برنامه بقیه موفق نخواهد شد! یعنی خیلی ساده داره میگه برنامهای ندارم! 😁
https://t.me/AlaviShahed/657
https://t.me/AlaviShahed/657
Telegram
شاهد علوی/ روزنامهنگار
سید علی خامنهای در واکنش به تظاهرات اخیر و شعارها علیه حکومت: «نگران نباشید، هیچکس هیچ غلطی نمیتواند بکند.»
علی جان! شما لطفا نگران ما نباش، ما میدانیم شما آقای «همهکس» به جای همه ما «هیچکسها» غلط میکنید و کلی هم در این ۴۰ سال غلط بیجا و زیادی…
علی جان! شما لطفا نگران ما نباش، ما میدانیم شما آقای «همهکس» به جای همه ما «هیچکسها» غلط میکنید و کلی هم در این ۴۰ سال غلط بیجا و زیادی…
خوانندگان کانال گهگاهی پیام میدن که تو که اینهمه از وضع موجود نالانی، خب یه نقشه راه هم ارائه بده. نمیدونم این توقع از کجا اومده. مثل اینه که یک منتقد درباره یک فیلم بگه «بعضی کاتها بیننده رو بیجهت سردرگم میکنه» و بش بگن «گر تو بهتر میزنی بستان بزن!». اگه اینجوری بود فقط کارگردانها حق داشتند درباره فیلمهای همدیگه نقد بنویسند. اما با وجود اینکه هیچ وظیفهای ندارم که نقشه راه ارائه بدم، و با وجود اینکه اصلا در جایگاهی نیستم که فتوا بدم مملکت به این بزرگی و به این پیچیدگی باید به چه سمت و سویی حرکت کنه، این حق رو دارم که برای آینده کشور یه سری آرزو داشته باشم، که میتونه در یک قانون اساسی مدرن گنجانده بشه. اما قبل ازینکه تصویری ازون آرزو رو نمایش بدم گفتم بد نیست نظر بقیه رو هم بپرسم. از همفکران خودم گرفته تا مدافعان نظام تا حقوقخواندهها. نتیجهای که ازین فیدبکها گرفتم این بود که به جای مطالعه قانون اساسی کشورهای پیشرفته، باید برم کتاب «هنر معامله» ترامپ رو بخونم!
مشکل ما، رفرنسها و الگوبرداری نیست اصلا. مشکل ما چندپارگی جامعهست. این جامعه در یک گوشه کشور شعبهای داره که هنوز دختر رو در حد یک کوزه دکوری ارزشگذاری میکنه، و در یک گوشه دیگه شعبهای داره که دختر و پسر بدون هیچ قرارداد و تعهدی باهم در یک آپارتمان زندگی میکنند! (هزار و یک مصداق میشه آورد، فقط خواستم به کنتراست عمیق اشاره کنم. نه اینکه مسائل جنسیتی رو مهمترین مسئله وانمود کنم). این چندپارگی معلوم نیست چند دهه دیگه دوام بیاره و شاید هیچوقت ازبین نره. پس تلاش برای یکدست کردن این جامعه تقریبا بیهودهست. تنها کاری که میشه کرد وادار کردن هر تکه ازین جمع به معامله با بقیه تکههاست، و تو این معامله هرکس باید به ازای چیزهایی که گیرش میاد، قید یه سری چیزها رو هم بزنه. نه باید برنده مطلق وجود داشته باشه، نه بازنده مطلق.
برخی قانون اساسی فعلی رو برای رسیدن به اون معامله مکفی میدونند، که تصور عجیبیه. فقط برای نمونه یک تناقض بنیادی این قانون اساسی رو مثال میزنم. در اصل نهم اومده: «هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»
به نظر اصل مترقیای میاد. تو بعضی کشورها با وضع قوانین میشه آزادی رو محدود کرد، ولی طبق این اصل حتی حق نداری قانونی رو تصویب کنی که سلبکننده باشه! و حتی به بهانههایی مثل امنیت ملی نمیتونن آزادیت رو ازت بگیرن! (چیزی که جمهوریاسلامی مطلقا بش پایبند نیست).
اما یکم پایینتر و در اصل دوازدهم میگه: «دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است.»
نوع تفرعن تنظیمکننده رو داشته باشید که فکر کرده بوده میتونه با نوشتن یک جمله، یک موضوع رو ابدی کنه! و نوع جهالتش رو داشته باشید که فکر کرده بوده رسمیت دین یک حقیقتی مستقل از اراده جماعته! اما از بطن خجالتآور این اصل که بگذریم، اصل نهم رو نقض میکنه. چون آزادی جامعه در تغییر (یا لغو) دین رسمی رو به اسم استقلال دینی و فرهنگی، سلب میکنه. مردم اجازه نخواهند داشت که قید هویت خاص «اثنی عشری» رو بزنند. (ما یه نوع استقلال خاص داریم از جهان خارج، و اونم اینه که فارغ ازینکه دنیا چه خبره و داره چجوری حرکت میکنه، داریم قالالصادق و قالالباقر رو مبنای حکومتداری قرار میدیم).
ایران نیاز به یک صلح درونی داره، و با این قانون نمیشه به صلح رسید.
مشکل ما، رفرنسها و الگوبرداری نیست اصلا. مشکل ما چندپارگی جامعهست. این جامعه در یک گوشه کشور شعبهای داره که هنوز دختر رو در حد یک کوزه دکوری ارزشگذاری میکنه، و در یک گوشه دیگه شعبهای داره که دختر و پسر بدون هیچ قرارداد و تعهدی باهم در یک آپارتمان زندگی میکنند! (هزار و یک مصداق میشه آورد، فقط خواستم به کنتراست عمیق اشاره کنم. نه اینکه مسائل جنسیتی رو مهمترین مسئله وانمود کنم). این چندپارگی معلوم نیست چند دهه دیگه دوام بیاره و شاید هیچوقت ازبین نره. پس تلاش برای یکدست کردن این جامعه تقریبا بیهودهست. تنها کاری که میشه کرد وادار کردن هر تکه ازین جمع به معامله با بقیه تکههاست، و تو این معامله هرکس باید به ازای چیزهایی که گیرش میاد، قید یه سری چیزها رو هم بزنه. نه باید برنده مطلق وجود داشته باشه، نه بازنده مطلق.
برخی قانون اساسی فعلی رو برای رسیدن به اون معامله مکفی میدونند، که تصور عجیبیه. فقط برای نمونه یک تناقض بنیادی این قانون اساسی رو مثال میزنم. در اصل نهم اومده: «هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»
به نظر اصل مترقیای میاد. تو بعضی کشورها با وضع قوانین میشه آزادی رو محدود کرد، ولی طبق این اصل حتی حق نداری قانونی رو تصویب کنی که سلبکننده باشه! و حتی به بهانههایی مثل امنیت ملی نمیتونن آزادیت رو ازت بگیرن! (چیزی که جمهوریاسلامی مطلقا بش پایبند نیست).
اما یکم پایینتر و در اصل دوازدهم میگه: «دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است.»
نوع تفرعن تنظیمکننده رو داشته باشید که فکر کرده بوده میتونه با نوشتن یک جمله، یک موضوع رو ابدی کنه! و نوع جهالتش رو داشته باشید که فکر کرده بوده رسمیت دین یک حقیقتی مستقل از اراده جماعته! اما از بطن خجالتآور این اصل که بگذریم، اصل نهم رو نقض میکنه. چون آزادی جامعه در تغییر (یا لغو) دین رسمی رو به اسم استقلال دینی و فرهنگی، سلب میکنه. مردم اجازه نخواهند داشت که قید هویت خاص «اثنی عشری» رو بزنند. (ما یه نوع استقلال خاص داریم از جهان خارج، و اونم اینه که فارغ ازینکه دنیا چه خبره و داره چجوری حرکت میکنه، داریم قالالصادق و قالالباقر رو مبنای حکومتداری قرار میدیم).
ایران نیاز به یک صلح درونی داره، و با این قانون نمیشه به صلح رسید.
این آخوند گرامی تنه زدن یک شهروند عصبانی (که تازه بش حق هم میده که عصبانی باشه) به یک آخوند رو معادل قرار میده با ۴۰ سال سلطه ظالمانه آخوندهای سیاسی به مردم ایران، و غارت منابع سرزمینشون و سرکوبشون در همه ابعاد زندگی!
یعنی برای دفاع از صنف خودش، داره میگه مردم، درسته بیشرفی در صنف من بیداد میکنه، ولی شما مردم هم بیشرفید، فقط قدرت ندارید. اگه قدرت داشتید بیشرفیتون غلیظتر از بیشرفی ما میشد!
همینقدر وقیح.
https://t.me/khabaronline_ir/180009
یعنی برای دفاع از صنف خودش، داره میگه مردم، درسته بیشرفی در صنف من بیداد میکنه، ولی شما مردم هم بیشرفید، فقط قدرت ندارید. اگه قدرت داشتید بیشرفیتون غلیظتر از بیشرفی ما میشد!
همینقدر وقیح.
https://t.me/khabaronline_ir/180009
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
زائری: حضور روحانیت در همه
عرصهها به شدت خطرناک است
@KhabarOnline_IR
عرصهها به شدت خطرناک است
@KhabarOnline_IR
Anarchonomy
این آخوند گرامی تنه زدن یک شهروند عصبانی (که تازه بش حق هم میده که عصبانی باشه) به یک آخوند رو معادل قرار میده با ۴۰ سال سلطه ظالمانه آخوندهای سیاسی به مردم ایران، و غارت منابع سرزمینشون و سرکوبشون در همه ابعاد زندگی! یعنی برای دفاع از صنف خودش، داره میگه…
«درسته که ما ادمین یک کانال تلگرامی رو تهدید میکنیم که کانالش رو ببنده و دیگه کارگران رو به اعتراض و اعتصاب تشویق نکنه و وقتی زیربار نرفت میگیریمش و میبریم میکشیمش و جنازهش رو میندازیم تو بیابان، ولی شما هم وقتی داریم میوه میخریم بمون تنه میزنید! تازه به خاتمی هم میگید خفه شو! که یعنی قصد دارید کوره آدمسوزی راه بندازید»
درود بر آمریکا که اینترنت رو به ما ارزانی کرد تا بتونیم برای اولین بار در تاریخ ایران، چهره واقعی روحانیت شیعه رو برملا کنیم. باور کنید این اتفاق کمتر از رنسانس اروپا نیست برای ما.
درود بر آمریکا که اینترنت رو به ما ارزانی کرد تا بتونیم برای اولین بار در تاریخ ایران، چهره واقعی روحانیت شیعه رو برملا کنیم. باور کنید این اتفاق کمتر از رنسانس اروپا نیست برای ما.
جناب زیدآبادی پیشنهاد دادند یه نهاد مستقل مدنی تأسیس کنیم که چک کنه چه کسانی دارن تهمت دزدی میزنن به افراد، و بعد به عنوان دروغگو معرفیشون کنه تا حیثیت افراد حفظ شه!
یه روایت از حضرت علی هست که میگه (نقل به مضمون البته): اگه وارد جایی شدی که همه خرابن، اگه بشون خوشبین باشی خریتت رو ثابت میکنه نه انصافت رو!.. حالا ایشون هم فکر کرده اگه پزشکیان رو به طور پیشفرض دزد حساب نکنه، داره حرمت کعبه رو نگه میداره! تو زندانهای برزیل اگه همه رو مبتلا به HIV حساب کنی احتمال سالم بیرون اومدنت بیشتر میشه. بهتره سالم بیای بیرون و بدبین، تا منصف و مبتلا! بله حیثیت افراد مهمه، اما تو سیستمی که از رأس تا قاعده مشغول غارت اموال عمومی هستند، صحبت از آبرو اضافهکاریه. ما که تو شرایط نرمال نیستیم. ما تو یه آشوب جنگی هستیم.
حالا ازون بگذریم، ایشون انگار تو این کشور زندگی نمیکنه، و نمیدونه نظام توتالیتر چیست! شاید لازمه بش یادآوری کنیم. نظام تمامیتخواه یه جور نظامیه که کاری میکنه موسسات خیریه، که کاملا غیرسیاسی هستند و بیآزارترین فعالیتها رو دارند، کلا به دو مسیر هدایت بشن: یا مشغول پولشویی بشن، یا قسمتی از درآمدشون رو به عنوان باج تقدیم کنند به حکومت! اگه خیریهای نخواد تن به هیچ کدوم بده، باید دفتر دستکش رو جمع کنه! به نظرتون این چنین سیستمی، با یک نهادی که کارش اعلام کردن دروغگوهاست، که در بسیاری از موارد مقامات حکومتی و وابستگانشون هستند، چه خواهد کرد؟ خیلی واضحه. به جرم تشویش اذهان عمومی همه اعضای فعال اون نهاد رو به صدضربه شلاق محکوم خواهد کرد، بعلاوه چندسال زندان. سپس درِ اون نهاد رو هم گل خواهد گرفت.
حکومت بروکراتیک و فشل ما، معتاد ستادسازیه. رهبر یه جمله میپرونه، فرداش یه ستاد درست میکنن برای پیگیری اون جمله پرانده شده! «مصلح» حکومت هم که تازه خودش رنج بیدادگاه قوه قضاییه رو چشیده هم همون قدر دنبال ستادسازیه، با این فرق که یه تیپ ستادهای دیگهای مدنظرشه. شما اگه واقعا هدفت اصلاحه، باید با همون نهادهای موجود اصلاحات رو انجام بدی. راه حل حفظ آبروی افراد، درست شدن قوه قضاییهست، نه خلق موجودات جدید. همینکه درست شدن قوه قضاییه رو دیگه تخیلی میپندارند و میدونند که درستبشو نیست، نشون میده ادعای اصلاحپذیری سیستم چقدر متناقضه.
https://t.me/ahmadzeidabad/306
یه روایت از حضرت علی هست که میگه (نقل به مضمون البته): اگه وارد جایی شدی که همه خرابن، اگه بشون خوشبین باشی خریتت رو ثابت میکنه نه انصافت رو!.. حالا ایشون هم فکر کرده اگه پزشکیان رو به طور پیشفرض دزد حساب نکنه، داره حرمت کعبه رو نگه میداره! تو زندانهای برزیل اگه همه رو مبتلا به HIV حساب کنی احتمال سالم بیرون اومدنت بیشتر میشه. بهتره سالم بیای بیرون و بدبین، تا منصف و مبتلا! بله حیثیت افراد مهمه، اما تو سیستمی که از رأس تا قاعده مشغول غارت اموال عمومی هستند، صحبت از آبرو اضافهکاریه. ما که تو شرایط نرمال نیستیم. ما تو یه آشوب جنگی هستیم.
حالا ازون بگذریم، ایشون انگار تو این کشور زندگی نمیکنه، و نمیدونه نظام توتالیتر چیست! شاید لازمه بش یادآوری کنیم. نظام تمامیتخواه یه جور نظامیه که کاری میکنه موسسات خیریه، که کاملا غیرسیاسی هستند و بیآزارترین فعالیتها رو دارند، کلا به دو مسیر هدایت بشن: یا مشغول پولشویی بشن، یا قسمتی از درآمدشون رو به عنوان باج تقدیم کنند به حکومت! اگه خیریهای نخواد تن به هیچ کدوم بده، باید دفتر دستکش رو جمع کنه! به نظرتون این چنین سیستمی، با یک نهادی که کارش اعلام کردن دروغگوهاست، که در بسیاری از موارد مقامات حکومتی و وابستگانشون هستند، چه خواهد کرد؟ خیلی واضحه. به جرم تشویش اذهان عمومی همه اعضای فعال اون نهاد رو به صدضربه شلاق محکوم خواهد کرد، بعلاوه چندسال زندان. سپس درِ اون نهاد رو هم گل خواهد گرفت.
حکومت بروکراتیک و فشل ما، معتاد ستادسازیه. رهبر یه جمله میپرونه، فرداش یه ستاد درست میکنن برای پیگیری اون جمله پرانده شده! «مصلح» حکومت هم که تازه خودش رنج بیدادگاه قوه قضاییه رو چشیده هم همون قدر دنبال ستادسازیه، با این فرق که یه تیپ ستادهای دیگهای مدنظرشه. شما اگه واقعا هدفت اصلاحه، باید با همون نهادهای موجود اصلاحات رو انجام بدی. راه حل حفظ آبروی افراد، درست شدن قوه قضاییهست، نه خلق موجودات جدید. همینکه درست شدن قوه قضاییه رو دیگه تخیلی میپندارند و میدونند که درستبشو نیست، نشون میده ادعای اصلاحپذیری سیستم چقدر متناقضه.
https://t.me/ahmadzeidabad/306
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
پیشنهادی برای رسیدگی به اتهام علیه پزشکیان
در همۀ کشورهای دنیا سطحی از فساد وجود دارد و در تمام جوامع نیز گروههای رقیب، یکدیگر را به فساد متهم میکنند.
میزان فساد و اتهام فساد در ایران اما قابل مقایسه با هیچکدام از جوامع سالم دنیا نیست؛ به چه دلیل؟ به هزاران…
در همۀ کشورهای دنیا سطحی از فساد وجود دارد و در تمام جوامع نیز گروههای رقیب، یکدیگر را به فساد متهم میکنند.
میزان فساد و اتهام فساد در ایران اما قابل مقایسه با هیچکدام از جوامع سالم دنیا نیست؛ به چه دلیل؟ به هزاران…
در موضوع تقسیم دریای خزر، دارند فقط به روسیه فحش میدن. در حالی که سهم روسیه از قزاقستان کمتره، و از آذربایجان چندان بیشتر نیست!
به طرز جالبی همه این کشورهای اطراف دریاچه، مدعیان ورزش کشتی هم هستند. و همونطور که ایران در کشتی، باختن به روسیه رو قابل قبول میدونه، هرچند که اسمش رو میذاره «نامردی روسها»، و باختن به کشورهای استقلالیافته شوروی رو غیرقابل قبول میدونه و اسمشو میذاره «نتایج ضعیف»، در مورد خزر هم خیلی سخته براش که دو تا کشور قزبیت مثل ترکمنستان و آذربایجان سهم قدیمش رو ازش بگیرن، برای همین وانمود میکنه داره به روسیه و پوتین نامرد میبازه!
هموطن من باید واقعیت رو بپذیره. اتفاقی که از ۱۹۸۹ به این طرف افتاد (که به طرز اِن کُنتم تعقلونی مصادف با رهبری حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای بوده) توسعهیافتگی کشورهای استقلالیافته بوده، و این توسعهیافتگی بشون قدرت داده. شما دیگه با سگتولههای خونگی روسیه طرف نیستید. با کشورهایی طرفید که هرچند در حد و اندازه کشورهای پیشرفته نیستند، اما با اون چیزی که چهل سال پیش بودند هم خیلی فرق دارند. در حالی که ایران در این چهل سال نه تنها خواب نبود، بلکه بیدار بود و با سرعت تمام به عقب حرکت میکرد! سهم رو برای پز دادن نمیگیرند، برای استفاده میگیرند. ایرانی که چهل سال عقبگرد کرد، حتی از خاک ساحل خودش هم نمیتونه استفاده کنه، چه برسه از آب دریا. ساحل ایران رو از لحاظ توسعه و پیشرفت و توریسم و حتی محیطزیست مقایسه کنید با سواحل این چندکشور. لازم نیست جای دوری برید، همین باکو هم مورد خوبیه برای ارزیابی. میادین نفت و گاز هم که بیشتر در شمال این دریا قرار دارند و مرزبندیها هرجوری هم باشه تأثیری روی تولید انرژی ایران نمیذاشت به هرحال، ولی حتی اگه میدان مهمی در نزدیکی ساحل ما وجود داشت، کی میخواست بهرهبرداری کنه؟ پارسجنوبی به عنوان نمونهای کامل از نحوه عملکرد ایران در بهرهبرداری جلوی دیدگان هممون قرار داره. باز به طرز ان کنتم تعقلونی، قطر کار روی این میدان مشترک رو از سال ۱۹۸۹ شروع کرد! (آیا ایمان نمیاورید که از این سال به بعد چه اتفاقاتی افتاده در اطراف ما؟). یه کاربرد دیگه و مهم سهمبندی هم مربوط به جولان نیروهای نظامیه. که باز اونم برای ایران موضوعیت چندانی نداره. ما یه دونه ناو بدرد بخور داشتیم که چند قدمی ساحل مون بود، یه طوفان اومد خورد به موجگیر و کپسایز شد و بعد غرق شد و بعد حتی نتونستیم بکشیمش بیرون! چون چیزی که میتونه بکشدش بیرون رو فقط روسیه داره. ایران میخواد چه بکنه تو این دریا؟
دوستان بهتره زیاد غصه خزر رو نخورند. این فقط عارضه یک بیماریه. باید روی خود بیماری تمرکز کرد. و اون بیماری چیزی نیست جز عقبروی ایران، به خاطر حاکمیت یک سیستم فشل که در همه شئونات، متعلق به هزارسال پیشه.
به طرز جالبی همه این کشورهای اطراف دریاچه، مدعیان ورزش کشتی هم هستند. و همونطور که ایران در کشتی، باختن به روسیه رو قابل قبول میدونه، هرچند که اسمش رو میذاره «نامردی روسها»، و باختن به کشورهای استقلالیافته شوروی رو غیرقابل قبول میدونه و اسمشو میذاره «نتایج ضعیف»، در مورد خزر هم خیلی سخته براش که دو تا کشور قزبیت مثل ترکمنستان و آذربایجان سهم قدیمش رو ازش بگیرن، برای همین وانمود میکنه داره به روسیه و پوتین نامرد میبازه!
هموطن من باید واقعیت رو بپذیره. اتفاقی که از ۱۹۸۹ به این طرف افتاد (که به طرز اِن کُنتم تعقلونی مصادف با رهبری حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای بوده) توسعهیافتگی کشورهای استقلالیافته بوده، و این توسعهیافتگی بشون قدرت داده. شما دیگه با سگتولههای خونگی روسیه طرف نیستید. با کشورهایی طرفید که هرچند در حد و اندازه کشورهای پیشرفته نیستند، اما با اون چیزی که چهل سال پیش بودند هم خیلی فرق دارند. در حالی که ایران در این چهل سال نه تنها خواب نبود، بلکه بیدار بود و با سرعت تمام به عقب حرکت میکرد! سهم رو برای پز دادن نمیگیرند، برای استفاده میگیرند. ایرانی که چهل سال عقبگرد کرد، حتی از خاک ساحل خودش هم نمیتونه استفاده کنه، چه برسه از آب دریا. ساحل ایران رو از لحاظ توسعه و پیشرفت و توریسم و حتی محیطزیست مقایسه کنید با سواحل این چندکشور. لازم نیست جای دوری برید، همین باکو هم مورد خوبیه برای ارزیابی. میادین نفت و گاز هم که بیشتر در شمال این دریا قرار دارند و مرزبندیها هرجوری هم باشه تأثیری روی تولید انرژی ایران نمیذاشت به هرحال، ولی حتی اگه میدان مهمی در نزدیکی ساحل ما وجود داشت، کی میخواست بهرهبرداری کنه؟ پارسجنوبی به عنوان نمونهای کامل از نحوه عملکرد ایران در بهرهبرداری جلوی دیدگان هممون قرار داره. باز به طرز ان کنتم تعقلونی، قطر کار روی این میدان مشترک رو از سال ۱۹۸۹ شروع کرد! (آیا ایمان نمیاورید که از این سال به بعد چه اتفاقاتی افتاده در اطراف ما؟). یه کاربرد دیگه و مهم سهمبندی هم مربوط به جولان نیروهای نظامیه. که باز اونم برای ایران موضوعیت چندانی نداره. ما یه دونه ناو بدرد بخور داشتیم که چند قدمی ساحل مون بود، یه طوفان اومد خورد به موجگیر و کپسایز شد و بعد غرق شد و بعد حتی نتونستیم بکشیمش بیرون! چون چیزی که میتونه بکشدش بیرون رو فقط روسیه داره. ایران میخواد چه بکنه تو این دریا؟
دوستان بهتره زیاد غصه خزر رو نخورند. این فقط عارضه یک بیماریه. باید روی خود بیماری تمرکز کرد. و اون بیماری چیزی نیست جز عقبروی ایران، به خاطر حاکمیت یک سیستم فشل که در همه شئونات، متعلق به هزارسال پیشه.
❤4
یکی از شواهد سطح علمی! بالای امام جواد در اونجاست که وقتی میخواستن دست یه سارق رو ببرن سر اینکه از کجا ببرند اختلاف افتاد! (اینکه تا ۲ قرن بعد از هجرت هنوز معلوم نبوده حکم رو باید چجوری اجرا کرد خودش قابل تأمله). یکی میگه باید از مچ زد، یکی میگه از آرنج، یکی حتی میگه از کتف! (چی فکر کرده بوده با خودش؟). بعد نظر حضرت رو میپرسن و ایشون میگه چون پیامبر گفته موقع سجده باید کف دست رو زمین باشه، نباید یه جوری قطع کنیم که کف دستش رو از دست بده، پس باید انگشتاش رو زد فقط! و حضار کف بالا آوردن.
کسی نمیگفته اگه ناقصش کنیم دیگه حتی کار هم نمیتونه بکنه.. اصلا اینکه قراره چه سرنوشتی پیدا کنه مهم نبوده، و هیچکس نمیپرسیده مگه ما نمیخوایم دزدها به جای دزدی برن کار کنند؟ پس چرا یه کاری میکنیم که نتونن کار کنن؟ اصلا چیزهایی همینقدر بدیهی به ذهنشون نمیرسیده، فقط هدف این بوده که به حکم قرآن عمل بشه! اون یه نفری هم که یه ذره نخبه بوده دغدغهش این بوده که یه کاری نکنیم ازین به بعد نمازش باطل بشه یه وقت!
شایدم دغدغهش باطل شدن نماز طرف نبوده.. بلکه دنبال یه بهانه بوده که تا یه مقدار از توحش حکم رو کم کنه. و اگه بیشتر زنده میموند شاید از تو خود قرآن یا سنت یه چیزی بیرون میکشید که باش ثابت کنه انگشت رو هم نباید زد! اگه هدفش این بوده، آدم یاد مایکروسافت میفته. این شرکت وقتی داشت ویندوز ۷ رو تبلیغ میکرد میگفت هزاران هزار خط از کد ویندوزهای قبلی رو از سورس این ویندوز حذف کردیم! یعنی برای اینکه بگه محصول جدید خوب کار میکنه میگفت مثل محصولات قبلی که بتون انداخته بودیم کار نمیکنه! یه بار ازتون پول گرفتیم که اون کدها رو بنویسیم، حالا هم ازتون پول میگیریم تا کدهایی که نوشتیم رو پاک کنیم! به همین ترتیب جوادالائمه هم داشته میگفته ما یه قرآن تحویل شما دادیم که خیلی سفت و زبر بود و حالا خودمون باید هی نرمش کنیم تا کار بکنه! (یعنی از کتف برسه به انگشت! و تو سیزن بعد از انگشت برسه به ناخن. تا اینکه برسیم به وضعیت «نرمال»).
به هرحال نیت هرچه که بوده، اثری از «علم» توش نبوده. اون موقع علم، «ببینیم قدیمیا دقیقا چی میخواستن بگن» معنی میداده. نه اینکه ببینیم دنیا چجوری کار میکنه، جامعه چجوری کار میکنه، اقتصاد چجوری کار میکنه، و چی میشه که یه آدم میشه دزد. بله ایشون خیلی «جواد» بوده که کتف یارو رو نجات داده، اما ما رو در قرن بیست و یکم نمیتونه نجات بده.
کسی نمیگفته اگه ناقصش کنیم دیگه حتی کار هم نمیتونه بکنه.. اصلا اینکه قراره چه سرنوشتی پیدا کنه مهم نبوده، و هیچکس نمیپرسیده مگه ما نمیخوایم دزدها به جای دزدی برن کار کنند؟ پس چرا یه کاری میکنیم که نتونن کار کنن؟ اصلا چیزهایی همینقدر بدیهی به ذهنشون نمیرسیده، فقط هدف این بوده که به حکم قرآن عمل بشه! اون یه نفری هم که یه ذره نخبه بوده دغدغهش این بوده که یه کاری نکنیم ازین به بعد نمازش باطل بشه یه وقت!
شایدم دغدغهش باطل شدن نماز طرف نبوده.. بلکه دنبال یه بهانه بوده که تا یه مقدار از توحش حکم رو کم کنه. و اگه بیشتر زنده میموند شاید از تو خود قرآن یا سنت یه چیزی بیرون میکشید که باش ثابت کنه انگشت رو هم نباید زد! اگه هدفش این بوده، آدم یاد مایکروسافت میفته. این شرکت وقتی داشت ویندوز ۷ رو تبلیغ میکرد میگفت هزاران هزار خط از کد ویندوزهای قبلی رو از سورس این ویندوز حذف کردیم! یعنی برای اینکه بگه محصول جدید خوب کار میکنه میگفت مثل محصولات قبلی که بتون انداخته بودیم کار نمیکنه! یه بار ازتون پول گرفتیم که اون کدها رو بنویسیم، حالا هم ازتون پول میگیریم تا کدهایی که نوشتیم رو پاک کنیم! به همین ترتیب جوادالائمه هم داشته میگفته ما یه قرآن تحویل شما دادیم که خیلی سفت و زبر بود و حالا خودمون باید هی نرمش کنیم تا کار بکنه! (یعنی از کتف برسه به انگشت! و تو سیزن بعد از انگشت برسه به ناخن. تا اینکه برسیم به وضعیت «نرمال»).
به هرحال نیت هرچه که بوده، اثری از «علم» توش نبوده. اون موقع علم، «ببینیم قدیمیا دقیقا چی میخواستن بگن» معنی میداده. نه اینکه ببینیم دنیا چجوری کار میکنه، جامعه چجوری کار میکنه، اقتصاد چجوری کار میکنه، و چی میشه که یه آدم میشه دزد. بله ایشون خیلی «جواد» بوده که کتف یارو رو نجات داده، اما ما رو در قرن بیست و یکم نمیتونه نجات بده.
❤7
این نوع انتقاد یه ایرادی داره. قوه قضاییه داره قانون رو دور میزنه چون خودش میدونه که مجلس هیچکارهست. بعد ایشون میگه چرا ولنگارید! این ولنگاری نیست که، این اعتراف سیستم به هیچ بودن مجلسه. بذارید واضحتر بگم: نظام آشکارا میگه جمهوریتی که در قانون تعبیه کردیم کشک است. منتقد نظام میگه جمهوریتی که تعبیه کردید کشک نیست! .. گرفتید؟ منتقد نظام به جای اینکه بگه حرف راست رو باید از صاحب سیستم شنید، میگه صاحب حالیش نیست! مثل اینه که پلیس یه ماشین گشت مقوایی بذاره کنار جاده، و خودش هم بگه مقواست، ولی دوستمون بگه نه واقعیه و نادیده گرفتنش درست نیست! خود اونی که گذاشتتش اونجا میگه واقعی نیست، این میگه باید واقعی حسابش کرد!
علتش اینه که جمهوریت نظام رو تولید مردم میدونند و اسلامیتش رو محصول روحانیت، بعد نتیجه میگیرند اون قسمتش که محصول ماست مصادره شده! اما این یه دروغه. این جمهوریت نمایشی ربطی به مردم نداره. از روز اول توسط خود نظام طراحی شد. جمهوریتی که مردمی باشه، چیزی قاطیش نمیشه. یه پاتیل شیر داشته باشی، یه سوسک بیفته توش همهرو میریزی بیرون. جمهوریتی که ۸۰ درصدش به فضلهی اسلامیت آلوده شده رو باید چیکار کرد؟ بله، باید ریخت دور. نباید بگی حیفه. حیف زندگی ماست که بخواد با این مسموم بشه. بذا قانونی که قانون ما مردم نیست هرچقدر میخوان دور بزنن. اتفاقا اینجوری بهتره. هرچی مقواها رو کمتر کنن اطراف اتوبان خلوتتر میشه میفهمیم داریم کجا میریم.
https://t.me/twitter_farsi/67595
علتش اینه که جمهوریت نظام رو تولید مردم میدونند و اسلامیتش رو محصول روحانیت، بعد نتیجه میگیرند اون قسمتش که محصول ماست مصادره شده! اما این یه دروغه. این جمهوریت نمایشی ربطی به مردم نداره. از روز اول توسط خود نظام طراحی شد. جمهوریتی که مردمی باشه، چیزی قاطیش نمیشه. یه پاتیل شیر داشته باشی، یه سوسک بیفته توش همهرو میریزی بیرون. جمهوریتی که ۸۰ درصدش به فضلهی اسلامیت آلوده شده رو باید چیکار کرد؟ بله، باید ریخت دور. نباید بگی حیفه. حیف زندگی ماست که بخواد با این مسموم بشه. بذا قانونی که قانون ما مردم نیست هرچقدر میخوان دور بزنن. اتفاقا اینجوری بهتره. هرچی مقواها رو کمتر کنن اطراف اتوبان خلوتتر میشه میفهمیم داریم کجا میریم.
https://t.me/twitter_farsi/67595
❤3
یکی از روشهای جالب اسراییل برای تنبیه تروریستهای فلسطینی اینه که میرن خونهش رو خراب میکنند. که هرچند یه قانون قدیمی به ارث رسیده از زمان کنترل بریتانیا بر فلسطینه که به حاکم محلی اجازه میداد خونه هر خرابکاری رو خراب کنه، که بعدا که اردن کرانه باختری رو اشغال کرد از همون قانون استفاده کرد و بعدا اسراییلیها هم ازش استفاده کردند، اما ریشهش به تاریخ کهن یهود میرسه. از نظر عرف بینالمللی و حقوقبشری که کاملا مردوده، ولی مسلمونها در برابر این روش دستشون بستهست، چون این کار در صدر اسلام هم انجام میشده! (و الانم در ایران با استناد به همون سنت پسندیده! خونه بهاییها رو خراب میکنند، یا جلوی مغازهش بلوک سیمانی میذارن. البته نه به خاطر تروریسم. بلکه به خاطر متفاوت بودن!). وقتی مذهبت از رو دست یهودیت تقلب کرده باشه، یهو میبینی یه آینه جلوته، بعد از دیدن خودت وحشت میکنی.
البته هنوز خیلی مونده که یهودیا طرف رو شکنجه کنن و بعد زنگ بزنن به مادرش تا صدای داد کشیدنش رو بشنوه. چون یهودیت دین کامل نیست، اسلام کامله؛ و همه جور کاری رو پوشش میده.
https://t.me/IsraelinFarsi/861
البته هنوز خیلی مونده که یهودیا طرف رو شکنجه کنن و بعد زنگ بزنن به مادرش تا صدای داد کشیدنش رو بشنوه. چون یهودیت دین کامل نیست، اسلام کامله؛ و همه جور کاری رو پوشش میده.
https://t.me/IsraelinFarsi/861
Telegram
اسرائیل به فارسی
ارتش اسرائیل دستور ویران کردن خانه تروریستی که در ۲۶ ژوئیه 《یوتام عوادیا》را به قتل رساند را صادر کرد. (در تصویر، یوتام عوادیا با همسر و کودکان خود)
❤4
میگن شیخ مفید در سفر حج بود که در جایی اطراق کردند. یکی از همکاروانیها که از اهلسنت بود گیرش آورد و گفت شما شیعیان دروغگو رو چه به حج؟ شیخ گفت چه دروغی گفتیم مگه؟ گفت شما ادعا میکنید دختر پیامبر از خلفا ناراضی بود و از دنیا رفت! در حالی که هیچ مدرکی برای این ادعا موجود نیست، اگه هم باشه در کتابهای پر ازدروغ خودتونه، نه در کتابهای ما. شیخ گفت هستا ولی! گفت اگه مردی آدرس بده. شیخ گفت چشم، کتاب فلان، جلد فلان، صفحه ۴۵۰. مرد گفت اینجا که دسترسی ندارم بذار بریم مکه اونجا چک میکنم. شیخ گفت خب. گذشتند و رفتند مناسک رو انجام دادند و برگشتند. در مسیر برگشت دوباره جایی استراحت میکردند که دوباره سر و کله مرد سنیمذهب پیدا شد ولی این بار با چهرهای بشاش و ذوقزده که با عجله دنبال شیخ میگشت. رسید و گفت دیدی حق با من بود؟ دیدی ناف شما شیعیان رو با دروغ بریدن؟ شیخ گفت چطور مگه؟ در آدرسی که گفتم نبود؟ گفت: خیر، نبود. تو صفحه ۳۵۰ بود!
حالا حکایت این بنده خداست. میگه ۹۶ نبود، ۹۵ بود. و اولین جلسه نبود، دومیش بود!
لینک نامه به سازمان ملل که دربارهش صحبت میکنه رو خودش زحمت کشید و گذاشت. جالبه تو اون نامه اصلا صحبتی درباره اینکه با روسیه بیانیه مشترکی امضاء کردند نشده. اصلا صحبتی از روسیه نیست. و موضوع نامه هم اعتراض به بیانیه دو کشور ترکمنستان و قزاقستان بوده که برای خودشون طرح جدید تقسیم ارائه داده بودند. استدلالش هم اینه که این پنج کشور همین چندماه پیش با هم توافق کردند که رژیم حقوقی جدیدی تنظیم کنند ولی تا اون رژیم جدید اجرا نشده، وضعیت باید بر منوال گذشته باشه، و منوال گذشته هم بر اساس توافقات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ بوده که دریای خزر رو متعلق به دو کشور ایران و شوروی میدونه. نامه درباره این نیست که ما چقدر میخوایم. درباره اینه که «هنوز تکلیف تعیین نشده است» لذا هر کشور نباید واسه خودش پاشه یه طرح بده. بنابراین ازین نامه اصلا نمیشه نتیجه گرفت که مقامات ایران موقع مذاکره صحبت از ۲۰ درصد نکردهاند.
تو صفحه ۳۵۰ هم نوشته خلیفه خائن بود.
حالا حکایت این بنده خداست. میگه ۹۶ نبود، ۹۵ بود. و اولین جلسه نبود، دومیش بود!
لینک نامه به سازمان ملل که دربارهش صحبت میکنه رو خودش زحمت کشید و گذاشت. جالبه تو اون نامه اصلا صحبتی درباره اینکه با روسیه بیانیه مشترکی امضاء کردند نشده. اصلا صحبتی از روسیه نیست. و موضوع نامه هم اعتراض به بیانیه دو کشور ترکمنستان و قزاقستان بوده که برای خودشون طرح جدید تقسیم ارائه داده بودند. استدلالش هم اینه که این پنج کشور همین چندماه پیش با هم توافق کردند که رژیم حقوقی جدیدی تنظیم کنند ولی تا اون رژیم جدید اجرا نشده، وضعیت باید بر منوال گذشته باشه، و منوال گذشته هم بر اساس توافقات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ بوده که دریای خزر رو متعلق به دو کشور ایران و شوروی میدونه. نامه درباره این نیست که ما چقدر میخوایم. درباره اینه که «هنوز تکلیف تعیین نشده است» لذا هر کشور نباید واسه خودش پاشه یه طرح بده. بنابراین ازین نامه اصلا نمیشه نتیجه گرفت که مقامات ایران موقع مذاکره صحبت از ۲۰ درصد نکردهاند.
تو صفحه ۳۵۰ هم نوشته خلیفه خائن بود.