Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
هوش ابعاد مختلفی داره. یه آدم میتونه انقدر باهوش باشه که بساز بفروش موفقی بشه، اما بعضی متلک‌ها رو سریع نگیره. یه نفر میتونه سلطان خاله‌زنک‌بازی باشه، ولی راحت سرش کلاه بره.
پسره ازیناست که مغازه‌ای رو سرپا نگه داشت که از بچه‌های روستایی که ازش اومده بود انتظار نمیرفت. و همزمان ازوناست که نمیتونه یاد بگیره با مشتریانی که بیشترشون زن هستند طوری برخورد کنه که کسی دچار سوء برداشت نشه. تا جایی که به نظر میرسه تا حدی احمقه. که شاید فکر می‌کنه زنی که براش گرفتند، پایین‌تر از سقف پتانسیل خودشه، و اون بیرون گزینه‌های خیلی بهتری بوده، و هست. و نمی‌دونه که اون گزینه‌های بهتر، قرار نیست برای خودش بهتر باشند. قراره سرمایه‌ای که داره رو بمکند و بعد به عنوان یک وسیله مستعمل پرتش کنند بیرون. تو صنف خودش زبده‌ست، ولی از اقتصاد سکس چیزی نمیفهمه. و زنش هم فهمید که نمی‌فهمه. و خونه رو ول کرد و اومد تو مغازه کنارش کار کنه. تا حضورش دائمی باشه، و گزینه‌های بهتر رو فراری بده، و جلوی بگو بخندهای غیرضروری رو بگیره. ازین‌هاست که اگه خوب آرایش کنه شبیه مدل‌هایی میشه که برای تابلوهای فرش استفاده می‌کنند و لابد عنوانش «دختر آذربایجان» یا چیز مشابهیه. که البته هیچوقت خوب انجامش نمیده. نمی‌دونم چرا خیلی از زن‌ها درک نمی‌کنند اگه آرایش نکنند بهتر ازینه که جوری آرایش کنند که انگار میخواستن بگن «سعیمو کردم». بهرحال.. پرابعاد بودن هوش، شامل این زن هم میشه. انقدر باهوش هست که بفهمه شوهرش نمیفهمه، و با این حال انقدر شوهر، نایابه که گونه‌ نفهمش رو هم باید سفت چسبید. اما این رو نمیفهمه که داره خودش رو در یک رنج بیهوده قرار میده. «زن زرنگی که نذاشت مردش از دست بپرد» بودن، برای مسابقات درون فامیلی خوبه، اما نمیارزه آدم زندگیش رو صرفش کنه. فکر می‌کنه چون این تلاش بیفایده نیست، پس تحملش درسته. اما فایده داشتن کافی نیست. ارزش داشتن مهمه. یه وکیل مدافع شیطان در مغزش نداره، که بش بگه برو بشین خونه زن و از اوقات فراغتت برای یکی از علایقت استفاده کن.. مگه تو ملکه اسکاتلند در قرن شانزدهمی که مهم باشه کسی بت وفادار هست یا نیست؟ و مگه شوهرت، شوالیه جنگ‌های صلیبیه که مهم باشه تنها از جنگ برمیگرده یا با یک زن دیگه؟ پول رو بگیر، و با زحمت کمتری زندگی کن.


ذهن آدم، باید شبیه یک دادگاه باشه. اگه توش یه دادستان عوضی، و یک وکیل گستاخ نیست؛ یعنی درست کار نمی‌کنه.
9
در طول تاریخ ایران بعد از اسلام، زیاد پیش اومده که اوباش و راهزنان حمله کنند و تو مساجد بشاشند. اما در دوره ما، یک اولین در تاریخ این سرزمین شکل گرفته که خود اوباش و راهزنان مسجد میسازند! اما این اولین، یک اولین دیگه هم توی خودش داره. نه تنها اولین باره که اوباش مسجد میسازند، بلکه اولین باره که غیر از اوباش کسی حاضر نیست مسجد بسازه، و مجبورند هزینه‌ش رو با نفت بدن‌.
8
Anarchonomy
قلم انقدر قدرتمند بوده که تونسته عده‌ای رو برسونه به جایی که چنین مهملی بنویسند. اسلحه اتوماتیک نمیتونه اینکارو بکنه. اگه اسلحه رو بذاریم رو سر کسی و بگیم بنویس، از ترس و استرس یه جوری مینویسه که معلوم میشه از روی اجبار بوده. ولی آموزش و پروش و محتویات آکادمیک،…
در نیویورک، در جلسه‌ای که جایی برگزار میشه که حتی پنجره نداره که هوای تازه بیاد، نگهبان‌هایی که خودشون ماسک پارچه‌ای زدن، که از شورتی که پاشونه نازک‌تره، و آخوندهای «معبد علم» خودشون گفتن بیفایده‌ست، به زور یک نفر از حضار رو که ماسک نزده میکشن میندازن بیرون، و بقیه هم مثل بز فقط فیلم می‌گیرند.
بعد یه تعداد باکره جهان‌سومی در کشور من فکر می‌کنند این کاک‌ساکرهای ضعیف‌‌الذهن که تن دادن به جنون جمعی رو سریع‌تر از یک اپلیکیشن دانلود می‌کنند، اگه از قدرت نظامی‌شون استفاده کنند می‌تونند مشکلات فرهنگی و مدنی افغانستان رو حل کنند، فقط باید بشون زمان می‌دادیم!
چین داره قدم به قدم خودش رو به اروپا میرسونه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یارو از لوئیزیانا پا شده اومده سانفرانسیسکو کارتن‌خواب شده. چرا؟ چون دولت محلی ماهی ۸۰۰ دلار بش میده! چرا نیاد؟ ازش میپرسه گرفتن این پول چقدر سخته؟ میگه کافیه یه زنگ بزنم! فاکینگ فون کال براو! 😄
بعد کساخیل داخلی هرروز میان میگن کاپیتالیسم شکست خورده آمریکا انقدر میلیون کارتن‌خواب داره!
میگه لاستیک تریلی‌ها رو بترکونید به اعتراضات پایان بدن!
هیچ تصوری از لاستیک تریلی نداره. هیچ تصوری از خیلی از مسائل دنیای واقعی ندارند.
کمپانی سازنده گیم کاراکتر رو طوری که یک ترنس به نظر بیاد طراحی کرده. چین گفته غلط کردید، نسخه چینی رو یه جوری کن مثل زن باشه. اینام گفتن چشم.
سرباز انگلیسی (چپ)، سرباز روس (وسط) و سرباز آمریکایی (راست)، در خرابه‌های برلین.

آخرین چیزی که باید باعث دغدغه خاطر ما باشه، اینه که این رفقای قدیمی در اوکراین چه خواهند کرد.
تمام دلیلی که هنوز خودروساز ایرانی امکان قفل کردن موتور از راه دور که در اختیار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار بگیره رو هنوز اضافه نکرده اینه که، نمیتونه! و نمیتونه چون در الکترونیک خیلی ضعیفه (مردم ما متوجه نیستند که کشوری که در الکترونیک ضعیفه، نمیتونه در خودروسازی قوی باشه، و فکر می‌کنند مشکل فقط از فساد مدیران و استخدام افراد با پارتیه!). ولی اگه یه روز، احیانا، بعد از رفع تحریم‌ها، تونستن این تکنولوژی رو وارد کنند، یه عده باید دهان‌شون رو ببندند. مثلا اونایی که وقتی به شرارت ذاتی دولت اشاره می‌کنی، میگن «یعنی میخوای بگی آسمون همه‌جا همین رنگه و دولت اتریش با جمهوری اسلامی فرقی نداره؟». بعد از سال‌ها بگو مگو با انواع و اقسام روسپی سیاسی، از عمله سایبری که سر مزار شهید گمنام دیت میره، تا صادراتی‌ها که تو خونه‌شون تو لندن پرچم زرد حزب‌الله رو دارن، میتونم بگم سر و کله زدن با این رنگ‌آسمونی‌ها از همه جان‌فرساتره. چون به منی که وسط جهنم میز صندلی گذاشتم و نشستم دارم دما رو اندازه می‌گیرم میخوان توضیح بدن که جهنم چیست!
اگه تا قبل ازین، گرفتن زیرساخت و لجستیک از دست کارگرانی که با دولت کنار نمیان، مثل راننده کامیون‌ها، بوسیله تکنولوژی شرکت‌های چندملیتی که با دولت کنار میان، یک ایده قانونی بود؛ الان دیگه برای دولت غربی یک ضرورته! و چیزی که هیچوقت وارداتش به ایران متوقف نمیشه، توتالیتریسم و ابزارآلاتشه.
اینکه خیابون با طرفداران تاریکی پر نشه، خبر خوبیه. اما امیدوارکننده نیست، اگه از گرسنگی باشه. هروقت از روی آگاهی و نفرت تحت دیسیپلین بود، میشه گفت اتفاق جالبی رخ داده.

محله‌ای که همه‌جاش معتاد نشسته که لنگ پولی هستند که تو کیفته، اما جون ندارن ازت بگیرنش.. یه محله امن نیست.
21
برخلاف تصور عموم که خودم رو همه‌چیزدان می‌دونم، دائم در حال سوال کردنم. اعتراف به ندانستن فضیلتی نداره‌. باید با پرسشگری ثابت کرد که ندانستن داره اذیت‌مون می‌کنه. و من رو خیلی اذیت می‌کنه. یک نمونه‌ش معنی کلمه «نئولیبرال» بود. از هیچ فرصتی دریغ نکردم که بپرسم: آقایان.. من دانشگاه نرفتم، سوادم در حد سیکله. میشه شما که درس خوندید بم بگید نئولیبرال چیه؟ لیبرال رو تا حدی بلدم، اون نئوش از کجا اومد؟ این چیه که این روزها انقدر استفاده می‌کنید؟

جواب‌های متنوعی جمع‌آوری کردم، که صادقانه بیشترشون پرت و پلا بودند؛ طوری که انگار هدف ابتدایی این بوده که یک فحش روشنفکرانه اختراع بشه، و بعد از استعمال بشینیم معنیش رو تعریف کنیم!

آدمیزادی‌ترین تعریفی که دیدم، که البته همینش هم خیلی‌ها قبول ندارند، این بود که نئولیبرال کسی است که چنان روی بازار آزاد تعصب دارد که حاضر است ماتحت مردم در اختیار دولت قرار بگیرد اما آزادی بازار حفظ شود!

اما این هم کافی نبود. مخصوصا اینکه پیدا کردن مصادیق شفافش راحت نیست. لذا مجبور شدم خودم تعریف دقیقی براش تعیین کنم که مردم با اتفاقات روزمره بتونند بسنجند.

در ایام‌الله اعتراضات به قتل جورج فلوید، مغازه‌های زیادی غارت و یا حتی به آتش کشیده شد. با اینکه همه‌شون چپ بودند و باید به دریا ریخته شوند، موضع من در مورد دو اصل، ثابت باقی موند: ۱- اعتراض به شرارت، بدون ایجاد دردسر و سر و صدا، یه اعتراض جدی نیست. اگه میخوای به شر اعتراض کنی، باید شر به پا کنی. ۲- اونایی که بیشتر از همه در اعتراضات شر به پا می‌کنند، امنیتی‌ها و اطلاعاتی‌ها هستند. نباید احتمال داد شر سازمان‌یافته‌شون رو به شر مشروع معترضین اضافه می‌کنند. باید همیشه مطمئن بود و براش برنامه داشت.

اما عده‌ای از همه اون اتفاقات، چیزهای دیگه‌ای بیرون کشیدند. از جمله ورژن عجیبی از اخلاقیات! که خلاصه‌ش این بود: ما امروز صنعت بیمه رو داریم، که میتونه خسارت غارت و آتش‌سوزی رو پرداخت کنه. پس وقتی با امکانات نظام سرمایه میشه این مسائل رو جبران کرد، باید قباحت سنتی دزدی و آتش‌‌افروزی رو کاهش داد!
با اینکه در حباب خودشون از زندگی یک مغازه‌دار بی‌خبر بودند و اهمیتی نمی‌دادند که واقعا «امکانات نظام سرمایه‌داری» همه‌چیزش رو جبران نمی‌کنه، و بعضی وقت‌ها اصلا جبران نمی‌کنه، کاری نداریم. مهم نوع استدلال بود.

گذشت و گذشت تا رسید به اعتراضات کامیونداران کانادا به واکسن اجباری و ممنوعیت‌های کرونایی، که انقدر گسترده شد که تونستند مرز رو مسدود کنند! حالا همون‌هایی که اون تزهای اخلاقی رو درباره غارت مغازه‌ها ارائه می‌کردند، موضع کاملا متفاوتی گرفته‌اند، که به فارسی سخت میشه اینکه راننده تریلی رو مفسد فی‌الارض می‌دونند!

همینطور که واضحه، مسئله بیمه نبود و نیست. موضوع اینه: نابود شدن زندگی و بیزینس یک مغازه‌دار، خدشه‌ای به تجارت جهانی وارد نمی‌کرد. پس مشکلی نداشت. اما مسدود کردن مرز، به تجارت جهانی خدشه وارد می‌کنه. پس گناه کبیره‌ست!
نئولیبرال، موجودیست که تجارت جهانی را به عنوان یک بت، یک الهه، یک رب، میپرسته. اگه مردم زیر چرخ قدرت له بشن اما به این بت آسیبی نرسه، کک‌شون نمیگزه؛ اما اگه چیزی این بت رو به خطر بندازه حاضرند خودشون مردم رو زیر بگیرند.

برای اینکه استحکام این تعریف رو تست کنم، در موقعیت‌های مختلفی که کلمه نئولیبرال استفاده میشه جاگذاریش کردم، و خیلی خوب جواب داد. شاید بعدها آپدیتش کردم، ولی فعلا کار رو راه میندازه.
14
چیزی که رو هر جعبه نوشته شده بدخط بود، من براتون خواناش می‌کنم:

۱- مخارج آزادسازی قدس
۲- مخارج کنترل باب‌المندب
۳- مخارج هلال شیعی
۴- مخارج کلاهک هسته‌ای
۵- مخارج توله‌های نظام در خارج
۶- مخارج توله‌های نظام در داخل
۷- مخارج بتن‌ریزی‌های قرارگاه خاتم
۸- مخارج مافیای واردات
۹- مخارج تولیدکنندگان گروگانگیر
۱۰- مخارج دورزنندگان تحریم
۱۱- مخارج طلاب و بسیجیان
۱۲- مخارج جنون تمرکزگرایی
13
یکتاپرستی، یعنی هرکس دیگه‌ای، عددی نیست. و همزمان یعنی همه مهمند.
هیچ‌کس عددی نیست، اگه بخواد واسه ما خدایی کنه. و همه مهمند، چون خدا واسطه ما با اون‌هاست. از طبیعت بی‌جان، تا حیوانات، تا مردم غریبه، تا خانواده.
تسلیم در برابر خدای واحد، یعنی پذیرفتن اینکه به طرز خردکننده‌ای تنهاییم. و همزمان یعنی به تنهایی ارزشی نداریم. این تسلیم بدون جنگیدن مفهومی نداره. جنگیدن «با» خدایان قلابی، و «برای» مردمی که نمیخوان اسیرشون باشند. میگه زاهدی، واسه خودتی. درگیریت کجاست؟

یا خودتو درگیر می‌کنی، یا به حساب نمیای. حالت وسطی وجود نداره.
6
Anarchonomy
یکتاپرستی، یعنی هرکس دیگه‌ای، عددی نیست. و همزمان یعنی همه مهمند. هیچ‌کس عددی نیست، اگه بخواد واسه ما خدایی کنه. و همه مهمند، چون خدا واسطه ما با اون‌هاست. از طبیعت بی‌جان، تا حیوانات، تا مردم غریبه، تا خانواده. تسلیم در برابر خدای واحد، یعنی پذیرفتن اینکه…
یوم الحساب یعنی روزی که معلوم میشه چه کسانی به حساب میان، و چه کسانی رو باید نادیده گرفت. مهم نیست چقدر زجر کشیدی تا زندگیت رو بچرخونی. مهم اینه که درگیر جنگ شدی یا نه. اگه نشده باشی، باید اینطور حساب کرد که هیچ‌وقت وجود نداشتی.
7
برای کشوری که رفته زیر آب، نرخ تورم و شاخص بورس و آمار بیکاری و این چیزها، اهمیتی نداره. به این‌ها شاید بیست سال پیش باید توجه می‌شد. الان دیگه کار از کار گذشته. تنها داده‌ای که امروز مهمه اینه که مردم دیگه نمی‌تونند بهمدیگه کمک کنند.
این یک مرز خطرناکه که ازش داریم عبور می‌کنیم.

اینکه شغل و تخصص عده‌ای ایجاب می‌کنه که با اعداد و ارقام کلنجار برن، قابل درکه؛ اما باید بپذیرند که دارند روی عرشه تایتانیک، نقشه رسم می‌کنند. وقتی حاکمیت، از لحاظ کارایی کاملا فروریخته، تنها چیزی که هر فرد خواهد داشت، بقیه شهروندانی هستند که بش کمک کنند. به هرروشی که از عهده‌ش بربیان. اما الان این دیگه ممکن نیست. خلاء هر نوع حمایت، تعداد زیادی گرگ تنها ایجاد می‌کنه.
8
نه تنها آئودی برای مدل‌های برقی از پلتفرم مدل‌های بنزینی استفاده می‌کنه هنوز (چون اینجوری ارزون‌تر درمیاد فعلا)، که سنگینند و آیرودینامیک جالبی هم ندارند، بلکه از بهترین نوع موتور و بهترین نوع باتری هم استفاده نمی‌کنه، و مجموع این‌ها باعث شده در بازدهی خیلی عقب‌تر از تسلا باشه. اما فارغ از میزان بازدهی، مقایسه هم باید درست انجام بشه. شاسی‌بلند برقی رو نباید با سواری گازوییلی مقایسه کرد. چون فیزیک، فیزیکه. ماشینی که خوابیده رو زمین مقا‌مت کمتری در برابر هوا داره تا یه وانت که یه باکس فلزی گنده‌ست. ازین هم که بگذریم، منابع تولید برق رو میشه تغییر داد. مثلا میشه از نیروگاه‌های هسته‌ای استفاده کرد که آلایندگی ندارند. اما گازوییل همیشه گازوییله.

آیا این یعنی خوبه که خودروی بنزینی گازوییلی رو ممنوع کنند؟ بهیچوجه. وقتی میخوای مخالفت کنی با شرارت، لازم نیست در حوضچه‌ای از مغلطه‌ها و اطلاعات غلط غوطه‌ور بشی. مثل احمق‌هایی که گفتند تو واکسن چیپ هست که به شبکه ۵جی متصل میشه! برقی شدن خودروها، هوای شهرها رو تمیز نگه میداره و جلوی مرگ زودرس میلیون‌ها نفر گرفته میشه. اما آجیل مشکل‌گشای محیط‌زیست نیست. چون فیزیک، فیزیکه.
Anarchonomy
نه تنها آئودی برای مدل‌های برقی از پلتفرم مدل‌های بنزینی استفاده می‌کنه هنوز (چون اینجوری ارزون‌تر درمیاد فعلا)، که سنگینند و آیرودینامیک جالبی هم ندارند، بلکه از بهترین نوع موتور و بهترین نوع باتری هم استفاده نمی‌کنه، و مجموع این‌ها باعث شده در بازدهی خیلی…
ناصرخان کرمی یک بار فرمودند اگر هم قراره از خودروسازی داخلی دفاع کنید، از خودروسازی که خودروی برقی میسازه دفاع کنید.
اتفاقا برقی‌سازی حمل و نقل، این مزیت رو برای کشورهای در حال توسعه داره، که حجم انبوهی از دانش فنی که خودروی بنزینی لازم داشت و کشورهای صنعتی در اختیار داشتند رو لازم نداره. و دلیل اینکه چین انقدر سریع در صنعت خودروی برقی جهش کرد، در حالی که در بنزینی داشت دست و پا میزد، همینه.
اما ناصرخان به بخش لجستیک قضیه توجهی ندارند. برفرض که دانش ساخت خودروی برقی رو هم داریم الان، تحریمی هم وجود نداره، جمهوری اسلامی هم کرم نمیریزه. یعنی یک وضعیت ایده‌آل برای استارت. آیا باتری لیتیوم گیر ما میاد؟ نه متأسفانه. تا تکنولوژی باتری تغییر بنیادین نکنه، همچنان باتری گران خواهد بود، و متریال گران رو به هر ننه‌قمری نخواهند داد. یا اینکه باید انقدر هزینه کنیم که ۹۹ درصد مردم توان خرید چنان ماشینی رو نخواهند داشت. باور کنید یا نه، سوخت فسیلی هدیه الهی به فقرا بوده تا اینجا.