تو فیلم اونجرز، Thanos، یه نره غول منفی که میخواد دنیا رو با کاهش زورکی جمعیت نجات بده، پنج تا سنگ انرژیزا رو بدست میاره تا قدرتی بدست بیاره که بشه باش نصف موجودات «مصرفکننده» عالم رو حذف کرد تا اکوسیستم بتونه به حیات متعادل خودش ادامه بده! تیم قهرمانان زمین که هر کدوم یه معجزهای دارند هم نمیتونن مانعش بشن.
تو قصههای مارول، یه چیزی همیشه ثابته. آدم بده، لازم نیست معجزهای داشته باشه. کافیه یه سنگ یا یه گوی نورانی یا یه شیء تو این مایهها رو در اختیار بگیره تا به همه اهدافش برسه. انگار مدیریت عالم یه کنترل پنل داره و اون پنل یه کلید داره و اون کلید مثل چک «در وجه حامل» کار میکنه، دست هرکس باشه، میتونه قفل رو باز کنه و سرنوشت جهان رو تغییر بده. هیچ فیلتری وجود نداره تا صاحبان کلید رو از هم تمیز بده. این یعنی جهان هستی یه دستگاه کاملا مکانیکی بیروحه (اگه روح داشت، فیلتر هم میداشت).
این درست معکوس روایتهای مذهبیه. مثلا در اسلام چیزی به عنوان «اسم اعظم» داری، که هرکی بش دسترسی پیدا کنه هرکاری میتونه بکنه. اما فیلتر وجود داره، یعنی هرکسی نمیتونه بش دسترسی پیدا کنه. فقط اونی دسترسی پیدا میکنه که باش همون کاری رو خواهد کرد که مدنظر خداست! تو دنیای مکانیکی مارول، هزار جور خدا و پسرخدا وجود داره، اما دنیا در نهایت بیخدا و بیصاحابه! موجودات ساکن این دنیای بیصاحاب متوجه این نقص بنیادی میشن، و یکیشون مثل Thanos سعی میکنه خودش وظیفه خدایی رو به عهده بگیره و کاری که به نظرش مصلحت جهانه، انجام بده. اونجرز هم به این واقعیت بیصاحابگی واقفند، اما تنها تفاوتشون اینه که راه حل رو در قراردادن «امت» کهکشانها در جایگاه خدا میدونند. یعنی سنگها دست نمایندگان «جماعت» باشه (خیلی دموکراتیکطور)، تا دست یک فرد. اینجا یه تعریف خاص از خیر و شر ارائه میشه: خیر چیزیست که جماعت روی آن توافق دارند، و شر چیزیست که جماعت روی آن توافق ندارند! در این تعریف، مصلحت ما فقط آن چیزیست که جمع ما تشخیص میدهد، نه نیرویی فراتر از ما. گویی خردجمعی ما (یا روح جمعی ما) از پس پیدا کردن هر راه درست و غلطی برمیاد.
ولی خب برنمیاد.. و این یعنی تراژدی (و فیلم هم با همین تراژدی به پایان میرسه).. ولی اینطور القاء میشه که این تراژدی رو باید پذیرفت. تراژدی ناکام شدن امتی که خودش رو برنامهریز جهان میدونه، پذیرفتنیتر از تراژدی عذاب امتیه که مجبوره تقدیر الهی رو تماشا کنه!
به نظر میرسه دعوا سر اینکه دنیا داره به دست کی و باید به دست کی اداره بشه، یه حاشیهست. اصل مطلب اینه که
How to interpret the pain!
تو قصههای مارول، یه چیزی همیشه ثابته. آدم بده، لازم نیست معجزهای داشته باشه. کافیه یه سنگ یا یه گوی نورانی یا یه شیء تو این مایهها رو در اختیار بگیره تا به همه اهدافش برسه. انگار مدیریت عالم یه کنترل پنل داره و اون پنل یه کلید داره و اون کلید مثل چک «در وجه حامل» کار میکنه، دست هرکس باشه، میتونه قفل رو باز کنه و سرنوشت جهان رو تغییر بده. هیچ فیلتری وجود نداره تا صاحبان کلید رو از هم تمیز بده. این یعنی جهان هستی یه دستگاه کاملا مکانیکی بیروحه (اگه روح داشت، فیلتر هم میداشت).
این درست معکوس روایتهای مذهبیه. مثلا در اسلام چیزی به عنوان «اسم اعظم» داری، که هرکی بش دسترسی پیدا کنه هرکاری میتونه بکنه. اما فیلتر وجود داره، یعنی هرکسی نمیتونه بش دسترسی پیدا کنه. فقط اونی دسترسی پیدا میکنه که باش همون کاری رو خواهد کرد که مدنظر خداست! تو دنیای مکانیکی مارول، هزار جور خدا و پسرخدا وجود داره، اما دنیا در نهایت بیخدا و بیصاحابه! موجودات ساکن این دنیای بیصاحاب متوجه این نقص بنیادی میشن، و یکیشون مثل Thanos سعی میکنه خودش وظیفه خدایی رو به عهده بگیره و کاری که به نظرش مصلحت جهانه، انجام بده. اونجرز هم به این واقعیت بیصاحابگی واقفند، اما تنها تفاوتشون اینه که راه حل رو در قراردادن «امت» کهکشانها در جایگاه خدا میدونند. یعنی سنگها دست نمایندگان «جماعت» باشه (خیلی دموکراتیکطور)، تا دست یک فرد. اینجا یه تعریف خاص از خیر و شر ارائه میشه: خیر چیزیست که جماعت روی آن توافق دارند، و شر چیزیست که جماعت روی آن توافق ندارند! در این تعریف، مصلحت ما فقط آن چیزیست که جمع ما تشخیص میدهد، نه نیرویی فراتر از ما. گویی خردجمعی ما (یا روح جمعی ما) از پس پیدا کردن هر راه درست و غلطی برمیاد.
ولی خب برنمیاد.. و این یعنی تراژدی (و فیلم هم با همین تراژدی به پایان میرسه).. ولی اینطور القاء میشه که این تراژدی رو باید پذیرفت. تراژدی ناکام شدن امتی که خودش رو برنامهریز جهان میدونه، پذیرفتنیتر از تراژدی عذاب امتیه که مجبوره تقدیر الهی رو تماشا کنه!
به نظر میرسه دعوا سر اینکه دنیا داره به دست کی و باید به دست کی اداره بشه، یه حاشیهست. اصل مطلب اینه که
How to interpret the pain!
کل شهرهای آمریکا رو (که خیلی بزرگ هستند) بچسبونید بهم، فقط اون قسمت بنفش رو پر میکنه. بقیه این سرزمین یا جنگله یا مزرعه یا مرتع یا پارک طبیعی! بطرز عجیبی «نعمت» الهی جمع شده تو این مملکت. چهارفصل، وسیع و در اندشت، حاصلخیز، متنوع، و امن (حتی در شکل جغرافیایی).
هی میگن امپراطوری آمریکا سقوط میکنه، چون همه امپراطوریها سقوط میکنند یک روزی. تا بوده همین بوده!
باباجان کجا تا بوده همین بوده؟ چه زمانی چیزی مشابه آمریکا وجود داشته؟ اگه کل جهان به خاکستر تبدیل شه و فقط اینها سالم بمونند، انقدر غرق نعمت خدادادی و اکتسابی هستند که بتونند طوری به زندگیشون ادامه بدن که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده! چه کشور دیگهای چنین قابلیتی داره؟ شما هیچجوری نمیتونی سقوطش رو ببینی. تنها کاری که میتونی بکنی اینه که شبیه آمریکا بشی. و نمیتونی شبیه آمریکا بشی مگر اینکه مرزها رو بذاری کنار تا جبر جغرافیایی کمرنگ شه. اروپاییها خواستن اینکارو بکنن. ولی ایالات متحده نشدن. ایالات تحت سلطه بروکسل شدن!
بعید نمیدونم مردم خاورمیانه هم یه روز به این نتیجه برسن که باید مرزها رو بذارن کنار و یه پیکره واحد بشن. ولی قبل ازون باید متحد بودن رو یاد بگیرن. توقع داشتن کاری از مردم خاورمیانه که اروپاییها هم از پسش برنیومدن خیلی تخیلیه نه؟ ولی آدم دلش به تخیل خوشه. شاید صد سال بعد، دیگه یه تخیل نبود.
هی میگن امپراطوری آمریکا سقوط میکنه، چون همه امپراطوریها سقوط میکنند یک روزی. تا بوده همین بوده!
باباجان کجا تا بوده همین بوده؟ چه زمانی چیزی مشابه آمریکا وجود داشته؟ اگه کل جهان به خاکستر تبدیل شه و فقط اینها سالم بمونند، انقدر غرق نعمت خدادادی و اکتسابی هستند که بتونند طوری به زندگیشون ادامه بدن که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده! چه کشور دیگهای چنین قابلیتی داره؟ شما هیچجوری نمیتونی سقوطش رو ببینی. تنها کاری که میتونی بکنی اینه که شبیه آمریکا بشی. و نمیتونی شبیه آمریکا بشی مگر اینکه مرزها رو بذاری کنار تا جبر جغرافیایی کمرنگ شه. اروپاییها خواستن اینکارو بکنن. ولی ایالات متحده نشدن. ایالات تحت سلطه بروکسل شدن!
بعید نمیدونم مردم خاورمیانه هم یه روز به این نتیجه برسن که باید مرزها رو بذارن کنار و یه پیکره واحد بشن. ولی قبل ازون باید متحد بودن رو یاد بگیرن. توقع داشتن کاری از مردم خاورمیانه که اروپاییها هم از پسش برنیومدن خیلی تخیلیه نه؟ ولی آدم دلش به تخیل خوشه. شاید صد سال بعد، دیگه یه تخیل نبود.
Anarchonomy
اپ شبکه الکس جونز تو اپاستور از اپ بیشتر رسانههای غولپیکر دنیا جلوتره. واکنششون به این واقعیت چیه؟ سانسورش کنید! ژورنالیسم غربی هیچوقت انقدر باعث تحقیر خودش نشده بوده تا الان.
الکس جونز تو ویدئوهاش درباره مشتی نظریه توطئه که بعضیهاشون حتی فکاهیاند (مثل: دولت قورباغهها رو هم گی کرده!) حرف میزنه. و حالا دست به دست هم دادند تا از همه شبکههای اجتماعی بیرونش کنند. چون در کنار اون نظریات فکاهی، گاهی پته رسانههای رسمی رو میندازه تو آب.
ازونطرف نیویورکتایمز آدمی که رسما نژادپرسته استخدام میکنه، و هیچ اتفاقی نمیفته. همون نیویورکتایمزی که بوقچی جنگ عراق بود و هفتهای سه بار مقاله میذاشت که باید عراق رو اشغال کنیم (حمله خالی نه، اشغال!). همون نیویورکتایمزی که در تحلیلهایی خندهدار علت وقوع جنگ داخلی سوریه رو «گرمایش زمین» معرفی میکرد! (گی کردن قورباغهها خندهدارتره یا اینکه بگی ظهور جبهةالنصره به ذوب شدن یخچال گرینلند مربوطه؟).
جریان چپ، که به طور تاریخی همیشه طرف ضعیف/محروم/سرکوبشده بوده، در دوران ما، به طرز بامزهای طرف صاحبان قدرته. به جای اینکه از آزادی بیان الکس جونز حمایت کنه، از سانسورگری فیسبوک و گوگل، یعنی غولهای سرمایهداری، حمایت میکنه. بیراه نیست اگه بگیم چپ، مُرده! و جنازهش هم بو گرفته.
ازونطرف نیویورکتایمز آدمی که رسما نژادپرسته استخدام میکنه، و هیچ اتفاقی نمیفته. همون نیویورکتایمزی که بوقچی جنگ عراق بود و هفتهای سه بار مقاله میذاشت که باید عراق رو اشغال کنیم (حمله خالی نه، اشغال!). همون نیویورکتایمزی که در تحلیلهایی خندهدار علت وقوع جنگ داخلی سوریه رو «گرمایش زمین» معرفی میکرد! (گی کردن قورباغهها خندهدارتره یا اینکه بگی ظهور جبهةالنصره به ذوب شدن یخچال گرینلند مربوطه؟).
جریان چپ، که به طور تاریخی همیشه طرف ضعیف/محروم/سرکوبشده بوده، در دوران ما، به طرز بامزهای طرف صاحبان قدرته. به جای اینکه از آزادی بیان الکس جونز حمایت کنه، از سانسورگری فیسبوک و گوگل، یعنی غولهای سرمایهداری، حمایت میکنه. بیراه نیست اگه بگیم چپ، مُرده! و جنازهش هم بو گرفته.
این کجاش کنایه بود؟ داره مستقیم حرف میزنه که. و کجاش تند بود؟ فحش دادن به پیمانکارها که خیلی وقته یه چیز عادی شده.
یه شوی تلویزیونی راه انداختن که در همهچیزش فیکه. حتی در «تند» انتقاد کردن. لابد با این هدف که قسمتی از توجهات رو از سمت رسانههای نوین برگردونن به رسانه رسمی نظام! که یعنی اگه دلتون انتقاد تند میخواد بیایید پای تلویزیون، خودمون پاستوریزهش رو ارائه میدیم. لازم نیست ایرادگیریها رو از کاربران توعیتر و اینستاگرام و تلگرام بشنوید. همینقدر ترحمبرانگیز.
اگه رشیدپور و برنامهش فیک نبود، به جای انتقاد از فساد سیستم، به وجدان پیمانکار گیر نمیداد! اگه فیک نبود کلیشه حکومتی «خودمون به خودمون رحم نمیکنیم» رو تکرار نمیکرد. کجای دنیا «وجدان» یه فاکتور ارزیابی صنعتیه؟ همینکه مفهومی مبهم و غیرقابل اندازهگیری و غیرقابل اتکا مثل وجدان رو وارد یه بحث فنی میکنی، یعنی صلاحیت حرف زدن درباره اون موضوع فنی رو نداری.
میگه اگه مبلغ قرارداد کم بود نباید قبول میکردید! مگه پیمانکار مسئول تعیین سطح کیفیته؟ سفارشدهنده هرچی بخواد و در هر گریدی بخواد، تولیدکننده در همون سطح تحویلش میده. دولت یه واحد مسکونی آشغال میخواست، یه واحد مسکونی آشغال هم تحویل گرفت. من اگه به تولیدکننده تایر تو چین بگم یه تایر برام بساز که فقط هزار کیلومتر کار کنه، دقیقا تایری بم میده که هزار کیلومتر بیشتر کار نکنه! چرا نباید سفارشمو قبول کنه؟
حالا برفرض پیمانکار، خود ابلیس. خریدار چرا خر شد و خرید؟ پیش خودش نگفت وقتی داخل شهر هزینه ساخت متری یک میلیون تومنه، چجوری اینجا هزینه شده دویست هزارتومن؟ خب معلومه. از بس همینها با «کنایههای تند» بسازبفروشها رو دزد و بیوجدان معرفی کردند، خریدار فکر کرد هزینه تمام شده تو شهر یه عدد دروغیه! و هزینه واقعی خیلی پایینتر ازین حرفاست.
کسانی که یا نمیتونند یا نمیخوان به مسائل نگاه سیستماتیک داشته باشند، راهحلهاشون هم در حد «پس مروتت کجا رفته لوطی؟» عوامانه خواهد بود.
https://t.me/khabaronline_ir/179560
یه شوی تلویزیونی راه انداختن که در همهچیزش فیکه. حتی در «تند» انتقاد کردن. لابد با این هدف که قسمتی از توجهات رو از سمت رسانههای نوین برگردونن به رسانه رسمی نظام! که یعنی اگه دلتون انتقاد تند میخواد بیایید پای تلویزیون، خودمون پاستوریزهش رو ارائه میدیم. لازم نیست ایرادگیریها رو از کاربران توعیتر و اینستاگرام و تلگرام بشنوید. همینقدر ترحمبرانگیز.
اگه رشیدپور و برنامهش فیک نبود، به جای انتقاد از فساد سیستم، به وجدان پیمانکار گیر نمیداد! اگه فیک نبود کلیشه حکومتی «خودمون به خودمون رحم نمیکنیم» رو تکرار نمیکرد. کجای دنیا «وجدان» یه فاکتور ارزیابی صنعتیه؟ همینکه مفهومی مبهم و غیرقابل اندازهگیری و غیرقابل اتکا مثل وجدان رو وارد یه بحث فنی میکنی، یعنی صلاحیت حرف زدن درباره اون موضوع فنی رو نداری.
میگه اگه مبلغ قرارداد کم بود نباید قبول میکردید! مگه پیمانکار مسئول تعیین سطح کیفیته؟ سفارشدهنده هرچی بخواد و در هر گریدی بخواد، تولیدکننده در همون سطح تحویلش میده. دولت یه واحد مسکونی آشغال میخواست، یه واحد مسکونی آشغال هم تحویل گرفت. من اگه به تولیدکننده تایر تو چین بگم یه تایر برام بساز که فقط هزار کیلومتر کار کنه، دقیقا تایری بم میده که هزار کیلومتر بیشتر کار نکنه! چرا نباید سفارشمو قبول کنه؟
حالا برفرض پیمانکار، خود ابلیس. خریدار چرا خر شد و خرید؟ پیش خودش نگفت وقتی داخل شهر هزینه ساخت متری یک میلیون تومنه، چجوری اینجا هزینه شده دویست هزارتومن؟ خب معلومه. از بس همینها با «کنایههای تند» بسازبفروشها رو دزد و بیوجدان معرفی کردند، خریدار فکر کرد هزینه تمام شده تو شهر یه عدد دروغیه! و هزینه واقعی خیلی پایینتر ازین حرفاست.
کسانی که یا نمیتونند یا نمیخوان به مسائل نگاه سیستماتیک داشته باشند، راهحلهاشون هم در حد «پس مروتت کجا رفته لوطی؟» عوامانه خواهد بود.
https://t.me/khabaronline_ir/179560
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
🔸کنایه تند رشیدپور به برخی از پیمانکاران پروژه های مسکن مهر
@KhabarOnline_IR
@KhabarOnline_IR
❤2
پاک کردن خبر، لزوما درست بودنش رو تأیید نمیکنه. شخصا قبول ندارم که حمله به نفتکش دستور مستقیم ایران بوده. از خود این نقل قول هم پیداست، هم میگه دستور دادیم بزنند هم سریع میگه البته ما نمیخوایم با عربستان بجنگیم! خب کسی که نمیخواد بجنگه دستور حمله به نفتکشش هم نمیده. این حداکثر شهوت یه فرمانده بیسواد در پز دادن با چیزیه که خودش سهمی توش نداشته. ازین پزها زیاد دادند تا حالا.
اما نکته در همون بیسوادیه.. یک درجهدار نظامی انقدر شعور نداره که جملاتش رو طوری بیان کنه که کشور رو رسما به عنوان یک متجاوز نشون نده. قاعدتا باید میگفت «دشمن هم آنطور که وانمود میکند از آسیبپذیری در امان نیست، وقتی حوثیهای آموزش ندیده بتوانند عبور و مرور نفتکشها را مختل کنند، نیروهای مقتدر و مجرب ما حتما قادر به خلق اتفاقات بزرگتری خواهند بود». وقتی که تکرار این خریتها از یه حدی بیشتر میشه، دیگه طرف مقابل قبول نمیکنه که اینها همش از بیسوادی و نفهمیه. حق داره نتیجه بگیره که اینا میخارن برای جنگ! و بر همون مبنا هم تصمیمگیری میکنه. و وقتی تصمیمگیری کردند، هزینهش رو مردم ایران خواهند داد.
زمانی که حرف از حمله نظامی میشه، عدهای سادهلوح موقعیت رو استثنایی قلمداد کرده، و پشت سر همین بیسوادهای نفهم سنگر میگیرند! که نمونهش رو در هشتگ #من_سپاهیام دیدیم. غافل ازینکه اینها خود دشمن هستند. اونهایی که ایران رو در معرض آتش قرار دادند دقیقا همینها بودند (نه تجزیهطلبها، نه تحریمیها، نه براندازها). برای مقابله با آتش، نمیشه پشت آتشافروز پناه گرفت.
https://twitter.com/hafezeh_tarikhi/status/1026771867737251841?s=19
اما نکته در همون بیسوادیه.. یک درجهدار نظامی انقدر شعور نداره که جملاتش رو طوری بیان کنه که کشور رو رسما به عنوان یک متجاوز نشون نده. قاعدتا باید میگفت «دشمن هم آنطور که وانمود میکند از آسیبپذیری در امان نیست، وقتی حوثیهای آموزش ندیده بتوانند عبور و مرور نفتکشها را مختل کنند، نیروهای مقتدر و مجرب ما حتما قادر به خلق اتفاقات بزرگتری خواهند بود». وقتی که تکرار این خریتها از یه حدی بیشتر میشه، دیگه طرف مقابل قبول نمیکنه که اینها همش از بیسوادی و نفهمیه. حق داره نتیجه بگیره که اینا میخارن برای جنگ! و بر همون مبنا هم تصمیمگیری میکنه. و وقتی تصمیمگیری کردند، هزینهش رو مردم ایران خواهند داد.
زمانی که حرف از حمله نظامی میشه، عدهای سادهلوح موقعیت رو استثنایی قلمداد کرده، و پشت سر همین بیسوادهای نفهم سنگر میگیرند! که نمونهش رو در هشتگ #من_سپاهیام دیدیم. غافل ازینکه اینها خود دشمن هستند. اونهایی که ایران رو در معرض آتش قرار دادند دقیقا همینها بودند (نه تجزیهطلبها، نه تحریمیها، نه براندازها). برای مقابله با آتش، نمیشه پشت آتشافروز پناه گرفت.
https://twitter.com/hafezeh_tarikhi/status/1026771867737251841?s=19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجب خط مدهوشکنندهای! خانهت آباد.
در ماههای اخیر، کسانی که بیشترین فحش رو از همه طبقات اجتماعی خوردند، «مردم ایران» بودند. اون هم به خاطر کارهای سادهای مثل تبدیل پولشون به دلار یا طلا یا هرچیزی. انبوهی از «از ماست که برماست» و «خودمون هم به خودمون رحم نمیکنیم» نثار این ملت بیچاره شده. ملتی که به معنی واقعی کلمه بیچارهست، چون آپشنهای زیادی نداره که به عنوان «چاره» انتخاب کنه. و در عین حال رفتار مردم ترکیه و مردم آلمان رو در مواجهه با تلاطم اقتصادی رو چکش میکنند و به سرش میکوبند! یعنی کشورهایی که بدترین روزهاشون از بهترین روزهای ما آرومتره، و شرایطشون مطلقا ارتباطی با شرایط غیرعادیترین کشور جهان یعنی ایران، نداره. این واقعیت تلخ برای من خیلی جالب بود که عدهای از ایرانیان، هموطنان خودشون رو سرزنش میکنند، اما یه استاد اقتصاد مثل استیو هانکه، که یک خارجی بیگانهست، هی توضیح میده که خیلی طبیعیه که مردم ایران در تلاش باشند تا ریالشون رو به چیزی غیر از ریال تبدیل کنند تا سرمایه اندکشون حفظ بشه، چون بدرستی تشخیص میدن که ریال آینده تاریکی داره. و به این اشاره میکنه که این مردم باهوش هستند که سریع تشخیص میدند داره چه اتفاقاتی میفته و متناسب باش تصمیم میگیرند!
اما این تنها مصداق مردمستیزی نیست. به یک انگلیسی بگم مردم ما نجیبتر از مردم شما هستند، چون با وجود اینکه زندگی در اینجا فوقالعاده سخته و در مقایسه با زندگی روزمره شما ما داریم داخل یک تونل وحشت زندگی میکنیم، اونم وسط باغوحشی به نام خاورمیانه، آمار جرم و جنایات باید خیلی بیشتر ازینی بود که هست و آمار شما باید خیلی کمتری ازین که هست میبود، طرف راحتتر قانع میشد تا همینو بخوام به یک ایرانی که میخواد مهاجرت کنه به انگلیس بفهمونم!
قطعا ما مردم ایران ایراد زیاد داریم. ولی ایرادهامون اینایی نیست که دارند بولد میکنند، و اون ایرادهایی که هست بیشترش بمون تحمیل شده. یک سیستم حاکمیتی نرمال بذارید در رأس این کشور، بعد به مردم نمره بدید. تا زمانی که اون اتفاق نیفتاده، هر نمرهای فقط یه برچسبه.
اما این تنها مصداق مردمستیزی نیست. به یک انگلیسی بگم مردم ما نجیبتر از مردم شما هستند، چون با وجود اینکه زندگی در اینجا فوقالعاده سخته و در مقایسه با زندگی روزمره شما ما داریم داخل یک تونل وحشت زندگی میکنیم، اونم وسط باغوحشی به نام خاورمیانه، آمار جرم و جنایات باید خیلی بیشتر ازینی بود که هست و آمار شما باید خیلی کمتری ازین که هست میبود، طرف راحتتر قانع میشد تا همینو بخوام به یک ایرانی که میخواد مهاجرت کنه به انگلیس بفهمونم!
قطعا ما مردم ایران ایراد زیاد داریم. ولی ایرادهامون اینایی نیست که دارند بولد میکنند، و اون ایرادهایی که هست بیشترش بمون تحمیل شده. یک سیستم حاکمیتی نرمال بذارید در رأس این کشور، بعد به مردم نمره بدید. تا زمانی که اون اتفاق نیفتاده، هر نمرهای فقط یه برچسبه.
Anarchonomy
Photo
لیندزی گراهام، که با اینکه یه جمهوریخواه وفاداره، هرگز از ترامپ حمایت نکرد. در واقع جزء ضدترامپیها بود. اما به ایران که میرسه، به اروپاییها میگه چتونه که دارید به خیال خودتون آخوندها رو از مخمصه نجات میدید؟ بیاید پشت سر ترامپ بایستید تا کار اینا رو یکسره کنیم!
در سند استراتژی دفاعی پنتاگون، کلا چهار تا قدرت تهدیدکننده تعریف شده. روسیه و چین. کرهشمالی و ایران. به اون دوتای اولی میگه قدرتهای برانداز! یعنی چین و روسیه قدرتهایی هستند که میخوان نظم و عرف جهانی رو از چیزی که هست تغییر بدن و یه نظم دیگه برقرار کنند، که مثلا تو اون نظم جدید قلدری عیب نداشته باشه، ضمیمه کردن زوری خاک همسایه به خاک خودت عیب نداشته باشه، هواپیمای مسافری رو با موشک زدن عیب نداشته باشه، شکنجه کردن شهروندان خودت عیب نداشته باشه، انداختن دموکراسی تو سطل آشغال عیب نداشته باشه، حقوق بشر کشک باشه، و خلاصه برگردیم به دوره سلسله مینگ! این دوتا نمیخوان جای ما (آمریکا) رو تو دنیا بگیرن، بلکه میخوان جای ما خالی باشه! ( تفاوت اساسیای بین این دو حالت هست که تحلیلگران ما متأسفانه هنوز بش واقف نیستند و فکر میکنند قصد چین و روسیه رقابته!). اما به دوتای دومی میگه قدرتهای یاغی! یعنی کره و شمالی و ایران، انقدری قدرت و ظرفیت ندارند که بخوان بساط دنیا رو بهم بریزند. مهم نیست چه نظمی حاکم باشه، اینا فقط شر درست میکنند. یاغی نه برنامهای داره که کدخدای حاکم رو کنار بزنه، نه پتانسیلش رو داره. فقط موی دماغه. بنابراین برای اینکه بتونیم جلوی قدرتهای برانداز رو بگیریم، اول باید این یاغیها رو بشونیم سرجاشون. ضمن اینکه سرکوب یاغیها به براندازها نشون میده که با کی طرفند.
هشدار لیندزی گراهام به اروپا هم در همین راستاست. تو یکی از توعیتهاش میگه «به نظر میآید در مقابله با اهریمنها، یک ژن مماشات در سیاست اروپاییها وجود دارد که در طول تاریخ منجر به مرگ میلیونها نفر شده است». اگه گفتن چنین حرف سنگینی به اروپا بیسابقه نباشه، حتما کمسابقهست. آلمان در دقیقه ۹۰ از انتقال ۴۰۰ میلیون دلار پول نقد به ایران جلوگیری کرد، کاری که انتظار نمیرفت انجام بده (معمولا به بهانه بروکراسی از زیر بار اقدامات فوری در میرن). اما این برای آمریکا کافی نیست. اونها میگن سختگرفتن به یاغی مشکلی رو حل نمیکنه. یاغی رو باید نابود کرد.
هرچند کره شمالی به این راحتیها دست از یاغیگری اتمی برنمیداره، اما به نظر میاد دیگه شاخش برای متحدان آمریکا یعنی ژاپن و کره جنوبی تیز نیست. فقط ایران مونده که شاخش همچنان متحدان رو اذیت میکنه، و اونها این شاخ رو رها نخواهند کرد تا بالاخره از جا کنده شه.
چون دنیا کارهای مهمتری داره که انجام بده. مثل این که تصمیم بگیره میخواد با چه نظمی زندگی کنه.
در سند استراتژی دفاعی پنتاگون، کلا چهار تا قدرت تهدیدکننده تعریف شده. روسیه و چین. کرهشمالی و ایران. به اون دوتای اولی میگه قدرتهای برانداز! یعنی چین و روسیه قدرتهایی هستند که میخوان نظم و عرف جهانی رو از چیزی که هست تغییر بدن و یه نظم دیگه برقرار کنند، که مثلا تو اون نظم جدید قلدری عیب نداشته باشه، ضمیمه کردن زوری خاک همسایه به خاک خودت عیب نداشته باشه، هواپیمای مسافری رو با موشک زدن عیب نداشته باشه، شکنجه کردن شهروندان خودت عیب نداشته باشه، انداختن دموکراسی تو سطل آشغال عیب نداشته باشه، حقوق بشر کشک باشه، و خلاصه برگردیم به دوره سلسله مینگ! این دوتا نمیخوان جای ما (آمریکا) رو تو دنیا بگیرن، بلکه میخوان جای ما خالی باشه! ( تفاوت اساسیای بین این دو حالت هست که تحلیلگران ما متأسفانه هنوز بش واقف نیستند و فکر میکنند قصد چین و روسیه رقابته!). اما به دوتای دومی میگه قدرتهای یاغی! یعنی کره و شمالی و ایران، انقدری قدرت و ظرفیت ندارند که بخوان بساط دنیا رو بهم بریزند. مهم نیست چه نظمی حاکم باشه، اینا فقط شر درست میکنند. یاغی نه برنامهای داره که کدخدای حاکم رو کنار بزنه، نه پتانسیلش رو داره. فقط موی دماغه. بنابراین برای اینکه بتونیم جلوی قدرتهای برانداز رو بگیریم، اول باید این یاغیها رو بشونیم سرجاشون. ضمن اینکه سرکوب یاغیها به براندازها نشون میده که با کی طرفند.
هشدار لیندزی گراهام به اروپا هم در همین راستاست. تو یکی از توعیتهاش میگه «به نظر میآید در مقابله با اهریمنها، یک ژن مماشات در سیاست اروپاییها وجود دارد که در طول تاریخ منجر به مرگ میلیونها نفر شده است». اگه گفتن چنین حرف سنگینی به اروپا بیسابقه نباشه، حتما کمسابقهست. آلمان در دقیقه ۹۰ از انتقال ۴۰۰ میلیون دلار پول نقد به ایران جلوگیری کرد، کاری که انتظار نمیرفت انجام بده (معمولا به بهانه بروکراسی از زیر بار اقدامات فوری در میرن). اما این برای آمریکا کافی نیست. اونها میگن سختگرفتن به یاغی مشکلی رو حل نمیکنه. یاغی رو باید نابود کرد.
هرچند کره شمالی به این راحتیها دست از یاغیگری اتمی برنمیداره، اما به نظر میاد دیگه شاخش برای متحدان آمریکا یعنی ژاپن و کره جنوبی تیز نیست. فقط ایران مونده که شاخش همچنان متحدان رو اذیت میکنه، و اونها این شاخ رو رها نخواهند کرد تا بالاخره از جا کنده شه.
چون دنیا کارهای مهمتری داره که انجام بده. مثل این که تصمیم بگیره میخواد با چه نظمی زندگی کنه.
وزیر دفاع اسراییل گفته سوریه داره ارتش رو بازسازی میکنه تا به ارتشی بزرگتر از ارتش ماقبل جنگ تبدیل شه! (امثال لیبرمن استاد اضافه کردن به حجم پیازداغ هستند البته).
بعد یه خبرنگار نوشته ارتشی که حتی ماشین لباسشویی مردم رو غارت میکنه! اسراییل بهتره نگران چنین ارتشی نباشه.
یه بار یه پست درباره معنی گسترده کلمه «لاکشری» نوشته بودم، که مثلا نداشتن بیماری، خودش یه لاکشریه. داشتن پدر تحصیلکرده یه لاکشریه. شاید فقر نقطه ماکزیمم بیچارگی به حساب بیاد برای خیلیها، اما میشه فقیر بود و در امان بود. یعنی ممکنه اسباب منزلت خیلی ارزونقیمت و ساده باشند، اما اینکه از بیرون بیای درو باز کنی ببینی همون وسایل سرجاشه، یه جور لاکشریه. در سوریه، یک خانواده فقیر حتی ازون هم محرومه. میگن جنگ داخلی سوریه رو نابود کرد. اما این «مردمستیزی» بود که سوریه رو نابود کرد.
بعد یه خبرنگار نوشته ارتشی که حتی ماشین لباسشویی مردم رو غارت میکنه! اسراییل بهتره نگران چنین ارتشی نباشه.
یه بار یه پست درباره معنی گسترده کلمه «لاکشری» نوشته بودم، که مثلا نداشتن بیماری، خودش یه لاکشریه. داشتن پدر تحصیلکرده یه لاکشریه. شاید فقر نقطه ماکزیمم بیچارگی به حساب بیاد برای خیلیها، اما میشه فقیر بود و در امان بود. یعنی ممکنه اسباب منزلت خیلی ارزونقیمت و ساده باشند، اما اینکه از بیرون بیای درو باز کنی ببینی همون وسایل سرجاشه، یه جور لاکشریه. در سوریه، یک خانواده فقیر حتی ازون هم محرومه. میگن جنگ داخلی سوریه رو نابود کرد. اما این «مردمستیزی» بود که سوریه رو نابود کرد.
این صحنههایی از حملههای هواپیماهای کامیکازی ژاپن به ناوهای آمریکاست. برخلاف تصور عموم مردم، ژاپنیها فقط با هواپیما اینکارو نمیکردند. ماشین انتحاری داشتند، قایق انتحاری داشتند، تانک انتحاری هم داشتند، حتی زیردریایی انتحاری هم داشتند. اینو باید به سپاهیا نشون داد.. دچار این خیال هستند که قایقی که سرنشینش قصد خودکشی داره برای آمریکاییها یه داستان تازهست! تو همین فیلم کوتاه هم نشون میده که در عرض چند هفته ناوهای غولپیکر که به خاطر این حملات مورد آسیب جدی قرار میگرفتن رو وسط آب و با چه سرعتی و با چه لجستیک خیرهکنندهای تعمیر میکردند و دوباره میفرستادن برای عملیات، بدون اینکه شناور رو برگردونن به خونه!
https://youtu.be/ypLuXx6SKgU
https://youtu.be/ypLuXx6SKgU
YouTube
Footage of Kamikaze Attack on US Ships
Footage of Kamikaze Attack on US Ships [HD]. Great footage. A gun battle ensues in the Pacific Ocean where gunners bring down Japanese planes. Footage of Kamikaze planes crashing in to the sea and one plane is hit but it crashes on U.S.S. 'Bunker Hill' and…
Anarchonomy
این صحنههایی از حملههای هواپیماهای کامیکازی ژاپن به ناوهای آمریکاست. برخلاف تصور عموم مردم، ژاپنیها فقط با هواپیما اینکارو نمیکردند. ماشین انتحاری داشتند، قایق انتحاری داشتند، تانک انتحاری هم داشتند، حتی زیردریایی انتحاری هم داشتند. اینو باید به سپاهیا…
میخواستم برای این پست تیتر بزنم: آمریکا برای آن که آقای جهان شود، رنج دوران برده است!
بعد دیدم رنج کلمه درستی نیست. رنج رو خیلیها کشیدن. صرف اذیت شدن آدمو به جایی نمیرسونه. نیمه اول قرن بیستم، آمریکا هیچ فرقی با یه کشور جهانسوم نداشت. اما رهبری هوشمندانه، اتحاد مردمی، و تعریف دقیق و شفاف از منافع ملی، مهاجرپذیری و استفاده از استعداد همه مردم، خودانتقادی و اصلاح سریع خطاها، و البته جرئت و اعتماد به نفس، دست به دست هم داد تا یک غول بیرقیب بسازه.
بعد دیدم رنج کلمه درستی نیست. رنج رو خیلیها کشیدن. صرف اذیت شدن آدمو به جایی نمیرسونه. نیمه اول قرن بیستم، آمریکا هیچ فرقی با یه کشور جهانسوم نداشت. اما رهبری هوشمندانه، اتحاد مردمی، و تعریف دقیق و شفاف از منافع ملی، مهاجرپذیری و استفاده از استعداد همه مردم، خودانتقادی و اصلاح سریع خطاها، و البته جرئت و اعتماد به نفس، دست به دست هم داد تا یک غول بیرقیب بسازه.
نکته جالب این جمله «هیچکس هیچ غلطی نمیتواند بکند» خود جمله نیست، بلکه شأن نزولشه. باید نگاه کنید که این رو در جواب به چه چیزی داده. عدهای از مالهکشان برونمرزی نظام رو جمع کردند، و اونها هم نسبت به سرنوشت نظام ابراز نگرانی کردند، و حضرت هم این جواب رو داده! در واقع سوال اونا اینه که برنامهتون چیه؟ و این به جای اینکه بگه برنامهم اینه، گفته برنامه بقیه موفق نخواهد شد! یعنی خیلی ساده داره میگه برنامهای ندارم! 😁
https://t.me/AlaviShahed/657
https://t.me/AlaviShahed/657
Telegram
شاهد علوی/ روزنامهنگار
سید علی خامنهای در واکنش به تظاهرات اخیر و شعارها علیه حکومت: «نگران نباشید، هیچکس هیچ غلطی نمیتواند بکند.»
علی جان! شما لطفا نگران ما نباش، ما میدانیم شما آقای «همهکس» به جای همه ما «هیچکسها» غلط میکنید و کلی هم در این ۴۰ سال غلط بیجا و زیادی…
علی جان! شما لطفا نگران ما نباش، ما میدانیم شما آقای «همهکس» به جای همه ما «هیچکسها» غلط میکنید و کلی هم در این ۴۰ سال غلط بیجا و زیادی…
خوانندگان کانال گهگاهی پیام میدن که تو که اینهمه از وضع موجود نالانی، خب یه نقشه راه هم ارائه بده. نمیدونم این توقع از کجا اومده. مثل اینه که یک منتقد درباره یک فیلم بگه «بعضی کاتها بیننده رو بیجهت سردرگم میکنه» و بش بگن «گر تو بهتر میزنی بستان بزن!». اگه اینجوری بود فقط کارگردانها حق داشتند درباره فیلمهای همدیگه نقد بنویسند. اما با وجود اینکه هیچ وظیفهای ندارم که نقشه راه ارائه بدم، و با وجود اینکه اصلا در جایگاهی نیستم که فتوا بدم مملکت به این بزرگی و به این پیچیدگی باید به چه سمت و سویی حرکت کنه، این حق رو دارم که برای آینده کشور یه سری آرزو داشته باشم، که میتونه در یک قانون اساسی مدرن گنجانده بشه. اما قبل ازینکه تصویری ازون آرزو رو نمایش بدم گفتم بد نیست نظر بقیه رو هم بپرسم. از همفکران خودم گرفته تا مدافعان نظام تا حقوقخواندهها. نتیجهای که ازین فیدبکها گرفتم این بود که به جای مطالعه قانون اساسی کشورهای پیشرفته، باید برم کتاب «هنر معامله» ترامپ رو بخونم!
مشکل ما، رفرنسها و الگوبرداری نیست اصلا. مشکل ما چندپارگی جامعهست. این جامعه در یک گوشه کشور شعبهای داره که هنوز دختر رو در حد یک کوزه دکوری ارزشگذاری میکنه، و در یک گوشه دیگه شعبهای داره که دختر و پسر بدون هیچ قرارداد و تعهدی باهم در یک آپارتمان زندگی میکنند! (هزار و یک مصداق میشه آورد، فقط خواستم به کنتراست عمیق اشاره کنم. نه اینکه مسائل جنسیتی رو مهمترین مسئله وانمود کنم). این چندپارگی معلوم نیست چند دهه دیگه دوام بیاره و شاید هیچوقت ازبین نره. پس تلاش برای یکدست کردن این جامعه تقریبا بیهودهست. تنها کاری که میشه کرد وادار کردن هر تکه ازین جمع به معامله با بقیه تکههاست، و تو این معامله هرکس باید به ازای چیزهایی که گیرش میاد، قید یه سری چیزها رو هم بزنه. نه باید برنده مطلق وجود داشته باشه، نه بازنده مطلق.
برخی قانون اساسی فعلی رو برای رسیدن به اون معامله مکفی میدونند، که تصور عجیبیه. فقط برای نمونه یک تناقض بنیادی این قانون اساسی رو مثال میزنم. در اصل نهم اومده: «هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»
به نظر اصل مترقیای میاد. تو بعضی کشورها با وضع قوانین میشه آزادی رو محدود کرد، ولی طبق این اصل حتی حق نداری قانونی رو تصویب کنی که سلبکننده باشه! و حتی به بهانههایی مثل امنیت ملی نمیتونن آزادیت رو ازت بگیرن! (چیزی که جمهوریاسلامی مطلقا بش پایبند نیست).
اما یکم پایینتر و در اصل دوازدهم میگه: «دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است.»
نوع تفرعن تنظیمکننده رو داشته باشید که فکر کرده بوده میتونه با نوشتن یک جمله، یک موضوع رو ابدی کنه! و نوع جهالتش رو داشته باشید که فکر کرده بوده رسمیت دین یک حقیقتی مستقل از اراده جماعته! اما از بطن خجالتآور این اصل که بگذریم، اصل نهم رو نقض میکنه. چون آزادی جامعه در تغییر (یا لغو) دین رسمی رو به اسم استقلال دینی و فرهنگی، سلب میکنه. مردم اجازه نخواهند داشت که قید هویت خاص «اثنی عشری» رو بزنند. (ما یه نوع استقلال خاص داریم از جهان خارج، و اونم اینه که فارغ ازینکه دنیا چه خبره و داره چجوری حرکت میکنه، داریم قالالصادق و قالالباقر رو مبنای حکومتداری قرار میدیم).
ایران نیاز به یک صلح درونی داره، و با این قانون نمیشه به صلح رسید.
مشکل ما، رفرنسها و الگوبرداری نیست اصلا. مشکل ما چندپارگی جامعهست. این جامعه در یک گوشه کشور شعبهای داره که هنوز دختر رو در حد یک کوزه دکوری ارزشگذاری میکنه، و در یک گوشه دیگه شعبهای داره که دختر و پسر بدون هیچ قرارداد و تعهدی باهم در یک آپارتمان زندگی میکنند! (هزار و یک مصداق میشه آورد، فقط خواستم به کنتراست عمیق اشاره کنم. نه اینکه مسائل جنسیتی رو مهمترین مسئله وانمود کنم). این چندپارگی معلوم نیست چند دهه دیگه دوام بیاره و شاید هیچوقت ازبین نره. پس تلاش برای یکدست کردن این جامعه تقریبا بیهودهست. تنها کاری که میشه کرد وادار کردن هر تکه ازین جمع به معامله با بقیه تکههاست، و تو این معامله هرکس باید به ازای چیزهایی که گیرش میاد، قید یه سری چیزها رو هم بزنه. نه باید برنده مطلق وجود داشته باشه، نه بازنده مطلق.
برخی قانون اساسی فعلی رو برای رسیدن به اون معامله مکفی میدونند، که تصور عجیبیه. فقط برای نمونه یک تناقض بنیادی این قانون اساسی رو مثال میزنم. در اصل نهم اومده: «هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»
به نظر اصل مترقیای میاد. تو بعضی کشورها با وضع قوانین میشه آزادی رو محدود کرد، ولی طبق این اصل حتی حق نداری قانونی رو تصویب کنی که سلبکننده باشه! و حتی به بهانههایی مثل امنیت ملی نمیتونن آزادیت رو ازت بگیرن! (چیزی که جمهوریاسلامی مطلقا بش پایبند نیست).
اما یکم پایینتر و در اصل دوازدهم میگه: «دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است.»
نوع تفرعن تنظیمکننده رو داشته باشید که فکر کرده بوده میتونه با نوشتن یک جمله، یک موضوع رو ابدی کنه! و نوع جهالتش رو داشته باشید که فکر کرده بوده رسمیت دین یک حقیقتی مستقل از اراده جماعته! اما از بطن خجالتآور این اصل که بگذریم، اصل نهم رو نقض میکنه. چون آزادی جامعه در تغییر (یا لغو) دین رسمی رو به اسم استقلال دینی و فرهنگی، سلب میکنه. مردم اجازه نخواهند داشت که قید هویت خاص «اثنی عشری» رو بزنند. (ما یه نوع استقلال خاص داریم از جهان خارج، و اونم اینه که فارغ ازینکه دنیا چه خبره و داره چجوری حرکت میکنه، داریم قالالصادق و قالالباقر رو مبنای حکومتداری قرار میدیم).
ایران نیاز به یک صلح درونی داره، و با این قانون نمیشه به صلح رسید.
این آخوند گرامی تنه زدن یک شهروند عصبانی (که تازه بش حق هم میده که عصبانی باشه) به یک آخوند رو معادل قرار میده با ۴۰ سال سلطه ظالمانه آخوندهای سیاسی به مردم ایران، و غارت منابع سرزمینشون و سرکوبشون در همه ابعاد زندگی!
یعنی برای دفاع از صنف خودش، داره میگه مردم، درسته بیشرفی در صنف من بیداد میکنه، ولی شما مردم هم بیشرفید، فقط قدرت ندارید. اگه قدرت داشتید بیشرفیتون غلیظتر از بیشرفی ما میشد!
همینقدر وقیح.
https://t.me/khabaronline_ir/180009
یعنی برای دفاع از صنف خودش، داره میگه مردم، درسته بیشرفی در صنف من بیداد میکنه، ولی شما مردم هم بیشرفید، فقط قدرت ندارید. اگه قدرت داشتید بیشرفیتون غلیظتر از بیشرفی ما میشد!
همینقدر وقیح.
https://t.me/khabaronline_ir/180009
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
زائری: حضور روحانیت در همه
عرصهها به شدت خطرناک است
@KhabarOnline_IR
عرصهها به شدت خطرناک است
@KhabarOnline_IR
Anarchonomy
این آخوند گرامی تنه زدن یک شهروند عصبانی (که تازه بش حق هم میده که عصبانی باشه) به یک آخوند رو معادل قرار میده با ۴۰ سال سلطه ظالمانه آخوندهای سیاسی به مردم ایران، و غارت منابع سرزمینشون و سرکوبشون در همه ابعاد زندگی! یعنی برای دفاع از صنف خودش، داره میگه…
«درسته که ما ادمین یک کانال تلگرامی رو تهدید میکنیم که کانالش رو ببنده و دیگه کارگران رو به اعتراض و اعتصاب تشویق نکنه و وقتی زیربار نرفت میگیریمش و میبریم میکشیمش و جنازهش رو میندازیم تو بیابان، ولی شما هم وقتی داریم میوه میخریم بمون تنه میزنید! تازه به خاتمی هم میگید خفه شو! که یعنی قصد دارید کوره آدمسوزی راه بندازید»
درود بر آمریکا که اینترنت رو به ما ارزانی کرد تا بتونیم برای اولین بار در تاریخ ایران، چهره واقعی روحانیت شیعه رو برملا کنیم. باور کنید این اتفاق کمتر از رنسانس اروپا نیست برای ما.
درود بر آمریکا که اینترنت رو به ما ارزانی کرد تا بتونیم برای اولین بار در تاریخ ایران، چهره واقعی روحانیت شیعه رو برملا کنیم. باور کنید این اتفاق کمتر از رنسانس اروپا نیست برای ما.
جناب زیدآبادی پیشنهاد دادند یه نهاد مستقل مدنی تأسیس کنیم که چک کنه چه کسانی دارن تهمت دزدی میزنن به افراد، و بعد به عنوان دروغگو معرفیشون کنه تا حیثیت افراد حفظ شه!
یه روایت از حضرت علی هست که میگه (نقل به مضمون البته): اگه وارد جایی شدی که همه خرابن، اگه بشون خوشبین باشی خریتت رو ثابت میکنه نه انصافت رو!.. حالا ایشون هم فکر کرده اگه پزشکیان رو به طور پیشفرض دزد حساب نکنه، داره حرمت کعبه رو نگه میداره! تو زندانهای برزیل اگه همه رو مبتلا به HIV حساب کنی احتمال سالم بیرون اومدنت بیشتر میشه. بهتره سالم بیای بیرون و بدبین، تا منصف و مبتلا! بله حیثیت افراد مهمه، اما تو سیستمی که از رأس تا قاعده مشغول غارت اموال عمومی هستند، صحبت از آبرو اضافهکاریه. ما که تو شرایط نرمال نیستیم. ما تو یه آشوب جنگی هستیم.
حالا ازون بگذریم، ایشون انگار تو این کشور زندگی نمیکنه، و نمیدونه نظام توتالیتر چیست! شاید لازمه بش یادآوری کنیم. نظام تمامیتخواه یه جور نظامیه که کاری میکنه موسسات خیریه، که کاملا غیرسیاسی هستند و بیآزارترین فعالیتها رو دارند، کلا به دو مسیر هدایت بشن: یا مشغول پولشویی بشن، یا قسمتی از درآمدشون رو به عنوان باج تقدیم کنند به حکومت! اگه خیریهای نخواد تن به هیچ کدوم بده، باید دفتر دستکش رو جمع کنه! به نظرتون این چنین سیستمی، با یک نهادی که کارش اعلام کردن دروغگوهاست، که در بسیاری از موارد مقامات حکومتی و وابستگانشون هستند، چه خواهد کرد؟ خیلی واضحه. به جرم تشویش اذهان عمومی همه اعضای فعال اون نهاد رو به صدضربه شلاق محکوم خواهد کرد، بعلاوه چندسال زندان. سپس درِ اون نهاد رو هم گل خواهد گرفت.
حکومت بروکراتیک و فشل ما، معتاد ستادسازیه. رهبر یه جمله میپرونه، فرداش یه ستاد درست میکنن برای پیگیری اون جمله پرانده شده! «مصلح» حکومت هم که تازه خودش رنج بیدادگاه قوه قضاییه رو چشیده هم همون قدر دنبال ستادسازیه، با این فرق که یه تیپ ستادهای دیگهای مدنظرشه. شما اگه واقعا هدفت اصلاحه، باید با همون نهادهای موجود اصلاحات رو انجام بدی. راه حل حفظ آبروی افراد، درست شدن قوه قضاییهست، نه خلق موجودات جدید. همینکه درست شدن قوه قضاییه رو دیگه تخیلی میپندارند و میدونند که درستبشو نیست، نشون میده ادعای اصلاحپذیری سیستم چقدر متناقضه.
https://t.me/ahmadzeidabad/306
یه روایت از حضرت علی هست که میگه (نقل به مضمون البته): اگه وارد جایی شدی که همه خرابن، اگه بشون خوشبین باشی خریتت رو ثابت میکنه نه انصافت رو!.. حالا ایشون هم فکر کرده اگه پزشکیان رو به طور پیشفرض دزد حساب نکنه، داره حرمت کعبه رو نگه میداره! تو زندانهای برزیل اگه همه رو مبتلا به HIV حساب کنی احتمال سالم بیرون اومدنت بیشتر میشه. بهتره سالم بیای بیرون و بدبین، تا منصف و مبتلا! بله حیثیت افراد مهمه، اما تو سیستمی که از رأس تا قاعده مشغول غارت اموال عمومی هستند، صحبت از آبرو اضافهکاریه. ما که تو شرایط نرمال نیستیم. ما تو یه آشوب جنگی هستیم.
حالا ازون بگذریم، ایشون انگار تو این کشور زندگی نمیکنه، و نمیدونه نظام توتالیتر چیست! شاید لازمه بش یادآوری کنیم. نظام تمامیتخواه یه جور نظامیه که کاری میکنه موسسات خیریه، که کاملا غیرسیاسی هستند و بیآزارترین فعالیتها رو دارند، کلا به دو مسیر هدایت بشن: یا مشغول پولشویی بشن، یا قسمتی از درآمدشون رو به عنوان باج تقدیم کنند به حکومت! اگه خیریهای نخواد تن به هیچ کدوم بده، باید دفتر دستکش رو جمع کنه! به نظرتون این چنین سیستمی، با یک نهادی که کارش اعلام کردن دروغگوهاست، که در بسیاری از موارد مقامات حکومتی و وابستگانشون هستند، چه خواهد کرد؟ خیلی واضحه. به جرم تشویش اذهان عمومی همه اعضای فعال اون نهاد رو به صدضربه شلاق محکوم خواهد کرد، بعلاوه چندسال زندان. سپس درِ اون نهاد رو هم گل خواهد گرفت.
حکومت بروکراتیک و فشل ما، معتاد ستادسازیه. رهبر یه جمله میپرونه، فرداش یه ستاد درست میکنن برای پیگیری اون جمله پرانده شده! «مصلح» حکومت هم که تازه خودش رنج بیدادگاه قوه قضاییه رو چشیده هم همون قدر دنبال ستادسازیه، با این فرق که یه تیپ ستادهای دیگهای مدنظرشه. شما اگه واقعا هدفت اصلاحه، باید با همون نهادهای موجود اصلاحات رو انجام بدی. راه حل حفظ آبروی افراد، درست شدن قوه قضاییهست، نه خلق موجودات جدید. همینکه درست شدن قوه قضاییه رو دیگه تخیلی میپندارند و میدونند که درستبشو نیست، نشون میده ادعای اصلاحپذیری سیستم چقدر متناقضه.
https://t.me/ahmadzeidabad/306
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
پیشنهادی برای رسیدگی به اتهام علیه پزشکیان
در همۀ کشورهای دنیا سطحی از فساد وجود دارد و در تمام جوامع نیز گروههای رقیب، یکدیگر را به فساد متهم میکنند.
میزان فساد و اتهام فساد در ایران اما قابل مقایسه با هیچکدام از جوامع سالم دنیا نیست؛ به چه دلیل؟ به هزاران…
در همۀ کشورهای دنیا سطحی از فساد وجود دارد و در تمام جوامع نیز گروههای رقیب، یکدیگر را به فساد متهم میکنند.
میزان فساد و اتهام فساد در ایران اما قابل مقایسه با هیچکدام از جوامع سالم دنیا نیست؛ به چه دلیل؟ به هزاران…