Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
امام شیعه رو در حالی که جوان بود کشتنش انداختنش پشت بوم و کسی نفهمید حتی، تا اینکه پرنده جمع شد اون بالا فهمیدن یه چیزی هست. بعد آخوند شیعه رو بعد صد و دو سال، عزراییل باید طی یک مسابقه طناب‌کشی ببردش! کنتراست، در حد صفحه شطرنجه. حسین می‌دونست اونایی که داره میبره به بیابون‌های عراق به درد جنگیدن نمیخورن‌. میخواست بعدن معلوم بشه اونایی که پیر شدن همونایی‌ان که نرفتن.

اما اینارو جایی نگید.
5
8
اون موقع بیست و اندی سن داشت. گفت شیفته معلم خصوصیش شده. قرار نبود درد و دل کنه. این رو گفت تا بگه نباید روی من حساب کنی، چون خودم جای دیگه گیرم! نمی‌دونم چرا اینکه ازش خوشم می‌اومد رو بروز دادم وقتی می‌دونستم قراره تا آخر عمر تنها بمونم. هنوز این عادت بد رو نتونستم ترک کنم. کار مزخرفیه، و می‌دونم.

وقتی پرسیدم چند سالشه؟ فکر کرد حسادت کردم. و وقتی گفت پنجاه و اندی، گفتم خر نشو! گفت انتظار نداشتم از تو حرف‌های سنتی بشنوم. گفتم سنتی چیه، عقل نداری؟ تو چه ربطی به یه آدم پنجاه ساله داری؟ گفت عشق این حساب کتاب‌ها رو نداره. گفتم این ده یا پنج سال بعد حتی حال نداره بات تا پارک بیاد.. گفت مگه ده سال عشق کمه؟
دیگه بقیه‌ش رو به زبون نیاوردم.. معلوم بود که بیفایده‌ست. به عنوان خداحافظی بیست دقیقه تمام به کفش‌های همدیگه خیره شدیم.

الان اون ده سال بعده.. و به نظر میرسه که پشیمان شده. حالا داره چهل سالش میشه و هنوز بچه نداره. و به فیزیکش نمیاد بعدن بتونه داشته باشه. دهه طلایی زنانگیش رو صرف یه آغوش کرد که فکر می‌کرد ساخته شده برای خودش.

اما من هم دیگه همون آدم نیستم. دیگه به کسی نمیگم خر نشو! چطور میشه به کسی گفت به عرف و استاندارد بچسب وقتی اون‌هایی که بش چسبیدند هم پژمرده‌اند؟ وقتی هیچ‌چیز درست کار نمی‌کنه و قراره هیچ‌کس برنده نباشه، انتخاب‌ها، فقط گزینش نوع باختنه. باید باخت مطلوب خودت رو انتخاب کنی، و باش زندگی کنی.

امروز حرفم عوض شده. دیگه نمیگم خر نشو! امروز میگم دست به خریتی بزن که نتیجه‌ش بزرگتر از خودت باشه. بدست آوردن آغوشی که فقط برای تو ساخته شده خوبه، اما حتی در اوجش، فقط اندازه خودته. یه کاری کن دنیا بفهمه وجود داشتی.
10
از ابن‌عباس نقل شده که روزی در محضر امیرمومنان بودیم که مردی پرسید ابوتراب، آیندگان شیعیان شما را چطور پیدا کنند؟ حضرت فرمود بنگرید نظرش درباره بیت‌کوین چیست. اگر ماکسیمالیست بود، شیعه ماست.

دو سه سال پیش بین جامعه بیت‌کوین صحبت از تراکنش و کارمزد و این چیزها بود‌. امروز دارند میگن چرا باید مالیات بدیم؟.. این جهش معنادار ممکن نمی‌شد مگر با رادیکالیسم ماکسی‌ها.

این رو یک نمونه در نظر بگیرید برای اصل مبارزه با هر نوع قلدری: یا رادیکال باش، یا برو خونه‌تون.
5
اگه دنیا با جنایات دولت چین کنار میاد، و طوری المپیک زمستانی رو به رسمیت میشناسه که انگار در یک شرایط کاملا نرمال هستیم و همه‌چی خوب و قشنگه، با جنایات جمهوری اسلامی علیه ما هم کنار میاد. نه تنها اراده‌ای برای حذف این حکومت وجود نداره، بلکه اگه ما مردم اقدامی علیه‌ش انجام بدیم، آدم بده ما خواهیم بود. این کل دنیاست که ما رو آدم بده جلوه خواهد داد. نگاه کنید به کانادا که کمک‌های مالی به راننده تریلی‌ها رو مسدود می‌کنند و برای سرکوب‌شون تهدید می‌کنند که از نیروی نظامی استفاده خواهند کرد. مهم نیست که مطالبات ما که بیشتر درباره بیسیک‌ترین احتیاجات زندگیه، چه فاصله نجومی‌ای دارند با مطالبات یک راننده کانادایی که اندازه کل خاندان ما درآمد داره. مهم اینه که در دنیای امروز، دولت‌ستیز بودن گناه کبیره‌ست. حتی بدتر از پدرکشی. چون اگه پسری پدرش رو به این علت به قتل برسونه که مادرش رو اذیت میکرده، از مردم عادی تا قاضی، با اون پسر همدردی می‌کنند. اما ما اگر پدر (دولت) رو بکشیم، چون به مادر (وطن) تجاوز می‌کرد، اونی که جنایتکاره ما خواهیم بود.

بنابراین اگه قراره نظام‌ستیز باشیم، باید بد بودن رو بپذیریم. تلاش برای خوب و قهرمان به نظر رسیدن، یک تلاش بیهوده‌ست. اول بپذیر که آدم بده هستی، و بعد بگو من بدم، و از روی بدی و بدجنسی میخوام این پدر رو بکشم. نگو میخوام مادرم رو نجات بدم. چون نه تنها مادر منزلتی نداره، بلکه مرد بودن یک ضدارزشه. تو دنیای کاک‌ساکرها، نباید سعی کنی الگوی مردانگی باشی. باید فقط به برنده شدن فکر کنی.
2
اگه قراره برای مسائل امنیتی با نظرسنجی تصمیم‌گیری بشه؛ اونم نظرسنجی از مجموعه افرادی که نه تنها با واقعیت‌های اجتماعی، بلکه حتی با قوانین فیزیک آشنایی ندارند؛ چرا گزینه «حق حمل اسلحه باید به مردم بازگردانده شود» اضافه نمیشه؟
چرا باید با افزایش اختیارات پلیسی موافق باشیم که اگه علیه حکومت شعار بدیم، لحظه‌ای در شلیک کردن به سمت ما تعلل نمی‌کنه؟ چرا باید نگران پلیسی باشیم که در بازداشتگاه‌ها به هیچ اصول و خط قرمز انسانی و اخلاقی و قانونی و شرعی پایبند نیست؟
3
حداقلی‌ترین کاری که در برابر یک دشمن، اشغالگر و متجاوز میشه انجام داد اینه که کشف بشه داره چه کار می‌کنه‌. دیگه کاری ازین کمتر وجود نداره. ولی در کشور ما هنوز همین کار هم توسط مردم انجام نمیشه. که نمونه‌ش اخبار اخیر در مورد سربازی بود، که از پریشان‌گویی‌های کمیسیون تلفیق نتیجه گرفتند که «نظام میخواد سربازی رو بفروشه». در حالی که نظام چنین قصدی نداره (نیروهای مسلح با فروختنش مشکلی ندارند اگه پولش تو جیب خودشون بره. با تثبیت این ذهنیت که «بالاخره بعد چند سال میفروشن پس لازم نیست بریم خدمت»، مشکل دارند).

در مورد تحریم کشتی و فوتبال، توجیه متداول این بود که «مردم بدبخت سرگرمی دیگه‌ای ندارن که، نمیشه ازشون انتظار داشت این چیزها رو بایکوت کنند». اما نوع نگاه‌شون به روش حکومت در سربازگیری، و همه مسائل پیرامونش، نشون میده موضوع علائق و سرگرمی‌ها نبوده، و اون توجیه صرفا یک بهانه‌ست. چون سربازی علاقه و سرگرمی هیچکسی نیست، اما باز هم «چیزی که حکومت آن را به لجن کشیده» محسوبش نمی‌کنند. که اگر می‌کردند نه تنها پسران‌شون رو به اسارتگاه‌های سپاه و ارتش نمیفرستادند، بلکه به شناخت کاملتری ازینکه نظام چه هدفی از خدمت سربازی دارد، می‌رسیدند؛ و متعاقبا پریشان‌گویی کمیسیون تلفیق رو جدی نمی‌گرفتند. اینکه ترفند عمروعاص در جنگ صفین در زدن قرآن به سرنیزه‌ها جواب داد، به دلیل عدم اتحاد نبود. به این دلیل بود که مردم هنوز به این شناخت نرسیده بودند که هدف طرف مقابل از قرآن‌بازی چیست! اون چیزی که علی رو قانع کرد که عقب‌نشینی کنه این بود که «وسط مهلکه جنگ برای فهماندن اینکه دشمن چرا دشمن ماست، خیلی دیره».

دقیقا در مورد مصیبت خودروسازی ایران هم همین مشکل وجود داره‌. علت اینکه تحریم خرید خودرو جواب نداد، عدم اتحاد نبود. علتش این بود که مردم هنوز به این شناخت نرسیدن که هدف حکومت از خودروسازی چیه. اگه بدونی هدف چیه، اگه بابت ثبت‌نام خودرو به اندازه وزنت، طلا هم تقدیمت کنند، باز هم سایت ثبت‌نام رو باز نمی‌کنی. یا حداقل، تعداد کافی از مردم باز نخواهند کرد. چون این شناخت وجود نداره، فکر می‌کنند:
۱- ما صنعت داریم
۲- ما صنعت خودروسازی داریم
۳- صنعت خودروسازی ما مشکل مدیریتی دارد
۴- مشکل مدیریتی باعث شده خودرو گران باشد
۵- اگر دولت تسهیلات بدهد بخشی ازین گرانی حل می‌شود.

که همه این‌ها توهمی هستند که در پنج مرحله، و در طی چنددهه شکل گرفته. اما چون این توهم هنوز باور عمومی رو تشکیل داده، دولت روحانی با عرضه کردن وام کمپین تحریم رو شکست داد. در حالی که اگه شناخت عمومی در حدی بود که مردم می‌دونستند هدف چیه، هیچ مقداری از وام اون تحریم رو با شکست مواجه نمیکرد.

و به همین علته که امروز، که دقیقا بهترین زمان ممکن برای تحریم خودروسازی حکومته، هیچ اراده‌ای برای انجامش وجود نداره و حتی صحبتی درباره‌ش نیست. سرنوشت بیزینس رو سوددهی یا زیان‌دهیش تعیین نمی‌کنه. سرنوشت شرکت رو پول در گردش تعیین می‌کنه. چه بسیار شرکت‌های مطرحی در دنیا بوده‌اند که درست سه ماه بعد از گزارش سوددهی بسیار خوب، ورشکست شده‌اند. چون جریان پول متوقف شده. و چه بسیار شرکت‌هایی که بعد از حتی هجده ماه زیان‌دهی ورشکست نشدند، چون پول همچنان جریان داشت. (و دوباره سرپا شدند و به سود رسیدند، که نمونه‌ش شرکت AMD بود).
الان و در زمانی که دو خودروساز بزرگ ایران، به زیان‌های نجومی رسیده‌اند، کاری‌ترین خنجری که میشد بشون زد این می‌بود که جریان پول‌ رو قطع کنیم. و این فقط با تحریم ممکن میشه. اما این اتفاق نمیفته، چون مردم با خنجر زدن به بزرگترین صنعت ایران، کنار نمیان! چون فکر نمی‌کنند که با دشمن طرفند.

کسی که میدونه با دشمن طرفه، و میدونه دشمن داره چه کار می‌کنه، تمام رفتارش، گفتارش، تصمیماتش، و استراتژیش متناسب با این واقعیت تغییر می‌کنه. اما کسی که هنوز نفهمیده با دشمن طرفه، همچون یک عقب‌افتاده میپرسه: اگه کسی نره خدمت پس کی از مرزهای مملکت نگهبانی‌ کنه؟
5
No, you are not.
3
Anarchonomy
No, you are not.
اگه یه جریان خطرناک در کشورت بوجود میاد، و جلوش رو نمی‌گیرید؛ اینکه با اون جریان شناخته نشوید کمکی بتون نمیکنه. چون با «کاری انجام ندادن در برابر اون جریان» شناخته خواهید شد. فرقی نداره هزینه مقابله چقدر باشه. مردم میانمار، اون چیزی نیستند که ارتشش داره انجام میده‌. اما همون چیزی هستند که در برابر این ارتش کاری نمی‌کنه. «ما مردمی نیستیم که روستاییان را آواره کنیم»، اهمیت چندانی نداره، وقتی معلوم بشه شما کسانی هستید که درباره آواره کردن سیستماتیک روستاییان کاری نمی‌کنند. اگه با اعتصاب مشکل حل می‌شد، و نکردید؛ با «میشد با اعتصاب جلوش رو گرفت، و نکردند» شناخته میشید. و اگه با فدا کردن خود مشکل حل میشد؛ با «میشد با از خودگذشتگی جلوش رو گرفت، و نکردند» شناخته خواهید شد.

«ما با گروگان گرفتن مردم برای خرید محصولات داخلی، مخالفیم» نیستید. شما «میشد با بایکوت، صنعت گروگان‌گیر رو شکست داد و نکردیم» هستید.
2
شاید زایمان راحت داشته باشیم، ولی جنگ راحت وجود خارجی نداره. همین استدلال‌ها یعنی نپذیرفتن اینکه در جنگ هستیم. و گرنه کسی که میدونه در جنگه، نمیپرسه «پس نیازهامون چی میشه؟». جز یه بچه پانزده ساله، کدوم سربازی پشت خاکریز میپرسه «پس مامانم کجاست؟».
3
نپذیرفتن اینکه در جنگیم، شامل خودی پنداشتن پیاده‌نظام دشمن، و سوگواری برای خانواده‌ش هم میشه.

لوزرها ادای حسین بن علی رو درمیارن، که برای قاتلان خودش طلب استغفار و برای خانواده‌شون سفارش حمایت می‌کرد. اما نمیفهمند موضوع چیه‌. همون حسین تا وقتی شمشیر دستش بود، هرکی طرفش می‌اومد رو دو تکه می‌کرد. اون‌ها بلد بودند هم حیات انسان رو مقدس بشمارند، هم برای فیکس نگه داشتن خط قرمز، خون بریزند.
5
Anarchonomy
نپذیرفتن اینکه در جنگیم، شامل خودی پنداشتن پیاده‌نظام دشمن، و سوگواری برای خانواده‌ش هم میشه. لوزرها ادای حسین بن علی رو درمیارن، که برای قاتلان خودش طلب استغفار و برای خانواده‌شون سفارش حمایت می‌کرد. اما نمیفهمند موضوع چیه‌. همون حسین تا وقتی شمشیر دستش…
یه نکته حاشیه‌ای:

بچه‌شهری‌ها تصور می‌کنند دیدن صحنه‌های خشن، نشانه‌ای از جان‌سختی یا آلفا بودنه. مثل تازه به سن تکلیف رسیده‌هایی که فکر می‌کنند چون گفته شده نشانه مومن سکوته، پس با ساکت بودن مومن میشن!

خیر. آدم آلفا حواسش به چیزهایی که تحویل سیستم بیناییش میده هست.
5
خیلی رادیکال به نظر میرسه. اما نوشتم که بمونه برای نسل بعد.‌
3
المپیک ۱۹۳۶ نازی‌ها به یک یهودی اجازه دادن تو مسابقات شرکت کنه تا بگن ببینید! ما با یهودیا مشکل نداریم، معنی نداره المپیک رو بایکوت کنید.

هشتاد و پنج سال ازون موقع گذشته و حالا چین مشعل المپیک رو میده دست یه ورزشکار اویغوری که بگه اینا آزادند و پیشرفت می‌کنند و همه‌چی خوبه.
2
شما یادتون نمیاد. دهه هفتاد صحبت درباره مشروعیت حکومت بود. الان خنده‌م می‌گیره ولی اون موقع می‌نشستند درباره اینکه چیزی که پیامبر میخواست با اینی که الان حاکمه، مطابقت داره یا نه! بحث می‌کردند. همینقدر بوی باکرگی میداد همه‌چی.
سی سال گذشت و الان همه و همه روی استالینیسم توافق کردن. اونطرفی‌ها میگن اتفاقا استالین خوبه. اینطرفی‌ها میگن چرا استالین وقتی خودمون رضاخان‌مذگان داریم؟
من همین سی سال رو هم به زور خودم رو تا اینجا کشوندم، بدنم سی سال دیگه رو جواب نمیده. ولی شما زنده هستید و خواهید دید چه بساطی به پا خواهد شد در این مملکت، که دست روی هرچیزی بگذارند می‌بینند دیر شده.
3
شرکت GoFundMe
حدود ۹ میلیون دلاری که مردم به راننده تریلی‌ها کمک کرده بودند رو مسدود کرد و گفت بشون نمیدیم، چون اعتراضات‌شون مسالمت‌آمیز نیست! (حرف‌هایی که تو ونزوئلا شنیده میشه معمولا). بنابراین پول رو میدیم به خیریه‌ها. طرفداران اعتراضات هشتگ‌هایی ساختند درباره اینکه این شرکت دزده!

پسره نوشته من با شما هستم، ولی نگید دزد. چون گفته تا فلان تاریخ تقاضای برگشت بزنید پول رو بتون پس میده، و فقط بعد ازون تاریخ خاص پول رو میده به خیریه‌ها. برای اعتراض به این شرکت‌ها، لازم نیست دروغ بگیم یا تهمت بزنیم.

این یه نمونه از ریتاردهاییه که نمی‌فهمند موضوع چیه و وسط بزن بزن، دلواپس این هستند که عدم پایبندی مطلق به حقیقت محض! جنبش ما را از مسیر درست منحرف می‌کند! نمی‌فهمه که این دعواها مسابقه کی عیسی‌تره نیست. درباره مقاومت در برابر توتالیترهاست.
1
«الحمدلله امروز باد خوبی وزید و هوای تهران پاک شد».

عقل ندارند این‌ها؟ فکر می‌کنه خدا اومده حال بده به بندگانش! بدبخت.. دیواره‌های رگ تو کاری به این عنایات الهی نداره. از کل سال ۲۵۰ روزش داری تو یکی از مسموم‌ترین اتاق‌های گاز دنیا نفس می‌کشی. اونه که تعیین می‌کنه چقدر از عمرت کم میشه. نه این یکی دو روز هوای پاک.

حالا بگذریم که فکر می‌کنه این آلودگی از بالای تهران رفت یعنی کلا حذف شد! انگار زمین دودکش داره و دود میره اون بالا و تو فضای بین سیاره‌ای تخلیه میشه!.. انگار نه انگار که ایران داره کل جهان رو آلوده می‌کنه. حالا اثرش احتمالا اونقدری نیست که اقلیم‌شناس‌ها میگن (چون مدل‌هاشون به درد عمه‌شون میخوره)، اما چطور ممکنه اینهمه آلودگی بفرستی تو هوا و هیچ عواقبی نداشته باشه؟ مگه میشه همچین چیزی؟
داری شکر چه چیزی رو به جا میاری؟ که بومرنگ یکم فاصله گرفت ازمون؟
6
من یه ایده دیگه دارم. بش بگید یه ویدئو لایو بگیره توضیح بده ان‌اف‌تی چیه. بعد حق پخش اون ویدئو رو بفروشید. مردم حاضرند پول خوبی بدن که روده‌بر بشن از خنده.


اونایی که فریب این کلاهبرداری‌های نوین رو میخورن، مستحق زیان هستند. اما این چیزی از پفیوز بودن سلبریتی‌ها کم نمی‌کنه که یک تکنولوژی که میشد باش کارهای پیچیده‌ و مفیدی انجام داد رو به یک روش مدرن گدایی توام با پولشویی، تبدیل کردند! که توامان بودن هر دو جالبه. گدایی، مختص فقراست و وجهه منفی داره. پولشویی مختص خلافکارهاست، و وجهه منفی داره. اما وقتی قشر آرتیست و سلبریتی، ترکیب‌شون می‌کنه و کاغذ کادوی تکنولوژی دورش می‌پیچه، دیگه هیچ وجهه منفی‌ای نداره! یعنی یه دستگاه مبدل ساخته‌اند که رذیلت‌های اقشار بدبخت از یه طرفش میره داخل، و تبدیل میشه به فضیلت و ازون طرف میاد بیرون!
2