Anarchonomy
44.2K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اگه همه این ۲۲ نفر رو جمع کنیم می‌تونند یه میوه‌فروشی رو اداره کنند؟
میوه‌فروشی سخته انصافا.. بذار یه کار تمیزتر انتخاب کنیم.. هوووممم.. یه شرکت پیک موتوری چطوره؟ نمیگم خودشون با موتور برن کار کنندها.. اون که.. چی فکر کردین درباره من؟ فکر کردید انقدر ساده‌م؟ نه. منظورم مدیریت شرکت پیک موتوریه.
آقا اصلا نوع شغل رو ولش کن.. بذار اینجوری بپرسم: اگه انحصار چاپ پول دست دولت نبود، تا معیشت یه عده با حرافی تأمین بشه، این ۲۲ نفر تا الان در قید حیات بودند؟
5
وقتی یک اقتصاددان آمریکایی مسیر پیموده شده اقتصاد آرژانتین رو تحسین می‌کنه و به عنوان یک پروژه موفق معرفی می‌کنه، مثل اینه که یک نوزادی به دنیا بیاد که چشماش چپه، قلبش سوراخه، ستون فقراتش کجه، سیستم ایمنیش حالت تهاجمی داره، نمیتونه گریه کنه و نمیتونه شیر بمکه، بعد باباش بگه الحمدلله بچه سالمه! حتی یه سامورایی هم در چنین موقعیتی نمیتونه جلوی پوزخند خودش رو بگیره. امروز نیمی از مردم آرژانتین فقیرند، و نیمه دیگه هم دست به هرکاری می‌زنند که به اون نیمه پایین ملحق نشن. اسم مسیر طی شده هرچه که هست، موفقیت نیست. اما جانور آکادمیک خیلی راحت میاد میگه آرژانتین خوب پیش رفت!

قبلا در مورد واقعیتی که محدودیت‌های کرونا برملا کرد، که مردم به دو دسته «کسانی که لازم نیست کار کنند» و «کسانی که مجبورند کار کنند» تقسیم میشن؛ و این لزوما وابسته به سطح درآمدشون نیست، نوشته بودم. اگه بخوایم مفصل‌تر بش فکر کنیم میشه عنوان «انفصال» رو بش داد، که مطلقا ربطی به استقلال نداره. هرچند که به نظر میرسه مستقل شدن از جامعه و دولت، هرروز داره سخت‌تر میشه؛ که البته دلایل خوبی براش وجود داره، از جمله اینکه حتی در تولید غذا در روستا هم وابسته به شرکت‌های چندملیتی بذر و سم و کود هستیم؛ اما هنوز امکانش وجود داره. شهرهای بزرگ، قشری رو ایجاد کرده‌اند که اتفاقا تا گردن به تولیدات خارج شهر وابسته هستند، اما از همه منفصلند. به این شکل که گویی اگر دنیا را آب ببرد، اتفاقی برای اون‌ها نخواهد افتاد. بعبارتی، از لحاظ لجستیکی وابسته‌اند، و از لحاظ مالی، منفصل!
اما چطور چنین ترکیبی ممکن شده؟ چطور ممکنه که آب و نان یک شهرنشین، از خارج از شهر تأمین بشه، اما خودش در معرض کمترین آسیب باشه؟

این دولت متورم و پول متورم بود که این حالت عجیب انفصال رو ایجاد کرد. این دو، شغل تضمین‌شده و سرمایه تضمین‌شده رو برای این قشر تأمین می‌کردند، و هرچه بزرگتر و بادکرده‌‌تر شدند، شعاع پوششی‌شون بزرگتر شد و آدم‌های بیشتری توش قرار گرفتند. امروز در آمریکا، رقابتی بین چپ و راست، لیبرال و محافظه‌کار، ترقی‌خواه و سنتی، وجود نداره. اصل دعوا بر سر متاع تضمین‌شده‌ست. شغلی که از بین نمی‌رود، یا اگر تعطیل شد حقوقش متوقف نمی‌شود چون خود دولت چک می‌دهد! شغلی که از بین نمی‌رود، یا اگر از بین رفت، بیمه بیکاری‌اش از بین نخواهد رفت، چون خود دولت پرداخت خواهد کرد! واکسنی که پولش را قبلا حساب کرده‌اند! تخت‌های آی‌سی‌یو که نه تنها هزینه‌ای ندارند، بلکه از دولت جایزه اشغال‌شدگی هم می‌گیرند! بازار بورسی که دولت موظف شده مانع سقوطش شود! مسکنی که قرار شده کمبودهای بازارش را جبران کند! سیستم آموزشی که علم اضافه نمی‌کنه اما شغل رو حتما تأمین می‌کند!.. دعوا سر این‌هاست. تضمین!

و این تضمین، شاید، واقعا برای عده زیادی، برای مدت قابل توجهی، که شاید کل دوره عمرشون رو پوشش بده، تأمین بشه. و شده. با این شرایط کاملا طبیعی و قابل انتظاره، که این افراد ضمانت‌دار، از بقیه جامعه، از بقیه اجتماع انسانی، و حتی از خود طبیعت کره زمین، منفصل بشن. تا اینکه رسیدیم به امروز، که صدها میلیون‌ نفر در سراسر جهان، نه تنها نمی‌دونند یا درکی ندارند که مردم بدون ضمانت چطور زندگی می‌کنند، بلکه حتی متوجه نیستند دنیا چطور کار می‌کنه. خوب رو از بد، غلط رو از درست، ناقص رو از کامل، شکست رو از موفقیت، فلاکت رو از سعادت، پژمردگی رو از خوشبختی، و کم رو از زیاد، تشخیص نمیدن.

این مصیبت، فقط یک قشر خاص اجتماعی ایجاد نکرد. که انقدر زیادند که دیگه حتی نمیشه کلمه طبقه رو براشون استفاده کرد. بلکه یک نوع جدیدی از زیستن رو ایجاد کرد. امروز تعداد زیادی از بچه‌ها دارند در محیطی پا به دنیا میگذارند که از قبل توسط این تضمین‌شدگی‌ها احاطه شده، و اساسا درک دیگه‌ای از دنیا ندارند. و برای همین وقتی به سن متداول انقلابیگری هم می‌رسند، خروش‌شون علیه نظم حاکم، یک اعتراض به ترک‌خوردگی‌های نظام تضمینه! که یک نمونه عینیش مطالبه کنسل کردن بدهی دانشجویان بود که برای شهریه دانشگاه‌ گرفته بودند. که اصلا مهم نیست اجرایی میشه یا نمیشه. این اصل مطالبه‌ست که آشکار می‌کنه این‌ها در چه آکواریومی چشم به جهان گشوده‌اند.

سندروم انفصال، وابسته به سطح درآمد شخصی نیست. وابسته به سطح تولید ناخالص ملی کشور نیست. و وابسته به سطح توسعه‌یافتگی اقتصاد کشور هم نیست. فقط وابسته به سایز دولت و وجود نظام فیاته. حتی ضعیف‌ترین و عقب‌افتاده‌ترین کشورها هم می‌تونند در درون خودشون انسان‌های منفصل‌شده بوجود بیارن. کماینکه وزیر سابق دولت اتیوپی، حتی در مقام یک صاحبنظر بدون قدرت، در حالی که کودکان کشورش در معرض تجاوز جنسی سیستماتیک نظامیان و شبه‌نظامیان قرار دارند، از مردم میخواد دست به دست هم بدهند تا در اقدامات لازم برای کاهش تبعات تغییرات اقلیمی، به دولت کمک‌ کنند!
9
Anarchonomy
وقتی یک اقتصاددان آمریکایی مسیر پیموده شده اقتصاد آرژانتین رو تحسین می‌کنه و به عنوان یک پروژه موفق معرفی می‌کنه، مثل اینه که یک نوزادی به دنیا بیاد که چشماش چپه، قلبش سوراخه، ستون فقراتش کجه، سیستم ایمنیش حالت تهاجمی داره، نمیتونه گریه کنه و نمیتونه شیر…
ما این نوع جدید از زیستن رو نمی‌تونیم متوقف کنیم، اون هم در شرایطی که حتی اقشار محروم و بی‌ضمانت هم دنبال متوقف کردنش نیستند؛ بلکه میخوان داخل دایره ضمانت‌دارها قرار بگیرند.
این فقط کمبودها، و جبرهای فیزیکی و منطق طبیعته که می‌تونه متوقفش کنه. نه تنها طبیعت تاب‌آوری بزرگتر شدن اون دایره رو نداره، بلکه حفظ سایز فعلیش هم پایداری نخواهد داشت.
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دیپلمات روس از دیپلمات جمهوری اسلامی میشنوه پذیرفتن طرح روسیه ممکن نیست.
#لبخند_شبانه
با هشتگ میخوان جلوی ارتش روسیه بایستند.
باید این تیشرت رو براشون فرستاد:
https://t.me/anarchonomy/5652
2
غیر از آمریکا که مردم معتاد وانت هستند و یک استثناست، در بقیه کشورهای دنیا، از اروپا گرفته تا آمریکای لاتین تا آسیای جنوب‌شرقی، پرفروش‌ترین ماشین‌های پارسال، هاچ‌بک بودند! اون هم نه فقط در رتبه اول فروش، بلکه در رتبه اول و دوم و سوم فروش!
بعد خودروسازهای ایرانی چنان از تولید هاچ‌بک فراری‌اند که انگار وبال گردنشونه و تولیدش کسر شأن شرکته! و خیلی عجله دارند که شاسی‌بلند تولید کنند، که به قوه الهی هیچ تجربه‌ای هم توش ندارند‌.
3
یه محصولی مثل اونی که زیمنس تولید می‌کنه تولید کن عمو ببینه

#لبخند_شبانه
1
تشبیه قوانین دولت چین به قوانین خلافت علی بن ابی‌طالب که از رائفی‌پور سر زد، و باید هم ازون سر می‌زد، من رو یاد وضع تأسف‌بار پسر جوانی انداخت که یه زمانی آدم نسبتا نرمالی بود، که البته من نمیشناختمش، اما چندبار دیده بودمش و شبیه کسی که مشکل داشته باشه نبود. که برای مدتی غیبش زد، و فکر کردم به یک شهر دیگه مهاجرت کرده. هرچند که بچه ساده‌ای به نظر می‌رسید و بش نمی‌اومد خیلی خودش رو به در و دیوار بزنه تا پول دربیاره. مشکوک شدم که تو یکی از شلوغی‌ها گرفته باشنش. چون وقتی دوباره سر و کله‌ش پیدا شد، یک دیوانه کامل بود. حرکت‌های عجیب، حرف‌های عجیب. ازونایی که همواره احتمالش وجود داره وسط خیابون شلوارشون رو بکشن پایین، یا جلو زن و بچه مردم چیزهای نامربوط جنسی از دهان‌شون بیرون بیاد. گویا دیگه هیچ کنترلی روی قسمت تکلم نداشت. یه مدت گذشت و دیدم مدل دیوانگیش تغییر کرد. به جای حرف‌های نامربوط جنسی، واسه خودش با صدای بلند روضه میخوند و اسم ائمه رو فریاد میزد. و البته همراه با خنده‌های هیستریک. انگار با همان حالت روان‌پریشی درک کرده بود که نوع خاصی از پرت و پلاگویی وجود داره که مصونیت ایجاد می‌کنه. و اون مذهبه! جفنگ جنسی، در رهگذران هم حس ترحم ایجاد می‌کنه هم نفرت.. و اصلا قابل پیش‌بینی نیست که دومی غلبه می‌کنه یا نه. ممکنه یکی ازینکه جلوی زنش چنین حرف‌هایی زده شده، ملاحظاتی که معمولا در مورد معلولان ذهنی رعایت میشه رو بذاره کنار و با لگد بیفته به جونش. اما جفنگ مذهبی مورد دوم رو نداره و فقط ترحم ایجاد می‌کنه. از طرفی، قرن‌ها پروپاگاندای «حب اهل‌بیت، به هرشکلی باشد اوکی است» لگد شنوندگان رو قفل می‌کنه (علمای شیعه متخصص رویت رویاهای شبانه‌ای بودند که در اون یک امام معصوم عصبانی شده بود و گفته بود چرا به عزادار من گیر دادید؟).

وقتی یک معلول ذهنی، فهمیده که اینجا امام‌بازی! مصونیت ایجاد می‌کنه، امثال رائفی‌پور قطعا خیلی زودتر فهمیده‌اند و روش حساب باز کرده‌اند.

مردم فکر می‌کنند این مصونیت بوجود اومده، چون مذهب گارد محکمی داره. مخصوصا الان که یک حکومت هم با تمام قوا پشتش ایستاده. اما دلیل پیدایش این مصونیت دقیقا برعکسه: تشیع خیلی وقته که گارد ندارد.

بنیانگذاران آمریکا در زمان خودشون چالش فکری مهمی داشتند درباره اینکه از خود آزادی چطور میشه نگهبانی کرد که منجر به سلب آزادی نشه؟ مصداق بحث بیشتر حول موضوع مرزها بود. عده‌ای معتقد بودند چطور میشه دنبال آزادی حداکثری بود، و همزمان مرز هم داشت؟ چون ذات وجود مرز، یعنی مردم آزاد نخواهند بود ازینطرف برن اونطرف و بالعکس. یکی‌شون استدلال کرد اتفاقا، آزادی بدون مرز نمیتونه شکل بگیره. چون لازمه مرز بکشی تا مردم خودت رو از قوانین آزادی‌ستیز جدا کنی. جدا کردن قانون خود از قانون دیگران، مرز میخواد. اما این هرگز فقط خلاصه به قانون نبود. مرز و جداسازی از دیگرانی که آزادی براشون اولویت نبود، فرهنگ و هنجار مردمان آزادی‌طلب داخل مرز رو هم شکل میداد. و وقتی مرز داری باید ازش دفاع کنی.

شیعیان متوجه نبودند که مذهب هم مرز میخواد، و مرزش نگهبان میخواد. نگهبان مذهب، برخلاف نگهبان مرز جغرافیایی، لازم نیست دست به خشونت بزنه، و شاید بهتره اصلا دست به خشونت نزنه. بلکه باید وزنی داشته باشه که انگل‌ها رو از کندو دور نگه داره. آخوند شیعه به کلی پرت بود و همه‌چیز رو معکوس فهمید. فکر کرد صیانت، یعنی هرکس کفر گفت و فحش داد، گردن بزنیم!.. اما نگهبان کاری به کفرگویی و فحاشی نداره. چون اون‌ها کندو رو تهدید نمی‌کنند. چون اصلا بش وارد نمیشن. کفرگو و فحاش، هرچه که بگن، اون بیرونند. ولی پارازیت به جزیی از گله تبدیل میشه.

امروز کندوی تشیع چنان توسط انگل‌ها تسخیر شده، که دیگه حتی ظهور ناگهانی یک نگهبان هم نمیتونه نجاتش بده.
سال ۱۹۸۳ یک مرد چینی ادعا کرد یک مایع جادویی ساخته که اگه دو سه قطره‌ش رو بریزه تو یه دبه آب، تبدیل به سوخت میشه و مردم به عنوان بنزین میتونند ازش استفاده کنند!
دولت چین نگران بود که این شارلاتان‌بازی‌ها گسترش پیدا کنه، یک طرح ملی رو شروع کرد برای ریشه‌کن کردن خرافات و تزریق فرهنگ علم‌گرایی!

سال‌ها گذشت، تا اینکه یه روز خود این دولت اومد گفت ویروس تنفسی از سوپ منتقل میشه، و آسفالت رو باید ضدعفونی کرد!

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Hongcheng_Magic_Liquid
رییس یکی از بیمارستان‌های بزرگ مملکت میاد تلویزیون میگه «اوائل کرونا انقدر بستری نداشتیم که الان داریم!».. انگار مثلا خیلی شوکه کننده‌ست!

یه چیزی هست به نام تداخل ویروسی عاااای دکتر! شما خوندید حتما و بهتر از من بلدید انشاء‌الله. اون بیرون همیشه بالای دویست سیصدتا ویروس هست. ولی شما دویست بار مریض نمیشی. یک بار یا دوبار میشی. چون همه اون دویست‌ها از پس سیستم ایمنی بدنت برنمیان. چون با هم رقابت دارند. وقتی یه ویروس بدن من رو گرفت، بقیه اوت میشن. به دو دلیل. یک اینکه وقتی آلوده شدم، سیستم ایمنی یه تعداد زیادی از سربازانش رو همه جای بدنم پخش می‌کنه‌. این‌ها سربازهای متخصص نیستند (متخصص‌ها بعدن میان، چون زمان لازم دارند تا یاد بگیرند با ویروس جدید باید دقیقا چطور برخورد کرد)، غیرمتخصص‌ها فقط ویروس مهاجم رو هدف نمی‌گیرند. فله‌ای میریزن که همه‌جا رو سم‌پاشی کنند. تو این شرایط، وقتی یه ویروس دیگه وارد بدن میشه همونجا دخلش میاد. دوم اینکه، به دلیلی که هنوز کاملا مشخص نیست، سلول‌های بدن وقتی درگیر یه ویروس هستند، به بقیه ویروس‌ها جواب نمیدن. خیلی نادره که ببینی چندتا ویروس فرو کردن تو یه سلول. بعبارتی در سطح سلولی، گنگ بنگ نداریم.

وقتی سیستم ایمنی میلیون‌ها نفر به خاطر یک ویروس قوی و بسیار مسری، در حالت توربو قرار گرفته، طبیعیه که بقیه ویروس‌ها اوت بشن. و این میتونه ناپدید شدن آنفولانزا در آمار تست کشورها رو توضیح بده. شما دو ساله با جامعه‌ای طرفی که غیر از کرونا هرچی ویروس دیگه بوده زده کنار. معلومه که بستری مرتبط با آنفولانزا و سینه‌پهلو و اینا نداشتی، ولی الان داری. چون سیستم ایمنی مردم داره از حالت توربو خارج میشه و داریم برمیگردیم به روتین همیشگی. وسط زمستون انتظار چی رو داشتی پس؟ که دیگه پیرمردها نمیرند؟
Anarchonomy
ازونجایی که موهام دارند با شتاب سفید میشن و ازونجایی که خیلی از مخاطبان کانال، پسران جوان هستند، فکر می‌کنم بد نیست نصیحتی درباره جفت‌یابی از من بشنوند. شما فکر می‌کنید می‌دونید دارید چه کار می‌کنید. ولی در سنی که هستید محاله بدونید. الان چیزهایی بهتون غلبه…
قبلا پندی درباره اینکه بهتره دنبال چه دختری باشند برای پسران جوان نوشته بودم (که در تیراژ بالایی فوروارد شد). شایسته‌ست درباره اینکه باید دنبال چه پسری بود هم بنویسم. خواه دختران پند گیرند، خواه فلان.


۱- اگه دنبال مردی هستید که پدر۲ یا برادر۲ باشه، مستقیم به سمت ویل مصیبت در حرکتید. هیچ‌کس پدر و برادر نخواهد شد. موضوع، اندازه محبت نیست. ازینکه پدرشون آزارشون میده و برادرشون خشنه، نتیجه می‌گیرند یک غریبه که آزار نمیده و خشن نیست میتونه جایگزین پدر و برادر باشه! اما اینطور نیست. چون موضوع نسبته. شوهر با یک امضاء میتونه همه‌چیز رو تمام کنه‌ (پارتنر که امضاء هم لازم نداره. یک اس‌ام‌اس کافیه). اما پدر و برادر با یک امضاء نمیتونند نسبت‌شون رو خاتمه بدن‌. غریبه‌ بی‌آزار، جای برادر آزاررسان رو پر نمی‌کنه. اگه یک برادر خوب نداری، یعنی برادر نداری. اگه پدر خوب نداری یعنی یتیمی. تمام شد. با این واقعیت کنار بیا و بعد دنبال یک مرد غریبه بگرد. بهتره اون مرد هم اینو بدونه که همیشه یه غریبه‌ست و غریبه خواهد ماند. بعضی پسرها فکر می‌کنند اگه جلوی پدر دختره تا کمر خم بشن، یعنی اینکه پدر۲ نخواهند شد رو پذیرفتن. ولی این نشانه پذیرفتنش نیست. نشانه پذیرفتنش اینه که سعی نکنه ثابت کنه غریبه نیست.

۲- بعضی دخترها دنبال کسی هستند که دخترها دنبالش نیستند. و فکر می‌کنند این امن‌تره. و بعضی دیگه کاملا برعکس دنبال کسی هستند که همه دنبالش هستند. و فکر می‌کنند این پرسودتره. هر دو یک استراتژی غلط هستند. باید مردی رو بطلبید که حاضرید اون رو با دو زن دیگه شریک بشید. هم از لحاظ وقت، هم از لحاظ محبت. مردی که داشتن فقط یک سوم وقت متعارف زندگی مشترک باش، کافی نیست، صد در صد وقت متعارف هم کافی نخواهد بود. مردی که یک سوم رابطه متعارف باش کافی نیست، صد در صدش هم کافی نیست. فانتزی دخترها درباره مردی که فول‌تایم و فول‌هارت در خدمتشونه، به اشتباه میندازتشون. باید فرض کنید طرف تو زیردریایی کار می‌کنه و هرشش‌ماه یک‌بار میاد بیرون و یک هفته مرخصی داره. اگه اون یک هفته کافیه، یعنی کافیه. یک چهارم شمش طلا، طلاست.

۳- مردی که سعی می‌کنه آلفا باشه، سعی می‌کنه مودب باشه، سعی می‌کنه توجه نشون بده، سعی می‌کنه مراقب باشه، هیچ کدومش نخواهد شد. دخترها اول انتخاب می‌کنند بعد فکر می‌کنند اگه بش فرصت بدن تا سعی بکنه، به چیزی که میخواهند خواهند رسید. ولی شما جایزه تلاش‌های کسی نیستید. شما در حال خرید هستید، و چیزی که هنوز وجود نداره و بعدا ممکنه بوجود بیاد رو نباید بخرید. از طرفی خیلی چیزها با سعی بدست نمیاد. با خودآگاهی بدست میاد. کسی که نمیدونه چرا تمرکز نداره، با یک عمر تمرین هم نمیتونه تمرکز کنه. یکی از علائم هوش بالا، پیدا کردن سریع باگ‌هاست.

۴- هیچ‌چیز سکسی‌تر از یک مرد باحجاب نیست. برخلاف تبلیغات مذهبی درباره حجاب، که عملا به لجن‌کشیدتش، حجاب درباره لباس نیست. درباره زبانه‌. عورت‌های فیزیکی بدن ما، در برابر عورت‌های ذهن‌مون هیچند (تازه عورت‌های بدنی رو میشه به شکلی نشون داد که دیگه قبیح نباشند. کاری که هنرمندان از مجسمه‌سازان یونانی تا عکاسان امروزی انجام داده‌اند. اما عورت ذهنی رو هیچ‌جور نمیشه بهتر جلوه داد). یک شخصیت پخته یاد گرفته عورت‌های ذهنش رو پنهان کنه. و نمیشه این کار رو کرد جز اینکه یه لیمیت شدید روی زبانش بگذاره. مرد ساکت، سه هیچ از هر مرد دیگه‌ای جلوتره. اگه دنبال «ماشین صحبت» بگردید، فواره فاضلاب گیرتون میاد.

۵- شوخ‌طبعی خیلی از دخترها رو خر می‌کنه. اما نهایتا خودشون رو در آغوش یک دلقک می‌یابند. هیچ‌کس ازین خریت مصون نیست. و برای همینه پیت دیویدسون تا الان با بیشتر زنان هالیوودی خوابیده. اما بامزه بودن، با کمدین بودن فرق داره. اگه شوخ‌طبعی براتون مهمه، دنبال کمدین باشید. دلقک‌ها زمان رو پر از خلاء می‌بینند و سعی می‌کنند همه‌ش رو پر کنند. اما کمدین چنین قصدی نداره. دلقک دنیا رو تلخ می‌بینه و میخواد جبرانش کنه (و فکر می‌کنه میتونه جبرانش کنه). کمدین دنیا رو شیرین می‌بینه و گاهی ازین شیرینی قرض می‌گیره.‌ شوخی دلقک، این حس رو بت میده که احمق‌تر شدی. شوخی مرد کمدین، این حس رو بت میده که باهوش‌تر شدی.

پس یادتون نره: غریبه ساکت کمدین خودآگاهی که یک سومش هم بسه.
14
Dream
Kalax
یادگیری ماشینی داره میره به سمتی میره که طنز سیاسی رو متحول خواهد کرد.
این یک نمونه‌ست.. صداتون رو ضبط می‌کنه، یک متن ازتون می‌گیره، و با یه زبان دیگه، فعلا فرانسه و پرتغالی، اون متن رو با صدای خودتون پخش می‌کنه.
فکر می‌کنم کدش در گیت‌هاب موجوده. دوستانی که در این حوزه فعالند، همت کنند و فارسیش رو توسعه بدهند لطفا‌.

https://coqui.ai
3
باید تحقیق کنیم اون یارو که نرخ گاز رو هشت هزار و هشتصد تومن زده برای پتروشیمی، چه ماده‌ای به خودش تزریق کرده بوده. چون ماده خیلی خوبی بوده.‌ گاز برای غربی‌ها، نه قطری‌ها.. برای غربی‌ها ۱۴ سنته، این براشون زده ۳۴ سنت!
3
یه الگوریتم‌هایی هست که عکس رو طوری کراپ می‌کنه که به استایل شبکه اجتماعی بیاد. مخصوصا وقتی عکس عمودیه، ولی تو توعیتر قراره افقی دیده بشه. حالا الگوریتم فعلی یه مشکلی داشت که یه جوری کراپ می‌کرد که به جای اینکه صورت زن‌ها دیده بشه، سینه‌هاش دیده میشد. فمنیست‌ها گفتند چون الگوریتم‌ها رو مردها نوشتن، یه جوری نوشتن که مطابق شهوات مردانه‌ست! حتی هشتگ هم براش ساختن تا کاربران رو آگاه کنند درباره این موضوع!

حالا یه مقاله تحقیقی اومده که نشسته بررسی کرده که علت چیه. و کشف کرده الگوریتم گول لوگوی شرکت‌های پشت سر طرف رو میخوره و فکر می‌کنه مهم‌ترین قسمت تصویر اونجاست. یعنی الگوریتمه شهوت جنسی نداره، شهوت کاپیتالیستی داره! ولی فمنیست‌ها باور نمی‌کنند همه‌چیز مربوط به شهوت جنسی مردان نباشه.

#لبخند_شبانه
2
داستان مطرح شدن یک مشت آدم بی‌مصرف مفت‌خور رو باید مستند کرد، تا آیندگان ببینند دولت متورم و پول متورم چه افتضاحاتی به بار آورد.
3