Anarchonomy
44.3K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
فکر می‌کنه هرکاری آمریکا انجام بده عرف بین‌المللیه!
فکر می‌کنه عرف بین‌المللی ارجحیت داره به قانون کشور!
فکر می‌کنه محرمانگی مذاکره همون محرمانگی مصوبه‌ست!


تی‌تی‌آی‌پی (طرفین آتلانتیک) و تی‌پی‌پی (که با کشورهای پاسیفیک بود) محرمانه بودند چون طرفین معامله چند کشور بودند و آمریکا نمی‌خواست یکی شرایط دیگری رو ببینه و دبه کنه‌. که هرچند حتی همین هم توجیه قابل قبولی نیست، و هر دو هم شکست خوردند (یعنی اون بهانه نتونست مانع شکست بشه)، اما معامله دو تک کشور با هم دیگه قابل مقایسه با این دو مورد نیست. محرمانگی با هدف به نتیجه رسوندن معامله در جهت منافع کشورت، زمین تا آسمان فرق داره با محرمانگی جهت مخفی کردن واقعیات معامله که ممکنه مردم کشورت رو عصبانی کنه.
اتفاقا ۹ دی مناسبت بیشتری داشت، چون در حکومتی که اشغالگره، اوباش‌گرایی یک ضرورته.
اما در آلمان فقط اکثریت بودن طرفداران دولت مفهوم داره، و این مفهوم با واکسینه شدن اکثریت مردم نمایش داده شده آلردی. مخالفان واکسن، یا مخالفان واکسن اجباری، خودشون می‌دونند که اقلیتند.
خیلی حرفه که تقاضای شکل‌گیری تجمعی رو داشته باشی که از معادل جهان‌سومیش هم بی‌معنی‌تره.
تورم قیمت تولیدکننده آلمان از ۲۴ درصد عبور کرد. برای کل اروپا حدود ۲۴ بود اخیرا و آلمان روی ۱۹ بود. اما حالا آلمان به ۲۴ رسید. که از زمان فتح برلین توسط آمریکا و شوروی، بی‌سابقه‌ست!
یکم طول می‌کشه تا تورم تولیدکننده خودش رو آوار کنه روی تورم مصرف‌کننده، اما بهرحال منتقل خواهد شد. اگه تولیدکنندگان نتونند قیمت محصول‌شون رو مستقیم بالا ببرند، به صورت غیرمستقیم و با کاهش عرضه بالا خواهد رفت. کمبود نیمه‌هادی‌ها و محدودیت‌های مسافرتی، هنوز وجود داره، ولی یه مقدارش هم بهانه‌ست.
اگه قراره از پله‌ها بیفتی بهتره خونت همه‌جا بپاشه

#استفراغات_معماران
اوضاع خیلی خیته
کارکرد دموکراسی این بود که هروقت ملت از کارنامه کسی راضی نبودند یا به هردلیلی نباید در جایگاه قدرت و مسئولیت قرار می‌گرفت، بدون اینکه خونی ریخته بشه دمش رو نصب کنند روی کولش و بفرستنش بره. بعد تو اینکه صحنه سیاست پر شده از دایناسورهایی که نتیجه انتخابات هرچی باشه، جایگاه‌شون رو حفظ می‌کنند رو یک الگو معرفی می‌کنی؟ به خاطر نبوغ و لیاقت نانسی پلوسی و بایدن بوده که از وقتی بلوغ شدن تو نظام حاکمیتی آمریکا فعالند؟ تو عقل هم داری آقای سریع‌القلم؟
بچه‌های هفده هجده ساله‌ امروز نمی‌دونند ما چی‌ها دیدیم.
فوتی‌های زیر ۸۰ سال کرونا در انگلیس که بیماری زمینه‌ای نداشتند، در کل دوره پاندمی، ۳۰۳۷ نفر بوده.
چاووش اوغلو: میگم روس‌ها کسخلن ممکنه بیان خاک ما رو هم بگیرن؟
همتای اسراییلی: چی میخوای بگی کارداشیم؟ 😁
چاووش اوغلو: هیچی، میگم خدای نکرده جنگ جهانی شد شما طرف کی هستید؟
همتای اسراییلی: وسط جنگ معلوم میشه 😉
چاووش اوغلو: اذیت نکن..
همتای اسراییلی: 😅
دانشجوهای پزشکی زیادی که در درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها مشغول هستند بم پیام میدن و میگن از شدت خستگی و بیهودگی کار به مرز پوچی رسیده‌اند. مخصوصا اینکه به خاطر ناچیز بودن پولی که می‌گیرند، هیچ انگیزه‌ای برای ادامه دادن ندارند.

شاید ازم قبول نکنند ولی خیلی خوب می‌دونم شرایطی که در اون هستند دقیقا چه شرایط تخریب‌کننده‌ایه. اما لازمه به سه نکته خیلی مهم توجه داشته باشند.

۱- کار در دنیای مدرن امروزی کار نیست. بیشتر مردم اگه از فردا سر کار نرن، هیچ اتفاقی برای جریان نرمال زندگی جامعه رخ نمیده. کار مدرن، حق امتیاز زندگی در جامعه‌ست. یعنی شما میری به محل کار و یه تایم معینی رو اونجا میگذرونی، تا حکومت یا جامعه اجازه بده زندگی کنی. همونطور که خدمت سربازی برای تأمین امنیت نیست‌. همه میرن خدمت تا بشون اجازه داده بشه زندگی کنند. یا واکسن، که خیلی‌ها اعتقادی بش ندارند، یا نیازی بش ندارند؛ اما می‌زنند تا حکومت یا جامعه بشون اجازه بده زندگی کنند. اگه بفهمید که موضوع اینه، خواهید فهمید که اگه در یک شغل دیگه بودید هم به احتمال زیاد به این پوچی می‌رسیدید. لذا این اختصاص به کار پزشکی و بیمارستان نداره.

۲- مقدار حقوق دریافتی، خیال انسان رو از هزینه‌های جاری راحت می‌کنه؛ اما تأثیر چندانی در کلیت تبعات دنیای مدرن بر روح و روان ما نداره. ما ذاتا طراحی نشدیم که یک جا بشینیم و روزی هشت ساعت و بیشتر، یک کار تکراری رو انجام بدیم. اینکه حقوق بالایی بابتش بگیریم، در واقعیت این عدم تطبیق تغییری ایجاد نمی‌کنه. مهندس‌ها از تغییر عادات کودکان، از بازی‌های فیزیکی به اعتیاد به دستگاه‌های دیجیتال، نتیجه گرفتند که طبیعت انسانی با توسعه تکنولوژی تغییر می‌کنه. اما متوجه نیستند که ترند اجتماعی با تغییر ساختاری فرق داره. ما به عنوان انسان هنوز تغییر نکردیم. انسان هنوز دوست داره تو فضای فیزیکی بچره و بچرخه و وقت بگذرونه. متاورس و واقعیت مجازی و این حرف‌ها، خیلی رشد خواهند کرد، اما به عنوان پیوستی به واقعیت رشد خواهند کرد، نه جایگزین واقعیت. این طرز کار کردن انسان‌ها هم یک ترند ناگواره، با اینکه یکم زیاد کش‌دار شده. اندازه بعضی ترندها می‌تونه بزرگ‌تر از طول عمر ما باشه. لذا این رو باید بپذیرید که ما از لحاظ به دنیا اومدن در زمان مناسب، خیلی خوش‌شانس نبودیم. همونطور که امروز برده‌داری که در مصر باستان رواج داشت مسخره‌ست، طرز کار کردن امروز هم برای آیندگان مسخره خواهد بود. البته اندفعه ۲هزار سال وقت نمیبره تا بفهمند که مسخره‌ست. خودارزیابی‌های بشر خیلی سریع‌تر داره اتفاق میفته.

۳- اما کار مربوط به سلامت و درمان، یک وضعیت استثنایی داره. چون این کار، با اینکه یک سرویسه، و مثل هر سرویسی در اقتصاد، قیمتی داره؛ یک دنباله ماورایی هم داره. هر اقدامی در این کار، هرچند مختصر، موجب عقب انداختن مرگ آدم‌ها میشه. مهم‌ترین هدف تکنولوژی، علم، اقتصاد، سرمایه‌گذاری، طولانی کردن عمر انسانه. بعضی‌ها دچار این اشتباه میشن که زندگی کوتاه باکیفیت بالا، بهتر از زندگی طولانی با کیفیت پایینه. اما متوجه نیستند که کیفیت، نیاز به کمیت زمانی داره. اگه زمان بیشتری وجود داشته باشه، فرصت بیشتری خواهیم داشت که زندگی با کیفیت پایین رو به کیفیت بالاتری برسونیم. تمام تقلای بشر، باید در جهت بدست آوردن زمان بیشتر باشه. و نتیجه اولیه و اصلی کار سلامت و درمان، خریدن زمان برای انسان‌هاست. و چون این خرید حکم یک پس‌انداز رو داره، شما به عنوان کادر درمان، نه تنها فرصت‌های بیشتری برای فرد مراجعه‌کننده فراهم می‌کنید، بلکه سرمایه زمانی نسل‌های آینده رو افزایش میدید. اگه ۷۰ سال پیش آقای ایکس در ۴۵ سالگی دچار یه مشکل جسمانی شد، و سپس درمان شد، و در ۴۶ سالگی کار مفیدی انجام داد که من امروز دارم از منافعش استفاده می‌کنم، یعنی نه تنها اون پزشک یا پرستار برای اون آقا زمان خرید، بلکه برای من هم زمان خریده. آدم اگه بدونه که داره بذر میکاره، احساس نمیکنه که داره کار تکراری انجام میده؛ هرچقدر هم که هر پروسه کاشتن، مشابه قبلی باشه.
👍6
دوستان‌تون نمی‌دونستند که این مرزها چطور شکل گرفته که اینطور فکر می‌کردند.
فرض کنید در کردستان ایران، همه سنی بودند و همه از حکومت ناراضی. این قسمتش چون واقعیه فرض کردنش آسونه. حالا فرض کنید همسایه کردستان ایران، عراق نبود. یه کشور بود به نام کردستان بزرگ، که اندازه عربستان نفت میفروخت، اندازه تایلند توریست داشت، و اندازه چین، ارتش! اگه کردهای ایران هرروز می‌شنیدن که یه آخوند حکومتی میگه عُمر حروم‌زاده بود، و همزمان از ساختن یک مدرسه هم دریغ می‌کنند و میگن پول نداریم، فکر می‌کنید چه اتفاقی میفتاد؟ یس.‌. مرز کردستان بزرگ متورم میشد و به همدان می‌رسید!

دنیا عوض نشده‌. اگه اقلیت بدونه یک قدرت جهانی میتونه ازش حمایت کنه، آروم نمیشینه. مخصوصا اگه اقلیت بزرگی باشه، و مخصوصا اگه اکثریت هیچ تلاشی نکنه که تضارب رو کاهش بده. شما یادتون نمیاد، یه روزی همزمان با تلاش روس‌تبارها برای احیای کلیسای ارتودکس، غرب اوکراین داشت راهپیمایی همجنسگراها برگزار می‌شد! حالا به این وضعیت، اضافه کنید عطش دایناسورهای واشنگتن‌دی‌سی رو برای بازی‌های جنگی با روسیه، طوری که انگار کشورهای ضعیف محل سرگرمی‌شونه!
«چه معنی داره که پزشکان مالیات نمیدن؟»

این سوال مثل اینه که تو یه شهر دزدها به خونه همه بزنند و کسی بی‌نصیب نمونده باشه، اما ساکنان یه محل از یه قفل جدید استفاده کنند که کاملا ضدسرقت باشه. بعد به جای اینکه بقیه ازشون بپرسن ببخشید میشه بگید این قفل رو از کجا خریدید که ما هم بخریم؟ برن به شهرداری بگن بیا قفل‌های اینارو عوض کن از همون قدیمیا بذار!.. به ابوالفضل همینقدر مضحکه. پزشکان مافیا دارند؟ شبکه‌سازی کردن؟ آدم خریدن؟ نمی‌دونم.. هر ترفندی که تا الان به کار بردن رو باید یه تغییراتی توش بدیم که متناسب صنف ما باشه و بعد به کار بگیریم. آدمی که عقل داره اینکارو می‌کنه. اما بیایید این مسئله که مالیات دزدی در روز روشن است رو بذاریم کنار و فرض کنیم مالیات چیز خوبیست!

حالا با فرض اینکه مالیات چیز خوبیست، کسی میتونه بگه مالیاتی که ممکنه از پزشکان اخذ بشه صرف چه کاری میشه؟ بیایید فرض کنیم به واژن گاو مالیده نمیشه و مثلا باش راکت نمیخرن بفرستن برای یمنی‌های کون‌نشور، یا قرار نیست باش قبض آب و برق پایگاه‌های بسیج رو بدن. قطعا اینطور خرج خواهد شد، ولی میگم بیایید فرض کنیم تو یک حالت رویایی هستیم و دولت درآمد حاصل از مالیات پزشکان رو دور نمیریزه یا صرف شرارت نمی‌کنه. اگه بخواد جای درستی خرج کنه، اون جای درست کجاست؟ لابد خود نظام بهداشت و درمان دیگه. خب اگه بخوایم یه پولی رو تو کل نظام بهداشت و درمان خرج کنیم که حداکثر تعداد مردم ازش بهره‌مند بشن، خرج کدوم قسمتش می‌کنیم؟ سوبسید دادن به پول ویزیت قطعا‌. خب مالیات بگیریم از دکتره که بعد قیمتاش رو ببره بالا، بعد سوبسید بدیم که افزایش قیمت رو جبران کنه؟ اسگلیم؟ بهتر نیست مالیاته رو نگیریم و قیمت ویزیت پایین‌تر بمونه؟

یک بار در کمال آرامش، مثلا وقتی قبلش دستشویی رفتین، چون مثانه پر نمیذاره آدم تمرکز کنه.. با مثانه کاملا خالی بشینید به این سوال جواب بدید: از مالیات دادن پزشکان چی گیر ما میاد؟

عزیزم.. عدالت این نیست که همه رو یه دور بکنند. عدالت اینه که همه بتونند از ماتحت خودشون محافظت کنند.
حرف‌تون کاملا درسته، و یکی از مشکلات تاریخی مردم ماست، که معمولا درک نمی‌کنند دارند از کجا میخورند!

اما بذارید دو مطلب رو از هم تفکیک کنیم:

الف- حکومت شر، برای اجرای شرارت لنگ حمایت مردمی نیست. پس این فرمول «شما مردم عادی ال کردید، حکومت یاد گرفت بل کند» رو بذارید کنار.

ب- علاوه بر منطقی که پشت ستیز با مالیات وجود داره، دقیقا با استناد به مورد الف باید از فرمول «حکومت کار خودشو می‌کنه، تو خودت رو تو گناهش قاطی نکن» استفاده کرد.

به طور خلاصه: از قضا از ایراد گرفتن از عوام نباید خجالت کشید، اما باید درست هدف‌گیری کرد. ایراد عوام، بهانه دادن دست اشرار نیست. ایرادشون شریک شدن با اشراره.
محسن رنانی قبلا می‌گفت اگر نفت ارزان شود دولت مجبور می‌شود وابسته به مالیات شود و وقتی وابسته به مالیات شد، مجبور خواهد بود به مالیات‌دهندگان پاسخگو باشد.

الان میگه دولت دیگر هیچ کدام از بحران‌های کشور را نمی‌تواند حل کند و چون نمی‌تواند حل کند اقتدار ندارد، و وقتی حکومت اقتدار نداشته باشد جامعه مدنی اقتدار پیدا می‌کند.

روم به دیوار.. آدم یاد دخترهای صفرکیلومتری میفته که فکر می‌کردند اگه تو صندلی عقب ماشین سرویس سکس دهانی به پسره بدن، احتمالا تا برسن خونه نطفه منعقد شده تو شکم‌شون. اینم فکر می‌کنه هر آلتی از هر دریچه‌ای وارد ما شد، یه چیزی ازمون متولد میشه!.. نمیفهمه همون دولتی که بابت پول نفت پاسخگو نبود بابت پول مالیات هم پاسخگو نخواهد بود، و ضعف حکومت در اداره مملکت، لزوما منجر به ضعفش در حفظ حکومت نمیشه، و حتی ضعف حکومت در حفظ قدرت خودش هم، منجر به قدرت گرفتن جامعه مدنی نمیشه.
اگه همه این ۲۲ نفر رو جمع کنیم می‌تونند یه میوه‌فروشی رو اداره کنند؟
میوه‌فروشی سخته انصافا.. بذار یه کار تمیزتر انتخاب کنیم.. هوووممم.. یه شرکت پیک موتوری چطوره؟ نمیگم خودشون با موتور برن کار کنندها.. اون که.. چی فکر کردین درباره من؟ فکر کردید انقدر ساده‌م؟ نه. منظورم مدیریت شرکت پیک موتوریه.
آقا اصلا نوع شغل رو ولش کن.. بذار اینجوری بپرسم: اگه انحصار چاپ پول دست دولت نبود، تا معیشت یه عده با حرافی تأمین بشه، این ۲۲ نفر تا الان در قید حیات بودند؟
5
وقتی یک اقتصاددان آمریکایی مسیر پیموده شده اقتصاد آرژانتین رو تحسین می‌کنه و به عنوان یک پروژه موفق معرفی می‌کنه، مثل اینه که یک نوزادی به دنیا بیاد که چشماش چپه، قلبش سوراخه، ستون فقراتش کجه، سیستم ایمنیش حالت تهاجمی داره، نمیتونه گریه کنه و نمیتونه شیر بمکه، بعد باباش بگه الحمدلله بچه سالمه! حتی یه سامورایی هم در چنین موقعیتی نمیتونه جلوی پوزخند خودش رو بگیره. امروز نیمی از مردم آرژانتین فقیرند، و نیمه دیگه هم دست به هرکاری می‌زنند که به اون نیمه پایین ملحق نشن. اسم مسیر طی شده هرچه که هست، موفقیت نیست. اما جانور آکادمیک خیلی راحت میاد میگه آرژانتین خوب پیش رفت!

قبلا در مورد واقعیتی که محدودیت‌های کرونا برملا کرد، که مردم به دو دسته «کسانی که لازم نیست کار کنند» و «کسانی که مجبورند کار کنند» تقسیم میشن؛ و این لزوما وابسته به سطح درآمدشون نیست، نوشته بودم. اگه بخوایم مفصل‌تر بش فکر کنیم میشه عنوان «انفصال» رو بش داد، که مطلقا ربطی به استقلال نداره. هرچند که به نظر میرسه مستقل شدن از جامعه و دولت، هرروز داره سخت‌تر میشه؛ که البته دلایل خوبی براش وجود داره، از جمله اینکه حتی در تولید غذا در روستا هم وابسته به شرکت‌های چندملیتی بذر و سم و کود هستیم؛ اما هنوز امکانش وجود داره. شهرهای بزرگ، قشری رو ایجاد کرده‌اند که اتفاقا تا گردن به تولیدات خارج شهر وابسته هستند، اما از همه منفصلند. به این شکل که گویی اگر دنیا را آب ببرد، اتفاقی برای اون‌ها نخواهد افتاد. بعبارتی، از لحاظ لجستیکی وابسته‌اند، و از لحاظ مالی، منفصل!
اما چطور چنین ترکیبی ممکن شده؟ چطور ممکنه که آب و نان یک شهرنشین، از خارج از شهر تأمین بشه، اما خودش در معرض کمترین آسیب باشه؟

این دولت متورم و پول متورم بود که این حالت عجیب انفصال رو ایجاد کرد. این دو، شغل تضمین‌شده و سرمایه تضمین‌شده رو برای این قشر تأمین می‌کردند، و هرچه بزرگتر و بادکرده‌‌تر شدند، شعاع پوششی‌شون بزرگتر شد و آدم‌های بیشتری توش قرار گرفتند. امروز در آمریکا، رقابتی بین چپ و راست، لیبرال و محافظه‌کار، ترقی‌خواه و سنتی، وجود نداره. اصل دعوا بر سر متاع تضمین‌شده‌ست. شغلی که از بین نمی‌رود، یا اگر تعطیل شد حقوقش متوقف نمی‌شود چون خود دولت چک می‌دهد! شغلی که از بین نمی‌رود، یا اگر از بین رفت، بیمه بیکاری‌اش از بین نخواهد رفت، چون خود دولت پرداخت خواهد کرد! واکسنی که پولش را قبلا حساب کرده‌اند! تخت‌های آی‌سی‌یو که نه تنها هزینه‌ای ندارند، بلکه از دولت جایزه اشغال‌شدگی هم می‌گیرند! بازار بورسی که دولت موظف شده مانع سقوطش شود! مسکنی که قرار شده کمبودهای بازارش را جبران کند! سیستم آموزشی که علم اضافه نمی‌کنه اما شغل رو حتما تأمین می‌کند!.. دعوا سر این‌هاست. تضمین!

و این تضمین، شاید، واقعا برای عده زیادی، برای مدت قابل توجهی، که شاید کل دوره عمرشون رو پوشش بده، تأمین بشه. و شده. با این شرایط کاملا طبیعی و قابل انتظاره، که این افراد ضمانت‌دار، از بقیه جامعه، از بقیه اجتماع انسانی، و حتی از خود طبیعت کره زمین، منفصل بشن. تا اینکه رسیدیم به امروز، که صدها میلیون‌ نفر در سراسر جهان، نه تنها نمی‌دونند یا درکی ندارند که مردم بدون ضمانت چطور زندگی می‌کنند، بلکه حتی متوجه نیستند دنیا چطور کار می‌کنه. خوب رو از بد، غلط رو از درست، ناقص رو از کامل، شکست رو از موفقیت، فلاکت رو از سعادت، پژمردگی رو از خوشبختی، و کم رو از زیاد، تشخیص نمیدن.

این مصیبت، فقط یک قشر خاص اجتماعی ایجاد نکرد. که انقدر زیادند که دیگه حتی نمیشه کلمه طبقه رو براشون استفاده کرد. بلکه یک نوع جدیدی از زیستن رو ایجاد کرد. امروز تعداد زیادی از بچه‌ها دارند در محیطی پا به دنیا میگذارند که از قبل توسط این تضمین‌شدگی‌ها احاطه شده، و اساسا درک دیگه‌ای از دنیا ندارند. و برای همین وقتی به سن متداول انقلابیگری هم می‌رسند، خروش‌شون علیه نظم حاکم، یک اعتراض به ترک‌خوردگی‌های نظام تضمینه! که یک نمونه عینیش مطالبه کنسل کردن بدهی دانشجویان بود که برای شهریه دانشگاه‌ گرفته بودند. که اصلا مهم نیست اجرایی میشه یا نمیشه. این اصل مطالبه‌ست که آشکار می‌کنه این‌ها در چه آکواریومی چشم به جهان گشوده‌اند.

سندروم انفصال، وابسته به سطح درآمد شخصی نیست. وابسته به سطح تولید ناخالص ملی کشور نیست. و وابسته به سطح توسعه‌یافتگی اقتصاد کشور هم نیست. فقط وابسته به سایز دولت و وجود نظام فیاته. حتی ضعیف‌ترین و عقب‌افتاده‌ترین کشورها هم می‌تونند در درون خودشون انسان‌های منفصل‌شده بوجود بیارن. کماینکه وزیر سابق دولت اتیوپی، حتی در مقام یک صاحبنظر بدون قدرت، در حالی که کودکان کشورش در معرض تجاوز جنسی سیستماتیک نظامیان و شبه‌نظامیان قرار دارند، از مردم میخواد دست به دست هم بدهند تا در اقدامات لازم برای کاهش تبعات تغییرات اقلیمی، به دولت کمک‌ کنند!
9
Anarchonomy
وقتی یک اقتصاددان آمریکایی مسیر پیموده شده اقتصاد آرژانتین رو تحسین می‌کنه و به عنوان یک پروژه موفق معرفی می‌کنه، مثل اینه که یک نوزادی به دنیا بیاد که چشماش چپه، قلبش سوراخه، ستون فقراتش کجه، سیستم ایمنیش حالت تهاجمی داره، نمیتونه گریه کنه و نمیتونه شیر…
ما این نوع جدید از زیستن رو نمی‌تونیم متوقف کنیم، اون هم در شرایطی که حتی اقشار محروم و بی‌ضمانت هم دنبال متوقف کردنش نیستند؛ بلکه میخوان داخل دایره ضمانت‌دارها قرار بگیرند.
این فقط کمبودها، و جبرهای فیزیکی و منطق طبیعته که می‌تونه متوقفش کنه. نه تنها طبیعت تاب‌آوری بزرگتر شدن اون دایره رو نداره، بلکه حفظ سایز فعلیش هم پایداری نخواهد داشت.
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دیپلمات روس از دیپلمات جمهوری اسلامی میشنوه پذیرفتن طرح روسیه ممکن نیست.
#لبخند_شبانه
با هشتگ میخوان جلوی ارتش روسیه بایستند.
باید این تیشرت رو براشون فرستاد:
https://t.me/anarchonomy/5652
2