این عالیه. مجری اماسانبیسی خبر آتشسوزی جنگلها در یونان (و اینکه مردم برای فرار حتی خودشون رو انداختن تو آب اقیانوس) رو ریتوعیت کرده و با این فرض که این حوادث به خاطر گرمایش جهانی و این حرفاست هشدار میده که بحرانها همینجور دارن سراغمون میان! البته طبق معمول حرف مفت زدند، چون معلوم شد آتشسوزی از گرما نبوده، عمدی بوده!
بعد یکی اومده زیرش نوشته شما رسانهها باید یکم جدیتر این اخبار رو پوشش بدید و هی وانمود کنید که خیلی اوضاع بحرانیه، اینکه یه جوری باش برخورد کنید که کاری از دستمون برنمیاد قابل قبول نیست.
بعد این جواب داده تقریبا بدون استثناء هربار که این جور چیزها رو پوشش دادیم (یعنی درباره گلوبال وارمینگ هوچیگری کردیم) آمار مخاطبینمون به شدت افت کرد، برای همین انگیزه زیادی باقی نمیمونه!
اینجا علاوه بر این که لو میده چقدر مردم مصمم هستند در جدی نگرفتن هوچیگری اینها (که امیدوارم کرد. دم مخاطب آمریکایی گرم)، داره ریاکاری و دغلبازی سیستماتیک خودشون رو هم برملا میکنه. از یه طرف وانمود میکنند یه اتفاق خیلی خیلی وحشتناک داره میفته که هممون رو خواهد کُشت و بیچارمون خواهد کرد و همهجا جهنم خواهد شد! بعد ازین طرف میگن درآمدمون کم میشه اگه بش بپردازیم ولش کن!.. اگه واقعا این تغییرات انقدر بحرانیه که ادعا میکنند، کاهش درآمد شبکه چه اهمیتی در برابرش داره؟ اگه کشتی در حال غرق شدن باشه اولویتت پیدا کردن راه خروج و بیرون پریدنه، یا پیدا کردن در خودکارت که افتاده زیر تخت؟
بعد یکی اومده زیرش نوشته شما رسانهها باید یکم جدیتر این اخبار رو پوشش بدید و هی وانمود کنید که خیلی اوضاع بحرانیه، اینکه یه جوری باش برخورد کنید که کاری از دستمون برنمیاد قابل قبول نیست.
بعد این جواب داده تقریبا بدون استثناء هربار که این جور چیزها رو پوشش دادیم (یعنی درباره گلوبال وارمینگ هوچیگری کردیم) آمار مخاطبینمون به شدت افت کرد، برای همین انگیزه زیادی باقی نمیمونه!
اینجا علاوه بر این که لو میده چقدر مردم مصمم هستند در جدی نگرفتن هوچیگری اینها (که امیدوارم کرد. دم مخاطب آمریکایی گرم)، داره ریاکاری و دغلبازی سیستماتیک خودشون رو هم برملا میکنه. از یه طرف وانمود میکنند یه اتفاق خیلی خیلی وحشتناک داره میفته که هممون رو خواهد کُشت و بیچارمون خواهد کرد و همهجا جهنم خواهد شد! بعد ازین طرف میگن درآمدمون کم میشه اگه بش بپردازیم ولش کن!.. اگه واقعا این تغییرات انقدر بحرانیه که ادعا میکنند، کاهش درآمد شبکه چه اهمیتی در برابرش داره؟ اگه کشتی در حال غرق شدن باشه اولویتت پیدا کردن راه خروج و بیرون پریدنه، یا پیدا کردن در خودکارت که افتاده زیر تخت؟
❤3
هی تکرار میکنن که این ماهگرفتگی تا n سال دیگه رخ نمیده برید حتما ببینید! قاعدتا اجرام باید سجده میکردن به انسان، ولی برعکس شد. هنوز انسان سجده میکنه به اجرام!.. این ما نیستیم که باید شاهد اونا باشیم، اونا باید شاهد ما باشن. به من چه که ماه تاریک میشه. هزاران بار دیگه هم خواهد شد. من نباید جشن بگیرم که ماه تاریک رو دیدم. ماه باید جشن بگیره که منو دیده. افتادن سایه روی یک جرم در این دوره زمانی که اتفاق نیست. زنده بودن من در این دوره زمانی یه اتفاقه. اونی که هیچوقت تکرار نمیشه منم.
❤2
امروز در آمریکا، مهد آزادی، اگه رو تیشرتت نوشته باشه TRUMP
در معرض خطر قرار میگیری. ممکنه یه دموکرات بیاد تف کنه رو لباست. یا بطری آبمعدنی پرت کنه به سمتت. و ممکنه کار به مشت و لگد بکشه. البته ازین خوشبختی بهرهمند هستند که قوه قضاییه مستقلی دارند که با هیچکس شوخی نداره، و هر تعرضکنندهای بالاخره گرفتار مکافات عملش میشه. اما همینکه پوشیدن چنین تیشرتی باعث بالارفتن ریسک میشه، نشوندهنده اینه که خیلیها اعتقادی به آزادی ندارند. وقتی که علامت نازیها رو تابو کردند و از دایره آزادی بیرون انداختنش، باید امروز هم پیشبینی میشد. هر استثنایی که برای آزادی قائل بشی، مثل سلول سرطانی یکی مثل خودش رو تولید میکنه، تا اینکه استثناها انقدر زیاد میشن که دیگه هیچی از آزادی نمیمونه و حتی اسم رییسجمهور قانونی کشور که هیچ جنایتی مرتکب نشده هم میشه جزء تابوها و ممنوعهها! انقدر استثنا قائل شدن تا کِرم آزادیخور، همهجا رو سوراخ کرده.. یه بازیگر به خاطر یه توعیت که توش به سیاها گفته کاکاسیاه، از محبوبترین سریال در حال پخش اخراج میشه، و یه کارگردان که فیلمهای چندصدمیلیوندلاری میسازه به خاطر شوخیهایی که درباره بچهبازی کرده بوده سالها پیش، آینده شغلیش به باد میره!
جان مککین که در ویتنام شکنجه شده بود، شکنجهگرانش رو با لفظی توهینآمیز توصیف کرده بود.. بش حمله کردند که حق نداره اینکارو بکنه، چون در موضع قدرته، و اون شکنجهگران نیستند! کِرم آزادیخور، انقدر همهچی رو خورده که حتی به اونی که شکنجهت کرده هم نمیتونی فحش بدی! به بهانه موهوماتی مثل «احترام»، «تبعیض مثبت برای اقلیتها»، «به رسمیت شناختن مقدسات».
اونهایی که به آزادی افسار میزنند تا مثلا از یک گروه یا صنف یا قشر دفاع کنند، خیرخواهیشون در بهترین حالت دوستی خالهخرسهست. چون در دراز مدت آزادی نه فقط از اون گروه یا صنف یا قشر سلب میشه، بلکه کل جامعه ازش محروم خواهد شد، و وقتی کل جامعه از آزادی محروم شد، اولین کسانی که له میشن همون گروهها و اقشار اقلیت هستند. اگه امروز شوخی با تجاوز جنسی رو ممنوع کنید، فردا شوخی با خود رابطه جنسی هم ممنوع میشه، و پسفرداش حتی حرف زدن درباره رابطه جنسی هم ممنوع میشه، و پسون فرداش صحبت درباره جنس مخالف هم ممنوع میشه. حرکت این دومینو تضمین شدهست.
بهتره امروز حالتون بهم بخوره از کسی که با موضوع مهمی مثل تجاوز جنسی شوخی میکنه، تا اینکه فردا ازینکه هیچ حرفی نمیتونید بزنید بالا بیارید!
در معرض خطر قرار میگیری. ممکنه یه دموکرات بیاد تف کنه رو لباست. یا بطری آبمعدنی پرت کنه به سمتت. و ممکنه کار به مشت و لگد بکشه. البته ازین خوشبختی بهرهمند هستند که قوه قضاییه مستقلی دارند که با هیچکس شوخی نداره، و هر تعرضکنندهای بالاخره گرفتار مکافات عملش میشه. اما همینکه پوشیدن چنین تیشرتی باعث بالارفتن ریسک میشه، نشوندهنده اینه که خیلیها اعتقادی به آزادی ندارند. وقتی که علامت نازیها رو تابو کردند و از دایره آزادی بیرون انداختنش، باید امروز هم پیشبینی میشد. هر استثنایی که برای آزادی قائل بشی، مثل سلول سرطانی یکی مثل خودش رو تولید میکنه، تا اینکه استثناها انقدر زیاد میشن که دیگه هیچی از آزادی نمیمونه و حتی اسم رییسجمهور قانونی کشور که هیچ جنایتی مرتکب نشده هم میشه جزء تابوها و ممنوعهها! انقدر استثنا قائل شدن تا کِرم آزادیخور، همهجا رو سوراخ کرده.. یه بازیگر به خاطر یه توعیت که توش به سیاها گفته کاکاسیاه، از محبوبترین سریال در حال پخش اخراج میشه، و یه کارگردان که فیلمهای چندصدمیلیوندلاری میسازه به خاطر شوخیهایی که درباره بچهبازی کرده بوده سالها پیش، آینده شغلیش به باد میره!
جان مککین که در ویتنام شکنجه شده بود، شکنجهگرانش رو با لفظی توهینآمیز توصیف کرده بود.. بش حمله کردند که حق نداره اینکارو بکنه، چون در موضع قدرته، و اون شکنجهگران نیستند! کِرم آزادیخور، انقدر همهچی رو خورده که حتی به اونی که شکنجهت کرده هم نمیتونی فحش بدی! به بهانه موهوماتی مثل «احترام»، «تبعیض مثبت برای اقلیتها»، «به رسمیت شناختن مقدسات».
اونهایی که به آزادی افسار میزنند تا مثلا از یک گروه یا صنف یا قشر دفاع کنند، خیرخواهیشون در بهترین حالت دوستی خالهخرسهست. چون در دراز مدت آزادی نه فقط از اون گروه یا صنف یا قشر سلب میشه، بلکه کل جامعه ازش محروم خواهد شد، و وقتی کل جامعه از آزادی محروم شد، اولین کسانی که له میشن همون گروهها و اقشار اقلیت هستند. اگه امروز شوخی با تجاوز جنسی رو ممنوع کنید، فردا شوخی با خود رابطه جنسی هم ممنوع میشه، و پسفرداش حتی حرف زدن درباره رابطه جنسی هم ممنوع میشه، و پسون فرداش صحبت درباره جنس مخالف هم ممنوع میشه. حرکت این دومینو تضمین شدهست.
بهتره امروز حالتون بهم بخوره از کسی که با موضوع مهمی مثل تجاوز جنسی شوخی میکنه، تا اینکه فردا ازینکه هیچ حرفی نمیتونید بزنید بالا بیارید!
❤4
یه دختر اسکی باز انگلیسی که برای این کشور مقام آورده بود و آینده درخشانی داشت، درست در شب تولد ۱۸ سالگیش خودشو کشت! در حالی که به شهادت اطرافیانش هیچگونه علامت افسردگی و ناراحتی تو رفتارش دیده نمیشده! و دقیقا به همین خاطر که اصلا علامتی نداشته، پدرش (که تو این عکس دخترشو بغل گرفته) دچار شوک روحی شده. چون داره بین دو تا سوال «چرا نتونستم تشخیص بدم؟» و «چرا خودشو نابود کرد؟» داره له میشه.
بالاخره باید جوامع به این جمعبندی برسن که آموزش فلسفه و پرداختن به فلسفه رو باید از سنین خیلی خیلی پایین شروع کرد. این دختر هم یه خانواده خوب داشت، هم یه زندگی مرفه داشت، هم انقدر خوششانس بود که بدن سالم و آمادهای داشته باشه (ثروت سلامتی قابل اندازهگیری نیست)، هم در معرض هزار و یک جور غم و مصیبت که گریبان میلیونها نفر در جهان رو گرفته نبود. تنها چیزی که به کشتن دادش، فلسفهی توی ذهنش بود. تو دنیایی که توش خدا مُرده، باید دو دستی چسبید به فلسفه.. و گرنه تاریکی آدمو میبلعه!
بالاخره باید جوامع به این جمعبندی برسن که آموزش فلسفه و پرداختن به فلسفه رو باید از سنین خیلی خیلی پایین شروع کرد. این دختر هم یه خانواده خوب داشت، هم یه زندگی مرفه داشت، هم انقدر خوششانس بود که بدن سالم و آمادهای داشته باشه (ثروت سلامتی قابل اندازهگیری نیست)، هم در معرض هزار و یک جور غم و مصیبت که گریبان میلیونها نفر در جهان رو گرفته نبود. تنها چیزی که به کشتن دادش، فلسفهی توی ذهنش بود. تو دنیایی که توش خدا مُرده، باید دو دستی چسبید به فلسفه.. و گرنه تاریکی آدمو میبلعه!
❤7
آزادسازی، با ول کردن خیلی فرق داره. اینی که ما شاهدشیم آزادسازی نیست، ول کردن باده! نظامی که در فساد کپی روسیهست، و در ایدئولوژی کپی داعش، ذاتا شکمش نفخ زیاد داره. چون درآمد محدوده، ولی خرج هرروز بیشتر میشه. بنابراین یه مدت بادو نگه میداره، بعد ول میکنه، دوباره نگه میداره، باز ول میکنه. الان در مقطع ول کردن هستیم. اما همونطور که حتما حس کردید فرکانس این ول کردنها بیشتر شده، و در عرض یک دهه، دوبار نصف شدن ارزش پول ملی رو تجربه کردیم، که دیگه حتی با حافظه تاریخی ماهی قرمز هم میشه دفعات قبل رو به یاد آورد. چون علاوه بر رشد تصاعدی خرجها، بحرانها هم دارند انباشته میشن. امروز یکی از مسئولین میگفت «ما ۹۰ درصد مواد غذایی مصرفی کشورمون رو از مزارع آبی به دست میاریم، نه دیم!» که یعنی با خشکسالی ۹۰ درصد غذای کشور در معرض تهدید قرار داره! که یعنی باید همینطور وارد کرد، که یعنی ارز لازمه. اگه واقعا آزادسازی در کار بود، باید اول از قیمت آب و بذر شروع میکردند. هیچ حواستان هست تمام بذر مورد نیاز کشور داره با دلار ۳۸۰۰ تومانی وارد میشه؟ اگه آزادسازی در کار بود، باید اول قیمت خیار ۵ برابر میشد، نه لپتاپ!
کارکنان وزارت دفاع میگن قسمتی از حقوقشون واریز نشده اخیرا. این هم بخشی از آزادسازیه؟ این هم بخشی از شوکدرمانیه؟ خیر. این یعنی کیسه خلیفه سوراخ شده و دارن وصله پینهش میکنند. همین.
زمان امضا شدن برجام، دوستان ذوق کرده بودند که کشور به نظم جهانی پیوست! همون موقع گفتم گاوبندی دیپلماتهای سپاهی جمهوریاسلامی با شخص رییسجمهور آمریکا (که بعدا معلوم شد در مورد معاملهش حتی به همحزبیهای خودش هم دروغ گفته) راه پیوستن به نظم جهانی نیست. خیلی رسمی و خیلی علنی و خیلی سیستمی باید رکوع کنی. الان هم نظرم همینه. آزادسازی که هرج و مرجی از عددبازی و عددسازی باشه، اسمش نرمال شدن اقتصاد نیست. آقایون اگه پشیزی ارزش قائل بودند برای علمی بودن اقتصاد، و هیئتی ادارهش نمیکردند، باید الان تورم رو ۱۱۰ درصد اعلام میکردند، نه ۱۱ درصد!
آزادسازی، یعنی اقتصاد از چنگ حکومت آزاد شود! همین و بس. هیچ تعریفی غیر ازین رو باور نکنید. تا زمانی که اقتصاد در چنگ حکومته، که تا وقتی این نظام پابرجاست در چنگش باقی خواهد موند، رنگ اقتصاد آزاد رو هم نخواهیم دید.
آیا این پست هم منفی شد؟ به درک.
https://t.me/farhadjafaripolitic/65
کارکنان وزارت دفاع میگن قسمتی از حقوقشون واریز نشده اخیرا. این هم بخشی از آزادسازیه؟ این هم بخشی از شوکدرمانیه؟ خیر. این یعنی کیسه خلیفه سوراخ شده و دارن وصله پینهش میکنند. همین.
زمان امضا شدن برجام، دوستان ذوق کرده بودند که کشور به نظم جهانی پیوست! همون موقع گفتم گاوبندی دیپلماتهای سپاهی جمهوریاسلامی با شخص رییسجمهور آمریکا (که بعدا معلوم شد در مورد معاملهش حتی به همحزبیهای خودش هم دروغ گفته) راه پیوستن به نظم جهانی نیست. خیلی رسمی و خیلی علنی و خیلی سیستمی باید رکوع کنی. الان هم نظرم همینه. آزادسازی که هرج و مرجی از عددبازی و عددسازی باشه، اسمش نرمال شدن اقتصاد نیست. آقایون اگه پشیزی ارزش قائل بودند برای علمی بودن اقتصاد، و هیئتی ادارهش نمیکردند، باید الان تورم رو ۱۱۰ درصد اعلام میکردند، نه ۱۱ درصد!
آزادسازی، یعنی اقتصاد از چنگ حکومت آزاد شود! همین و بس. هیچ تعریفی غیر ازین رو باور نکنید. تا زمانی که اقتصاد در چنگ حکومته، که تا وقتی این نظام پابرجاست در چنگش باقی خواهد موند، رنگ اقتصاد آزاد رو هم نخواهیم دید.
آیا این پست هم منفی شد؟ به درک.
https://t.me/farhadjafaripolitic/65
Telegram
Farhad jafari
"شیخ شیخ؛ ممنون"!
.
.
چیزی که اکنون در حوزه ی اقتصاد شاهدش هستید؛ چیزی نیست جز "پیوستن به اقتصاد جهانی" که لازمه اش هم چیزی نیست جز "یکسان سازی تقریبی قیمت کالاها و خدمات در تمامی کشورها".
به نحوی که مثلا شمای ایرانی پسته را به کیلویی ۴۰ هزارتومان نخری درحالی…
.
.
چیزی که اکنون در حوزه ی اقتصاد شاهدش هستید؛ چیزی نیست جز "پیوستن به اقتصاد جهانی" که لازمه اش هم چیزی نیست جز "یکسان سازی تقریبی قیمت کالاها و خدمات در تمامی کشورها".
به نحوی که مثلا شمای ایرانی پسته را به کیلویی ۴۰ هزارتومان نخری درحالی…
❤3
بعضی وقتها روی تبلیغات اینترنتی کلیک میکنم (گوگل باید ازم ممنون باشه که دارم به درآمدزاییش کمک میکنم). اندفعه تبلیغ یه املاکی تو آمریکا رو باز کردم که یه سری «آپارتمان» رو معرفی کرده بود واسه اجاره. چون یه شهر نه چندان شلوغ بود گفتم برم ببینم چجوری آپارتمانهاش. بعد دیدم اینا به خونه دوبلکس هم میگن آپارتمان! این عکس، پلان یکی از واحدها رو نشون میده. مساحت حدود ۱۳۵ متره. با قیمت و نحوه اجاره و اینا کار ندارم، خود این عدد ۱۳۵ عصبیم کرد. ما اینجا زیاد دنبال خونه گشتیم، اما حتی ۱۶۰ متریها هم انقدر فضا نداشتند! از قضا یه ۱۳۵ متری پیدا شده که احتمالا بشه معامله رو انجام داد. هرچند مورد مناسبی بود اما داخلش احساس خفگی میکردم، و از خودم میپرسیدم این چجوری ۱۳۵ متره آخه؟ حتی ابعاد فیزیکی قابل اندازهگیری هم معنیشون رو از دست دادن در این مملکت. این پلان رو نگاه کنید.. طبقه پایین یه اتاق پذیرایی داره، یه انباری، یه سرویس، یه اتاق ناهارخوری، و یه آشپزخونه. میری بالا یه اتاق مستر هست با حمام دسشویی، و دو تا اتاق با یه حمام دستشویی مشترک.
این قضیه امروز دیروز نیست. خونه شرلوک هلمز (تو اون سریال قدیمی که جرمی برت بازی کرده بود، نه این جدیده)، تا از در میاومد داخل باید پلهها رو میرفت بالا تا به اتاق پذیرایی برسه! مراجعین هم دم در کلاه و عصا و پالتوشون رو میدادن به خانوم هادسون، و میرفتن بالا. از اولش دوبلکس برای ایجاد فضای زیاد و تفکیکشده در زمین کم بود. تو شهرهای ما هم قطعات خیلی کوچیکن. اما به جای دوبلکس سازی، یک طبقه به شما میدن که گویی پارتیشنبندیش کردن و اغلب فقط از یک طرف نور داره، اونم نه نور مستقیم، و مساحتش هم کمتر ازونیه که بت میگن! و در حالی که هیچکدوم از مصالح مدرن دنیا توش استفاده نشده (مثل عایقهای صوتی و حرارتی)، به قیمتی بیشتر از ارزش واقعیش بت میفروشن. حالا به همه اینا اینو هم اضافه کنید در این اوضاع بیبرقی، تقریبا هیچکدومشون برق اضطراری ندارن که آسانسور از کار نیفته!
این قضیه امروز دیروز نیست. خونه شرلوک هلمز (تو اون سریال قدیمی که جرمی برت بازی کرده بود، نه این جدیده)، تا از در میاومد داخل باید پلهها رو میرفت بالا تا به اتاق پذیرایی برسه! مراجعین هم دم در کلاه و عصا و پالتوشون رو میدادن به خانوم هادسون، و میرفتن بالا. از اولش دوبلکس برای ایجاد فضای زیاد و تفکیکشده در زمین کم بود. تو شهرهای ما هم قطعات خیلی کوچیکن. اما به جای دوبلکس سازی، یک طبقه به شما میدن که گویی پارتیشنبندیش کردن و اغلب فقط از یک طرف نور داره، اونم نه نور مستقیم، و مساحتش هم کمتر ازونیه که بت میگن! و در حالی که هیچکدوم از مصالح مدرن دنیا توش استفاده نشده (مثل عایقهای صوتی و حرارتی)، به قیمتی بیشتر از ارزش واقعیش بت میفروشن. حالا به همه اینا اینو هم اضافه کنید در این اوضاع بیبرقی، تقریبا هیچکدومشون برق اضطراری ندارن که آسانسور از کار نیفته!
❤2
کل طرح دوغ لاکتیویا کاله در واقع دزدی از دوغ اکتیویا شرکت دانون فرانسهست. خود کلمه لاکتیویا هم برند یک مکمل پروبیوتیک دامیه که یه شرکت برزیلی برای گاوها تولید میکنه!
اون پستم رو یادتونه که گفتم بازاریان امروز هیچ ربطی به بازاریان قدیم ندارن چون بازار امروز با بازار دیروز فرق داره و برای همین نباید ازشون توقع همکاری در اعتصاب و اعتراض داشت؟ اینم یه خبر دیگه در تأیید اون حرفام. خودش داره میگه هیچ خبری از مشتری نیست، ولی مغازهها بازن! یعنی با بازاری مواجهیم که بود و نبود مشتری، تأثیری روی باز و بسته بودنش نداره.
https://t.me/khabaronline_ir/178827
https://t.me/khabaronline_ir/178827
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
🔸بازار طلافروشها باز است، اما کو مشتری؟ | سکه هم در بازار نیست!
رئیس اتحادیه طلافروشان: طلافروشیهای بازار بزرگ تهران طبق روال عادی باز هستند و آرامش در بازار برقرار است اما خریداری برای مصنوعات طلا نیست و سکههای طلافروشیها نیز به پایان رسیده اما جایی…
رئیس اتحادیه طلافروشان: طلافروشیهای بازار بزرگ تهران طبق روال عادی باز هستند و آرامش در بازار برقرار است اما خریداری برای مصنوعات طلا نیست و سکههای طلافروشیها نیز به پایان رسیده اما جایی…
Anarchonomy
میگن اینو بذار کانالت! بفرمایید. گذاشتم. ولی خندهدار نیست؟ چطور میشه به اقتصادی که به خاطر سیاست نظام به گل افتاده، اعتراض کرد و سیاسیش نکرد؟ این اعتراض نیست، پانتومیم اعتراضه.
راستی یه نکتهای: هرکس یا هر گروه یا هرجناحی که به شعارسیاسیدهنده میگه «سوء استفادهگر»، بی برو برگرد یه ریگی تو کفششه.
یه جوک قدیمی هست که میگه یه روز یه مهندس و یه ریاضیدان و یه فیزیکدان سوار یکی از قطارهای انگلیس شده بودن و داشتن از پنجره مناظر بیرون رو تماشا میکردن. یکدفعه مهندسه گفت عه نگاه کنید، گوسفندهای اسکاتلند مشکیان! ریاضیدانه گفت واقعا که کوتهفکری، این فقط یه گوسفنده، ما که همه گوسفندای اسکاتلند رو ندیدیم. تو میتونی بگی یکی از گوسفندهای اسکاتلند مشکی است! فیزیکدانه میپره وسط و میگه تو هم خیلی کوتهفکری، اون چیزی که تو دیدی فقط یک سمت گوسفند بود، شاید اون طرفش که ما بش دید نداریم مشکی نباشه! تو میتونی بگی یک سمت یکی از گوسفندهای اسکاتلند مشکی است!.. در همین حین یه کشاورز محلی میاد میگه: بزرگواران، اون گوسفند نیست، گوسالهست، و اینجا هم اسکاتلند نیست، وِلزه!
یکم شبیه حکایت تحلیلهای «متخصصین» از وضعیت امروز مملکت شده. یه تو باغ نبودن خاصی حتی تو اونایی که واقعا دارن حرفای درستی میزنن دیده میشه.
یکم شبیه حکایت تحلیلهای «متخصصین» از وضعیت امروز مملکت شده. یه تو باغ نبودن خاصی حتی تو اونایی که واقعا دارن حرفای درستی میزنن دیده میشه.
❤5
Anarchonomy
Photo
همایون شجریان در راستای پمپاژ امید به جامعه اعلام آمادگی کرده که کنسرت خیابانی برگزار کنه. همه هم ایولالله گویان ازش استقبال کردند.
آدم یاد فیلم تایتانیک میفته که درست در لحظه غرق شدن یه عده نشسته بودن موسیقی مینواختن! یا فیلمهایی که کلبه طرف داره در بکگراند بازیگر میسوزه، و نشسته داره سازدهنی میزنه. یا نیروهای صدام دارن خمپاره میندازن، و رزمنده! وایساده سنج و دمام میزنه. باید در تاریخ بنویسند شهروند دهه چهارم جمهوریاسلامی این قابلیت رو داشت که صحنههای سانتیمانتال فیلمها رو به واقعیت روزمره خودش بکشونه.
اما چهرههای ایولاللهگو و ترغیبکننده به ترویج این دمامزنیهای زیر آتش! باید بدونند که این دقیقا کارکردی معکوس داره. وقتی کشتی سوراخ شده، یا باید سوراخشو پر کرد، یا اگه نمیشه باید پرید بیرون و یه تختهپاره پیدا کرد و بش چسبید تا نیروی امداد برسه. سازدهنی زدن در اون شرایط، یعنی تزریق نهایت ناامیدی، یعنی نه میشه کشتی رو درست کرد، نه میشه فرار کرد و زنده موند. معنیش اینه که: بدبخت، تو قرار نیست نجات پیدا کنی، پس بیا یکم لحظههای آخرتو برات دلنشین کنم!
ما نیاز به کنسرت مجانی نداریم (اونم با سبکی از موسیقی که «غم شرقی» به تمام اجزای وجودش تنیده شده). ما نیاز به نجات پیدا کردن داریم، و وقتی نجات پیدا کردیم حتما تو جیبمون انقدر پول خواهد بود که پول بلیط کنسرت رو بپردازیم.
آدم یاد فیلم تایتانیک میفته که درست در لحظه غرق شدن یه عده نشسته بودن موسیقی مینواختن! یا فیلمهایی که کلبه طرف داره در بکگراند بازیگر میسوزه، و نشسته داره سازدهنی میزنه. یا نیروهای صدام دارن خمپاره میندازن، و رزمنده! وایساده سنج و دمام میزنه. باید در تاریخ بنویسند شهروند دهه چهارم جمهوریاسلامی این قابلیت رو داشت که صحنههای سانتیمانتال فیلمها رو به واقعیت روزمره خودش بکشونه.
اما چهرههای ایولاللهگو و ترغیبکننده به ترویج این دمامزنیهای زیر آتش! باید بدونند که این دقیقا کارکردی معکوس داره. وقتی کشتی سوراخ شده، یا باید سوراخشو پر کرد، یا اگه نمیشه باید پرید بیرون و یه تختهپاره پیدا کرد و بش چسبید تا نیروی امداد برسه. سازدهنی زدن در اون شرایط، یعنی تزریق نهایت ناامیدی، یعنی نه میشه کشتی رو درست کرد، نه میشه فرار کرد و زنده موند. معنیش اینه که: بدبخت، تو قرار نیست نجات پیدا کنی، پس بیا یکم لحظههای آخرتو برات دلنشین کنم!
ما نیاز به کنسرت مجانی نداریم (اونم با سبکی از موسیقی که «غم شرقی» به تمام اجزای وجودش تنیده شده). ما نیاز به نجات پیدا کردن داریم، و وقتی نجات پیدا کردیم حتما تو جیبمون انقدر پول خواهد بود که پول بلیط کنسرت رو بپردازیم.
❤7
تا دیروز، ترامپ یک دیوانهی احمقِ پوپولیست و فاسد و نابلد و سیاستنشناس و بینزاکت و تندرو و فاقد تعادل روانی بود که هر حرفی ممکنه از دهانش دربیاد. اما امروز که پیشنهاد مذاکره با مقامات نظام ایران داده، دارن میگن باید ازین فرصت تاریخی استفاده کرد، این نشانه قدرت غیرقابل انکار جمهوریاسلامی است، طرح جنگ شکست خورد! بِلاه بِلاه بِلاه.
ما نویسندگان گمنام که در کنج خلوت مجازی خودمون مطلب مینویسیم، خیلی بیشتر از چهرههای «صاحبنظر» مسئولیت روی دوشمون حس میکنیم. هرچیزی که تو ذهنم هست باید از چند جهت بجَوم تا ببینم کجاهاش خامه، که فردا با کوچکترین تغییرات و اتفاقات که ممکنه رخ بده کل نظرم زیر سوال نره. اما یک خبرنگار، یک چهره، یک استاد دانشگاه، یه کارشناس، میتونه امروز یه چیزی بگه و فردا یه چیز برعکسش، و هیچ اتفاقی هم نمیفته! پل کروگمن قبل انتخابات میگفت تولید ناخالص داخلی آمریکا ممکن نیست بیشتر از ۳ بشه. الان وسط ۲۰۱۸ هستیم و از ۴ هم بالاتر رفته! آیا کروگمن موقعیتش رو بابت این مهملگوییها از دست داد؟ اصلا. اینها مصونیت دارند، چون دستگاه پروپاگاندا بشون نیاز داره. تو ایران هم همونایی که نه دو سال پیش، بلکه همین سه هفته پیش ترامپ رو دیوانه زنجیری معرفی میکردند، امروز میگن باید باش مذاکره کرد و باید بش اعتماد کرد! (اونطرفیها پیشنهادش رو یک تسلیم تفسیر میکنند، که یعنی اون آدم بیمحابا و کلهخری که میگفتند نیست. اینطرفیها پیشنهادش رو نوعی زرنگی سیاسی تفسیر میکنند، که یعنی اون آدم نابلدی که معرفی میکردند نبوده!) آیا بابت این چرخشهای مضحک، مخاطبشون رو از دست میدن؟ نه. اینا آزادند که هرچقدر خواستند چرخ بزنند و قل بخورند، هرچقدر خواستند خودشون رو نقض کنند، و هرچقدر خواستند به جای حرف حساب، حرف مفت بزنند.
اون دختر خوش بر و روی اینستاگرامی که این روزها چرخش ریاکارانهش حرص خیلیها رو درآورده، چون چرخشش تصویریه، سیبل حملات شده. اما اون چرخشهای لایفاستایلی اهمیتی ندارند. چرخشهای مفتضحانه خیلی مهمتری در جریانه، که جلوی دوربین قرار نمیگیرند. و خیلی واجبتره که رسوا بشند.
ما نویسندگان گمنام که در کنج خلوت مجازی خودمون مطلب مینویسیم، خیلی بیشتر از چهرههای «صاحبنظر» مسئولیت روی دوشمون حس میکنیم. هرچیزی که تو ذهنم هست باید از چند جهت بجَوم تا ببینم کجاهاش خامه، که فردا با کوچکترین تغییرات و اتفاقات که ممکنه رخ بده کل نظرم زیر سوال نره. اما یک خبرنگار، یک چهره، یک استاد دانشگاه، یه کارشناس، میتونه امروز یه چیزی بگه و فردا یه چیز برعکسش، و هیچ اتفاقی هم نمیفته! پل کروگمن قبل انتخابات میگفت تولید ناخالص داخلی آمریکا ممکن نیست بیشتر از ۳ بشه. الان وسط ۲۰۱۸ هستیم و از ۴ هم بالاتر رفته! آیا کروگمن موقعیتش رو بابت این مهملگوییها از دست داد؟ اصلا. اینها مصونیت دارند، چون دستگاه پروپاگاندا بشون نیاز داره. تو ایران هم همونایی که نه دو سال پیش، بلکه همین سه هفته پیش ترامپ رو دیوانه زنجیری معرفی میکردند، امروز میگن باید باش مذاکره کرد و باید بش اعتماد کرد! (اونطرفیها پیشنهادش رو یک تسلیم تفسیر میکنند، که یعنی اون آدم بیمحابا و کلهخری که میگفتند نیست. اینطرفیها پیشنهادش رو نوعی زرنگی سیاسی تفسیر میکنند، که یعنی اون آدم نابلدی که معرفی میکردند نبوده!) آیا بابت این چرخشهای مضحک، مخاطبشون رو از دست میدن؟ نه. اینا آزادند که هرچقدر خواستند چرخ بزنند و قل بخورند، هرچقدر خواستند خودشون رو نقض کنند، و هرچقدر خواستند به جای حرف حساب، حرف مفت بزنند.
اون دختر خوش بر و روی اینستاگرامی که این روزها چرخش ریاکارانهش حرص خیلیها رو درآورده، چون چرخشش تصویریه، سیبل حملات شده. اما اون چرخشهای لایفاستایلی اهمیتی ندارند. چرخشهای مفتضحانه خیلی مهمتری در جریانه، که جلوی دوربین قرار نمیگیرند. و خیلی واجبتره که رسوا بشند.
❤4
پلی نکنید. حیفه ترافیک اینترنتتون. فقط با تیترش کار داشتم.
عباس میلانی رو میگه مورخ و مهاجرانی رو پژوهشگر. سوال اینه که عباس میلانی اخیرا چه کاری در حوزه تاریخ انجام داده که بش بگیم مورخ؟ اصلا جایگاه میلانی در بین مورخان ایران کجاست؟ آخرین پژوهش علمی مهاجرانی چی بوده؟ اصلا تو چه زمینهای پژوهش انجام میده؟ نتایج این پژوهشها رو باید کجا پیدا کرد؟
اینها در بهترین حالت یه random guy
هستند. ولی عجیبه که نوبت حرف زدن در مورد اینها اصلا رندوم نیست. چون اگه قراره نظر رندوم گایها رو بپرسی، هر دفعه از یکیشون میپرسی. نه همیشه از همین یکی دوتا.
https://t.me/bbcpersian/26904
عباس میلانی رو میگه مورخ و مهاجرانی رو پژوهشگر. سوال اینه که عباس میلانی اخیرا چه کاری در حوزه تاریخ انجام داده که بش بگیم مورخ؟ اصلا جایگاه میلانی در بین مورخان ایران کجاست؟ آخرین پژوهش علمی مهاجرانی چی بوده؟ اصلا تو چه زمینهای پژوهش انجام میده؟ نتایج این پژوهشها رو باید کجا پیدا کرد؟
اینها در بهترین حالت یه random guy
هستند. ولی عجیبه که نوبت حرف زدن در مورد اینها اصلا رندوم نیست. چون اگه قراره نظر رندوم گایها رو بپرسی، هر دفعه از یکیشون میپرسی. نه همیشه از همین یکی دوتا.
https://t.me/bbcpersian/26904
Telegram
BBCPersian
مذاکره ایران و آمریکا؛ آری یا نه؟ مناظره عباس میلانی، مورخ و عطاالله مهاجرانی، پژوهشگر
@bbcpersian
@bbcpersian