کاهش تورم به معنی کاهش فشار تورم بر زندگی مردم نیست. برگشت شاخص از ۴۳ درصد به ۳۵ درصد، گشایشی در زندگی مردم ایجاد نمیکنه. مخصوصا اونهایی که آب از سرشون گذشته. و با هر بار موج تورمی، تعداد بیشتری از افراد به گروه بزرگی که آب ازسرشون گذشته ملحق میشن. مستندساز ارزشی تازه داره عواقب اجتماعی تورمی رو کشف میکنه که پنج یا هشت یا دوازده سال قبل رخ داده. سیاستهای مهلک مثل سونامی هستند که اول ویلاهای لب ساحل رو از بین میبرن، اما تا وسط شهر هم میتونند نفوذ کنند. کاهش تورم، کاهش ارتفاع موج سونامیه، نه متوقف شدن سیل. این آب داره به اقشاری نزدیک میشه که قبلا فکر میکردند فاصله مطمئنی با ساحل دارند.
Anarchonomy
یه حسی بم میگه اینارو دارن سپاهیها میخرن. کی ۵ و نیم میلیون دلار میده برای یه ملک تو دوبی؟
الان فرهاد جعفری بود میگفت پس فکر کردی واسه چی مشاور امنیت ملی امارات پا شد اومد با جلاد دهه شصت ملاقات حضوری داشته باشه؟ اومدن بگن به خرید ملک ادامه بدید لطفا و نگران نباشید، درسته اسراییلیها رو راه دادیم ولی کاری با عروساتون و بچههاتون ندارن.
رئیسی میگه دانشجویان برای حل معضل آلودگی هوا ایده بدهند!
انگار موضوع فرستادن ماهواره به کمربند سیارکهاست و موندیم چجوری بفرستیم سریعتر میرسه! هوا آلودهست چون نیروگاهها مازوتی که خریدار نداره میسوزونند، و خودرویی که باید چهل سال پیش تولیدش متوقف میشد هنوز داره استفاده میشه. جلوشون رو بگیرید هوا هم درست میشه. ایده نمیخواد.
البته ژانر «ایده بدهید» خیلی قدیمیه. قبلیها خیلی باش بازی کردند. خاتمی و احمدینژاد حتی کار رو به ایده گرفتن از بچه دبستانیها هم کشوندن. اون دبستانیها بزرگ شدن و فهمیدن چه خبره، اما نظام هنوز دنبال ایدهست!
اما چرا نمیشه جلوی صنعت ایستاد؟ چون اصلا صنعت نیست. بیشتر این چیزی که الان وجود داره یک غارته. غارت طبیعت، و زندگی مردم، و منابع، و همهچی. مردم توجه ندارند که اینکه صنعت نداریم جداست ازینکه قوه قضاییه نداریم. جلوی غارت ایستادن کاملا متفاوته با جلوی طمع و کلاهبرداری و قانونگریزی صنایع ایستادن، که همهجای دنیا کمابیش هست.
چرا صنعتمون به غارت ختم شد؟ چون بار کج به منزل نمیرسه. جناب رضاخان، که البته پدر ما ایرانیهاست و کاریش هم نمیشه کرد، خودش رو اوپراتور جهان ایرانی میدید، و میخواست در جایگاه «رَب ایران» دست به صُنع! بزنه. توسعه آمرانه نمیتونست نتیجه بهتری از وضعی که الان داریم پیدا کنه. مستبدین درباره اینکه وطن بشون نیاز داره خیلی فکر میکنند. اما درباره اینکه وطن از دستشون بده زیاد فکر نمیکنند. فرض کنیم تو شاه ایرانی، و بدون دخالت تو این کشور یک آفتابه هم نمیتونه بسازه. حالا اومدی و دخالت کردی و چیزهایی فراتر از آفتابه ساخت. فردا که تو نبودی تکلیف چیه؟ اگه قائلی که کشور بدون دخالت تو نمیتونه روی پای خودش بایسته، یعنی قائلی به اینکه بدون تو سقوط خواهد کرد! دیکتاتور به این تناقض فکر نمیکنه. ولی واقعیت داره. صنعتی که بدون رضاخان پا نمیگیره، بدون رضاخان از هم میپاشه. یا، به فرمی از غارتگری تبدیل میشه. که هر دو نوعش در ایران اتفاق افتاد.
انگار موضوع فرستادن ماهواره به کمربند سیارکهاست و موندیم چجوری بفرستیم سریعتر میرسه! هوا آلودهست چون نیروگاهها مازوتی که خریدار نداره میسوزونند، و خودرویی که باید چهل سال پیش تولیدش متوقف میشد هنوز داره استفاده میشه. جلوشون رو بگیرید هوا هم درست میشه. ایده نمیخواد.
البته ژانر «ایده بدهید» خیلی قدیمیه. قبلیها خیلی باش بازی کردند. خاتمی و احمدینژاد حتی کار رو به ایده گرفتن از بچه دبستانیها هم کشوندن. اون دبستانیها بزرگ شدن و فهمیدن چه خبره، اما نظام هنوز دنبال ایدهست!
اما چرا نمیشه جلوی صنعت ایستاد؟ چون اصلا صنعت نیست. بیشتر این چیزی که الان وجود داره یک غارته. غارت طبیعت، و زندگی مردم، و منابع، و همهچی. مردم توجه ندارند که اینکه صنعت نداریم جداست ازینکه قوه قضاییه نداریم. جلوی غارت ایستادن کاملا متفاوته با جلوی طمع و کلاهبرداری و قانونگریزی صنایع ایستادن، که همهجای دنیا کمابیش هست.
چرا صنعتمون به غارت ختم شد؟ چون بار کج به منزل نمیرسه. جناب رضاخان، که البته پدر ما ایرانیهاست و کاریش هم نمیشه کرد، خودش رو اوپراتور جهان ایرانی میدید، و میخواست در جایگاه «رَب ایران» دست به صُنع! بزنه. توسعه آمرانه نمیتونست نتیجه بهتری از وضعی که الان داریم پیدا کنه. مستبدین درباره اینکه وطن بشون نیاز داره خیلی فکر میکنند. اما درباره اینکه وطن از دستشون بده زیاد فکر نمیکنند. فرض کنیم تو شاه ایرانی، و بدون دخالت تو این کشور یک آفتابه هم نمیتونه بسازه. حالا اومدی و دخالت کردی و چیزهایی فراتر از آفتابه ساخت. فردا که تو نبودی تکلیف چیه؟ اگه قائلی که کشور بدون دخالت تو نمیتونه روی پای خودش بایسته، یعنی قائلی به اینکه بدون تو سقوط خواهد کرد! دیکتاتور به این تناقض فکر نمیکنه. ولی واقعیت داره. صنعتی که بدون رضاخان پا نمیگیره، بدون رضاخان از هم میپاشه. یا، به فرمی از غارتگری تبدیل میشه. که هر دو نوعش در ایران اتفاق افتاد.
❤2
در هیچجای دنیا مهندس مملکت نمیاد بگه فلان قطعه را لازم داشتیم که آلمان میزند و صدهزار دلار قیمت دارد، بعد گفتیم چرا خودمان تولید نکنیم؟ و تولید کردیم با قیمت چهل هزار دلار، و شصت هزار دلار صرفهجویی ارزی کردیم!
درسته که ریتارد همه جای دنیا هست، اما حتی در اسگلستانهای آسیا و آفریقا هم چنین چیزی رو نمیبینیم. حتی در اون کشورهایی که مثل ما گرفتار غرور ملی کاذب هستند.
هدف تولید، صرفهجویی ارزی نیست. (بگذریم که خود عبارت صرفهجویی ارزی هم بیمعنیه. مگه آب چشمهست که بگیم کم مصرف بشه بهتره؟). هدف تولید، ایجاد ثروته.. که الان ژاپنیها شیک شدن و میگن ایجاد ثروت یعنی آن اتفاقی که «ارتقای کیفیت زندگی انسانها» را ممکن میکند.
یه کاری کنیم آلمان دیگه نتونه جنسش رو به ما بفروشه ایجاد ثروت نیست. یه کاری کنیم آلمان هم جنس ما رو بخره ایجاد ثروته. با یک فرمول ساده اگر آنگاه میشه فهمید ادعای یک مهندس به تولید ثروت منجر شده یا یه شارلاتانبازیه. اگر آنهایی که جنس صدهزار دلاری را میخرند، حاضرند جنس چهل هزار دلاری تو را بخرند، آنگاه تو ارزشی ایجاد کردهای که آن تولیدکننده آلمانی نتوانسته ایجاد کند.
خب، آیا حاضرند؟
صنعت، نقشه راه و استراتژی میخواد. که شامل اقیانوسی از جزییات زیرساختی میشه. صنعت چاپ آفریقای جنوبی داره چاپ رو ارزونتر از ما درمیاره برای جامعه آفریقای جنوبی. چون بچه مهندسهاشون نیفتادن دنبال اینکه درآمد شرکت اچپی از کشورشون رو مسدود کنند! سوال دانشگاهش اینه که «صنعت تبلیغات و نشر، که متخصص چاپ لازم داره، چه دانشجویی میخواد ازم؟».
نقشه راه مثل برنامهایه که مربی فیتنس بت میده. حتی اگه ابتدایی باشه باید فقط همون رو انجام بدی. نه اینکه گذری هر چیزی که بادیبیلدرهای دویست کیلویی تو اینستاگرم انجام دادن بگی «بذار ببینم میتونم این حرکتو بزنم؟». و بعد بتونی یا نتونی، که مهم نیست، و یه جایی تو مفصلها یا تاندونات رو به فاک بدی، و بعد بپری رو پست بعد، و یه حرکت دیگه که باز به تو مربوط نیست، که دوازده سال تمرین پشتشه.
درسته که ریتارد همه جای دنیا هست، اما حتی در اسگلستانهای آسیا و آفریقا هم چنین چیزی رو نمیبینیم. حتی در اون کشورهایی که مثل ما گرفتار غرور ملی کاذب هستند.
هدف تولید، صرفهجویی ارزی نیست. (بگذریم که خود عبارت صرفهجویی ارزی هم بیمعنیه. مگه آب چشمهست که بگیم کم مصرف بشه بهتره؟). هدف تولید، ایجاد ثروته.. که الان ژاپنیها شیک شدن و میگن ایجاد ثروت یعنی آن اتفاقی که «ارتقای کیفیت زندگی انسانها» را ممکن میکند.
یه کاری کنیم آلمان دیگه نتونه جنسش رو به ما بفروشه ایجاد ثروت نیست. یه کاری کنیم آلمان هم جنس ما رو بخره ایجاد ثروته. با یک فرمول ساده اگر آنگاه میشه فهمید ادعای یک مهندس به تولید ثروت منجر شده یا یه شارلاتانبازیه. اگر آنهایی که جنس صدهزار دلاری را میخرند، حاضرند جنس چهل هزار دلاری تو را بخرند، آنگاه تو ارزشی ایجاد کردهای که آن تولیدکننده آلمانی نتوانسته ایجاد کند.
خب، آیا حاضرند؟
صنعت، نقشه راه و استراتژی میخواد. که شامل اقیانوسی از جزییات زیرساختی میشه. صنعت چاپ آفریقای جنوبی داره چاپ رو ارزونتر از ما درمیاره برای جامعه آفریقای جنوبی. چون بچه مهندسهاشون نیفتادن دنبال اینکه درآمد شرکت اچپی از کشورشون رو مسدود کنند! سوال دانشگاهش اینه که «صنعت تبلیغات و نشر، که متخصص چاپ لازم داره، چه دانشجویی میخواد ازم؟».
نقشه راه مثل برنامهایه که مربی فیتنس بت میده. حتی اگه ابتدایی باشه باید فقط همون رو انجام بدی. نه اینکه گذری هر چیزی که بادیبیلدرهای دویست کیلویی تو اینستاگرم انجام دادن بگی «بذار ببینم میتونم این حرکتو بزنم؟». و بعد بتونی یا نتونی، که مهم نیست، و یه جایی تو مفصلها یا تاندونات رو به فاک بدی، و بعد بپری رو پست بعد، و یه حرکت دیگه که باز به تو مربوط نیست، که دوازده سال تمرین پشتشه.
❤3
بعضیها کرم دارند که بقیه باشون شوخیهای زشت بکنند. رئیس بانک مرکزی زیمباوه هم ازوناست.
یکی نیست بگه «آخه چاقال...»، تو یکی خفه بمیر حداقل. تو با اون تورم هفتصد درصدیت درباره رمزارز خفهخون بگیر. تو برای اینکه حقوق کارمندات رو بدی آلمان باید یه بوئینگ ۷۴۷ ترابری پیدا کنه که اسکناسهای چاپشدهت رو برات بیاره. تو اول خفه شو، بعد بمیر.
یکی نیست بگه «آخه چاقال...»، تو یکی خفه بمیر حداقل. تو با اون تورم هفتصد درصدیت درباره رمزارز خفهخون بگیر. تو برای اینکه حقوق کارمندات رو بدی آلمان باید یه بوئینگ ۷۴۷ ترابری پیدا کنه که اسکناسهای چاپشدهت رو برات بیاره. تو اول خفه شو، بعد بمیر.
معذرت میخوام از دانشگاه مریلند مزاحم میشم، یه سوال مختصر داشتم
آهنگهایی که اینجا میذارم چجوری گوش میدید؟
آهنگهایی که اینجا میذارم چجوری گوش میدید؟
Final Results
14%
با اسپیکر گوشی
21%
با هندزفری
6%
با هدفون
59%
حاجی گوش نمیدم راستش
ما بچه مسجدی بودیم و مسجد رو جوری شلوغ میکردیم که صدای قدقامت امام به صفهای عقبی نمیرسید. چرا میتونستیم شلوغ کنیم؟ چون باباهامون بامون نیومده بود که بمون بگه ساکت باش بچه، نماز شروع شد. باباهامون تا همون موقع سر کار بودند، یا برگشته بودند و انقدر خسته بودند که حوصله نماز جماعت نداشته باشند. ما یه جوری داوطلبانه میاومدیم که بابامون نمیفهمید. ما یه جوری داوطلبانه میاومدیم که تابستونا بابامون میگفت دیروقته نرو، و میگفتیم با بچهها باهم برمیگردیم نگران نباشید. دقیقا ما، الان آرزو داریم هرچه زودتر زیر هزاران تن خاک دفن بشید.
https://t.me/AnimalsQuotes/2758
https://t.me/AnimalsQuotes/2758
Telegram
اقوال الانعام
اگه به خود نجنبیم جنبش آنها در منطقه اصیلتر از جنبش ما میشود.
❤2
خانوادههای کمجمعیت بیشتر از خانوادههای پرجمعیت از همدیگه در برابر دیگران تمجید میکنند. تو خانوادهای که هر بچه با یازده نفر دیگه خواهر یا برادره، از هر پکیجی از خصوصیات رفتاری، چه مثبت باشه چه منفی، چندتا میبینه. غیرت و حمایت رو فقط در یک برادر نمیبینه، در دو سه تاشون میبینه. عصبانیت و پرخاش رو در یک خواهر نمیبینه، در دو سه تاشون میبینه. و دیدنش براش عادیتر میشه. کسی که همیشه فقط یک برادر داشته، اگه ببینه برادرش ساعتش رو فروخته تا بدهی خواهره رو بده، فکر میکنه برادری که من دارم یک فرشتهست در بدن یک انسان! اگه ببینه خواهرش شوخیهای بامزه میکنه، فکر میکنه بااستعدادترین کمدین دنیاست، فقط کشف نشده!
این بالا گرفتن خودیها، برای توی خونه خوبه.. اما اون بیرون زود میشکنه. اگه برادره فرشته باشه، وقتی زن گرفت خواهرش فکر میکنه فرشتهش رو دزدیدند. اگه پلید باشه، فکر میکنه هر غریبهای اون بیرون آدم بهتریه.
خانواده باید یه گارد نسبت به بیرون بسازه تا خودیها رو حفاظت کنه. اما همین گارد میتونه به یک حباب تبدیل بشه و کسانی که اون تو هستند رو برای مدت طولانی محبوس نگه داره. هرچه محیط برای کمتردیدن، مهیاتر؛ جداره حباب ضخیمتر.
بیشتر دیدن، باید یکی از برنامههای اصلی هر فردی باشه. اگه جمعیت خانواده این امکان رو براش فراهم نکرده، باید یه جور دیگه بش دست پیدا کنه.
این بالا گرفتن خودیها، برای توی خونه خوبه.. اما اون بیرون زود میشکنه. اگه برادره فرشته باشه، وقتی زن گرفت خواهرش فکر میکنه فرشتهش رو دزدیدند. اگه پلید باشه، فکر میکنه هر غریبهای اون بیرون آدم بهتریه.
خانواده باید یه گارد نسبت به بیرون بسازه تا خودیها رو حفاظت کنه. اما همین گارد میتونه به یک حباب تبدیل بشه و کسانی که اون تو هستند رو برای مدت طولانی محبوس نگه داره. هرچه محیط برای کمتردیدن، مهیاتر؛ جداره حباب ضخیمتر.
بیشتر دیدن، باید یکی از برنامههای اصلی هر فردی باشه. اگه جمعیت خانواده این امکان رو براش فراهم نکرده، باید یه جور دیگه بش دست پیدا کنه.
این بخشی از موضع رسمی وزارت خارجه چین درباره دموکراسی آمریکاست.. میگه آمریکا به خاطر دموکراسی بیثبات شده، اختلاف طبقاتی زیاد شده، و از همه مهمتر: آزادی بیان فقط اسمش مونده! 😄
احمقهای ترحمبرانگیز.. خود شما مطمئن بودید هیچجا به اندازه آمریکا آزادی بیان وجود نداره، برای همین بچههاتون فرار میکنند به آمریکا. کی فهمیدید آزادی بیان در آمریکا هم در حد ایدهآل نیست؟ وقتی خود آمریکاییها بش انتقاد کردند! چرا آمریکاییها به وضع آزادی بیانشون انتقاد میکنند؟ چون میتونند. چرا میتونند؟ چون برخلاف گهدونی که شما توش زندگی میکنید، آزادند.
احمقهای ترحمبرانگیز.. خود شما مطمئن بودید هیچجا به اندازه آمریکا آزادی بیان وجود نداره، برای همین بچههاتون فرار میکنند به آمریکا. کی فهمیدید آزادی بیان در آمریکا هم در حد ایدهآل نیست؟ وقتی خود آمریکاییها بش انتقاد کردند! چرا آمریکاییها به وضع آزادی بیانشون انتقاد میکنند؟ چون میتونند. چرا میتونند؟ چون برخلاف گهدونی که شما توش زندگی میکنید، آزادند.
قرارداد ۲۵ ساله جمهوری اسلامی و چین رو که یادتون هست با اون ارقام عجیب غریبش..
خارج از دایره توهمات و بچهبازیهای آخوندها، و در دنیای واقعی بیزینس قراردادها این شکلی هستند. اپل در طول پنج سال ۲۷۵ میلیارد دلار! معادل ۱۳ سال صادرات نفت ایران با ریتم فعلی! در چین سرمایهگذاری میکنه، تا بیشتر از شرکتهای چینی قطعه بخره، تا با دانشگاههای چین همکاری کنه، تا به شرکتهای چینی کمک کنه به هایتک دست پیدا کنند و در لبه تکنولوژی قرار بگیرند، و عوضش دولت چین هر روز یه ادا درنیاره و نون اپل رو آجر نکنه.
باید فحش بست به اپل که اینهمه پول میذاره کف دست کشوری که نه تنها حاکمیت ضدانسانیش عیانتر از همیشهست، بلکه داره هرروز ضدیتش رو با بازارآزاد بیشتر میکنه. اما.. قراردادهای واقعی و جدی، اینجوریاند. نه اون چیزهایی که #گله_گاو امضاش میکنند، یا نمیکنند و فقط حرفش رو میزنند.
خارج از دایره توهمات و بچهبازیهای آخوندها، و در دنیای واقعی بیزینس قراردادها این شکلی هستند. اپل در طول پنج سال ۲۷۵ میلیارد دلار! معادل ۱۳ سال صادرات نفت ایران با ریتم فعلی! در چین سرمایهگذاری میکنه، تا بیشتر از شرکتهای چینی قطعه بخره، تا با دانشگاههای چین همکاری کنه، تا به شرکتهای چینی کمک کنه به هایتک دست پیدا کنند و در لبه تکنولوژی قرار بگیرند، و عوضش دولت چین هر روز یه ادا درنیاره و نون اپل رو آجر نکنه.
باید فحش بست به اپل که اینهمه پول میذاره کف دست کشوری که نه تنها حاکمیت ضدانسانیش عیانتر از همیشهست، بلکه داره هرروز ضدیتش رو با بازارآزاد بیشتر میکنه. اما.. قراردادهای واقعی و جدی، اینجوریاند. نه اون چیزهایی که #گله_گاو امضاش میکنند، یا نمیکنند و فقط حرفش رو میزنند.
❤2
به جای اینکه پراید رو به سطح پژو برسونند، پژو رو به حد پراید تنزل دادند! اون امسی هم لابد مخفف مولتیکالره!
میگن وقتی خودت درگیر یه بیزینس نیستی دربارهش قضاوت نکن. ولی این فرق داره.. بدون اینکه هیچوقت کارخانهدار باشم اطمینان دارم اگه مردم ۱۲ هزار دلار بم میدادند، و پیش هم میدادند، و آب و برق و گاز و کارگر هم همینقدر مفت باشه، چیز بهتری تحویلشون میدادم.
https://t.me/MAJALLEH_KHODRO/61988
میگن وقتی خودت درگیر یه بیزینس نیستی دربارهش قضاوت نکن. ولی این فرق داره.. بدون اینکه هیچوقت کارخانهدار باشم اطمینان دارم اگه مردم ۱۲ هزار دلار بم میدادند، و پیش هم میدادند، و آب و برق و گاز و کارگر هم همینقدر مفت باشه، چیز بهتری تحویلشون میدادم.
https://t.me/MAJALLEH_KHODRO/61988
Telegram
مجله خودرو
📷 پژو 207 اتوماتیک دو رنگ با عنوان 207i MC با قیمتی حدود 350 میلیون تومان از سوی ایرانخودرو عرضه خواهد شد.
@majalleh_khodro
Instagram.com/majallehkhodro
@majalleh_khodro
Instagram.com/majallehkhodro
وقتی پدر دوستم قرار بود بره حج، کلاس آموزشی گذاشته بودن که رفتید اونجا باید چیکار کنید و چیکار نکنید. جزیی از روال همیشگی اعزامه. و اغلب پیرزن پیرمردها با یکی از بچههاشون میاومدن که براشون جزوه بنویسه. پسره به جای پدرش میرفت، و هر دفعه وقتی برمیگشت مثل مرغ پرکنده بود.. میگفت چرا مردم اینجوریاند؟ چرا هیچی نمیفهمند؟ طرف مجبور بود هر چیزی رو پنج بار تکرار کنه. از علم و سیاست و این چیزها که کلا سر درنمیارن، یه شرع مونده.. حتی اونم نمیفهمند!
گفتم تو که داری اون بیرون کار میکنی مردم رو میبینی، تو چرا تعجب میکنی؟ هنوز دست از تعجب کردناش برنداشته. میپرسم داره موهات سفید میشه، پس کی دیگه تعجب نمیکنی؟ خودش هم نمیدونه چرا.
اونایی که تو بازار کار میکنند، به خاطر تعداد بالای مراجعینشون فکر میکنند مردم رو بهتر میشناسند. خیلی هم بد دچار این سوء تفاهمند.
مردم خیلی بیشتر و متنوعتر ازونهایی هستند که به خاطر یک دلیل مشترک بت مراجعه میکنند. آدم فکر میکنه بین هزارتا مشتریش نهصدتا قالتاقند و صدتا مشنگ، پس نود درصد مردم قالتاقند! بعد درست جایی که انتظارش رو نداره میبینه که اصلا اونجوری نیست.
گفتم تو که داری اون بیرون کار میکنی مردم رو میبینی، تو چرا تعجب میکنی؟ هنوز دست از تعجب کردناش برنداشته. میپرسم داره موهات سفید میشه، پس کی دیگه تعجب نمیکنی؟ خودش هم نمیدونه چرا.
اونایی که تو بازار کار میکنند، به خاطر تعداد بالای مراجعینشون فکر میکنند مردم رو بهتر میشناسند. خیلی هم بد دچار این سوء تفاهمند.
مردم خیلی بیشتر و متنوعتر ازونهایی هستند که به خاطر یک دلیل مشترک بت مراجعه میکنند. آدم فکر میکنه بین هزارتا مشتریش نهصدتا قالتاقند و صدتا مشنگ، پس نود درصد مردم قالتاقند! بعد درست جایی که انتظارش رو نداره میبینه که اصلا اونجوری نیست.
❤1
Anarchonomy
وقتی پدر دوستم قرار بود بره حج، کلاس آموزشی گذاشته بودن که رفتید اونجا باید چیکار کنید و چیکار نکنید. جزیی از روال همیشگی اعزامه. و اغلب پیرزن پیرمردها با یکی از بچههاشون میاومدن که براشون جزوه بنویسه. پسره به جای پدرش میرفت، و هر دفعه وقتی برمیگشت مثل…
یکی از بهترین نشانههای اوت بودن مردم، انتخابات شورای شهر بود. یک اکیپ بزرگ رفته بودند یک پرس جوجه کباب تحویل بگیرند که روز انتخابات به طرف رأی بدن. اما همزمان یک اکیپ بزرگ دیگه هم با همون هدف رسیده بود به محل، و فقط به نظر میرسید جوجه کباب به همه نمیرسه. میرسید، ولی به نظر میرسید که نمیرسه. در اون شلوغی یکی از اکیپ دو، چاقو میزنه به یک نفر از اکیپ یک. اکیپ یک، جوجه خورده یا نخورده، جمع میکنه میره ستاد یه نامزد دیگه، که اصلا نمیدونستند کی هست، و فقط احتمال میدادن ممکنه رأی بیاره، تا از نامزدی که نمیتونه همزمان به دوتا اکیپ جوجه بده، انتقام بگیرند.
البته یه اکیپ سومی هم هست. که جمعیتش هم زیاده. اینا قضایای این دو اکیپ رو تعریف میکردند و میخندیدند و حس خوبی داشتند ازینکه ایران چه جای بامزهایه.
البته یه اکیپ سومی هم هست. که جمعیتش هم زیاده. اینا قضایای این دو اکیپ رو تعریف میکردند و میخندیدند و حس خوبی داشتند ازینکه ایران چه جای بامزهایه.
حالا که پیر شده میگه من هیچوقت نفهمیدم چرا ما تو روستامون هیچوقت چاه نزدیم!.. حدود هفتاد سال طول کشید تا خرد جمعی به این نتیجه برسه که اگه اینجا پنج متر چاه بزنیم هم میرسیم به آب! و چند نسل، تو گرما و سرما از سربالایی میرفتن بالا و از چشمه آب پر میکردن میاوردن پایین! هیچ توضیحی برای انقدر تعطیل بودن ذهن همدهاتیهاش نداره و خودش متعجبه. علامت تعجب آزاردهندهیه.. چون با اینکه یک سوال منطقی نیست ولی به ذهنت میرسه که نکنه مست بودیم؟ اما اگه هم مست بودیم، مگه میشه دویست سیصد خانوار همزمان مست باشند؟
خرد جمعی، خود به خود رشد نمیکنه. باید پرورشش داد، و از سلامتش مراقبت کرد. و گرنه انسانها استعداد بسیار ترسناکی دارند در عقبگرد. در مورد چیزهایی که به فکرت نمیرسه، و با سرعتی که انتظارش رو نداری، نفهمتر از نه تنها بقیه آدمهای همدورهایشون در مکانهای دیگه، بلکه نفهمتر از گذشتگان خودشون در زمانهای دیگه میشن.
خرد جمعی، خود به خود رشد نمیکنه. باید پرورشش داد، و از سلامتش مراقبت کرد. و گرنه انسانها استعداد بسیار ترسناکی دارند در عقبگرد. در مورد چیزهایی که به فکرت نمیرسه، و با سرعتی که انتظارش رو نداری، نفهمتر از نه تنها بقیه آدمهای همدورهایشون در مکانهای دیگه، بلکه نفهمتر از گذشتگان خودشون در زمانهای دیگه میشن.
❤1
Anarchonomy
#لبخند_شبانه
رفتم یه گشتی درباره سیبزمینی کوبا زدم.. ظاهرن دعواست که سیبزمینی تولیدی اول به کدوم استان فرستاده بشه، و همونطور که حدسش سادهست اولویت با هاواناست! آکواریومهای کمونیستی شبیهترند به دیستوپیای هالیوودی که سازندگان فیلم مدعیاند محصول سرمایهداری بوده: قشر بدبخت حاشیه، کار کنند غذا تولید کنند، بدهند مردم ساکن در اطراف سیتادل بخورند!
به خاطر کرونا کلی خسارت هم وارد شده.. چون نتونستن صادرات داشته باشند. ناراحتند که نمیشه سیبزمینی فرستاد آمریکا و «پول» گرفت.
به خاطر کرونا کلی خسارت هم وارد شده.. چون نتونستن صادرات داشته باشند. ناراحتند که نمیشه سیبزمینی فرستاد آمریکا و «پول» گرفت.
اینجا زمینهای مرحوم فاتح بود. توسط «مومنین» غصب شد. غاصب ۱ فروخت به غاصب ۲ و غاصب ۲ فروخت به غاصب ۳ و غاصب ۳ توش آپارتمان ساخت و فروخت به حرامخوار ۱ و حرامخوار ۱ فروخت به حرامخوار ۲ و حرامخوار ۲ سیزده سال نشست توش و الان داره میفروشه متری هزار دلار! یعنی همونقدری که سیزده سال پیش خریده بود، در حالی که پول بقیه تو این سیزده سال یکدهم شد!
و برای کسی مهم نیست.
و برای کسی مهم نیست.
❤1
«وقتی درآمد ارزی کشور کم است، باید جلوی واردات افسارگسیخته را گرفت».
انقدر در جواب به این جمله نگفتیم «چرا؟» که جرئت پیدا کردند هی تکرارش کنند و وانمود کنند یک مسئله بدیهیه!
نه تنها مسدود کردن واردات خلاف شرع اسلامه، چون سد کردن راه تجارت مومن، حرامه؛ بلکه تعرض به حقوق بشر سکولار هم هست. آزادی خریدن چیزی که قصد خریدن آن را داری، حق هر انسانه و کسی نباید اجازه داشته باشه این حق رو ازش بگیره. البته دولتها به بهانه «خیر عمومی» انقدر تبصرهدارش کردند که عملا این حق از بین رفته، اما بهرحال عرضه اینکه جلوی خرید و فروش خطرناک رو بگیرند هم نداشتند. و گرنه الان #گله_گاو هم به غنیسازی درصد بالا دست پیدا نمیکرد. محدودیت، جلوی آدم بدها رو نگرفت، فقط آزادیهای مردم رو ازشون گرفت.
اما محدودیت «صرفهجویی ارزی» از بستن راه هم بدتره. چون مثل اینه که راه رو یه جوری باز بذاری که غارتنشده رد نشن!
سعی کنید به یک بچه توضیح بدید «کاهش واردات غیرضرور» دقیقا چیه. میتونید بگید: آرشام جان، تو یه درخت سیب داری. سیبهای خودت رو میدی به سلنا تو برزیل، و اون بت دلار میده. بعد دلارهاتو میدی من برات نگه دارم، تا هر کس میخواست از آلیس تو ایتالیا شیر فلکه صنعتی بخره بش بدم. بعد آرشام میگه: ولی خودم میخوام از توماس تو اتریش شکلات بخرم! بعد تو میگی نه عزیزم، الان تو این وضعیت شکلات واجب نیست. آرشام میگه: پول خودمه، سیبهای خودم بودن. بعد بش بگو: درسته پول تو بود اما من میگم باید چجوری خرج بشه!.. بعد ببین چی بت میگه.
انقدر در جواب به این جمله نگفتیم «چرا؟» که جرئت پیدا کردند هی تکرارش کنند و وانمود کنند یک مسئله بدیهیه!
نه تنها مسدود کردن واردات خلاف شرع اسلامه، چون سد کردن راه تجارت مومن، حرامه؛ بلکه تعرض به حقوق بشر سکولار هم هست. آزادی خریدن چیزی که قصد خریدن آن را داری، حق هر انسانه و کسی نباید اجازه داشته باشه این حق رو ازش بگیره. البته دولتها به بهانه «خیر عمومی» انقدر تبصرهدارش کردند که عملا این حق از بین رفته، اما بهرحال عرضه اینکه جلوی خرید و فروش خطرناک رو بگیرند هم نداشتند. و گرنه الان #گله_گاو هم به غنیسازی درصد بالا دست پیدا نمیکرد. محدودیت، جلوی آدم بدها رو نگرفت، فقط آزادیهای مردم رو ازشون گرفت.
اما محدودیت «صرفهجویی ارزی» از بستن راه هم بدتره. چون مثل اینه که راه رو یه جوری باز بذاری که غارتنشده رد نشن!
سعی کنید به یک بچه توضیح بدید «کاهش واردات غیرضرور» دقیقا چیه. میتونید بگید: آرشام جان، تو یه درخت سیب داری. سیبهای خودت رو میدی به سلنا تو برزیل، و اون بت دلار میده. بعد دلارهاتو میدی من برات نگه دارم، تا هر کس میخواست از آلیس تو ایتالیا شیر فلکه صنعتی بخره بش بدم. بعد آرشام میگه: ولی خودم میخوام از توماس تو اتریش شکلات بخرم! بعد تو میگی نه عزیزم، الان تو این وضعیت شکلات واجب نیست. آرشام میگه: پول خودمه، سیبهای خودم بودن. بعد بش بگو: درسته پول تو بود اما من میگم باید چجوری خرج بشه!.. بعد ببین چی بت میگه.
❤4