رابطه دو نفره، همواره، به ضرر یکی یا هردو، ظالمانهست؛ و تنها راه حلش دخالت دادن خداست. بدون این دخالت نمیشه از ترجیحات حیوانی عبور کرد. ما مردها وقتی لبهای یک زن جذاب رو میبینیم، اولین سیگنالی که از نورونهای مغزمون عبور میکنه تصور مکیدن اون لبهاست. چون اینطور پروگرام شدهایم که هدف تمام بررسیهامون ازون صحنه این باشه که «لبهای این زن برای من چه مزهای خواهد داشت؟». هیچوقت سوال این نیست که «من چطور میتونم برای این زن مفید باشم؟». این یک سوال ارگانیک نیست. باید ساختش. و بدون دخالت دادن خدا نمیشه ساختش.
Anarchonomy
رابطه دو نفره، همواره، به ضرر یکی یا هردو، ظالمانهست؛ و تنها راه حلش دخالت دادن خداست. بدون این دخالت نمیشه از ترجیحات حیوانی عبور کرد. ما مردها وقتی لبهای یک زن جذاب رو میبینیم، اولین سیگنالی که از نورونهای مغزمون عبور میکنه تصور مکیدن اون لبهاست. چون…
هیچ شهوتی قدرتمندتر از شهوت تملک نیست (سوژه هرچه که باشه). از افسانههای رایج این بود که ما انقدر توسعه پیدا کردهایم که حفظ خط قرمزهای تملک، نیاز به دخالت فیزیکی نداشته باشه. چون اصل منافع جمعی رو درک میکنیم. این افسانه بر پایه این خوشخیالی استوار بود که اگه آگاهی کافی از روشهای غرق شدن کشتی وجود داشته باشه، دیگه کسی سوراخش نمیکنه!. اما عملا این اتفاق نیفتاد. با توسعه ذهنی بشر، فقط راههای سوراخ کردن کشتی خلاقانهتر شد (در اواخر قرن نوزدهم، یکی از ترندهای اجتماعی این باور سادهلوحانه بود که ما دیگه جنگ بزرگ و خانمانبراندازی نخواهیم داشت! بیست سی سال بعدش خونبارترین جنگ جهانی تاریخ اتفاق افتاد!). حتی حجم بزرگی از محتویات علم اقتصاد با همین فرضیات غلط تولید شدند. اما در دنیای واقعی آدمها همچنان بیتفاوت به خیلی چیزها، و بیش از حد حساس به چیزهای دیگه، درنده، دمدمکی، هیجانی، و غیرمنطقی بودند. بیاعتنایی به این واقعیت تا جایی پیش رفت که خود تولیدکنندگان این محتویات درباره علم اقتصاد، اعتقاد غیرمنطقی به «دست نامرئی بازار» پیدا کردند، و در طیف مقابل به «انسان سوسیالیست».
هرچند غلط بودن این ذهنیتها از لحاظ تئوریک هم قابل اثبات بود، اما پدیده بیتکوین به تنهایی یک شاهد فیزیکی شد ازینکه چرا اون ذهنیتها ربطی به دنیای واقعی نداشت. ما با بیتکوین بستری ساختیم که در اون کسانی که حتی از هم متنفرند میتونند بهمدیگه سرویس بدن، چون راه آزاررسانی بسته شده! بعبارتی، انقلاب بیتکوین دقیقا حاصل پذیرفتن این واقعیت بود که جامعه بشری در نگه داشتن خط قرمزها، شکست خورده و اتکا به بازدارندههای درونی افراد، بیفایدهست. بلکه سیستمی موفق خواهد بود که فرض کنه همه قصد دریدن دیگری را دارند، و این کار را خواهند کرد و به صورت سیستماتیک مسدودش کنه. و دقیقا چون بیتکوین تونست این انسداد رو ایجاد کنه، خوش درخشید و جریانساز شد. مزیت بیتکوین قوانین خوبش نیست. قوانین هرچقدر هم حسابشده باشند، جامع نیستند، و نظارت دائمی لازم دارند. دو لازمهای که هزاران ساله نشدنیاند. مزیت بیتکوین انسدادهای کارآمدشه. یعنی بینیازی از جامعیت، و بینیازی از نظارت. بیدلیل نیست که این انقلاب درست در زمانی رخ داد که زندگی بشری از خدا و هرچیزی که شاکله اخلاق رو سرپا نگه داره، تهی شده.
اگه میشد بدون خدا، عوضی نبود، الان هیچ نیازی به ساختن چیز محشری مثل بیتکوین نداشتیم.
هرچند غلط بودن این ذهنیتها از لحاظ تئوریک هم قابل اثبات بود، اما پدیده بیتکوین به تنهایی یک شاهد فیزیکی شد ازینکه چرا اون ذهنیتها ربطی به دنیای واقعی نداشت. ما با بیتکوین بستری ساختیم که در اون کسانی که حتی از هم متنفرند میتونند بهمدیگه سرویس بدن، چون راه آزاررسانی بسته شده! بعبارتی، انقلاب بیتکوین دقیقا حاصل پذیرفتن این واقعیت بود که جامعه بشری در نگه داشتن خط قرمزها، شکست خورده و اتکا به بازدارندههای درونی افراد، بیفایدهست. بلکه سیستمی موفق خواهد بود که فرض کنه همه قصد دریدن دیگری را دارند، و این کار را خواهند کرد و به صورت سیستماتیک مسدودش کنه. و دقیقا چون بیتکوین تونست این انسداد رو ایجاد کنه، خوش درخشید و جریانساز شد. مزیت بیتکوین قوانین خوبش نیست. قوانین هرچقدر هم حسابشده باشند، جامع نیستند، و نظارت دائمی لازم دارند. دو لازمهای که هزاران ساله نشدنیاند. مزیت بیتکوین انسدادهای کارآمدشه. یعنی بینیازی از جامعیت، و بینیازی از نظارت. بیدلیل نیست که این انقلاب درست در زمانی رخ داد که زندگی بشری از خدا و هرچیزی که شاکله اخلاق رو سرپا نگه داره، تهی شده.
اگه میشد بدون خدا، عوضی نبود، الان هیچ نیازی به ساختن چیز محشری مثل بیتکوین نداشتیم.
دانشآموزان یک مدرسه در سوئد، بیش از یک قرن پیش.
خیلی به فرمولهای زبان بدن که این روزها برای تفسیر هرچیزی ازش استفاده میکنند اعتقاد ندارم، اما کاملا واضحه که روحیه آدم در جسمش انعکاس پیدا میکنه. در ردیف نشستهها، سمت چپ، اولین نفر، انگار از همون موقع آمادهست تا یه شرکت تأسیس کنه! و نفر چهارم از چپ انگار از همون موقع آمادهست که کمونیست بشه و اموال نفر اول از چپ رو مصادره کنه.
خیلی به فرمولهای زبان بدن که این روزها برای تفسیر هرچیزی ازش استفاده میکنند اعتقاد ندارم، اما کاملا واضحه که روحیه آدم در جسمش انعکاس پیدا میکنه. در ردیف نشستهها، سمت چپ، اولین نفر، انگار از همون موقع آمادهست تا یه شرکت تأسیس کنه! و نفر چهارم از چپ انگار از همون موقع آمادهست که کمونیست بشه و اموال نفر اول از چپ رو مصادره کنه.
هنوزم میشه یخچالی ساخت که پنجاه سال کار کنه. اما با قیمتی که درمیاد، کسی نمیخردش. ما میخواستیم حداکثر قابلیتها، بعلاوه مصرف بهینه، با حداقل قیمت، به دستمون برسه. و خب نتیجه چنین مطالبهای شد همین لوازم خانگی که الان وجود داره.
موتور لکسوس ششصدهزار کیلومتر کار میکنه و آخ نمیگه. اما فروشش در بعضی بازارها از جنسیس کرهای کمتر شده. چون اون جنسیس فیچرهای بیشتری داره و مدرنتره. مردم دارند بدون اینکه بدونند چقدر دوام خواهند داشت میخرنش.
ما خودمون دیگه این یخچالها رو نخواستیم، اما حاضر نیستیم گردن بگیریم. اگه واقعا میخواستیم، تا الان یکی پیدا میشد و خواستهمون رو برآورده میکرد و پولدار میشد.
موتور لکسوس ششصدهزار کیلومتر کار میکنه و آخ نمیگه. اما فروشش در بعضی بازارها از جنسیس کرهای کمتر شده. چون اون جنسیس فیچرهای بیشتری داره و مدرنتره. مردم دارند بدون اینکه بدونند چقدر دوام خواهند داشت میخرنش.
ما خودمون دیگه این یخچالها رو نخواستیم، اما حاضر نیستیم گردن بگیریم. اگه واقعا میخواستیم، تا الان یکی پیدا میشد و خواستهمون رو برآورده میکرد و پولدار میشد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جایزه ریتارد هفته تعلق میگیرد به استاد درخشان که فکر میکنه فون میزس به دولت آمریکا گفت بیحساب خرج کن و اگه کم آوردی دلار چاپ کن.
Anarchonomy
جایزه ریتارد هفته تعلق میگیرد به استاد درخشان که فکر میکنه فون میزس به دولت آمریکا گفت بیحساب خرج کن و اگه کم آوردی دلار چاپ کن.
درستش این بود که به جای کمپین «سگها را نیازاریم» که البته اونم لازمه، یه کمپین ایجاد میشد برای معرفی مفتخورهای مفنگی!.. مثلا عکس این اساتید اقتصاد رو به توده مردم نشون میدادیم و میگفتیم این عقبافتاده با پول شماها زندگی کرده و تا الان عمر کرده، و با اینکه تمام عمر با پول شما خورده و خوابیده، از گروگان ماندن شما حمایت میکنه. همین. هیچ توضیح اضافهای لازم نیست.
بدهی آمریکا ۱۲۰ درصد تولیدناخالص ملی شده، اما بدهی ژاپن داره به ۲۰۰ درصد میرسه! تورم همین ژاپن سوپر بدهکار، سالهاست که تکون نخورده، اما تورم آمریکا شده نقل بحث خانوادههای آمریکایی.
این چیزها رو یه پفیوز امام صادقی چطور میخواد بفهمه؟
این چیزها رو یه پفیوز امام صادقی چطور میخواد بفهمه؟
Anarchonomy
در فاصله ۱۷۰۷ تا ۱۷۲۰ خزانه امپراتوری مغول در هند از ۹۰ میلیون روپیه رسید به ۱۰ میلیون روپیه. ۱۷۳۹ نادر حمله کرد.
با اینکه هند سرزمین هفتاد و دو ملت بود، اما این قومیت و تکثر نبود که باعث فروپاشی امپراتوری شد. همزمان دو شرایط در کنار هم قرار گرفت: دولت مرکزی نشتی زیاد داشت، و مناطق مختلف هند درآمد زیادی داشتند (ثروت، پراکنده و دور از مرکز بود). ترکیب این دو باعث شد حاکم هر منطقه از خودش بپرسه «اینهمه پول بیزبون رو برای چی بفرستیم پایتخت؟». و نفرستادند. شاه به این درک نرسید که وقتی حاکمان محلی یاغی شدن و پول نمیدن و درآمد کمه، باید جلوی نشتی رو بگیریم و سبکتر بشیم.
عادت متداول اینه که بگیم که شاه درایت نداشت. که البته نداشت. اما مسئله هیچوقت به این سادگی نیست. فضا و شرایط و فرهنگ، طوری پیش میره که سیستم توان رفع نشتیها رو پیدا نمیکنه. اگه شما رو سوار ماشین زمان کنند و با تمام اختیارات در رأس حکومت پادشاه هند قرار بدن، نمیتونی خودش و دربارش و حکومتش رو نجات بدی. هر تقلایی بکنی، کار نخواهد کرد.
اینکه بگیم ایران امروز در شرایط مشابه قرار داره، خیلی دقیق نیست. چون وضعیت هند اون روز با وضعیت ایران امروز، تفاوتهای اساسی داره. اما اون قضیه نشتیهای غیرقابل تعمیر، فتوکپی شده. پراکندگی قدرت و ثروت در هند این مزیت رو داشت که تونستند به موقع سرنوشتشون رو از سرنوشت حکومت مرکزی جدا کنند. اما این سایدافکت رو هم داشت که باعث شد در برابر بریتانیا خیلی ضعیف ظاهر بشن. ثروت داشتند اما استراتژی نه. اون پراکندگی ثروت اینجا وجود نداره، اما معضل نداشتن استراتژی گریبان ایران رو گرفته. به طور خلاصه: ریخت و پاش پولِ رو به کاهش در بین هزارفامیل، و ضعف در برابر قدرتهای خارجی.
عادت متداول اینه که بگیم که شاه درایت نداشت. که البته نداشت. اما مسئله هیچوقت به این سادگی نیست. فضا و شرایط و فرهنگ، طوری پیش میره که سیستم توان رفع نشتیها رو پیدا نمیکنه. اگه شما رو سوار ماشین زمان کنند و با تمام اختیارات در رأس حکومت پادشاه هند قرار بدن، نمیتونی خودش و دربارش و حکومتش رو نجات بدی. هر تقلایی بکنی، کار نخواهد کرد.
اینکه بگیم ایران امروز در شرایط مشابه قرار داره، خیلی دقیق نیست. چون وضعیت هند اون روز با وضعیت ایران امروز، تفاوتهای اساسی داره. اما اون قضیه نشتیهای غیرقابل تعمیر، فتوکپی شده. پراکندگی قدرت و ثروت در هند این مزیت رو داشت که تونستند به موقع سرنوشتشون رو از سرنوشت حکومت مرکزی جدا کنند. اما این سایدافکت رو هم داشت که باعث شد در برابر بریتانیا خیلی ضعیف ظاهر بشن. ثروت داشتند اما استراتژی نه. اون پراکندگی ثروت اینجا وجود نداره، اما معضل نداشتن استراتژی گریبان ایران رو گرفته. به طور خلاصه: ریخت و پاش پولِ رو به کاهش در بین هزارفامیل، و ضعف در برابر قدرتهای خارجی.
نگرانیها درباره تتر رو درک میکنم، اتفاقا خیلی وقته که خودم همینجا نوشتم بوهای جالبی ازش درنمیاد. اما کاری که داره میکنه، کاریه که سالهاست دارند بانکها انجام میدن: خلق پول از هیچ، به درخواست وامگیرنده!.. در واقع اگه کار تتر به نظرتون بیشرمانهست، اما کار بانکها یک فعالیت نرماله، یعنی هنوز نمیدونید نظام بانکداری مدرن داره چجوری کار میکنه.
یکی باید از دولت اسراییل بپرسه اگه سه دوز فایزر کافی نیست برای ایمنی، چرا دوز چهارم رو با سینوفارم امتحان نمیکنید؟ شاید این بهتر جواب داد. اصلا تا الان کلی وقت داشتید با چین هماهنگ کنید (که اخیرن رفاقتتون گرمتر هم شده) که سینوفارم رو در داخل کشور خودتون تولید کنید و از کیفیتش مطمئن باشید. این چه اصراریه به تکیه به فقط یک برند؟
پدرم، پیشتر، بیشتر، نگران بیبندوباریهای سطح جامعه بود. اما الان از موج آتئیسم در کوچه و خیابان نگرانه. بش گفتم متأسفم.. از دست آخوندهایی که بشون اعتماد داری کاری برنمیاد. چون تو جزوههاشون برنامهای برای مواجهه با «آتئیسم عوام» وجود نداره، و نمیدونند به کجا مراجعه کنند. برای بحث فلسفی در اثبات وجود خدا، محتوای قدیمی زیاد دارند، اما اون محتویات روی آتئیسم عوام جواب نمیده. پیامبر اسلام این مشکل رو نداشت، چون اساسا با آتئیسم مواجه نبود. کسانی که با محمد مشکل داشتند پنج دسته بودند:
۱- پردهداران کعبه که خودشون میدونستند بتپرستی مسخرهست، اما ازش درآمد داشتند. اینا اغلب باسواد و بیزینسمن بودند و کاری به مسائل ماورایی نداشتند.
۲- مردم عادی بتپرست، که گفتند عه خدای تو اسمش اینه؟ اوکی بیا با هم عبادت کنیم! و وقتی بشون گفت خیر، اینجا یا جای خدای منه یا جای خدایان شما، کار به خشونت کشید.
۳- کسانی که میگفتند ما چهکاره حسن جهان هستیم که تعیین کنیم خدا کیست و چیست و چی میگه و چی میخواد؟ تو یهو از پشت بته دراومدی شدی سخنگوی خدا؟
۴- کسانی که میگفتند خدا علافه بیاد ما رو خلق کنه بعد نابودمون کنه بعد دوباره زندهمون کنه بعد دوباره نابودمون کنه؟ خدا هست، ولی هرچی هست هم همینجاست.
۵- پیروان مسیحیت و یهودیت که تشکیلاتشون دچار کهنگی سیستماتیک شده بود و با یه جایگزین عامهپسند مواجه شده بودند.
محمد برای هر پنج دسته استراتژی خاص خودش رو داشت، و تاریخ گواهه که استراتژیش کار کرد. یوزر منوال فقها، محتوای بسطیافته همین استراتژیهاست.
مردم هیچوقت درگیر اینکه واجبالوجود چیست و صفات ذاتی چیست و فلان نبودند. این بحثها صرفا سرگرمیهای کلامی کسانی بود که بعدها خلیفه خرج زندگیشون رو میداد تا با هم جدل کنند و ایشون سرگرم بشه. عوام امروزی، نه تنها خودشون رو درگیر این مباحث میکنند (چون سرمایهداری و توسعه، بشون فراغت داده)، بلکه دسترسی به علوم طبیعی هم دارند و شاطر محله هم همهچی رو از دریچه نوروساینس میبینه!
این چالش رو نه پیامبر داشت، نه فقهای قدیم. برای همین ازین جلوتر برای آخوند فعلی قفله.
۱- پردهداران کعبه که خودشون میدونستند بتپرستی مسخرهست، اما ازش درآمد داشتند. اینا اغلب باسواد و بیزینسمن بودند و کاری به مسائل ماورایی نداشتند.
۲- مردم عادی بتپرست، که گفتند عه خدای تو اسمش اینه؟ اوکی بیا با هم عبادت کنیم! و وقتی بشون گفت خیر، اینجا یا جای خدای منه یا جای خدایان شما، کار به خشونت کشید.
۳- کسانی که میگفتند ما چهکاره حسن جهان هستیم که تعیین کنیم خدا کیست و چیست و چی میگه و چی میخواد؟ تو یهو از پشت بته دراومدی شدی سخنگوی خدا؟
۴- کسانی که میگفتند خدا علافه بیاد ما رو خلق کنه بعد نابودمون کنه بعد دوباره زندهمون کنه بعد دوباره نابودمون کنه؟ خدا هست، ولی هرچی هست هم همینجاست.
۵- پیروان مسیحیت و یهودیت که تشکیلاتشون دچار کهنگی سیستماتیک شده بود و با یه جایگزین عامهپسند مواجه شده بودند.
محمد برای هر پنج دسته استراتژی خاص خودش رو داشت، و تاریخ گواهه که استراتژیش کار کرد. یوزر منوال فقها، محتوای بسطیافته همین استراتژیهاست.
مردم هیچوقت درگیر اینکه واجبالوجود چیست و صفات ذاتی چیست و فلان نبودند. این بحثها صرفا سرگرمیهای کلامی کسانی بود که بعدها خلیفه خرج زندگیشون رو میداد تا با هم جدل کنند و ایشون سرگرم بشه. عوام امروزی، نه تنها خودشون رو درگیر این مباحث میکنند (چون سرمایهداری و توسعه، بشون فراغت داده)، بلکه دسترسی به علوم طبیعی هم دارند و شاطر محله هم همهچی رو از دریچه نوروساینس میبینه!
این چالش رو نه پیامبر داشت، نه فقهای قدیم. برای همین ازین جلوتر برای آخوند فعلی قفله.
❤6
سه سال پیش این موقع داشتن تو مدرسهها گوشی بچهها رو به زور ازشون میگرفتن و کار به احضار والدین میکشید و جنگ اعصاب راه میفتاد. امروز دارن به بچهها میگن اگه اومدید مدرسه گوشیتون هم بیارید.
خط قرمزهای سکولار همینقدر مضحکند.
خط قرمزهای سکولار همینقدر مضحکند.
❤3
کاهش تورم به معنی کاهش فشار تورم بر زندگی مردم نیست. برگشت شاخص از ۴۳ درصد به ۳۵ درصد، گشایشی در زندگی مردم ایجاد نمیکنه. مخصوصا اونهایی که آب از سرشون گذشته. و با هر بار موج تورمی، تعداد بیشتری از افراد به گروه بزرگی که آب ازسرشون گذشته ملحق میشن. مستندساز ارزشی تازه داره عواقب اجتماعی تورمی رو کشف میکنه که پنج یا هشت یا دوازده سال قبل رخ داده. سیاستهای مهلک مثل سونامی هستند که اول ویلاهای لب ساحل رو از بین میبرن، اما تا وسط شهر هم میتونند نفوذ کنند. کاهش تورم، کاهش ارتفاع موج سونامیه، نه متوقف شدن سیل. این آب داره به اقشاری نزدیک میشه که قبلا فکر میکردند فاصله مطمئنی با ساحل دارند.
Anarchonomy
یه حسی بم میگه اینارو دارن سپاهیها میخرن. کی ۵ و نیم میلیون دلار میده برای یه ملک تو دوبی؟
الان فرهاد جعفری بود میگفت پس فکر کردی واسه چی مشاور امنیت ملی امارات پا شد اومد با جلاد دهه شصت ملاقات حضوری داشته باشه؟ اومدن بگن به خرید ملک ادامه بدید لطفا و نگران نباشید، درسته اسراییلیها رو راه دادیم ولی کاری با عروساتون و بچههاتون ندارن.