نه. به خاطر اینه که الان به دلیلی که هنوز کاملا مشخص نیست ویروسهای مختلف از روده کودک به کانال نخاع نفوذ نمیکنند. یک نظریه اینه که عامل این نفوذ، وجود آفتکشهای به شدت خطرناک در زمینهای کشاورزی بوده و با جمع شدن این مواد شیمیایی، به مرور مشکل هم حل شد.
برای مفید بودن واکسن مثالهای خوب زیادی هست. واکسن فلج اطفال یکی ازون مثالهای خوب نیست.
برای مفید بودن واکسن مثالهای خوب زیادی هست. واکسن فلج اطفال یکی ازون مثالهای خوب نیست.
چشونه مردم؟ اونطرف والتهای کاملا معتبر و شفاف وجود داره، و باز هم توصیه میشه والت سختافزاری داشته باشید.. بعد اینجا ارزشون رو دو دستی میذارن کف دستی کسانی که معلوم نیست چی هستند!
من نمیفهمم.. پیرمرد هفتاد ساله که در حال سرمایهگذاری نیست، اینا همه تحصیلکرده هستند.. یعنی نمیتونه دو سه ساعت مطالعه کنه درباره این چیزها؟
من نمیفهمم.. پیرمرد هفتاد ساله که در حال سرمایهگذاری نیست، اینا همه تحصیلکرده هستند.. یعنی نمیتونه دو سه ساعت مطالعه کنه درباره این چیزها؟
نانسی پلوسی از همون شرایط ویژهای که به مردم میگه به خاطر کنترل ویروسه استفاده میکنه تا با اطلاعاتی که خودش داره و مردم عادی ندارند، سهام خرید و فروش کنه و پول جالبی به جیب بزنه، و برای اینکه این پول به شکل دلار باقی نمونه، همون دلاری که به مردم میگه یک ارز قابل اتکاست ولی رمزارزها اقتصاد رو دچار پریشانی میکنند، تبدیلش میکنه به ملک، تا تورمی که به مردم عادی میگه وجود نداره یا گذراست بعدا کاهشش نده. و این ملک رو در فلوریدا میخره. همون ایالتی که به مردم عادی میگه اونجا رو نازیها اداره میکنند و امروز فرداست که مسیحیهای افراطی سریال ندیمه رو اونجا اجرا کنند و زنان رو اسیر بگیرند! و کجای فلوریدا؟ صاف جلوی ساحل! همون ساحلی که به مردم عادی میگه به خاطر گرمایش جهانی یخچالها ذوب میشن و سطح اقیانوس میاد بالا و این سواحل میرن زیر آب!
اینهمه دهنکجی به جامعه رو فقط تو یک معامله مسکن فشرده کردن، هنر میخواد و باید اعتراف کرد که هنرمند هستند. اما چرا میتونه این اثر هنری رو در معرض عموم قرار بده و هیچ عواقبی براش نداشته باشه؟ چون مردم گوسفند بودن رو در طول زمان انتخاب میکنند. براشون ناگهانی اتفاق نمیفته.
اینهمه دهنکجی به جامعه رو فقط تو یک معامله مسکن فشرده کردن، هنر میخواد و باید اعتراف کرد که هنرمند هستند. اما چرا میتونه این اثر هنری رو در معرض عموم قرار بده و هیچ عواقبی براش نداشته باشه؟ چون مردم گوسفند بودن رو در طول زمان انتخاب میکنند. براشون ناگهانی اتفاق نمیفته.
❤1
وقتی چراغ خاموشه و اتاق تاریکه، هر حرفی جز «کلید لامپ رو بزنید»، حرف اضافهست، و اگه هزاربار هم تکرار بشه، تکراری نیست. چون تا اون لامپ روشن نشه، مقیمان اون اتاق به خوردن مدفوع ادامه خواهند داد، چون نمیبینند دارند چی میخورن، یا عادت میکنند به خوردن چیزی که نمیبینند چیه. در اون شرایط اگه کسی به اونی که میگه «کلید لامپ رو بزنید» بگه «یه حرف تازه بزن»، یعنی نمیخواد با هیچ تازگی مواجه بشه. دقیقا اونی که داره تکرار میکنه، اونیه که میخواد یه شرایط جدید بوجود بیاد.
اگه یه حرفی درباره زندگی شخصیت، تا شغلت، تا وضع مملکتت، درسته؛ بهتره هی تکرار بشه. تا وقتی نداشتن پرنسیب داره رفتارها رو خراب میکنه، باید درباره پرنسیب حرف زد. تا وقتی نداشتن دیسیپلین داره روابط عاطفی رو بهم میزنه، باید درباره دیسیپلین حرف زد. و تا وقتی شهوت تعیین تکلیف برای دیگران، داره ایدئولوژیهای خطرناک میسازه، باید درباره تفرعن حرف زد.
داستان نوح داستان یک شرطبندی درباره تغییر اقلیم نبود. درباره ششصد سال تکرار یک حرف و خستهنشدن بود.
اگه یه حرفی درباره زندگی شخصیت، تا شغلت، تا وضع مملکتت، درسته؛ بهتره هی تکرار بشه. تا وقتی نداشتن پرنسیب داره رفتارها رو خراب میکنه، باید درباره پرنسیب حرف زد. تا وقتی نداشتن دیسیپلین داره روابط عاطفی رو بهم میزنه، باید درباره دیسیپلین حرف زد. و تا وقتی شهوت تعیین تکلیف برای دیگران، داره ایدئولوژیهای خطرناک میسازه، باید درباره تفرعن حرف زد.
داستان نوح داستان یک شرطبندی درباره تغییر اقلیم نبود. درباره ششصد سال تکرار یک حرف و خستهنشدن بود.
❤6
ازش میپرسه نقدینگی سرگردان چه کوفتیه دیگه که هی میگی تو حرفات، جواب داده یعنی پولی که نمیدونه کجا بره!
انگار متن حرفاش رو یه کمدین نوشته. حتی نمیفهمه که ایراد وارد شده هنوز در حوزه اقتصاد نیست، در حوزه منطقه. منطق بیسیک میگه «پولی که نمیداند کجا برود» یک جمله بیمعنیه، و ممکنه از دهان یک کودک بیاد بیرون که تازه تکلم رو یاد گرفته و اولویتش درست درآوردن ساختار جملهست، نه معانیشون. یه چیزی در حد «عروسکم جیش کرد».
انگار متن حرفاش رو یه کمدین نوشته. حتی نمیفهمه که ایراد وارد شده هنوز در حوزه اقتصاد نیست، در حوزه منطقه. منطق بیسیک میگه «پولی که نمیداند کجا برود» یک جمله بیمعنیه، و ممکنه از دهان یک کودک بیاد بیرون که تازه تکلم رو یاد گرفته و اولویتش درست درآوردن ساختار جملهست، نه معانیشون. یه چیزی در حد «عروسکم جیش کرد».
مناطقی که به روسیه واگذار کردیم، و بعدا پس نگرفتیم، به طور کلی وضع بهتری دارند.. اما از یه چیزی محروم شدند: آزادیهای تصادفی زیر سایه حاکمیت خرکی.
در گرجستان فقط ۲۷ درصد مردم کامل واکسینه شدهاند، و دولت میخواد ۷۳ درصد مابقی رو مجبور به خانهنشینی کنه. چون میتونه. اگه در ایران ۷۳ درصد مردم نمیخواستن واکسن بزنند، دولت عملا هیچکاری نمیتونست بکنه.
در گرجستان فقط ۲۷ درصد مردم کامل واکسینه شدهاند، و دولت میخواد ۷۳ درصد مابقی رو مجبور به خانهنشینی کنه. چون میتونه. اگه در ایران ۷۳ درصد مردم نمیخواستن واکسن بزنند، دولت عملا هیچکاری نمیتونست بکنه.
❤2
چینیها رابطه مرگزودرس و آلایندگی نیروگاههای ذغالسنگ رو مدلسازی کردن و به این نتیجه رسیدن که اگه این نیروگاههایی که نزدیک شهرها هستند رو حذف کنند، در طول ده سال آینده جلوی مرگ ۱۲ میلیون نفر در شهرها گرفته میشه!
فعال محیطزیست خودش رو وقف گرمایش جهانی کرده که معلوم نیست عواقبش رو صد سال بعد ببینیم یا نبینیم، و کشتاری که همین الان داره رخ میده، و اندازه تلفات جنگ جهانیه، به حاشیه رفته! نه تنها از زندگی مردم عادی پرتند، بلکه حتی عقلشون نمیرسه که همون دغدغههای آخرالزمانیشون رو از طریق همین مشکلات فعلی دنبال کنند. اگه بریزی خیابون شعار بدی «داریم میمیریم از آلودگی»، مردم بدبختی که تو اتاق گاز گیرافتادن بهتر باش ارتباط برقرار میکنند... تا اینکه بگی مرجانها دارن میمیرند!
فعال محیطزیست خودش رو وقف گرمایش جهانی کرده که معلوم نیست عواقبش رو صد سال بعد ببینیم یا نبینیم، و کشتاری که همین الان داره رخ میده، و اندازه تلفات جنگ جهانیه، به حاشیه رفته! نه تنها از زندگی مردم عادی پرتند، بلکه حتی عقلشون نمیرسه که همون دغدغههای آخرالزمانیشون رو از طریق همین مشکلات فعلی دنبال کنند. اگه بریزی خیابون شعار بدی «داریم میمیریم از آلودگی»، مردم بدبختی که تو اتاق گاز گیرافتادن بهتر باش ارتباط برقرار میکنند... تا اینکه بگی مرجانها دارن میمیرند!
❤2
مشکل خیلیهاشون ترس از آمپوله یا ترس از عوارضش. عدم اعتماد به دولت و آزادی و این حرفها خیلی مطرح نیست. دولت اونها میتونه هرکاری کنه چون:
۱- اونجا دولت واقعا دولته، مثل ایران هیئتی از کسمشنگهای حوزوی و سپاهی نیست. (اینجا هنوز کسی نمیدونه دوز دوم و سوم آسترازانکا رو کجا میزنند!)
۲- قلدری در ابعاد جغرافیایی کوچکتر، راحتتر قابل اجراست (حتی خبر قلدری هم کمتر انعکاس پیدا میکنه، مثل همین مورد گرجستان که اصلا تو سایتهای خبری چیزی دربارهش نیست).
۱- اونجا دولت واقعا دولته، مثل ایران هیئتی از کسمشنگهای حوزوی و سپاهی نیست. (اینجا هنوز کسی نمیدونه دوز دوم و سوم آسترازانکا رو کجا میزنند!)
۲- قلدری در ابعاد جغرافیایی کوچکتر، راحتتر قابل اجراست (حتی خبر قلدری هم کمتر انعکاس پیدا میکنه، مثل همین مورد گرجستان که اصلا تو سایتهای خبری چیزی دربارهش نیست).
❤1
اگه مشتریان الکل در ایران قرار بود فقط اونایی باشند که اسمشون فریدونه که همه ساقیهای کشور ورشکست میشدند! این کساخیل هنوز با اسم افراد تحلیل اجتماعی بیرون میدن!
اما مشکل اینه که همون ترندهای نامگذاری رو هم درست نمیفهمه. در لیست پرطرفدارترین اسامی، تغییرات از پایین لیست شروع میشه، نه از صدرش!هیچوقت اسم متداول یهو حذف نمیشه. اسم متداول فقط توسط یک اسم متداول دیگه جایگزین میشه. و اسم متداول جدید باید قبلش اسامی کمترمتداول رو کنار بزنه. که داره اینکارو میکنه.
اما مشکل اینه که همون ترندهای نامگذاری رو هم درست نمیفهمه. در لیست پرطرفدارترین اسامی، تغییرات از پایین لیست شروع میشه، نه از صدرش!هیچوقت اسم متداول یهو حذف نمیشه. اسم متداول فقط توسط یک اسم متداول دیگه جایگزین میشه. و اسم متداول جدید باید قبلش اسامی کمترمتداول رو کنار بزنه. که داره اینکارو میکنه.
❤3
وقتی تنوع اسامی بیشتر میشه، اسامی قبلی رو با تعداد کمتری میشه در صدر نگه داشت. الان محمد در انگلیس اسم شماره یکه، در حالی که مسلمانان در اقلیتند. علتش این نیست که مسلمانان خیلی زیادند، علتش اینه که بقیه مردم انگلیس دیگه کلید نکردن رو «پل» و «مارک» و دارند اسمهای دیگه رو میذارن. از آمار انگلیس فقط میشه نتیجه گرفت اونایی که کلید کردن رو محمد، بیشتر از کسانی هستند که کلید کردن روی یک اسم دیگه. نه اینکه در کل جمعیت، بیشتر از بقیه هستند.
بهرحال موضوع اینه که اسم محمد و علی در ایران یهو نمیپره پایین، چون اسم متداول مذهبی، فقط انگیزه مذهبی نداره. پدر شما اسم شما رو سامیار نذاشت چون به گوشش نخورده بود. اما الان میذارن چون به گوششون خورده و شنیدنش عادی شده. و یه اسم برای اینکه به اندازه کافی شنیده بشه تا عادی بشه، به تعداد خیلی زیاد نیاز نداره. مهم سرعت بیشتر شدن استفاده ازین اسمهاست، نه کل تعدادش. چون سرعت بیشتر شنیده شدنش رو نشون میده. برای همین باید به پایین لیست توجه کرد.
بابا اینا بدیهیاته.. اینا خلن.
بهرحال موضوع اینه که اسم محمد و علی در ایران یهو نمیپره پایین، چون اسم متداول مذهبی، فقط انگیزه مذهبی نداره. پدر شما اسم شما رو سامیار نذاشت چون به گوشش نخورده بود. اما الان میذارن چون به گوششون خورده و شنیدنش عادی شده. و یه اسم برای اینکه به اندازه کافی شنیده بشه تا عادی بشه، به تعداد خیلی زیاد نیاز نداره. مهم سرعت بیشتر شدن استفاده ازین اسمهاست، نه کل تعدادش. چون سرعت بیشتر شنیده شدنش رو نشون میده. برای همین باید به پایین لیست توجه کرد.
بابا اینا بدیهیاته.. اینا خلن.
❤2
«شهروندان کهنترین و کارآمدترین دموکراسی حال حاضر دنیا، سوئیسِ به شدت محلیگرا، با اکثریت آراء به قانون صدور پاسپورت واکسن رأی دادند. این نظریه توطئهای که میگوید واکسن تنها وسیلهای برای کسب قدرت دولتهاست تضعیف میکند».
پسر کل توعیت اصلا معنی نداره و نویسنده فکر میکنه مچ گرفته!
اول دقت کنید که کجا واژهقاپی میکنه. تو قسمت اول موضوع «پاسپورت» واکسنه، نه خودش. تو قسمت دوم به ادعایی که میگه یک نظریه توطئهست، این نسبت رو میده که خود واکسن رو برنامه قدرتطلبی میدونند! (نمیدونم واژه قاپی اسم خوبیه یا نه. منظور وقتیه که طرف یک کلمه کلیدی رو یه جوری برمیداره که خواننده بیتوجه نفهمه).
دوم اینکه سوئیس فرقی با اتریش و برزیل نداره. چون هر دو دولت دارند. و هر دولتی یک ابزاره که بوسیله اون، عدهای از مردم به عدهای دیگه قلدری کنند. اینکه اون عده تمیزتر از بقیه کشورها این ابزار رو به چنگ آورده باشند، هیچ اثری در اصل موضوع نداره.
به جای این شارلاتانبازی، باید این حرف گفته میشد: اگه مخالف اجباری شدن واکسن هستید باید آنارشیست باشید. چون تناقض بدیه که یک جا موافق دخالت دولتی باشید و یک جا مخالفش.
پسر کل توعیت اصلا معنی نداره و نویسنده فکر میکنه مچ گرفته!
اول دقت کنید که کجا واژهقاپی میکنه. تو قسمت اول موضوع «پاسپورت» واکسنه، نه خودش. تو قسمت دوم به ادعایی که میگه یک نظریه توطئهست، این نسبت رو میده که خود واکسن رو برنامه قدرتطلبی میدونند! (نمیدونم واژه قاپی اسم خوبیه یا نه. منظور وقتیه که طرف یک کلمه کلیدی رو یه جوری برمیداره که خواننده بیتوجه نفهمه).
دوم اینکه سوئیس فرقی با اتریش و برزیل نداره. چون هر دو دولت دارند. و هر دولتی یک ابزاره که بوسیله اون، عدهای از مردم به عدهای دیگه قلدری کنند. اینکه اون عده تمیزتر از بقیه کشورها این ابزار رو به چنگ آورده باشند، هیچ اثری در اصل موضوع نداره.
به جای این شارلاتانبازی، باید این حرف گفته میشد: اگه مخالف اجباری شدن واکسن هستید باید آنارشیست باشید. چون تناقض بدیه که یک جا موافق دخالت دولتی باشید و یک جا مخالفش.
❤2
Anarchonomy
«شهروندان کهنترین و کارآمدترین دموکراسی حال حاضر دنیا، سوئیسِ به شدت محلیگرا، با اکثریت آراء به قانون صدور پاسپورت واکسن رأی دادند. این نظریه توطئهای که میگوید واکسن تنها وسیلهای برای کسب قدرت دولتهاست تضعیف میکند». پسر کل توعیت اصلا معنی نداره و نویسنده…
فکر کن چهارتا سپاهی بریزن خونهت تا به دخترت تجاوز کنند، بعد تو بپرسی: «شما از طریق سپری کردن سلسله آموزشهای سختگیرانه نظامی درجه گرفتهاید یا دلایل ایدئولوژیک داشته؟»
احمق چه فرقی میکنه برای دختر تو؟
احمق چه فرقی میکنه برای دختر تو؟
❤3
Anarchonomy
فکر کن چهارتا سپاهی بریزن خونهت تا به دخترت تجاوز کنند، بعد تو بپرسی: «شما از طریق سپری کردن سلسله آموزشهای سختگیرانه نظامی درجه گرفتهاید یا دلایل ایدئولوژیک داشته؟» احمق چه فرقی میکنه برای دختر تو؟
تمام موضوعات پیچیده و در عین حال ساده رو میشه با مثال تجاوز جنسی توضیح داد. آزادی، حق مالکیت، حق تعیین سرنوشت، گردش آزاد اطلاعات، تجارت آزاد، پول خصوصی، لویاتان و دولت، قرارداد اجتماعی، حقوق بشر، کاپیتالیسم، مارکسیسم، سندیکالیسم، دموکراسی، اصول بازار، روابط بینالملل..
جامعه نرمال هم عاری از سایکوپت که نیست. دولت استرالیا برای مغازهای که مشتری واکسننزده رو راه بده ۹۰ هزار دلار جریمه تعیین کرد و با اینکه هنوز تصویب نشده طرفدار زیاد داره. به نظر من اونایی که این عدد رو نوشتن تو متن لایحه سایکوپت هستند.
خودم یک دوست مسیحی ایتالیایی داشتم که چون آتئیست شده بود خانواده زندگی رو براش تنگ کرده بودند. تو خاورمیانه فکر میکنند یهودیا کلهخرابند، اما مسیحیها میتونند خیلی بدتر باشند.
اون چیزی که ممکنه پترسون به سختی هضم کنه، خانوادههای ما نیستند. تا همین چندهفته پیش به اونایی که واکسن نمیزدن میگفت «چتونه؟ بزنید شرش کم شه دیگه». الان داره میگه غلط کردم. اون چیزی که نمیتونه هضم کنه اینه که بعضی از آدمهای عادی چجوری بدون مطالعه اساطیر یونان و مصر باستان، و بدون خوندن فلسفه آلمان، انقدر خوب، جلوتر از خودش بودند.
خودم یک دوست مسیحی ایتالیایی داشتم که چون آتئیست شده بود خانواده زندگی رو براش تنگ کرده بودند. تو خاورمیانه فکر میکنند یهودیا کلهخرابند، اما مسیحیها میتونند خیلی بدتر باشند.
اون چیزی که ممکنه پترسون به سختی هضم کنه، خانوادههای ما نیستند. تا همین چندهفته پیش به اونایی که واکسن نمیزدن میگفت «چتونه؟ بزنید شرش کم شه دیگه». الان داره میگه غلط کردم. اون چیزی که نمیتونه هضم کنه اینه که بعضی از آدمهای عادی چجوری بدون مطالعه اساطیر یونان و مصر باستان، و بدون خوندن فلسفه آلمان، انقدر خوب، جلوتر از خودش بودند.
بیانیه کنارهگیری مدیر توعیتر از سمتش، متنیه که یک بچه مینویسه. کسی که جایگزینش شد هم قبلا چیزهایی نوشته که یک بچه مینویسه. یک بچه رفت و یک بچهتر دیگر آمد. تعجبی نداره پلتفرمی که دارند مدیریتش میکنند هم یک مهدکودک باشه. الان اینجوریه.. صغارت امتیاز داره.
«فکر میکنم بیشتر مقاومت شناختی در پذیرفتن اینکه ممنوعیتهای کرونایی یک فریب بودند از عدم تمایل به باور اینکه رهبران ما میتوانند فاسد و بیکفایت باشند ریشه میگیرد. مردم عادی در نقشهای اجتماعی که خودشان دارند، این حس را دارند که جای خیلی کمی برای خطا دارند، و فکر میکنند حاکمان و مسئولان هم همین حد از خطای مجاز را برای خودشان قائلند».
این مشکل رو نسل والدین ما هم نسبت به طبقه الیت خودش داشت. قشر تحصیلکرده باور نمیکرد روشنفکرهایی که به عنوان هادی راه میشناخت یک مشت فاشیست عقدهای باشند، و قشر مذهبی باور نمیکرد آیتاللهها وارد کار واردات و توزیع رانتی کالا شده باشند. و هر دو باور نمیکنند مقامات حکومتی از خون مردم درآمد کسب کنند، یا در بهترین حالت، هر را از بر تشخیص ندهند. بعبارت ساده، مردم عادی فکر میکنند آدمها و نهادهایی که به عنوان مرجع بشون اعتماد دارند، اگه بهتر از خودشون نباشند، حداقل در حساسیت اخلاقی یا مسئولیتپذیری در حد خودشون هستند. در حالی که هیچوقت اینطور از آب در نیومده.
وقتی به کسی این قدرت رو میدی که در زندگیت دخالت کنه، اون آدم دیگه مثل خودت نخواهد بود.
این مشکل رو نسل والدین ما هم نسبت به طبقه الیت خودش داشت. قشر تحصیلکرده باور نمیکرد روشنفکرهایی که به عنوان هادی راه میشناخت یک مشت فاشیست عقدهای باشند، و قشر مذهبی باور نمیکرد آیتاللهها وارد کار واردات و توزیع رانتی کالا شده باشند. و هر دو باور نمیکنند مقامات حکومتی از خون مردم درآمد کسب کنند، یا در بهترین حالت، هر را از بر تشخیص ندهند. بعبارت ساده، مردم عادی فکر میکنند آدمها و نهادهایی که به عنوان مرجع بشون اعتماد دارند، اگه بهتر از خودشون نباشند، حداقل در حساسیت اخلاقی یا مسئولیتپذیری در حد خودشون هستند. در حالی که هیچوقت اینطور از آب در نیومده.
وقتی به کسی این قدرت رو میدی که در زندگیت دخالت کنه، اون آدم دیگه مثل خودت نخواهد بود.
ای منگل.. گیتار الکتریک میکروفون نداره. «پیکآپ» داره، که لرزش سیم رو به انرژی الکتریکی تبدیل میکنه. مگنتهای توی اسپیکر و موتور اتوفوکوس گوشیت تو این وسیله اختلال ایجاد میکنند. برای همین مجبوری بچسبونی بش.
اینا تحصیل کردهن خدایا.
https://t.me/MovieCottage/22410
اینا تحصیل کردهن خدایا.
https://t.me/MovieCottage/22410
«شهرک قرنطینه کرونا استرالیا رو با اردوگاههای نازیها مقایسه نکنید، این دو هیچ شباهتی بهم ندارند».
این حرفها شبیه حرف کسانیه که میگن «مگر به صلیب کشیده شدن مسیح چقدر درد داشت که مسیحیان انقدر شورش رو درآوردن؟ اون زمان حتی زنده سوزاندن و زنده پوستکندن هم رایج بوده». انگار موضوع فقط فیزیک کار بوده. انگار شلوغش کردیم چون فرو رفتن میخ طویله تو پای آدم درد زیادی داره!
بله کمپ قرنطینه که هر کس برای خودش یک کلبه داره و غذاش رو مجانی براش میارن و مأموران مودبانه باش صحبت میکنند و حواسشون هست چیزی نگن و کاری نکنند که فردا علیه خودشون شر قانونی درست بشه، و فقط دو هفته اونجاست، قابل مقایسه با هیچ اردوگاهی در آلمان یا لهستان یا اوکراین در جنگ جهانی نیست که ساخته شده بودند تا کسی ازشون زنده بیرون نیاد. اما موضوع این نیست که اونجا میخ میزدند و اینجا میخی در کار نیست. موضوع این نیست که اونجا از گرسنگی جسد زندانیان یخزده رو میخوردند، و اینجا مثل هتل غذا رو میارن و دم در تحویل میدن.
موضوع اینه که یکشبه توسط «کشور» که خودت بش میگفتی «وطن»، تصمیم گرفته میشه که عنصر خطرناک! تعیین بشی و از تمدن دور نگه داشته بشی و آزادیت رو ازت بگیرند، و اگه مقاومت کنی با روشهایی کاملا متمدنانه و قانونی، زندگیت رو بهم بریزند. و این تصمیم در حالی در موردت گرفته میشه که مطلقا هیچ کاری نکردی. فقط در زمان بد و در مکان بدی قرار گرفتی که اسمت رفت تو لیست «آلودهها». همونطور که یک بچه یهودی، در بدترین دهه قرن بیستم و در بدترین روستای ممکن در لیتوانی مشغول بازی بود که اومدن و بردنش. چون «کشور» تصمیم گرفته بود که اون بچه یک «مسئله»ست، و باید حلش کرد. اینکه یک استرالیایی در زمان و مکان خیلی خوبی قرار گرفته که «مسئله»ها رو یک جور دیگهای حل میکنند، تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکنه که مکانیزم همونه. همون سوال فرضی اون بچه یهودی که «مگه من میمون خونگی شما هستم که یک روز صبح بیدار بشید و تصمیم بگیرید که من رو بندازید تو قفس؟» رو یک استرالیایی هم امروز میتونه بپرسه.
سوالهایی که بر سر ما آوار میشن، خیلی مهمتر از بلاهایی هستند که به سرمون میان.
این حرفها شبیه حرف کسانیه که میگن «مگر به صلیب کشیده شدن مسیح چقدر درد داشت که مسیحیان انقدر شورش رو درآوردن؟ اون زمان حتی زنده سوزاندن و زنده پوستکندن هم رایج بوده». انگار موضوع فقط فیزیک کار بوده. انگار شلوغش کردیم چون فرو رفتن میخ طویله تو پای آدم درد زیادی داره!
بله کمپ قرنطینه که هر کس برای خودش یک کلبه داره و غذاش رو مجانی براش میارن و مأموران مودبانه باش صحبت میکنند و حواسشون هست چیزی نگن و کاری نکنند که فردا علیه خودشون شر قانونی درست بشه، و فقط دو هفته اونجاست، قابل مقایسه با هیچ اردوگاهی در آلمان یا لهستان یا اوکراین در جنگ جهانی نیست که ساخته شده بودند تا کسی ازشون زنده بیرون نیاد. اما موضوع این نیست که اونجا میخ میزدند و اینجا میخی در کار نیست. موضوع این نیست که اونجا از گرسنگی جسد زندانیان یخزده رو میخوردند، و اینجا مثل هتل غذا رو میارن و دم در تحویل میدن.
موضوع اینه که یکشبه توسط «کشور» که خودت بش میگفتی «وطن»، تصمیم گرفته میشه که عنصر خطرناک! تعیین بشی و از تمدن دور نگه داشته بشی و آزادیت رو ازت بگیرند، و اگه مقاومت کنی با روشهایی کاملا متمدنانه و قانونی، زندگیت رو بهم بریزند. و این تصمیم در حالی در موردت گرفته میشه که مطلقا هیچ کاری نکردی. فقط در زمان بد و در مکان بدی قرار گرفتی که اسمت رفت تو لیست «آلودهها». همونطور که یک بچه یهودی، در بدترین دهه قرن بیستم و در بدترین روستای ممکن در لیتوانی مشغول بازی بود که اومدن و بردنش. چون «کشور» تصمیم گرفته بود که اون بچه یک «مسئله»ست، و باید حلش کرد. اینکه یک استرالیایی در زمان و مکان خیلی خوبی قرار گرفته که «مسئله»ها رو یک جور دیگهای حل میکنند، تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکنه که مکانیزم همونه. همون سوال فرضی اون بچه یهودی که «مگه من میمون خونگی شما هستم که یک روز صبح بیدار بشید و تصمیم بگیرید که من رو بندازید تو قفس؟» رو یک استرالیایی هم امروز میتونه بپرسه.
سوالهایی که بر سر ما آوار میشن، خیلی مهمتر از بلاهایی هستند که به سرمون میان.
❤3