Anarchonomy
44.3K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
جمله‌ای هست که میگه «آن‌کس که عزیزی را از دست داده باشد، از فقدان هیچ‌چیز آزرده نخواهد شد».

این دقیقا خود خود منم، و با دقت بسیار بالا میدونم چه مفهومی داره.‌ وقتی که از دستش دادم، حالتی داشتم که اگه خورشید هم خاموش میشد ککم نمی‌گزید، و الان هم در همون حالتم. اما نمی‌دونم چرا این قاعده در مورد خانواده شهدا کار نمی‌کنه. آدمی که پسرش با گلوله‌های دو لول ضدهوایی متلاشی شده بوده دیگه نباید براش مهم باشه که چه کسی میماند و چه کسی می‌رود، که نظام سرجاش هست یا مضمحل خواهد شد. واقعا نباید اهمیت داشته باشه. اتفاقا اصفهان باید بیش از هر استان دیگه‌ای بی‌اعتنا باشه به سرنوشت این حکومت. اما هنوز پدر شهید میاد میگه مراجع حساسیت نشان دهند! بابا چرا نگران آبروی مراجعی؟ بذار هرچی داره از بین میره از بین بره. ریلکس باش.
4
این‌ها، و کلا بخش بزرگی ازون نسل رو میشه به سه دسته تقسیم کرد.
دسته اول خیلی ساده آدم‌های بدی بودند. کسی که بچه خودش رو به فرمان عده‌ای بزهکار داخل تنور میندازه تا مورد تأییدشون قرار بگیره، یک آدم بده. آدم بدها شاخ ندارند‌. ممکنه چهره‌ای نورانی داشته باشند و از مزارشون بوی گلاب بلند بشه. شیطان بااستعدادترین طراح دکور دنیاست.
دسته دوم روانی بودند. نه ازین‌هایی که با مشاوره مشکل‌شون حل میشه. بلکه ازون‌هایی که دخالت دارویی ضروریه. با اینکه امروز به خاطر شرایط موجود بیش از هر زمانی آدم روانی داریم، اما اگر یک ایندکس داشتیم و حجم اختلالات روانی رو در صورت کسر قرار می‌دادیم و فشار محیطی رو در مخرجش، این نتیجه به دست می‌اومد که در دوران این‌ها به نسبت وضعی که داشتند، وضعیت روانی خیلی وخیم‌تر بوده؛ و باید مطالعاتی انجام بگیره که چرا در دوره پهلوی اینهمه آدم روانی بوجود اومده بوده.
دسته سوم هالو بودند.‌ توصیفاتی که والدین از دوران خودشون، یعنی بیست سی‌ سال قبل از انقلاب میدن نشون میده که کندذهنی یک پدیده اپیدمیک در ایران بوده. بندگان خدا تقریبا هیچ‌چیز نمی‌فهمیدند.
6
Anarchonomy
این‌ها، و کلا بخش بزرگی ازون نسل رو میشه به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول خیلی ساده آدم‌های بدی بودند. کسی که بچه خودش رو به فرمان عده‌ای بزهکار داخل تنور میندازه تا مورد تأییدشون قرار بگیره، یک آدم بده. آدم بدها شاخ ندارند‌. ممکنه چهره‌ای نورانی داشته باشند…
کندذهنی اپیدمیک میتونه به دلیل مهاجرت انفجاری به شهر باشه. الان مشابهش در چین هم دیده میشه. با اینکه به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده که چینی‌ها باهوشند، چون تو دانشگاه‌ها دارند بهتر از بقیه نمره میارن، یک نگاه غیررسمی هم وجود داره که از مستندات تصویری محیط زندگی چین بوجود اومده و میگه «این‌ها به صورت ژنتیکی عقب‌مانده ذهنی‌اند». صحنه‌های بیشماری از رفتارهای غیرقابل توجیه، غیرمنطقی و خلاف عقل سلیم. گویی که اصلا نمی‌دونند ایمنی چی هست، و خطر چی هست، و هرچیزی رو باید چطور کنترل کرد. اما به نظر من با اینکه از نگاه ما عقب‌مانده به نظر می‌رسند، مشکل مغزی ندارند. مشکل اینه که بیشترشون از دهات اومدن و کاملا ناگهانی وارد یک محیط شهری خیلی پیچیده شده‌اند که مغزشون آمادگی پردازش شرایطش رو نداره. اگه حتی به قانون بی‌اعتناست، به خاطر قانون‌ناپذیر بودنشون نیست. به خاطر اینه که مغزشون به وجود اینهمه قانون و قاعده و مواظبت عادت نداره. این‌ها تا همین دیروز در روستاهایی زندگی می‌کردند که توشون ابعاد زندگی خیلی محدودتره.
این تنها توضیح قابل قبولیه که وجود داره. چون فکر نمی‌کنم اپیدمی ساده‌لوحی که در یک دوره پنجاه ساله حد فاصل ۱۲۹۰ تا ۱۳۴۰ در ایران رخ داد، منشاء تغذیه و اختلال ژنتیک داشته باشه :-)
5
برای جراحی‌ای که معمولا با بیهوشی انجام میشه از بی‌حسی موضعی استفاده کردن. چون فشارش پایین بوده و بیهوشی ریسک داشته. همراه مریض میپرسه مگه قرار نبود بیهوش کنید؟ دکتر جراح میگه قرار نبود از شما اجازه بگیریم!

غرور و تفرعن، مغز انسان رو زایل می‌کنه، و مغز زایل شده دیگه خوب و بد رو تشخیص نمیده‌. از خوب و بدهای کلان مثل پول حلال و حرام، تا خوب و بدهای جزیی مثل طرز درست حرف زدن با خانواده بیمار.
آلمانی‌ها به دور زدن قانون اساسی‌شون تو پیچ‌های تاریخی عادت دارند.. دفعه قبل گاردیل رو هم از جا کندن و با مخ رفتن پایین. ولی بحمدالله الان اینترنت هست.
نه. به خاطر اینه که الان به دلیلی که هنوز کاملا مشخص نیست ویروس‌های مختلف از روده کودک به کانال نخاع نفوذ نمی‌کنند. یک نظریه اینه که عامل این نفوذ، وجود آفت‌کش‌های به شدت خطرناک در زمین‌های کشاورزی بوده و با جمع شدن این مواد شیمیایی، به مرور مشکل هم حل شد.
برای مفید بودن واکسن مثال‌های خوب زیادی هست. واکسن فلج اطفال یکی ازون مثال‌های خوب نیست.
چشونه مردم؟ اونطرف والت‌های کاملا معتبر و شفاف وجود داره، و باز هم توصیه میشه والت سخت‌افزاری داشته باشید.. بعد اینجا ارزشون رو دو دستی میذارن کف دستی کسانی که معلوم نیست چی هستند!
من نمیفهمم.. پیرمرد هفتاد ساله که در حال سرمایه‌گذاری نیست، اینا همه تحصیل‌کرده هستند.. یعنی نمیتونه دو سه ساعت مطالعه کنه درباره این چیزها؟
نانسی پلوسی از همون شرایط ویژه‌ای که به مردم میگه به خاطر کنترل ویروسه استفاده می‌کنه تا با اطلاعاتی که خودش داره و مردم عادی ندارند، سهام خرید و فروش کنه و پول جالبی به جیب بزنه، و برای اینکه این پول به شکل دلار باقی نمونه، همون دلاری که به مردم میگه یک ارز قابل اتکاست ولی رمزارزها اقتصاد رو دچار پریشانی می‌کنند، تبدیلش می‌کنه به ملک، تا تورمی که به مردم عادی میگه وجود نداره یا گذراست بعدا کاهشش نده. و این ملک رو در فلوریدا میخره. همون ایالتی که به مردم عادی میگه اونجا رو نازی‌ها اداره می‌کنند و امروز فرداست که مسیحی‌های افراطی سریال ندیمه رو اونجا اجرا کنند و زنان رو اسیر بگیرند! و کجای فلوریدا؟ صاف جلوی ساحل! همون ساحلی که به مردم عادی میگه به خاطر گرمایش جهانی یخچال‌ها ذوب میشن و سطح اقیانوس میاد بالا و این سواحل میرن زیر آب!

اینهمه دهن‌کجی به جامعه رو فقط تو یک معامله مسکن فشرده کردن، هنر میخواد و باید اعتراف کرد که هنرمند هستند. اما چرا میتونه این اثر هنری رو در معرض عموم قرار بده و هیچ عواقبی براش نداشته باشه؟ چون مردم گوسفند بودن رو در طول زمان انتخاب می‌کنند. براشون ناگهانی اتفاق نمیفته.
1
لعنتی :-)
کدام یک از عناوین مورد استفاده در کانال، زیبنده این‌هاست؟ باکره؟ جانور آکادمیک؟ صغیر جهان‌سومی؟ کاک‌ساکر؟
وقتی چراغ خاموشه و اتاق تاریکه، هر حرفی جز «کلید لامپ رو بزنید»، حرف اضافه‌ست، و اگه هزاربار هم تکرار بشه، تکراری نیست. چون تا اون لامپ روشن نشه، مقیمان اون اتاق به خوردن مدفوع ادامه خواهند داد، چون نمی‌بینند دارند چی میخورن، یا عادت می‌کنند به خوردن چیزی که نمی‌بینند چیه. در اون شرایط اگه کسی به اونی که میگه «کلید لامپ رو بزنید» بگه «یه حرف تازه بزن»، یعنی نمیخواد با هیچ تازگی مواجه بشه. دقیقا اونی که داره تکرار می‌کنه، اونیه که میخواد یه شرایط جدید بوجود بیاد.

اگه یه حرفی درباره زندگی شخصیت، تا شغلت، تا وضع مملکتت، درسته؛ بهتره هی تکرار بشه. تا وقتی نداشتن پرنسیب داره رفتارها رو خراب می‌کنه، باید درباره پرنسیب حرف زد. تا وقتی نداشتن دیسیپلین داره روابط عاطفی رو بهم میزنه، باید درباره دیسیپلین حرف زد. و تا وقتی شهوت تعیین تکلیف برای دیگران، داره ایدئولوژی‌های خطرناک میسازه، باید درباره تفرعن حرف زد.

داستان نوح داستان یک شرط‌بندی درباره تغییر اقلیم نبود. درباره ششصد سال تکرار یک حرف و خسته‌نشدن بود.
6
ازش میپرسه نقدینگی سرگردان چه کوفتیه دیگه که هی میگی تو حرفات، جواب داده یعنی پولی که نمیدونه کجا بره!

انگار متن حرفاش رو یه کمدین نوشته. حتی نمیفهمه که ایراد وارد شده هنوز در حوزه اقتصاد نیست، در حوزه منطقه. منطق بیسیک میگه «پولی که نمیداند کجا برود» یک جمله بی‌معنیه، و ممکنه از دهان یک کودک بیاد بیرون که تازه تکلم رو یاد گرفته و اولویتش درست درآوردن ساختار جمله‌ست، نه معانی‌شون. یه چیزی در حد «عروسکم جیش کرد».
مناطقی که به روسیه واگذار کردیم، و بعدا پس نگرفتیم، به طور کلی وضع بهتری دارند.. اما از یه چیزی محروم شدند: آزادی‌های تصادفی زیر سایه حاکمیت خرکی.
در گرجستان فقط ۲۷ درصد مردم کامل واکسینه شده‌اند، و دولت میخواد ۷۳ درصد مابقی رو مجبور به خانه‌نشینی کنه. چون می‌تونه. اگه در ایران ۷۳ درصد مردم نمیخواستن واکسن بزنند، دولت عملا هیچ‌کاری نمی‌تونست بکنه.
2
چینی‌ها رابطه مرگ‌زودرس و آلایندگی نیروگاه‌های ذغال‌سنگ رو مدل‌سازی کردن و به این نتیجه رسیدن که اگه این نیروگاه‌هایی که نزدیک شهرها هستند رو حذف کنند، در طول ده سال آینده جلوی مرگ ۱۲ میلیون نفر در شهرها گرفته میشه!

فعال محیط‌زیست خودش رو وقف گرمایش جهانی کرده که معلوم نیست عواقبش رو صد سال بعد ببینیم یا نبینیم، و کشتاری که همین الان داره رخ میده، و اندازه تلفات جنگ جهانیه، به حاشیه رفته! نه تنها از زندگی مردم عادی پرتند، بلکه حتی عقل‌شون نمیرسه که همون دغدغه‌های آخرالزمانی‌شون رو از طریق همین مشکلات فعلی دنبال کنند. اگه بریزی خیابون شعار بدی «داریم میمیریم از آلودگی»، مردم بدبختی که تو اتاق گاز گیرافتادن بهتر باش ارتباط برقرار می‌کنند... تا اینکه بگی مرجان‌ها دارن میمیرند!
2
مشکل خیلی‌هاشون ترس از آمپوله یا ترس از عوارضش. عدم اعتماد به دولت و آزادی و این حرف‌ها خیلی مطرح نیست. دولت اون‌ها میتونه هرکاری کنه چون:

۱- اونجا دولت واقعا دولته، مثل ایران هیئتی از کس‌مشنگ‌های حوزوی و سپاهی نیست. (اینجا هنوز کسی نمیدونه دوز دوم و سوم آسترازانکا رو کجا می‌زنند!)
۲- قلدری در ابعاد جغرافیایی کوچک‌تر، راحت‌تر قابل اجراست (حتی خبر قلدری هم کمتر انعکاس پیدا می‌کنه، مثل همین مورد گرجستان که اصلا تو سایت‌های خبری چیزی درباره‌ش نیست).
1
اگه مشتریان الکل در ایران قرار بود فقط اونایی باشند که اسم‌شون فریدونه که همه ساقی‌های کشور ورشکست می‌شدند! این کساخیل هنوز با اسم افراد تحلیل اجتماعی بیرون میدن!

اما مشکل اینه که همون ترندهای نامگذاری رو هم درست نمیفهمه. در لیست پرطرفدارترین اسامی، تغییرات از پایین لیست شروع میشه، نه از صدرش!هیچوقت اسم متداول یهو حذف نمیشه. اسم متداول فقط توسط یک اسم متداول دیگه جایگزین میشه. و اسم متداول جدید باید قبلش اسامی کمترمتداول رو کنار بزنه. که داره اینکارو می‌کنه.
3
وقتی تنوع اسامی بیشتر میشه، اسامی قبلی رو با تعداد کمتری میشه در صدر نگه داشت. الان محمد در انگلیس اسم شماره یکه، در حالی که مسلمانان در اقلیتند. علتش این نیست که مسلمانان خیلی زیادند، علتش اینه که بقیه مردم انگلیس دیگه کلید نکردن رو «پل» و «مارک» و دارند اسم‌های دیگه رو میذارن. از آمار انگلیس فقط میشه نتیجه گرفت اونایی که کلید کردن رو محمد، بیشتر از کسانی هستند که کلید کردن روی یک اسم دیگه. نه اینکه در کل جمعیت، بیشتر از بقیه هستند.

بهرحال موضوع اینه که اسم محمد و علی در ایران یهو نمیپره پایین، چون اسم متداول مذهبی، فقط انگیزه مذهبی نداره. پدر شما اسم شما رو سامیار نذاشت چون به گوشش نخورده بود. اما الان میذارن چون به گوش‌شون خورده و شنیدنش عادی شده‌. و یه اسم برای اینکه به اندازه کافی شنیده بشه تا عادی بشه، به تعداد خیلی زیاد نیاز نداره. مهم سرعت بیشتر شدن استفاده ازین اسم‌هاست، نه کل تعدادش. چون سرعت بیشتر شنیده شدنش رو نشون میده. برای همین باید به پایین لیست توجه کرد.

بابا اینا بدیهیاته.. اینا خلن.
2
«شهروندان کهن‌ترین و کارآمدترین دموکراسی حال حاضر دنیا، سوئیسِ به شدت محلی‌گرا، با اکثریت آراء به قانون صدور پاسپورت واکسن رأی دادند. این نظریه توطئه‌ای که می‌گوید واکسن تنها وسیله‌ای برای کسب قدرت دولت‌هاست تضعیف می‌کند».

پسر کل توعیت اصلا معنی نداره و نویسنده فکر می‌کنه مچ گرفته!
اول دقت کنید که کجا واژه‌‌قاپی می‌کنه. تو قسمت اول موضوع «پاسپورت» واکسنه، نه خودش. تو قسمت دوم به ادعایی که میگه یک نظریه توطئه‌ست، این نسبت رو میده که خود واکسن رو برنامه قدرت‌طلبی می‌دونند! (نمیدونم واژه قاپی اسم خوبیه یا نه. منظور وقتیه که طرف یک کلمه کلیدی رو یه جوری برمیداره که خواننده بی‌توجه نفهمه).

دوم اینکه سوئیس فرقی با اتریش و برزیل نداره. چون هر دو دولت دارند. و هر دولتی یک ابزاره که بوسیله اون، عده‌ای از مردم به عده‌ای دیگه قلدری کنند. اینکه اون عده تمیزتر از بقیه کشورها این ابزار رو به چنگ آورده باشند، هیچ اثری در اصل موضوع نداره.

به جای این شارلاتان‌بازی، باید این حرف گفته میشد: اگه مخالف اجباری شدن واکسن هستید باید آنارشیست باشید. چون تناقض بدیه که یک جا موافق دخالت دولتی باشید و یک جا مخالفش.
2
Anarchonomy
«شهروندان کهن‌ترین و کارآمدترین دموکراسی حال حاضر دنیا، سوئیسِ به شدت محلی‌گرا، با اکثریت آراء به قانون صدور پاسپورت واکسن رأی دادند. این نظریه توطئه‌ای که می‌گوید واکسن تنها وسیله‌ای برای کسب قدرت دولت‌هاست تضعیف می‌کند». پسر کل توعیت اصلا معنی نداره و نویسنده…
فکر کن چهارتا سپاهی بریزن خونه‌ت تا به دخترت تجاوز کنند، بعد تو بپرسی: «شما از طریق سپری کردن سلسله آموزش‌های سختگیرانه نظامی درجه گرفته‌اید یا دلایل ایدئولوژیک داشته؟»

احمق چه فرقی میکنه برای دختر تو؟
3
Anarchonomy
فکر کن چهارتا سپاهی بریزن خونه‌ت تا به دخترت تجاوز کنند، بعد تو بپرسی: «شما از طریق سپری کردن سلسله آموزش‌های سختگیرانه نظامی درجه گرفته‌اید یا دلایل ایدئولوژیک داشته؟» احمق چه فرقی میکنه برای دختر تو؟
تمام موضوعات پیچیده و در عین حال ساده رو میشه با مثال تجاوز جنسی توضیح داد. آزادی، حق مالکیت، حق تعیین سرنوشت، گردش آزاد اطلاعات، تجارت آزاد، پول خصوصی، لویاتان و دولت، قرارداد اجتماعی، حقوق بشر، کاپیتالیسم، مارکسیسم، سندیکالیسم، دموکراسی، اصول بازار، روابط بین‌الملل..