Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
کره جنوبی ۸۴ درصد متریال لازم برای باتری رو از چین وارد می‌کنه. حالا می‌ترسند دولت فخیمه کمونیست بزنه به سرش و محدودیت‌های صادراتی بذاره و دست اینارو بذاره تو پوست گردو. حالا وزارت صنایع کره «پروژه تحقیقات درباره شبکه تأمین مواد اولیه باتری» رو شروع کرده، تا حضرات کارمند دولتی کشف کنند چطور میشه وابستگی و ریسک رو کاهش داد!

بکی نیست بپرسه اون شرکت خصوصی که بقائش در بازار لنگ اینه که اتفاقی برای تأمین نیفته تا الان راهی برای کاهش ریسک پیدا نکرده، حالا کارمند تو که دنیا رو هم آب ببره سر ماه حقوقش رو می‌گیره و میره خونه میخوابه، میخواد پیداش کنه؟
در حالی که ایران یکسال گذشته رو مشغول بتن‌ریزی در بیابان جهت احداث خط تولید واکسن بود و نهایتا همون سینوفارم رو با برچسب فارسی تحویل داد، فقط دو شرکت استارت‌آپ کره‌ای در حوزه بیوتکنولوژی که راه‌حل‌هایی برای تست کرونا ارائه می‌کنند، هر کدوم ۸۰۰ میلیون دلار فروش ثبت کردند!

(بعد دولت‌شون میخواد به این بخش خصوصی زرنگ و فرصت‌طلب راه و چاه یاد بده!)
خودروسازها دارند به عمد، بله به عمد، از پیانو بلک، یا پلاستیک مشکی براق، برای داشبورد و کنسول استفاده می‌کنند، تا حس لاکشری فیک ایجاد کنه، که علاوه بر اینکه انعکاس نوری که ایجاد می‌کنه آزاردهنده‌ست، خیلی زود خش میفته و حالت کهنه پیدا می‌کنه. اینکه طرفداران محیط‌زیست چرا به این روند اعتراضی نکردن تا الان، جای تعجبه. شاید فکر کردند خیلی موضوع بی‌اهمیتیه. اما کهنگی ظاهری روی تصمیم خیلی از مردم برای فروش ماشین دست دوم‌شون تأثیر داره.
ازونجایی که شبکه قطعه‌سازان دنیا دارند به شکل انبوه این متریال رو تولید می‌کنند، استفاده بیش از حد ازش رو به زودی در آشغال‌های وطنی هم خواهیم دید.
Anarchonomy
ZOMG_whitepaper_v1.0_published.pdf
با اینکه برای پروژه زدکش (یا زیکش، اگر در آمریکا هستید) امیدوار بودم، اما یه چیزی هم یاد گرفتم. باید ایده‌های نو رو امتحان کرد، اما همونطور که اسپین‌آف در دنیای رسانه و سرگرمی جواب نمیده، در این حوزه هم جواب نمیده. وقتی یک فیلم یا سریال اصطلاحا «می‌گیره»، تهیه‌کننده طمع می‌کنه تا برای سود بیشتر یکی از کاراکترها رو جدا کنه و یه فیلم و سریال جداگانه ازش دربیاره. اما این محصول ثانوی، هیچوقت مثل محصول اولیه موفق نمیشه. کسانی که فکر می‌کردند محصول اولیه یه چیزی کم داره، در حاشیه‌اند. برآوردن توقع اون جمع حاشیه‌ای، فقط همون جمع رو راضی می‌کنه. برای ساخت چیزی بهتر از محصول اولیه، باید محصولی ساخت که داستان رو عوض کنه. بیت‌کوین داستان پول رو عوض کرد. زدکش این کارو نمی‌کنه. فقط یه جمع حاشیه‌ای که یک مطالبه خیلی خاص داشتند (هویت برای دولت معلوم باشه اما برای بقیه مردم معلوم نباشه) رو راضی می‌کنه.
اگه روزی بخواد چیزی بهتر از بیت‌کوین ساخته بشه، باید داستان رمزارز رو عوض کنه.
اومدن دانشجوی دانشگاه شیکاگو رو خفت کنند و کوله‌پشتیش رو ببرن، زدن کشتنش. حالا دانشجوها، که اغلب آسیایی‌ هستند، تجمع کردن که این چه وضعیه امنیت نداریم.‌ همینا پارسال تجمع کرده بودند و می‌گفتند پلیس بده، حذفش کنید!

دوران ما، دورانیه که در اون همه بچه هستند. بچه‌های بیست ساله، سی ساله، چهل ساله، پنجاه ساله، و حتی شصت ساله. رفتار، گفتار، پندار، منطق، ری‌اکشن.. همه متعلق به خردسالانه.
نوشته مردم مجسمه توماس جفرسون هم آوردن پایین. واقعا چه ارزشی داره برای جامعه‌ات زحمت بکشی وقتی قراره همون جامعه بعدن تف کنه بت؟


متوجه نیستند.
اول اینکه مردم آمریکا اون مجسمه رو نیاورده پایین. یه اقلیتی از اوباش آوردنش پایین، و اگه فکر می‌کنید یک پدیده جدیده به اندازه کافی تاریخ نخوندید. انقلاب بلشویک‌ها در روسیه هم عملا توسط اوباش انجام شد، نه «مردم مستضعف و کارگر». همونطور که مائوئیست‌ها در چین اوباش و قمه‌کش بودند، ولی به خودشون می‌گفت مردم! در قرن بیستم این آدرس غلط همیشه موفق بود چون انحصار روایت هم دست همون اوباش بود. مثلا در ایران خودمون در مورد کودتای ۲۸ مرداد برای همیشه این انگ رو به مردم ایران زدند که صبح میگن مرگ بر شاه عصری میگن زنده باد شاه، یا برعکس، در حالی که مردم نشسته بودن تو خونه و این اوباش بودند که داشتند شعار می‌دادند. اما چون اینترنت وجود نداشت، این انگ چسبید به ما و همونطور باقی موند.

دوم اینکه این روحیه یک آدم بازنده‌ست که جنگ امروزش رو معطل قضاوت آیندگان کنه. اون کاری که امروز باید انجام داد، باید انجام داد؛ اینکه در آینده چه اتفاقی میفته خارج از اندازه ماست. اون هم آینده‌ای که یک نقطه ثابت نیست و خودش آینده‌ای داره، و اون آینده باز آینده‌ای داره. شاید دویست سال بعد، و پس از دفن اوباش در زیر خاک، دوباره اسم جفرسون همه‌جا پخش شد، کی میدونه؟ ابراهیم وقتی دعا می‌کنه خطاب به خدا میگه کاری کن از نسل من آدم ناجور درنیاد. نمیگه قبیله‌م یا جامعه‌ام یا امتم رو سالم نگه‌دار. میدونه همینکه یک استاندارد رو بتونیم نسل به نسل تو خانواده خودمون حفظ کنیم، هنر کردیم! حفظ کردن یک استاندارد تو یک جامعه چندمیلیونی اونم در دراز مدت، فانتزیه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ اگه مبتلا به صرع یا چیز مشابه هستید ویدئو رو پلی نکنید.

تست رگباری فلاش با نیکون Z9 که شاتر مکانیکی نداره، و تنها صدایی که شنیده میشه صدای لامپ‌های فلاشه.
سه تا روضه‌خون، دو تا دزد، دوتا شارلاتان، و یه قاتل! لازمه تا نظرات یک بیسواد درباره اینکه دانشگاه باید چطور اداره بشه رو تبیین کنند.
«حبیب‌ فدایی جونقانی، فعال سیاسی و مدنی بختیاری: ما با مردم اصفهان دشمنی نداریم، مردم اصفهان برادران ما هستند، آب را عده‌ایی مافیا، خودکامه و...برده‌اند».


مگه نمیشه برادر با برادر دشمن بشه حبیبی؟ مگه برادرا سر ارث پدر همدیگه رو پاره نمی‌کنند؟ مافیا نبود هم این دعوا وجود داشت. اون‌ها دارند با آبِ خوردن شما کشاورزی می‌کنند، و کارهایی که باید در سواحل انجام می‌شد نه وسط بیابان. مشکل شما بعد از حکومت، دقیقا همون اصفهانی‌هایی هستند که شما رو مستحق آب زیر پاتون نمی‌بینند. همونطور که مشکل ما کرجی‌ها، تهرانی‌هایی بودند که آب دو سد بزرگ‌‌مون رو طوری بردند که انگار ما وجود نداریم! شما تازه دارید حس وجود نداشتن رو تجربه می‌کنید. و البته هرچقدر هم فریاد بزنید بی‌فایده‌ست.. همونطور که برای ما کرجی‌ها بیفایده بود. تازه مجموعه ما خیلی پرجمعیت‌تر و پولدارتر از شما بود.
در فقدان اینترنت، نسل گذشته ما دروغ‌های ساده‌ای به خودشون می‌گفتند، که صنف روحانیت می‌تونست تأمینش کنه. اما الان نیاز به دروغ‌های پیچیده‌تری دارند، و کسی نیست دروغ پیچیده تأمین کنه.
فیلمبرداری از خرید روزانه به یکی از سوژه‌های متداول یوتیوب تبدیل شده و خیلی‌ها فقط از همین طریق دنبال‌کنندگان زیادی برای خودشون جمع کردن. هر از گاهی ویدئوهایی ازین ژانر به مادرم نشون میدم. این مورد آخری، طرف نیاز یک ماهش رو یکجا از فروشگاه خرید و آورد خونه. اون اقلامی که نیاز به فریزر دارند رو گذاشت تو یک فریزر صندوقی، چون یخچال ساید بای سایدش جا نداشت! برای اینکه جنس‌های جدید رو بذاره کنار قبلی‌ها، مجبور شد کمی جابجایی انجام بده، و یه سری‌شون رو آورد بیرون تا مرتب‌تر بچینه. مجموع جنس‌های یخ‌زده قبلی و جنس‌های تازه خریداری شده قالیچه کف اتاق رو پر کرد.
به مادرم گفتم فریزر بقالی‌های محله ما انقدر جنس دارند؟ .. و چشماش بسته شد از شدت خنده.

اما همیشه بعد از خنده سرش رو به نشانه تعجب تکون میده. حتی بعضی وقت‌ها با حالت شوخی میپرسه همه اینارو میخورن؟ اون دروغ ساده که «گرفتاری همه‌جا هست و فقط ما ایرانی‌ها درگیر نیستیم» جلوی چشم‌هاش آب میشه. و اینکه نه فقط در مقایسه با شهروند کاملا عادی آمریکایی با شغل عادی، بلکه در مقایسه با شهروندان خیلی از کشورها، ما عملا روزه‌ایم، و روزی دو سه بار افطار می‌کنیم، در برابرش به تصویر کشیده میشه.

اگه اون نئاندرتال میاد میگه آمریکا ۴۰ میلیون کارتن‌خواب داره، یه تلاش ترحم‌برانگیز برای دادن تنفس مصنوعی به اون دروغ‌های ساده و قدیمیه.
بهتره همه رو شیطان فرض کنی و تصادفی با چندتا فرشته برخورد کنی، تا اینکه همه رو فرشته فرض کنی و بعدن تعداد زیاد شیاطین سوپرایزت کنه.
میگن آنارشیسم از دل دموکراسی درنمیاد، چون هیچ‌کس به از هم پاشیدن دولت مرکزی رأی نمیده.

اونی که این ادعا رو داره نباید از تست کردنش بترسه قاعدتا، نه؟ حالا نخواستیم آنارشی ایده‌آل به رأی گذاشته بشه و دولت از هم بپاشه.. دولت ترکیه بیاد رفراندوم بذاره که آیا می‌پذیرید که ماین، خرید، فروش، معامله، پس‌انداز و تجارت با بیت‌کوین یا هر رمزارز معتبری در آینده، قانونی باشد؟.. جرئت دارند این کارو بکنند؟ تازه کسی نخواسته بیت‌کوین جایگزین لیر بشه.. فقط پرسیده بشه که مایلید لیر مجبور شود با یک ارز دیگر رقابت کند؟.. جرئت دارند این رو به رفراندوم بگذارند؟
Anarchonomy
دیکتاتوری که فرصت شغلی براتون ایجاد کنه بهتر از دموکراسی‌ای که عقب‌افتاده نگه‌تون داره نیست؟ ممکنه بگید نباید لازم باشه بین چنین دوگانه‌ای گیر بیفتیم، ولی واقعیت پیچیدگی‌هایی داره که نهایتا به همین دو گزینه می‌رسیم. در هند ۱۵۰ میلیون کشاورز وجود دارند که بیشترشون…
آقای مودی عقب‌نشینی کرد و اصلاحات ساختاری بازار محصولات کشاورزی رو پس گرفت.‌ چون ترسید مجلس رو از دست بده. و همین مجلس میخواد بیت‌کوین رو ممنوع و یک شت‌کوین ملی! معرفی کنه.
بهینه شدن صنعت کشاورزی و کاهش بار مالی سوبسیدها، اگه حتی موفق می‌شد، تأثیر چندانی در قدرت حزب نداشت. نتیجه احتمالیش این بود کل کشور توسعه پیدا می‌کرد. حالا که مخالفت‌ هم وجود داشت، برعکس میتونست باعث سقوط حزب بشه. پس حالا «باید به صدای مردم گوش داد». اما اجازه دادن به رمزارزها برای رقابت با روپیه، در هرصورت به کاهش قدرت منجر میشه.. در اینجا دیگه صدای مردم اهمیتی نداره؛ باید بهرحال ممنوع بشه! حتی وقتی بچه مهندس‌های داخل دولت با ممنوعیتش مخالف باشند.

مسئله این نیست که آنارشیسم میتونه از دل دموکراسی دربیاد یا نمیتونه. مسئله اینه که خود دموکراسی‌خواهان، به دموکراسی افسار می‌زنند.
این قاعده تاریخی که سازمان مجاهدین به همه‌چیز گند می‌زند، حتی الان و در دادگاه حمید نوری هم پابرجاست. انگار این جماعت اساسا درکی از برنده شدن ندارند. برنده شدن در تبلیغات، برنده شدن در استراتژی، برنده شدن در جنگ، برنده شدن در بازسازی چهره، و حتی برنده شدن در دادگاه!
(حتی در همون زندان هم به برنده شدن اهمیتی نمی‌دادند. و گرنه یکی از مسئولیت‌های رهبران و بزرگترها اینه که به بقیه بفهمونند چه زمانی زمان مقاومته، و چه زمانی مقاومت همون‌چیزیه که دشمن میخواد. و تا همین الان دارند افتخار می‌کنند که تسلیم پروژه تواب‌سازی نشدیم!.. البته در برابر وحوش شیعه، هیچ‌چیزی تضمین شده نیست، و معلوم نبود حتی تسلیم همگانی هم بتونه همه رو نجات بده. آدم رفتار حیوانات درنده رو نمیتونه پیش‌بینی کنه. اما مسئولیت عقلانی، مستقل از درندگی طرف مقابله).

اشتباه بزرگیه که تصور بشه این‌ها تمام شده‌اند. خود ایدئولوژی شاید با مرگ آخرین بازمانده‌ها تمام بشه، اما این روحیه بازندگی همچنان زنده‌ست. این‌ها از دل خانواده‌های ایرانی بیرون اومده بودند. اون خانواده‌ها، و این فرهنگ اهمیت ندادن به برنده شدن، هنوز اون بیرون هست، و در سراسر ایران پراکنده‌ست‌.


https://www.radiozamaneh.com/694023
در بی‌معنی بودن تست آی‌کیو همین بس که جامعه‌ چین بالاترین رتبه رو داره، همون جامعه‌ای که با کمال رضایت به کثیف‌ترین و ضدانسانی‌ترین نظام سیاسی دنیا تن داده و اصلا احساس نمی‌کنه یه ایراد بزرگ وجود داره!

هوش رو باید در درک پیچیدگی‌ها و نفر به نفر اندازه گرفت. هر عددی که از میانگین‌گیری میلیون‌ها نفر به دست بیاد هیچ کاربردی جز گمراه‌سازی نداره.
Anarchonomy
در بی‌معنی بودن تست آی‌کیو همین بس که جامعه‌ چین بالاترین رتبه رو داره، همون جامعه‌ای که با کمال رضایت به کثیف‌ترین و ضدانسانی‌ترین نظام سیاسی دنیا تن داده و اصلا احساس نمی‌کنه یه ایراد بزرگ وجود داره! هوش رو باید در درک پیچیدگی‌ها و نفر به نفر اندازه گرفت.…
شخصا باهوش‌ترین‌ها رو با طنز سیاسی تشخیص میدم. چون نه تنها پیچیدگی‌ها رو بهتر و دقیق‌تر از بقیه درک می‌کنه، بلکه ناهنجاری نهفته در اون‌ها رو پیدا می‌کنه، و بعد به زبان عوام ترجمه‌ش می‌کنه. یعنی به طور همزمان در چند زمینه نخبه‌ست. و اگه بم بگن یه تیم از طنزنویسان سیاسی انتخاب کن، تو لندن و دوبلین و نیویورک دنبال‌شون میگردم.. نه تو شانگهای!
آره، یه سمت بنا رو به یک تخته سیاه غول‌پیکر تبدیل کنیم و عوضش در اتاق و بالکن رو مثل ویترین مغازه تماما شیشه کنیم ایده بهینه‌ای به نظر میاد.

#استفراغات_معماران
چرا روی رمزارزت اسم دریک میذاری بزرگوار؟ حالا چون یه ربطی به ایران باستان داره باید حتما زنده‌ش کنی؟ چرا باید هرچیز کهنه‌ای رو زنده کرد؟ دریک مربوط به تمدن ماست، ولی فقط شاه اجازه داشت ضربش کنه. ما میخوایم پول تحت هیچ اتوریته‌ مرکزی نباشه، بعد میری یه اسمی انتخاب می‌کنی که دقیقا تحت اتوریته مرکزی مدیریت میشده؟
برو تو اتاقت بشین یکم به کارهات فکر کن.
بخش قابل توجهی از مردم آمریکا اعتقاد دارند که پدوفیل‌ها رو باید اعدام کرد. همزمان خیلی از سیاستمدارهاشون و ثروتمندان و سلبریتی‌ها و هنرمندان و هالیوودی‌ها و چهره‌های فرهنگی و دانشگاهیان و کشیش‌ها، پدوفیل هستند، و همین‌ها دارند با سرعتی بیش از توان والدین برای آماده‌سازی خود برای مقابله، نسل بعد رو تربیت می‌کنند. و والدین تصور می‌کنند با سخت‌گیری قانونی میشه جلوی این روند رو گرفت.


این کنتراست بین مطالبه حقوقی عمومی و واقعیت خزنده بیرونی، در ایران هم ایجاد شده. مردم مجازات اعدام رو ضروری می‌دونند، اما قتل بیشتر از هر زمانی ساده و متداول شده‌. پدر دخترش رو می‌کشه، دختر مادرش رو، برادر برادر رو، پدر و برادر داماد را می‌کشند، مادر و پسر پدر رو می‌کشند، پدر و عموها عروس رو. بعلاوه کلکسیونی از نزاع‌ها بین غریبه‌ها. و مردم به جای اینکه از مشاهده این وضعیت نتیجه بگیرند که اعدام دیگه کاربردی نداره، برعکس تصور می‌کنند باید جدی‌تر اعدام کرد! نظام دینی و اخلاقی که از حرمت نفس صیانت کنه از هم پاشیده، و فکر می‌کنند سخت‌گیری قانونی میتونه جلوی بدتر شدن اوضاع رو بگیره. و حکومتی که مسئولیت‌پذیر نیست، و بلکه خودش عامل ایجاد خیلی از ناهنجاری‌ها و حرمت‌شکنی‌هاست، طناب رو میندازه دور گردن قاتل و خودش رو می‌کشه کنار، تا پرونده بعدی.

همونطور که آدمی که نمیدونه باید چیکار کنه میتونه خطرناک باشه، جامعه‌ای که نمیدونه چیکار کنه هم خطرناک خواهد بود. تا جایی که امروز رکورد اعدام در جهان رو سال به سال جابجا می‌کنه، در حالی که حتی در انجامش، حتی داعش که متشکل از متوحش‌ترین افراد عالم بود، بهتر عمل می‌کرد.‌. چون حداقل قربانیانش کمتر درد می‌کشیدند. باید چقدر سقوط کرد که داعش حاضر باشه برای قربانی خودش گلوله خرج کنه، اما جامعه‌ای که خودش رو متمدن میدونه همینقدر هم خرج نکنه و مثل دوران غرب وحشی برای صرفه‌جویی در گلوله، از طناب استفاده کنه؟

برای مومن، هیچوقت بن‌بست وجود نداره‌. چون میدونه همیشه شیطان در حال فعالیته، و اساسا تحولات مخرب جامعه رو با این دید می‌بینه که یک برنامه‌ست که باید جلوش ایستاد. اما مقاومت، نیاز به ایمان اصیل داره. آدم‌هایی که براشون مهم نیست هرسال چندنفر دارند آویزان میشن، و به چه شکلی آویزان میشن، نمی‌تونند در برابر برنامه‌های شیطان مقاومت کنند. الان اون ایمان وجود نداره. مقابله با بدی‌ها، کیفیتی از خوبی میخواد که در آدم‌های نگران امروزی وجود نداره. این‌ها آدم‌های درستی نیستند، فقط نگرانند.

ما در یک جامعه به شدت خطرناک زندگی می‌کنیم. نه فقط به خاطر اینکه حرمت نفس در اون از بین رفته، بلکه به خاطر اینکه اون‌هایی که میخوان ازین حرمت دفاع کنند هم آدم‌های خوبی نیستند.
4
دولت چین اسکرول بی‌نهایت رو در شبکه‌های اجتماعی ممنوع کرده‌. یعنی تا یه حدی میشه اسکرول کرد، یه جایی به اتمام میرسه، تا بچه وقت کمتری صرف کنه.
فقدان علوم انسانی قوی، نهایتا منجر میشه به مهندسی کردن همه‌چیز. و اشتباه گرفتن تربیت انسان با تیونینگ موتور!
با مشت آهنین، میشه میلیون‌ها زنبور کارگر تحویل جامعه داد. اما انسان قرار نبوده این باشه.