Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
ایمان، مسئولیت میاره‌. چون خودت رو قطره‌ای در برابر اقیانوس می‌بینی که با اینکه یک عضو ناچیزه، اما نسبت به صاحب اقیانوس وظیفه داره. و مسئولیت مثل زنجیری به گردن راحتت نمیذاره.

ولی هربار جلوتر که بری، ایمان از همه‌چیز رهات می‌کنه، چون صاحب اقیانوس نیازی بت نداره. این خود ایمانه که بت میفهمونه هیچ چیز مهم نیست. چون کسی نیستی، که مهم بودن چیزی لنگ تو باشه.

رها شدن از زنجیر، و رسیدن به رهایی، و دوباره از رهایی، رسیدن به گردن نهادن به زنجیر، یک چرخه بی‌نهایته. این دو نقطه مقابل هم، از تقاطع یک خط عمود بر این چرخه ایجاد شده. اون خط خودتی. اون گردن‌نهاده تویی، و اون آدم رها هم خودت.
و دورترین نقطه از خودت، جایی روی این چرخه‌ست که مابین این دو تقاطعه. جایی که نه دربندی، نه آزادی.

وقتی تازه‌واردی، هر بار چرخیدنت زمان میبره. مثل گردش یک شبانه‌روز. یا یک ماه. یا یک سال. اما میشه انقدر سریع چرخ زد که در هرلحظه در هر دو نقطه باشی.

سریع باش، تا همیشه به خودت نزدیک باشی.
8
در متون مقدس ابراهیمی اسم دو قوم به نام یاجوج و ماجوج اومده که فساد ایجاد می‌کردند اما زور مردم بشون نمی‌رسید تا اینکه سر و کله یکی از مردان خدا، که معلوم نیست کیه، پیدا شد و یه دیوار فلزی بین مردم و اون دو ساخت. و بشون گفت این دیواره حالا حالاها کار می‌کنه ولی آخرالزمان که شد اینا ازش رد میشن.

پیامبران اهل روشنفکربازی نبودند. اینکه هرچیزی رو میشه با گفتگو حل کرد براشون هیچ مفهومی نداشت. اتفاقا معتقد بودند خیلی چیزها رو نمیشه با گفتگو حل کرد و باید بین دو طرف دیوار کشید.‌
در نسخه قرآنی، مردم به اون مرد میگن دستمزدت رو میدیم، ولی میگه من دستمزد نمیخوام، فقط کاری که میگم انجام بدید. کاری که میخواست در انجامش کمک کنند ذوب کردن آهن و مس بود. یعنی خودشون این کار رو بلد نبودند، یا نمی‌دونستند در مقیاس بزرگ باید چطور انجام بشه.

این درست خلاف کاراکتر متداول قدرتمندان بود. مرد قدرتمند به این شناخته میشد که مردم رو به کار می‌گیره که راه بسازند. اما این مرد خاص، روش بستن راه رو به مردم یاد داد. و این یک برتری تکنولوژیک لازم داشته.

تکنولوژی در دوران ما مردم رو به سمت شر هل میده، چون استفاده ازش در مقیاس بزرگ در دست دولت‌هاست. برای اینکه نسبت به دولت برتری تکنولوژیک پیدا کنیم، تا بتونیم بین خودمون و اشرار، سد بزنیم؛ نیاز به مردان خدا داریم، که اهل علم و صنعت باشند‌. یعنی ریاضیدان، کدنویس، تحلیل‌گر، مهندس، طراحی که حفاظت مردم از شر براش اهمیت داره، و حاضره بدون مزد براشون کار کنه.
7
سرمایه توسعه تولید اینتل رو قراره دولت تأمین کنه، پس طبیعیه که حق داشته باشه بگه کجا احداث کن و کجا نکن. هرچند که اگه قرار بود پول رو سهامدارانش تأمین کنند هم باز این تعیین تکلیف رو انجام میداد، همونطور که همین دولت بایدن شرکت‌های آمریکایی رو از خرید هرنوع تجهیزات شبکه هواوی منع کرد و حتی استثنائاتی که در دوره ترامپ وجود داشت، لغو شدند.

ملزم کردن چین به تن دادن به قواعد دهکده جهانی، برنامه‌ای فراتر از فانتزی‌های فاشیستی چپ‌ها مثل زندگی بدون ماشین و بدون مالکیت و این چیزهاست.
Anarchonomy
سرمایه توسعه تولید اینتل رو قراره دولت تأمین کنه، پس طبیعیه که حق داشته باشه بگه کجا احداث کن و کجا نکن. هرچند که اگه قرار بود پول رو سهامدارانش تأمین کنند هم باز این تعیین تکلیف رو انجام میداد، همونطور که همین دولت بایدن شرکت‌های آمریکایی رو از خرید هرنوع…
پروسه محروم کردن مردم عادی از خودروی شخصی از خیلی قبل‌تر از معضل کمبود تراشه شروع شد.‌ با قوانین الزام‌آور دست و پاگیری که برای ایمنی و آلایندگی خودرو وضع کردند، تولید خودروهای سواری ارزان و سبک و کوچک، صرفه اقتصادی خودشون رو از دست دادند. چون در اون رنج از مدل‌ها، حاشیه سود بسیار پایینه، و اگه قرار باشه استفاده از انواع تکنولوژی‌های جدید اجباری بشه، همون حاشیه نازک هم محو میشه و ممکنه حتی به زیان برسه. در نتیجه خودروسازها به سمت مدل‌های بزرگ‌تر و سنگین‌تر رفتند که می‌تونستند با قیمتی بالای ۲۸ هزار دلار بفروشند. نتیجه این شد که در بازارهای بزرگ خودرو دنیا، نصف تمام خودروهای فروخته شده شاسی‌بلند هستند، که وزن بعضی‌هاشون به خاطر هیبرید بودن به ۲ و نیم تن میرسه. ظاهر قانون برای ایمن‌سازی و کم‌مصرف کردن خودروها بود. اما بزرگراه‌ها رو پر از تانک‌های پرمصرف گران‌قیمت کرد.
در اینکه طبقه الیت اصلا خوشش نمیاد مردم عادی یکی یه دونه ماشین بندازن زیر پاشون و بریزن تو خیابون‌ها، تردیدی نیست. اما بیشتر این شرارت محصول عملکرد بروکرات‌هاست که فکر می‌کنند میشه پشت میز نشست و برای مصلحت جامعه برنامه داد.‌
Anarchonomy
پروسه محروم کردن مردم عادی از خودروی شخصی از خیلی قبل‌تر از معضل کمبود تراشه شروع شد.‌ با قوانین الزام‌آور دست و پاگیری که برای ایمنی و آلایندگی خودرو وضع کردند، تولید خودروهای سواری ارزان و سبک و کوچک، صرفه اقتصادی خودشون رو از دست دادند. چون در اون رنج از…
زمانی وجود داشت که شرکت رنو با ۷ هزار یورو می‌تونست یک ساندرو در خود خاک اروپا تولید کنه! یعنی نزدیک به قیمتی که الان در ایران، پراید به اون رسیده. تصور کنید چقدر بازدهی بالا بوده که سایپا در ایران که با پایین‌ترین دستمزد کارگر در دنیا و بیشترین بهره‌مندی از آب و برق و فولاد و پلاستیک مفت! نمیتونه امروز بش برسه. اما امروز در اروپا، نگه داشتن هزینه روی این عدد غیرممکن شده. صدالبته یک مقدارش مربوط به تورمه، اما اینکه دیگه نمی‌تونند خودروی شهری پایین‌تر از ۱۶ هزار یورو بسازند، مربوط به تورم پول نیست. مربوط به تورم قانونه.
بین بچه‌تون و دولت فاشیستی یک سد دفاعی باشید، اما نذارید بچه‌تون حس کنه از یک سد دفاعی برخورداره. باید از همین سن بدونه که خودش مستقلا با دشمنش طرفه. و دشمن رو باید فریب داد.
اونجاش که پرسید «کدومش هژمون بود؟» و یارو سرش رو به نشانه «ها؟» تکون داد، نتونستم جلو خنده‌م رو بگیرم. اون شارلاتان که چهارتا کلمه یاد گرفته و هرجای مربوط و نامربوطی استفاده می‌کنه، اون شاسگول‌ها هم به عنوان شاگرد نشستن حتی نمیدونن هژمونی چی هست اصلا. ترکیبی از مرید و مرشد که در کادر دیده میشه، یک انعکاس عالی از ابتذال جاری در مملکته. اون چیزی که بامزه‌ترش می‌کنه سوژه بودن خودشونه. یعنی خودشون سوژه‌ای هستند که دارند درباره ظهورش ابراز نگرانی می‌کنند. یعنی بی‌محتوا شدن همه‌چیز در راه کسب درآمد بیشتر. خود اینکه کلاس درست کنیم و وایت‌برد بذاریم تا یه سری مهمل بی‌معنی رو انتشار بدیم، چون الان اینجوری پول درمیاد، همون موضوعیه که دارند درباره‌ش صحبت می‌کنند.


https://t.me/mamlekate/62886
اینکه هر ماه به سیستم ایمنی بدنت «یادآوری» کنی که باید چه کار کنه، یه استراتژی سلامت نیست‌. یه کمپین فروشه.
«غرق شده».
یعنی یکی داشته با سلاح متعارف غرق‌شون میکرده. پس میشده با سلاح متعارف این «غول» رو مهار کرد.

اعتماد به دولت از بدو کودکی باعث شد حتی در بدبینانه‌ترین حالت اگه اون رو شرور ببینیم، یک شرور زرنگ و زبل ببینیم، که میدونه داره چه کار می‌کنه. اما در واقعیت همیشه یک شرور کودن و شلخته بوده، که خودش هم نمیدونه داره چه غلطی می‌کنه.

«اگه آمریکا از بمب اتم استفاده نمی‌کرد معلوم نبود ژاپن تا کجاها بره» حاصل از همین تربیت بود. حاصل مستندات نبود. اگه هدف از بمب اتم دفع بدترین خطر بود، شوروی خطر خیلی بدتری بود. اما آمریکا باش مقابله که نکرد هیچ، بش تسلیحات هم میداد!

آیا باید امپراتوری ژاپن رو رها می‌کردند؟ نه. باید لهش می‌کردند. اما خیلی روی منطقی بودن برنامه له کردنی که رخ داد، حساب نکنید. عین همین مسئله در مورد ایران امروز هم صادق است.
دولتی‌ها، هرجای دنیا باشند، مجبورند وقیح باشند. هیچ استثنایی وجود نداره (اجبارش به این دلیله که طبیعت این موقعیت، می‌طلبه. وقتی هیچ‌جور دیگه‌ای نشه در موقعیت یک آدم دولتی ایستاد و زیر وزن شرم خم نشد، یعنی وقیح بودن یک الزامه).

نسخه اروپایی، معمولا وقاحتش رو با مغلطه‌های مختلفی نشون میده. که یکیش اینه: چون در نظام سیاسی دموکراتیک ما، اگر به نظر عوام اهمیت ندهیم نمی‌توانیم رأی بیاوریم، پس هر کاری که نظام سیاسی دارد انجام می‌دهد همان چیزی است که مردم خواسته‌اند!

اما ازون «چون» به اون «پس» نمیشه رسید. مثال زیاد داره، و دم‌دستی‌ترینش فروش سلاح به اعرابه. یا به رسمیت شناختن وحشی‌های اسلامگرا، که هیچ کدوم خواسته مردم نبودند. خروجی ائتلاف‌های حزبی بودند. و اندیشکده‌هایی پر شده از جانوران آکادمیک که فکر می‌کنند می‌دونند دنیا را باید چطور اداره کرد. در حالی که با یک ویروس تنفسی هم شوکه شدند.
Anarchonomy
دولتی‌ها، هرجای دنیا باشند، مجبورند وقیح باشند. هیچ استثنایی وجود نداره (اجبارش به این دلیله که طبیعت این موقعیت، می‌طلبه. وقتی هیچ‌جور دیگه‌ای نشه در موقعیت یک آدم دولتی ایستاد و زیر وزن شرم خم نشد، یعنی وقیح بودن یک الزامه). نسخه اروپایی، معمولا وقاحتش…
«مردم کشور دموکراتیک می‌توانند سیاست‌های کلی کشور را تغییر دهند، و ازین لحاظ در مرتبه‌ای بسیار بالاتر از کشورهای غیردموکراتیک هستند که سیاست‌های کلی خارج از حیطه تصمیم‌گیری عمومی است. اما این مردم به مجموعه‌ای از کفتارها رأی می‌دهند که مجموعا به خواسته‌هایشان بی‌اعتنا باشند. چون اساسا خواسته‌های یک ملت، یک مفهوم مبهم است. آن کفتارها نمی‌توانند به چیزی جز گاوبندی‌های حزبی که بازی قدرت را در جریان نگه می‌دارد و متأثر از اسنوبیزم طبقه الیت است، متعهد باشند. بنابراین برنده‌های این بازی، که در گردشند، فقط طبق منافع اقلیتی از جامعه، که در گردشند، عمل خواهند کرد. اما چون برنده است، منافع آن اقلیت به عنوان منافع اکثریت پذیرفته می‌شود» خارج از کشش ذهنی ساکنان برهوت خاورمیانه‌ست.
- به یه جانور آکادمیک اقتصاد خونده گفتم مثل اقتدارگراهای سایکوپت درباره اموال مردم حرف می‌زنید، بلاکم کرد. تو دانشگاه بش آموزش ندادن با حرف رک چطور مواجه بشه.

- این پسره که دو نفر رو در دفاع از خودش کشته بالاخره به حبس محکوم می‌کنند. نژادپرستی در آمریکا یه سرگرمیه. یه زمانی به صورت رندوم سیاه‌ها رو برای سرگرمی لینچ می‌کردن، الان به صورت رندوم این کارو با سفیدها می‌کنند. حتی اگه بچه باشن.

- یک روز بعد از پایان اجلاس اقلیمی گلاسکو اوپک با افزایش چهارصدهزار بشکه موافقت کرد. چون پارتی شبانه و دنس و خل‌بازی که تموم میشه، صبح باید بریم سر کار و زندگی واقعی.

- ایلان ماسک میگه با مالیات پلکانی مصرف موافقم چون مصرف، سرمایه رو به جای هدایت به تولید، به هرز میده! میگن این یکی از باهوش‌ترین‌ آدم‌های دنیاست. اوکی پس من افلاطونم.
وقتی به بهانه «خیر عمومی» و «مصلحت جمعی» در حوزه سلامت، آزادی‌ رو ازمون سلب کنند، هرروز ممکنه مصداقش رو تغییر بدن.‌ یک روز ویروس، یک روز سگ و گربه. این برای ما از بدیهیاته، ولی خیلی‌ها تا تن خودشون به فاشیسم نماله نمیفهمند در برابر چه چیزی کرنش می‌کردند.
لذا هر ایرانی‌ای دیدید که با اجباری شدن واکسن و بقیه ممنوعیت‌ها و کنترل‌های گشتاپویی موافق بود، ولی ازین قانون اعصابش خورد شده بود، با بیل باغبانی گِل بریزید تو دهانش. یه جوری بریزید که قشنگ پر بشه و هیچ‌ حفره خالی‌ای باقی نمونه. برای انتخاب گل هم وسواس داشته باشید.. مثلا از پشت دیوار دامداری‌ها که پِهن رو دپو می‌کنند و بارون میاد و‌ یه شیرابه خاصی جاری میشه تو زمین‌های اطراف... ازونجا بردارید.

https://t.me/AnimalsQuotes/2496
1
کدام دختر مستقل؟ چطور دختری در ایران میتونه مستقل باشه وقتی قانون کشور و فرهنگ عمومی، وابسته تعریفش کرده؟ ما اینجا دختر مستقل نداریم. دخترانی داریم که یک تبعید خودخواسته به خودشون تحمیل می‌کنند، تا هزینه‌های روانی خانه پدری رو با هزینه‌هایی از جنس دیگه، جایگزین کنند.
استقلال، قدرت ایجاد می‌کنه، و دختری که قدرت داره شرایطش رو تحمیل می‌کنه و ازدواجی که مطلوبشه به دست میاره. اونایی که ازدواج نمی‌کنند، اونایی نیستند که قدرت دارند. اگه قدرت تحمیل شرایط رو درآمد در نظر بگیریم، و مطالبات رو خرج؛ درآمد دختر ایرانی در مقایسه با پنجاه سال پیش رشد چندانی نداشته، اما خرجش خیلی بیشتر شده. دخل و خرج دختر ایرانی با هم نمیخونه. اونایی دارند ازدواج نمی‌کنند که قدرت‌شون بیشتر از دختر پنجاه سال پیش نیست، اما مطالباتشون مطالبات امروزه. و قدرت‌شون بیشتر نشده چون جامعه مدنی ما از پنجاه سال پیش تکون نخورده. فقط تک‌فردهایی داریم که به موفقیت‌های شخصی می‌رسند، و به خاطر حبابی که توش قرار دارند این موفقیت رو قابل تعمیم می‌بینند.

من باید از زندگی هم‌جنسات خلاصه وضعیت بدم فمنیست جهان‌سومی کله‌پوک؟
فکر می‌کنه این کفایت می‌کنه! یعنی با خودش گفته یه چیزی تو گالری گوشی داشتم اون باید حتما کفایت بکنه.. بذار بگردم.. اسکرول اسکرول.. آها همینه
اینو بذارم دهان طرف بسته میشه!

محاسبات مغزش اینجوریه.

دقیقا همین‌ها که با عکس جنازه میخوان «حرف حساب» پیش‌خرید کنند، اگه از جبهه فرار کنید دیگه با حرف حساب کاری ندارند، شما رو از پشت با تیر می‌زنند. اونی که میگه برای وطنی بمیر که خروجیش برات صفره، اگه بتونه، یه روز به خاطر وطن خونت رو میریزه. شما رو اونایی نمی‌کشن که میخوان به مرز تجاوز کنند. شما رو اونایی می‌کشن که نمیخوان بذارن به مرز تجاوز بشه.
2
میگن چرا هی از کشورهای دیگه ایراد می‌گیری.
چون ویروس‌ها همه‌جا پخش میشن.

#استفراغات_معماران
مسابقات قهرمانی جای خوبیه برای جایگزین کردن تراژدی‌های نابودکننده دنیای واقعی، با نسخه خیلی تنزل‌یافته و ساده شده‌ای از ناکامی. با این فرق که اینجا همه شکستت رو تماشا می‌کنند و تلاشت رو تشویق‌. یک فضای مصنوعی ساختیم، که توش غیر از آسیب‌دیدگی غیرقابل جبران، که خیلی حواس همه هست که رخ نده، هر اتفاق دیگه‌ای «عیب نداره». حتی بدترین نتوانستن‌ها و بدبیاری‌ها. یک دنیای کوچک و فانتزی درون دنیای واقعی ساختیم، که مثل دنیای واقعی فراز و نشیب داشته باشه، اما هیچ‌جاش تلخ نباشه.
برای همین به کسی که عکس زمین خوردن یک ویلچری در خیابان رو منتشر می‌کنه میگن «تو دیگه چه آدم مزخرفی هستی؟». اما وقتی عکس زمین خوردن همون ویلچری تو دنیای مصنوعی ورزش قهرمانی رو ببینند میگن «آدم کیف میکنه از دیدن این تلاش‌‌ها و کم‌نیاوردن‌ها». و بعدا در دسته «زیبایی‌های این دوره از مسابقات» قرار داده میشه.
2
Anarchonomy
تا وقتی بسته‌های امید واهی فروش میره، فروشنده خواهد داشت. لازم نیست همه باور کنند. همون تعدادی که بشه چندتا بسته بشون فروخت باور کنند، کافیه. من این رو از یه دستفروش یاد گرفتم. وقتی بش گفتم اینی که داری میدی از مغازه هم گرونتره، گفت: تو میدونی گرونتره.
بعد از چهل و سه سال حکومت بر ایران، در جمهوری‌اسلامی نباید هنوز همه در حال رقابت برای منصوب کردن دامادهاشون در پست‌های دولتی می‌بودند. مثل روسیه روش‌های چاپیدن و ارتزاق از رانت باید سازمان‌یافته شده و به پشت صحنه منتقل میشد. مردم ما متوجه نیستند با چه مسئله‌ای مواجهند. حتی با تجربه‌ها و موسفیدها میگن «ازین فامیل‌‌بازی‌ها در ایران همیشه بوده». و فکر می‌کنند این حرف نشان‌دهنده بینش درست‌شون به تاریخ معاصره! در حالی که نمیفهمند به یک شکل ماندن فساد، با ماندن فساد، دو مسئله جدا هستند. در روسیه هم همیشه فساد بوده، اما فساد امروزشون با فساد پنجاه سال پیش‌شون قابل مقایسه نیست. فساد در ایران به یک شکل مانده چون #گله_گاو هرچقدر هم روی جای سم خودش راه بره نمیفهمه قبلا از همونجا رد شده! شما با کسانی طرفید که هنوز شهوت عناوین دولتی دارند، چون تشکیلات قابلیت اینکه عناصر چیپ و سخیف رو تصفیه کنه، نداره. در روسیه نمیذارن یه آدم ندید بدید دهاتی به رده‌های بالاتر برسه.

وقتی پنج سال بعد از ملاقات یک مریض سرطانی که شیمی درمانی انجام میداده و درگیر عوارضش بوده، دوباره ملاقاتش کنی و ببینی هنوز تحت درمان شیمی درمانیه، نمیگی این علائم رو همیشه داشته. نتیجه می‌گیری که مرگش نزدیکه.
تزریق هر نوع امیدواری به بهبود شرایط، به هر وسیله‌ای و با هرتوافقی، یک نوع استحماره. اگه کشور چهل و سه سال درگیر سخیف‌ترین فسادها بوده، چهل و سه سال بعد هم درگیرش خواهد بود. تا اینکه روزی برسه که حتی چیپ‌ترین افراد هم نتونند چیز بدردبخوری در ایران پیدا کنند.
2
بچه مسلمان گمان برد که وقتی بش گفتند هر که از ذکر خدا روی گرداند معیشتش تنگ خواهد شد، یعنی با چند ورد جادویی میشه روزگار خوبی داشت! قبل از اسلام با جن و جادو و این سرگرمی‌ها مشغولیت‌های زیادی داشت، و کلا با وردخوانی خوب کنار می‌اومد. بعدها فرهنگ هندی وارد جامعه اسلامی شد و این‌بار با مدیتیشن اشتباهش گرفت. این یکی از کهن‌ترین سوء تفاهم‌های تمدن ما بود، و تا همین الانش زنده مونده، و حتی جهانی‌تر هم شده. امروز مردم مراقبه رو در جلسات آنلاین انجام میدن، اون هم به صورت زنده و از طریق اپل‌تی‌وی! ذکر به بخشی از یک ورزش روحی، که حالا به جماعت هم برگزار میشه! تبدیل شده.. اما در دین ابراهیمی موضوع اصلا این نبود. در ذکر مدرن هدف اینه که
Stay focused!

اما ذکر ابراهیمی ازت میخواست این رو انجام بدی:

Hold the line!

فوکوس روی چه؟ ذکر سکولار هدف نداره. رسیدن به فیتنس عصبی، دستاورد کمی نیست، اما در برابر هدفی که دین ابراهیمی تعیین کرده، هیچه. ذکر، برای این بود که خط رو نگه داری، و برای اینکه خط رو نگه داری باید همیشه حواست باشه کجا ایستادی و چرا اونجا ایستادی.

هواپیما اگه نتونه حداقلی از سرعت رو حفظ کنه استال میشه و سقوط می‌‌کنه. نگه داشتن خط هم حداقلی از مصرف سوخت نیاز داره. اگه کسی پدرت رو به قتل رسونده باشه و مصمم باشی از قاتل انتقام بگیری، حتی اگه یه سامورایی باشی باید تا زمان فراهم شدن فرصت انتقام، کینه‌ت رو زنده نگه داری. وگرنه بسیار محتمله که غم از دست دادن پدر، با وجود تراژیک بودنش، انقدر کمرنگ بشه که یادت بره برای چی باید دردسر انتقام رو به جان خرید.
ذکر برای اینه که نسبت به شیطان
Outraged

باقی بمونی، و نسبت به راستی و درستی، وفادار. چون اگه ذکر نباشه، ممکنه یادت بره چرا باید از یکی‌شون فاصله بگیری، و به یکی‌شون نزدیک بمونی. شیاطین می‌تونند انقدر برای آدم عادی بشن، که انگار یکی مثل بقیه هستند. ذکر برای اینه که هیچوقت عادی نشن، و هیچوقت نفرت و عصبانیت کاهش پیدا نکنه.

ننوشت معیشت سخت. گفت معیشت تنگ. ضنک به وضعیتی که میگن که نمیشه توش زیاد تکون خورد. سرباز وظیفه در پادگان میدونه این چه وضعیتیه. لباس رزم تنش کردن اما هیچ‌وقت در حال رزم نیست، در حال بیگاریه. وقتی ذکر نیست، یعنی وقتی در حال نگه داشتن خط نیست، روزگار میگذره، اما یه چیزی درست نیست، و نمیدونه چی درست نیست. نادان‌ها تشویش و اضطراب تفسیرش کردند. اما استرس رو‌ کسی داره که منتظره اتفاقی بیفته. اما اونی که در تنگنای ذهنیه، حس می‌کنه در رکود مطلق گیر افتاده.

یادآوری آبان هم برای همین مهمه. که یادمون نره برای چی پر از نفرت بودیم، و نذاریم ذره‌ای ازون نفرت کاسته بشه. ذکر، قرار بود این باشه.
9