Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
تو فون‌بوکش انقدر اسم هست که قرار باشه همه‌ رو یک‌جا ملاقات کنه تو یه سالن کشتی جا نمیشن. با هرکسی میتونه آشنا بشه، و شاید بعدن همکار. به من می‌گفت روابط عمومی تو ضعیفه!.. و خودم تأییدش می‌کردم. اخیرن می‌خواست بره بازار تهران چیزی بخره، گفتم برای من جز کمردرد…
یه بچه هفده ساله رو که در بلبشوی چپ‌های خیابانی، در دفاع از خودش و مردم محله‌ش دونفر رو کشت، به صلابه کشیدند و این تازه فهمیده که موضوع تیراندازی یه نژاپرست سفید به سمت معترضان سیاه‌پوست نبوده. بلکه دوتا سفید رو کشته! و از خودش متعجبه که چرا با اینکه تحصیلکرده‌ست انقدر معکوس فهمیده داستان رو.

وقتی در دراز مدت چک نکنی که مغزت کجاها رو خوب پوشش نمیده، یه وقتی میفهمی ذهنت رو به بازی گرفتن که ممکنه دیر شده باشه. مثل آدمی که تو پارتی مست می‌کنه و بش تعرض می‌کنند و متوجه نمیشه.. و وقتی صبح همه‌چی از سرش پرید از خودش میپرسه «چطور اجازه دادم به واژنم دست بزنند؟».
1
وقتی رهبرشون معنی قرآنی «مستضعف» رو طوری تغییر میده که فقط از عبید زاکانی برمی‌اومد، طبیعیه که تعریف نماز جمعه رو هم به تعریف کلاس یوگا نزدیک کنند.
از شقی‌ترین افراد روی زمین همین انتظار رو دارم.

https://t.me/AnimalsQuotes/2454
مجتمع مسکونی را شبیه پارکینگ طبقاتی بسازید و فینالیست جایزه بزرگ ساختمان‌سازان استرالیا شوید.

#استفراغات_معماران
در دهه سوم قرن بیستم روسیه بهشت چپ‌ها و آتئیست‌ها بود، و اروپای غربی بهشت راست‌ها و ناسیونالیسم مسیحی. الان و در دهه سوم قرن بیست و یکم، جای این‌ها فلیپ شده. روسیه شده مدافع راست‌گرایی، محافظه‌کاری، ملی‌گرایی و مسیحیت ارتودکس. و اروپا شده جبهه چپ‌گرایی و دین‌گریزی و رفرمیسم افراطی.
آزار اتحادیه اروپا با سیل مهاجران خاورمیانه‌ای که داره بلاروس انجام میده (چون موثر بودنش رو قبلا از طریق اردوغان دیده‌اند)، یک نوع تست استقامت برای ایده‌های قرن بیست و یکمی اروپا هم هست. اگه به ایده‌های سوسیالیستی مهاجرت باور دارند، نباید اقتدارگرایانه مرز رو ببندند. و اگه بخوان از ورود مهاجر مهاجم جلوگیری کنند، باید به ناسیونالیسم متوسل بشن.‌ از قضا خط مقدم این مقاومت مرزی هم لهستانه، که نه تنها برای دفاع، متوسل به همون ناسیونالیسم راست‌گرایانه‌ست که برلین و بروکسل تا الان «خطرناک» توصیفش می‌کردند، بلکه سربازان لهستانی دارند انگیزه اصلی رو از دفاع از میهن «مسیحی» لهستان می‌گیرند، تا جایی که کشیش تا لب مرز اومده و براشون دعا میخونه!
کمدی تاریخی بامزه‌ای شده که به همون کشوری که چون به خاطر مسیح با سقط جنین مقابله می‌کنه بش می‌گفتند «کندوی افراطیون» و تهدیدش کردند که تحت فشار اقتصادی قرارش میدن، بگن به خاطر مسیح جلوی این لوکاشنکو دیوانه بایستید!

ناسیونالیسم اروپایی، حتی با وجود رشادت‌های لهستانی و مجارستانی، قابل احیاء نیست. و گرنه مردم آلمان انقدر بی‌اعتنا نبودند به فعال شدن دوباره پایگاه موشک‌های هسته‌ای آمریکا در آلمان، که اجازه‌ اولیه‌ش در جنگ جهانی دوم صادر شده، و هر کشور دیگه‌ای بود حداقل بخشی از دانشجویانش می‌ریختند خیابان برای اعتراض به این دهن‌کجی به حاکمیت ملی.
اما ایمان مسیحی، چیزیه که نمیشه نیاز به اون رو خیلی پشت گوش انداخت.
نه، هنوز نفهمیده. نمیگه اصلا نمیشه قیمت‌ها رو کنترل کرد. فقط میگه اینجوری نمیشه.
این‌ها گنجینه واژگان‌شون هم قرضیه. «کنترل دستوری» نمی‌دونستن چیه که. فقط شنیده بودن تو دانشگاه این عبارت استفاده میشه و مثل اینکه خیلی مفهوم مثبتی نداره. ما در لایه اول واقعیت رو داریم. در لایه دوم جانوران آکادمیک رو.‌ در لایه سوم کاریکاتوری جهان‌سومی از آکادمی رو داریم، و در لایه چهارم چوپون‌هایی که با تکرار مجموعه‌ای از واژگان، خودشون رو از لایه سوم معرفی می‌کنند. یه لایه پنجمی هم داریم که باورشون میشه لایه چهارمی‌ها متعلق به لایه سومند.
6
آرنولد یه ویدئو داره درباره وزنه زدن‌. میگه اونایی که ورزش نمی‌کنند میگن وقت نداریم، ولی یک روز بیست و چهار ساعته، شش ساعتش رو بخوابید میمونه هجده ساعت برای کار و خانواده و تفریح و کتاب و این چیزا. حتما میشه اون وسط یه وقتی برای کار روی بدن‌تون پیدا کنید.
کی میتونه با این حرف حساب مخالفت کنه؟
من.
چون حرف حساب نیست. و شاهدش؟ خود آرنولد. یک عمر وقت داشت روی ذهن خودش کار کنه، اما هنوز خیلی از چیزهایی که یک مرد سالخورده باید میفهمید رو درک نمی‌کنه. اگه هر روز پونزده دقیقه ذهن خودش رو به چالش می‌کشید، الان یه کنفوسیوس فیت بود!

دقیقا به همون دلیل که مردم برای توسعه ذهن‌شون وقت نمیذارن، برای توسعه بدن‌شون هم وقت نمیذارن. و اون نداشتن دیسیپلین در زمان نیست. اگه اینطور بود ارتشی‌ها در جسم و روح، سرآمد جامعه بشری می‌بودند. ولی از همه روان‌پریش‌ترند.
مردم بدن یا ذهن‌شون رو به چالش نمی‌کشند چون نمیخوان شراب مسموم ضعف رو سر بکشند. ورزش، از نگاه فیزیولوژیست، گردش خون و اکسیژن‌رسانی و ترشح هورمونی و این چیزها رو افزایش میده و انگیزه آدم رو بیشتر می‌کنه. اما برای کسی که در چالش قرار گرفته، ورزش فقط یادآوری این واقعیته که چقدر ناتوانه. با نوار قلب نمیشه فهمید طرف داره در برابر چه نیرویی از یأس مقاومت می‌کنه.

میشه سال‌ها در دهکده‌ای در مجاورت یک جنگل انبوه و تاریک زندگی کرد و هیچوقت پا به اون جنگل نگذاشت. میشه حتی افسانه ساخت که هرکی پاش رو اونجا گذاشته دیوانه شده. تا جرئت نکردن به ورود به جنگل رو با این افسانه‌ها توجیه کنه.

میشه مغز رو تست نکرد که چقدر نمیتونه.
11
وقتی هیچوقت انشائت خوب نبوده، اما همشون رو با «قلم در دست می‌گیرم و انشای خود را آغاز می‌کنم..» شروع کرده بودی و هیچوقت بت کمتر از هجده ندادند و فکر کردی نویسنده‌ای.
3
هیچ‌کدوم از اقتصادخوانده‌ها، اعم از گونه وراج، گونه میرزابنویس، گونه نمودارباز، و گونه کلش آو کلان، درباره اتریوم چیزی نمیگن. وال‌استریتی‌ها، کشیش‌های بروکسل، کفتارهای لندن، و خبرمالگان حوزه فاینانس هم چیزی درباره‌ش نمیگن. انگار وجود نداره. اما همشون هرروز که از خواب بیدار میشن، یه زری درباره بیت‌کوین می‌زنند. موضوع فقط دفاع از قلعه دلار و یورو نیست. موضوع اینه که فقط بیت‌کوین اجتماعی ساخته که در اون حتی یه بچه هفده ساله میگه «دولت گه خورد». از انقلاب فرانسه به این طرف، هیچ‌وقت این طیف متکثر از شهروندان در برابر دولت دموکراتیک انقدر گستاخ نشده بوده. اون‌ها ازینکه نُرم نظام پولی تغییر کنه، نگران نیستند. اتفاقا خودشون دنبال تغییرش هستند. بلکه میخوان یک نسل یاغی بوجود نیاد. و اگه اومد، سرکوب بشه.
5
مردم فکر می‌کنند اینکه «باید از شهر فرار کرد» یه موضوع جدیده. هوراس، شاعر دوران امپراتوری روم، پنجاه سال قبل از میلاد مسیح نوشته بوده یه تکه زمین خارج شهر داشته باشم، یه باغچه نقلی توش داشته باشم که آبش هم به راه باشه، دیگه چی میخوام از خدا؟
حتی اون زمان مفهوم «روحیه روستایی» وجود داشته، و ازینکه گسترش شهر داره مردانی با این روحیه رو منقرض میکنه متأسف بودند. البته نه اون‌هایی که در شهر داشت بشون خوش میگذشت. بلکه کسانی مثل هوراس که میفهمیدن زندگی شهر، دیگه زندگی مطلوب آدمی که ذهنش خوب کار می‌کنه نیست.
5
تو قسمت مقالات یکی از مجلات پربازدید سوئیسی، یه مطلب هست درباره اینکه وقتی لباسی که چرکه ولی هنوز زوده بندازیم ماشین رو بندازیم رو صندلی، یواش یواش عادت میکنیم به این صحنه و تعدادشون بیشتر میشه! یه مطلب دیگه هم هست درباره یه خانوم وکیل که کارش اینه که هرروز یه شرکت رو به بهانه گرم کردن کره زمین مورد آزار قضایی قرار بده، و یه جوری درباره‌ش حرف میزنه که انگار یه ماجراجویی شیرینه! یه مطلب دیگه هم هست که بعضی‌ها دوچرخه‌های گرون میخرن و همسرشون شاکی میشه که چرا انقدر پول به دوچرخه دادن و کار ممکنه به طلاق بکشه! یه مطلب دیگه هم هست درباره یه مشروب فروشه که بساطش رو جمع کرده و میخونه‌ش رو تبدیل کرده به ایستگاه واکسناسیون و به دولت کمک می‌کنه!


سطح دغدغه و درگیری‌ها، مغز آدم رو داغ می‌کنه.
Anarchonomy
تو قسمت مقالات یکی از مجلات پربازدید سوئیسی، یه مطلب هست درباره اینکه وقتی لباسی که چرکه ولی هنوز زوده بندازیم ماشین رو بندازیم رو صندلی، یواش یواش عادت میکنیم به این صحنه و تعدادشون بیشتر میشه! یه مطلب دیگه هم هست درباره یه خانوم وکیل که کارش اینه که هرروز…
جمعیت سوئیس اندازه جمعیت تهرانه.‌ با اینکه ۷۴ درصد بالای ۱۲ سال دو دوز واکسن رو زدن (استان گیلان ما هم در همین رنج قرار داره الان)، هرروز داره ۴ هزار کیس جدید گزارش می‌کنه. اگه در کشوری که مثل اینجا همه در بین همدیگه نمی‌لولند، ۷۴ درصد واکسناسیون بعلاوه ایمنی طبیعی مبتلایان که ۳۰ درصد جمعیت هستند، نمیتونه جلوی ادامه شیوع رو بگیره، هر ادعایی مترادف «بقیه مردم هم بیان واکسن بزنند تا ریشه‌کن بشه» مهملی بیش نیست.
وقتی قالب کردن شبه‌علم به مردم فقط برای آخوندها ممنوع باشه، و نه برای جانوران آکادمیک، نتیجه‌ش میشه چنین وقاحتی. درست وسط جولان ویروس به پیر و جوان واکسن زدند، بدون اینکه بیشترشون نیاز داشته باشند، و بدون اینکه پروتکلی رعایت بشه، تا یک محیط ایده‌آل برای جهش ویروس ایجاد بشه، و بعد که جهش کرد بگن «واکسنه خیلی خوب کار کرد، ولی ویروسه هم خیلی زرنگه!».

البته اون صغیرهایی که میگفتن «همون کاری که کانادا می‌کنه رو ما هم باید بکنیم» الانشم نمیفهمن چه حجمی از وقاحت در برابر ماست.
جلوی استفاده از مثال کمربند ایمنی خودرو برای واکسن رو نمیشه گرفت. آخوندها و فاشیست‌های چپ، این مثال و مثال چراغ راهنمایی رو نداشته باشند، برقشون قطع میشه. حتی اگه کار به جایی بکشه که بگن «تو کمربند ببند تا من تصادف نکنم!» باز باید ازش استفاده کنند. مجبورند. اما بد نیست بدونند روز اولی که کمربند ایمنی در آمریکا اجباری شد، برای کاستن از آمار تلفات تصادفات نبود. برای این بود که پلیس یه بهانه داشته باشه تا ماشین رو متوقف کنه و راننده سیاهپوست رو که به احتمال زیاد با خودش مواد داره رو بازداشت کنه.

یه لحظه به نظرت رسید کل تاریخ رو یه نفر نوشته؟ به دوران بلوغ خوش اومدی‌.
تا وقتی بسته‌های امید واهی فروش میره، فروشنده خواهد داشت. لازم نیست همه باور کنند. همون تعدادی که بشه چندتا بسته بشون فروخت باور کنند، کافیه. من این رو از یه دستفروش یاد گرفتم. وقتی بش گفتم اینی که داری میدی از مغازه هم گرونتره، گفت: تو میدونی گرونتره.
همونایی که تو افغانستان برای مثلا انتقام‌ گرفتن بابت اتفاقی که در فرودگاه کابل برای سربازان‌شون افتاد یه خونه رو ترکوندن که مثلا داعش رو بزنند اما معلوم شد فقط بچه‌ها رو تکه تکه کردند و همین پریروز اعلام کردند در اشتباه رخ داده، هیچ‌کس مقصر نیست! حالا میگن بعد از سلیمانی، جمهوری اسلامی دیگه کنترلی روی نیروهای تابع جمهوری اسلامی در عراق نداره! و چرا میتونند به فریب مردم‌شون ادامه بدن؟ چون نه مردم‌شون دست از اعتماد کردن به دولت برمیدارند، نه ما میخوایم بپذیریم که برای پس گرفتن آزادی‌مون، فقط با یک حکومت طرف نیستیم.
سلام و عرض ادب خدمت خواهر ایرانی و هموطنم

اگر بخواهیم مشت را نمونه خروار بگیریم، شما عملا در کانال من حضور نداری، و با من آشنایی نداری، چون اینجا همه مردان گنده هستند. ولی کسانی که با من آشنایی دارند می‌دانند که نوع نگاهم به جامعه پزشکی ایران طوری است که اگر کودک آزاردیده‌ای بودم ده درصدشان را جدا می‌کردم و بقیه را در کوره آدم‌سوزی می‌ریختم، و به صورت عمومی به همه، از بی‌وارث و بدوارث، توصیه می‌کنم تا انسان در معرض ملاقات با حضرت عزراییل قرار نگرفته نباید خود را به دست پزشکان بسپارد، و اگر حتما لازم شد بسپارد، سعی کند پول جور کند، قرضی بگیرد، چیزی بفروشد، چیزی را دو در کند، و برود در یکی ازین کشورهای همسایه جراحی‌اش را انجام بدهد. و فقط اگر آه در بساط نداشت و دلخوش به بیمه بود، پس از ثبت وصیت برود به یکی از بیمارستان‌های کشور. این مانیفست کلی من در مورد درمان است.

اما خواهرم.. اولا حجابت را. دوما اینکه شما داری در این وضعیت کاری می‌کنی که با مانیفست من که حاصل خونریزی‌های زیادی بوده، نه تنها جور نیست، بلکه درست خلاف آن است. شما برای عمل زیبایی که از مستحبات است، خودت را میسپاری به دست این جماعت، که بیشترشان فرق قیچی و ناخن‌گیر را نمی‌فهمند. نمی‌دانم برادر بزرگت اجازه می‌دهد به تو بگویم عزیزم یا نه.. ولی عزیزم، تو در یک کشور نرمال قرار نداری. خطای پزشکی همه‌جای دنیا وجود دارد، اما نوعش فرق کرده. الان بیشتر خطاها، تحلیلی هستند، نه اجرایی. الان کسی را به جای اینکه دماغش را درست کنند، کور نمی‌کنند! این اتفاقات دارد در ایران میفتد. چه شواهد و مدارک دیگری باید جمع‌آوری شود تا بفهمی اینجا آنجایی که فکر کردی نیست؟ شاید می‌گویی با دماغ کوفته‌ای شوهر گیر نمی‌آید. ولی باید بشاشی بر ازدواجی که با این اصلاحات غضروفی پا گرفته است. عمر مفید صورت تو ده سال است. برای بعد از آن ده سال مردی لازم داری که اگر شبیه هاپوکومار در خانه مادربزرگه هم شده بودی، نگهت دارد. اینکه برای این فریب ده ساله، خودت رو وارد ریسکی کنی که چند برابر ریسک متناظر در بقیه کشورهاست، به قول خداوند کریم در قرآن مجید، بد معامله‌ایست.

البته از هرچه بگذریم یور بادی یور چویس
اما چووووووز وایزلی.
8
دولت ترکیه روی رودخانه‌ای که چندهزارساله یک منطقه بزرگ رو زنده نگه داشته سد میزنه. جوان عراقی در کشوری عمدا خشکانیده شده، و عمیقا فاسد هیچ آینده‌ای برای خودش نمی‌بینه. به ترکیه میره تا شاید بتونه خودش رو به اروپا برسونه. ترکیه پشت مرز نگهش میداره تا ازش به عنوان سلاح برای تهدید اروپا استفاده کنه.

اون جوان عراقی که امروز آواره‌ست، و اون جوان عراقی که قراره به زودی آواره بشه رو درک می‌کنم. اما تنها دلیلی که می‌تونند این بلاها رو سر ما بیارن این بوده که براشون هزینه ایجاد نکردیم.
8
از جانوران آکادمیک پرسیدن چرا در دانشگاه کار می‌کنید؟ ۴۵ درصد گفتن «چه غلط دیگه‌ای میتونم بکنم؟». ۲۰ درصد گفتن « راه برگشت ندارم». ۲۵ درصد گفتن «بدون دانشگاه هیچ پخی نیستم». و فقط ۱۰ درصد گفتن کاری که دارم انجام میدم بدرد میخوره.

یعنی حتی اگه من میخواستم از قبل حدس بزنم درصدها رو انقدر نابودکننده حدس نمیزدم.
4
در دانشگاه توهم تسلط بر طبیعت در ذهن فرد کاشته میشه و معمولا تا آخر عمر باش باقی میمونه. در این وهم و حباب، فکر می‌کنه همونقدری که به آپارتمان هشتاد متریش شناخت داره، به طبیعت یک سیاره هم شناخت داره، و میدونه از کجا به کجا باید لوله کشید! کجا رو باید دیوار تیغه زد! کجا نور میخواد، کجا نمیخواد! و کجا رو باید آب‌بندی کرد که نشت نکنه و آب هدر نره!
اومده نوشته خیلی از زنم خوشم میاد، طوری که نمیتونم چشم ازش بردارم و خیلی ذهنم درگیرشه. ممکنه این یه اختلال روانی باشه؟ باید به مشاور مراجعه کنم؟
و یه دختره فمنیست زیرش نوشته: شیفتگی زیاد هم مثل کمش میتونه مضر باشه!

فکر می‌کنند اکستریم هرچیزی حتما دو قطب داره، و مثل گلوکز، هم کمش خطرناکه هم زیادش! و گلوکزپنداری همه‌چیز رو انقدر تکرار کردن که بدبخت‌هایی مثل اون مرد احساس می‌کنند حالت غیرعادی دارند!