با اینکه امید به زندگانی پایینی دارم اما میترسم چندسال بعد از دست خودم عصبانی بشم که چرا در زمانهای که این رجالههای بیمایه درباره موضوعاتی که خیلی بزرگتر از قوارهشون بود کتاب نوشتند، من چیزی ننوشتم. وقتی در معرفی کتابشون هم نمیتونستند حتی یک پاراگراف بنویسند که سالاد کلمات نباشه، چرا من چیزی ننوشتم.
❤3
Anarchonomy
با اینکه امید به زندگانی پایینی دارم اما میترسم چندسال بعد از دست خودم عصبانی بشم که چرا در زمانهای که این رجالههای بیمایه درباره موضوعاتی که خیلی بزرگتر از قوارهشون بود کتاب نوشتند، من چیزی ننوشتم. وقتی در معرفی کتابشون هم نمیتونستند حتی یک پاراگراف…
میدونم که توقع من کمی بالاست البته. وقتی در آمریکا، که لابراتوار «دولت مدرنِ ناب»! است (که معلوم نیست ناب در اینجا معنیش چیه، ولی لابد «دولت مدرن واقعی این نیست» زیادی پشتشه)، فائوچی که عامل آلوده شدن جهان به ویروسه، میشه مسئول پاکسازی جهان از ویروس! طبیعیه که در ایران هم تکنوکرات قزبیتی که مانع توسعه بوده، موانع توسعه ایران رو ریشهیابی کنه!
❤3
نه اتفاقا برعکسه. این اوباش بیسواد میگن حسن از سیستان و کاظم از اردبیل پنج هزارساله که جونشون درمیره واسه همدیگه! اما چون دولتهای مستقر نمیپذیرند که همه ایران همیشه یه چیز رو میخواد، کارها پیش نمیره!.. هرچند که انقدر دوزاریاند که حتی همین برداشت فاشیستی از ایران رو هم نمیتونند درست منتقل کنند.
❤1
جمهوری اسلامی در حوزه رسانه و کتاب، در حالی که همهی روایتهای غیرحکومتی رو از دم تیغ میگذرونه، نسبت به سه شاخه اصلی از آدرسهای غلط، رواداری زیادی نشون میده و اجازه میده دربارهشون بحث شکل بگیره و نرمالایز بشه:
۱- ایران یه دیکتاتور میخواد
۲- ایران یه امپراتوری میخواد
۳- ایران یه جراحی بزرگ میخواد
که هر سه مهمل محضند.
اولی ما رو از مردم آفریقا که هیچ تجربه تاریخی در حکومتداری متمرکز نداشتند اما الان دموکراسیهای نسبتا قابل تحملی دارند هم پایینتر فرض میگیره. مردم کنیا و آفریقای جنوبی بدون دیکتاتور کارشون راه افتاد، فقط کار ما راه نمیفته؟ یه مشت سادهلوح هم با موضع خیابانی و صرفا خیابانی «رضاشاه روحت شاد» خودشون رو به ابلهان مفید این آدرس غلط تبدیل کردهاند.
دومی ما ایرانیها رو موجودات غیرعادیای بیرونزده از دل تاریخ فرض میگیره که خارج از آکواریوم یک سیستم اقتدارگرای عظیم و متمرکز، نمیتونیم زیست نرمال داشته باشیم! و اساسا هدف از به دنیا اومدنمون، آبیاری هویت تاریخی این سیستم مقتدر بوده! نه تنها به این شکل وانمود میکنند روز خوش به ما ایرانیها نیومده، بلکه برای رسیدن به روز خوش هم فقط یک راه داریم، و اونم ساخت یک ایرانشهر افسانهایه!
سومی فلاکتی که با مشت آهنین یا فاشیسم عریان بمون تحمیل شده رو مشکلاتی پیچیده و کلافی در هم پیچیده جلوه میده که اصلا و ابدا با تغییرات ساده قابل حل نیستند، و چون پیچیده و سختفهم هستند باید یکی دو قرن صبر کرد، یا تن به خونریزیهای شدید داد! و مثلا اون تحولاتی که در چین، ویتنام، کره جنوبی، و حتی ترکیه در عرض یک برنامه ده ساله رخ داد، تو ایران اصلا قابل اجرا نیستند!
۱- ایران یه دیکتاتور میخواد
۲- ایران یه امپراتوری میخواد
۳- ایران یه جراحی بزرگ میخواد
که هر سه مهمل محضند.
اولی ما رو از مردم آفریقا که هیچ تجربه تاریخی در حکومتداری متمرکز نداشتند اما الان دموکراسیهای نسبتا قابل تحملی دارند هم پایینتر فرض میگیره. مردم کنیا و آفریقای جنوبی بدون دیکتاتور کارشون راه افتاد، فقط کار ما راه نمیفته؟ یه مشت سادهلوح هم با موضع خیابانی و صرفا خیابانی «رضاشاه روحت شاد» خودشون رو به ابلهان مفید این آدرس غلط تبدیل کردهاند.
دومی ما ایرانیها رو موجودات غیرعادیای بیرونزده از دل تاریخ فرض میگیره که خارج از آکواریوم یک سیستم اقتدارگرای عظیم و متمرکز، نمیتونیم زیست نرمال داشته باشیم! و اساسا هدف از به دنیا اومدنمون، آبیاری هویت تاریخی این سیستم مقتدر بوده! نه تنها به این شکل وانمود میکنند روز خوش به ما ایرانیها نیومده، بلکه برای رسیدن به روز خوش هم فقط یک راه داریم، و اونم ساخت یک ایرانشهر افسانهایه!
سومی فلاکتی که با مشت آهنین یا فاشیسم عریان بمون تحمیل شده رو مشکلاتی پیچیده و کلافی در هم پیچیده جلوه میده که اصلا و ابدا با تغییرات ساده قابل حل نیستند، و چون پیچیده و سختفهم هستند باید یکی دو قرن صبر کرد، یا تن به خونریزیهای شدید داد! و مثلا اون تحولاتی که در چین، ویتنام، کره جنوبی، و حتی ترکیه در عرض یک برنامه ده ساله رخ داد، تو ایران اصلا قابل اجرا نیستند!
❤8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی با قوری چای میریزیم تو فنجون، زیر قوری خیس میشه. چون یه مقدار از مایع از زیر دهانهش سرازیر میشه و روی بدنه قوری سر میخوره و میره تا زیرش. یه نفر نشسته با محاسبات ریاضی و تحلیل مکانیک سیالات نشون داده چطور این اتفاق اعصابخورد کن رخ میده. پدیدهای فوقالعاده پیچیدهست، و کار طرف پشمریزانه.
❤6
بله، و امت اسلامی انقدر کلهش رو فرو برد در خشتک خویش تا به انفعالمعارف دست پیدا کنه که کلا نفهمید اون بیرون چه خبره و چندقرن عقب افتاد.
صحبت از نفع، در علم به کمیت معنی داره، مثل اینکه بدونیم الان چندتا کلاغ خوابند و چندتاشون بیدار. هرچند که این هم همهجا غیرنافع نیست. مثلا اگه بدونیم الان تعدادی زیادیشون بیدارند، میفهمیم که محیط زیستشون یه ایرادی پیدا کرده. علم به کیفیت، هیچجا نمیتونه غیرنافع باشه، چون بخشی از شناخت کلی به جهان رو تشکیل میده. اما چون منابع محدودند، باید اولویتبندیشون کرد. تحلیل خیس شدن زیر قوری در اولویته؟ نه. ولی از اتلاف وقت در فیسبوک خیلی بهتره. ضمن اینکه بعدن در ساخت قطعاتی که با مایعات طرفند و یک قطره هم نباید خارج از کنترل باشه، بدرد خواهد خورد.
صحبت از نفع، در علم به کمیت معنی داره، مثل اینکه بدونیم الان چندتا کلاغ خوابند و چندتاشون بیدار. هرچند که این هم همهجا غیرنافع نیست. مثلا اگه بدونیم الان تعدادی زیادیشون بیدارند، میفهمیم که محیط زیستشون یه ایرادی پیدا کرده. علم به کیفیت، هیچجا نمیتونه غیرنافع باشه، چون بخشی از شناخت کلی به جهان رو تشکیل میده. اما چون منابع محدودند، باید اولویتبندیشون کرد. تحلیل خیس شدن زیر قوری در اولویته؟ نه. ولی از اتلاف وقت در فیسبوک خیلی بهتره. ضمن اینکه بعدن در ساخت قطعاتی که با مایعات طرفند و یک قطره هم نباید خارج از کنترل باشه، بدرد خواهد خورد.
❤4
Anarchonomy
بله، و امت اسلامی انقدر کلهش رو فرو برد در خشتک خویش تا به انفعالمعارف دست پیدا کنه که کلا نفهمید اون بیرون چه خبره و چندقرن عقب افتاد. صحبت از نفع، در علم به کمیت معنی داره، مثل اینکه بدونیم الان چندتا کلاغ خوابند و چندتاشون بیدار. هرچند که این هم همهجا…
پیشرفت تکنولوژی چیزی نیست جز توسعه کنترل. و باید شناخت از پدیدهها رو بیشتر کرد، تا بشه کنترل رو بیشتر کرد. اینکه امروز میشه دریچه قلب رو تعویض کرد، به این دلیله که خیلی از چیزها تحت کنترل دراومده که قبلا تحت کنترل نبود. و هنوز خیلیها دارند به خاطر انسداد عروق میمیرند چون هنوز خیلی از چیزها تحت کنترل نیست.
❤3
اراذل مجمع جهانی اقتصاد سوژه پروپاگاندا میندازن وسط، حاجی سوسیالیستمون سریع برمیداره باش یه چماق دیگه درست میکنه برای زدن توده مردم!
سوژه اندفعه «پخت و پز با گازه». من که عرض کردم خدمتتون اینها به بنزین بسنده نمیکنند. اینها میخوان اونجوری که برنامهریزی کردن زندگی کنید. اکانت مجمع مردم رو مخاطب قرار نمیده، و موضع آمرانه سوم شخص رو حفظ میکنه: باید چنین شود، باید چنان شود، نیاز است این کار صورت گیرد، نیاز است فلان ممنوع شود. اما اکانت آدمهاشون مستقیم فحش میکشن به مردم. این یه تقسیم کاره، و مطمئنا پولهایی هم رد و بدل میشه. مردم در جریان نیستند شبکههای اجتماعی و پکیجهای پروپاگاندای داخلش داره چجوری اداره میشه.
سوژه اندفعه «پخت و پز با گازه». من که عرض کردم خدمتتون اینها به بنزین بسنده نمیکنند. اینها میخوان اونجوری که برنامهریزی کردن زندگی کنید. اکانت مجمع مردم رو مخاطب قرار نمیده، و موضع آمرانه سوم شخص رو حفظ میکنه: باید چنین شود، باید چنان شود، نیاز است این کار صورت گیرد، نیاز است فلان ممنوع شود. اما اکانت آدمهاشون مستقیم فحش میکشن به مردم. این یه تقسیم کاره، و مطمئنا پولهایی هم رد و بدل میشه. مردم در جریان نیستند شبکههای اجتماعی و پکیجهای پروپاگاندای داخلش داره چجوری اداره میشه.
❤2
Anarchonomy
Photo
اینها اگه ندیده بودند روش کارشون چقدر خوب جواب میده، ادامه نمیدادند. مثلا در جا انداختن اینکه بیتکوین برای محیطزیست مضره موفق بودند، و یه بخش بزرگی از جوامع هدفشون کاملا باور دارند اینو. و وقتی حداقل نصف جامعه این رو باور داره، راحتتر میشه بیتکوین یا هر رمزارزی رو ممنوع کرد. در حالی که سهم انرژیهای تجدیدپذیر در ماینینگ بیشتر از سهم این انرژیها در مصرف خانگی همون مردمه! یعنی دقیقا همون آدمهایی که باور دارند بیتکوین آلایندهست، دارند آلایندگی بیشتری ایجاد میکنند. اما معلومه که مستندات مهم نیست. مهم برداشتها هستند.
❤2
قشر سوپرمذهبی ایران، در تضادی ظاهری با زندگی تماما آغشته به اسلامسیاسیشون، ضددولتتر از بقیه مردم عمل میکنند. اونها تمام شرف و حیثیتشون رو خرج یک فاشیسم مذهبی کردهاند که مردم رو تحت کنترل قرار بده، اما خودشون کمتر از بقیه به همین سیستم اعتماد دارند. و این عدم اعتماد رو بیشتر از هرجایی در تربیت فرزندانشون میشه دید. فرزندانشون رو در مدارس مذهبی خصوصی-پادگانی ثبتنام میکنند. روابطشون رو با بیرون از شبکه بسته خودیها محدود میکنند. محتویات آموزشی و رسانهایشون رو کنترل میکنند، و خودشون تعیین میکنند دوستانشون چه کسانی باشند، و همسرانشون چه کسانی.
اما توده مذهبی سادهدل، که انقدر باید کار کنه و درگیر معیشت باشه که برای ابراز علنی مذهبی بودن وقت کم میاره، عکس رهبر رو میذاره بکگراند گوشیش، اما هیچ کنترلی روی فرزندش نداره؛ و نه تنها دخترش و پسرش اونجوری که میخواد تربیت نمیشن، بلکه درست خلاف اون چیزی که میخواد تربیت میشن.
و ازون بدتر توده غیرمذهبی هستند، که عکس هیچ خلیفهای در بکگراند گوشیشون نیست اما توهم «دولت مدرن قابلیت خودتنظیمی دارد» باعث شده فکر کنند هرکاری که دارند الان انجام میدن متناظری است از کارهایی که بقیه مردم دنیا دارند انجام میدن، از جمله سپردن بچه به مدرسه، چون یه روزی رضاخان دولتی که جاهای دیگه وجود داشته رو اینجا پیاده کرده! و درسته که الان این دولت داره توسط عدهای فاشیست واپسگرا اداره میشه اما چون «دولت، دولت است»، این دولت همونیه که رضاخان بنا نهاد، و دولت رضاخان هم همونیه که در جاهای دیگه دنیا وجود داشت، و لذا هرچقدر هم فاشیستها انگولک کنند دولت خودش رو طوری تنظیم میکنه که یک دولت عرفی باشه! و دقیقا بر مبنای همین توهمه که درست در حالی که اعدام یک جوان به جرم قتل رو جنایت قلمداد میکنه چون قوه قضاییه رو دستگاه آدمکش میبینه، با چشم بسته به وزارت بهداشت اعتماد داره و بدو بدو خودش رو در صف واکسنی که معلوم نیست چیست قرار میده، چون «وزارت بهداشت بد ما رو که نمیخواد».
(پاراگراف آخر یکم سنگینه، آب قلم ریختم توش. برای هرکسی فوروارد نکنید).
اما توده مذهبی سادهدل، که انقدر باید کار کنه و درگیر معیشت باشه که برای ابراز علنی مذهبی بودن وقت کم میاره، عکس رهبر رو میذاره بکگراند گوشیش، اما هیچ کنترلی روی فرزندش نداره؛ و نه تنها دخترش و پسرش اونجوری که میخواد تربیت نمیشن، بلکه درست خلاف اون چیزی که میخواد تربیت میشن.
و ازون بدتر توده غیرمذهبی هستند، که عکس هیچ خلیفهای در بکگراند گوشیشون نیست اما توهم «دولت مدرن قابلیت خودتنظیمی دارد» باعث شده فکر کنند هرکاری که دارند الان انجام میدن متناظری است از کارهایی که بقیه مردم دنیا دارند انجام میدن، از جمله سپردن بچه به مدرسه، چون یه روزی رضاخان دولتی که جاهای دیگه وجود داشته رو اینجا پیاده کرده! و درسته که الان این دولت داره توسط عدهای فاشیست واپسگرا اداره میشه اما چون «دولت، دولت است»، این دولت همونیه که رضاخان بنا نهاد، و دولت رضاخان هم همونیه که در جاهای دیگه دنیا وجود داشت، و لذا هرچقدر هم فاشیستها انگولک کنند دولت خودش رو طوری تنظیم میکنه که یک دولت عرفی باشه! و دقیقا بر مبنای همین توهمه که درست در حالی که اعدام یک جوان به جرم قتل رو جنایت قلمداد میکنه چون قوه قضاییه رو دستگاه آدمکش میبینه، با چشم بسته به وزارت بهداشت اعتماد داره و بدو بدو خودش رو در صف واکسنی که معلوم نیست چیست قرار میده، چون «وزارت بهداشت بد ما رو که نمیخواد».
(پاراگراف آخر یکم سنگینه، آب قلم ریختم توش. برای هرکسی فوروارد نکنید).
❤1
Anarchonomy
قشر سوپرمذهبی ایران، در تضادی ظاهری با زندگی تماما آغشته به اسلامسیاسیشون، ضددولتتر از بقیه مردم عمل میکنند. اونها تمام شرف و حیثیتشون رو خرج یک فاشیسم مذهبی کردهاند که مردم رو تحت کنترل قرار بده، اما خودشون کمتر از بقیه به همین سیستم اعتماد دارند.…
در بین همولایتیهای ما یک زن بود که پسرش درست وسط جنگ به خدمت سربازی اعزام شد. این پسر دو سه بار فرار کرد و هردفعه دستگیرش کردند و به همونجایی که بود برگردانده شد. دفعه چهارم مادرش دستش رو گرفت و برد به دژبان تحویل داد و گفت این دوباره برگشته که، پس شما اینجا چیکار میکنید؟ در فرار پنجم که میخواست از سیم خاردار عبور کنه به سمتش شلیک میکنند و کشته میشه. البته الان در قطعه شهداست. آیا مادرش گریه کرد؟ صدالبته. ولی آیا دولت رو یک قاتل دید؟ هرگز.
در اینکه نسل والدین ما یک نسل سایکوپت روانی بود تردیدی نیست، و اینکه ما با همین مقدار از اختلالات تونستیم از دل اینها بیرون بیاییم، حالتی از پیدا شدن مروارید از بین لجن رو تداعی میکنه. اما سادهلوحی «دولت، دولت است» تا همین الان باقی مونده. مسئله هیچوقت اجبار نبود. ممنوعیت شراب یکی از سفت و سختترین اجبارهای حکومتی در ایران بوده، اما چهار دههست که مردم دارند دورش میزنند، طوری که امروز کسی که لب به الکل نمیزنه، اقلیته! این اجبار رو جدی نگرفتند، چون در دولتهای عرفی وجود نداره. اما اجبار سربازی، تو خیلی از دولتهای عرفی وجود داره، پس با جان و دل میپذیرندش.. غافل ازینکه حتی در اون دولتها هم این بیگاری انقدر تکنیکال شده که همارز فرستادن بچه به کلاس زبانه. نه تنها نمیفهمند یا دوست ندارند بفهمند که از لحاظ ایدئولوژیک، زندگیشون ربطی به زیست دولتمحورانه بقیه جوامع نداره، بلکه در جزییات تکنیکی هم نسبتی با اونها نداره. اگه همین توهم رو در مورد آموزش و پرورش نداشتند، دغدغهشون زیرساختی نمیبود، که وای چرا اونجا کپر هست، وای چرا این کلاس سقف نداره، وای چرا بخاریها نفتیاند. بلکه باید ازین وحشت میکرد که بچه رو سپرده به القاعده.
در اینکه نسل والدین ما یک نسل سایکوپت روانی بود تردیدی نیست، و اینکه ما با همین مقدار از اختلالات تونستیم از دل اینها بیرون بیاییم، حالتی از پیدا شدن مروارید از بین لجن رو تداعی میکنه. اما سادهلوحی «دولت، دولت است» تا همین الان باقی مونده. مسئله هیچوقت اجبار نبود. ممنوعیت شراب یکی از سفت و سختترین اجبارهای حکومتی در ایران بوده، اما چهار دههست که مردم دارند دورش میزنند، طوری که امروز کسی که لب به الکل نمیزنه، اقلیته! این اجبار رو جدی نگرفتند، چون در دولتهای عرفی وجود نداره. اما اجبار سربازی، تو خیلی از دولتهای عرفی وجود داره، پس با جان و دل میپذیرندش.. غافل ازینکه حتی در اون دولتها هم این بیگاری انقدر تکنیکال شده که همارز فرستادن بچه به کلاس زبانه. نه تنها نمیفهمند یا دوست ندارند بفهمند که از لحاظ ایدئولوژیک، زندگیشون ربطی به زیست دولتمحورانه بقیه جوامع نداره، بلکه در جزییات تکنیکی هم نسبتی با اونها نداره. اگه همین توهم رو در مورد آموزش و پرورش نداشتند، دغدغهشون زیرساختی نمیبود، که وای چرا اونجا کپر هست، وای چرا این کلاس سقف نداره، وای چرا بخاریها نفتیاند. بلکه باید ازین وحشت میکرد که بچه رو سپرده به القاعده.
❤3
متوجه نشدید. موضوع اینکه ممکن است پسرتان القاعدهای بشود یا نشود، نیست. اون مرحله بعده. در مرحله ابتدایی، موضوع اینه که آیا شما او را میسپرید به القاعده یا نه؟ و مادری که بچهش رو دوست داره این کار رو نمیکنه. البته هیچ مادری نمیگه من بچهم رو دوست ندارم. مسئله اینه که چیزهایی هست که بیشتر از بچهشون دوست دارند. از جمله همرنگی با جماعت. از جمله اطاعت از حاکمیت. از جمله قربانی کردن عزیزان به پای بتها.
این که تمام شد، تازه میرسیم به اینکه «ممکن است پسرمان القاعدهای بشود یا نه». خب من نشدم. یعنی شدم، اما به موقع سمزدایی شدم. آیا حاضرم لحظهای در محیطی که هیچ اثری روم نداره بمونم؟ اصلا. اینکه «چون گاوند و بلد نیستند، پس جای نگرانی نیست» حرف مسخرهایه. مثل اینه که خودتون پسر خودتون رو بفرستید به فاحشهخانه و بعد بگید زنهای اونجا همه زشت و بدترکیبند و به سلیقه پسر من نمیخورند!
دارم شما رو قضاوت میکنم؟ خیر. از قضاوت کردن هیچکس ابایی ندارم. اما در این بحث خاص، قضاوت شخص نمیکنم، قضاوت فعل میکنم. فعل شما و فعل این مردم، فعل کسی که فرزندش رو دوست داره، و میدونه با چه اوباشی طرفه، نیست. فعل یه آدمیه در سنگاپور.
این که تمام شد، تازه میرسیم به اینکه «ممکن است پسرمان القاعدهای بشود یا نه». خب من نشدم. یعنی شدم، اما به موقع سمزدایی شدم. آیا حاضرم لحظهای در محیطی که هیچ اثری روم نداره بمونم؟ اصلا. اینکه «چون گاوند و بلد نیستند، پس جای نگرانی نیست» حرف مسخرهایه. مثل اینه که خودتون پسر خودتون رو بفرستید به فاحشهخانه و بعد بگید زنهای اونجا همه زشت و بدترکیبند و به سلیقه پسر من نمیخورند!
دارم شما رو قضاوت میکنم؟ خیر. از قضاوت کردن هیچکس ابایی ندارم. اما در این بحث خاص، قضاوت شخص نمیکنم، قضاوت فعل میکنم. فعل شما و فعل این مردم، فعل کسی که فرزندش رو دوست داره، و میدونه با چه اوباشی طرفه، نیست. فعل یه آدمیه در سنگاپور.
❤2
انگار در خلاء زندگی میکنند. میشینیم برای طراحی دنیای قشنگی که مدنظرمونه قانون وضع میکنیم، و از فردا دنیا به همون شکل درمیاد!
اما دنیای واقعی اینجوری نیست متأسفانه. اگه برای انجام بیزینس بین یک شرکت چینی و یک شرکت پرتغالی مختار باشم که انتخاب کنم، با شرکت چینی که هروقتی که کار دارم جوابمو میده و من رو به پرسنلش میرسونه، کار خواهم کرد. تو دنیای آنلاین، دیگه لازم نیست منت کسی رو بکشیم که میخواد سر موقع چراغها رو خاموش کنه و بره. تو دنیای آنلاین، اونی که همیشه چراغش روشنه برندهست.
اما دنیای واقعی اینجوری نیست متأسفانه. اگه برای انجام بیزینس بین یک شرکت چینی و یک شرکت پرتغالی مختار باشم که انتخاب کنم، با شرکت چینی که هروقتی که کار دارم جوابمو میده و من رو به پرسنلش میرسونه، کار خواهم کرد. تو دنیای آنلاین، دیگه لازم نیست منت کسی رو بکشیم که میخواد سر موقع چراغها رو خاموش کنه و بره. تو دنیای آنلاین، اونی که همیشه چراغش روشنه برندهست.
❤2
اسنوبیزم چرک حوزوی رو میبینید.
نه تنها در قبیله خودشون یک مفهوم بیمعنی با عنوان «علم اسلامی» ابداع کردهاند، بلکه ازینکه این مفهوم در برابر قضاوت عموم مردم قرار بگیره واهمه دارند. حتی اگه علم اسلامیشده معنا و مفهوم داشت (که ندارد)، باید بدون واسطه به مردم میرسید، چون مردم باید بدونند علمی که قراره زندگیشون رو شکل بده، چه منشایی داره و از چه کانالی عبور کرده. چنین علمی در برابر علم سکولار که اوپن سورسه، محکوم به باخته.
اما آیا معظمله براش مهمه که مفهوم بیمعنیای که ساخته، چیزی رو ببازه؟ نه. مهم اینه که برای این رقابت فیک بودجه بگیره.
نه تنها در قبیله خودشون یک مفهوم بیمعنی با عنوان «علم اسلامی» ابداع کردهاند، بلکه ازینکه این مفهوم در برابر قضاوت عموم مردم قرار بگیره واهمه دارند. حتی اگه علم اسلامیشده معنا و مفهوم داشت (که ندارد)، باید بدون واسطه به مردم میرسید، چون مردم باید بدونند علمی که قراره زندگیشون رو شکل بده، چه منشایی داره و از چه کانالی عبور کرده. چنین علمی در برابر علم سکولار که اوپن سورسه، محکوم به باخته.
اما آیا معظمله براش مهمه که مفهوم بیمعنیای که ساخته، چیزی رو ببازه؟ نه. مهم اینه که برای این رقابت فیک بودجه بگیره.
❤2
Anarchonomy
اسنوبیزم چرک حوزوی رو میبینید. نه تنها در قبیله خودشون یک مفهوم بیمعنی با عنوان «علم اسلامی» ابداع کردهاند، بلکه ازینکه این مفهوم در برابر قضاوت عموم مردم قرار بگیره واهمه دارند. حتی اگه علم اسلامیشده معنا و مفهوم داشت (که ندارد)، باید بدون واسطه به مردم…
شخصا کرم کتاب نیستم، و با اطمینان میدونم خیلی از خوانندگان این کانال بیست سی برابر من کتاب خوندن.. اما سعی میکنم در جریان باشم که هرچیزی چقدر مطالعه میخواد. و باز با اطمینان میدونم نود و پنج درصد کسانی که در ایران درباره تاریخ، فلسفه، جغرافیا، زبان، فرهنگ، دین، سیاست، حرف میزنند، کتابهایی که لازم بوده بخونند رو نخواندهاند، و حتی نمیدونند چطور باید پیداشون کنند.
❤6
Anarchonomy
«بچهها، مواد مخدر زندگیتون رو نابود میکنه.. اگه با مواد بگیریمتون میندازیمتون زندان و زندگیتون رو نابود میکنیم».
اگه روتون نمیشه یا فضا اجازه نمیده از فرد خاصی بپرسید که نظرش درباره دولت چیه، به جاش میتونید یه جوری از زیر زبونش بکشید بیرون که نظرش درباره پلیس چیه. از نظرش درباره پلیس نظرش درباره دولت هم درمیاد. دولتپرستها معمولا با اقتدار و تسلط پلیس ارضا میشن.
❤4
از خواننده کانالم انتظار دارم انقدر باکره نباشه.
هیچکدوم از ایالتهای دموکرات دنبال انحلال پلیس یا کم کردن بودجهش نیستند. بلکه دو هدف دارند. ۱- تصفیه پرسنل دولت شهری از قشر محافظهکار و یکدست و همسو کردن همهشون با حزب، و ۲- فربهتر کردن بازوی امنیتی دولت شهری، و بسط کار پلیس به بیشمار وظیفه دیگه: پلیس خشونت خانگی، پلیس افسردگی، پلیس پرخاشگری، پلیس نزاع کلامی، پلیس زباله، پلیس اوردوز، پلیس سلامت، پلیس محیط کار، پلیس حمل و نقل عمومی، پلیس نژادپرستی، و در نهایت پلیس اندیشه!
هیچکدوم از ایالتهای دموکرات دنبال انحلال پلیس یا کم کردن بودجهش نیستند. بلکه دو هدف دارند. ۱- تصفیه پرسنل دولت شهری از قشر محافظهکار و یکدست و همسو کردن همهشون با حزب، و ۲- فربهتر کردن بازوی امنیتی دولت شهری، و بسط کار پلیس به بیشمار وظیفه دیگه: پلیس خشونت خانگی، پلیس افسردگی، پلیس پرخاشگری، پلیس نزاع کلامی، پلیس زباله، پلیس اوردوز، پلیس سلامت، پلیس محیط کار، پلیس حمل و نقل عمومی، پلیس نژادپرستی، و در نهایت پلیس اندیشه!
1❤6
لازم نیست بگید «خودم میگم اسراییل فرشته نیست» تا بعدش بگید آرمان فلسطین مکان هندسی دیکتاتورها و قلدرهاست. در گفتن واقعیت مثل سگ هار باشید. نه گربهای که چنگ میزنه و انتظار داره نوازشش کنند.
دو جور بیان داریم. یکجورش مثل بلندگوعه. فقط آمپلیفای میکنه و میده بیرون. یکجور دیگهش اینه که میخواد از چیزی که میگه برای خودش کاراکتر بسازه. بیشتر مردم در حالت دوم هستند. بیانشون این نیست که ایکس مساوی ایگرگ است. بلکه اینه: ببینید دوستان، من آن کسی هستم که میگوید ایکس مساوی ایگرگ است!.. خود تساوی ایکس و ایگرگ به حاشیه میره. اصل مطلب میشه اینکه من چه جور آدمی هستم!
کاراکترتون رو نباید خودتون اعلام کنید. باید در درازمدت دیده بشه. و اگه کسی در درازمدت نتونست ببینه، با اعلام کردنش هم قانع نخواهد شد.
دو جور بیان داریم. یکجورش مثل بلندگوعه. فقط آمپلیفای میکنه و میده بیرون. یکجور دیگهش اینه که میخواد از چیزی که میگه برای خودش کاراکتر بسازه. بیشتر مردم در حالت دوم هستند. بیانشون این نیست که ایکس مساوی ایگرگ است. بلکه اینه: ببینید دوستان، من آن کسی هستم که میگوید ایکس مساوی ایگرگ است!.. خود تساوی ایکس و ایگرگ به حاشیه میره. اصل مطلب میشه اینکه من چه جور آدمی هستم!
کاراکترتون رو نباید خودتون اعلام کنید. باید در درازمدت دیده بشه. و اگه کسی در درازمدت نتونست ببینه، با اعلام کردنش هم قانع نخواهد شد.
❤2
همون دانشگاهی که به سفارش سپاه پاسداران نظرسنجی انجام میده، به یک دستاورد دیگه در تفکیک نژادی هم رسیده، و در آمار دانشجویان تازه پذیرش کرده خودش، دستهبندی خجالتآور «رنگینپوستان منهای آسیاییها» رو ابداع کرده! جانوران آکادمیک هیچ فرصتی رو برای نشون دادن اینکه دانشگاهها چه غدههای چرکی هستند از دست نمیدهند.
❤2