Anarchonomy
شما با ارزشهایی که بشون پایبند هستید تعریف میشید. بنابراین سوال «تا کجا؟» سوال جالبی نیست. مثل اینه که طرف یک خط بکشه و بگه من تا اینجا عربم! یا تا اینجا مسیحیام! یا تا اینجا دموکراتم! خب ازون به بعدش چی هستی؟ اگه سقف بذاری، یعنی داری میگی بعد ازون سقف،…
شناخت بیتعارف از خود خیلی کار انسان رو جلو میندازه. همیشه گفتم تمام پسرهایی که با پای خودشون به خدمت سربازی میرن، در ادامه یافتن این جریان ضدانسانی شریکند. اما اگه کسی بدونه که «من آدمی نیستم که هزینههای نداشتن کارت پایان خدمت رو بدم»، خیلی سریع میره سراغ آپشن بعدی که میتونه آدم انجام دادنش باشه. همه میخوان طلایهدار باشند، دوست دارند بنر دست خودشون باشه. چون دوست ندارن بپذیرند اونی که از پشت جبهه داره کنسرو میاره و پخش میکنه، همونیه که تا الان داشتند تو آینه میدیدند. اما اگه بتونه همون کنسرو هم به موقع بیاره، کار مهمی انجام شده.
هروقتی که فهمیدید آدم چیز بُرندهای نیستید، فقط یک روز وقت بذارید برای حس حقارت. از فرداش برید سراغ آپشن بعدی.
هروقتی که فهمیدید آدم چیز بُرندهای نیستید، فقط یک روز وقت بذارید برای حس حقارت. از فرداش برید سراغ آپشن بعدی.
❤5
- من به خاطر یک بیماری خاص که احتمال اینکه آدم بگیره یک در نمیدونم چند میلیونه از یه جایی به بعدِ نخاعم از بین رفت و الان روی ویلچرم. اخیرا یه دختری رو دیدم که اگر درست متوجه باشم فکر میکنم عاشقش شدم..
- اهل کجایید؟
- شهرِ...
- اوه، دخترهای اونجا از هر سه نفر دوتاشون میتونند مدل ویکوتوریا سکرت بشن
- خب اینم یکی ازون دوتاست
- میفهمم چجوریه. آدم وقتی میبینه طرف رو حس میکنه در تهیه این آدم همه مواد لازم به مقدار دقیق استفاده شده.
- آره دقیقا. ولی نمیدونم برم بش بگم یا نه. تو بودی چیکار میکردی؟
- برو بگو بش حتما.
- ولی کدوم دختری به پسر ویلچری بله میده؟
- نگفتم که برو بله بگیر، گفتم فقط برو بگو.
- که چی بشه؟
- که خودتو راحت کنی. واضحه که به تو بله نمیگه. اما ذهن آدم اینجوری کار میکنه که وقتی شانس خودش رو امتحان نمیکنه، فکر میکنه شانسش زیاد بوده! مثلا اگه کنکور تجربی نده، تا آخر عمر فکر میکنه اگه میداد ممکن بود بعدن تو آلمان جراح بشه!
- داداش خیلی ممنون از روحیهای که دادی.
- قربانت.
- بعد شما اینجور مواقع با اینکه طرف محلت نذاره چجوری کنار میای؟
- تو طبیعت جانور نر اگه جفت ایدهآل رو بدست نیاره، ممکنه قلمرو و حتی منابع غذایی رو از دست بده. یه مکانیزمی تو مغز ما هست که اگه جفت ایدهآل رو بدست نیاریم این سیگنال رو میفرسته که «کارت تمومه بدبخ». باید این سیگنال رو نادیده گرفت.
- ولی همچین سیگنال بیراهی هم نیست. من همین الان حس میکنم بدون این دختر زندگی پوچی خواهم داشت.
- اگه خودت کافی نیستی که زندگیت پوچ نشه، یکی دیگه چطور میتونه کافی باشه؟
- من که نمیتونم با شما بحث کنم آقا، ولی اگه دختره رو میدیدی خودت میفهمیدی چی میگم.
- تو نمیدونی من چیها دیدم.
- اهل کجایید؟
- شهرِ...
- اوه، دخترهای اونجا از هر سه نفر دوتاشون میتونند مدل ویکوتوریا سکرت بشن
- خب اینم یکی ازون دوتاست
- میفهمم چجوریه. آدم وقتی میبینه طرف رو حس میکنه در تهیه این آدم همه مواد لازم به مقدار دقیق استفاده شده.
- آره دقیقا. ولی نمیدونم برم بش بگم یا نه. تو بودی چیکار میکردی؟
- برو بگو بش حتما.
- ولی کدوم دختری به پسر ویلچری بله میده؟
- نگفتم که برو بله بگیر، گفتم فقط برو بگو.
- که چی بشه؟
- که خودتو راحت کنی. واضحه که به تو بله نمیگه. اما ذهن آدم اینجوری کار میکنه که وقتی شانس خودش رو امتحان نمیکنه، فکر میکنه شانسش زیاد بوده! مثلا اگه کنکور تجربی نده، تا آخر عمر فکر میکنه اگه میداد ممکن بود بعدن تو آلمان جراح بشه!
- داداش خیلی ممنون از روحیهای که دادی.
- قربانت.
- بعد شما اینجور مواقع با اینکه طرف محلت نذاره چجوری کنار میای؟
- تو طبیعت جانور نر اگه جفت ایدهآل رو بدست نیاره، ممکنه قلمرو و حتی منابع غذایی رو از دست بده. یه مکانیزمی تو مغز ما هست که اگه جفت ایدهآل رو بدست نیاریم این سیگنال رو میفرسته که «کارت تمومه بدبخ». باید این سیگنال رو نادیده گرفت.
- ولی همچین سیگنال بیراهی هم نیست. من همین الان حس میکنم بدون این دختر زندگی پوچی خواهم داشت.
- اگه خودت کافی نیستی که زندگیت پوچ نشه، یکی دیگه چطور میتونه کافی باشه؟
- من که نمیتونم با شما بحث کنم آقا، ولی اگه دختره رو میدیدی خودت میفهمیدی چی میگم.
- تو نمیدونی من چیها دیدم.
❤8
وارن بافت همیشه آهسته و پیوسته حرکت کرده، و شاید برای همین معمولا بازدهی پایینتری از بازدهی کل بورس داشته، اما سه ماهه اخیر از بورس بهتر عمل کرده. استاد قرارگرفتن در بهترین موقعیت، وقتی که دیگران در بدترین موقعیتند، هستن ایشون. اما در حوزه بیمه مجبور شده بیشتر دست به جیب ببره. نه به خاطر تعداد بیشتر تصادفات، بلکه به خاطر شدیدتر بودن جراحات. ظاهرن به خاطر گرونتر شدن ماشینهای نو به علت کمبود چیپ، جوانها دارند ماشینهای کهنهای میخرند که از لحاظ ایمنی وضعیت جالبی ندارند، و وقتی تصادف میکنند به جای یک هفته، باید یک ماه بخوابند بیمارستان! دیگه مصداق بهتری برای اثر پروانهای نمیشه پیدا کرد: یک جوان کرهای چون تو خونه قرنطینه بوده پلیاستیشن سفارش میده، و منجر میشه به بستری شدن یک جوان دیگه در آمریکا!
دغدغه «۹۰ درصد ثروت دنیا دست ۱ درصد مردم دنیاست، و ثروت اون ۱ درصد داره توسط ۱ هزارم درصد جمعیت دنیا اداره میشه و شاید بشه گفت حدود دویست سیصدنفر هستن که دارن کل دنیا رو اداره میکنند» رو درک میکنم. خود این حضرت در بخش انرژی داره بیشترین سرمایهگذاری رو در تجدیدپذیرها انجام میده، و یه دوجین رسانه غولپیکر هم تحت تسلطش هستند و طبیعیه که برای تجدیدپذیر، پروپاگاندا تولید کنند. مثل اینه که آپارتمانی که پسرعموت ساخته رو از یه املاکیه که پسردائیته برای خواهرزادهت بخری که فعلا داداشت توش بشینه که بعدن رهن بدی به خالهت.
اما چون این عزیزان مسلطند به سرمایه، معنیش این نیست که میدونند دارند چه کار میکنند. مثلا اگه بشینیم براشون توضیح بدیم که این ایدههایی که تو ذهنتون هست به ترکستان ختم میشه، مخصوصا وقتی عواقب انگولک کردن سیستمهای پیچیده رو نمیتونید پیشبینی کنید، تو کتشون نخواهد رفت.
دغدغه «۹۰ درصد ثروت دنیا دست ۱ درصد مردم دنیاست، و ثروت اون ۱ درصد داره توسط ۱ هزارم درصد جمعیت دنیا اداره میشه و شاید بشه گفت حدود دویست سیصدنفر هستن که دارن کل دنیا رو اداره میکنند» رو درک میکنم. خود این حضرت در بخش انرژی داره بیشترین سرمایهگذاری رو در تجدیدپذیرها انجام میده، و یه دوجین رسانه غولپیکر هم تحت تسلطش هستند و طبیعیه که برای تجدیدپذیر، پروپاگاندا تولید کنند. مثل اینه که آپارتمانی که پسرعموت ساخته رو از یه املاکیه که پسردائیته برای خواهرزادهت بخری که فعلا داداشت توش بشینه که بعدن رهن بدی به خالهت.
اما چون این عزیزان مسلطند به سرمایه، معنیش این نیست که میدونند دارند چه کار میکنند. مثلا اگه بشینیم براشون توضیح بدیم که این ایدههایی که تو ذهنتون هست به ترکستان ختم میشه، مخصوصا وقتی عواقب انگولک کردن سیستمهای پیچیده رو نمیتونید پیشبینی کنید، تو کتشون نخواهد رفت.
❤2
شما واسه چی میرید دانشگاه وقتی این ضعیفالذهنها رو مأمور آموزش به شما کردن؟ خیلی عجیبه.
آزادیِ درست و آزادیِ غلط نداریم. همونطور که حیات درست و غلط نداریم. بلکه روابط درست و غلط داریم. رابطه بین دو انسان که یکی به اون یکی بگه تو زندانی باش تا من بتونم آزاد باشم، یه رابطه غلطه. تو شبکه کوچک و لوکال، بستر اینکه رابطه درست شکل بگیره وجود داره، و اونوقت به این حالت تبدیل میشه: «میشه لطفا تا وقتی مبتلا هستی بشینی خونه؟ خرجت رو من میدم، هرکاری هم لازم داشتی برات انجام میدم».
آدم بیخود هیچوقت عمل صالح انجام نمیده. هروقت ادعا کرد هدفش اصلاح است، یا صلاح جامعه، بگید تو گوه خوردی. آدم بیخود رو چجوری میشه تشخیص داد؟ با عدم تمایلش به ساختن رابطه خوب و پرداخت هزینههاش.
آزادیِ درست و آزادیِ غلط نداریم. همونطور که حیات درست و غلط نداریم. بلکه روابط درست و غلط داریم. رابطه بین دو انسان که یکی به اون یکی بگه تو زندانی باش تا من بتونم آزاد باشم، یه رابطه غلطه. تو شبکه کوچک و لوکال، بستر اینکه رابطه درست شکل بگیره وجود داره، و اونوقت به این حالت تبدیل میشه: «میشه لطفا تا وقتی مبتلا هستی بشینی خونه؟ خرجت رو من میدم، هرکاری هم لازم داشتی برات انجام میدم».
آدم بیخود هیچوقت عمل صالح انجام نمیده. هروقت ادعا کرد هدفش اصلاح است، یا صلاح جامعه، بگید تو گوه خوردی. آدم بیخود رو چجوری میشه تشخیص داد؟ با عدم تمایلش به ساختن رابطه خوب و پرداخت هزینههاش.
❤4
اتفاقا در فضایی که روابط سالم برقراره، بیشتر این درخواستها با جواب مثبت مواجه میشن. ولی اگر احیانا نشد، شما ماسک میزنی، و میای بیرون کارت رو انجام میدی، و بقیهش رو میسپری به خدا. سندروم «تنظیم همهچیز»، یک بیماریه که آدمهای ضعیف بش دچارند.
همیشه این رو در ذهن داشته باشید که تعیین مصادیق «خطر» همیشه دست شما نمیمونه. ممکنه فردا بگن موی شما اشعه داره و جوانان رو از راه بدر میکنه. آشناست، نه؟
همیشه این رو در ذهن داشته باشید که تعیین مصادیق «خطر» همیشه دست شما نمیمونه. ممکنه فردا بگن موی شما اشعه داره و جوانان رو از راه بدر میکنه. آشناست، نه؟
❤3
در فلسفه همهچیز به دو دسته حادث و قدیم تقسیم میشن. حادث یعنی چیزی که یه زمانی وجود نداشته، اما بعدن بوجود اومده. قدیم یعنی چیزی که وجود داشتنش یک مرحله قبلی نداره، یعنی همیشه بوده و هست. همونطور که پیداست این دو ذاتا فرق دارند با هم.
اما آخوند شیعه یه حالت خاصی پیدا کرد که تا قبل ازین به مخیله هیچ فیلسوفی نرسیده: اینکه یه چیزی حادث بوده، اما قدیم هم هست!.. و اون چیز چیه؟ جمهوریاسلامی! قبل از تشکیل نظام، نظام وجود نداشته، پس حادثه. اما هیچ حالتی سراغ نداریم که نظام وجود نداشته باشه، پس قدیمه!
https://t.me/AnimalsQuotes/2435
اما آخوند شیعه یه حالت خاصی پیدا کرد که تا قبل ازین به مخیله هیچ فیلسوفی نرسیده: اینکه یه چیزی حادث بوده، اما قدیم هم هست!.. و اون چیز چیه؟ جمهوریاسلامی! قبل از تشکیل نظام، نظام وجود نداشته، پس حادثه. اما هیچ حالتی سراغ نداریم که نظام وجود نداشته باشه، پس قدیمه!
https://t.me/AnimalsQuotes/2435
Telegram
اقوال الانعام
گاهی به حساب فرزندان ما و دامادهای ما پولهایی ریخته میشود و معلوم نیست از کجاست و یا املاک و مستغلاتی به نامشان زده میشود که نمیشود جلویش را گرفت، حالا چه کنیم؟ حکومت دین را رها کنیم؟
❤2
فیلم Dune رو باید با بالاترین کیفیت دانلود کرد و توی تلویزیون پخش کرد تا اینکه پول هنگفتی که به یک تلویزیون اولد ۶۵ اینچی داده شده رو توجیه کنه. برای بیننده، غیر ازین کاربرد دیگهای نداره. برای هالیوود هم کاربردش اینه که ثابت کنه دیگه برای انتزاعیترین داستانها هم موانع فنی نداریم، دیگه نگید «نتونستن دربیارن». چون هرچی تو ذهنتونه میتونیم دربیاریم.
ترکیب این دو کاربرد، این مگاپروژههای سنگین رو موجه میکنه. فضاهای داستانی بسیار بزرگ، و بیشمار کاراکتر که برای یادآوریشون نیاز به ویکیپدیا داریم، اما تهی از معنا و مفهوم! این پروژهها شبیه آشیانه هواپیماهای غولپیکر مثل آ۳۸۰ هستند، که وقتی آدم واردش میشه مبهوت ابعاده (و سرش رو میگیره بالا و از خودش میپرسه اونی که لامپهای اینجا رو نصب کرده چه موجودی بوده؟). و همزمان یک حجم عظیمی از خالی بودن در برابرش قرار میگیره.
البته در ادبیات، آشیانه هواپیما ساختن، جریان تازهای نیست. برای کاراکترهای شاهنامه هم نیاز به ویکیپدیا داریم. محیط ایلیاد و اودیسه هم انقدر بزرگه که آدم خوف میکنه. و مثل نویسنده Dune که چندسال وقت گذاشت تا کلکسیونی از تکههای مربوط و نامربوط فرهنگی-اسطورهای رو از تمدنهای مختلف جمع کنه و تو رمانش بچسبونه به هم، که به یک عادت سینمایی تبدیل شد و آخرین نمونهش رو در گیم آو ترونز دیدیم، و چالشهای زمانه خودش مثل مواجهه غرب با «جهنم خاورمیانه که در تلاقی دین و نفت میسوزه» رو بچپونه توش، فردوسی هم تکههایی از داستانهای باستانی رو جمع کرد و چسبوند بهم و چالشهای زمانه خودش رو چپوند بینشون.
اما یه فرقی هست بین نویسندگان غول قدیم، و تکهچسبانهای امروزی. و اون فرق بین معنی کلمه set به عنوان اسم است، و معنی اون به عنوان فعل.
تکهچسبانهای امروزی، که اتفاقا انقدر مطالعه دارند که میتونند آشیانههای خیلی بزرگ بسازند، ست به عنوان اسم میسازند. یعنی دم و تشکیلات سوپرسایز روایت. همه عناصر، قالبها، شخصیتپردازیها، لوکیشنها، اتمسفرها. ست دون انقدر قوی بود که ازش استاروارز دراومد. اما نویسنده قدیم، ست به معنی فعل رو انجام میداد. به این معنی که یک نوع از جهانبینی رو ست میکرد که قبل ازون یا وجود نداشته یا خیلی ضعیف بوده. نویسنده داستان موسی (هرکی که بوده) نوعی از نگاه به جهان رو ست کرد که ما بعد از چندهزارسال هنوز تحت تأثیرش هستیم. این ست کردن انقدر قویه که حتی اگه به داستان موسی باور نداشته باشی هم باز تحت تأثیرش هستی. چون دنیایی که توش به دنیا اومدی، تحت تأثیر این داستان بوده.
تو آشیانه نویسندگان قدیم، یه هواپیما تو آشیانه پارک بود. و دیگه سقف حواست رو پرت نمیکرد، بلکه ارتفاع باله عمودی هواپیما مبهوتت میکرد، و میپرسی: این چجوری اینجا جا شد؟
فعلا دور، دور ستهای بزرگ، به عنوان اسمه.
ترکیب این دو کاربرد، این مگاپروژههای سنگین رو موجه میکنه. فضاهای داستانی بسیار بزرگ، و بیشمار کاراکتر که برای یادآوریشون نیاز به ویکیپدیا داریم، اما تهی از معنا و مفهوم! این پروژهها شبیه آشیانه هواپیماهای غولپیکر مثل آ۳۸۰ هستند، که وقتی آدم واردش میشه مبهوت ابعاده (و سرش رو میگیره بالا و از خودش میپرسه اونی که لامپهای اینجا رو نصب کرده چه موجودی بوده؟). و همزمان یک حجم عظیمی از خالی بودن در برابرش قرار میگیره.
البته در ادبیات، آشیانه هواپیما ساختن، جریان تازهای نیست. برای کاراکترهای شاهنامه هم نیاز به ویکیپدیا داریم. محیط ایلیاد و اودیسه هم انقدر بزرگه که آدم خوف میکنه. و مثل نویسنده Dune که چندسال وقت گذاشت تا کلکسیونی از تکههای مربوط و نامربوط فرهنگی-اسطورهای رو از تمدنهای مختلف جمع کنه و تو رمانش بچسبونه به هم، که به یک عادت سینمایی تبدیل شد و آخرین نمونهش رو در گیم آو ترونز دیدیم، و چالشهای زمانه خودش مثل مواجهه غرب با «جهنم خاورمیانه که در تلاقی دین و نفت میسوزه» رو بچپونه توش، فردوسی هم تکههایی از داستانهای باستانی رو جمع کرد و چسبوند بهم و چالشهای زمانه خودش رو چپوند بینشون.
اما یه فرقی هست بین نویسندگان غول قدیم، و تکهچسبانهای امروزی. و اون فرق بین معنی کلمه set به عنوان اسم است، و معنی اون به عنوان فعل.
تکهچسبانهای امروزی، که اتفاقا انقدر مطالعه دارند که میتونند آشیانههای خیلی بزرگ بسازند، ست به عنوان اسم میسازند. یعنی دم و تشکیلات سوپرسایز روایت. همه عناصر، قالبها، شخصیتپردازیها، لوکیشنها، اتمسفرها. ست دون انقدر قوی بود که ازش استاروارز دراومد. اما نویسنده قدیم، ست به معنی فعل رو انجام میداد. به این معنی که یک نوع از جهانبینی رو ست میکرد که قبل ازون یا وجود نداشته یا خیلی ضعیف بوده. نویسنده داستان موسی (هرکی که بوده) نوعی از نگاه به جهان رو ست کرد که ما بعد از چندهزارسال هنوز تحت تأثیرش هستیم. این ست کردن انقدر قویه که حتی اگه به داستان موسی باور نداشته باشی هم باز تحت تأثیرش هستی. چون دنیایی که توش به دنیا اومدی، تحت تأثیر این داستان بوده.
تو آشیانه نویسندگان قدیم، یه هواپیما تو آشیانه پارک بود. و دیگه سقف حواست رو پرت نمیکرد، بلکه ارتفاع باله عمودی هواپیما مبهوتت میکرد، و میپرسی: این چجوری اینجا جا شد؟
فعلا دور، دور ستهای بزرگ، به عنوان اسمه.
❤9
اپیزود ۲۲۴ از سریال «مردی که به دانستههای خود اعتنا نمیکند».
میگه ایرانیها، امپراتوریهای بزرگ تاریخ رو عاصی کردن، چون چندهزارساله که کلهشق هستند، پس با اینها درنیفتید و به توافق برسید!
و بدون کمترین خودآگاهی چند دقیقه بعد مینویسه: همیشه اسگلها دنبال الگوها میگردند، و باهوشها دنبال فقدان الگوها هستند! (یعنی فهمیدن اینکه چهچیزی به چهچیزی ربطی ندارد مهمتر از فهمیدن اینه که چیزی به چیزی ربط دارد).
خودش در رفتار حکومتهای چندقرن گذشته ایران، که خیلیهاشون اصلا فارس نبودن، که تاریخش پر از بالا و پایین و سیاستهای متفاوت بوده، و خیلی ازون سیاستها فقط وابسته به کاراکتر یک شاه یا وزیر بوده، یک الگو میبینه! و ازون بدتر اینکه این الگو رو به ملت ما نسبت میده! و ازون بدتر حکومت فعلی رو نماینده اون الگویِ ملیِ فرضی میبینه!
میگه ایرانیها، امپراتوریهای بزرگ تاریخ رو عاصی کردن، چون چندهزارساله که کلهشق هستند، پس با اینها درنیفتید و به توافق برسید!
و بدون کمترین خودآگاهی چند دقیقه بعد مینویسه: همیشه اسگلها دنبال الگوها میگردند، و باهوشها دنبال فقدان الگوها هستند! (یعنی فهمیدن اینکه چهچیزی به چهچیزی ربطی ندارد مهمتر از فهمیدن اینه که چیزی به چیزی ربط دارد).
خودش در رفتار حکومتهای چندقرن گذشته ایران، که خیلیهاشون اصلا فارس نبودن، که تاریخش پر از بالا و پایین و سیاستهای متفاوت بوده، و خیلی ازون سیاستها فقط وابسته به کاراکتر یک شاه یا وزیر بوده، یک الگو میبینه! و ازون بدتر اینکه این الگو رو به ملت ما نسبت میده! و ازون بدتر حکومت فعلی رو نماینده اون الگویِ ملیِ فرضی میبینه!
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشبختانه یه چیزی که فعلا سبزها نمیتونند بش دست بزنند جتهای جنگندهست. این قاتل پرنده با باتری کارش راه نمیفته.
❤3
Anarchonomy
خوشبختانه یه چیزی که فعلا سبزها نمیتونند بش دست بزنند جتهای جنگندهست. این قاتل پرنده با باتری کارش راه نمیفته.
اونی که گوپرو بسته به دوربینش و این فیلم رو گرفته، تکشات میگیره (از تکونی که به دوربین وارد میشه مشخصه)، ولی دستش سریعه، و میدونه دقیقا کی دکمه شاتر رو فشار بده. یکی دیگه کنارش هست که تا جت نزدیک میشه رگباری شات میزنه و صداش تو بکگراند شنیده میشه. دقیقا تفاوت یه آدم حرفهای و باتجربه، و کسی که هنوز کار زیاد داره.
❤3
با اینکه امید به زندگانی پایینی دارم اما میترسم چندسال بعد از دست خودم عصبانی بشم که چرا در زمانهای که این رجالههای بیمایه درباره موضوعاتی که خیلی بزرگتر از قوارهشون بود کتاب نوشتند، من چیزی ننوشتم. وقتی در معرفی کتابشون هم نمیتونستند حتی یک پاراگراف بنویسند که سالاد کلمات نباشه، چرا من چیزی ننوشتم.
❤3
Anarchonomy
با اینکه امید به زندگانی پایینی دارم اما میترسم چندسال بعد از دست خودم عصبانی بشم که چرا در زمانهای که این رجالههای بیمایه درباره موضوعاتی که خیلی بزرگتر از قوارهشون بود کتاب نوشتند، من چیزی ننوشتم. وقتی در معرفی کتابشون هم نمیتونستند حتی یک پاراگراف…
میدونم که توقع من کمی بالاست البته. وقتی در آمریکا، که لابراتوار «دولت مدرنِ ناب»! است (که معلوم نیست ناب در اینجا معنیش چیه، ولی لابد «دولت مدرن واقعی این نیست» زیادی پشتشه)، فائوچی که عامل آلوده شدن جهان به ویروسه، میشه مسئول پاکسازی جهان از ویروس! طبیعیه که در ایران هم تکنوکرات قزبیتی که مانع توسعه بوده، موانع توسعه ایران رو ریشهیابی کنه!
❤3
نه اتفاقا برعکسه. این اوباش بیسواد میگن حسن از سیستان و کاظم از اردبیل پنج هزارساله که جونشون درمیره واسه همدیگه! اما چون دولتهای مستقر نمیپذیرند که همه ایران همیشه یه چیز رو میخواد، کارها پیش نمیره!.. هرچند که انقدر دوزاریاند که حتی همین برداشت فاشیستی از ایران رو هم نمیتونند درست منتقل کنند.
❤1
جمهوری اسلامی در حوزه رسانه و کتاب، در حالی که همهی روایتهای غیرحکومتی رو از دم تیغ میگذرونه، نسبت به سه شاخه اصلی از آدرسهای غلط، رواداری زیادی نشون میده و اجازه میده دربارهشون بحث شکل بگیره و نرمالایز بشه:
۱- ایران یه دیکتاتور میخواد
۲- ایران یه امپراتوری میخواد
۳- ایران یه جراحی بزرگ میخواد
که هر سه مهمل محضند.
اولی ما رو از مردم آفریقا که هیچ تجربه تاریخی در حکومتداری متمرکز نداشتند اما الان دموکراسیهای نسبتا قابل تحملی دارند هم پایینتر فرض میگیره. مردم کنیا و آفریقای جنوبی بدون دیکتاتور کارشون راه افتاد، فقط کار ما راه نمیفته؟ یه مشت سادهلوح هم با موضع خیابانی و صرفا خیابانی «رضاشاه روحت شاد» خودشون رو به ابلهان مفید این آدرس غلط تبدیل کردهاند.
دومی ما ایرانیها رو موجودات غیرعادیای بیرونزده از دل تاریخ فرض میگیره که خارج از آکواریوم یک سیستم اقتدارگرای عظیم و متمرکز، نمیتونیم زیست نرمال داشته باشیم! و اساسا هدف از به دنیا اومدنمون، آبیاری هویت تاریخی این سیستم مقتدر بوده! نه تنها به این شکل وانمود میکنند روز خوش به ما ایرانیها نیومده، بلکه برای رسیدن به روز خوش هم فقط یک راه داریم، و اونم ساخت یک ایرانشهر افسانهایه!
سومی فلاکتی که با مشت آهنین یا فاشیسم عریان بمون تحمیل شده رو مشکلاتی پیچیده و کلافی در هم پیچیده جلوه میده که اصلا و ابدا با تغییرات ساده قابل حل نیستند، و چون پیچیده و سختفهم هستند باید یکی دو قرن صبر کرد، یا تن به خونریزیهای شدید داد! و مثلا اون تحولاتی که در چین، ویتنام، کره جنوبی، و حتی ترکیه در عرض یک برنامه ده ساله رخ داد، تو ایران اصلا قابل اجرا نیستند!
۱- ایران یه دیکتاتور میخواد
۲- ایران یه امپراتوری میخواد
۳- ایران یه جراحی بزرگ میخواد
که هر سه مهمل محضند.
اولی ما رو از مردم آفریقا که هیچ تجربه تاریخی در حکومتداری متمرکز نداشتند اما الان دموکراسیهای نسبتا قابل تحملی دارند هم پایینتر فرض میگیره. مردم کنیا و آفریقای جنوبی بدون دیکتاتور کارشون راه افتاد، فقط کار ما راه نمیفته؟ یه مشت سادهلوح هم با موضع خیابانی و صرفا خیابانی «رضاشاه روحت شاد» خودشون رو به ابلهان مفید این آدرس غلط تبدیل کردهاند.
دومی ما ایرانیها رو موجودات غیرعادیای بیرونزده از دل تاریخ فرض میگیره که خارج از آکواریوم یک سیستم اقتدارگرای عظیم و متمرکز، نمیتونیم زیست نرمال داشته باشیم! و اساسا هدف از به دنیا اومدنمون، آبیاری هویت تاریخی این سیستم مقتدر بوده! نه تنها به این شکل وانمود میکنند روز خوش به ما ایرانیها نیومده، بلکه برای رسیدن به روز خوش هم فقط یک راه داریم، و اونم ساخت یک ایرانشهر افسانهایه!
سومی فلاکتی که با مشت آهنین یا فاشیسم عریان بمون تحمیل شده رو مشکلاتی پیچیده و کلافی در هم پیچیده جلوه میده که اصلا و ابدا با تغییرات ساده قابل حل نیستند، و چون پیچیده و سختفهم هستند باید یکی دو قرن صبر کرد، یا تن به خونریزیهای شدید داد! و مثلا اون تحولاتی که در چین، ویتنام، کره جنوبی، و حتی ترکیه در عرض یک برنامه ده ساله رخ داد، تو ایران اصلا قابل اجرا نیستند!
❤8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی با قوری چای میریزیم تو فنجون، زیر قوری خیس میشه. چون یه مقدار از مایع از زیر دهانهش سرازیر میشه و روی بدنه قوری سر میخوره و میره تا زیرش. یه نفر نشسته با محاسبات ریاضی و تحلیل مکانیک سیالات نشون داده چطور این اتفاق اعصابخورد کن رخ میده. پدیدهای فوقالعاده پیچیدهست، و کار طرف پشمریزانه.
❤6
بله، و امت اسلامی انقدر کلهش رو فرو برد در خشتک خویش تا به انفعالمعارف دست پیدا کنه که کلا نفهمید اون بیرون چه خبره و چندقرن عقب افتاد.
صحبت از نفع، در علم به کمیت معنی داره، مثل اینکه بدونیم الان چندتا کلاغ خوابند و چندتاشون بیدار. هرچند که این هم همهجا غیرنافع نیست. مثلا اگه بدونیم الان تعدادی زیادیشون بیدارند، میفهمیم که محیط زیستشون یه ایرادی پیدا کرده. علم به کیفیت، هیچجا نمیتونه غیرنافع باشه، چون بخشی از شناخت کلی به جهان رو تشکیل میده. اما چون منابع محدودند، باید اولویتبندیشون کرد. تحلیل خیس شدن زیر قوری در اولویته؟ نه. ولی از اتلاف وقت در فیسبوک خیلی بهتره. ضمن اینکه بعدن در ساخت قطعاتی که با مایعات طرفند و یک قطره هم نباید خارج از کنترل باشه، بدرد خواهد خورد.
صحبت از نفع، در علم به کمیت معنی داره، مثل اینکه بدونیم الان چندتا کلاغ خوابند و چندتاشون بیدار. هرچند که این هم همهجا غیرنافع نیست. مثلا اگه بدونیم الان تعدادی زیادیشون بیدارند، میفهمیم که محیط زیستشون یه ایرادی پیدا کرده. علم به کیفیت، هیچجا نمیتونه غیرنافع باشه، چون بخشی از شناخت کلی به جهان رو تشکیل میده. اما چون منابع محدودند، باید اولویتبندیشون کرد. تحلیل خیس شدن زیر قوری در اولویته؟ نه. ولی از اتلاف وقت در فیسبوک خیلی بهتره. ضمن اینکه بعدن در ساخت قطعاتی که با مایعات طرفند و یک قطره هم نباید خارج از کنترل باشه، بدرد خواهد خورد.
❤4
Anarchonomy
بله، و امت اسلامی انقدر کلهش رو فرو برد در خشتک خویش تا به انفعالمعارف دست پیدا کنه که کلا نفهمید اون بیرون چه خبره و چندقرن عقب افتاد. صحبت از نفع، در علم به کمیت معنی داره، مثل اینکه بدونیم الان چندتا کلاغ خوابند و چندتاشون بیدار. هرچند که این هم همهجا…
پیشرفت تکنولوژی چیزی نیست جز توسعه کنترل. و باید شناخت از پدیدهها رو بیشتر کرد، تا بشه کنترل رو بیشتر کرد. اینکه امروز میشه دریچه قلب رو تعویض کرد، به این دلیله که خیلی از چیزها تحت کنترل دراومده که قبلا تحت کنترل نبود. و هنوز خیلیها دارند به خاطر انسداد عروق میمیرند چون هنوز خیلی از چیزها تحت کنترل نیست.
❤3
اراذل مجمع جهانی اقتصاد سوژه پروپاگاندا میندازن وسط، حاجی سوسیالیستمون سریع برمیداره باش یه چماق دیگه درست میکنه برای زدن توده مردم!
سوژه اندفعه «پخت و پز با گازه». من که عرض کردم خدمتتون اینها به بنزین بسنده نمیکنند. اینها میخوان اونجوری که برنامهریزی کردن زندگی کنید. اکانت مجمع مردم رو مخاطب قرار نمیده، و موضع آمرانه سوم شخص رو حفظ میکنه: باید چنین شود، باید چنان شود، نیاز است این کار صورت گیرد، نیاز است فلان ممنوع شود. اما اکانت آدمهاشون مستقیم فحش میکشن به مردم. این یه تقسیم کاره، و مطمئنا پولهایی هم رد و بدل میشه. مردم در جریان نیستند شبکههای اجتماعی و پکیجهای پروپاگاندای داخلش داره چجوری اداره میشه.
سوژه اندفعه «پخت و پز با گازه». من که عرض کردم خدمتتون اینها به بنزین بسنده نمیکنند. اینها میخوان اونجوری که برنامهریزی کردن زندگی کنید. اکانت مجمع مردم رو مخاطب قرار نمیده، و موضع آمرانه سوم شخص رو حفظ میکنه: باید چنین شود، باید چنان شود، نیاز است این کار صورت گیرد، نیاز است فلان ممنوع شود. اما اکانت آدمهاشون مستقیم فحش میکشن به مردم. این یه تقسیم کاره، و مطمئنا پولهایی هم رد و بدل میشه. مردم در جریان نیستند شبکههای اجتماعی و پکیجهای پروپاگاندای داخلش داره چجوری اداره میشه.
❤2