Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
شرکت معظم مورگان استنلی میگه اگه موسسات مالی بیشتری بیت‌کوین بخرند، بیت‌کوین بیشتری در اختیار تعداد کمتری از افراد قرار می‌گیره و اینجوری بیت‌کوین از حالت غیرمتمرکز درمیاد!

دیگه الان در مرحله‌ای هستیم که باید گفت یا از درکش عاجزند، یا غرضی دارند و ادا درمیارن.
اون فلش قرمز میزان مجموع آلایندگی یک ساختمان رو نشون میده در طول بیست سال آینده. یعنی مجموع آلایندگی حاصل از مجموع مصرف برق و گاز، که میرسه به تقریبا ۱۴۸ تن در سال ۲۰۴۱. حالا اگه آلایندگی‌ای که ایجاد شده تا مصالح همین ساختمان تولید بشه رو حساب کنیم، تقریبا ۱۴۰ تنه! یعنی مصالحش اندازه بیست سال زندگی کردن توش آلایندگی ایجاد می‌کنه!
اگه بازده مصرفی بالا باشه، اون ۱۴۸ تن خیلی کمتر هم خواهد بود، و در اون صورت میشه گفت: آلایندگی مصالحش معادل آلایندگی زندگی کردن توش تا هشتاد سال آینده‌ست!
و این یعنی هرچه ساختمان بلندمرتبه‌تر، ضدمحیط‌زیستی‌‌تر. چون برای اینکه بخوای ساختمان بزرگ و بلند بسازی، مجبوری از متریالی استفاده کنی که آلایندگی‌شون بالاست. لذا بهترین خونه از لحاظ آلایندگی، خونه چوبی دوبلکسه که خوب عایق شده باشه.
شارلاتان یعنی کسی که غلط آماری دیگران رو میگیره اما وقتی به نفع قبیله‌ش نیست به اعداد بی‌توجهی می‌کنه، و میگه افزایش حجم پول اگه جایی رفته، تو بازار بیت‌کوین رفته! حتی با یه سرچ ساده میشه حجم پول چاپ شده رو با کلِ کل پول در گردش در بازار بیت‌کوین مقایسه کرد.
فکر کنم باید کتب دانشگاهی رو آپدیت کنند. چون تو اونا نوشته بود اگه ۷۰ درصد مردمی ایمنی پیدا کنند، پرونده بیماری بسته میشه. الان بالای هشتاد درصد سالخوردگان آمریکایی دو دوز واکسن زدن (آمار یک دوز، بالای ۹۵ درصده!)، و باز روزی پونصد ششصدنفر فوتی دارند!
البته چون دیگه ترامپ نیست عیب نداره.
2
«خون‌های زیادی به خاطر کشتارهای عظیم در سپاه اسماعیلی‌ها ریخته شد، چرا که امر قبیح جنگ آنها را به کشتن یکدیگر وامیداشت. آنها از شمشیر، بردگی و مبارزه خشن بر زمین و دریا دریغ نمیکردند تا این که معاویه قدرت گرفت و بر آنها غلبه کرد. هنگامی که او آنها را مطیع خود ساخت بر تمام اموال و فرزندان اسماعیلی حاکم شد و آرامش را به میان تمام آنها آورد».

طبق روایت‌های متداول شیعی، قدرت گرفتن معاویه همه‌چیز رو خراب کرد؛ اما ناظر خارجی اینطور می‌دیده که اعراب (نوادگان اسماعیل) تن‌شون میخارید برای جنگیدن با همدیگه، و معاویه همشون رو نشوند سرجاشون و آرامش رو در منطقه برقرار کرد.
Anarchonomy
«خون‌های زیادی به خاطر کشتارهای عظیم در سپاه اسماعیلی‌ها ریخته شد، چرا که امر قبیح جنگ آنها را به کشتن یکدیگر وامیداشت. آنها از شمشیر، بردگی و مبارزه خشن بر زمین و دریا دریغ نمیکردند تا این که معاویه قدرت گرفت و بر آنها غلبه کرد. هنگامی که او آنها را مطیع…
اولین ذکر تاریخی مستند ناظران خارجی از شخصیت‌های صدر اسلام، جنگ معاویه و علی بوده. هیچ اسمی از خلفای قبلی و خود پیامبر وجود نداره. با اینکه جنگ‌های مهمی قبل ازین درگیری رخ داده بود.
شاید، و شاید، جنگ قادسیه، تماما یک فیک‌نیوز بوده. ناظر غیرمسلمان جایی نگفته اعراب در ابتدا جایی رو فتح کردند، بلکه میگه مسلط شدند. فتح معمولا درباره موقعیتیه که میری حاکم یک منطقه رو از بین میبری و به جاش میشینی. اما تسلط وقتیه که میری می‌بینی منطقه بی‌صاحبه و خودت خلاء قدرت رو پر می‌کنی. احتمالا قسمت‌های زیادی از ایران همین وضعیت رو داشتند و چیزی که ما به عنوان امپراتوری می‌شناسیم در اون دوره خلاصه شده بوده به یک پایتخت، و بقیه جاها رو ول کرده بودند به امان خدا، یا مردم حس نمی‌کردند کسی بالاسرشونه. اما نخبگان ایرانی می‌خواستند وانمود کنند «خیلی حماسی مقاومت کردیم». اعراب هم وقتی این روایت رایج رو دیدند با خودشون گفتند «عه یعنی انقدر کارمون درست بوده و اینجوری همه‌جا رو گرفتیم؟ اوکی، خیلی هم عالی»، و اجازه دادند ترویج بشه.

به نظر میرسه با اومدن معاویه، خیلی‌ها در منطقه نفس راحتی کشیدند ازین بابت که «بالاخره یکی صاحاب وایساد!». ولی انگار یهودیان و مسیحیان دغدغه‌ای فراتر از امنیت و ثبات داشته‌اند که از غلبه معاویه به علی خوششون اومده بوده. بعضی تصور می‌کنند علتش اینه که معاویه اصرار نداشت به زور مسلمان‌شون کنه، اما علی هم چنین اصراری نداشت. اون‌ها علی رو یک تهدید عقیدتی می‌دیدند، نه تهدید نظامی سیاسی.
4
جوونای چینی میرن جلوی کاستکو تو شانگهای عکس می‌گیرن، که به نظر برسه لس‌آنجلس هستند! (چون نمای فروشگاه و پارکینگ‌هاش همه‌جای دنیا عین همه).
شاید بگن «عجب آدمای بدبختی». اما شانگهای از همه نظر مدرن‌تر از لس‌آنجلسه. اونا از خیلی از بدبختان عالم، مرفه‌‌ترند.‌ اما اونی که اونجاست، شانگهای رو با میلیون‌ها نفر دیگه شریکه. میخواد در لس‌آنجلس دیده بشه، تا به اونایی که شانگهای رو باشون شریکه بگه «یه جای خوب دیگه هستم که شما توش شریک نیستید». اگه لس‌آنجلس پر از کارتن‌خواب بشه، و همه‌ ساکنینش هم آسیایی بشن، باز براش بهتر از شانگهایه.. چون میلیون‌ها چینی توش شریک نیستند.
این «ای مردم کشورم، ازتون خوشم نمیاد، و چون خوشم نمیاد سعی می‌کنم خودم رو ازتون دورتر کنم یا بالاتر ببرم» در خیلی از رفتارهای چینی‌ها که قابلیت دور شدن و بالاتر رفتن رو پیدا می‌کنند دیده میشه.
4
بحث درباره بیت‌کوین و مالکیت، با کسی که در ارتش خدمت کرده، خیلی هوشمندانه نیست. چون برمیگرده میگه: تو فکر می‌کنی مالک یه سری چیزها هستی چون قانون وجود داره، خب اون قانون چجوری سرپاست؟ من جونم رو به خطر میندازم تا از نظام دفاع کنم تا قانونش هم سرجاش بمونه. بهتر نیست یه ساختار پولی داشته باشیم که برای حفظ مالکیتت از تعرضات احتمالی، لنگ خون من نباشی؟
Anarchonomy
بحث درباره بیت‌کوین و مالکیت، با کسی که در ارتش خدمت کرده، خیلی هوشمندانه نیست. چون برمیگرده میگه: تو فکر می‌کنی مالک یه سری چیزها هستی چون قانون وجود داره، خب اون قانون چجوری سرپاست؟ من جونم رو به خطر میندازم تا از نظام دفاع کنم تا قانونش هم سرجاش بمونه.…
البته بیت‌کوین، یا هر راه حل مشابهی که همینقدر محکم باشه، مستقل از دنیای فیزیکی نیست، و اتفاقاتی که اون بیرون میفته روش تأثیر داره، و لذا ما هیچوقت از دفاع فیزیکی که میتونه شامل خشونت بشه بی‌نیاز نمیشیم. اما منتقل کردن ارزش مادی، به شبکه‌ای که با روش‌های متداول کشورگشایی و تعرض نمیشه نابودش کرد، نه تنها عاقلانه بلکه حتی اخلاقیه.
بیت‌کوین بهانه‌ای شد تا مردم تأمل کنند در اینکه چیزی که مالکش هستند، واقعا مالکش هستند یا فقط اجاره‌ش کرده‌اند و مالک اصلی دولته؟ و اگه واقعا مالکش هستند داره با هزینه چه کسانی از تعرض حفظ میشه؟
وقتی راسل براند ازین جدا شد با خودم گفتم «چه بی‌عرضه‌ای مرد! نتونستی نگهش داری؟». اما الان می‌فهمم چرا. هر دو سلبریتی‌اند و متعلق به یک فرهنگ لیبرالی مشترک.‌ اما این خودش رو کرده دلقک دولت و بروکرات‌ها، و راسل داره از شهرتش استفاده می‌کنه تا از فساد دولت‌ها و سیاستمدارها برای توده مردم صحبت کنه.
- کشتن عرب‌های خوزستان برای جمهوری اسلامی هزینه‌ای نداره چون رسانه‌ها عمدن پوشش نمیدن

- داداش مسئله رو قومیتی نکن

- میگی کشته یا نکشته؟

- داداش کشته حرفی نیست، ولی قومیتیش نکن

- اره ماله بکش

- من ماله‌کش نیستم خودم به موسوی رأی دادم

- ریدم تو موسوی

- معلوم بود یه تجزیه‌طلب‌ کثیفی اومدی از آبان سوء استفاده کنی

- من نخوام با توی سگ‌پدر هموطن باشم باید کی رو ببینم؟

- نمیخوای جمع کن برو

- نمیخوام برم اینجا جد اندر جد خاک ما بوده، تو جمع کن برو کونده

- مادرتو بووووق... خودت و ارباب عربستانیت... بووووووق

- بوووق تو دهنت.. بوووقکش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه فقط آدرنالین براشون مهم بود، فیلم نمی‌گرفتند. میخوان پز نزدیک شدن به مرگ رو هم بدن‌‌، به کسانی که فکر می‌کنند می‌تونند ازش دور بمونند.
اما کلا قضیه رو اشتباه گرفتن. ترس، برای حفظ فاصله از مرگ نیست. ترس برای شریک نشدنه. یه چیزی بالاخره ما را خواهد کشت. اینکه در انجامش باش شریک خواهیم شد یا نه، مهمه. اونی که آگاهانه شریک میشه، این معنی رو ایجاد می‌کنه که: لیاقتم برای حیات، تا همین‌جا بود.
این حتی وقتی وضع بیکاری خیلی بهتر ازین بود هم در این شهر وجود داشت. در پرت بودن جانور آکادمیک همین بس که هم ده سال عقبه، هم حتی بعد از ده سال تأخیر هم نمی‌فهمه دقیقا چه خبره.
از همه کسانی که در کنار آب، ملک مسکونی دارند و نگران گرمایش زمین هستند تقاضا می‌کنم ملک‌شون رو در اختیار من بذارن و خودشون در ارتفاعات بالاتر زندگی کنند. من دوست دارم تو جاهای پرریسک سکونت کنم.
چه ترکیب تو در تویی از چند مغلطه شده.

- ایرانشهری، دنبال احیای هویته. پان‌ترک دغدغه نژادی داره. پان‌کرد میخواد خودشو از نسل‌کشی نجات بده. همه رو تو یه کیسه کردن، اگه مغرضانه نباشه، تنبلی ذهنی است.

- اون اتفاقاتی که در دوران سومریان افتاد، در هلند نیفتاد. پس تمدن بشری به مکان و محدوده و جنس مردم، قابل تقسیمه. ما چهارهزارسال پیش هم با هم فرق داشتیم.

- معادلات دنیای واقعی سندمحور نیست. و گرنه سیاست‌ها رو میدادیم یه الگوریتم طراحی و اجرا کنه. ما ایرانی‌ها تشیع رو هک کردیم، تا به شکلی که میخواهیم دربیاد، با اینکه ربطی به ما نداشت.. چون اینطور برداشت کردیم که به نفع ماست، یا با ما جوره. برداشت‌ها هستند که سرنوشت‌ها رو رقم می‌زنند، نه مستندات.
4
چقدر فضای بیزینس عوض شده. کاری که ما باید میبردیم بیرون با کاتر پلاتر انجام بدن، الان یه زن خانه‌دار تو خونه میتونه انجام بده.


https://youtu.be/72qBOj47SqU
حتی سایت‌های تخصصی و مهندسی هم وارد کار طنز شدن.
این یک جواب باکیفیت است، که قبلا فقط از سمت گروه خاصی از مردم شنیده میشد، اما الان مردمی‌تر شده. مهم‌ترین شاخص برای جداسازی اشرار از خودی‌ها، اینه که ببینیم به مجموع حکومت و بقیه مملکت، میگه «ما» و «ایران» یا نه.
همه در موقعیت بیمار سرطانی هستند که قراره دکتر بش بگه چندماه آینده همه‌چیز چطور پیش خواهد رفت. اما فکر می‌کنند در اون موقعیت نیستند و راه پیش‌رو خیلی باز و ناشناخته‌ست! فلاکت حبس در زندان هم به همین دلیل فشار روانی زیادی ایجاد می‌کنه، که کسی که واردش میشه میدونه آینده‌ای که پیش رو داره، تک‌گزینه‌ایه، و اون گزینه همین‌جاست، پشت این دیوارها. اگه لک‌لک‌ها از بالا مینداختنش پایین طوری که وسط حیاط زندان بیفته، براش آسون‌تر طی می‌شد، چون اینکه ممکنه فردا بیاد بیرون یا نه، نامشخصه. شاید بیاد، و شاید نیاد. اما همینکه احتمالش وجود داره، یعنی فقط یک گزینه‌ وجود نداره.
مجهول بودن راه پیش رو انقدر آرام‌بخشه، که مردم حاضرند مجهولات مصنوعی بسازند. مثلا فکر کنند معلوم نیست ته سراشیبی کجاست! در حالی که معلومه. اینکه همه‌چیز بدتر خواهد شد یک پیشگویی نیست‌. بخشی از معلوماته‌. وقتی از بچه‌ها عکس می‌گرفتم و بعد از دیدنش به خاطر «خوب نیفتادن» میخواستند پاکش کنم، می‌گفتم دیگه این موقعیت گیرتون نمیاد. کنار هم بودن و با هم عکس گرفتن، هر جوری که توش بیفتی، بهتر از موقعیت‌هاییه که بعدن ممکنه بوجود بیاد. چون موقعیت‌های بعدن، کم‌تر، کمرنگ‌تر، و بی‌روح‌تر از الان خواهند بود. به ازای هر ایکس از لحظات عمرت، ثابت خواهد شد که ایکس منهای یک، بهتر از ایکس بعلاوه یک بوده.


خیلی‌ها امروز در موقعیتی از بن‌بست و تصلب شریان انگیزه قرار گرفته‌اند که من پونزده سال پیش داخلش افتادم. وقتی می‌گفتم جوری تنگدست خواهید شد که به پناهندگی در پاکستان فکر کنید، اینطور تفسیر می‌شد که بدبیاری و شکست، من رو نسبت به وضع نرمال بقیه بخیل کرده! متوجه نبودند که این ربطی به ضعف‌های شخصیتی، از جمله بخل، که هرکسی داره، و من هم دارم، نداره‌. بلکه به این ربط داره که من جلوی اتوبوس بودم و جلو رو می‌دیدم! اما آرامش‌طلبی محرکی بود که مجهول فرضش کنند. اینکه میگم جلوی اتوبوس بودم، این معنی رو نداره که جغد دانا بودم‌. دانایی بیناییه. اما برای حس کردن هر خطری، بینایی دقیق لازم نیست. آدم با چشم بسته هم خالی شدن زیر پاش رو میفهمه. بعضی‌ها، از جمله از گونه بدترکیب من، نسبت به بادهای بُرنده واقعیت، برهنگی خاصی دارند، که باعث میشه موهاشون زودتر سیخ بشه. برای همین جامون اون ته اتوبوس نبوده هیچوقت.. چون اونجا بمون خوش نمیگذره.

ازینکه کسی جدی نگرفت، و الانم نمیگیره، احساس بدی ندارم‌. چون برخلاف گذشته، امروز دیگه درک می‌کنم ذهن انسان‌ها چطور کار می‌کنه. ولی شخصا آرام‌بگیر نیستم و به دکتر میگم که بگه دقیقا از کی هر کدوم از اعضای بدنم از کار میفته، و کدوم یکی از داروها جلوش رو نمی‌گیره.
3
در یک مانور مشترک بین نیروهای انگلیسی و آمریکایی در صحراهای کالیفرنیا، در یک نبرد شبیه‌سازی شده، انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها رو با گرفتن تلفات زیاد وادار به تسلیم کردند. در مسابقات تک‌تیراندازی که در اروپا برگزار شد، تیم آمریکا هیچ مقامی نیاورد و اسلوونی و ترکیه اول و دوم شدند.

مخاطب عام شبکه اجتماعی ازین نتایج، تفاسیر جالبی درمیاره. چه طرف برنده باشه، چه طرف بازنده. قبلا که این شبکه‌ها وجود نداشت و رسانه به این شکل نبود، این اطلاعات در اختیار خود نظامی‌ها بودند. اما الان طرف با شلوارک نشسته رو مبل و تحلیل می‌کنه که ارتش انگلیس خیلی خفنه، ترکیه داره شاخ میشه، آمریکا رو به اضمحلاله! و جالب اینه که در «چرخه اثرپذیری روانی»، نظر اون شلوارکیه، میتونه در درازمدت به نظر یونیفرم‌پوش‌ها تبدیل بشه (چون برداشت‌ها تعیین‌کننده هستند، نه مستندات. و مسری هم هستند).

اما این طرزِ درستِ فکر کردن نیست. حجم متغیرها انقدر بالاست که اینجوری نمیشه به یک برآورد رسید. نیروهای بریتانیا در شرایطی از آتاتورک شکست خوردن، که تک تک سربازهای استرالیایی آموزش‌دیده‌تر و کاربلدتر از سربازهای ترک بودند.
3
Anarchonomy
در یک مانور مشترک بین نیروهای انگلیسی و آمریکایی در صحراهای کالیفرنیا، در یک نبرد شبیه‌سازی شده، انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها رو با گرفتن تلفات زیاد وادار به تسلیم کردند. در مسابقات تک‌تیراندازی که در اروپا برگزار شد، تیم آمریکا هیچ مقامی نیاورد و اسلوونی و ترکیه…
برخلاف تصور عوام، بحث «دیگه مردی باقی نمونده» نه تنها مختص دوران ما نیست، بلکه یکی از کهن‌ترین بحث‌ها در طول تاریخ، هم در بین توده و هم در بین نخبگان بوده. همیشه برهه‌هایی وجود داشته که اینطور به نظر برسه، مردان گذشته، مردتر، جنگاورتر، و کاربلدتر بودند. و این پاسخ که «نه لزوما»، حتی در قرن پنجم و ششم هم، از طرف بعضی‌ها صادر شده بوده (اینکه مکتوباتش وجود داره شاید شاهدی باشه بر تفاوت‌های فرهنگی تمدنی غربی‌ها و ما آسیایی‌ها، که زیاد عادت نداشتیم نقد اجتماعی رو مکتوب کنیم، و اون‌هایی که مکتوب شده شعرند!). اما همون آدم قرن پنجمی هم خیلی موفق نبود در جا انداختن این واقعیت که «مردان امروزی اتفاقا دارند بهتر و موثرتر می‌جنگند». چون با این که مستنداتی داشت که ارائه کنه، اون چیزی که تعیین‌کننده بود، برداشت‌ها بودند. همونطور که امروز به نظر غیرممکن میرسه که بتونیم به توده ایرانی بقبولانیم که دولت‌سازی رضاخانی، عامل پسرفت ایران شد، نه پیشرفتش! چون برداشت اینه که قبل از دولت مدرن، مملکت هیچی نداشت و قطعا به هیچ‌جا نمی‌رسید (در حالی که شانس یک برونئی بزرگ بودن رو از دست دادیم، و‌ به یک شوروی کوچک و کاریکاتوری تبدیل شدیم).