از زاویه دید صداسیما وقتی در ایران باران میاد، که در پارک ملت باران ببارد! و وقتی سوختگیری با مشکل مواجه میشه که جایگاه سوخت ولنجک شلوغ بشه!
اگه ازین سازمان عریض و طویل بخواهید که همین الان از چشمه کوهرنگ تصویر زنده پخش کنه نمیتونه. این جداست ازینکه نمیخواد خشکشدگی ایران رو پوشش بده. اگه میخواست هم نمیتونست. حتی من هم میتونم مدل دستگاههایی که برای انجام این کار لازمه رو براشون از اینترنت دربیارم. موضوع این نیست که پول ندارند، یا اونجا کسی نیست که با تکنولوژی روز آشنا باشه یا کسی نیست که بدونه برای تهیه لجستیک این کار، چه باید کرد. موضوع اینه که به حاشیهراندن، یک ندانمکاری نیست، در مقیاس فردی یک طرز فکر، و در مقیاس سازمانی یک سیاسته.
رسانهی مرکزی یک حکومت به شدت مرکزگرا، حاشیه رو با «تصویر نظام» تعریف میکنه، نه با مختصات جغرافیایی. برای همین مردم تصویر پروژههای آستان قدس رو بیشتر در قاب تلویزیون دیدهاند تا میدان خراسان تهران رو. اگر در قلب تهران باشید و واقعیت محیط شما با تصویر نظام نخونه، خارج از کادر قرار میگیرید. اما اگه هزار کیلومتر با جامجم فاصله داشته باشید و محیط با تصویر نظام بخونه، دیده میشید. بنابراین پول، تکنولوژی، نیروی انسانی و لجستیک، صرف تصویر نظام میشه.
شهروند محروم، متوجه شناور بودن این کادر نیست. همون محیطی که به حاشیه رانده شده بود، میتونه در کادر قرار بگیره اگه موضوع عوض بشه. فکر میکنه همینکه دوربین اومد، یعنی «بالاخره دیده شدیم». اگه من روابط ابنرمال جنسی در مناطق ضعیف شهر رو پوشش بدم، گزارشی ازحاشیهست. اما دوربین رسانه مرکزی فردای همون روز میتونه بیاد به همون منطقه ضعیف و همون مسائل رو پوشش بده، با این تفاوت که موضوع «به فرزندخواندگی پذیرفتن یک دختر جوان مورد تجاوز قرار گرفته توسط یک زن سرپرست خانوار» باشه. تا پیام «نظام مردم را طوری مومن نگه داشته که در عمق فقر هم باز مومنند» رو منتقل کنه.
«شهر انقدر زشت شده که دیگر قابل دیدن نیست» خارج از تصویر نظامه. اما «شهر زشت هم پایبند به ارزشهای نظام است» تصویر نظامه. «دشتها طوری مردهاند که تا هزارسال بعد هم زنده نخواهند شد» خارج از تصویر نظامه. اما «نماز باران به امامت نماینده ولیفقیه در دشتی که تا هزارسال بعد هم زنده نخواهد شد» تصویر نظامه.
نسل پدران و مادران ما، بتپرستان این آئین تصویری بودند و هنوز هم هستند. عکس خمینی روی ماه، فقط یک hoax نبود. یک metaphor بود. از آدمهایی که حاضرند تمام دنیا را نبینند، تا فقط یک تصویر ببینند. و تمام دنیا را به آتش بکشند، تا فقط یک تصویر ببینند. تا فرزندان خودشان را هم نابود کنند، تا فقط یک تصویر ببینند.
اگه ازین سازمان عریض و طویل بخواهید که همین الان از چشمه کوهرنگ تصویر زنده پخش کنه نمیتونه. این جداست ازینکه نمیخواد خشکشدگی ایران رو پوشش بده. اگه میخواست هم نمیتونست. حتی من هم میتونم مدل دستگاههایی که برای انجام این کار لازمه رو براشون از اینترنت دربیارم. موضوع این نیست که پول ندارند، یا اونجا کسی نیست که با تکنولوژی روز آشنا باشه یا کسی نیست که بدونه برای تهیه لجستیک این کار، چه باید کرد. موضوع اینه که به حاشیهراندن، یک ندانمکاری نیست، در مقیاس فردی یک طرز فکر، و در مقیاس سازمانی یک سیاسته.
رسانهی مرکزی یک حکومت به شدت مرکزگرا، حاشیه رو با «تصویر نظام» تعریف میکنه، نه با مختصات جغرافیایی. برای همین مردم تصویر پروژههای آستان قدس رو بیشتر در قاب تلویزیون دیدهاند تا میدان خراسان تهران رو. اگر در قلب تهران باشید و واقعیت محیط شما با تصویر نظام نخونه، خارج از کادر قرار میگیرید. اما اگه هزار کیلومتر با جامجم فاصله داشته باشید و محیط با تصویر نظام بخونه، دیده میشید. بنابراین پول، تکنولوژی، نیروی انسانی و لجستیک، صرف تصویر نظام میشه.
شهروند محروم، متوجه شناور بودن این کادر نیست. همون محیطی که به حاشیه رانده شده بود، میتونه در کادر قرار بگیره اگه موضوع عوض بشه. فکر میکنه همینکه دوربین اومد، یعنی «بالاخره دیده شدیم». اگه من روابط ابنرمال جنسی در مناطق ضعیف شهر رو پوشش بدم، گزارشی ازحاشیهست. اما دوربین رسانه مرکزی فردای همون روز میتونه بیاد به همون منطقه ضعیف و همون مسائل رو پوشش بده، با این تفاوت که موضوع «به فرزندخواندگی پذیرفتن یک دختر جوان مورد تجاوز قرار گرفته توسط یک زن سرپرست خانوار» باشه. تا پیام «نظام مردم را طوری مومن نگه داشته که در عمق فقر هم باز مومنند» رو منتقل کنه.
«شهر انقدر زشت شده که دیگر قابل دیدن نیست» خارج از تصویر نظامه. اما «شهر زشت هم پایبند به ارزشهای نظام است» تصویر نظامه. «دشتها طوری مردهاند که تا هزارسال بعد هم زنده نخواهند شد» خارج از تصویر نظامه. اما «نماز باران به امامت نماینده ولیفقیه در دشتی که تا هزارسال بعد هم زنده نخواهد شد» تصویر نظامه.
نسل پدران و مادران ما، بتپرستان این آئین تصویری بودند و هنوز هم هستند. عکس خمینی روی ماه، فقط یک hoax نبود. یک metaphor بود. از آدمهایی که حاضرند تمام دنیا را نبینند، تا فقط یک تصویر ببینند. و تمام دنیا را به آتش بکشند، تا فقط یک تصویر ببینند. تا فرزندان خودشان را هم نابود کنند، تا فقط یک تصویر ببینند.
بش گفتم شما اصرار داشتید که وقتی به دنیا اومدیم حتما «اشهدانعلیولیالله» تو گوشمون خونده بشه، اما خودتون عُمَری بودید. علی با ازدواج موقت و کوتاهمدت موافق بود، اما عمر بساطش رو جمع کرد. البته علی فقط موافق نبود. اینطور نبود که فقط یک نظر باشه و یکی بگه من اوکیام باش! یک استراتژی اجتماعی بود. عمر، پروژه یهودیسازی اسلام رو انجام داد، و شما دقیقا همون اسلام یهودیشده رو سفت چسبیدید. همیشه بلافاصله بعد از هر انقلابی، نیرویی بسیج میشه برای دوباره راست کردن جامعه. چون به نظر سنتگرایان، انقلاب کجش کرده بوده! انقلاب اسلام در حجاز، از بسیاری از جنبهها، کجروی از یهودیت بود. دوباره راست کردنش رو عمر به عهده گرفت. یهودیان حجاز با خود محمد مشکل چندانی نداشتند. با اینکه میخواست علی رو به عنوان یک مسیح جدید معرفی کنه مشکل داشتند. مسیح عربی که به قالبهای کهن اورشلیم رحم نمیکنه. مسیحی که روی جنازههای لشکر دشمن راه میرفت و چنان بیتفاوت بود که انگار قلب نداره، و همزمان طوری سخنرانی میکرد که در لفظ عربی موزونتر و لطیفتر از قرآن باشه. شما اگه این مسیح رو میدیدید بش پشت میکردید.
در حالی که چشماش از تعجب گرد شده بود از چیزهایی که گفتم، پرسید از کجا میدونی پشت میکردیم؟
گفتم از مملکتی که ساختید مشخصه. خانوادهها از بیرون ظاهر یهودی دارند: تکهمسر، وفادار، فرزندآور. اما از درون هرزه، خائن، و خودخواه.
در حالی که چشماش از تعجب گرد شده بود از چیزهایی که گفتم، پرسید از کجا میدونی پشت میکردیم؟
گفتم از مملکتی که ساختید مشخصه. خانوادهها از بیرون ظاهر یهودی دارند: تکهمسر، وفادار، فرزندآور. اما از درون هرزه، خائن، و خودخواه.
❤10
امپراتوری روم شرقی برای قرنها دو بندر مهم داشت، که یکیش در ترکیه امروزی بود، و اون یکی در مصر. امروز ترکیهایها وارد هر بیزینسی میشن، از ما ایرانیها بهتر عمل میکنند. مثل انگلیسیها نمیشن، اما از ما خیلی بهترند. در معرض جهان بودن، در حوزه کسب و کار و خلق ثروت، یک کیفیت فرهنگی ایجاد میکنه. لبنان که اندازه کوچکترین استانهای ماست، خانوادههای ثروتمندی بیرون داده که یا بیزینسشون رو به سطح جهانی رسوندن، یا ثروتشون رو. ما میتونیم اسم یک خانواده ایرانی رو مثال بزنیم که به چنین سطوحی رسیده باشه؟ مصر کندوی القاعدهست، اما همزمان ثروتمندانی ساخته که بلدند کارهای بزرگ انجام بدن. در تأمین گندم مشکل دارند، اما استارتآپهایی میسازند که ما اینجا وبسایتش هم نمیتونیم بسازیم.
بیشتر فروشگاههای اینجا که موقع افتتاحش جشن میگیرند و من دیدم، موفق نمیشن؛ و بعد یه مدت جمع میکنند. همیشه یک سوال خندهدار از خودم میپرسیدم که چرا فک و فامیل و رفقای اینها موقع افتتاح فروشگاه جمع میشن و بهم تبریک میگن؟ الان زمانیه که طرف کلی خرج کرده. قاعدتا باید وقتی بش تبریک بگن که موفق شده فروش خوبی داشته باشه. ژاپنیه وقتی گزارش مالی بیزینسش میاد بیرون و فراتر از انتظاره، همهجا بادکنک میزنه. ما وقتی بادکنک میزنیم که تازه کلی از موجودی حساب بانکیمون کسر شده! آمریکاییه به رفقاش میگه اگه خونه رو تونستم بالاتر ازین مقدار بفروشم همتون آبجو مهمون من. ما وقتی طرف خونه میخره و تا گردن رفته زیر وام و قرض براش شیرینی میخریم!
فلسفه پول درآوردن برای ما خوب خرج کردنه، نه ایجاد قدرت. ما بیزینس رو بد میفهمیم و زندگی مالی رو اصلا نمیفهمیم.
بیشتر فروشگاههای اینجا که موقع افتتاحش جشن میگیرند و من دیدم، موفق نمیشن؛ و بعد یه مدت جمع میکنند. همیشه یک سوال خندهدار از خودم میپرسیدم که چرا فک و فامیل و رفقای اینها موقع افتتاح فروشگاه جمع میشن و بهم تبریک میگن؟ الان زمانیه که طرف کلی خرج کرده. قاعدتا باید وقتی بش تبریک بگن که موفق شده فروش خوبی داشته باشه. ژاپنیه وقتی گزارش مالی بیزینسش میاد بیرون و فراتر از انتظاره، همهجا بادکنک میزنه. ما وقتی بادکنک میزنیم که تازه کلی از موجودی حساب بانکیمون کسر شده! آمریکاییه به رفقاش میگه اگه خونه رو تونستم بالاتر ازین مقدار بفروشم همتون آبجو مهمون من. ما وقتی طرف خونه میخره و تا گردن رفته زیر وام و قرض براش شیرینی میخریم!
فلسفه پول درآوردن برای ما خوب خرج کردنه، نه ایجاد قدرت. ما بیزینس رو بد میفهمیم و زندگی مالی رو اصلا نمیفهمیم.
❤4
Anarchonomy
امپراتوری روم شرقی برای قرنها دو بندر مهم داشت، که یکیش در ترکیه امروزی بود، و اون یکی در مصر. امروز ترکیهایها وارد هر بیزینسی میشن، از ما ایرانیها بهتر عمل میکنند. مثل انگلیسیها نمیشن، اما از ما خیلی بهترند. در معرض جهان بودن، در حوزه کسب و کار و…
ژاپن برای مدت کمرشکنی ایزوله بود، اما در معرض جهان قرار گرفتنش از جنگ جهانی شروع نشد. در آستانه دوره میجی بازماندگان سامورایی از تغییراتی که داشت شکل میگرفت ناراضی بودند. ما، متأثر از ادبیات، سامورایی رو جنگجویی میشناسیم که طوری نفس میکشید که اگه یه پر میذاشتی جلوی بینیش، هیچ تکونی نمیخورد! اما زندگی سامورایی خیلی مفصلتر از یک سری دیسیپلین شخصی بود. داشت پکیج بزرگی از ارزشهای گذشته رو نگهبانی میکرد. و وقتی اولین نشانههای تغییر رو در قرن هفدهم دید در لاک دفاعی فرو رفت. سامورایی عصبانی میگفت در دوران ما پسر جوان جرئت نداشت واژه زن رو به زبان بیاره، چه برسه اسم اون زن رو. و اگه میاورد سرش رو مینداخت پایین. اما جوانان امروزی به راحتی درباره دخترها حرف میزنند! اما اون چیزی که بیشتر از فرو ریختن حجب و حیا اذیتش میکرد، متعالی شدن پول بود. در دوران خودش پول، چه حلال و حرام، کثیف بود. اما جوانان جدید ازینکه این ماه بیشتر از ماه گذشته پول درآوردن ذوق میکردند، و این ذوق کردن برای پول، براش غیرقابل تحمل بود. جوان نسل جدید داشت به این باور میرسید که قدرت با تنظیم تنفس (طوری که پر رو تکون نده)، و با وفاداری به ارباب، بدست نمیاد. باید با پول قدرت ایجاد کرد.
نه سنتگرا انقدر انعطاف داشت که با این منطق غیرقابل انکار کنار بیاد، نه تجددگرا انقدر پختگی داشت که همه ارزشها رو نریزه تو دریا. بنابراین یک میراث انسانی از بین رفت، و در فقدان نظام ارزشی، پولسازی نیهیلیستی جای فرهنگ گذشته رو گرفت.
مردم ما هم بالاخره یه روز بیزینس رو میفهمند و طرز هندل کردن زندگی مالی رو یاد میگیرند. نمیشه در معرض جهان نبودن رو خیلی کش داد. اما خوب نیست این مسیر رو دست خالی برن. بدون خدا، هر کاری رو یاد بگیری، به خودت آسیب میزنی.
نه سنتگرا انقدر انعطاف داشت که با این منطق غیرقابل انکار کنار بیاد، نه تجددگرا انقدر پختگی داشت که همه ارزشها رو نریزه تو دریا. بنابراین یک میراث انسانی از بین رفت، و در فقدان نظام ارزشی، پولسازی نیهیلیستی جای فرهنگ گذشته رو گرفت.
مردم ما هم بالاخره یه روز بیزینس رو میفهمند و طرز هندل کردن زندگی مالی رو یاد میگیرند. نمیشه در معرض جهان نبودن رو خیلی کش داد. اما خوب نیست این مسیر رو دست خالی برن. بدون خدا، هر کاری رو یاد بگیری، به خودت آسیب میزنی.
سناتور دموکرات آریزونا، که با اینکه دموکراته چپها باش مشکل دارند، در یک عروسی شرکت میکنه. چپهای معترض میریزن تو اون عروسی.. طوری که مادر عروس میاد التماس میکنه که عروسی بچهم رو بهم نزنید به خاطر مشکلتون با سناتور. و عین خیالشون نیست.
میشه گرایش خانواده عروس که سناتور رو دعوت کردن حدس زد؟ بله. دموکراتند. پس به درک. اینا به همین چیزها رأی دادن.
اما نکته قشنگ اینه که چپها گفتند حالا چرا گندهش میکنید؟ میدونید چی زشتتر از بهم زدن عروسی مردم به خاطر سیاسته؟ اشغال کنگره که محافظهکارها در شش ژانویه انجام دادن!
یعنی بهم زدن خانه قدرت رو زشتتر و ناپسندیدهتر و شیطانیتر از بهم زدن زندگی آدم عادی، که از خودشونه، میدونند. خانه حاکم، براشون عزیزتر از خانه همسایهست!
بعد هی بم بگید چرا انقدر از خدا و یکتاپرستی حرف میزنی.
میشه گرایش خانواده عروس که سناتور رو دعوت کردن حدس زد؟ بله. دموکراتند. پس به درک. اینا به همین چیزها رأی دادن.
اما نکته قشنگ اینه که چپها گفتند حالا چرا گندهش میکنید؟ میدونید چی زشتتر از بهم زدن عروسی مردم به خاطر سیاسته؟ اشغال کنگره که محافظهکارها در شش ژانویه انجام دادن!
یعنی بهم زدن خانه قدرت رو زشتتر و ناپسندیدهتر و شیطانیتر از بهم زدن زندگی آدم عادی، که از خودشونه، میدونند. خانه حاکم، براشون عزیزتر از خانه همسایهست!
بعد هی بم بگید چرا انقدر از خدا و یکتاپرستی حرف میزنی.
Anarchonomy
«برای نفهمیدن بیتکوین به مدرک دکترای اقتصاد نیاز داری».
همه جانوران آکادمیک از فهمیدن بیتکوین عاجز نیستند، بلکه عامدانه ادای کسی رو درمیارن که نفهمیده. چون چیزهایی که در دانشگاه خوندن، و قبیله دانشگاهی که عضوش هستند و علاوه بر کسب موقعیت اجتماعی، ازش امرار معاش میکنند، وابسته به دنیاییه که توش پول فیات حرف اول و آخر رو میزنه. اونها مجبورند از دنیایی که چندخط کد، میتونه جاشون رو پر کنه، متنفر باشند.
یه میلیاردر ۹۷ ساله که سر پیری معرکه معماری گرفته، اومده به دانشگاه گفته کمک مالی میکنم اما به شرطی که ساختمان خوابگاه که قراره بسازید دقیقا طبق نقشه من ساخته بشه. حالا نقشه جناب چجوریه؟ یه ساختمان ۱۱ طبقه که تا ۴۵۰۰ دانشجو امکان اسکان دارند و ۹۵ درصد اتاقهاش پنجره ندارند!
یکی از معماران دانشگاه دیده اینجوریه استعفا داده، و گفته این کار نه تنها از لحاظ معماری درست نیست، بلکه اخلاقی هم نیست.
اما از ایشون باید پرسید مگه این پیرمرد پولدار، معماری مدرن رو از کجا یاد گرفته؟ مگه تقلیل دادن معماری به بهم چسبوندن چندتا مربع تو اتوکد، کار دانشگاه نبود؟ این ایده که انقدر به بازدهی انرژی اهمیت بدیم که یادمون بره قراره «انسان» تو ساختمون زندگی کنه، از کجا دراومد؟ از محصول نهادی که بش وفادارید، ترسیدید؟
یکی از معماران دانشگاه دیده اینجوریه استعفا داده، و گفته این کار نه تنها از لحاظ معماری درست نیست، بلکه اخلاقی هم نیست.
اما از ایشون باید پرسید مگه این پیرمرد پولدار، معماری مدرن رو از کجا یاد گرفته؟ مگه تقلیل دادن معماری به بهم چسبوندن چندتا مربع تو اتوکد، کار دانشگاه نبود؟ این ایده که انقدر به بازدهی انرژی اهمیت بدیم که یادمون بره قراره «انسان» تو ساختمون زندگی کنه، از کجا دراومد؟ از محصول نهادی که بش وفادارید، ترسیدید؟
مربی مهد دختربچه رو آورد دم در تا به باباش تحویل بده که بره خونه. باباعه گفت امروز چی داشتید؟ خود مربیه جواب داد: امروز زبان داشتن. باباعه پرسید خب زبان چی یاد گرفتید؟ دختره اندفعه خودش جواب داد و گفت: هیچی!.. مربیه یه خنده مصنوعی کرد که انگار از عمق رودههاش بیرون اومده بود.
اون دختربچه با اینکه بچهست میفهمه برای وقتکشی اونجاست. اما پدرش نمیفهمه. یا اهمیت نمیده.
شما خانومی که نمیدونم کی هستی وقت بچه من رو از صبح تا ظهر تلف کن و وسطش عقاید خودتو بریز تو مغزش، چون زن خودم باید بیرون کار کنه که خرج وسط شهر زندگیکردنمون رو دربیاره. آخه وسط شهر امکانات زیاده. مهد داره.
اون دختربچه با اینکه بچهست میفهمه برای وقتکشی اونجاست. اما پدرش نمیفهمه. یا اهمیت نمیده.
شما خانومی که نمیدونم کی هستی وقت بچه من رو از صبح تا ظهر تلف کن و وسطش عقاید خودتو بریز تو مغزش، چون زن خودم باید بیرون کار کنه که خرج وسط شهر زندگیکردنمون رو دربیاره. آخه وسط شهر امکانات زیاده. مهد داره.
Anarchonomy
ساکنین عرب فلسطین در ۱۹۳۶ هم مسلمون توشون بود، هم مسیحی. وقتی علیه یهودیها دست به اسلحه بردند با هم متحد بودند و این اتحاد تو پرچم هم یه لوگو داشت: یک هلال که توش یه صلیب قرار گرفته. این سمبل خود به خود محو شد. نه کسی سانسورش کرد، نه کسی ممنوعش کرد. هلال…
برای برنده شدن باید استراتژی داشت، غیرت کافی نیست. خیلی از بازندهها لایق باخت هستند، چون چیزی به دنیا اضافه نمیکنند. بلکه چیزهایی رو هم کم میکنند. اتفاقاتی که میتونه دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنه، هدر میدن.
Anarchonomy
دخترهایی که جذب شتکوینرها میشن، اون دخترهایی نیستند که جذب بیتکوینرها میشن. دینامیک واژنربایی در این دو کاملا متفاوته.
ذهنیت «بیتکوینرهای افراطی، که جز بیتکوین چیز دیگری را تحمل نمیکنند، فضای مسمومی ساختهاند که معارض آزادی است» از همون تربیت اجتماعی برآمده که به بچه القا کرد برنده شدن تو مسابقه مهم نیست، همینکه تو مسابقه شرکت کردی یعنی شجاعی و باید تقدیرنامه بگیری! اما در دنیای واقعی برنده شدن مهم است، و شرکت کردن مهم نیست. و برای برنده شدن باید فقط ساختارهای ذاتا قرص و محکم رو تحمل کرد، و بقیه آلترناتیوها رو پس زد. اگه به شما گفته بشه ساختاری که بش چسبیدی سست و بیبنیانه، آزادی تو در چسبیدن به اون ساختار سلب نمیشه. فقط بازندگی محتوم انتخابت یادآوری میشه. و بله در یک مسابقه که برنده شدن مهمه، محیط برای کسی که میخواد با شرکت کردن هم ازش تقدیر بشه، خیلی سمی و ناخوشاینده. اما با وجود نادلخوشی که ازین مسمومیت دارند، همچنان آلترناتیوها رو رها نمیکنند، چون نه گفتن به یک عنصر قرص و محکم، باعث نمایش تفاوت میشه.
دخترهایی که متفاوت بودن نر براشون کافیه، جذب این سستیپسندها میشن. شبیه اوائل فتوحات اروپاییها در آمریکای شمالی که دختران انگلیسی و فرانسوی شیفته پسران سرخپوست میشدند، چون «فرق داشتند».
دخترهایی که متفاوت بودن نر براشون کافیه، جذب این سستیپسندها میشن. شبیه اوائل فتوحات اروپاییها در آمریکای شمالی که دختران انگلیسی و فرانسوی شیفته پسران سرخپوست میشدند، چون «فرق داشتند».
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیروی دریایی روی عرشه تکثر جنسیتی بالایی نداره گویا. آب و هوای خشن که زن و مرد نداره. باید حداقل نصف اینها خانوم میبودند.
«تو رو خفت کردن و به زور ازت مالیات گرفتن، با اون پول حقوق منو دادن، این چیش حرومه؟».
اینو داره با تعجب میپرسه. هنوز تو ناباوریه. اون یکی ریتارد که اونم همینقدر متعجبه، فکر میکنه کسب ثروت یا باید از طریق خفتگیری از دیگران انجام بشه، یا چاپ پول!
هردو هم فکر میکنند خیلی نسبت به موقعیت خودشون آگاهی دارند.
اینو داره با تعجب میپرسه. هنوز تو ناباوریه. اون یکی ریتارد که اونم همینقدر متعجبه، فکر میکنه کسب ثروت یا باید از طریق خفتگیری از دیگران انجام بشه، یا چاپ پول!
هردو هم فکر میکنند خیلی نسبت به موقعیت خودشون آگاهی دارند.
Anarchonomy
«تو رو خفت کردن و به زور ازت مالیات گرفتن، با اون پول حقوق منو دادن، این چیش حرومه؟». اینو داره با تعجب میپرسه. هنوز تو ناباوریه. اون یکی ریتارد که اونم همینقدر متعجبه، فکر میکنه کسب ثروت یا باید از طریق خفتگیری از دیگران انجام بشه، یا چاپ پول! هردو هم فکر…
با استدلال «من لنگ پولم، خامنهای نیستم» با کله میشه تو هر گهی فرو رفت. اینکه تصمیم بگیری فرو بری و لنگ نمونی، قابل درکه. ولی نباید تعجب کنی که بگن «بوی گه میدی». طبیعت تصمیمی که گرفتی ایجاب میکنه چنین چیزی از دیگران بشنوی. دنیا نباید تو موقعیتی قرارت میداد که بین لنگ بودن و بوی گه دادن یکی رو انتخاب کنی. تو گناهی نداشتی که مجبور باشی تو چنین موقعیتی قرار بگیری. ولی فعلا دنیا اینجوریه. برای قرار دادن آدمها در موقعیتهای بد، از کسی اجازه نمیگیره، و به کسی رحم نمیکنه.
Anarchonomy
با استدلال «من لنگ پولم، خامنهای نیستم» با کله میشه تو هر گهی فرو رفت. اینکه تصمیم بگیری فرو بری و لنگ نمونی، قابل درکه. ولی نباید تعجب کنی که بگن «بوی گه میدی». طبیعت تصمیمی که گرفتی ایجاب میکنه چنین چیزی از دیگران بشنوی. دنیا نباید تو موقعیتی قرارت میداد…
اما یه چیزی هست که به خاطرش نباید به هیچکس تخفیف داد. دین ما از بین رفت. فرهنگمون به ابتذال محض کشیده شد، و اخلاقیاتی باقی نمونده. از کل نظام ارزشی گذشته یه اسکلت باقی مونده و اونم حلال و حروم پوله. و اتفاقا وسط طوفان پوچگرایی، تنها وسیله باقیمونده برای مقاومت در برابر اشراره. ما نمیتونیم این یه دونه قطبنما رو هم بندازیم تو آب، چون شما گشنهت بود.
طلبه پرورشیافته حکومت، همون حکومتی که خودشون شرفشون رو فروختن تا زنده نگهش دارند، فقط گفت یا معظمله نمیفهمه سیاست نظام چیه، یا میفهمه و مخالفت میکنه. همین. نوبتی دارن میرن خونهش که بگن نباید وقتی درباره سیاست نظام کامنت دادیم، حرفی علیهمون زده بشه!
چرا نباید زده بشه؟ اون طلبه حکومتی پاچه همه رو میگیره. چرا پاچه شما رو نگیره؟ چرا شما دایناسورها باید مصونیت داشته باشید و ستار بهشتی نداشته باشه؟
https://t.me/AnimalsQuotes/2399
چرا نباید زده بشه؟ اون طلبه حکومتی پاچه همه رو میگیره. چرا پاچه شما رو نگیره؟ چرا شما دایناسورها باید مصونیت داشته باشید و ستار بهشتی نداشته باشه؟
https://t.me/AnimalsQuotes/2399
Telegram
اقوال الانعام
حالا گفتی چرا ایران کره شمالی شده اونا هم یه چیزی بت گفتند ناراحت نباش، ولی بعدن اگه خواستی بت توضیح میدم که چرا حضرت هود هم اگه بود الان کشور رو به کره شمالی تبدیل کرده بود.
❤2
همون دولتی که به خاطر یک ویروس تنفسی به طور کامل فلج شد و اقتصاد رو آلوده میلیاردها پوند پول بیپشتوانه کرد، همون دولتی که حتی عرضه نداشت به موقع برای پرستارها ماسک ان۹۵ وارد کنه، چون به وارداتش با هواپیما مجوز نداده بود و کلی طول کشید تا بفهمه که اگه قرار باشه مثل همیشه با کشتی بیاد خیلیهاشون ممکنه بمیرن، میخواد دمای کره زمین رو یکی دو درجه پایینتر نگه داره! و یه بخش بزرگی از جمعیتشون انقدر دراگ زدن که بپذیرند چنین کاری از چنین میمونهایی برمیاد.
https://t.me/disclosetv/5392
https://t.me/disclosetv/5392
❤2