Anarchonomy
43.8K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
طرف مرده رفته، اما زنش اگه عجله کنه در خوابیدن با یک مرد دیگه باید مجازات بشه!
ظاهرا امام باقر معتقد بوده دلیلی نداره قراردادهای اجتماعی تملک زن که از زمان جاهلیت باقی مونده بودند منسوخ بشن. شاید به این دلیل که فکر می‌کردند سنتی که خوب کار می‌کند را نباید دور ریخت. ولی چرا به نظرشون خوب کار می‌کرد؟
3
Anarchonomy
طرف مرده رفته، اما زنش اگه عجله کنه در خوابیدن با یک مرد دیگه باید مجازات بشه! ظاهرا امام باقر معتقد بوده دلیلی نداره قراردادهای اجتماعی تملک زن که از زمان جاهلیت باقی مونده بودند منسوخ بشن. شاید به این دلیل که فکر می‌کردند سنتی که خوب کار می‌کند را نباید…
برخلاف تصور بچه مسلمان‌ها موضوع اصلی، ارث نبود. سنت عده نگه داشتن از یهودیان باقی مونده بود. جامعه یهود میخواست یکپارچگی نژادی خودش رو حفظ کنه.‌ پس وقتی یک مرد یهودی میمرد، به زنش می‌گفتند کار ما با تو هنوز تموم نشده. چون اسپرم اون مرد فقط متعلق به خودش نبود. متعلق به جامعه یهودی بود، و ما باید تکلیفش رو معلوم کنیم، بعد میتونی بری پی کارت.

جامعه یهودی یک قانون دیگه هم داشت. اگه زن و شوهری طلاق می‌گرفتند، مرد باید اجازه میداد که اون زن بتونه دوباره ازدواج کنه، یا نتونه. و گاهی اجازه نمیداد، و اون زن تا آخر عمر مطلقه و مجرد باقی میموند. اسراییل چند سال پیش قانونی تصویب کرد که این اختیار شرعی مرد رو بلاموضوع کنه. طبق قانون جدید، مرد تا ۴۵ روز بعد از طلاق فرصت داره حق ازدواج مجدد زن رو بش اعطا کنه، و اگه نکرد جریمه نقدی و ممنوع‌الخروج شدن و اینجور مجازات‌ها در انتظارشه (در واقع حتی الان هم شرع رو منقضی نکردند، بلکه با ابزارهای دولتی مرد رو مجبور می‌کنند از اختیار شرعیش استفاده نکنه).

قربانی کردن فرد، به پای بت «خیر عمومی» یه اتفاق جدید نیست‌. فقط شکلش عوض میشه.
4
Anarchonomy
برخلاف تصور بچه مسلمان‌ها موضوع اصلی، ارث نبود. سنت عده نگه داشتن از یهودیان باقی مونده بود. جامعه یهود میخواست یکپارچگی نژادی خودش رو حفظ کنه.‌ پس وقتی یک مرد یهودی میمرد، به زنش می‌گفتند کار ما با تو هنوز تموم نشده. چون اسپرم اون مرد فقط متعلق به خودش نبود.…
دین یهودی می‌گفت «وقتی طلاق جاری می‌شود، خدا گریه می‌کند». این بعدها به اسلام هم وارد شد، اما چون مسلمان‌ها پرهیز داشتند ازینکه حالات انسانی رو به خدا نسبت بدهند، گفتند «وقتی طلاق جاری می‌شود، عرش الهی به لرزه می‌افتد». (گویا خدایا موفق شده بود کنترل اشک‌های خودش رو به دست بگیره، اما هنوز روی تکانه‌های عرشش کنترلی نداشت). کاراکتر خدا رو طوری طراحی کرده بودند که قربانی کردن فرد برای خیر عمومی رو موجه بدونه.

امام باقر با خودش فکر نمی‌کرد که داره سنت‌های دوران جاهلی رو زنده نگه میداره. بلکه معتقد بود خدا دقیقا همین شکلی است که دغدغه‌های ما درباره «مصالح جمعی» ما برایش مهم باشد، و انقدر واضح است که این شکلی است، که حتی اعراب جاهل هم می‌دانستند که این شکلی است.
4
جنسیت قربانی در اصل قربانی‌شدنش نقشی نداشت. فقط موضوعش متفاوت بود. زن به خاطر رحمش قربانی بود، و مرد به خاطر ماهیچه‌هاش. هرکس ناخواسته یه چیزی داشت که جامعه بش می‌گفت «حالا که این رو داری باید هزینه‌ش هم به اجتماع پرداخت کنی». و برای اینکه بتونه این هزینه رو توجیه کنه، می‌گفت «خدا دقیقا این شکلی است که این چیز را به تو داده باشد و در عوض این هزینه را از تو بخواهد».


اگه قرار باشه با قربانی شدنت برای مصالح عمومی، مخالفت کنی؛ فقط با یک دولت و یک نیروی پلیس و یک قانون مواجه نیستی. بدون اینکه خارج از کنترل خودت باشه با همه‌چیز و همه‌کس درگیر میشی. از مقدسات گرفته تا سنت، از عموم مردم گرفته تا خانواده. و در خیلی از مواقع این درگیری انقدر وسیع و عمیق و سنگینه که با حساب و کتاب منطقی نمیشه تأییدش کرد. مکانیزم دیگه‌ای باید در کار باشه. چرا عده اندکی حاضر میشن خودشون رو توی این درگیری گرفتار کنند، و اکثریت قیدش رو می‌زنند؟

وقتی میگه «خدا میدونه که فقط برای این واکسن زدم که خیال دیگران راحت بشه»، کاملا واضحه که نه تنها قاعده «خدا دقیقا این شکلی است که از واکسن زدن من به خاطر جامعه راضی باشد» رو پذیرفته، بلکه حس نگاتیوی درباره اینکه باید درست خلاف میل باطنیش عمل کنه تا جامعه رضایت بده، نداره. این آدم نه توان دریافت بحث داره، نه علاقه‌ش رو. فرقی نداره چقدر محکم و دندان‌شکن جلوش ظاهر بشم. نمی‌دونم ویروس، یا انگل، یا یک جهش ژنتیک.. ولی یه چیزی هست که سیم‌کشی مغزش این محاسبات رو میپذیره، و محاسبات من رو نمی‌پذیره.

یه رازی در «تن ندادن به شرارت جمع» هست که هر مغزی از پسش برنمیاد.
3
این نوع نگاه به خاطر اینه که آموزش و پرورش دولتی ذهن شما رو باکره نگه داشته.

دنیا، جای بده بستان نیست. جای تصاحبه. مردم به سه دسته تقسیم میشن: ۱- کسانی که دنبال تصاحب دارایی‌های دیگران هستند ۲- کسانی که در برابر تصاحب دیگری بر دارایی خودشون مقاومت می‌کنند، و ۳- کسانی که در برابر مورد تصاحب واقع شدن فقط تماشا می‌کنند، که اکثر جمعیت رو تشکیل میده.
گاهی گروه دوم در دفاع از خودش موفق میشه و انقدر قدرت پیدا می‌کنه که به گروه اول تبدیل میشه.

جامعه سرویسش رو در ازای چیزی نمیفروشه. تحمیلش می‌کنه. برای همین حتی اگه نخوای سرویسش رو بخری، و لازمش هم نداشته باشی، باز راحتت نمیذاره. اگه من و همفکرانم بخوایم بریم در دل جنگل آمازون یک شهرک آنارشیستی بسازیم، راحت‌مون میذارن؟ خیر.
2
ایلان ماسک چیزهایی رو برای بشر «شدنی» کرده که قبلا مردم فقط در مجلات علمی تخیلی درباره‌ش فقط داستان می‌خوندند.
علیرضا روشن چه کرده؟ تا اونجایی که من اطلاع دارم تا الان فقط شعر سروده، یک مدت هم رفته زندان که بدتر از خدمت سربازی در کرمان که پسرهای نوزده ساله تحملش می‌کنند، نبوده.

با ۲ درصد که هیچ، با ۱۰۰ درصد ثروت ماسک هم نمیشه مشکل گرسنگی جهان رو حل کرد، چون اگه مشکلات پیچیده بشری با تزریق پول حل می‌شدند، از سیستم آموزش و پرورش که اینهمه پول نفت خرجش شده، باید چیزهایی بهتر از علیرضا روشن بیرون می‌اومد.

و ایلان ماسک به شکم‌سیری مردم جهان نیازمنده، تا به این فکر کنند که ماشین‌شون آلاینده نباشه، و گاهی به فضا سفر کنند. آدم گرسنه به این مسائل نمیپردازه.
6
Anarchonomy
ایلان ماسک چیزهایی رو برای بشر «شدنی» کرده که قبلا مردم فقط در مجلات علمی تخیلی درباره‌ش فقط داستان می‌خوندند. علیرضا روشن چه کرده؟ تا اونجایی که من اطلاع دارم تا الان فقط شعر سروده، یک مدت هم رفته زندان که بدتر از خدمت سربازی در کرمان که پسرهای نوزده ساله…
حتی این هم یه نمونه از شرارت جمعیه. حتی وقتی بهترین نعمات رو برای جامعه فراهم می‌کنی، باز دنبال این هستند که ازت بِکنند! مسابقه تصاحب دارایی دیگری، فقط بین ثروتمندان جریان نداره. اتفاقا بی‌خاصیت‌‌ترین افراد مشتاق‌ترند به این تصاحب کردن.
برای همین اینجا انقدر روی روحیه «اصرار به برنده شدن» تأکید دارم. کسی که میخواد ازت بِکنه رو باید بِدری، با خشونت یا موذی‌گری. میخواد قارون باشه، یا یک بینوای ندار.
6
میگه یک تریلیون دلار پول چاپ کردیم دادیم مردم و همش ۵ درصد تورم ایجاد کرد، میارزید!
جنده‌ی لاشی، اون ۵ درصد، که تازه یه ژیمناستیک آماری به کار گرفتید تا ۵ درصد به نظر برسه و گرنه بیشتره، قدرت خرید مردم بود که پرید، ولی توی خوک‌صفت حروم‌زاده که سر ماه حقوق اجاست‌شده با تورم رو برات واریز می‌کنند، پریدن قدرت خرید مردم و آب شدن ارزش کارشون انقدر برات بی‌اهمیته که یه قله‌ی کوچولو تو نمودار می‌بینیش! شاشیدم تو مغز نجست‌.
3
Anarchonomy
قرن بیستم قرن شگفتی‌های مکانیکی بود. هر مخترع و مهندسی که می‌خواست نبوغ خودش رو به رخ بکشه، دستگاهی میساخت که قطعات مکانیکی بیشتر و دقیق‌تری داشته باشه. اما قرن بیست و یکم، همه دارند سر حذف قطعات مکانیکی با هم مسابقه میدن. و در این شیفت بزرگ صنعتی، خیلی از…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاری که همه منتظر بودند سونی و کنون انجام بدن، نیکون انجام داد. اولین دوربین عکاسی حرفه‌ای ورزشی که شاتر مکانیکی نداره! چون سرعت اسکن شاتر الکترونیکیش به اندازه سرعت شاترهای مکانیکیِ متداول شده: یک دویست و پنجاهم ثانیه!
نیکون یه کار دیگه هم کرد که همه سال‌هاست از سونی و کنون انتظار داشتند که سال هاست دوربین سینمایی میسازند: استفاده از فرمت Prores اپل برای ویدئو، که تو دنیای سینما برای ضبط و انتقال فشرده فیلم فقط همین فرمت رو به رسمیت میشناسند. این اولین دوربین عکاسیه که ازین فرمت استفاده می‌کنه.

بعضی وقت‌ها تحقیر شدن محرک موثریه. نیکون رو خیلی مسخره کردند که از لبه تکنولوژی جا مونده. همین باعث شد یه تکون اساسی بخوره.
تنها جنبه ابزورد راه‌اندازی تبلیغات در پلتفرم تلگرام اینه که مدیریت موضوعاتش با ادمین کانال‌ها نیست، به عهده یک الگوریتمه. که یعنی ممکنه تو یه پست نوشته باشم «دولت خر است»، و زیرش یه تبلیغ بیاد با این مضمون که بیایید در آغوش دولت! یا مثلا زیدآبادی باز فحش ببنده به لیبرمن، بعد زیرش یه تبلیغ بیاد برای یه هتل تو تل‌آویو! و مطمئنم که یه عده کمین نشستن برای اسکرین‌شات گرفتن از چنین ترکیب‌های بدترکیبی‌.
فکر نمی‌کنم درآمدش انقدری باشه که به این فضاحت بیارزه و احتمالا همون کانال‌های چندصدهزارنفری که توشون همه‌چی، از بیانات رهبری گرفته تا لرزش باسن‌های پروتزی، پیدا میشه بیشترین استقبال رو ازش بکنند.
«تا منِ فمنیست چپ رادیکال اومدم از مردهای سیمپ بهره ببرم و اسمشو بذارم فعالیت مدنی همه گیگا چاد شدن».

بازم کار ترجمه داشتید برام بفرستید.
از عکس پرتره‌ خودش که روی میز سالن پذیرایی گذاشته بود و گویی در مراسم صبحگاه گرفته شده بود مشخص بود که یک سپاهی بازنشسته‌ست. کارش رو انجام دادم و گفتم الان باید یک کد فعالسازی به خط‌تون اس‌ام‌اس بشه. صبر کردیم، و نیومد. شماره رو دوباره چک کردیم و گفت نه، این شماره پسرمه. اس‌ام‌اس برای اون رفته بود. گفتم عیب نداره، بگید اس‌ام‌اسی که براش اومده رو فوروارد کنه به شما. رفت تو اتاق به زنش گفت که به پسرش زنگ بزنه و بگه اس‌ام‌اسی که برات اومده رو بفرست برای من. باید حتما مادره بش می‌گفت. خودش حرف نزد.
نمی‌شد گفت شماها که یک رابطه حداقلی با پسر جوان‌تون رو نمیتونید مدیریت کنید، خب گه خوردید که اداره کشوری به بزرگی ایران رو بدست گرفتید.
5
آدم‌هایی که هوش‌شون بالاتر از میانگین اجتماعه، وقتی با ناهماهنگی شناختی مواجه میشن یک استاندارد دوگانه میسازند تا زیرش پناه بگیرند.
لیبرال دموکراسی‌طلب، بین دو دیوار «مردم ایران انقدر آگاه و آزادی‌خواهند که با سلطه نظام دینی ستیز کنند» و «مردم ایران انقدر نظام دینی را قبول دارند که در تبعیت از برنامه واکسیناسیون از اروپایی‌ها هم جلو بزنند» داره دفن میشه. قدیم دفن شدن بین دو دیوار، یک نوع از اعدام بود. چون مرگ بدیه.
برای خلاصی ازین تنگنا مجبوره یک دستگاه قضاوتی بسازه که بنا به سفارش کار می‌کنه. محصول مضحک این دستگاه در مورد خاص واکسن اینه: «مردم ایران به واکسناسیون نظام اعتماد کردند تا ثابت کنند که با تسلط حکومتی مشکلی ندارند، بلکه با تسلط حکومت دینی مشکل دارند». و اینکه این گزاره چقدر بی‌معنیه برای خودش و همفکرانش اهمیتی نداره.
Anarchonomy
آدم‌هایی که هوش‌شون بالاتر از میانگین اجتماعه، وقتی با ناهماهنگی شناختی مواجه میشن یک استاندارد دوگانه میسازند تا زیرش پناه بگیرند. لیبرال دموکراسی‌طلب، بین دو دیوار «مردم ایران انقدر آگاه و آزادی‌خواهند که با سلطه نظام دینی ستیز کنند» و «مردم ایران انقدر…
بعضی‌ها بدون مثال کارشون راه نمیفته.
فکر کن زنه به طرف بگه «بیا بم از جلو تجاوز کن تا ثابت بشه مشکل من با تجاوز نیست، مشکلم با سکس از عقبه». بچه دموکراسی‌طلب‌مون چون نمیتونه خودش رو از بین اون دو دیوار خلاص کنه، میگه ایرانی‌ها کار این زن رو کردند.
اوخ.. کار شما با مثال هم راه نیفتاد.
موضوع، آنارشیسم نیست. موضوع منطقِ ستیزه.

شما اگه با داعش مشکل داشته باشی، این که چرا داعش بد است رو به خود داعش نمیگی. به خود داعش فقط گلوله داغ تحویل میدی‌. اگه با نظامی مشکل داشته باشی که به جان مردم اهمیتی نمیدهد، اینکه حاضری آزادی‌های فردیت رو فدای خیر عمومی کنی رو به این نظام تحویل نمیدی.

به خدا دیگه نمیتونم بیشتر ازین تشریح کنم.
از زاویه دید صداسیما وقتی در ایران باران میاد، که در پارک ملت باران ببارد! و وقتی سوخت‌گیری با مشکل مواجه میشه که جایگاه سوخت ولنجک شلوغ بشه!
اگه ازین سازمان عریض و طویل بخواهید که همین الان از چشمه کوهرنگ تصویر زنده پخش کنه نمیتونه. این جداست ازینکه نمیخواد خشک‌شدگی ایران رو پوشش بده. اگه می‌خواست هم نمی‌تونست. حتی من هم میتونم مدل دستگاه‌هایی که برای انجام این کار لازمه رو براشون از اینترنت دربیارم. موضوع این نیست که پول ندارند، یا اونجا کسی نیست که با تکنولوژی روز آشنا باشه یا کسی نیست که بدونه برای تهیه لجستیک این کار، چه باید کرد. موضوع اینه که به حاشیه‌راندن، یک ندانم‌کاری نیست، در مقیاس فردی یک طرز فکر، و در مقیاس سازمانی یک سیاسته.
رسانه‌ی مرکزی یک حکومت به شدت مرکزگرا، حاشیه رو با «تصویر نظام» تعریف می‌کنه، نه با مختصات جغرافیایی‌. برای همین مردم تصویر پروژه‌های آستان قدس رو بیشتر در قاب تلویزیون دیده‌اند تا میدان خراسان تهران رو. اگر در قلب تهران باشید و واقعیت محیط شما با تصویر نظام نخونه، خارج از کادر قرار می‌گیرید. اما اگه هزار کیلومتر با جام‌جم فاصله داشته باشید و محیط با تصویر نظام بخونه، دیده میشید. بنابراین پول، تکنولوژی، نیروی انسانی و لجستیک، صرف تصویر نظام میشه‌.‌
شهروند محروم، متوجه شناور بودن این کادر نیست. همون محیطی که به حاشیه رانده شده بود، میتونه در کادر قرار بگیره اگه موضوع عوض بشه. فکر می‌کنه همینکه دوربین اومد، یعنی «بالاخره دیده شدیم». اگه من روابط ابنرمال جنسی در مناطق ضعیف شهر رو پوشش بدم، گزارشی ازحاشیه‌ست. اما دوربین رسانه مرکزی فردای همون روز میتونه بیاد به همون منطقه ضعیف و همون مسائل رو پوشش بده، با این تفاوت که موضوع «به فرزندخواندگی پذیرفتن یک دختر جوان مورد تجاوز قرار گرفته توسط یک زن سرپرست خانوار» باشه. تا پیام «نظام مردم را طوری مومن نگه داشته که در عمق فقر هم باز مومنند» رو منتقل کنه.
«شهر انقدر زشت شده که دیگر قابل دیدن نیست» خارج از تصویر نظامه. اما «شهر زشت هم پایبند به ارزش‌های نظام است» تصویر نظامه. «دشت‌ها طوری مرده‌اند که تا هزارسال بعد هم زنده نخواهند شد» خارج از تصویر نظامه. اما «نماز باران به امامت نماینده ولی‌فقیه در دشتی که تا هزارسال بعد هم زنده نخواهد شد» تصویر نظامه.

نسل پدران و مادران ما، بت‌پرستان این آئین تصویری بودند و هنوز هم هستند. عکس خمینی روی ماه، فقط یک hoax نبود. یک metaphor بود. از آدم‌هایی که حاضرند تمام دنیا را نبینند، تا فقط یک تصویر ببینند. و تمام دنیا را به آتش بکشند، تا فقط یک تصویر ببینند. تا فرزندان خودشان را هم نابود کنند، تا فقط یک تصویر ببینند.
بش گفتم شما اصرار داشتید که وقتی به دنیا اومدیم حتما «اشهدان‌علی‌ولی‌الله» تو گوش‌مون خونده بشه، اما خودتون عُمَری بودید. علی با ازدواج موقت و کوتاه‌مدت موافق بود، اما عمر بساطش رو جمع کرد.‌ البته علی فقط موافق نبود. اینطور نبود که فقط یک نظر باشه و یکی بگه من اوکی‌ام باش! یک استراتژی اجتماعی بود. عمر، پروژه یهودی‌سازی اسلام رو انجام داد، و شما دقیقا همون اسلام یهودی‌شده رو سفت چسبیدید.‌ همیشه بلافاصله بعد از هر انقلابی، نیرویی بسیج میشه برای دوباره راست کردن جامعه. چون به نظر سنت‌گرایان، انقلاب کجش کرده بوده! انقلاب اسلام در حجاز، از بسیاری از جنبه‌ها، کجروی از یهودیت بود. دوباره راست کردنش رو عمر به عهده گرفت. یهودیان حجاز با خود محمد مشکل چندانی نداشتند. با اینکه میخواست علی رو به عنوان یک مسیح جدید معرفی کنه مشکل داشتند. مسیح عربی که به قالب‌های کهن اورشلیم رحم نمی‌کنه. مسیحی که روی جنازه‌های لشکر دشمن راه می‌رفت و چنان بی‌تفاوت بود که انگار قلب نداره، و همزمان طوری سخنرانی میکرد که در لفظ عربی موزون‌تر و لطیف‌تر از قرآن باشه. شما اگه این مسیح رو می‌دیدید بش پشت می‌کردید.

در حالی که چشماش از تعجب گرد شده بود از چیزهایی که گفتم، پرسید از کجا میدونی پشت می‌کردیم؟
گفتم از مملکتی که ساختید مشخصه. خانواده‌ها از بیرون ظاهر یهودی دارند: تک‌همسر، وفادار، فرزندآور. اما از درون هرزه، خائن، و خودخواه.
10
امپراتوری روم شرقی برای قرن‌ها دو بندر مهم داشت، که یکیش در ترکیه امروزی بود، و اون یکی در مصر. امروز ترکیه‌ای‌ها وارد هر بیزینسی میشن، از ما ایرانی‌ها بهتر عمل می‌کنند‌. مثل انگلیسی‌ها نمیشن، اما از ما خیلی بهترند‌. در معرض جهان بودن، در حوزه کسب و کار و خلق ثروت، یک کیفیت فرهنگی ایجاد می‌کنه. لبنان که اندازه کوچکترین استان‌های ماست، خانواده‌های ثروتمندی بیرون داده که یا بیزینس‌شون رو به سطح جهانی رسوندن، یا ثروت‌شون رو. ما می‌تونیم اسم یک خانواده ایرانی رو مثال بزنیم که به چنین سطوحی رسیده باشه؟ مصر کندوی القاعده‌ست، اما همزمان ثروتمندانی ساخته که بلدند کارهای بزرگ انجام بدن. در تأمین گندم مشکل دارند، اما استارت‌آپ‌هایی میسازند که ما اینجا وبسایتش هم نمی‌تونیم بسازیم.
بیشتر فروشگاه‌های اینجا که موقع افتتاحش جشن می‌گیرند و من دیدم، موفق نمیشن؛ و بعد یه مدت جمع می‌کنند‌. همیشه یک سوال خنده‌دار از خودم می‌پرسیدم که چرا فک و فامیل و رفقای این‌ها موقع افتتاح فروشگاه جمع میشن و بهم تبریک میگن؟ الان زمانیه که طرف کلی خرج کرده. قاعدتا باید وقتی بش تبریک بگن که موفق شده فروش خوبی داشته باشه‌. ژاپنیه وقتی گزارش مالی بیزینسش میاد بیرون و فراتر از انتظاره، همه‌جا بادکنک میزنه. ما وقتی بادکنک می‌زنیم که تازه کلی از موجودی حساب‌ بانکی‌مون کسر شده! آمریکاییه به رفقاش میگه اگه خونه رو تونستم بالاتر ازین مقدار بفروشم همتون آبجو مهمون من. ما وقتی طرف خونه میخره و تا گردن رفته زیر وام و قرض براش شیرینی میخریم!
فلسفه پول درآوردن برای ما خوب خرج کردنه، نه ایجاد قدرت. ما بیزینس رو بد می‌فهمیم و زندگی مالی رو اصلا نمی‌فهمیم.
4
Anarchonomy
امپراتوری روم شرقی برای قرن‌ها دو بندر مهم داشت، که یکیش در ترکیه امروزی بود، و اون یکی در مصر. امروز ترکیه‌ای‌ها وارد هر بیزینسی میشن، از ما ایرانی‌ها بهتر عمل می‌کنند‌. مثل انگلیسی‌ها نمیشن، اما از ما خیلی بهترند‌. در معرض جهان بودن، در حوزه کسب و کار و…
ژاپن برای مدت کمرشکنی ایزوله بود، اما در معرض جهان قرار گرفتنش از جنگ جهانی شروع نشد. در آستانه دوره میجی بازماندگان سامورایی از تغییراتی که داشت شکل می‌گرفت ناراضی بودند. ما، متأثر از ادبیات، سامورایی رو جنگجویی میشناسیم که طوری نفس می‌کشید که اگه یه پر میذاشتی جلوی بینیش، هیچ تکونی نمیخورد! اما زندگی سامورایی خیلی مفصل‌تر از یک سری دیسیپلین شخصی بود. داشت پکیج بزرگی از ارزش‌های گذشته رو نگهبانی می‌کرد. و وقتی اولین نشانه‌های تغییر رو در قرن هفدهم دید در لاک دفاعی فرو رفت. سامورایی عصبانی می‌گفت در دوران ما پسر جوان جرئت نداشت واژه زن رو به زبان بیاره، چه برسه اسم اون زن رو. و اگه میاورد سرش رو مینداخت پایین. اما جوانان امروزی به راحتی درباره دخترها حرف می‌زنند! اما اون چیزی که بیشتر از فرو ریختن حجب و حیا اذیتش می‌کرد، متعالی شدن پول بود. در دوران خودش پول، چه حلال و حرام، کثیف بود. اما جوانان جدید ازینکه این ماه بیشتر از ماه گذشته پول درآوردن ذوق می‌کردند، و این ذوق کردن برای پول، براش غیرقابل تحمل بود. جوان نسل جدید داشت به این باور می‌رسید که قدرت با تنظیم تنفس (طوری که پر رو تکون نده)، و با وفاداری به ارباب، بدست نمیاد. باید با پول قدرت ایجاد کرد.

نه سنت‌گرا انقدر انعطاف داشت که با این منطق غیرقابل انکار کنار بیاد، نه تجددگرا انقدر پختگی داشت که همه ارزش‌ها رو نریزه تو دریا. بنابراین یک میراث انسانی از بین رفت، و در فقدان نظام ارزشی، پولسازی نیهیلیستی جای فرهنگ گذشته رو گرفت.

مردم ما هم بالاخره یه روز بیزینس رو می‌فهمند و طرز هندل کردن زندگی مالی رو یاد می‌گیرند. نمیشه در معرض جهان نبودن رو خیلی کش داد. اما خوب نیست این مسیر رو دست خالی برن. بدون خدا، هر کاری رو یاد بگیری، به خودت آسیب میزنی.