یوتیوب ویدئوهایی که علیه یک واکسن خاص یا علیه نوع خاصی از واکسیناسیون باشند حذف میکنه یا زیرش هشدار میده. اما برای بقیه محتویات ورزشی پزشکی اینکارو نمیکنه. خیلیها دارند به توصیه مربیان ورزشی و متخصص ارتوپد که کانالهای پربازدید دارند، حرکاتی انجام میدن که به خودی خود درسته، اما برای هر کسی مناسب نیست. خودم قربانی همین «نسخههای همگانی» هستم، که اوضاعم رو بدتر کرده گاهی. اون مربی یا متخصص ارتوپد نمیدونه بیننده محتوا چه مرگشه، و کجای بدنش نرمال نیست، و چرا نرمال نیست. در واقع هرچند که برای آموزش، حرکت رو به صورت فیزیکی انجام میده، اما برای مخاطب یک تئوریه. این که حرکت ایکس برای ماهیچه فلان جا مفید است، یک تئوریه. برای اینکه عملا مفید باشه، باید با محدودیتهای بدن طرف تطبیق داده بشه، یا اصلا انجام نشه.
البته این به این معنی نیست که هرکی اون بیرون داره آفلاین نسخه میپیچه، میدونه داره چه کار میکنه. خیلی از کسانی که کارشون اینه، واقعا کارشون این نیست و چوپان قابل اعتمادی نیستند.
ما تو وضعیت بغرنجی هستیم که برای حل هر مشکلی، ۹۰ درصد وقت و انرژی باید صرف مطالعه بشه، و ۱۰ درصد صرف کار فیزیکی.
البته این به این معنی نیست که هرکی اون بیرون داره آفلاین نسخه میپیچه، میدونه داره چه کار میکنه. خیلی از کسانی که کارشون اینه، واقعا کارشون این نیست و چوپان قابل اعتمادی نیستند.
ما تو وضعیت بغرنجی هستیم که برای حل هر مشکلی، ۹۰ درصد وقت و انرژی باید صرف مطالعه بشه، و ۱۰ درصد صرف کار فیزیکی.
معمولا وقتی گند میخوره تو بازار آزاد که شرکتها به جای رقابت با همدیگه، دم دولت رو ببینند تا بشون امتیازاتی بده که به رقباشون نمیده. و یک قسمت از این کار رو با لابی و خریدن نمایندگان پارلمان و بروکراتهای دولتی انجام میدن.
اما ظاهرا دیگه حتی تو همون وضعیت «معمولا» هم نیستیم. چون فایزر، بدون اینکه رقیبی داشته باشه، و در پولسازترین موقعیت خودش، باز هم داره لابی میکنه، و باز هم داره آدم میخره! یعنی دیگه هدف حتی دور زدن رقابت هم نیست. هدف دور زدن مردمه!
اون کتابهایی که درباره مارکسیسم و سرمایهداری و اینها خوندید رو اهدا کنید به کتابخونه محله. هم به درد تحلیل وضع عجیب دوران ما نمیخورند، هم تو خونه جا میگیرند.
اما ظاهرا دیگه حتی تو همون وضعیت «معمولا» هم نیستیم. چون فایزر، بدون اینکه رقیبی داشته باشه، و در پولسازترین موقعیت خودش، باز هم داره لابی میکنه، و باز هم داره آدم میخره! یعنی دیگه هدف حتی دور زدن رقابت هم نیست. هدف دور زدن مردمه!
اون کتابهایی که درباره مارکسیسم و سرمایهداری و اینها خوندید رو اهدا کنید به کتابخونه محله. هم به درد تحلیل وضع عجیب دوران ما نمیخورند، هم تو خونه جا میگیرند.
ادمین کانال مملکته با اینکه دقیقا همین استدلال و همین موضع، درباره ورزش قهرمانی استفاده بشه، مشکل داره. و گرنه سر هر مدالی اونقدر بر طبل شادانه نمیکوبید.
هدفم بهیچوجه مچگیری نیست. میخوام بگم حمایت از یک ستیز سیاسی تا وقتی خیلی درگیرمون نمیکنه، خیلی آسونه. شما میتونی هر فیلم سینمای ایران که مورد تأیید حکومت قرار میگیره رو فیلم وزارت اطلاعات در نظر بگیری و به راحتی بایکوتش کنی، چون اصلا فیلم سینمای ایران رو نگاه نمیکنی. اما کشتی و فوتبال رو بایکوت نمیکنی، چون به کشتی و فوتبال علاقه داری.
https://t.me/mamlekate/62443
هدفم بهیچوجه مچگیری نیست. میخوام بگم حمایت از یک ستیز سیاسی تا وقتی خیلی درگیرمون نمیکنه، خیلی آسونه. شما میتونی هر فیلم سینمای ایران که مورد تأیید حکومت قرار میگیره رو فیلم وزارت اطلاعات در نظر بگیری و به راحتی بایکوتش کنی، چون اصلا فیلم سینمای ایران رو نگاه نمیکنی. اما کشتی و فوتبال رو بایکوت نمیکنی، چون به کشتی و فوتبال علاقه داری.
https://t.me/mamlekate/62443
Telegram
مملکته
🔻واکنش یکی از تهیهکنندگان فیلم «شیطان وجود ندارد» به انتخاب نماینده سینمای ایران در #اسکار۲۰۲۲
babakazar
#الو در مورد فیلم جدید فرهادی که به اسکار هم معرفی شده این هم باید اضافه کنیم که بازیگران این فیلم سابقه همکاری با نهادهای جمهوری اسلامی رو دارند:…
babakazar
#الو در مورد فیلم جدید فرهادی که به اسکار هم معرفی شده این هم باید اضافه کنیم که بازیگران این فیلم سابقه همکاری با نهادهای جمهوری اسلامی رو دارند:…
مردم رو مجبور میکنند به استفاده از پرمصرفترین خودروهای دنیا، بعد مصرفشون رو مقایسه میکنند با کشوری که دولتش حمل و نقل شخصی رو با مشت آهنین سرکوب میکنه! یعنی خوکصفتانهترین حالت ممکن برای یک مقایسه.
بنزین به لیتر، واحد اندازهگیری مصرف انرژی نیست. «معادل یک بشکه نفت بر حسب تن» واحد اندازهگیری مصرف انرژیه. اگه مصرف تمام سوختهای خودرویی ترکیه، که جمعیتش اندازه ماست، از الپیجی و گازوییل و بنزین و اتانول و مابقی رو تبدیل کنیم به اون واحد، و برگردونیم به بنزین، میشه روزی ۱۰۵ میلیون لیتر! یعنی ایرانی بدبخت، که گروگانش گرفتهاند و مجبوره بدترین ماشین دنیا رو سوار بشه، باز داره از شهروند میانگین ترکیهای کمتر مصرف میکنه.
بنزین به لیتر، واحد اندازهگیری مصرف انرژی نیست. «معادل یک بشکه نفت بر حسب تن» واحد اندازهگیری مصرف انرژیه. اگه مصرف تمام سوختهای خودرویی ترکیه، که جمعیتش اندازه ماست، از الپیجی و گازوییل و بنزین و اتانول و مابقی رو تبدیل کنیم به اون واحد، و برگردونیم به بنزین، میشه روزی ۱۰۵ میلیون لیتر! یعنی ایرانی بدبخت، که گروگانش گرفتهاند و مجبوره بدترین ماشین دنیا رو سوار بشه، باز داره از شهروند میانگین ترکیهای کمتر مصرف میکنه.
اگه بچه شیعه درونم زنده بود شما الان اجازه پیدا نمیکردی درباره پستهای من اظهارنظر کنی.
قتل غیرعمد در مجالس عروسی عربی که با کلاشینکف اتفاق میفته، فقط یک تصادفه؟ نه. چون آگاهانه با خودشون اسلحه خودکار میبرن تو مجلس، و آگاهانه تیراندازی میکنند، و آگاهانه قبل از همه این کارها طی کردن آموزش حرفهای استفاده از اسلحه رو به شوخی میگیرند. باید یک آدم بد باشی که هزینه خریتهای آگاهانهت رو دیگران بدن. اگه همون راستگرایان افراطی! که این آقا چهارسال تمام تو توعیتر حکم اعدام و تبعید و حبس براشون تعیین میکرد تو همین موقعیت بودن، ماشه اسلحه رو وقتی که نوک لولهش به سمت افراد پشت دوربینه، فشار نمیدادند.
اینها فکر کردند «آدم اخلاقمدار بودن» یه بازی آنلاینه. ولی دنیای واقعی طوری ساخته شده که پوست بکنه. اگه بگی من آدم مسئول و بیآزاریام، دنیا میگه: عه؟ بذار تستت کنم!.. و دنیا بخواد تستت کنه، از یه جاهایی سوال میده که تو کتاب نبوده.
قتل غیرعمد در مجالس عروسی عربی که با کلاشینکف اتفاق میفته، فقط یک تصادفه؟ نه. چون آگاهانه با خودشون اسلحه خودکار میبرن تو مجلس، و آگاهانه تیراندازی میکنند، و آگاهانه قبل از همه این کارها طی کردن آموزش حرفهای استفاده از اسلحه رو به شوخی میگیرند. باید یک آدم بد باشی که هزینه خریتهای آگاهانهت رو دیگران بدن. اگه همون راستگرایان افراطی! که این آقا چهارسال تمام تو توعیتر حکم اعدام و تبعید و حبس براشون تعیین میکرد تو همین موقعیت بودن، ماشه اسلحه رو وقتی که نوک لولهش به سمت افراد پشت دوربینه، فشار نمیدادند.
اینها فکر کردند «آدم اخلاقمدار بودن» یه بازی آنلاینه. ولی دنیای واقعی طوری ساخته شده که پوست بکنه. اگه بگی من آدم مسئول و بیآزاریام، دنیا میگه: عه؟ بذار تستت کنم!.. و دنیا بخواد تستت کنه، از یه جاهایی سوال میده که تو کتاب نبوده.
❤1
جرئت دارید همین رو درباره اتحادیه اروپا یا دولت کانادا هم بنویسید؟ چیزی از حوزه عمومی و خصوصیشون باقی مونده که توسط نظام حاکم تصرف نشده باشه؟ نه. چون ارتش «دولت کارآمد رو باید بغل کرد و بش داد»، انقدر بولیتون میکنند که دیاکتیو کنید. اونم با مغلطههای انرژیبری مثل «جاسیندا آردرن رو با رئیسی مقایسه میکنی؟».
نه تنها حاضر نیستید جلوی این ارتش بایستید، بلکه خودتون با کلیشه «مشکلات استرالیا باشه واسه بعد، ما در ایران درگیر مسائل دیگهای هستیم» قرآن به سرنیزه میزنید تا این جنگی که با آخوندها دارید، یک وقت خدای نکرده به یک جنگ با هر نوعی از دولت و هر نوعی از اتوریته، کشیده نشه. همین شمایی که امروز احساس خطر میکنید که زنان برای سونوگرافی از متخصص مرد محروم بشن، فردا اگه در مسند «کنترل» قرار بگیرید، ما رو از خدمات عکسبرداری بازار آزاد محروم خواهید کرد تا مجبور باشیم از نظام درمانی دولتی رایگان استفاده کنیم، تا مثل کانادا باشه. که البته در عمل مثل کوبا خواهد شد. چون برخلاف کانادا، کلاهبردارهای بینالمللی برای اقامت یا کسب شهروندی به کشور ما پناه نمیارن که بعد بخوان مالیات بدن و مخارج نظام درمان رو تأمین کنند.
نه تنها حاضر نیستید جلوی این ارتش بایستید، بلکه خودتون با کلیشه «مشکلات استرالیا باشه واسه بعد، ما در ایران درگیر مسائل دیگهای هستیم» قرآن به سرنیزه میزنید تا این جنگی که با آخوندها دارید، یک وقت خدای نکرده به یک جنگ با هر نوعی از دولت و هر نوعی از اتوریته، کشیده نشه. همین شمایی که امروز احساس خطر میکنید که زنان برای سونوگرافی از متخصص مرد محروم بشن، فردا اگه در مسند «کنترل» قرار بگیرید، ما رو از خدمات عکسبرداری بازار آزاد محروم خواهید کرد تا مجبور باشیم از نظام درمانی دولتی رایگان استفاده کنیم، تا مثل کانادا باشه. که البته در عمل مثل کوبا خواهد شد. چون برخلاف کانادا، کلاهبردارهای بینالمللی برای اقامت یا کسب شهروندی به کشور ما پناه نمیارن که بعد بخوان مالیات بدن و مخارج نظام درمان رو تأمین کنند.
کلمه «غیرمتمرکز» چنان افتاده دهن همه که حتی کمونیستهای ایران هم دارند ازش استفاده میکنند.
من یه خواهشی دارم ازین عزیزان: لطفا شما، نه! .. اگه حتی آخوندها این کلمه رو دستمالی کنند، خیالی نیست، چون اونا اصلا نمیفهمن چی رو نجس میکنند. ولی شما نه. شما اگه به قدرت برسید، تمرکز رو کمتر که نمیکنید هیچ، غلیظترش هم میکنید. شما میدونید دارید درباره چی صحبت میکنید و آگاهانه و عامدانه دارید دروغ میگید. حزب شما دنبال یک حاکمیت غیرمتمرکز نیست، و نخواهد بود، چون همین عدم تمرکز خیلی از رویاهای کمونیستیتون رو به باد میده. بیایید سیاه بازی در نیارید. مسلمونید مثلا.
من یه خواهشی دارم ازین عزیزان: لطفا شما، نه! .. اگه حتی آخوندها این کلمه رو دستمالی کنند، خیالی نیست، چون اونا اصلا نمیفهمن چی رو نجس میکنند. ولی شما نه. شما اگه به قدرت برسید، تمرکز رو کمتر که نمیکنید هیچ، غلیظترش هم میکنید. شما میدونید دارید درباره چی صحبت میکنید و آگاهانه و عامدانه دارید دروغ میگید. حزب شما دنبال یک حاکمیت غیرمتمرکز نیست، و نخواهد بود، چون همین عدم تمرکز خیلی از رویاهای کمونیستیتون رو به باد میده. بیایید سیاه بازی در نیارید. مسلمونید مثلا.
No, I wasn't alpha enough to resist. I'm addicted to "let me tell you more". But I'll cut your throat if you call me a beta ;-)
سلبریتی توعیتری در تکریم حریم جنسی خودش نوشته بود «بدن من معبده. بدن تو کلوب شبانه».
یه زن دیگه اومد زیرش نوشت «جدی؟ آخه درِ معبد به روی همه بازه، اما کلوب شبانه نگهبان داره هرکی رو راه نمیدن».
مچگیری مفرحی بود اما من رو یاد چیز دیگهای انداخت: راستی، معبد خانهی همهست! حتی اونهایی که طبق میل ما تربیت نشدهاند.
یکم طول میکشه آدم بفهمه پدر و مادرش باش چیکار کردن. زمان بچگی که مادر دستمون رو میگرفت و میبرد امامزاده، هیچوقت جا برای سوزن انداختن هم نبود. حیاط به یک حمام زنانه روباز تبدیل میشد، که در جزیرههای متعدد سفره پهن کرده بودند و سر هر سفره یه پیرمرد که آخوند نبود ولی بهتر از آخوندها روضه میخوند، مینشست و بنا به سفارش و به نسبت پولی که میگرفت روضه تخصصی یکی از چهارده معصوم رو میخوند، که انگیزه نود درصدشون باز شدن بخت دخترهای جوان بود. شبهای چهارشنبه ازون سفرهها لقمههای نونپنیرسبزی و خرما، فوران میکرد، و بعضی از زنها، که دیگه ستون فقراتشون به سختی سینه هاشون رو نگه داشته بود، انگار به کسی تعهد داده بودند که کیفشون رو ازون لقمهها پر نکرده برنگردند به خونه. شبهای چهارشنبه، که آدمهای امروزی حتی نمیدونند یه روز خاص مذهبیه، همهجا پر از هسته خرما میشد، و پوست آبنباتهایی که بچهها خورده بودند و روی زمین انداخته بودند.
ما خوب تربیت شده بودیم و این رو میدونستیم. ما کولیبازی درنمیاوردیم. ما طوری ادای گریه کردن برای حضرت رقیه در نمیآوردیم که به بیحیایی جلوی مردهای نامحرم کشیده بشه، ما آشغال نمیریختیم. نگاه بالا به پایینی که مادرم به اون «بیفرهنگها» داشت، به ما هم منتقل شد.
وقتی متولیان امامزاده تصمیم گرفتند با مشت آهنین اون وضعیت ضدفرهنگی و غیربهداشتی رو جمع کنند، فکر میکردم کار درست همینه. مغزم طوری کد شده بود که نمیتونستم درک کنم چرا باید با اقدام ضربتی مدیریت، مخالفت کرد. و این همزمان شده بود با استارت پروژههای عمرانی امامزاده.. از تعویض ضریح، که قبلا یک قفس آهنی زشت بود و قرار بود نقرهای بشه، تا کاشیکاری و بزرگ کردن مساحت صحن و این حرفها. پیشبینی میکردیم عقل مردم به چشمشونه و این نوسازیهای لوکس، جذابیت امامزاده رو بیشتر میکنه و از دخمهای برای بازگشایی بخت دخترهای ترشیده، به مکانی در شأن زیارت! تبدیل میشه و مراجعهکنندگان هم بیشتر خواهند شد.
این روزها وقتی به همون امامزاده میرم سرم رو پایین میندازم.. چون در و دیوار فقط به این شهادت میدن که چه ابلهی بودم. مکان دلباز در شأن زیارت، خالی و سوت و کور و بیروحه. نه همهمه زنانهای، نه جیغ بنفش بچهای، نه برو بیایی، نه معنویتی، نه تجربه اجتماعیای، نه جذابیتی.
ما خواستیم امامزاده «مدیریت» بشه، اما با مدیریتمون روحش رو ازش گرفتیم. چون فکر کردیم برای خودمون کسی هستیم. که میدونه حالت خوب هرچیزی چه شکلی داره. معبد، خونه همهست. اما ما چنان خودمون رو قبول داشتیم که فکر کردیم این ماییم که باید تعیین کنیم چه کسی شایستگی ورود رو داره. هیچوقت به خودمون نگفتیم «مگه من کیام؟». اون مردم بد تربیت شده بودند، خیلی چیزها رو درک نمیکردند، به خیلی چیزها که یک انسان مودب اهمیت میده اهمیت نمیدادند. اما ما هم بدتربیت شده بودیم که فکر میکردیم چون شانس بزرگ شدن در خانوادهای بهتر رو داشتیم، این اجازه و این لیاقت بمون اهدا شده که تعیین کنیم دنیا باید چه شکلی باشه. زیارتگاه چجوری باشه خوبه. و مردم چه منحنی رشدی رو طی کنند براشون بهتره.
آره امروز حتی یک هسته خرما کف حیاط امامزاده پیدا نمیشه. اما عین یه ادارهست. مثل یه موسسه. بنر و عکس و پوستر و دوربین و تلویزیون چندمتری هست. و روح معنوی و فرهنگ ارگانیک مذهبی و اتمسفر خاطرهساز، نیست. یه جوری خرابش کردیم که باورش برای خودم هم دشواره.
یه زن دیگه اومد زیرش نوشت «جدی؟ آخه درِ معبد به روی همه بازه، اما کلوب شبانه نگهبان داره هرکی رو راه نمیدن».
مچگیری مفرحی بود اما من رو یاد چیز دیگهای انداخت: راستی، معبد خانهی همهست! حتی اونهایی که طبق میل ما تربیت نشدهاند.
یکم طول میکشه آدم بفهمه پدر و مادرش باش چیکار کردن. زمان بچگی که مادر دستمون رو میگرفت و میبرد امامزاده، هیچوقت جا برای سوزن انداختن هم نبود. حیاط به یک حمام زنانه روباز تبدیل میشد، که در جزیرههای متعدد سفره پهن کرده بودند و سر هر سفره یه پیرمرد که آخوند نبود ولی بهتر از آخوندها روضه میخوند، مینشست و بنا به سفارش و به نسبت پولی که میگرفت روضه تخصصی یکی از چهارده معصوم رو میخوند، که انگیزه نود درصدشون باز شدن بخت دخترهای جوان بود. شبهای چهارشنبه ازون سفرهها لقمههای نونپنیرسبزی و خرما، فوران میکرد، و بعضی از زنها، که دیگه ستون فقراتشون به سختی سینه هاشون رو نگه داشته بود، انگار به کسی تعهد داده بودند که کیفشون رو ازون لقمهها پر نکرده برنگردند به خونه. شبهای چهارشنبه، که آدمهای امروزی حتی نمیدونند یه روز خاص مذهبیه، همهجا پر از هسته خرما میشد، و پوست آبنباتهایی که بچهها خورده بودند و روی زمین انداخته بودند.
ما خوب تربیت شده بودیم و این رو میدونستیم. ما کولیبازی درنمیاوردیم. ما طوری ادای گریه کردن برای حضرت رقیه در نمیآوردیم که به بیحیایی جلوی مردهای نامحرم کشیده بشه، ما آشغال نمیریختیم. نگاه بالا به پایینی که مادرم به اون «بیفرهنگها» داشت، به ما هم منتقل شد.
وقتی متولیان امامزاده تصمیم گرفتند با مشت آهنین اون وضعیت ضدفرهنگی و غیربهداشتی رو جمع کنند، فکر میکردم کار درست همینه. مغزم طوری کد شده بود که نمیتونستم درک کنم چرا باید با اقدام ضربتی مدیریت، مخالفت کرد. و این همزمان شده بود با استارت پروژههای عمرانی امامزاده.. از تعویض ضریح، که قبلا یک قفس آهنی زشت بود و قرار بود نقرهای بشه، تا کاشیکاری و بزرگ کردن مساحت صحن و این حرفها. پیشبینی میکردیم عقل مردم به چشمشونه و این نوسازیهای لوکس، جذابیت امامزاده رو بیشتر میکنه و از دخمهای برای بازگشایی بخت دخترهای ترشیده، به مکانی در شأن زیارت! تبدیل میشه و مراجعهکنندگان هم بیشتر خواهند شد.
این روزها وقتی به همون امامزاده میرم سرم رو پایین میندازم.. چون در و دیوار فقط به این شهادت میدن که چه ابلهی بودم. مکان دلباز در شأن زیارت، خالی و سوت و کور و بیروحه. نه همهمه زنانهای، نه جیغ بنفش بچهای، نه برو بیایی، نه معنویتی، نه تجربه اجتماعیای، نه جذابیتی.
ما خواستیم امامزاده «مدیریت» بشه، اما با مدیریتمون روحش رو ازش گرفتیم. چون فکر کردیم برای خودمون کسی هستیم. که میدونه حالت خوب هرچیزی چه شکلی داره. معبد، خونه همهست. اما ما چنان خودمون رو قبول داشتیم که فکر کردیم این ماییم که باید تعیین کنیم چه کسی شایستگی ورود رو داره. هیچوقت به خودمون نگفتیم «مگه من کیام؟». اون مردم بد تربیت شده بودند، خیلی چیزها رو درک نمیکردند، به خیلی چیزها که یک انسان مودب اهمیت میده اهمیت نمیدادند. اما ما هم بدتربیت شده بودیم که فکر میکردیم چون شانس بزرگ شدن در خانوادهای بهتر رو داشتیم، این اجازه و این لیاقت بمون اهدا شده که تعیین کنیم دنیا باید چه شکلی باشه. زیارتگاه چجوری باشه خوبه. و مردم چه منحنی رشدی رو طی کنند براشون بهتره.
آره امروز حتی یک هسته خرما کف حیاط امامزاده پیدا نمیشه. اما عین یه ادارهست. مثل یه موسسه. بنر و عکس و پوستر و دوربین و تلویزیون چندمتری هست. و روح معنوی و فرهنگ ارگانیک مذهبی و اتمسفر خاطرهساز، نیست. یه جوری خرابش کردیم که باورش برای خودم هم دشواره.
❤5
یه شب نسیم طالب وارد یه میخونه میشه و یه کوکتل فلفلی سفارش میده. دختر بارتندر آماده میکنه و میاره و میگه شد ۱۶ دلار.
نسیم میگه وقتی قراره بعدش برم توالت و بشاشم، چرا باید ۱۶ دلار باشه؟ ادرار ارزشی نداره، پس مقدار انتظاری قیمت این کوکتل باید صفر دلار باشه!
یه کابوی هم همونجا نشسته بوده و میگه: ولی الان بری توالت نوشیدنیای که ناهار خورده بودی رو میشاشی، نه کوکتل الان رو!
نسیم میگه پس وارد شدن یه نوشیدنی منوط به بیرون ریختن یه نوشیدنی دیگهست، درسته؟
کابوی میگه آره خب!
نسیم میگه آفرین، پس پانزیه!
نسیم میگه وقتی قراره بعدش برم توالت و بشاشم، چرا باید ۱۶ دلار باشه؟ ادرار ارزشی نداره، پس مقدار انتظاری قیمت این کوکتل باید صفر دلار باشه!
یه کابوی هم همونجا نشسته بوده و میگه: ولی الان بری توالت نوشیدنیای که ناهار خورده بودی رو میشاشی، نه کوکتل الان رو!
نسیم میگه پس وارد شدن یه نوشیدنی منوط به بیرون ریختن یه نوشیدنی دیگهست، درسته؟
کابوی میگه آره خب!
نسیم میگه آفرین، پس پانزیه!
1❤3
رهبری کنگره آمریکا به عهده یک زن است. جریانسازی حزب اکثریت همان کنگره، توسط چند زن انجام میشود. رئیسجمهور آمریکا دچار زوال عقل است و زنی که همسر اوست، در اداره کشور دخیل شده. معاون همان مردی که دچار زوال عقل است، یک زن است. در دیوان عالی، تعیینکنندهترین رأی، رأی یک قاضی زن است. اما قدرت سخت و نرم آمریکا همچنان مردانه است.
کسانی که میگفتند دنیا باید زنانهتر شود، یا اداره آن باید به زنان سپرده شود، یا باید بگویند «زنهای قدرتمند فعلی زنهای توزردی از آب درآمدهاند، و گرنه زن واقعی دنیا را تغییر خواهد داد»، که همان فرار خرگوشیِ «اسلام واقعی این نیست» خودمان است، یا اینکه بپذیرند قدرت مردانه است، حتی اگر یک زن آن را به دیگران تحمیل کند.
کسانی که میگفتند دنیا باید زنانهتر شود، یا اداره آن باید به زنان سپرده شود، یا باید بگویند «زنهای قدرتمند فعلی زنهای توزردی از آب درآمدهاند، و گرنه زن واقعی دنیا را تغییر خواهد داد»، که همان فرار خرگوشیِ «اسلام واقعی این نیست» خودمان است، یا اینکه بپذیرند قدرت مردانه است، حتی اگر یک زن آن را به دیگران تحمیل کند.
❤2
بین جانوران آکادمیک مثل سریع القلم، و دوزاریهای حوزوی مثل رئیسی، تفاوت بنیادی وجود ندارد. آن یکی معتقد است باید دولت طوری امورات مملکت را پیش ببرد که مردم حس نکنند دولت در حال اداره امور است، و این یکی معتقد است باید رفت همهجا و در بین مردم حاضر شد تا خوب حس کنند دولت در حال اداره امور است! (درباره این رفتار هیئتی ترکها میگن «سوخولور هر یره!»). اما در اینکه دولت باید فعالِ بیخواب، باشد، که از صفات خداست، به شدت با هم اشتراک دارند.
https://t.me/AnimalsQuotes/2379
https://t.me/AnimalsQuotes/2379
Telegram
اقوال الانعام
در پی کاهش سرعت اینترنت موبایل مناطقی از تهران، رئیسجمهور از یک آنتن بیتیاس در نارمک بازدید کردند.
❤2
تنها چیزی که مانع شده تا بدون هیچ دلیلی آجر بردارید و به نوزادی که در صندلی عقب ماشین مردم خوابیده بزنید تا سرش بشکافه، مغزتونه.
غر زدن به مغزی که دارید، چون ایدهآل کار نمیکنه، کفران این نعمته که داره حداقلیترین کارها رو خوب انجام میده. هرروز جلوی آینه نیششون رو باز میکنند تا نظم و ترتیب و سفیدی دندوناشون رو دوباره ببینند و دوباره مشعوف بشن ازینکه سالمند. اما در طول روز یکبار هم از داشتن مغزی که نذاشته یک جانی دیوانه باشند، دچار شعف نمیشن.
غر زدن به مغزی که دارید، چون ایدهآل کار نمیکنه، کفران این نعمته که داره حداقلیترین کارها رو خوب انجام میده. هرروز جلوی آینه نیششون رو باز میکنند تا نظم و ترتیب و سفیدی دندوناشون رو دوباره ببینند و دوباره مشعوف بشن ازینکه سالمند. اما در طول روز یکبار هم از داشتن مغزی که نذاشته یک جانی دیوانه باشند، دچار شعف نمیشن.
❤6
یه انگلی هست که تو بدن موشها پیدا میشه. برای اینکه بتونه وارد بدن پستاندار بزرگتر بشه، یه دستکاری تو مغز میزبان یا همون موش ایجاد میکنه که موشه جسورتر بشه. وقتی جسورتر میشه به علائم هشداردهنده، مثل بوی ادرار گربه، حساسیت کمتری نشون میده. و این باعث میشه راحتتر به چنگ گربه بیفته و خورده بشه، و وقتی خورده شد انگل وارد بدن گربه بشه. میگن این تو بدن خیلی از انسانها هم هست. چند ساله دارند تحقیق میکنند که میشه ارتباطی پیدا کرد بین جسورتر بودن بعضی از مردم، نسبت به بقیه مردم، با میزبان این انگل بودن. خود کسانی که تحقیقات رو انجام دادند، که بیشتر آماریه، معتقدند این ارتباط وجود داره.
اگه یه انگل بتونه کاری کنه که ریسک بیشتری بپذیریم، پس راه اینکه چطور میتونه اینکار رو بکنه هم قابل کشفه. و شاید یه روز کشف بشه. و وقتی کشف شد، به جای اون انگل خودمون میتونیم تغییر مدنظرمون رو در مغز و سیستم عصبی ایجاد کنیم. شاید یه روز انگلهای لابراتواری ساخته بشه که هر کدوم کار خاصی انجام بده. مثلا انگلی که علاقه به همسرت رو همیشه بالا نگه میداره.
اما این رو نباید به گوش شیعهها رسوند. ممکنه بگن مردم کوفه رو چیزخور کرده بودند که یهو بیغیرت شدن. اگه به گوششون برسه، تو کانال اقوالالانعام کلی سوژه ناب خواهیم داشت.
اگه یه انگل بتونه کاری کنه که ریسک بیشتری بپذیریم، پس راه اینکه چطور میتونه اینکار رو بکنه هم قابل کشفه. و شاید یه روز کشف بشه. و وقتی کشف شد، به جای اون انگل خودمون میتونیم تغییر مدنظرمون رو در مغز و سیستم عصبی ایجاد کنیم. شاید یه روز انگلهای لابراتواری ساخته بشه که هر کدوم کار خاصی انجام بده. مثلا انگلی که علاقه به همسرت رو همیشه بالا نگه میداره.
اما این رو نباید به گوش شیعهها رسوند. ممکنه بگن مردم کوفه رو چیزخور کرده بودند که یهو بیغیرت شدن. اگه به گوششون برسه، تو کانال اقوالالانعام کلی سوژه ناب خواهیم داشت.
❤5
Anarchonomy
یه انگلی هست که تو بدن موشها پیدا میشه. برای اینکه بتونه وارد بدن پستاندار بزرگتر بشه، یه دستکاری تو مغز میزبان یا همون موش ایجاد میکنه که موشه جسورتر بشه. وقتی جسورتر میشه به علائم هشداردهنده، مثل بوی ادرار گربه، حساسیت کمتری نشون میده. و این باعث میشه…
بررسی اثر ابتلا به انگل تاکسوپلاسما در سرمایهگذاریهای خطرپذیر و احتمال کارآفرین شدن افراد، در بین زنان دانمارک که زایمان داشتهاند.
https://www.researchgate.net/publication/336798958_Nothing_Ventured_Nothing_Gained_Parasite_Infection_is_Associated_with_Entrepreneurial_Initiation_Engagement_and_Performance
https://www.researchgate.net/publication/336798958_Nothing_Ventured_Nothing_Gained_Parasite_Infection_is_Associated_with_Entrepreneurial_Initiation_Engagement_and_Performance
ResearchGate
Nothing Ventured, Nothing Gained: Parasite Infection is Associated with Entrepreneurial Initiation, Engagement and Performance…
Request PDF | Nothing Ventured, Nothing Gained: Parasite Infection is Associated with Entrepreneurial Initiation, Engagement and Performance | There is growing evidence that human biology and behavior is influenced by infectious microorganisms. One such microorganism…
❤2