Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
به یک زن در مترو تجاوز شده، پلیس دنبال اوناییه که فیلم گرفتند و کاری انجام ندادن!

برای دولت، شما در هر صورت مقصری. اگه دخالت کنی و دنده طرف رو بشکنی، میگن چرا سرخود دست به خشونت زدی. اگه بشینی هیچ کاری نکنی، میگن چرا بی‌تفاوت بودی!

فرهنگ «مرد آلفای مسئولیت‌پذیر» رو به روش‌های مختلف سرکوب کردند، حالا میگن «عه چرا دیگه یه مرد پیدا نمیشه؟».
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی ازین نگهبان‌ها باید بذاریم برای قبر کوروش 😄
یه برنامه فلش‌کارت برای لغات انگلیسی دارم هرروز کلمات جدید معرفی می‌کنه با معنی و مثال. یه کلمه داد معنیش تهمت و افترا بود. برای مثال یه جمله آورد که مضمونش این بود: جمهوری‌خواهان اتهامات بی‌اساس به دموکرات‌ها وارد کردند!

اینا دیگه بیمار شدن. ما که وسط برهوت خاورمیانه و تحت سلطه متحجرانه‌ترین حکومت تاریخ هستیم، ستیزهای سیاسی‌مون رو تو هرچیزی نمیریزیم. این گرایشش رو تو فلش‌کارت هم میخواد به من حقنه کنه.
شایسته‌ست اونایی که وقتی گفتم فرش زیرپاتون رو بفروشید و بیت‌کوین بخرید، رفتند خریدند، امروز که از مرز ۶۵ هزار دلار بالاتر رفت، گلریزون می‌کردند و یه آی‌مک برام میخریدند. اما عیبی نداره، شهیدان زنده‌اند و نزد خدا روزی خواهند خورد. ما طلب خود را از الله می‌گیریم، که همانا صبورترین هولدرهاست.
Anarchonomy
به یک زن در مترو تجاوز شده، پلیس دنبال اوناییه که فیلم گرفتند و کاری انجام ندادن! برای دولت، شما در هر صورت مقصری. اگه دخالت کنی و دنده طرف رو بشکنی، میگن چرا سرخود دست به خشونت زدی. اگه بشینی هیچ کاری نکنی، میگن چرا بی‌تفاوت بودی! فرهنگ «مرد آلفای مسئولیت‌پذیر»…
آدم امروز به مردمان گذشته طوری نگاه می‌کنه که گویی همه حیواناتی وحشی و خونریز و تعدی‌گر بودند. یا اگه زورشون نمی‌رسید ازین کارها بکنند، در جهل و فساد و فلاکت دست و پا می‌زدند.‌ در اینکه این برداشت‌ها چقدر درسته، بحث‌های تاریخی زیادی وجود داره. اما یه چیزی هست که کمتر روش بحث میشه. و اون این تصوره که از لحاظ اخلاقی، ما نسبت به گذشتگان آدم‌های بهتری هستیم!
اما باید بپرسیم اگه تجاوز به یک زن در قطار مترو، که امروز رخ میده و نیم ساعت طول می‌کشه و در طی اون نیم ساعت هیچ حرکتی از شاهدان سر نمیزنه، اگه چهارصد سال پیش در یکی از کلانشهرهای قدیم رخ می‌داد، چه سناریویی پیش می‌اومد؟ هشتصد سال قبل چطور؟
اگه به خودمون دروغ نگیم، همه می‌دونیم که احتمالش زیاد می‌بود که متجاوز رو بگیرند و همونجا آلتش رو ببرند. یا به دلایل مذهبی، یا به دلایل فرهنگی، یا به دلایل سنتی. حتی اگه حرام بودن فعل از نگاه مذهب مطرح نبود، و اگه زشت بودن فعل از نگاه عرف هم مطرح نبود، برای دفاع از حیثیت مردی که قربانی ناموسش بوده، دست به اسلحه می‌بردند. چون مرد، به تعرض به اموال یک مرد دیگه، حساسیت نشون میده.‌ اون موقع مال کسی بودن، می‌تونست سپر دفاعی کارآمدی باشه.
اما دلیل و انگیزه برای دست به اسلحه بردن هرچه که می‌بود، مرد ریسکش رو می‌پذیرفت. چون مهم بود که نوبل باشه.‌ برای نوبل بودن باید یک مسیر رو طی کرد. یک‌شبه و آنی نیست. با آدرنالین نمیشه بادی‌گارد ارزش‌ها بود. تربیت لازم داره، و طی کردن مسیری که آدم رو زخمی می‌کنه.‌
آدم امروز نمیفهمه که این مسیر برای هیچ‌کس کوتاهتر از بقیه نیست. ما توی دو ماراتنی نیستیم که نقطه شروع‌مون یک کیلومتر جلوتر از بقیه باشه. هرچقدر با آدم‌های قبل از خودمون و آدم‌های بعد از خودمون فاصله زمانی داشته باشیم، در مسیر نوبل شدن، از یه جا شروع می‌کنیم. به خاطر موقعیت زمانی که توش قرار گرفته‌ایم، یک تکه از مسیر رو برامون قیچی نمی‌کنند. پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر شدن تمدن، هیچ تخفیفی برامون ایجاد نمی‌کنه. این احمقانه‌ست که یک شخصیت تاریخی که برده‌دار بوده رو جنایتکار بدونیم، چون خودمون هیچوقت برده نداشتیم! چون ما تست نشدیم که اگه زمانه میگذاشت برده بخریم، می‌خریدیم یا نه. ما مسیر «توانستن و نکردن» رو طی نکردیم. ما بعد از منسوخ شدن خیلی چیزها به دنیا اومدیم.

کارنامه اجتماعی با کارنامه فردی خیلی فرق داره. شاید کارنامه اجتماعی یک ملت نسبت به دویست سال پیش خودش که در کشتار و غارت دائمی بود، خیلی بهتر شده باشه. چون دیگه در حال کشتار و غارت نیست. اما کارنامه تک تک اون افراد رو نمیشه از کارنامه اجتماع استخراج کرد. فرد، باید تست‌هایی رو پاس کنه، تا بشه با فردی در گذشته که تست‌هایی رو پاس کرده مقایسه‌ش کرد. آدمی که میترسه اگه به متجاوز مشت بزنه، بیان بش دستبند بزنند و شر بشه، به مرد پانصد سال پیش که از مردن هم واهمه‌ای نداشت، میبازه. کارنامه آدمی که راحت میشه بش حکومت کرد، در برابر کارنامه آدم‌هایی که در گذشته حکومت وقت رو عاصی می‌کردند، حرفی برای گفتن نداره.


مسیر اورست از زمانی که بادگیرهای ضدآب وجود نداشتند، عوض نشده. تکنولوژی، بوستر کاراکتر نیست. اگه ضعیف باشی، همین الان هم صعود کنی، از پا درمیای.
4
یوتیوب ویدئوهایی که علیه یک واکسن خاص یا علیه نوع خاصی از واکسیناسیون باشند حذف می‌کنه یا زیرش هشدار میده. اما برای بقیه محتویات ورزشی پزشکی اینکارو نمی‌کنه. خیلی‌ها دارند به توصیه مربیان ورزشی و متخصص ارتوپد که کانال‌های پربازدید دارند، حرکاتی انجام میدن که به خودی خود درسته، اما برای هر کسی مناسب نیست. خودم قربانی همین «نسخه‌های همگانی» هستم، که اوضاعم رو بدتر کرده گاهی. اون مربی یا متخصص ارتوپد نمیدونه بیننده محتوا چه مرگشه، و کجای بدنش نرمال نیست، و چرا نرمال نیست. در واقع هرچند که برای آموزش، حرکت رو به صورت فیزیکی انجام میده، اما برای مخاطب یک تئوریه. این که حرکت ایکس برای ماهیچه فلان جا مفید است، یک تئوریه. برای اینکه عملا مفید باشه، باید با محدودیت‌های بدن طرف تطبیق داده بشه، یا اصلا انجام نشه.
البته این به این معنی نیست که هرکی اون بیرون داره آفلاین نسخه می‌پیچه، میدونه داره چه کار می‌کنه‌. خیلی از کسانی که کارشون اینه، واقعا کارشون این نیست و چوپان قابل اعتمادی نیستند.

ما تو وضعیت بغرنجی هستیم که برای حل هر مشکلی، ۹۰ درصد وقت و انرژی باید صرف مطالعه بشه، و ۱۰ درصد صرف کار فیزیکی.
این وضعیت جالبی که آخوند شیعه پیدا کرده رو باید مستندسازی کرد. این یک قسمت مهم از تاریخ ایرانه که ما شانسش رو داشتیم که زنده تماشا کنیم. موضوع فقط نسل بعد از ما نیست، این اسناد تاریخی رو باید برای قرن‌های آینده حفظ کرد.
معمولا وقتی گند میخوره تو بازار آزاد که شرکت‌ها به جای رقابت با همدیگه، دم دولت رو ببینند تا بشون امتیازاتی بده که به رقباشون نمیده. و یک قسمت از این کار رو با لابی و خریدن نمایندگان پارلمان و بروکرات‌های دولتی انجام میدن.
اما ظاهرا دیگه حتی تو همون وضعیت «معمولا» هم نیستیم. چون فایزر، بدون اینکه رقیبی داشته باشه، و در پولسازترین موقعیت خودش، باز هم داره لابی می‌کنه، و باز هم داره آدم میخره! یعنی دیگه هدف حتی دور زدن رقابت هم نیست. هدف دور زدن مردمه!

اون کتاب‌هایی که درباره مارکسیسم و سرمایه‌داری و این‌ها خوندید رو اهدا کنید به کتابخونه محله‌. هم به درد تحلیل وضع عجیب دوران ما نمیخورند، هم تو خونه جا می‌گیرند.
ماجرا جدی است.. چون مدیر اطلاعات ملی آمریکا گفت؟
ادمین کانال مملکته با اینکه دقیقا همین استدلال و همین موضع، درباره ورزش قهرمانی استفاده بشه، مشکل داره. و گرنه سر هر مدالی اونقدر بر طبل شادانه نمی‌کوبید.
هدفم بهیچوجه مچ‌گیری نیست. میخوام بگم حمایت از یک ستیز سیاسی تا وقتی خیلی درگیرمون نمی‌کنه، خیلی آسونه. شما میتونی هر فیلم سینمای ایران که مورد تأیید حکومت قرار می‌گیره رو فیلم وزارت اطلاعات در نظر بگیری و به راحتی بایکوتش کنی، چون اصلا فیلم سینمای ایران رو نگاه نمی‌کنی. اما کشتی و فوتبال رو بایکوت نمی‌کنی، چون به کشتی و فوتبال علاقه داری.



https://t.me/mamlekate/62443
مردم رو مجبور می‌کنند به استفاده از پرمصرف‌ترین خودروهای دنیا، بعد مصرف‌شون رو مقایسه می‌کنند با کشوری که دولتش حمل و نقل شخصی رو با مشت آهنین سرکوب می‌کنه! یعنی خوک‌صفتانه‌ترین حالت ممکن برای یک مقایسه‌.

بنزین به لیتر، واحد اندازه‌گیری مصرف انرژی نیست‌. «معادل یک بشکه نفت بر حسب تن» واحد اندازه‌گیری مصرف انرژیه. اگه مصرف تمام سوخت‌های خودرویی ترکیه، که جمعیتش اندازه ماست، از ال‌پی‌جی و گازوییل و بنزین و اتانول و مابقی رو تبدیل کنیم به اون واحد، و برگردونیم به بنزین، میشه روزی ۱۰۵ میلیون لیتر! یعنی ایرانی بدبخت، که گروگانش گرفته‌اند و مجبوره بدترین ماشین دنیا رو سوار بشه، باز داره از شهروند میانگین ترکیه‌ای کمتر مصرف می‌کنه.
هرکس چهار پنج سال گذشته رو صرف این کرد که بگه «من آدم خوبی‌ام، ترامپ آدم بد و خطرناکیه»، نهایتا یه جوری شد که معلوم بشه خودش آدم بد و خطرناکیه.
اگه بچه شیعه درونم زنده بود شما الان اجازه پیدا نمی‌کردی درباره پست‌های من اظهارنظر کنی.

قتل غیرعمد در مجالس عروسی عربی که با کلاشینکف اتفاق میفته، فقط یک تصادفه؟ نه. چون آگاهانه با خودشون اسلحه خودکار میبرن تو مجلس، و آگاهانه تیراندازی می‌کنند، و آگاهانه قبل از همه این کارها طی کردن آموزش حرفه‌ای استفاده از اسلحه رو به شوخی می‌گیرند. باید یک آدم بد باشی که هزینه خریت‌های آگاهانه‌ت رو دیگران بدن. اگه همون راستگرایان افراطی! که این آقا چهارسال تمام تو توعیتر حکم اعدام و تبعید و‌ حبس براشون تعیین می‌کرد تو همین موقعیت بودن، ماشه اسلحه رو وقتی که نوک لوله‌ش به سمت افراد پشت دوربینه، فشار نمیدادند.

این‌ها فکر کردند «آدم اخلاقمدار بودن» یه بازی آنلاینه‌. ولی دنیای واقعی طوری ساخته شده که پوست بکنه. اگه بگی من آدم مسئول و بی‌آزاری‌ام، دنیا میگه: عه؟ بذار تستت کنم!.. و دنیا بخواد تستت کنه، از یه جاهایی سوال میده که تو کتاب نبوده.
1
جرئت دارید همین رو درباره اتحادیه اروپا یا دولت کانادا هم بنویسید؟ چیزی از حوزه عمومی و خصوصی‌شون باقی مونده که توسط نظام حاکم تصرف نشده باشه؟ نه. چون ارتش «دولت کارآمد رو باید بغل کرد و بش داد»، انقدر بولی‌تون می‌کنند که دی‌اکتیو کنید. اونم با مغلطه‌های انرژی‌بری مثل «جاسیندا آردرن رو با رئیسی مقایسه می‌کنی؟».

نه تنها حاضر نیستید جلوی این ارتش بایستید، بلکه خودتون با کلیشه «مشکلات استرالیا باشه واسه بعد، ما در ایران درگیر مسائل دیگه‌ای هستیم» قرآن به سرنیزه می‌زنید تا این جنگی که با آخوندها دارید، یک وقت خدای نکرده به یک جنگ با هر نوعی از دولت و هر نوعی از اتوریته، کشیده نشه. همین شمایی که امروز احساس خطر می‌کنید که زنان برای سونوگرافی از متخصص مرد محروم بشن، فردا اگه در مسند «کنترل» قرار بگیرید، ما رو از خدمات عکسبرداری بازار آزاد محروم خواهید کرد تا مجبور باشیم از نظام درمانی دولتی رایگان استفاده کنیم، تا مثل کانادا باشه. که البته در عمل مثل کوبا خواهد شد. چون برخلاف کانادا، کلاهبردارهای بین‌المللی برای اقامت یا کسب شهروندی به کشور ما پناه نمیارن که بعد بخوان مالیات بدن و مخارج نظام درمان رو تأمین کنند.
سلام
من سعید زیباکلام هستم، و معتقدم هر نوع توسل به خشونت توسط مردم و ستمدیدگان، غلط است. و همزمان قبول دارم که نظام ایران چنان در تباهی فرو رفته که هیچ کس چاره‌ای جز فاسد شدن ندارد! بعبارتی باور دارم بهتر است انسان فاسد شود تا اینکه دست به اسلحه ببرد.
کلمه «غیرمتمرکز» چنان افتاده دهن همه که حتی کمونیست‌های ایران هم دارند ازش استفاده می‌کنند.
من یه خواهشی دارم ازین عزیزان: لطفا شما، نه! .. اگه حتی آخوندها این کلمه رو دستمالی کنند، خیالی نیست، چون اونا اصلا نمیفهمن چی رو نجس می‌کنند. ولی شما نه. شما اگه به قدرت برسید، تمرکز رو کمتر که نمی‌کنید هیچ، غلیظ‌ترش هم می‌کنید. شما می‌دونید دارید درباره چی صحبت می‌کنید و آگاهانه و عامدانه دارید دروغ میگید. حزب شما دنبال یک حاکمیت غیرمتمرکز نیست، و نخواهد بود، چون همین عدم تمرکز خیلی از رویاهای کمونیستی‌تون رو به باد میده. بیایید سیاه بازی در نیارید. مسلمونید مثلا.
No, I wasn't alpha enough to resist. I'm addicted to "let me tell you more". But I'll cut your throat if you call me a beta ;-)
سلبریتی توعیتری در تکریم حریم جنسی خودش نوشته بود «بدن من معبده. بدن تو کلوب شبانه».
یه زن دیگه اومد زیرش نوشت «جدی؟ آخه درِ معبد به روی همه بازه، اما کلوب شبانه نگهبان داره هرکی رو راه نمیدن».

مچ‌گیری مفرحی بود اما من رو یاد چیز دیگه‌ای انداخت: راستی، معبد خانه‌ی همه‌ست! حتی اون‌هایی که طبق میل ما تربیت نشده‌اند.
یکم طول میکشه آدم بفهمه پدر و مادرش باش چیکار کردن. زمان بچگی که مادر دست‌مون رو می‌گرفت و می‌برد امامزاده، هیچوقت جا برای سوزن انداختن هم نبود. حیاط به یک حمام زنانه روباز تبدیل میشد، که در جزیره‌های متعدد سفره پهن کرده بودند و سر هر سفره یه پیرمرد که آخوند نبود ولی بهتر از آخوندها روضه میخوند، می‌نشست و بنا به سفارش و به نسبت پولی که می‌گرفت روضه تخصصی یکی از چهارده معصوم رو میخوند، که انگیزه نود درصدشون باز شدن بخت دخترهای جوان بود. شب‌های چهارشنبه ازون سفره‌ها لقمه‌های نون‌پنیرسبزی و خرما، فوران می‌کرد، و بعضی از زن‌ها، که دیگه ستون فقرات‌شون به سختی سینه هاشون رو نگه داشته بود، انگار به کسی تعهد داده بودند که کیف‌شون رو ازون لقمه‌ها پر نکرده برنگردند به خونه. شب‌های چهارشنبه، که آدم‌های امروزی حتی نمی‌دونند یه روز خاص مذهبیه، همه‌جا پر از هسته خرما میشد، و پوست آب‌نبات‌هایی که بچه‌ها خورده بودند و روی زمین انداخته بودند.
ما خوب تربیت شده بودیم و این رو می‌دونستیم. ما کولی‌بازی درنمیاوردیم. ما طوری ادای گریه کردن برای حضرت رقیه در نمی‌آوردیم که به بی‌حیایی جلوی مردهای نامحرم کشیده بشه، ما آشغال نمی‌ریختیم. نگاه بالا به پایینی که مادرم به اون «بی‌فرهنگ‌ها» داشت، به ما هم منتقل شد‌.

وقتی متولیان امامزاده تصمیم گرفتند با مشت آهنین اون وضعیت ضدفرهنگی و غیربهداشتی رو جمع کنند، فکر می‌کردم کار درست همینه. مغزم طوری کد شده بود که نمی‌تونستم درک کنم چرا باید با اقدام ضربتی مدیریت، مخالفت کرد. و این همزمان شده بود با استارت پروژه‌های عمرانی امامزاده.. از تعویض ضریح، که قبلا یک قفس آهنی زشت بود و قرار بود نقره‌ای بشه، تا کاشیکاری و بزرگ کردن مساحت صحن و این حرف‌ها. پیش‌بینی می‌کردیم عقل مردم به چشمشونه و این نوسازی‌های لوکس، جذابیت امامزاده رو بیشتر می‌کنه و از دخمه‌ای برای بازگشایی بخت دخترهای ترشیده، به مکانی در شأن زیارت! تبدیل میشه و مراجعه‌کنندگان هم بیشتر خواهند شد.

این روزها وقتی به همون امامزاده میرم سرم رو پایین میندازم.. چون در و دیوار فقط به این شهادت میدن که چه ابلهی بودم. مکان دلباز در شأن زیارت، خالی و سوت و کور و بی‌روحه. نه همهمه‌ زنانه‌ای، نه جیغ بنفش بچه‌ای، نه برو بیایی، نه معنویتی، نه تجربه اجتماعی‌ای، نه جذابیتی.

ما خواستیم امامزاده «مدیریت» بشه، اما با مدیریت‌مون روحش رو ازش گرفتیم. چون فکر کردیم برای خودمون کسی هستیم. که میدونه حالت خوب هرچیزی چه شکلی داره. معبد، خونه همه‌ست. اما ما چنان خودمون رو قبول داشتیم که فکر کردیم این ماییم که باید تعیین کنیم چه کسی شایستگی ورود رو داره. هیچوقت به خودمون نگفتیم «مگه من کی‌ام؟». اون مردم بد تربیت شده بودند، خیلی چیزها رو درک نمی‌کردند، به خیلی چیزها که یک انسان مودب اهمیت میده اهمیت نمیدادند. اما ما هم بدتربیت شده بودیم که فکر می‌کردیم چون شانس بزرگ شدن در خانواده‌ای بهتر رو داشتیم، این اجازه و این لیاقت بمون اهدا شده که تعیین کنیم دنیا باید چه شکلی باشه. زیارتگاه چجوری باشه خوبه. و مردم چه منحنی رشدی رو طی کنند براشون بهتره.

آره امروز حتی یک هسته خرما کف حیاط امامزاده پیدا نمیشه. اما عین یه اداره‌ست. مثل یه موسسه. بنر و عکس و پوستر و دوربین و تلویزیون چندمتری هست. و روح معنوی و فرهنگ ارگانیک مذهبی و اتمسفر خاطره‌ساز، نیست. یه جوری خرابش کردیم که باورش برای خودم هم دشواره.
5
یه شب نسیم طالب وارد یه میخونه میشه و یه کوکتل فلفلی سفارش میده. دختر بارتندر آماده میکنه و میاره و میگه شد ۱۶ دلار.
نسیم میگه وقتی قراره بعدش برم توالت و بشاشم، چرا باید ۱۶ دلار باشه؟ ادرار ارزشی نداره، پس مقدار انتظاری قیمت این کوکتل باید صفر دلار باشه!

یه کابوی هم همونجا نشسته بوده و میگه: ولی الان بری توالت نوشیدنی‌ای که ناهار خورده بودی رو میشاشی، نه کوکتل الان رو!
نسیم میگه پس وارد شدن یه نوشیدنی منوط به بیرون ریختن یه نوشیدنی دیگه‌ست، درسته؟
کابوی میگه آره خب!
نسیم میگه آفرین، پس پانزیه!
13