نمیدونم سن شما چقدره و یادتون میاد یا نه، ولی یه نرمافزار داشتیم به نام winamp که برای پخش موسیقی در ویندوز بود. باور کنید یا نه اون زمان یه عده با هزینه گزاف، کیسهای بزرگ کامپیوتر جمع میکردند که فقط باش آهنگ گوش بدن، و این برنامه آچارفرانسهشون بود. از نسخههای اولیهش تا نسخههای آخرش پیشرفت خیلی چشمگیری کرد. انقدر قابلیتها و پلاگینهای جدید اضافه شده بود که دیگه کسی بهانهای برای غر زدن نداشت. اما یه مسئله بوجود اومد: با کامپیوتر دسکتاپ و آفلاین، آهنگ پخش کردن، موضوعیت خودش رو از دست داد! اون امکاناتی که الان توی گوشیتون دارید، مرحلهای بالاتر از وینامپ نیست، بلکه یک دنیای دیگهست.
نرمافزار دولتها قدیمیه. از موضوعیت افتاده، اما هی اپدیت جدید براش میدن. چون «توسعه» در داخل این نرمافزار، مفهوم فراتری نمیتونه داشته باشه. دولت امروزی مثل کیسیه که باش آفلاین، پلیلیست درست میکردند و آهنگ گوش میدادند. الان لازمش نداریم، ولی نمیذاره از برق بکشیمش.
نرمافزار دولتها قدیمیه. از موضوعیت افتاده، اما هی اپدیت جدید براش میدن. چون «توسعه» در داخل این نرمافزار، مفهوم فراتری نمیتونه داشته باشه. دولت امروزی مثل کیسیه که باش آفلاین، پلیلیست درست میکردند و آهنگ گوش میدادند. الان لازمش نداریم، ولی نمیذاره از برق بکشیمش.
❤2
دو سال بعد از دوری بچهها از مدارس، از جامعه بزرگ و پرادعای برنامهنویسان ایرانی، هیچ محصولی بیرون نیومد که کار والدین و دانشآموز و معلم رو راه بندازه، بدون اینکه گرفتار نرمافزارهای بیمعنی دولتی، و یا آواره پیامرسانها بشن، که ذاتا با هدف تسهیل آموزش ساخته نشدن.
مسئله این نیست که پول نیست، و امکانات نیست، و تکنولوژی نیست، و مهارت نیست. حداقل برای چنین محصولی، نود درصدش هست. مسئله اینه که فکرش نیست، و فرهنگش نیست. کسی اینطور تربیت نشده که به درد بخوره. فرد یا قشر خاصی رو جدا نمیکنم. همهمون همینطوریم.
در کشورهای توسعهیافته، بین روزی که اینترنت وارد شد، و روزی که یک عده رفتن سراغ یادگرفتن هک کردن شبکهها، فاصله زمانی قابل توجهی وجود داشت. چون بیس فکری این بود که چه کنیم این تکنولوژی نوظهور بیشتر بدرد بخورد. اما یادمه در ایران درست زمانی که عده زیادی از مردم داشتند تازه یاد میگرفتند که ایمیل چیست، و به نخبگان مراجعه میکردند تا براشون ایمیل بسازند! (و وقتی ساخته شد حس کسی که پاسپورت گرفته بشون دست میداد)، همزمان عده دیگهای داشتند یاد میگرفتند که چطور میشه ایمیل یاهو را هک کرد! چون بیس فکری این بود: چه کنیم این تکنولوژی نوظهور فقط به درد من بخورد!
هنوز هم همینه. چون تغییری در تربیت رخ نداده.
مسئله این نیست که پول نیست، و امکانات نیست، و تکنولوژی نیست، و مهارت نیست. حداقل برای چنین محصولی، نود درصدش هست. مسئله اینه که فکرش نیست، و فرهنگش نیست. کسی اینطور تربیت نشده که به درد بخوره. فرد یا قشر خاصی رو جدا نمیکنم. همهمون همینطوریم.
در کشورهای توسعهیافته، بین روزی که اینترنت وارد شد، و روزی که یک عده رفتن سراغ یادگرفتن هک کردن شبکهها، فاصله زمانی قابل توجهی وجود داشت. چون بیس فکری این بود که چه کنیم این تکنولوژی نوظهور بیشتر بدرد بخورد. اما یادمه در ایران درست زمانی که عده زیادی از مردم داشتند تازه یاد میگرفتند که ایمیل چیست، و به نخبگان مراجعه میکردند تا براشون ایمیل بسازند! (و وقتی ساخته شد حس کسی که پاسپورت گرفته بشون دست میداد)، همزمان عده دیگهای داشتند یاد میگرفتند که چطور میشه ایمیل یاهو را هک کرد! چون بیس فکری این بود: چه کنیم این تکنولوژی نوظهور فقط به درد من بخورد!
هنوز هم همینه. چون تغییری در تربیت رخ نداده.
❤4
❤1
Anarchonomy
آیا حداقل یک دوز واکسن کرونا به شما تزریق شده است؟
یعنی مخاطبان اینجا، که تازه جوانتر از کلیت جامعه ایران هستند، نسبت به کلیت جامعه ایران بیشتر واکسینه شدن.
خودم میدونستم. میخواستم شما ببینید.
خودم میدونستم. میخواستم شما ببینید.
❤2
محلههای تماما سفیدپوستنشین شیکاگو، چنان با مرز تیز و خطکشی شدهای از محلههای تماما سیاهپوستنشین تفکیک شدهاند که بعضی جاها کافیه از خیابون رد بشی بری اونطرف تا همهچی فرق کنه.
حالا اهالی اون محلههای تماما سفید چه کسانی هستند؟ همونایی که چهل ساله دارند به دموکراتها رأی میدن تا جمهوریخواهان «نژادپرست» رأی نیارن.
بله انسان اینطور جانوریست.
حالا اهالی اون محلههای تماما سفید چه کسانی هستند؟ همونایی که چهل ساله دارند به دموکراتها رأی میدن تا جمهوریخواهان «نژادپرست» رأی نیارن.
بله انسان اینطور جانوریست.
❤1
جنگ داخلی مسلمانان که یک طرفش معاویه بود، دلایل ریشهای مذهبی و سیاسی متعددی داشت، اما هیچکدوم به اندازه حریت عربی مهم نبودند. علی و دو پسرش، علاوه بر همه اختلافات بزرگ و کوچکی که با بنیامیه داشتند، نماینده نگاه متفاوت بنیهاشم به قدرت بودند. پسر ابوسفیان قدرت رو در تسلط بر دیگری میدونست، اما پسران علی، قدرت رو در دفع تسلط دیگران میدیدند. اینطور نبود که حسن به قدرت کمتر قانع باشه. مقدارش موضوعیت نداشت. کاربردش مهم بود. قدرتی براش کاربردی بود که بتونه خودش و اهل خودش رو آزاد نگه داره.
بچه شیعه اینو نمیفهمه. فکر میکنه اینکه همسایهش جرئت نکنه پارتی مختلط راه بندازه، یعنی قدرت داره. اگه مردم مجبور باشند روسری سر کنند، یعنی قدرت داره، هرچند که از طریق واسطه دولتی اعمال میشه. فکر میکنه دیگران دین رو پس بزنند، اما به زور تحت تأثیرش باشند، یعنی قدرت داره.
اما همین بچهشیعه امروز حتی روی بدن خودش اختیار نداره. مجبوره واکسنی که قبولش نداره رو بزنه تا همه جا راهش بدن. حتی روی دغدغههای مذهبیش هم اختیار نداره، اون بالا تصمیم میگیرند که امسال میتونه بره زیارت یا نمیتونه، یا باید چجوری بره، و باید با چقدر پول بره. روی ثروت خودش هم اختیار نداره، و هرروز دارند با تورم یه تکه ازش رو میکنند. روی بچه خودش هم اختیار نداره، مجبوره تو مدرسهای که قبولش نداره ثبتنام کنه، و اونجوری که قبول نداره تربیتش کنند. نه میتونه بدون اجازه و بدون رانت، بیزینس راه بندازه، نه میتونه چیزی وارد کنه و نه چیزی صادر کنه. بچه شیعه حالیش نیست که چقدر ضعیف شده، و چقدر بش مسلط شدن، و با این شکلات بچهخرکن که «چون تو گفتی، ورود سگ به پارک رو ممنوع کردیم» سرش رو شیره مالیدند که مسلطه، و قدرت داره.
موضوع کربلا بستن آب نبود. بستن راه بود.
بچه شیعه اینو نمیفهمه. فکر میکنه اینکه همسایهش جرئت نکنه پارتی مختلط راه بندازه، یعنی قدرت داره. اگه مردم مجبور باشند روسری سر کنند، یعنی قدرت داره، هرچند که از طریق واسطه دولتی اعمال میشه. فکر میکنه دیگران دین رو پس بزنند، اما به زور تحت تأثیرش باشند، یعنی قدرت داره.
اما همین بچهشیعه امروز حتی روی بدن خودش اختیار نداره. مجبوره واکسنی که قبولش نداره رو بزنه تا همه جا راهش بدن. حتی روی دغدغههای مذهبیش هم اختیار نداره، اون بالا تصمیم میگیرند که امسال میتونه بره زیارت یا نمیتونه، یا باید چجوری بره، و باید با چقدر پول بره. روی ثروت خودش هم اختیار نداره، و هرروز دارند با تورم یه تکه ازش رو میکنند. روی بچه خودش هم اختیار نداره، مجبوره تو مدرسهای که قبولش نداره ثبتنام کنه، و اونجوری که قبول نداره تربیتش کنند. نه میتونه بدون اجازه و بدون رانت، بیزینس راه بندازه، نه میتونه چیزی وارد کنه و نه چیزی صادر کنه. بچه شیعه حالیش نیست که چقدر ضعیف شده، و چقدر بش مسلط شدن، و با این شکلات بچهخرکن که «چون تو گفتی، ورود سگ به پارک رو ممنوع کردیم» سرش رو شیره مالیدند که مسلطه، و قدرت داره.
موضوع کربلا بستن آب نبود. بستن راه بود.
❤4
یه اعترافی بکنم. وقتی کنگره سفرای پیشنهادی ترامپ رو تأیید نمیکرد و ماهها به تأخیر میفتاد فکر میکردم فقط از لج ترامپه. اما دارند سفرای پیشنهادی بایدن هم تأیید نمیکنند. آمریکا در حال حاضر در چین، آلمان، هند، ایرلند، اسراییل، ژاپن، سنگاپور، اتحادیه اروپا، و ناتو، سفیر نداره! ظاهرا کنگره به طور روتین همینقدر فشله.
❤1
میدانستید شرکتی که بندر هوستون رو اداره میکنه حق نداره شما رو برای کار در بندر استخدام کنه؟ باید برید درخواست استخدام رو به اتحادیههای کارگری مربوطه تحویل بدید. و تقریبا همه بنادر همینطورند.
حالا به همین اتحادیه قلدر بگی «به خاطر کرونا ورودی کشتیهای باری بیشتر شده یکم ساعات کاری رو بیشتر کنید تا جنسها نمونه رو آب» میگه نوچ، نمیشه! سیصد و پنجاه میلیون نفر معطل چندهزار کارگر شدن، که یه وقت شرایط کاریشون از حالت استاندارد خارج نشه!
حالا به همین اتحادیه قلدر بگی «به خاطر کرونا ورودی کشتیهای باری بیشتر شده یکم ساعات کاری رو بیشتر کنید تا جنسها نمونه رو آب» میگه نوچ، نمیشه! سیصد و پنجاه میلیون نفر معطل چندهزار کارگر شدن، که یه وقت شرایط کاریشون از حالت استاندارد خارج نشه!
❤1
نزدیک دو دههست که مخ مردم دنیا رو با «انرژی پاک» و «انرژیهای تجدیدپذیر» رنده کردن، اما الان، در اکتبر ۲۰۲۱، کشورها دنبال این هستند که هرچه سریعتر بنزین رو به جایگاهها، گازوییل رو به صنایع، و ذغالسنگ رو به نیروگاهها برسونند، تا بحران بدتر ازین نشه. همه سوخت فسیلی رو گذاشتن رو سرشون. چون از قبل هم رو سرشون جا داشت. فقط دنیای واقعی یه اردنگی بشون زد که اینجا توعیتر نیست.
❤2
کاش بعد ازینکه فهمیدید حتی با گرانبهاترین پاسپورتها، قیمت آزادی هیچجا تخفیف نمیخوره؛ این رو هم میفهمیدید که این فقط «وضع ما» نیست. وضع هر کسیه که تحت سلطه دولت قرار داره. اگه فکر میکنید این ۳۷۵ یورو بابت داد و بیداد کردن شرارت است، اما اون ۳۷۵ یورویی که از بقیه بابت آموزش و امنیت و بهداشت و این چیزهایی که گفته میشه برای «خیر عموم مردم!» لازمه، میگیرند، شرارت نیست، یعنی هنوز خود شما بخشی از مشکل هستید. بالاخره یه روز صبح باید بیدار بشید، قهوهتون رو بخورید، و با علم به اینکه هیچکدوم اینها باگ حکومت نیست، بلکه از فیچرهاشه! از خونه بزنید بیرون.
❤1
با پیشرفتی که اپل در توسعه پردازنده ساخت خودش بدست آورده، به زودی استفاده از کامپیوتری که از ویندوز استفاده میکنه، توجیه اقتصادی خودش رو از دست میده. از لحاظ «نسبت قدرت پردازش به مصرف انرژی»، مکبوکهایی که امشب معرفی شدند، رقبای اینتلی-ویندوزی رو در موقعیت خجالتآوری قرار میدن.
اما اگه مجموعه صنعت آمریکا رو، که بازندهها و برندهها و از قافله عقبها و پیشروها رو با هم در برمیگیره، یک شرکت فرضی در نظر بگیریم، اتفاقی که افتاده اینه که این شرکت قبل ازینکه دیگران ازش جلو بزنند، از خودش جلو زد! در واقع این آمریکاست که داره از آمریکا سبقت میگیره.
اینکه چرا میتونه با خودش مسابقه بده، و از خودش جلو بزنه، فقط به خاطر بهرهمندی از بازار آزاد نیست. اون رو ژاپن هم داره. و فقط به خاطر دانشگاههای فنی خوب نیست. اون رو ژاپن هم داره. بلکه به خاطر بلد بودن بیزینسه. در بیزینس تکنولوژی، بدون همکاری، باخت حتمیه. باید بتونی با خیلی از بازیگران صنعت، و شاید همهشون، حتی اونایی که ازشون اصلا خوشت نمیاد، همکاری کنی، تا بتونی چیزی بسازی که بقیه نمیسازند. و اپل در جوش دادن این همکاریها استاد شده.
اما اگه مجموعه صنعت آمریکا رو، که بازندهها و برندهها و از قافله عقبها و پیشروها رو با هم در برمیگیره، یک شرکت فرضی در نظر بگیریم، اتفاقی که افتاده اینه که این شرکت قبل ازینکه دیگران ازش جلو بزنند، از خودش جلو زد! در واقع این آمریکاست که داره از آمریکا سبقت میگیره.
اینکه چرا میتونه با خودش مسابقه بده، و از خودش جلو بزنه، فقط به خاطر بهرهمندی از بازار آزاد نیست. اون رو ژاپن هم داره. و فقط به خاطر دانشگاههای فنی خوب نیست. اون رو ژاپن هم داره. بلکه به خاطر بلد بودن بیزینسه. در بیزینس تکنولوژی، بدون همکاری، باخت حتمیه. باید بتونی با خیلی از بازیگران صنعت، و شاید همهشون، حتی اونایی که ازشون اصلا خوشت نمیاد، همکاری کنی، تا بتونی چیزی بسازی که بقیه نمیسازند. و اپل در جوش دادن این همکاریها استاد شده.
مردم انقدر عادت کردن به کشورگرایی و دولتپرستی دیگه تیترهایی مثل این بحث برانگیز نمیشه. شرکت تیاسامسی تایوان که در لبه تکنولوژی ساخت پردازندهها قرار داره، بعد از یک قرارداد با آمریکا برای احداث خط تولید در اونجا، حالا با دولت ژاپن هم قرارداد بست برای احداث یک خط در ژاپن. پولش رو قراره کی بده؟ دولت ژاپن! یعنی همون پول مالیاتدهندگان. اونم برای خطی که قرار نیست لبه تکنولوژی باشه، قراره چیپهای نسل قبلی رو تولید کنه، اما چون برای صنایع خودروسازی کافیه، قانعند. دوطرف یک معامله برد-برد میبیندش. دولت ژاپن فکر میکنه اینجوری همه تخممرغهاش در سبد تایوان، که معلوم نیست چه بلایی سرش بیاد، قرار نمیگیره و یه آبباریکه «بومی» خواهد داشت. تیاسامسی هم فکر میکنه اگه چین اومد تایوان رو گرفت و اوضاع بیریخت شد یه جای پا دارم تو کشورهای آزاد که پناه ببرم به اونجا.
اما مالیاتدهنده ژاپنی باید این رو بپرسه: اگه این سرمایهگذاری، که میتونه حدودا شش یا هفت میلیارد دلار باشه، برای صنعت خودروسازی از نون شب واجبتره، چرا خود این صنعت پولش رو نمیده، و من باید بدم؟
اما مالیاتدهنده ژاپنی باید این رو بپرسه: اگه این سرمایهگذاری، که میتونه حدودا شش یا هفت میلیارد دلار باشه، برای صنعت خودروسازی از نون شب واجبتره، چرا خود این صنعت پولش رو نمیده، و من باید بدم؟
واکسن بزن آقای کالین پاول تا اگه از دیگران گرفتی، نمیری.
عه مُردی آقای کالین پاول، چون از دیگران گرفتی.
عه مُردی آقای کالین پاول، چون از دیگران گرفتی.
❤3
دیشب خواب دیدم تو یه مسجد در یک کشور خارجی هستم که پنجاه شصت نفر از نژادهای مختلف اومدن دارن نماز میخونند. امام جماعت نبود. بشون گفتم امام لازم نیست، وایسید با هم بخونیم. و قبول کردند. وسط نماز یه دختر لاغر بیحجاب اومد چندنفر از جمله من رو از تو صف کشید بیرون و گفت نماز شما چندنفر بدرد نمیخوره. بازوهای نازکش رو گرفتم تو دستم و گفتم ببین تو بدنت ضعیفه، برای همین ذهنت هم ضعیف شده. بدنت از پس دنیای فیزیکی برنمیاد، ذهنت هم از فهمیدن نماز جماعت.
بتمرگ بخواب دیگه مغز عزیز، این سناریوها چیه میسازی نصف شبی.
بتمرگ بخواب دیگه مغز عزیز، این سناریوها چیه میسازی نصف شبی.
😁4
منتقدان بیتکوین رو به چهار دسته تقسیم کردن، که چنان جامع و فراگیر و دقیقه که به سختی میشه یه منتقد پیدا کرد که تو یکی ازین چهار دسته قرار نگیره.
کینهایهای پشیمان: یه زمانی درباره بیتکوین یه چیزایی شنیدن، ولی نخریدن، و حالا که گرون شده جوشی شدن.
دولتگراهای بدبخت: اعتقادشون اینه که پول رو فقط باید دولت بسازه. حالا بیتکوین ریده تو جهانبینیشون.
روشعنفکرها: حاضر نیستند وقت بذارن که بفهمن بیتکوین چیه و چجوری کار میکنه. در نتیجه آرزو دارند خودش خشک بشه بیفته.
گرفتاران باختهای گذشته: تصمیم گرفتند یه کوینی غیر از بیتکوین بخرن و حس میکنند باید بیتکوین رو بکوبند تا از تصمیمات غلطی که در زندگی گرفتند دفاع کنند.
کینهایهای پشیمان: یه زمانی درباره بیتکوین یه چیزایی شنیدن، ولی نخریدن، و حالا که گرون شده جوشی شدن.
دولتگراهای بدبخت: اعتقادشون اینه که پول رو فقط باید دولت بسازه. حالا بیتکوین ریده تو جهانبینیشون.
روشعنفکرها: حاضر نیستند وقت بذارن که بفهمن بیتکوین چیه و چجوری کار میکنه. در نتیجه آرزو دارند خودش خشک بشه بیفته.
گرفتاران باختهای گذشته: تصمیم گرفتند یه کوینی غیر از بیتکوین بخرن و حس میکنند باید بیتکوین رو بکوبند تا از تصمیمات غلطی که در زندگی گرفتند دفاع کنند.
مهاجران دومینیکنی و کوبایی و مکزیکی وقتی میرسن به آمریکا و جای پاشون سفت میشه، شروع میکنند به تقلا برای کشوندن بقیه همولایتیهاشون به آمریکا. هرچی اطلاعات و تجربه دارند در اختیارشون قرار میدن که چجوری بیا، از کجا بیا، این کارو بکن، رسیدی فلان جا برو پیش فلانی.. حتی کلی پیج تو فیسبوک دارند برای راهنمایی. و تازه همه اینها درباره مهاجرت غیرقانونیه!
بعد هموطن ایرانی ما میره ترکیه و هنوز زبان یاد نگرفته به بقیه ایرانیها میگه: خونه نخرید ترکیه بدبخت میشید، نمیشه اقامت گرفت، نمیشه موند، معلوم نیست چی بشه، من میگم نیایید اصلا، اینجا سخته، مار داره.
بعد هموطن ایرانی ما میره ترکیه و هنوز زبان یاد نگرفته به بقیه ایرانیها میگه: خونه نخرید ترکیه بدبخت میشید، نمیشه اقامت گرفت، نمیشه موند، معلوم نیست چی بشه، من میگم نیایید اصلا، اینجا سخته، مار داره.
❤4
یه عده پزشک و پرستار میگفتند «هر واکسنی گیرت اومد بزن».
فرض کن فقط واکسن فخرا گیرمون میاومد. برای چی باید میزدیم؟ واکسنی که اگه دولت ایران نخره، هیچ دولت دیگهای در دنیا نمیخره و مجبورن بساطش رو جمع کنند، برای چی باید میزدیم؟
افه تخصص هم میگرفتند وقتی اون جمله رو میگفتند.
https://t.me/mamlekate/62383
فرض کن فقط واکسن فخرا گیرمون میاومد. برای چی باید میزدیم؟ واکسنی که اگه دولت ایران نخره، هیچ دولت دیگهای در دنیا نمیخره و مجبورن بساطش رو جمع کنند، برای چی باید میزدیم؟
افه تخصص هم میگرفتند وقتی اون جمله رو میگفتند.
https://t.me/mamlekate/62383
Telegram
مملکته
🔻احمد کریمی، مدیر پروژه واکسن فخرا: فعلا در حال برنامهریزی برای توقف تولیدیم، به این دلیل که تولید کنیم به چه کسی بدهیم؟
حتی قولهایی داده شده که پیشخرید انجام شود، اما تا به الان از سمت وزارت بهداشت برای پیشخرید واکسنهای تولیدی نیز اقدامی صورت نگرفته…
حتی قولهایی داده شده که پیشخرید انجام شود، اما تا به الان از سمت وزارت بهداشت برای پیشخرید واکسنهای تولیدی نیز اقدامی صورت نگرفته…
❤1
داروخانهها پر شده از مواد تقویتکننده جنسی. از مشتقات علفی، که معلوم نیست چه عوارض و حساسیتهایی ایجاد کنند، تا مکملهای شیمیایی که فقط خدا میدونه چی توش ریخته شده. و حتما تقاضا هست که چنین عرضه گستردهای فراهم شده. سکس چیزیه که حتی در بدترین شرایط اقتصادی تعطیل نمیشه. و چه بسا کارکرد مخدر هم پیدا کنه.
اما باید یکی به مردان مملکت بگه که مشکل آلتتون با این مواد نامعلوم حل نمیشه. اونجاتون مستقل از جاهای دیگه از کار نمیفته. یه سری مشکلات سیستماتیک دارید که یکی از علائمش شده از کار افتادن اونجا. که یا مربوطه به هورمونها، یا تغذیه، یا ضعف عضلانی. اولی رو باید با کمک یک متخصص کشف کرد، دومی پول میخواد برای درست غذا خوردن، و سومی زحمت میخواد برای ورزش.
ده سال پیش یه مستند از خود رسانه حکومت پخش شد از زندگی فلاکتبار یک خانواده فقیر، که زن خانه میگفت خسته شدیم از بس نان و چای شیرین خوردیم! الان ده سال گذشته و اون وضعیت خستهکننده، به روتین خیلی از خانوادهها تبدیل شده. واقعیت اینه که مردی که داره هرروز نان و چای شیرین میخوره، نمیتونه تو رختخواب موفق باشه. با هیچ دارویی نمیشه فقدان دراز مدت پروتئین و چربی رو جبران کرد.
و همچنین با هیچ دارو و مکملی نمیشه بیتحرکی، یکجا نشستنهای طولانی، تحلیل عضلات لگن، و ایرادات اسکلتی رو جبران کرد. بعید نیست در سالهای آینده اپیدمی آلتهای ناکارآمد، به اپیدمی افتادگی مثانه کشیده بشه.
اما باید یکی به مردان مملکت بگه که مشکل آلتتون با این مواد نامعلوم حل نمیشه. اونجاتون مستقل از جاهای دیگه از کار نمیفته. یه سری مشکلات سیستماتیک دارید که یکی از علائمش شده از کار افتادن اونجا. که یا مربوطه به هورمونها، یا تغذیه، یا ضعف عضلانی. اولی رو باید با کمک یک متخصص کشف کرد، دومی پول میخواد برای درست غذا خوردن، و سومی زحمت میخواد برای ورزش.
ده سال پیش یه مستند از خود رسانه حکومت پخش شد از زندگی فلاکتبار یک خانواده فقیر، که زن خانه میگفت خسته شدیم از بس نان و چای شیرین خوردیم! الان ده سال گذشته و اون وضعیت خستهکننده، به روتین خیلی از خانوادهها تبدیل شده. واقعیت اینه که مردی که داره هرروز نان و چای شیرین میخوره، نمیتونه تو رختخواب موفق باشه. با هیچ دارویی نمیشه فقدان دراز مدت پروتئین و چربی رو جبران کرد.
و همچنین با هیچ دارو و مکملی نمیشه بیتحرکی، یکجا نشستنهای طولانی، تحلیل عضلات لگن، و ایرادات اسکلتی رو جبران کرد. بعید نیست در سالهای آینده اپیدمی آلتهای ناکارآمد، به اپیدمی افتادگی مثانه کشیده بشه.
❤2
واکسنی که کار میکند را باید زد، اما نه همه، و نه وقتی هنوز ویروس در حال جولان است. چون اتفاقا «این» طرز واکسیناسیون است که غیرمسئولانهست. اما این یک نظر اقلیته. نظر اکثریت اینه که هر واکسنی را باید زد، بعد ببینیم کار میکند یا نه! و همه باید بزنند، حتی وقتی هنوز ویروس در حال جولان است.
حالا فرض کنیم من یک فاشیست بودم (اتفاقا استعدادش رو دارم) و قرار بود من متولی اجرای نظر اکثریت باشم، یعنی واکسینه کردن همه مردم، با واکسنی که نمیدونم چی توشه اما پول گرفتم تا به همه تزریقش کنم. در این حالت فرضی و تخیلی، اولین کارهایی که میکردم اینها بود:
- انحلال وزارت بهداشت
- انحلال سازمان غذا و دارو
- واردات واکسن و توزیع در همه داروخانههای کشور به نسبت تراکم جمعیت.
- تزریق کاملا داوطلبانه و فقط در مطب پزشکان داخلی.
- ممنوعیت صدور کارت واکسن و ثبت کد ملی واکسینهشدهها در هر دیتابیسی.
- ممنوعیت تبلیغ به نفع واکسن توسط شخصیتهای سیاسی و سلبریتیها.
- ممنوعیت اظهارنظر هر ویروسشناس، اپیدمیشناس، داروساز و بیولوژیست، از هر نوع تریبون رسمی.
- اطلاعرسانی رسانهای فقط و فقط درباره نحوه دریافت واکسن، و فقط دو بار در هرروز. و هر نوبت فقط ۱۰ دقیقه. ممنوعیت هر نوع برنامهسازی رادیو تلویزیونی به ضرر یا به نفع واکسناسیون.
- صبر.
اگه این پروژه به من آنارشیستی که در یک حالت فرضی فاشیست شده، سپرده میشد، و اجازه داده میشد این کارها رو انجام بده، الان نرخ واکسیناسیون کامل همه کشورها ۹۵ درصد بود. ذرهای شک توش ندارم.
حالا فرض کنیم من یک فاشیست بودم (اتفاقا استعدادش رو دارم) و قرار بود من متولی اجرای نظر اکثریت باشم، یعنی واکسینه کردن همه مردم، با واکسنی که نمیدونم چی توشه اما پول گرفتم تا به همه تزریقش کنم. در این حالت فرضی و تخیلی، اولین کارهایی که میکردم اینها بود:
- انحلال وزارت بهداشت
- انحلال سازمان غذا و دارو
- واردات واکسن و توزیع در همه داروخانههای کشور به نسبت تراکم جمعیت.
- تزریق کاملا داوطلبانه و فقط در مطب پزشکان داخلی.
- ممنوعیت صدور کارت واکسن و ثبت کد ملی واکسینهشدهها در هر دیتابیسی.
- ممنوعیت تبلیغ به نفع واکسن توسط شخصیتهای سیاسی و سلبریتیها.
- ممنوعیت اظهارنظر هر ویروسشناس، اپیدمیشناس، داروساز و بیولوژیست، از هر نوع تریبون رسمی.
- اطلاعرسانی رسانهای فقط و فقط درباره نحوه دریافت واکسن، و فقط دو بار در هرروز. و هر نوبت فقط ۱۰ دقیقه. ممنوعیت هر نوع برنامهسازی رادیو تلویزیونی به ضرر یا به نفع واکسناسیون.
- صبر.
اگه این پروژه به من آنارشیستی که در یک حالت فرضی فاشیست شده، سپرده میشد، و اجازه داده میشد این کارها رو انجام بده، الان نرخ واکسیناسیون کامل همه کشورها ۹۵ درصد بود. ذرهای شک توش ندارم.
❤1