مردم مکزیک چنان معتاد کوکاکولا شدهاند که اگه کسی بخواد بره مهمونی ولی نخواد نوشابه بخوره یا به خاطر معدهش، نتونه بخوره؛ باید با خودش آب ببره! چون تو مهمونیها و جمعهای خانوادگی هیچچی غیر از نوشابه و آبجو نمیدن! چون اصلا آب ندارند که بدن.
گفته میشه خیلیهاشون روزی ۲ لیتر نوشابه میخورند! و نه تنها این اعتیاد رو منفی نمیبینند، بلکه بعضیها باور دارند که خواص درمانی هم داره!
گفته میشه خیلیهاشون روزی ۲ لیتر نوشابه میخورند! و نه تنها این اعتیاد رو منفی نمیبینند، بلکه بعضیها باور دارند که خواص درمانی هم داره!
- دلم میخواد صاحبخونهمون رو از پشتبوم پرت کنم پایین.
- مگه چند درصد اضافه کرد
- سی درصد
- حال داده بت. تورم هفتاد درصده
- من چیکار کنم که هفتاد درصده؟
- اون چیکار کنه هفتاد درصده
- ینی تو مملکت هیچکس نباید به کسی رحم کنه؟
- قاعده بازار عرضه و تقاضاست، نه ترحم
- خودت مجبور بودی این اجاره رو بدی هم همینو میگفتی؟
- آره
- دروغ زشتی بود، دیگه تکرار نکن
- فکر کردی من کجام الان؟
- بیرون گود
- خیر، از لحاظ اقتصادی من هوملس هستم
- پس انقدر ترحم رو رد نکن
- اتفاقا رد نمیکنم. اگه کسی بم انفاق کنه میپذیرم
- پس با نفس کشیدن ما مستأجرها مشکل داری فقط
- نه، با اینکه تو صف ترحم، شما جلوی صف باشید مشکل دارم
- یه چیزی هم بدهکار شدیم
- تو کجا میشینی الان
- غرب تهران
- برای چی باید بتونی غرب تهران بشینی؟
- ببخشید اگه جات رو تنگ کردم
- یه لحظه من رو نبین. فکر کن جنی چیزی هستم، و فقط گوش کن.
- بسمالله... خب بگو
- نه من ازون جنهایی نیستم که با بسمالله در برم. تقاضا برای غرب تهران زیاده. یعنی یه چیزی داریم که کمه، ولی خیلیها میخوانش. حالا چرا باید بدیمش به تو؟
- چون ازینجا بلند بشم بیچاره میشم
- ولی از تو بیچارهتر زیاد هست.
- اونا نمیتونند اجاره فعلی رو بدن.
- یه عده هم هستند که میتونند بیشتر از تو بدن
- یعنی فقط پول تعیینکنندهست
- پول تعیینکننده همهچیز نیست، ولی تو بازار تعیینکننده همهچیزه
- همهچیز هم بازار نیست
- اتفاقا منم همینو میگم. فرض کنیم ایرانخودرو داره یه ماشین رو با قرعهکشی میده به تو ۲۰۰ میلیون. اما بیرون قیمتش ۴۰۰ تومنه. اگه بخوام ازت بخرم ۲۵۰ میدی یا ۴۰۰؟
- اون فرق داره
- نه. گوش کن. اگه به من ۲۵۰ بدی در حالی که بیرون ۴۰۰ میخرن، یعنی داری ۱۵۰ تومن به من هدیه میدی.
- بدت میاد؟
- نه خوشم میاد و با کمال میل میپذیرم. موضوع اینه که چرا باید ۱۵۰ تومن هدیه داد به کسی که ۲۵۰ تومن نقد داره؟ بهتر نیست ۴۰۰ تومن بفروشه و ۱۵۰ تومنش رو خرج بچههای یتیم بکنه؟
- کی این کارو میکنه؟
- مهم نیست کسی اینکارو میکنه یا نمیکنه. مهم اینه که بازار قاعده خودش رو داره، و ترحم و انفاق و نذری، قواعد خودشون رو.
- من ریدم تو همه قاعدهها
- اوکی.
- مگه چند درصد اضافه کرد
- سی درصد
- حال داده بت. تورم هفتاد درصده
- من چیکار کنم که هفتاد درصده؟
- اون چیکار کنه هفتاد درصده
- ینی تو مملکت هیچکس نباید به کسی رحم کنه؟
- قاعده بازار عرضه و تقاضاست، نه ترحم
- خودت مجبور بودی این اجاره رو بدی هم همینو میگفتی؟
- آره
- دروغ زشتی بود، دیگه تکرار نکن
- فکر کردی من کجام الان؟
- بیرون گود
- خیر، از لحاظ اقتصادی من هوملس هستم
- پس انقدر ترحم رو رد نکن
- اتفاقا رد نمیکنم. اگه کسی بم انفاق کنه میپذیرم
- پس با نفس کشیدن ما مستأجرها مشکل داری فقط
- نه، با اینکه تو صف ترحم، شما جلوی صف باشید مشکل دارم
- یه چیزی هم بدهکار شدیم
- تو کجا میشینی الان
- غرب تهران
- برای چی باید بتونی غرب تهران بشینی؟
- ببخشید اگه جات رو تنگ کردم
- یه لحظه من رو نبین. فکر کن جنی چیزی هستم، و فقط گوش کن.
- بسمالله... خب بگو
- نه من ازون جنهایی نیستم که با بسمالله در برم. تقاضا برای غرب تهران زیاده. یعنی یه چیزی داریم که کمه، ولی خیلیها میخوانش. حالا چرا باید بدیمش به تو؟
- چون ازینجا بلند بشم بیچاره میشم
- ولی از تو بیچارهتر زیاد هست.
- اونا نمیتونند اجاره فعلی رو بدن.
- یه عده هم هستند که میتونند بیشتر از تو بدن
- یعنی فقط پول تعیینکنندهست
- پول تعیینکننده همهچیز نیست، ولی تو بازار تعیینکننده همهچیزه
- همهچیز هم بازار نیست
- اتفاقا منم همینو میگم. فرض کنیم ایرانخودرو داره یه ماشین رو با قرعهکشی میده به تو ۲۰۰ میلیون. اما بیرون قیمتش ۴۰۰ تومنه. اگه بخوام ازت بخرم ۲۵۰ میدی یا ۴۰۰؟
- اون فرق داره
- نه. گوش کن. اگه به من ۲۵۰ بدی در حالی که بیرون ۴۰۰ میخرن، یعنی داری ۱۵۰ تومن به من هدیه میدی.
- بدت میاد؟
- نه خوشم میاد و با کمال میل میپذیرم. موضوع اینه که چرا باید ۱۵۰ تومن هدیه داد به کسی که ۲۵۰ تومن نقد داره؟ بهتر نیست ۴۰۰ تومن بفروشه و ۱۵۰ تومنش رو خرج بچههای یتیم بکنه؟
- کی این کارو میکنه؟
- مهم نیست کسی اینکارو میکنه یا نمیکنه. مهم اینه که بازار قاعده خودش رو داره، و ترحم و انفاق و نذری، قواعد خودشون رو.
- من ریدم تو همه قاعدهها
- اوکی.
❤5
Ambient Healing Sound Bath ✧ 432Hz Tuning ✧ Let Go of Overthinking…
Mettaverse
یک ساعت #ambient خالص
میپرسند چرا موزیک الکترونیک، و چرا امبینت؟ چرا چیزی میذاری که با پنج تا کلید کیبورد هم میشه ساختش؟ از کسی که از بیهنری معماران نالانه، بعیده.
نه بعید نیست. چون اینها رو به عنوان هنر مصرف نمیکنم، و از دیگران هم نمیخوام به عنوان هنر بش نگاه کنند. از لحاظ هنری، بیشتر این کارها، نویز هستند. مثل همین کار، که فرکانسش هم ذکر شده. چون یک صدا، نویز است، معنیش این نیست که کاربرد نداره. برای من و خیلیها داره. مردم با صدای کمپرسور یخچال خوابشون نمیبره. من ترجیح میدم داخل اتاقم یه موتور یخچال وجود داشت.
آیا معمار هم میتونه بگه من هم سازه رو برای کاربردش میسازم نه برای خلق اثر هنری؟ بله میتونه بگه. ولی باید اون معمار رو مسخره کرد. و طرد کرد. چون داره با سلامت روانی مردم بازی میکنه. ساکن خونه که با رنج فراوان ساکنش شده، نمیتونه بزنه ترک بعدی.
میپرسند چرا موزیک الکترونیک، و چرا امبینت؟ چرا چیزی میذاری که با پنج تا کلید کیبورد هم میشه ساختش؟ از کسی که از بیهنری معماران نالانه، بعیده.
نه بعید نیست. چون اینها رو به عنوان هنر مصرف نمیکنم، و از دیگران هم نمیخوام به عنوان هنر بش نگاه کنند. از لحاظ هنری، بیشتر این کارها، نویز هستند. مثل همین کار، که فرکانسش هم ذکر شده. چون یک صدا، نویز است، معنیش این نیست که کاربرد نداره. برای من و خیلیها داره. مردم با صدای کمپرسور یخچال خوابشون نمیبره. من ترجیح میدم داخل اتاقم یه موتور یخچال وجود داشت.
آیا معمار هم میتونه بگه من هم سازه رو برای کاربردش میسازم نه برای خلق اثر هنری؟ بله میتونه بگه. ولی باید اون معمار رو مسخره کرد. و طرد کرد. چون داره با سلامت روانی مردم بازی میکنه. ساکن خونه که با رنج فراوان ساکنش شده، نمیتونه بزنه ترک بعدی.
❤3
دولت که پولی نداره. پول دولت، پول مردمه. رئیس کانون وکلا میگه اینکه انحصار رو برداریم تا تعداد بیشتری وکیل وارد بازار کار بشن و باهم رقابت کنند و قیمتها پایین بیاد رو از سرتون بیرون کنید. اگه میخواید قیمتها بیاد پایین، پول وکلای ما رو از بیتالمال بدید!
خودشون وکیلند ولی هیچ شأنی برای حقوق مردم قائل نیستند. چون من نوعی میخوام هزینه وکالت مردم پایینتر بیاد، معنیش این نیست که باید من هزینهش رو از جیب بدم! رقابت و شاید پایین اومدن قیمت، باید بدون زورگیری از من انجام بشه. نه تنها حق کسی که نیاز به وکیل داره، به دسترسی به یک بازار آزاد وکلا رو، پایمال میکنه؛ بلکه برای حل مشکلش میگه باید حق اونایی که فعلا نیاز به وکیل ندارند هم پایمال کنیم! مثل اینه که بری خونه حسن و لپتاپش رو بدزدی، و وقتی گفتند بیچاره حسن بی لپتاپ چیکار کنه حالا؟ خود تو که دزد اون لپتاپی، بیای وسط و بگی حسن یه همسایه داره به نام حسین آقا که یه فرششون اضافهست لوله کردن گذاشتن تو انبار، باید حسین رو خفت کنیم اون فرشه رو ازش بگیریم بریم بفروشیم برای حسن لپتاپ بخریم!
خودشون وکیلند ولی هیچ شأنی برای حقوق مردم قائل نیستند. چون من نوعی میخوام هزینه وکالت مردم پایینتر بیاد، معنیش این نیست که باید من هزینهش رو از جیب بدم! رقابت و شاید پایین اومدن قیمت، باید بدون زورگیری از من انجام بشه. نه تنها حق کسی که نیاز به وکیل داره، به دسترسی به یک بازار آزاد وکلا رو، پایمال میکنه؛ بلکه برای حل مشکلش میگه باید حق اونایی که فعلا نیاز به وکیل ندارند هم پایمال کنیم! مثل اینه که بری خونه حسن و لپتاپش رو بدزدی، و وقتی گفتند بیچاره حسن بی لپتاپ چیکار کنه حالا؟ خود تو که دزد اون لپتاپی، بیای وسط و بگی حسن یه همسایه داره به نام حسین آقا که یه فرششون اضافهست لوله کردن گذاشتن تو انبار، باید حسین رو خفت کنیم اون فرشه رو ازش بگیریم بریم بفروشیم برای حسن لپتاپ بخریم!
در یونان و روم باستان، هر نوع سکس باید انعکاسی از تسلط مرد و مردانگی میبود، و اگر غیر ازین میشد، مرد منزلت خانوادگی و اجتماعی خودش رو از دست میداد. «مرد بدبخت و حقیر» مردی بود که نمیتونست خودش رو به بدن زنان تحمیل کنه. اما در نقاشیهای دیوار یک حمام در شهر مدفون شده پمپئی ایتالیا، یک اثر هست که در اون یک زن لم داده و این یک مرده که داره ارضاش میکنه. دقیقا برعکس تمام تابوهای اجتماعی اون زمان. باستانشناسان حدس میزنند یک روسپیخانه مخفی بوده باشه که در کنار این حمام خصوصی قرار داشته. اگه این حدس درست باشه، نقاشیها برای خوشایند مشتریان تنظیم شدهاند. پس مشتریان زن هم داشته، که نمیخواستند تحت تسلط مردانه باشند، بلکه میخواستند خودشون مسلط باشند.
بازار هیچ تقاضایی رو نادیده نمیگیره. حتی تقاضای مخفیانه استثناترین زنان یک شهر در مردانهترین روزگار تاریخ در دو هزار و اندی سال پیش.
بازار هیچ تقاضایی رو نادیده نمیگیره. حتی تقاضای مخفیانه استثناترین زنان یک شهر در مردانهترین روزگار تاریخ در دو هزار و اندی سال پیش.
نوادگان آنها؟ یعنی ما مردم ایران نوادگان نادریم؟
مهاجمان؟ فکر میکنید ایران چطور شکل گرفته؟ نصف وقت شاهان تاریخ صرف سرکوب شورشیان میشد. چه فرقی داره کسی که رنگ پوستش با رنگ پوست خودت فرق داره بیاد روستای محل زندگیت رو با خاک یکسان کنه، با وقتی که یک همرنگ خودت اینکارو بکنه؟ از قضا شاهان ما همرنگ کسانی که سرکوبشون میکردند هم نبودند. کل جنگهای هخامنشی-یونانی که صدها هزار کشته از اقوام مختلف گرفت، سر اعلام استقلال چندتا شهر در غرب ترکیه امروزی بود که میخواستند آقای خودشون باشند و شاه ما گفت غلط کردید!
تبهکار تبعیدی؟ منظورتون هموناییه که یک برهوت وحشی رو به یک مملکت قابل سکونت برای انسان امروزی تبدیل کردند و ما الان باید سگدو بزنیم تا بمون اقامت بده؟
مهاجمان؟ فکر میکنید ایران چطور شکل گرفته؟ نصف وقت شاهان تاریخ صرف سرکوب شورشیان میشد. چه فرقی داره کسی که رنگ پوستش با رنگ پوست خودت فرق داره بیاد روستای محل زندگیت رو با خاک یکسان کنه، با وقتی که یک همرنگ خودت اینکارو بکنه؟ از قضا شاهان ما همرنگ کسانی که سرکوبشون میکردند هم نبودند. کل جنگهای هخامنشی-یونانی که صدها هزار کشته از اقوام مختلف گرفت، سر اعلام استقلال چندتا شهر در غرب ترکیه امروزی بود که میخواستند آقای خودشون باشند و شاه ما گفت غلط کردید!
تبهکار تبعیدی؟ منظورتون هموناییه که یک برهوت وحشی رو به یک مملکت قابل سکونت برای انسان امروزی تبدیل کردند و ما الان باید سگدو بزنیم تا بمون اقامت بده؟
Anarchonomy
نوادگان آنها؟ یعنی ما مردم ایران نوادگان نادریم؟ مهاجمان؟ فکر میکنید ایران چطور شکل گرفته؟ نصف وقت شاهان تاریخ صرف سرکوب شورشیان میشد. چه فرقی داره کسی که رنگ پوستش با رنگ پوست خودت فرق داره بیاد روستای محل زندگیت رو با خاک یکسان کنه، با وقتی که یک همرنگ…
«هرکس قبل از دیگران به دنیا بیاید جد آنها محسوب میشود».
اینو باید میذاشتم تو اقوالالانعام.
اینو باید میذاشتم تو اقوالالانعام.
درست همین پریروز بود که کارشناس صداسیما گفت آقای صدر به خاطر مواضع متغیری که داشته شانسش رو در انتخابات از دست داده و نیروهای حشدالشعبی در همه نظرسنجیها جلو هستند!
اینکه خیابونهای عراق دستت باشه و بعد انتخابات رو به چنین آخوند نامتعادلی ببازی، شاهکاری بود که فقط از سپاه برمیاومد.
اینکه خیابونهای عراق دستت باشه و بعد انتخابات رو به چنین آخوند نامتعادلی ببازی، شاهکاری بود که فقط از سپاه برمیاومد.
Anarchonomy
«تعداد مردان مجرد در سن ازدواج ایران دو برابر تعداد زنان مجرد در سن ازدواج است».
یه بایاس سلیقهای داده به رده سنی، اما بازم نتونسته یه اختلاف سنگین از توش دربیاره. حالا چجوری با این بیسوادی ترکیبشده با غرض، شده جمعیتشناس، نشون میده دانشگاههای ایران در چه وضعیتی هستند.
ممنوع کردنِ اجباری کردنِ واکسن هم همونقدر احمقانهست که اجباری کردنِ واکسن. من اگه یه باغویلا داشته باشم و دلم نخواد کسی که واکسن نزده واردش بشه، مهم نیست دلیلم چیه، مهم اینه که ملک خودمه و خودم باید تعیین کنم چه کسی واردش بشه. وقتی دولت میاد میگه حق نداری کسی که واکسن نزده رو راه ندی، یعنی داره میگه مالکیتت کشکه!
اما چون داخل یک جنگ هستیم، و هستند، دیگه محکوم کردن طرف مقابل کافی نیست. بلکه همهچیز حالت حمله و ضدحمله پیدا میکنه.
https://t.me/disclosetv/5096
اما چون داخل یک جنگ هستیم، و هستند، دیگه محکوم کردن طرف مقابل کافی نیست. بلکه همهچیز حالت حمله و ضدحمله پیدا میکنه.
https://t.me/disclosetv/5096
یه خانومی اومد گفت من کورس آنلاین میذارم درباره بیتکوین، ۸۵۰ دلار! عزیزان جامعه بیتکوین گفتن زنک! چی میخوای تو کورست بگی که مجانیش تو نت نیست؟ میدونید که، بچههای بیتکوین یکم آلفاطورند و متلکهاشون برندهست. ولی خانومه عقبنشینی نکرد و به هم زدن ادامه داد.
حالا از جلسات آنلاین ختم انعامش اسکرینشات هم میذاره که یعنی به کوری چشم شما مردهای متلکانداز، جلسهمون پابرجاست. اما به نظر میرسه جلسه خیلی طبیعی نیست. شاید نفری ۸۰ دلار داده گفته بیایید آنلاین بشید دستهجمعی عکس بگیریم و مشتی بکوبیم بر دهان مردان و همچنین نوچههای ساتوشی. بهرحال بهتره قبل از آموزش مبانی بیتکوین، بشون بگه یه آیدی آبرومندانه انتخاب کنند برای خودشون. «آیپد جدید پیج» زیاد مناسب نیست.
حالا از جلسات آنلاین ختم انعامش اسکرینشات هم میذاره که یعنی به کوری چشم شما مردهای متلکانداز، جلسهمون پابرجاست. اما به نظر میرسه جلسه خیلی طبیعی نیست. شاید نفری ۸۰ دلار داده گفته بیایید آنلاین بشید دستهجمعی عکس بگیریم و مشتی بکوبیم بر دهان مردان و همچنین نوچههای ساتوشی. بهرحال بهتره قبل از آموزش مبانی بیتکوین، بشون بگه یه آیدی آبرومندانه انتخاب کنند برای خودشون. «آیپد جدید پیج» زیاد مناسب نیست.
هرروز تعدادی پیام دارم که در ژانر عریضههای مسجد جمکران هستند. نمیدونم ادمین بقیه کانالها هم مقصد چنین پیامهاییاند یا فقط برای من اینجوریه. بهرحال مضمون بیشترشون فشار روانی شدیدیه که دارند به خاطر وضع غیرعادی مملکت تحمل میکنند. لابد فکر میکنند اینطرف کسی نشسته که خیلی حالش از خودشون بهتره. از هر ده نفرشون حداقل هشت نفرشون بیشتر با این مسئله درگیرند که «دیگران به فلان جا رسیدند، من در جا زدم». تو کشوری که هر سه چهارسال قدرت خرید مردم نصف میشه، این حسرتها باید هم بوجود بیاد، چون تعیین برندهها و بازندهها به غیرمنصفانهترین و بیمارگونهترین حالت ممکن رخ میده. اما این افراد متوجه نیستند دارند با خودشون چه کار میکنند. آدم نباید با خودش حرف بزنه. برای تجزیه تحلیل مفاهیم منطقی و عقلی، باید با خودش بحث بکنه؛ اما نباید حرف بزنه، اونجوری که دوتا رفیق با هم حرف میزنند، یا یک مادر با فرزندش. مغز میتونه برای مباحث منطقی، جای وکیل مدافع شیطان قرار بگیره و استدلال کنه. همزمان میتونه وکیل و دادستان باشه. دو جایگاه متفاوتش نقش هم رو خنثی خواهند کرد. اما در مسائل احساسی، نقش دوم مغز، روبروی نقش اول قرار نمیگیره. کنارش قرار میگیره! هر چیزی که بش تحویل بدید، دو برابرش میکنه و تحویلتون میده. وقتی بغض داری، نباید به مغزت بگی «میبینی بغض دارم؟»، چون جوابش اینه که «آره، خیلی وقته که بغض داری، نباید نگهش داری». که بعد تحریک میشی به گریه کردنهای مکرر. اگه همه دوستانت مهاجرت کردن به اروپا و تو از قیمت تن ماهی داری تعجب میکنی، نباید به مغزت بگی «همه دوستام رفتن». چون جوابش اینه که «یعنی واقعا قراره تو همین خراب شده بمیرم؟». مغز شما دقیقا با همون مهارتی که میتونه مناره بسازه، میتونه چاه حفر کنه. اگه ازش بخواید حفر کنه، یه جوری حفر میکنه که تا دل جهنم بره. اگه مردم از دامنه وسیع قابلیتهای مغزشون آگاهی داشتن، ممکن بود بترسند. ولی باید این آگاهی رو بدست آورد. مهم نیست شما کی هستید و تا الان چطور زندگی کردید. همین الان میتونید یک آدم رو شکنجه کنید. همین الان. چون مغزتون بلده و از پسش برمیاد. باید همیشه در ذهن داشت که چه کارهایی بلده. مهم نیست چقدر در زندگی سختی کشیدید. همین الان میتونید کسی رو به خاطر خرد کردن غرورتون بکشید و بدنش رو در حاشیه جاده رها کنید. چون مغزتون اینکه «من انقدر بدبختی کشیدم که دیگه غروری برام نمونده» رو ازتون نمیپذیره. اون همیشه آمادهست که یک ذره نفرت رو بکنه دو ذره، و دو ذرهش رو بکنه چهار ذره. و اینجوریه که میتونه بهمن بسازه، و خودتون رو زیر اون بهمن دفن کنه. و برای همینه که نباید جلوی کوهستان مغزتون، نعره بکشید. اگه مشکل رو میشه با تحلیل درست حل کرد، ازش مشورت بگیرید. اما اگه نمیشه، حرفش هم نزنید. بیشتر ماها هم از لحاظ روانی و هم جسمانی آدمهای دفرمهای هستیم. چون اساسا از محیطی که توش بزرگ شدیم آدم خوشفرمی بیرون نمیاد. و گرنه آدم خوشفرم به خیلی از چیزهایی که ما خودمون رو باش درگیر میکنیم، اهمیت نخواهد داد. اینکه به این فکر کنی که یکی اون سر دنیا از فرصتهایی که تو هم داشتی بیشتر استفاده کرد و الان زندگی مرتبتری داره، یک بیماریه. و باید به شکل بیماری بش نگاه کرد. و دقیقا چون بیماریه، به مغزتون به عنوان یک طبیب مراجعه میکنید. که اونم دقیقا کاری برعکس یک طبیب انجام میده، و دوز سم رو بیشتر میکنه. یک جاندار، باید مثل لیزر روی لحظه لحظه حیات خودش فوکوس کنه. فکر کردن به حیات دیگران، یا حالتهای آلترناتیو فرضی حیات خودتون، خارج از دایره منافع حیاتی شماست. فکر کردن به باختهای گذشته، طولانیکردن باخته. نباید از مغز فرار کرد. باید طوری کنترلش کرد که نیازی نباشه باش حرف بزنید. اگه فقط به «استخراج حداکثر ارزش از همین زندگی موجود» تمرکز کنید، دیگه لازم نخواهد بود باش حرف بزنید.